توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان شامل 70 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عظمت و حقیقت انسان :
کتاب نورانی نهج البلاغه ۲۴۱ خطبه دارد و ۷۹ نامه و ۴۷۳ کلمه حکیمانه؛ منتها از آن جهت که شیعه در اقلیت بود و قدرت و حکومتی نداشت، معارف اهل بیت خیلی عرضه نشد. قبل از هزار سال سید رضی(رضوان الله تعالی علیه) این کتاب را جمعآوری کردند؛ اما اگر کسی اهل تحقیق باشد میداند ـ به نحو سالبه کلیه ـ این کتاب هیچ راه علمی ندارد. هیچ نمیشود آن را شرح کرد، برای اینکه این بزرگوار یعنی سید رضی؛ حالا یا فرصت نداشت توفیقی نداشت سه چهار جمله از یک خطبه نقل کرد شده یک خطبه. سه چهار سطر از یک نامه نقل کرد شده یک خطبه. شما وقتی خطبههای نهج البلاغه را میشمارید میبینید خطبه سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هر کدام سه چهار سطر است. نه «بسم الله» دارد، نه حمد دارد، نه اوّل دارد، نه آخر دارد. شما چگونه میخواهید این را شرح کنید؟ حیف این کتاب! در جریان خطبهها، یک خطبه نورانی است بیست یعنی بیست صفحه است، ایشان سه چهار صفحه نقل کرده، بعد بخشی از کلمات همان خطبه را در کلمات قصار نقل کرده است. همه شما به هر حال کم و بیش اهل تحقیق هستید، یا حوزوی هستید، یا دانشگاهی هستید؛ اگر یک محقّق بخواهد کتابی را بفهمد و بفهماند، دو تا عامل دارد: «السّباق، السّیاق». اگر بخواهد چیزی را بفهمد، یا از راه سباق میفهمد که این همان است که در اصول از آن به تبادر یاد شده است؛ یعنی «ما یتبادر و ینسبق من العباره إلی الذهن». یا از سیاق میفهمد به شواهد قبلی و بعدی که بخشی از آن مطالب سباق در گرو این سیاق است. یک سه چهار جملهای که اصلاً شما نمیدانید برای کدام خطبه است! یا برای کدام نامه است! چگونه میتوانید بفهمید؟ آنچه رواج دارد، ترجمه کوتاه ناقصی از نهج البلاغه است، این کتاب است.
اگر کسی بخواهد عالم باشد، یک وقت است کسی میخواهد روضهخوان باشد واعظ باشد سه چهار کلمه از حضرت نقل بکند و اینها، او آزاد است؛ اما اگر کسی بخواهد محقّق باشد الا و لابد باید این تمام نهج البلاغه را داشته باشد یک طرف که یک جلد قطور است و آن هفت جلد هم که مصادر و منابع و تتمیم آن راه دارد در یک طرف دیگر، تا او بتواند لااقل یک خطبه را بفهمد. الآن در همان خطبه همّام که همّام به حضرت عرض کرد: «صِفْ لِیَ الْمُتَّقِین»،[۲] حضرت گفت و گفت و گفت، تا اینکه آن شنونده جان داد، آن تقریباً بیست صفحه است. سید رضی شش هفت صفحه آن را نقل کرد، بخشی از آنها را هم در خطبه ۲۲۰ نقل کرد که دارد: «قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ حَتَّی»[۳] چه کسی؟ چه کسی «أَحْیَا عَقْلَهُ»؟ چه کسی «أَمَاتَ نَفْسَهُ»؟ «حَتَّی … بَرَقَ لَهُ لامِع کَثِیر الْبَرْق». این خطبه از درخشندهترین خطبههای نهج البلاغه است که درباره کشف و شهود است. «بَرَقَ لَهُ لامِع کَثِیر الْبَرْق» که مربوط به حوزه و دانشگاه نیست؛ این برای نماز شب است. چه کسی برای او بهشت کشف میشود؟ چه کسی برای او جهنم کشف میشود؟ چه کسی برای او برق لامع رخشندگی میکند؟ «قَدْ أَحْیَا عَقْلَهُ وَ أَمَاتَ نَفْسَهُ حَتَّی … بَرَقَ لَهُ لامِع کَثِیر الْبَرْق»، این ضمیر به چه کسی برمیگردد؟ این تازه یک خطبه است.
این شخص مخاطب و مستمع در همان جا فریاد کشید و جان سپرد، حضرت فرمود من میدانستم وقتی من بخواهم حرف بزنم نتیجهاش جان دادن مخاطب است. خود حضرت فرمود: شما کنار این کلمات عادی در حواشی این کلمات بگذرید. آنجا که من دارم حرف میزنم، مستقیماً ننشینید، برای اینکه «یَنْحَدِرُ عَنِّی السَّیْل وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر»؛[۴] من اگر بخواهم حرف بزنم سیل میبارم، مگر شما میتوانید در مسیر سیل بایستید؟ نه سبلان اردبیل و نه الوند همدان همتای دماوند نیست. این قله دماوند خیلی مرتفع است. همه شما با تهران و تهرانی و زندگی تهران و البرز آشنا هستید. این کوههای تهران هم کوههای بلندی است؛ اما شاید چهل سال، پنجاه سال، هفتاد سال گاهی یکبار ممکن است سیل بیاید. مگر هر کوهی سیل دارد؟ هر چه هم باران تُند بیاید به هر حال این کوه چند متری بیش نیست. بین این کوههایی که تهران و البرز در دامنه آن کوههاست با قله دماوند چندین شیار هست؛ اما بعضی از قسمتهای همین لاریجان که دامنه قلّه است و مستقیماً با خود قلّه رابطه دارد، هر وقت باران آمد سیل میشود؛ برای اینکه چند هزار متر باید بیاورد همه این خاکها را میشوید و میآورد. مگر هر کوهی سیل دارد؟ مگر هر کوهی مسیل سیل است؟ فرمود: من آن کوه بلند هستم وقتی حرف میزنم سیل دارم. شما چگونه میخواهید بایستید اینجا؟! او اصرار کرد که بگویید: «صِفْ لِیَ الْمُتَّقِین»، «صِفْ لِیَ الْمُتَّقِین»، فرمود: بنده خدا! من اگر بخواهم شروع به حرف بکنم، مثل سیل باران میآید تو را میبرد؛ این طور هم شد. آن قدر قوی بود قوی بود که شنونده همان جا جان داد. حضرت فرمود: «هَکَذَا تَصْنَعُ الْمَوَاعِظ».
شما این پرندهها را که میبینید که روی قلهها مینشینند؛ اما هیچ پرندهای را ندیدید که روی قله دماوند بنشیند، از بس بلند است. حضرت فرمود: مگر هر کسی به فکر من میرسد؟ «وَ لَا یَرْقَی إِلَیَّ الطَّیْر». نه هیچ پرندهای اوج فکر مرا مییابد، نه هیچ گیرندهای سیل دامنه مرا تحمّل میکند؛ این کتاب است. این کتاب بعد از قرآن اوّلین سرمایه ماست، متأسفانه به این صورت درآمده است. اگر کسی بخواهد شرح کند دست و بالش بسته است. مگر اینکه این تمام نهج البلاغه را که خدا غریق رحمت کند آن سید شیرازی را که نوه او جمع کرده، این اوّل تا آخر کتاب را، یک؛ و آن هفت جلدی هم که مصادر آن است، دو؛ تا آغاز و انجام یک خطبه، آغاز و انجام یک نامه، همه مشخص بشود، سه؛ آن وقت این کلمات قصار چیز جدایی نیست، یا از آن خطبههاست یا از آن نامهها. گاهی ممکن است حضرت تکفرمایشی فرموده باشد و گرنه ۴۷۳ کلمه قصار بیصدر و بیذیل حضرت که ندارد.
غرض این است که نهج البلاغه چنین کتاب مظلوم قوی و غنی است؛ چون روی آن کار نشده خیال میکنند قابل فهم است! تا آن کتاب جمع نشود، اوّل و آخر خطبه مشخص نشود، اوّل و آخر نامه مشخص نشود، نه «السّباق» نه «السّیاق» که سرمایه محقّق است حاصل نمیشود. خود حضرت(سلام الله علیه) ائمه دیگر هم همین کار را کردند یک سلسله قواعد عقلی دارند و یک سلسله قواعد فقهی. قواعد فقهی همین قاعدههایی است که در قواعد فقهیه آمده، قاعده ید هست، قاعده تجاوز هست، قاعده فراغ هست، قاعده استصحاب هست، این قواعدی هست که در کتابهای دینی ما به صورت قواعد فقهی یا قواعد اصولی جمع شده است این را ائمه فرمودند. قسمت مهم از مطالبی که فرمودند قواعد فلسفی و کلامی است. قواعد فلسفی و کلامی در نهج البلاغه فراوان است، در توحید صدوق[۵] که فرمایشات نورانی امام رضا هم جمع شده، فراوان است. حضرت فرمود: «کُلُّ قَائِمٍ فِی سِوَاهُ مَعْلُولٌ»؛[۶] یعنی هر چیزی که هستی او عین ذات او نیست، علّت میخواهد. این قاعده با قاعده استصحاب کجا! استصحاب را یک طلبه بعد از هفت هشت سال درس خواندن میفهمد؛ اما این که به آسانی حلّ نمیشود. «کُلُّ قَائِمٍ فِی سِوَاهُ مَعْلُولٌ»، نظام علّیت را اینجا ثابت کرد. بیان نورانی امام رضا(سلام الله علیه) هم در توحید مرحوم صدوق همین است. از این قواعد عقلی فراوان در کلمات ائمه(علیهم السلام) است.
یکی از آن قواعد عقلی فلسفی که در کلمات نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) است همین کلمه ۳۲ است که فرمود: «فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه»؛ یعنی هر انسانی بالاتر از کار خودش است؛ یعنی یک انسان نمازگزار بالاتر از نماز است. یک انسان روزهگیر بالاتر از روزه است. یک انسان زکاتده بالاتر از زکات است. این با کدام معیار حلّ میشود؟ فرمود هر کسی که کار خیر انجام داد، بالاتر از آن کار خیر است. این نمازی که ستون دین است چگونه نمازگزار بالاتر از این نماز است؟ این زکاتی که پیوند خلق با یکدیگر را تحکیم میکند چگونه مؤدّی زکات بالاتر از آن است؟ این صومی که «جُنَّهٌ مِنَ النَّار»[۷] است چگونه صائم بالاتر از «جُنَّهٌ مِنَ النَّار» میشود؟ فرمود: «فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه»، اگر سرقت بد است، اختلاس بد است، نجومی بد است، سارق و مختلس و نجومیبگیر بدتر از آن هستند. اگر خوردن بیتالمال بد است خورنده بدتر از آن است. اگر گرفتن اموال مسلمین بد است، گیرنده بدتر از اوست. این دو تا قاعده عقلی است. فرمود: «فَاعِلُ الْخَیْرِ خَیْرٌ مِنْهُ وَ فَاعِلُ الشَّرِّ شَرٌّ مِنْه».
یک توضیح کوتاه ـ شرح نمیشود خلاصه ـ یک توضیح کوتاه این است که ما دو تا خیر داریم: یک خیر علمی داریم که حکمت نظری عهدهدار و متولّی آن است. یک خیر عملی داریم که حکمت عملی عهدهدار آن است. خوبی، زیبایی و مانند آن، یک قسمتش به بخش اندیشه برمیگردد، یک بخش از آن به قسمت انگیزه برمیگردد. وقتی در نظام هستی اگر بگویند فلان چیز بهتر است، خوب است، خیر است؛ یعنی درجه هستی آن بالاتر است، چون که امر اعتباری نیست، امر حقیقی است. امری نیست که خرید و فروش بشود بگوییم آن بهتر است. وقتی میگوییم آفتاب بهتر از ماه است؛ یعنی درجه وجودی او و نورافکنی او قویتر است. وقتی میگوییم جبرئیل بهتر از فلان فرشته است؛ برای اینکه آن استاد است و این شاگرد. وقتی میگوییم پیغمبر بهتر از امت است؛ برای اینکه او علماً و عملاً معصوم از خطای فکری و خطیئه عملی است و دیگران این چنین نیستند. این خیر علمی است، خیر نظام هستی است. خیری است که اثرش خوب است، بهتر است، فایده دارد؛ میگویند فلان کار بهتر از فلان کار است. این خیر ارزشی است، آن خیر دانشی است.
حُسن هم همین طور است، یک وقت ذات اقدس الهی در قرآن فرمود: أَحْسَنَ کُلَّ شَیْءٍ خَلَقَهُ؛[۸] هر چه را او آفرید زیبا آفرید، از این زیباتر دیگر ممکن نبود، هر چند به صورت خرچنگ باشد. این زیباییِ خلقت کاری با زیباییِ هنر و دلپذیری ندارد. یک وقت میگوییم نقاشی فلان تابلو بهتر از نقاشی این تابلوست؛ آن برای زیبایی چشمپذیر است. یک وقت میفرماید ما هر چه خلق کردیم زیبا خلق کردیم، هیچ نقصی در دستگاه نیست؛ برای اینکه اگر زیباتر از این ممکن بود و خدا نیافریده بود، این مقدم ـ معاذالله ـ یا «للجهل» بود یا «للعجز» بود یا «للبخل»؛ «و التالی بأسره الثلاث مستحیل و المقدم مثله». اگر زیباتر از این ممکن بود و خدا خلق نکرده بود، این مقدمه قضیه استثنایی؛ یا ـ معاذالله ـ برای اینکه نمیدانست، یا ـ معاذالله ـ برای اینکه نمیتوانست، یا ـ معاذالله ـ برای اینکه جود و سخا را نداشت. تالی به هر سه قسمش مستحیل است «فالمقدم مثله». پس نظامی از این زیباتر ممکن نیست. این مربوط به زیبایی خلقت است. یک وقت است میگوییم طاوس بهتر از فلان حیوان است، این زیباتر است؛ یعنی چ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.