توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل علوم قرآنی در روایات امام صادق(ع) :
مقدمه
امامان و اهل بیت (ع) سرچشمه های زندگانی اند؛ هم با نفس مسیحایی شان که شفابخش و بهجت آفرین در جامع انسانیت است، و هم با نفحات علم و دانش بی کرانشان که انسان را تا مرزهای جاودانگی و حیات سرمدی که همان مقام قرب الهی است پیش می برد. بر اساس آیات قرآن و حدیث ثقلین، اهل بیت (ع) و عترت طاهرین، همتای قرآن بوده و تمسک به یکی از آن دو بدون دیگری مساوی با ترک هر دو است. زیرا قرآن مشعل است و اهل بیت (ع) مشعل دار طریق نجات و راهبر راه قرآنند. أمیر مؤمنان (ع) بر این اساس می فرمایند: «ذلک الْقرْآن فاسْتنْطقوه و لنْ ینْطق و لکنْ أخبرکمْ عنْه؛ آن قرآن، کتاب خداست از آن بخواهید تا سخن بگوید و هرگز سخن نگوید اما من شما را از آن خبر می دهم».[۱] امامان معصوم (ع) دانا به محکمات و متشابهات و تأویلند چون قرآن علم به تأویل آیات را به خدا و راسخان در علم منحصر ساخته و ایشان مصداق حقیقی و نخستین راسخان در علم اند؛ بنابراین آنان مرجع شناخت محکم و متشابه و تأویل آیات قرآنند. از این روی بررسی روایات و سیره معصومین (ع) در حوز تفسیر و علوم قرآن بسیار با اهمیت است.
حیات فرهنگی، سیاسی و علمی امام صادق (ع)
در عصر امام صادق (ع)، با درگیری بین امویان و عباسیان و مشغول بودن آن ها به نزاع با یکدیگر، آزادی نسبی به وجود آمد و ره آورد آن، آزاد بودن بحث های علمی در شاخه های گوناگون بود. امام صادق (ع) در راستای حفظ و صیانت مکتب اسلام از هرگونه تحریف، و حفظ شیعه از هر نوع انحراف و احیای سنت پیامبر اکرم (ص) به فعالیت فرهنگی گسترده ای اقدام نمود و با توجه به نیاز شدید جامعه، نهضت علمی و فرهنگی پدرش امام باقر (ع) را گسترش داد و در شهر مدینه مرکز علمی عظیمی را پدید آورد. ایشان با تدبیر خاصی که داشتند، توانستند جلسات درس عمومی و خصوصی فراوانی تشکیل دهند و در این جلسات و حلقه های درسی که در منزل و یا مسجد نبوی و در ایام حج و یا در فرصت های دیگر تشکیل می شد، مسائل مختلف اعتقادی، فقهی، اخلاقی و تفسیری را در ضمن بیان أحادیث مختلف به شیعیان خود بیاموزند. و شاگردان زیادی را تربیت کنند؛ چنان که گفته اند: إبن عقده نام چهار هزار نفر از شاگردان ایشان را در کتاب مستقلی بیان کرده است.
تعریف علوم قرآنی
گسترش علم تفسیر و نیاز آن به علوم مقدماتی و جنبی، دانش «علوم قرآن» را به وجود آورد. علوم قرآن به دانش هایی گفته می شود که هر مفسّری، قبل از اقدام به تفسیر قرآن، باید آن ها را بداند مانند: تاریخ قرآن، ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، اسباب النزول، اعجاز، قرائت های مختلف، تحریف و مباحثی از این دست.
علوم قرآنی، اصطلاحی است دربار مسائل مرتبط با شناخت قرآن و شؤون مختلف آن، و فرق بین «علوم قرآنی» با «معارف قرآنی» آن است که علوم قرآنی بحثی بیرونی است و به درون و محتوای آن از جنبه تفسیری کاری ندارد، اما معارف قرآنی کاملا با مطالب درونی قرآن و محتوای آن سر و کار داشته و یک نوع تفسیر موضوعی به شمار می رود. بنابراین رابطه «علوم قرآنی» با تفسیر، رابطه مقدمه با ذی المقدمه است زیرا محور مباحث ومطالعات «علوم قرآنی» شناخت قرآن است. بنابراین با علم به اهمیت مباحث علوم قرآنی، به بیان و شرح این علوم در کلام امام صادق (ع) می پردازیم:
تاریخ قرآن
یکی از مهم ترین و پر دامنه ترین دانش های قرآنی، علم تاریخ قرآن است که عبارت است از دانشی که تحولات، حوادث و جریانات مربوط به نزول، چگونگی نزول قرآن، چگونگی ثبت و نگارش و تعلیم قرآن، و جریانات مربوط به جمع آوری مصحف و… را مورد بررسی و کاوش قرار می دهد.
با توجه به اهمیت و جایگاه والای این علم از علوم قرآنی، و شناخت ویژگی های عصر نزول، امام صادق (ع) در أحادیثی به بیان برخی از مباحث تاریخی آیات و سوره ها پرداخته اند که در ذیل به بیان نمونه هایی از آن می پردازیم.
روایات مربوط به تاریخ قرآن در روایات تفسیری امام صادق (ع)
۱- در تفسیر آیه «یحذَرُ الْمُنَافِقُونَ أَنْ تُنَزَّلَ عَلَیهِمْ سورَهٌ تنَبِّئُهُمْ بمَا فِی قُلُوبِهِمْ قلِ استَهْزِئُوا إِنَّ اللَّهَ مُخْرِجٌ ما تحْذَرُونَ»(التوبه، ۹/۶۴)؛ «منافقان از آن بیم دارند که سوره ای بر ضد آنان، نازل گردد، و به آنها از اسرار درون قلب شان خبر دهد. بگو: استهزا کنید!خداوند، آنچه را از آن بیم دارید، آشکار می سازد»، از ایشان چنین روایت شده است: عن صفوان الجمال قال: قال أبوعبد الله (ع): «ما أنزل اللّه من السماء کتابا إڑ و فاتحته (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحمَنِ الرَّحیمِ)، و إنّما کان یعرف انقضاء السوره بنزول «بسْمِ اللّه الرّحمنِ الرّحیم» ابتداء للأخری». صفوان از امام صادق (ع) نقل می کند که ایشان فرمودند: «خدای تعالی هیچ کتابی را از آسمان فرو نفرستاد مگر این که ابتدای آن (بِسْمِ اللَّه الرَّحمَنِ الرَّحیم) بود. و همانا پایان هر سوره ای از قرآن با نزول«بسْمِ اللّه الرّحمنِ الرّحیمِ»برای سور دیگر معلوم می گردد».[۲]
۲- ایشان در جای دیگر در تسمی سور حمد به سبع مثانی، و نیز بیان تعداد آیات آن می فرمایند: «الحمد و سبع الآیات»؛ یعنی: «سور حمد هفت آیه دارد».[۳]
۳- از ایشان در بار آیه: «وَلَقَدْ آتینَاک سَبْعًا مِنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیم»(الحجر، ۱۵ /۸۷)؛ «ما به تو سوره حمد و قرآن عظیم دادیم»سؤال شد؟ فرمودند: «هی سوره الحمد و هی سبع آیات، منها: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» و إنما سمیت المثانی لأنها یثنی فی الرکعتین؛ منظور از این آیه سور حمد است که هفت آیه دارد که ابتدای آن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم» می باشد. و به سور حمد «مثانی» گفته می شود چون دو بار در هر نماز تکرار می شود».[۴]
چنانچه در روایات فوق الذکر ملاحظه نمودید، امام صادق (ع) در طی این روایات به بیان چگونگی نزول سوره ای جدید و نحوه مشخص شدن ابتدا و انتهای سور قرآن و همچنین بیان نمونه ای از تعداد آیات یک سوره اشاره نموده اند.
شأن نزول و اسباب النزول
از انواع علوم قرآن، شناخت اسباب نزول و شأن نزول است که جهت دست یابی به تفسیر کامل و همه جانبه آیات قرآن از جایگاه ویژه ای برخوردار است. هر چند در نگاه اول ممکن است این دو مفهوم را مترادف پنداشت اما در واقع با هم تفاوت دارند و شأن نزول اعم از سبب نزول است. هرگاه به مناسبت جریانی درباره شخص یا حادثه ای، خواه در گذشته یا حال یا آینده و یا درباره فرض احکام، آیه یا آیاتی نازل شود، همه این موارد را شأن نزول می گویند. اما سبب نزول حادثه یا پیش آمدی است که متعاقب آن آیه یا آیاتی نازل شده است و به عبارت دیگر آن حادثه یا پیش آمد باعث نزول آیات گشته است.[۵]
شأن نزول و اسباب النزول در روایات تفسیری امام صادق (ع):
۱- در شأن نزول آی: «یا أَیهَا الرَّسُولُ بلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیک منْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللَّهُ یعْصِمُک مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِین»(المائده، ۵/۶۷)؛ «ای پیامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، کاملا (به مردم) برسان!و اگر نکنی، رسالت او را انجام نداده ای خداوند تو را از (خطرات احتمالی) مردم، نگاه می دارد و خداوند، جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمی کند». از ایشان چنین روایت شده است: قال أبو عبْد اللّه(ع): «لمّا نزلتْ هذه الْآیه بالْولایه أمر رسول اللّه (ص) بالدّوْحات دوْحات غدیر خمّ فقمت، ثمّ نودی: الصّلاه جامعه. ثمّ قال: أیها النّاس، أ لسْت أوْلی بکم منْ أنْفسکم؟ْ قالوا: بلی. قال: فمنْ کنْت موْلاه، فعلی موْلاه، ربّ وال منْ والاه، و عاد منْ عاداه. ثمّ أمر الناس ببیعته، و بایعه النّاس لا یجی ء أحدٌ إلّا بایعه و لا یتکلّم، حتّی جاء أبو بکر، فقال: یا أبا بکر، بایعْ علیا بالْولایه. فقال: من اللّه أوْ منْ رسوله؟فقال: من اللّه و منْ رسوله. ثمّ جاء عمر، فقال: بایعْ علیا بالْولایه. فقال: من اللّه أوْ منْ رسوله؟فقال: من اللّه و منْ رسوله. ثمّ ثنی عطْفیه فالْتقیا، فقال: لأبی بکر: لشدّ ما یرْفع بضبْعی ابْن عمّه. ثمّ خرج هاربا من الْعسْکر، فما لبث أنْ أتی النّبی (ص) فقال: یا رسول اللّه، إنی خرجْت من الْعسْکر لحاجه، فرأیت رجلا علیه ثیابٌ لمْ أر أحْسن منْه، و الرّجل منْ أحْسن النّاس وجْها و أطْیبهمْ ریحا، فقال: لقدْ عقد رسول اللّه (ص)لعلی عقْدا لا یحلّه إلّا کافرٌ. فقال یا عمر، أ تدْری منْ ذاک؟قال: لا. قال: ذاک جبْرئیل (ع) فاحْذرْ أنْ تکون أوّل منْ یحلّه، فتکفر. ثمّ قال أبو عبْد اللّه (ع) لقدْ حضر الْغدیر اثْنا عشر ألْف رجل، یشْهدون لعلی بْن أبی طالب (ع) فما قدر علی أخْذ حقّه، و إن أحدکمْ یکون له الْمال، و له شاهدان، فیأْخذ حقّه«فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون»(المائده، ۵/۵۶) فی علی (ع)؛ امام صادق (ع) فرمودند: زمانی که آیه «یا أَیهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنْزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک …»نازل شد، پیامبر (ص) در غدیر خم ندای به نماز جماعت داد و سپس فرمود: آیا من سزاوار نیستم ازخود شما بر شما؟ گفتند بله. پیامبر (ص) فرمودند: هر کس من مولای اویم علی مولای او و سرپرست و ولی امر اوست. پروردگارا دوست بدار و (همراه باش و یاری کن) کسی که او را دوست بدارد و دشمن بدار هر که او را دشمن بدارد. سپس امر کرد مردم را به بیعت با او علی (ع) و همه مردم با او بیعت کردند و سخن نگفتند تا این که ابوبکر آمد، پیامبر (ص) گفت: ای أبابکر با علی (ع) بر ولایت بیعت کن. و أبوبکر گفت: آیا این حکم از طرف خداست یا از طرف پیامبر (ص)است؟پیامبر (ص) گفت: از جانب خدا و رسول (ص) اوست. سپس عمر آمد پیامبر (ص) فرمود: با علی (ع) بر ولایت بیعت کن. و عمر گفت: از جانب خداست یا از سوی پیامبر (ص) او؟پیامبر (ص)گفت از سوی خدا و پیامبر (ص) اوست … سپس عمر از جمعیت خارج شد، پس از مدت کوتاهی به سوی پیامبر (ص) بازگشت و به پیامبر گفت: من از جمعیت به خاطر حاجتی خارج شدم و مردی را دیدم که لباس سفیدی بر تن داشت و بسیار زیبا و خوشبو بود که گفت: پیامبر برای علی پیمانی بسته که هیچ کس جز کافر آن را نمی شکند. پیامبر(ص) فرمود ای عمر دانستی آن کیست؟گفت نه، پیامبر (ص) فرمود: آن جبرئیل (ع) بود. بر حذر باش بر این که آن پیمان را بشکنی و کافر شوی. سپس امام صادق (ع) فرمود: در غدیر دوازده هزار مرد برای علی (ع) شهادت دادند که با این وجود نتوانست حقش را بگیرد در حالی که هر کدام از شما مالی بر گردن دیگری داشته باشد با دو شاهد می تواند حق خود را بگیرد.[۶]
۲- در تفسیر آیه: «وَإِذْ غدَوْتَ منْ أَهْلِک تُبَوِّئُ الْمُؤْمِنِینَ مَقَاعِدَ لِلْقِتَالِ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(آل عمران، ۳/۱۲۱)؛ «و (به یاد آور) زمانی را که صبحگاهان، از میان خانواده خود، جهت انتخاب اردوگاه جنگ برای مؤمنان، بیرون رفتی. و خداوند، شنوا و داناست». آمده است: عنْ أبی عبْد اللّه (ع) قال: «سبب نزول هذه الْآیه؛ أن قریشا خرجتْ منْ مکه ترید حرْب رسول اللّه (ص) فخرج یبْغی موْضعا للْقتال؛ امام صادق (ع) فرمودند: «سبب نزول این آیه این بود که کفار قریش از مکه، که قصد جنگ با پیامبر را داشتند، خارج شدند و دنبال جایی برای جنگ بودند».[۷]
۳- در تفسیر آیه: «رَبَّنَا إِنَّنَا سمِعْنَا منَادِیا ینَادِی لِلإیمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّکمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکفِّرْ عَنَّا سَیئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبرَار»(آل عمران، ۳/۱۹۳)؛ «پروردگارا!ما صدای منادی (تو) را شنیدیم که به ایمان دعوت می کرد که: به پروردگار خود، ایمان بیاورید!و ما ایمان آوردیم؛ پروردگارا! گناهان ما را ببخش! و بدی های ما را بپوشان! و ما را با نیکان بمیران!»
بیان شده: عن (عمر بن) عبد الرحمن بن کثیر عن أبی عبد الله (ع) فی قوله «رَبنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیا ینَادِی لِلإیمانِ أَن آمِنُوا برَبِّکمْ فآمَنَّا» قال: «هو أمیر المؤمنین نودی من السماء أن آمن بالرسول فآمن به»؛ امام صادق (ع) دربار این آیه فرمودند: «او امیرمؤمنان بود که از آسمان ندا آمد که به پیامبر ایمان بیاور، سپس به پیامبر ایمان آورد».[۸]
۴- در تفسیر آیه: «أَوَلَما أَصَابَتْکمْ مُصِیبَهٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مثْلَیهَا قلْتُمْ أَنَّی هَذَا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِکمْ إِنَّ اللَّهَ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ»(آل عمران، ۳/۱۶۵)؛ «آیا هنگامی که مصیبتی به شما رسید، در حالی که دو برابر آن را (در جنگ بدر بر دشمن) وارد ساخته، بودید، گفتید: این مصیبت از کجاست؟ بگو: از ناحیه خود شماست. خداوند بر هر چیزی قادر است». چنین آمده: عنْ محمّد بن أبی حمْزه عمّنْ ذکره عنْ أبی عبْد اللّه (ع) فی قوْل اللّه: «أَوَلَما أَصابَتْکم مُصِیبَهٌ قدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَیهَا»قال: «کان الْمسْلمون قدْ أصابوا ببدْر مائه و أرْبعین رجلا قتلوا سبْعین رجلا و أسروا سبْعین فلمّا کان یوْم أحد أصیب من الْمسْلمین سبْعون رجلا قال فاغْتمّوا بذلک فأنْزل اللّه تبارک و تعالی: «أَوَلَما أَصَابَتْکمْ مُصِیبَهٌ قدْ أَصبْتُمْ مِثْلَیهَا»؛ امام صادق (ع) دربار این آیه فرمودند: «مسلمانان در روز بدر به صد و چهل تن دست یافتند، هفتاد کشته و چهل اسیر، و هنگامی که روز احد فرا رسید، مسلمانان هفتاد نفر را از دست دادند، بنابراین غمگین شدند، و به این سبب خدای تعالی این آیه را نازل فرمود».[۹]
مجمل و مبین در کلام امام صادق(ع)
مضامین قرآن به مجمل (ناگویا) و مبین (گویا و روشن) تقسیم می شوند. و آن چه تبیین آن در خود قرآن مذکور نباشد، توسط پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) توضیح و تفسیر شده است. بنابراین أئمّ أطهار مبین و تبیین کنند مجملات قرآن هستند و در اینجا دو نمونه از تبیین مجملات را شاهد مثال می آوریم:
۱- در تفسیر آی ۷ سور مبارک مجادله از قول امام صادق (ع) چنین آمده است: عن إبْن أذینه عنْ أبی عبْد اللّه (ع) فی قوْله تعالی: «مَا یکونُ مِنْ نَجْوَی ثَلاثَهٍ إِلا هُوَ رَابِعُهُمْ وَلا خَمْسَهٍ إِلا هُوَ سَادِسُهُم»فقال: هو واحدٌ واحدی الذّات بائنٌ منْ خلْقه و بذاک وصف نفْسه و هو «بِکلِّ شَیءٍ مُحِیطٌ»(فصلت، ۴۱/۵۴) بالْإشْراف و الْإحاطه و الْقدْره، «لا یعْزُبُ عَنْهُ مِثْقَالُ ذَرَّهٍ فِی السَّمَاوَاتِ وَلا فِی الأرْضِ وَلا أَصْغَرُ مِنْ ذَلِک وَلا أَکبَرُ»(سبا، ۲۴ /۳)بالإحاطه و الْعلْم لا بالذّات لأنّ الأماکن محْدودهٌ تحْویها حدودٌ أرْبعهٌ فإذا کان بالذّات لزمها الْحوایه؛ إبن اُذینه گوید: از امام صادق (ع) درباره آی «ما یکون منْ نجْوی ثلاثه إلاّ هو رابعهم»؛ هیچ گاه سه نفر با هم نجوا نمی کنند، مگر این که، خداوند چهارمین آنهاست!»سؤال نمودم؛ حضرت فرمودند: «خدا یگانه است، یکتا حقیقت و جدا از خلق خود، خویشتن را چنین معرفی کرده است و او به هرچیز احاطه دارد به صورت زیر نظر داشتن و فرا گرفتن و توانش بر آن، «به اندازه سنگینی ذره ای در آسمان ها و زمین از علم او دور نخواهد ماند، و نه کوچکتر از آن و نه بزرگتر، مگر این که، در کتابی آشکار ثبت است!»؛ این به احاطه و علم اوست نه به ذات. زیرا مکان ها دارای جهت های چهارگانه اند و اگر او به ذات حاضر باشد لازمه اش جهت دار بودن اوست».[۱۰]
۲- همچنین در تفسیر آیه: «وَلَمَّا جَاءَهُمْ کتَابٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُصَدِّقٌ لِمَا مَعَهُمْ وَکانُوا مِنْ قَبْلُ یسْتَفْتِحُونَ علَی الَّذِینَ کفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا بِهِ فَلَعْنَهُ اللَّهِ علَی الْکافرِین» (البقره، ۲/۸۹)؛ «و هنگامی که از طرف خداوند، کتابی برای آن ها آمد که موافق نشانه هایی بود که با خود داشتند، و پیش از این به خود نوید پیروزی بر کافران می دادند، با این همه هنگامی که این کتاب و پیامبری را که از قبل شناخته بودند نزد آن ها آمد، به او کافر شدند، لعنت خدا بر کافران باد!». که در مورد کافرانی که آگاهانه کفر ورزیدند ابهام دارد و مصداق خارجی آن مشخص نیست، امام صادق (ع) با استناد به آیات دیگر قرآن کریم این آیه را تبیین و تفسیر نموده است: عنْ حریز عنْ أبی عبْد اللّه (ع) قال: «نزلتْ هذه الْآیه فی الْیهود و النّصاری، یقول اللّه تبارک و تعالی: «الَّذِینَ آتَینَاهُمُ الْکتَابَ یعْرِفُونَه»؛ یعْنی: رسول اللّه (ص) «کمَا یعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمْ»(البقره۲/۱۴۶)؛ لأنّ اللّه عزّ و جلّ قدْ أنْزل علیهمْ فی التوْراه و الْإنْجیل و الزّبور صفه محمّد (ص) و صفه أصْحابه و مبْعثه و مهاجره و هو قوْله؛ «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَمَاءُ بَینَهُمْ تَرَاهُمْ رُکعًا سُجَّدًا یبْتَغُونَ فَضْلا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجوهِهِمْ منْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِک مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ وَمَثَلُهُمْ فِی الإنْجِیل» (الانعام، ۶/۲۰؛ الفتح، ۴۸/۲۹) فهذه صفه رسول اللّه (ص) فی التّوْراه و الإنْجیل و صفه أصْحابه فلمّا بعثه اللّه عزّ و جلّ عرفه أهْل الْکتاب کما قال جلّ جلاله: «الَّذِین کفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُمْ مَا عَرَفُوا کفَرُوا به»(البقره، ۲/۸۹)؛ حریز از از امام صادق(ع) نقل می کند که فرمود: این آیه دربار یهود و نصاری نازل شده است. خداوند تبارک و تعالی می فرماید: «کسانی که به ایشان کتاب تورات و انجیل داده ایم او را می شناسند یعنی: پیامبر (ص) را همان گونه که فرزندان خود را می شناسند»؛ زیرا خداوند در تورات و زبور و انجیل صفت محمد و صفت اصحاب او، محل بعثت و هجرت او نازل فرموده است و آن این سخن خداوند است: «محمد پیامبر خداست، و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند، پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می بینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را می طلبند، نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمایان است، این توصیف آنان، در تورات و انجیل است». پس این صفت رسول خدا و اصحاب او درتورات و انجیل است». آنگاه که خداوند پیامبر را برانگیخت اهل کتاب او را شناختند. آن چنان که خداوند می فرماید: «ولی همین که آن چه را می شناختند، برایشان آمد، انکارش کردند».[۱۱]
در این روایت امام صادق (ع) آیه: ۸۹ سوره بقره را به وسیله آیه: ۲۰ انعام و ۲۹ فتح تفسیر نموده اند، و این گونه ایشان این آیه را از اجمال و ابهام موجود در آن درآورده و به شرح و تفسیر آن با استفاده و استمداد از دیگر آیات قرآن پرداخته اند.
قصص قرآن
قصه در قرآن، بازگو کردن سرگذشتی است که از واقعیات عینی حیات بشر حکایت دارد تا برای آیندگان عبرتی باشد و بدان جهت بازگو می گردد تا زیبایی ها برای همیشه اسوه باشد و زشتی ها تکرار نشود، قرآن کریم با به کارگیری این شیوه در حق و باطل، الگویی را به انسان ها ارائه می کند تا آنان در هر عصری الگوهای قرآنی را بر اهل هدایت و اهل ضلالت منطبق سازند و آنان را از یکدیگر باز شناسند. با توجه به اهمیت جریانات تاریخی در پند گرفتن و عبرت آموزی در آن ها، می بینیم که گاه اهل بیت (ع) در تفسیر قرآن کریم، به شرح جریانات تاریخی پرداخته اند. اینک نمونه هایی از روایات امام صادق (ع) را در این مورد ذکر می کنیم:
۱- در تفسیر آی «إِنَّ اللَّهَ مُبْتَلِیکمْ بِنَهَر» (البقره، ۲/۲۴۹)؛ «خداوند، شما را به وسیله یک نهرآب آزمایش می کند»؛ چنین آمده: عنْ أبی بصیر قال سمعْته یقول: «فمرّ داود علی الْحجر فقال الْحجر یا داود خذْنی فاقْتلْ بی جالوت» الی قوله قال: «فلمّا أنْ أصْبحوا و رجعوا إلی طالوت و الْتقی الناس قال داود (ع) أرونی جالوت فلمّا رآه أخذ الْحجر فجعله فی مقْذافه فرماه فصک به بین عینیه فدمغه و نکس عنْ دابّته و قال النّاس قتل داود جالوت و ملّکه النّاس حتّی لمْ یکنْ یسمع لطالوت ذکرٌ و اجتمعتْ بنو إسْرائیل علی داود و أنْزل اللّه علیه الزّبور و علّمه صنْعه الْحدید فلینه له». أبو بصیر می گوید: من از آن جناب شنیدم که می گوید: «داود همین طور که می رفت، به سنگی برخورد کرد که سنگ به او گفت: ای داود مرا بردار و با من جالوت را به قتل برسان تا آن جا که می گوید: وقتی که صبح شد، مردم گرد طالوت گرد آمده بودند و مردم را دید که جمع شده اند گفت: جالوت را به من نشان دهید وقتی که او را دید سنگ را گرفت و در فلاخونش گذاشت و آن را پرتاب کرد و بین دو چشم جالوت اصابت کرد به طوری که تا مغزش فرو رفت و جالوت بی هوش از روی مرکبش افتاد و مردم گفتند که داود جالوت را کشت. ومردم او را پادشاه خود کردند به طوری که دیگر فرمان طالوت را گردن ننهادند و بنی اسرائیل بر دور او جمع شدند و خداوند زبور را بر او نازل کرد و صنعت آهنگری را به او یاد داد».[۱۲]
۲- در تفسیر آیه «وَفی عَادٍ إِذْ أَرْسَلْنَا عَلَیهِمُ الرِّیحَ الْعَقِیم» (الذریات، ۵۱ /۴۱)؛ «و در سرگذشت قوم عاد که در آن هنگام که تندبادی بی باران بر آنها فرستادیم» چنین آمده: عنْ علی بْن سالم عنْ أبیه قال: قال الصّادق جعْفر بن محمّد (ع): «لمّا حضرتْ نوحا (ع) الْوفاه دعا الشّیعه، فقال لهمْ: اعْلموا أنّه ستکون منْ بعْدی غیبهٌ تظْهر فیها الطّواغیت و أن اللّه عزّ و جلّ یفرّج عنْکمْ بالْقائم منْ ولْدی اسْمه هودٌ له سمْتٌ و سکینهٌ و وقار؛ سالم گوید: امام صادق (ع) فرمود: «چون هنگام مرگ نوح فرا رسید، پیروانش را فرا خواند و به آنها گفت: بدانید که به زودی پس از من غیبتی خواهد بود که در آن طاغوت ها آشکار می شوند و خداوند عز و جل به وسیل قائم که از فرزندان من و اسمش هود است برایتان گشایش حاصل می کند. که نشانه او، آرامش و وقاری ویژه است».[۱۳]
۳- در تفسیر آیه: «إِنَّا أَرْسَلْنَا علَیهِمْ حاصِبًا إِلا آلَ لُوط نجَّینَاهُمْ بسَحَرٍ»(القمر، ۵۴ /۳۴)؛ «ما بر آنها تندبادی که ریگ ها را به حرکت درمی آورد فرستادیم، جز خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم». آمده است: عنْ أبی بصیر و غیره عنْ أحدهما، قال: «… فأشار إلیهمْ جبْرئیل بیده فرجعوا عمْیانا یلْتمسون الْجدار بأیدیهم، یعاهدون اللّه لئنْ أصْبحْنا لا نسْتبْقی أحدا منْ آل لوط»؛ أبوبصیر و دیگران گویند: یکی از صادقین (ع) فرمود: «… جبرئیل با دستش به آنها اشاره کرد پس در حالی که کور شده بودند و با دستانشان از دیوار کمک می گرفتند، برگشتند و با خداوند عز و جل عهد بستند که اگر وارد صبح شویم بینا شویم کسی از خاندان لوط را بر جای نمی گذاریم».[۱۴]
در روایاتی که در بالا ذکر شد مشاهده گردید که امام صادق (ع) در ذیل تفسیر برخی آز ایات قرآن به بیان قصص انبیاء از جمله داستان حضرت داود (ع)، نوح (ع) و لوط (ع) پرداخته است.
قرائات
دانش قرائت یا خواندن، علمی است که دربار نحو ادای الفاظ قرآن با توجه به دستور زبان عربی و روایات وارده از صدر اسلام بحث می کنند و در پی این دانش، مهارت و فن قرائت هم از فنون قرآنی به شمار می رود.[۱۵] همهُ پیشوایان بر حق «أئمّ اطهار (ع)»، با عبارات هماهنگ بر لزوم تبعیت از قرآن موجود که به صورت متواتر، نسل به نسل به دوران ما رسیده است تأکید فرموده اند؛ همچنین در برابر سلسله روایاتی که بر نزول قرآن بر هفت حرف اشاره دارند «نزول القرآن علی سبعه احروف» و تفرقه و اختلاف در قراءت ایستاده اند. امام صادق (ع) در این باره فرموده اند: «ان القرآن واحدٌ نزّل من عند الواحد.؛ قرآن یکی است و از جانب خدای واحد نازل شده است».[۱۶] اما ایشان در هر جا که قرائت ناصحیحی از آیات ادا می شده، به قرائت صحیح آن اهتمام می ورزیدند:
۱- در قرائت آیه: «وَإِذَا الْموْءُودَهُ سئِلَت»(التکویر، ۸۱/۸)؛ «روز قیامت از کسی که به خاک سپرده شده سؤال می شود به چه جرمی کشته شده است؟»، چنین آمده است: روی عنْ أبی عبْد اللّه (ع): «و إذا الْمودّه سئلتْ بأی ذنْب قتلتْ»بفتْح الْمیم و الْواو و الدّال». از امام صادق (ع) روایت شده که «الموده»، به فتح میم و واو و دال، می باشد. إبن عباس نیز این روایت را بیان نموده است که در این صورت منظور خویشاوند و وابسته است، از خویشاوندی که قطع رحم کرده می پرسند به چه جهت قطع رحم
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.