تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام با 64 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزت و عزت مندی در پرتو کلام امام صادق علیه السلام :

هر کدام از ائمه (علیهم السلام) نور و ذات مقدسی اند که در عصر و مصر خودشان خلافت الهی را به خوبی انجام دادند، سعی کردند که دین را از آسیب سیاست اموی و مروانی و عباسی حفظ کنند اوّلاً؛ جامعه ای تربیت کنند که قرآنی و عترتی باشد ثانیاً؛ مردان الهی را به بار بیاورند که به نوبه خود خلیفهالله باشند ثالثاً و الگوی جوامع بشری باشد رابعاً. کار امام صادق (سلام الله علیه) در سخت ترین دوران عباسی بود؛ یعنی بعد از انتقال قدرت اموی و مروانی به عباسیان و اقتدار شدید عباسیان، آنها سعی کردند هم مذهب تراشی کنند، هم قرآن را به رأی خود تفسیر کنند، هم روایاتی که تازه زنده شده است بعد از عمربن عبدالعزیز، اسرائیلیات فوج فوج به روایات راه پیدا کردند آنها را مفسّر قرآن قرار بدهند و جبریه را بپرورانند که حکومت آنها را تأیید می کند و آزاداندیشان معتزله و امثال معتزله را سرکوب کنند و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم الصلاه و علیهم السلام) را با بدترین وضع تحت شکنجه قرار بدهند؛ وجود مبارک امام صادق در چنین عصری بود.

حضرت سعی کرد افرادی را تربیت کند که به این اصولی که الآن به عرض شما می رسد آشنا شوند. اوّلاً آمد قرآن را با عترت نه با روایت، قرآن را با عترت و عترت را با قرآن همتای هم قرار داد. یک وقت ما حرف خدا را از کلام خدا به نام قرآن می شنویم، یک وقت حرف خدا را از انسان کامل معصوم مثل این دوازده امام می شنویم که از هر خطا و از هر خطیئه مصون و محفوظ اند می شنویم.

فرمود عترت آن سهمی را دارد که قرآن همان سهم را دارد، این قرآن و عترت را، جایگاه عصمت را، جایگاه معصوم بودن را، حرف امام را کاملاً تبیین کرد؛ گاهی با استدلال برای متفکران، گاهی به صورت دعا برای افراد عادی تبیین کرد. وقتی زراره از وجود مبارک حضرت سؤال می کند، ما اگر عصر غیبت را ادراک کردیم چه دعایی بخوانیم! همین دعایی که اختصاصی به نماز یا تعقیب نماز ندارد در بین نماز، بعد از نماز، قبل از نماز، در جمیع حالات این دعا از دعاهای نورانی امام صادق(سلام الله علیه) است فرمود شما این مطلب کلامی را به صورت دعا در بین مردم منتشر کنید در عصر غیبت بگویید: «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی نَفْسَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْ نَبِیک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَک لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی»؛[۱] این یک مسئله عمیق کلامی است و به قول اهل کلام، برهان لِمّ در آن هست؛ این را به صورت دعا آورد که ما در هر حالی چه در نماز، چه قبل از نماز، چه بعد از نماز، چه در راه رفتن، بعضی از دعاهاست که جزء تعقیبات است، این جزء تعقیبات نیست جزء تعلیمات است.

آیا امام و رهبران الهی وکیل مردم و منتخب از طرف مردم اند که سقفی و سقفیه ها و امثال ذلک بر آن باور هستند یا نه، امام وکیل مردم نیست نماینده مردم نیست خلیفهالله است، ولی الله است چه اینکه غدیری ها بر آن هستند؛ این مطلب عمیق کلامی را وجود مبارک امام صادق به صورت دعا وظیفه همه ما قرار داد، به ما فرمود بخوانید خدایا! ما امام را به عنوان وکیل نمی شناسیم، امام نماینده ما نیست ما امام را انتخاب نمی کنیم ما اهل سقیفه نیستیم ما سقفی نیستیم ما تحت ولایت امامیم، امام جانشین پیغمبر است، پیغمبر جانشین شماست، خلیفه را بدون مستخلف عنه نمی شود شناخت ما اگر خواستیم پیغمبر را بشناسیم. اگر پیغمبر نماینده ما بود منتخب ما بود ما به او رأی می دادیم او می شد نبی، حرف ما را باید بزند؛ اما پیغمبر، نماینده شماست خلیفه شماست، خلیفه حرف مستخلف عنه را می زند نه حرف ما را، نه حرف مستخلف‎علیه را! اگر خلیفه اند، یک و خلیفه حرف مستخلف عنه را می زند، دو؛ نه حرف مستخلف علیه را، سه؛ از طرف خدا ولی بر مستخلف عنه هست، چهار؛ ما تا مستخلف عنه را نشناسیم خلیفه را نمی شناسیم، «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک» این برهان مسئله است. گاهی دعا می کنیم خدایا عاقبت امور ما را ختم به خیر کن و به ما بهشت بده این دعاست؛ اما این مسئله عمیق کلامی است برهان در آن هست، «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک» چرا؟ برای اینکه من اگر خدا را نشناسم، خلیفه او را نمی شناسم آن که از طرف خدا می آید وقتی من او را می شناسم که مستخلف عنه او را بشناسم منوب عنه را بشناسم «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک» شما در دعاها چنین برهان عقلی فلسفی پیدا می کنید؟ خدایا گناهان مرا بیامرز پدر مرا بیامرز مادر مرا بیامرز! برهان در آن نیست. این استدلال است نه استدعا، «اَللّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَک» من اگر تو را نشناسم پیغمبر را نمی شناسم چون پیغمبر از طرف تو می آید و خلیفه توست «فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْ نَبِیک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک»؛ خدایا! توفیقی بده نبوّت را بشناسم، نبی را بشناسم؛ چون امام، خلیفه نبی است نه وکیل مردم، امام در غدیر مشخص می شود نه در سقیفه؛ «فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی نَفْسَک لَمْ أَعْرِفْ نَبِیک اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی رَسُولَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی رَسُولَک لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَک»؛ من امام را وقتی می شناسم که پیغمبر را بشناسم «اللَّهُمَّ عَرِّفْنِی حُجَّتَک فَإِنَّک إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِی حُجَّتَک ضَلَلْتُ عَنْ دِینِی».[۲] این امام هم از آن طرف هشام را تربیت می کند، هم از آن طرف همه ما را با دعا می پروراند این دعا یک مسئله استدعایی نیست استدلال است. خدایا گناهان مرا بیامرز! در آن نیست، پدران مرا بیامرز! در آن نیست، خدایا به من فهم بده، عقل بده، استدلال بده، برهان بده، کارهای کلامی به من بده! من توحید را بشناسم، نبوّت را بشناسم، امامت را بشناسم. فرمود اگر زمان غیبت را درک کردید این کار را بکنید. وجود مبارک امام صادق کادرسازی کرد، می بینید درست است که همه ما در اثر ارتباط به این خاندان امید بهشت داریم؛ ولی نسوختن و جهنم نرفتن هنر نیست؛ بسیاری از افرادند که جهنم نمی روند، بچه ها و دیوانه ها جهنم نمی روند، کفارِ مستضعف دورافتاده کشورهای کفر که هیچ دسترسی به اسلام ندارند جهنم نمی روند؛ نسوختن، هنر نیست، به بهشت رفتن هم هنرِ والا نیست، بهشت رفتن جزء هنرهای میانی است؛ اما می بینید امام صادق از ما چه توقعی دارد، وجود مبارک امام صادق فرمود شما در شهری که زندگی می کنید نگذارید جمعیت شما در دستگاه های قضایی فراوان باشد در مسجد و حسینیه کم باشد «مَنْ کانَ الرَّهْنُ عِنْدَهُ أَوْثَقَ مِنْ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ فَأَنَا مِنْهُ بَرِیء»[۳]فرمود شما در جامعه زندگی می کنید، تجارت دارید، اقتصاد دارید، رهن دارید، بیع دارید؛ ولی مهم ترین عامل پیشرفت و موفقیت و هماهنگی شما، قول شما و شرافت شما و عزّت شما و اعتماد شما باشد. اگر کسی به دیگری بدهکار بود و خانه خود را در رهن او قرار داد و این رهن مهم تر از قول او بود او شیعه خاص من نیست شما باید طرزی زندگی کنید که قول شما مهم تر از رهن گذاشتن خانه شما باشد؛ «مَنْ کانَ الرَّهْنُ عِنْدَهُ أَوْثَقَ مِنْ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ فَأَنَا مِنْهُ بَرِیء»، جامعه را این زندگی حفظ می کند نه دستگاه قضایی. شما الآن این پانزده میلیون پرونده که در دستگاه قضایی است شاید مثلاً پنج درصدش یک سلسله پرونده های حقوقی علمی باشد؛ نظیر رژیم حقوقی دریای خزر و امثال ذلک، آن چهارده میلیون و نیمش، جزء الفبای دین است، کسی چک بی محلّ کشیده، دروغ گفته، اجاره را نمیدهد، خلاف گفته، اینها جزء بدیهیات دین ماست. این الفبای دین است که چهارده میلیون پرونده شد این چهارده میلیون برای ۲۸ میلیون است برای اینکه هر پرونده ای به هر حال دو طرف دارد، پرونده یک‎طرفه که نیست، این سی میلیون هر کدام سه، چهار نفر وابسته دارند جمعاً می شود هفتاد، هشتاد میلیون؛ هفتاد هشتاد میلیون گیرِ این پروندهها هستند، گیرِ عمل کردن به دستورات ابتدایی امام صادق هستند. فرمود جامعه می شود که حرفش معتبر نباشد؛ ولی وقتی خانه را رهن می گذارد معتبر باشد؟! «مَنْ کانَ الرَّهْنُ عِنْدَهُ أَوْثَقَ مِنْ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ فَأَنَا مِنْهُ بَرِیء» اینها جزء ابتدائیات است.

مرحوم کلینی از وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) نقل کرد، فرمود مملکت باید عزیز باشد، باشکوه و جلال و عزّت باشد. کشور شیعه به برکت خود اینها کشور عزّتمند است. این را مرحوم کلینی از وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) نقل کرد که «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کلَّهَا وَ لَمْ یفَوِّضْ إِلَیهِ أَنْ یذِلَّ نَفْسَه»؛[۴] فرمود ذات اقدس الهی مؤمن را آزاد خلق کرد هر کاری می خواهد بکند در مرز حلال آزاد است؛ اما کاری بکند که حیثیت او و عزّت و شکوه و جلال او از بین برود حق ندارد؛ چون آبرو حقّ ما نیست، ما باید بدانیم بعضی از امور را ما امین و بعضی از امور را مالک هستیم، خدا این مال را از راه حلال که به ما داد فرمود مال شماست لِلرِّجالِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبُوا وَ لِلنِّساءِ نَصیبٌ مِمَّا اکتَسَبْنَ[۵] مال، مِلک ماست خواستیم به کسی بدهیم، خواستیم ندهیم؛ اما آبرو برای ما نیست ما امینیم نه مالک. آیا کسی حق دارد حرفی بزند که آبروی او برود یا معصیت کرده؟ اگر کسی آبروی دیگری را ببرد حرام است، خود شخص کاری بکند که آبرویش برود حرام است، آبرو برای ما نیست، آبرو امانت خداست نزد ما. چرا اگر ـ خدای ناکرده ـ تجاوز جنسی بشود همه بستگان این زن پس بگیرند شکایت را و رضایت بدهند پرونده همچنان باز است؛ برای اینکه ناموس زن یا ناموس مرد مال کسی نیست اینها مال خداست حقّ الله است ما به عنوان امین، حافظ او هستیم اگر کسی ـ معاذ الله ـ به یک زن تجاوز عمدی کرد همه بستگان او رضایت بدهند پرونده هنوز باز است این مثل خون نیست. اگر کسی را کشتند اولیای دم رضایت دادند مسئله

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *