تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان شامل 58 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عزّت نفس و توانمندی انسان :

مقدمه

انسان با تکرار افعال پسندیده مى‏تواند برخى فضایل اخلاقى را در خود ایجاد نماید. شکل‏گیرى فضایل اخلاقى به او کمک مى‏کند تا در هر شرایطى بتواند بى آن که بیندیشد و یا زمان زیادى براى تأمل در باره چگونگى رفتار خود صرف کند، به آسانى متناسب با آن خُلق رفتار کند. بدیهى است که از فضایل اخلاقى، رفتار و افعال نیک؛ و از رذایل اخلاقى، رفتار ناپسند صادر مى‏شود. فضایل اخلاقى را مى‏توان به دو دسته تقسیم کرد: فضایل اخلاقى فردى؛ فضایل اخلاقى اجتماعى. تقسیم فضایل به فردى و اجتماعى ازآن‏روست که برخى فضایل مستقیماً به حوزه رفتار فردى ارتباط دارد و برخى دیگر مستقیماً به حوزه رفتار اجتماعى، هر چند آن فضایلى که به حوزه اخلاق فردى ارتباط دارند به صورت غیر مستقیم یا با واسطه، با رفتار اجتماعى نیز ارتباط پیدا مى‏کنند. مَنْ کانَ یرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعاً.[۱] هر که عزّت بخواهد، بداند که همه عزّت از آنِ خداست.

واژه شناسی عزّت

«عزیز» از ماده «عزّ» به معنای شدت و قوّت و صلابت است و چیزی که غلبه و نفوذ ناپذیری و پیروزی در پی دارد.[۲] بین دو واژه «عزّت» و «قدرت»، قرابت معنایی نزدیکی وجود دارد؛ یکی به معنای «توانمندی» و دیگری به معنای «نیرومندی» است. با این حال توانمندی اعم از نیرومندی است؛ یعنی هر نیرومندی، توانمندی نیز است؛ اما چه بسا توانمندی که مقصود از آن نیرومندی نیست. نکته دیگری در واژه «عزّت»، توانی است که در آن شکست راه ندارد و حتماً پیروزی و رسیدن به مقصود را به دنبال دارد. لذا برخی صاحب نظران و از جمله راغب در مفردات اضافه می کند که «عزّت حالتی در انسان است که نمی گذارد مغلوب شود».[۳] بر این اساس «عزّت نفس» توانمندی یا توانی است که اگر فردی آن را در درون خود بیابد و احساس کند، خود را از اظهار ذلّت، نیاز و وادادگی در برابر دیگران نگاه می دارد.

کاربردشناسی عزّت در قرآن و حدیث

واژه «عزّت» در متون دینی به چند معنا از جمله «صلابت» و «قاهریت»،[۴] «غلبه»،[۵]«نادری» و «نایافتنی»[۶] و نیز در مطلق «صعوبت و سختی»[۷] و «غیرت و حمیت»[۸] به کار رفته است اما در اغلب موارد، «عزّت» به معنای «توانمندِ همیشه پیروز» است.[۹] به همین دلیل، عزیز واقعی و توانمند همیشه پیروز و شکست ناپذیر، فقط خداست؛ کسی که عزّتش اصیل است و آن را از دیگری نگرفته است. این حقیقت موجب شده است که خدای متعال، تمام عزّت را به ذات مقدس خود اختصاص دهد و فرماید: «هر که عزّت بخواهد، بداند همه عزّت از آنِ خداست».[۱۰]

انواع عزّت انسان

با توجه به معانی لغوی «عزّت»، این مفهوم، مراتبی از شدت و ضعف و کمال و نقصان دارد. بر این اساس، عزیز مطلق یا همان توانای حقیقی و مطلق که شکست ناپذیر است فقط خداست، اما عزّت در مراتب نازل تر برای انسان ها نیز ممکن است. انسان ها نیز در شرایطی می توانند توانمندی بالایی داشته باشند و عزیز خوانده شوند؛ همانند عزّت فرعون که ساحران بنی اسرائیل پیش از آغاز مبارزه با حضرت موسی (ع) آن را بر زبان جاری کردند و گفتند: «به عزّت فرعون سوگند که حتماً ما پیروز خواهیم شد»[۱۱]و خدای متعال آن را نفی نفرمود و پس از یادکرد نقل قول ساحران، آن را نیز رد نکرد.

عزّت انسان را می توان به دو نوع تقسیم کرد: استقلالی؛ غیر استقلالی. عزّت استقلالی آن است که انسان، خود یا مخلوق دیگری را عزیز بداند بی آن که توانمندی اش را مرهون لطف پروردگار و وابسته به عنایت او به شمار آورد. در مقابل، عزّت غیر استقلالی، همان توانمندی است که منشأ آن از ناحیه فرد دیگری است و از طرف موجود دیگری عطا شده است. از منظر قرآن کریم، عزیز بودن انسان، شدنی است ولی باید توجه داشت که هر عزّتی که انسان بدان دست می یابد از طرف خداست؛ زیرا غیر از خدا، هر چیزی، در ذاتش فقیر و ذلیل است و چیزی را مالک نیست، مگر آن که خدا به او ترحم کند و سهمی از عزّت به او بدهد.[۱۲]خداوند آن توانایی و عزّتی را که به واسطه ایمان به بندگانش می بخشد، عزّت واقعی به شمار می آورد؛ زیرا این عزّت، ماندگار و باقی است و پشتوانه آن قدرتی است که فوق آن قدرتی نیست. لذا فرمود: وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ لکنَّ الْمُنافِقِینَ لا یعْلَمُونَ.[۱۳] علامه طباطبایی در تفسیر آیه ده سوره فاطر، پس از بیان فقر ذاتی انسان و اختصاص عزّتمندی حقیقی به خدا، عزّتمندی انسان را ناممکن نمی داند و می گوید: روشن شد که سیاق جمله مَنْ کانَ یرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعاً آن نیست که اختصاص عزّت به خدا را بیان کند، به طوری که غیر از خدا کسی دستش به آن نرسد؛ و نیز نمی خواهد بفرماید هر کس در طلب عزّت برآید، چیزی را طلب کرده که وجود ندارد، و ناشدنی است، بلکه معنایش این است که هر کس عزّت می خواهد، باید از خدای تعالی بخواهد؛ زیرا عزّت، همه اش ملک خداست و هیچ موجودی نیست که خودش بالذات عزّت داشته باشد.[۱۴]

بنابراین عزّت انسان ها همواره از سوی خدا داده می شود. ازاین رو عزّتمندی انسان به دو نوع تقسیم می شود: عزّت مندی غیر حقیقی و زوال پذیر؛ عزّتمندی حقیقی و پایدار.

نوع نخست عزّت، آن توانایی است که از سوی خداوند به کسی داده شده است اما نه به سبب کرامت و حرمت او در پیشگاه خدا، بلکه به دلیل آزمایش او یا دلیلی چون مهلت دادن خدا به بنده اش بوده است. این نوع عزّت، در حقیقت، عزّت واقعی نیست و دوام هم ندارد؛ آن گونه که خداوند در سوره نساء گمان کسانی را که دوستی با کافران را مایه توانمندی و عزّت می دانستند رد می کند می فرماید: «کسانی که کفار را به جای مؤمنان به دوستی برمی گزینند، آیا در نزد کفار توانمندی به دست می آورند؟ در حالی که توانمندی مطلق از آن خداست».[۱۵]

در سوره مریم نیز جستجوی عزّت از ناحیه غیر خدا را مایه ذلّت و خواری می شمرد[۱۶] و می فرماید: «و مشرکان، خدای یگانه را ترک گفته و خدایان باطل (مانند بتها و فراعنه) را برای عزّت و احترام دنیوی برگرفتند. چنین نیست؛ بلکه به زودی پرستش آن خدایان باطل را انکار کنند و به خصومت با آنها برخیزند».[۱۷]

نوع دوم عزّت انسان، عزّتی است که علت دستیابی آن، موهبت، شایستگی و کمال یافتگی فرد است. بر اساس آموزه های قرآنی و حدیثی، اگر انسان به خدا متصل شود و بر او اتکا کند، توانمند و عزیز می شود و کسی یارای مقابله با او را نخواهد داشت. این نوع عزّت، استقلالی نیست و خداداد است اما می تواند دائم باشد؛ زیرا کسب آن از راه جلب رضایت پروردگار بوده است. ازاین رو خداوند، عزّت این افراد را به عزّت خودش پیوند می زند تا تداوم یابد و ابدی شود. بنابراین هر کس بر خدا توکل کند و پس از بسیج تمام نیروهایش خود را به او بسپارد، خداوند او را یاری خواهد کرد، چه این که خداوند، قادری است که هیچ کس در مقابل او یارای مقاومت ندارد، و حکیمی است که ممکن نیست دوستان و مجاهدان راهش را تنها بگذارد:[۱۸] وَ مَنْ یتَوَکلْ عَلَی اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکیمٌ.[۱۹]

عزّت نفس انسان

رفتار انسان، متناسب با عزّتمندی و توانمندی اش، متفاوت است اما در حقیقت چیزی که موجب تغییر در رفتار می شود عزّتمندی نیست، بلکه آگاهی از آن عزّت است؛ یعنی وقتی انسان به توانایی و ارزشمندی های خود آگاه می شود رفتارش متناسب با آن توانایی عزّتمندانه می گردد.

آگاهی به توانمندی، اگر از سوی خودِ فرد باشد، حالتی را در او ایجاد می کند که به آن «عزّت نفس» می گویند. این حالت منشأ شکل گیری و بروز برخی رفتارهاست. به عبارت دیگر، انسانِ با عزّت نفس، برای رسیدن به اهدافش، امور خویش را شخصاً انجام می دهد، از اتکا به دیگران و درخواست دستگیری و کمک آنان پرهیز می کند و در برابر دیگران، دست کم در اموری که توانمندی دارد، اظهار ناتوانی نمی کند و تن به خواری نمی دهد.

البته اگر دیگران نیز از توانمندی انسان آگاه شوند، رفتار آنان نیز با فردِ عزیز بر اساس عزّتمندی او شکل می گیرد؛ یعنی او را محترم شمرده، در برابرش فروتن هستند. در مقابل، اگر او را ناتوان به شمار آورند، برای او احترام زیادی قایل نمی شوند و به برقراری ارتباط با او علاقه مند نیستند؛ مانند قوم شعیب (ع) که به دلیل ضعیف و ناتوان شمردن آن حضرت، او را به سنگسار شدن تهدید کردند: «گفتند: ای شعیب! بسیاری از آنچه را که می گویی نمی فهمیم و تو را میان خودمان ضعیف می بینیم. اگر به خاطر کسانت نبود، سنگسارت کرده بودیم؛ چرا که تو در نزد ما توانا نیستی».[۲۰] بی گمان اگر قوم شعیب (ع) او را عزیز و توانمند می دانستند و در حقیقت به عزّت واقعی او که بر عزّت بی انتهای پروردگار تکیه داشت پی برده بودند، هرگز به او جسارت نکرده، این گونه سخن نمی گفتند.

عوامل عزّت نفس

برخی گمان می کنند منصب و جایگاه اجتماعی بالا، علم و دانش، ثروت زیاد یا فراوانی جمعیتِ خاندان، عامل عزّت و توانمندی انسان است. البته هر یک از این عوامل در توانمندی و عزّت آدمی نقش دارد، اما بر اساس آمو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *