توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل غالیان دوره امام جواد (ع) و نوع برخورد آن حضرت(ع) با آن ها :
مقدمه
پدیده غلو به عنوان انحرافی جدی در شرایع آسمانی، همواره دین واقعی و الهی را به چالش کشیده است.[۱] این پدیده خطرناک در دوره ائمه با شدت و ضعف تداوم داشته و به ویژه در دوره امام باقر و امام صادق شیعیان را به شدت درگیر خویش کرده است. امامان شیعه از همان آغاز، با این پدیده پیچیده و خطرناک، با جدیت برخورد کرده اند و کوشیده اند جدایی راه شیعیان واقعی از راه انحرافی غالیان را به خوبی نشان دهند.
این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که جریان فکری غلو در عصر امام جواد چه وضعیتی داشته و امام جواد در مقابله با این عقیده انحرافی چگونه عمل کرده است؟
موضوع این مقاله، از پیشینه ای برخوردار نیست. بازتاب نیافتن رخ دادهای زندگی آخرین امامان در منابع متقدم به دلیل شرایط سیاسی خاص آن دوران سبب شده آگاهیهای اندکی از زندگی آنان در اختیار ما باشد. از این رو در پژوهش های موجود درباره غلو، همانند: غالیان، کاوشی در جریان ها و برآیندها از دکتر صفری فروشانی، نخستین مناسبات فکری تشیع از سید محمدهادی گرامی و سه گفتار در غلو پژوهی از جویا جهانبخش ، مطلبی درباره نوع برخورد امام جواد با غالیان ارائه نشده است. حتی در کتابی چون الجذور التاریخیه و النفسیه للغلو و الغلاه از سامی الغریری، که نوع برخورد هر یک از امامان با غالیان را بیان میکند، مطلب قابل توجهی درباره برخورد امام جواد با غالیان به چشم نمیخورد. در تحقیق پیش رو تلاش شده با مراجعه به منابع متقدم، همانند رجال کشی، نوع برخورد آن حضرت با غالیان هرچند به صورت ناقص به تصویر کشیده شود.
مفهوم شناسی غلو
غلو، از ماده «غ ل و» بر وزن فعول، مصدر فعل «غلی، یغلو» است و در لغت به معنای[۲] ارتفاع، افراط، بالا رفتن و تجاوز از حد و مقدار و زیاده گویی و زیاده انگاری است. با توجه به کاربردهای مختلف واژه غلو، به نظر میرسد بتوان این واژه و مشتقاتش را درباره هر چیزی که از حد و اندازه خویش فراتر رود، به کار برد.
در معنای اصطلاحی و مصادیق غلو اختلاف وجود دارد و هر اندیشمندی از دیدگاه مذهبی و کلامی خاص خویش به تعریف غلو و بیان مصادیق آن پرداخته است. علاوه بر این ، در هر یک از علوم اسلامی مثل کلام ، ملل و نحل و رجال، تعریف های متفاوتی از غلو آمده است. از این رو شاید نتوان تعریف دقیق و مورد اتفاقی در این زمینه ارائه داد. تفاوت غلو و مصادیق آن به گونه ای است که گفته شده حتی قدما در معنای غلو اتفاق نظر نداشته اند.[۳] شیخ مفید (م ۴۱۳ه. ق ) از محمد بن حسن بن احمد بن ولید (م ۳۴۳ه. ق ) نقل میکند: «اولین درجه غلو، نفی سهو از پیامبر و امام است». سپس میگوید: «اگر این[۴] حکایت درست باشد، پس محمد بن حسن بن احمد بن ولید، جزء مقصره است»؛ یعنی در حق ائمه کوتاهی کرده است. شیخ مفید سپس در بحث منزلت و علم ائمه،به[۵] اختلاف عقیدتی خویش با برخی از علمای قم، که به نزدش رفته بودند، اشاره میکند.
با اینکه در تعریف اصطلاحی غلو اتفاق نظری نیست، این واژه بیشتر درباره کسانی به کار میرود که پیامبران، امامان و رهبران خویش را از حدود بندگان و آفریدگان خداوند فراتر برده و آنان را دارای صفات الهی دانسته اند. شیخ مفید مینویسد: «غلات از متظاهرین به اسلامند که به علی و امامان دیگر از نسل آن حضرت، نسبت خدایی و پیامبری میدهند و در ستودن آنان به فضیلت هایی در دین و دنیا، از اندازه بیرون میروند.»[۶] شیخ مفید در این تعریف، خدا و نبی دانستن امامان و همچنین بیان فضائل گزاف گونه در حق ایشان را غلو دانسته است . شهرستانی (م ۵۴۸ه. ق ) مینویسد: «غالیان کسانی هستند که درباره پیشوایان خود زیاده گویی کرده اند به گونه ای که آنان را از حدود آفریدگان فراتر برده و درباره آنان به احکامی که ویژه خداوند است، گراییده اند.»[۷] از مصادیق بارز و مورد اتفاق غلو، خداانگاری پیامبران و امامان و دیگر اشخاص است؛ همچنین اعتقاد به نبوت امامان و دیگران، حلول و تجسم و تناسخ. معنای واژه غلو در روایات ، افراط و زیاده گویی و خروج از حد وسط است. امام صادق میفرماید: «اهل بیت پیامبرتان را با محبتی میانه دوست داشته باشید و غلو نکنید».[۸] حضرت علی نیز میفرماید: «ما اهل بیت چون «پشتیِ» در میانه هستیم (که از دو طرف به آن تکیه دهند)؛ آن که جا مانده، خود را به آن رساند و آن که زیاده روی کرده، به آن برگردد».[۹] امام باقر نیز در حدیثی، مشابه همین فرمایش را دارد: «ای شیعیان آل محمد چون پشتی در میانه باشید؛ آن که از حد گذشته، به سوی شما برگردد و آن که وامانده ، به شما برسد». [۱۰]
اقسام غلو
غلو به طور کلی به دو گونه غلو الحادی (غلو در ذات ) و غلو تفویضی (غلو در صفات و فضائل )[۱۱] تقسیم میشود.
الف. غلو الحادی: این نوع از غلو که همان غلو در ذات است به این معناست که درباره پیامبر، ائمه و یا اشخاص دیگر، زیاده گویی کرده، آنان را خدا و یا در عرض خداوند بدانیم و یا برای غیر پیامبران، مقام نبوت قائل شویم یا معتقد به حلول خداوند در اشخاص (اعم از پیامبران، ائمه و غیر ایشان ) یا اتحاد خداوند با ایشان شویم. همچنین اعتقاد به حلول روح پیامبران در ائمه ، یا اعتقاد به تناسخ ارواح، غلو در ذات[۱۲] ایشان به شمار میرود.
ب. غلو تفویضی (یا غلو در صفات و فضائل ): غلو تفویضی به این معناست که پیامبران، ائمه و غیر ایشان را در همان حد ذات و مقام خود که بشرند، بدانیم و ذات آنان را خدا ندانیم اما قائل به صفات و فضائلی در پیامبران، ائمه و دیگران شویم که در ایشان نبوده است و مخصوص خداوند است؛ مثلا صفاتی چون خلقت، رزق و میراندن انسان ها و سایر موجودات را که از صفات ویژه الهی هستند به ایشان نسبت دهیم، یا قائل به علم غیب نامحدود یا قائل به آگاهی آنان از غیب، بدون وحی و الهام الهی، شویم[۱۳] و یا اینکه تشریع را به ایشان نسبت دهیم و آنان را قادر بر تصرف در کائنات بدانیم.
مهم ترین افراد غالی و عقاید غالیانه در دوره امام جواد
در دوره امام جواد بر خلاف دوره امام باقر و امام صادق که جریان فکری غلو بیشتر در قالب فرقه های غالیانه نمود یافته بود با افرادی غالی رو به روییم که بیشتر آنان تحت تأثیر غالیان سرشناسی چون ابوالخطاب بوده اند. بنابراین لازم است در ابتدا و به اجمال، به این شخصت غالی و جریانی که ایجاد کرد، بپردازیم.
۰-ابوالخطاب
محمد بن مقلاص بن ابی زینب اسدی کوفی از موالی بنی اسد، سرشناس ترین و مهم ترین غالی دوره ائمه است. وی در ابتدا از اصحاب امام[۱۴] صادق بود و خود را به آن حضرت و یاران ایشان پیوند داده بود. این شخصیت غالی در مراحل ابتدایی، مدعی علم غیب و آگاهی از اسم اعظم برای خودش بود.[۱۵] او سپس نبوت و بعد الوهیت ائمه را مطرح کرد.[۱۶] بر اساس یک نقل، او مدعی تصرف امام در کائنات بود.[۱۷] این شخص غالی پس از طرح الوهیت امام صادق و عقاید غالیانه دیگر که منجر به طرد وی از سوی آن حضرت شد عقیده امامت[۱۸] و سپس الوهیت خویش را مطرح کرد.[۱۹] برخی از منابع، به اباحیگری او نیز اشاره دارند.[۲۰] ابوالخطاب در سال ۱۳۸ هجری با ۷۰ نفر از یارانش، به دست نیروهای حکومتی، در مسجد کوفه دستگیر و در کناسه کوفه به دار آویخته شد.[۲۱] جریان فکری ابوالخطاب در قالب فرقه های غالی اثرگذاری همانند خطابیه، معمریه،[۲۲] عمیریه، [۲۳]مفضلیه، [۲۴]و اصحاب سری[۲۵] تداوم یافت .
در دوره امام رضا، امام جواد و امام هادی نیز افراد متعددی سراغ[۲۶] داریم که در همین خط فکری جای دارند. در منابع، اطلاع چندانی درباره افراد غالی دوره امام جواد نمیتوان یافت. غالیان این دوره که منابع متقدم معمولا به صورت اجمالی آنان را معرفی کرده اند عبارتند از: هاشم بن ابی هاشم، جعفر بن واقد، ابوالعمرو، احمد بن محمد سیاری (م پس از ۲۶۰ه. ق )، حسن بن علی بن ابی عثمان مشهور به السجاده و محمد بن عبدالله بن مهران. علاوه بر این، برخی از شیعیان معتقد به تفویض بوده اند. برخی از عقاید غالیانه هم از سوی اهل سنت مطرح شده است. در ادامه به معرفی غالیان این دوره میپردازیم.
۱. هاشم بن ابی هاشم
وی، بر اساس یک نقل، از پیروان و داعیان محمد بن بشیر (مقتول در دوره هارون و پس از شهادت امام موسی کاظم )،[۲۷] از غالیان زمان امام هفتم و امام هشتم بوده است . کشی (م ۳۵۰ه. ق ) میگوید وی بعضی از مخاریق (شعبده و کارهای خارق العاده ) را از محمد بن بشیر آموخته بود و به عنوان داعی او عمل میکرد.[۲۸] احتمالا وی
همانند محمد بن بشیر، الوهیت ائمه را تبلیغ میکرده و یا همانند او، عقاید واقفیه را در سر داشته است. بر اساس نقلی دیگر، وی در خط فکری ابوالخطاب و از داعیان او بوده است . امام جواد در روایتی به بهره گیری هاشم بن ابی هاشم ، ابوالعمرو و جعفر بن واقد از اهل بیت به منظور فریب مردم با نام اهل بیت اشاره دارد و آنان را در زمره کسانی[۲۹] خوانده است که مردم را به سوی ابوالخطاب و عقاید وی دعوت میکرده اند.
احتمالا این افراد مدعی وکالت از سوی امامان بوده اند و از این طریق تلاش میکرده اند به منافع مادی نیز دست یابند. کسانی که در خط فکری ابوالخطاب بودند، به الوهیت یا نبوت وی اعتقاد داشتند و وی را شخصیتی با مقامی بسیار عالی میدیدند که در برخی از موارد، حتی از پیامبر نیز برتر بوده است. شاید به همین جهت است که[۳۰] آیت الله خویی، هاشم بن ابی هاشم را از اصحاب و داعیان ابوالخطاب شمرده است.
۲. جعفر بن واقد
وی، چنانکه اشاره شد، همانند هاشم بن ابی هاشم، به عنوان یکی از سران غالی زمان امام جواد، در خط ابوالخطاب و از داعیان او بوده است.[۳۱] در روایتی به غلو وی در زمان امام صادق اشاره شده است. در این روایت آمده است که در نزد امام صادق، از جعفر بن واقد و عده ای از اصحاب ابوالخطاب سخن به میان آمد؛ یکی از حاضرین گفت: او برای گمراه کردن من، با من رفت و آمد داشت و میگفت: آیه « وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّمَاءِ إِلَهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلَهٌ وَ هُوَ الْحَکِیمُ الْعَلِیمُ» [۳۲]درباره امام نازل شده است. در ادامه این روایت، امام صادق با اشاره به غلو یهود و نصاری درباره عُزیر و مسیح، غالیانی چون جعفر بن واقد و یاران ابوالخطاب را بدتر از یهود و نصاری و مجوس و مشرکین میشمرد و بر عبودیت[۳۳] خویش در برابر خداوند متعال تأکید میکند. از زمان امام صادق تا زمان امام جواد حدود ۶۰ سال فاصله است، اما با توجه به سخن امام جواد درباره وی که به آن اشاره شد قطعا وی در زمان امام جواد در قید حیات بوده است. احتمال زنده بودن وی از زمان امام صادق تا دوره امام جواد نیز وجود دارد. به هر حال روایتی که وی را از غالیان زمان امام صادق معرفی کرده، در صورت صحت، نشان دهنده اعتقاد جعفر بن واقد به الوهیت امام صادق است؛ البته در اینکه این شخصیت غالی، در خط فکری ابوالخطاب بوده و عقاید غالیانه او را تبلیغ میکرده است، شکی نیست.
۳. ابوالعمرو
ابوالعمرو نیز به همراه هاشم بن ابی هاشم و جعفر بن واقد از غالیان زمان امام جواد و در زمره خطّابیان بود که با سوء استفاده از جایگاه اهل بیت، مردم را فریب میداد و آنان را به سوی آموزه های ابوالخطاب دعوت میکرد.[۳۴] از این شخصیت غالی، اطلاع بیشتری در منابع ذکر نشده است.
۴. احمد بن محمد سیاری
احمد بن محمد سیاری اصفهانی بصری [۳۵]نیز از غالیان دوره امام جواد است.[۳۶] شیخ طوسی او را از اصحاب امام هادی و امام عسکری،[۳۷] و نجاشی او را نویسنده ای از طاهریان (۲۰۵-۲۵۹ه. ق )[۳۸] در زمان امام حسن عسکری شمرده است.[۳۹] کشی نیز او را از بزرگان طاهری در همین زمان دانسته است.[۴۰] به نظر میرسد آغاز غلو او، از دوره امام جواد بوده است. احتمالا او در این زمان، به دروغ، مدعی وکالت از سوی امام جواد شد و اموال و وجوه شرعی را نیز با همین عنوان از شیعیان دریافت میکرد.[۴۱] برخی معتقدند وی قائل به تناسخ بوده است.[۴۲]
وی که در سلسله سند برخی از روایات هم قرار دارد[۴۳] احتمالا به جهت باورهای غالیانه اش مدعی تحریف قرآن بوده است و در این باره کتاب «التنزیل و التحریف» را که به آن «کتاب القراءات» نیز گفته اند نوشته است. این کتاب از مصادر اصلی روایاتی است که در تحریف قرآن به آن استدلال شده است.[۴۴] بسیاری از علما به دلیل ضعف سیاری، به روایاتش اعتماد نکرده اند.[۴۵] کتاب القراءات را اتان کلبرگ[۴۶] و محمدعلی امیر معزی[۴۷] تصحیح کرده و در سال ۲۰۰۹م به چاپ رسانده اند.[۴۸] در مقدمه این کتاب که به زبان فارسی ترجمه شده، آمده است: «سیاری در این کتاب، قطعات بسیاری را از قرآن نقل[۴۹] میکند و ادعا میکند که متن آن تغییر کرده است». سیاری به جز کتاب القراءات کتاب های دیگری نیز داشته است که از آن میان میتوان[۵۰] به کتاب ثواب القرآن، کتاب الطب ، کتاب النوادر و کتاب الغارات اشاره کرد.
روایاتی که از سیاری نقل شده و یا وی در سلسله سند آن قرار دارد، به سه بخش، قابل تقسیم است. احتمالا سیاری دسته ای از این روایات را به جهت باورهای غالیانه اش ذکر کرده است ؛ مثل روایات تحریف قرآن.[۵۱] دسته دوم، روایات خالی از دیدگاه های غالیانه است که بزرگان شیعه هم آن روایات را پذیرفته اند و نقل کرده اند؛ مثل روایت صلوات شعبانیه از امام سجاد که سیاری در سلسله سند آن قرار دارد.[۵۲] بخش سوم روایاتی است که کمتر اظهار نظری درباره آن شده است. چون دیدگاه های غالیانه ای در برخی از این روایات وجود دارد، با توجه به تصریح منابع رجالی به ضعف سیاری، اگر دیگران هم این روایات را نقل نکرده باشند، احتمالا این روایات نادرست باشند؛ همانند روایاتی که از سیاری درباره فضائل امامان و فضائل شیعیان نقل شده است.[۵۳] این موضوع، در جای خود، نیاز به بررسیهای فراوان و دقیق دارد.
۵. حسن بن علی بن ابی عثمان
ابومحمد حسن بن علی بن ابی عثمان ، مشهور به «السجاده»، از دیگر غالیان این دوره است. برخی منابع وی را اهل کوفه دانسته اند.[۵۴] کشی به عقاید غالیانه وی درباره ابوالخطاب اشاره دارد که نشان دهنده اثرپذیری وی از ابوالخطاب است. کشی به نقل از نصر بن صباح[۵۵] می نویسد: حسن بن علی بن ابی عثمان السجاده، روزی از من درباره محمد بن ابی زینب (ابوالخطاب ) و محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب سؤال کرد، که کدام یک برترند. من از وی خواستم خودش جواب دهد. او گفت: محمد بن ابی زینب اسدی برتر است! چرا که قرآن کریم در آیاتی چون «وَ لَوْلَا أَنْ ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدْتَ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْئًا قَلِیلًا»[۵۶]و «لَقَدْ أُوحِیَ إِلَیْکَ وَ إِلَى الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکَ لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ»[۵۷] محمد بن عبدالله را عتاب[۵۸] کرده، اما ابوالخطاب این چنین سرزنش نشده است.
کشی پس از نقل این روایت ، با لعن سجاده، وی را از فرقه عُلیائیه[۵۹] میخواند و میگوید آنان بهره ای از اسلام ندارند.[۶۰] اعتقاد به برتری ابوالخطاب بر پیامبر اکرم، آن هم با استدلالی این گونه، بیان گر میزان جهالت و انحراف و یا ساده دلی وی است. بیشتر رجالیون شیعه وی را غالی دانسته اند. شیخ طوسی (م ۴۶۰ه. ق ) در جایی او را از اصحاب امام جواد و در جای دیگر او را از اصحاب امام هادی دانسته و در هر دو جا، وی را غالی معرفی کرده است.[۶۱] نجاشی (م ۴۵۰ه. ق ) با ذکر لقب کوفی برای وی، گفته است که امامیه او را تضعیف کرده اند.[۶۲] آیت الله خویی (م ۱۴۱۳ه. ق ) با اشاره به توثیق وی از سوی علی بن ابراهیم به دلیل اینکه وی را در اسناد تفسیرش ذکر کرده است به دلیل تضعیفی که نجاشی و ابن غضائری درباره وی نقل کرده اند، اعتماد به[۶۳] روایات او را درست نمیداند.
۶. محمد بن عبدالله بن مهران
[۶۴]ابوجعفر محمد بن عبدالله بن مهران معروف به ابوجعفر کرخی از اصحاب امام جواد و امام هادی است.[۶۵] بسیاری از منابع، وی را غالی دانسته اند.[۶۶] گفته شده او عجم [۶۷] (به قرینه نام پدرش ) و فردی غالی، دروغ گو و فاسد المذهب و فاسد الحدیث بوده است. نجاشی کتاب های او را این گونه نام میبرد: الممدوحین و المذمومین، مقتل ابی الخطاب، مناقب ابی الخطاب، الملاحم، التبصره، القباب و کتاب النوادر. نجاشی تنها مطالب کتاب النوادر[۶۸] را به حق نزدیک میداند و میگوید: باقی کتاب های او مطالب نادرستی دارند. وجود کتابی چون مقتل ابی الخطاب و مناقب ابی الخطاب در آثار وی، دلالت بر دل بستگی وی به ابوالخطاب و اثرپذیری وی از او دارد.
۷. مفوضه (اهل تفویض )
مقصود از تفویض در اینجا، واگذاری امر خلق و رزق و تدبیر جهان به پیامبر اکرم یا ائمه است . مفوضه به عنوان بخشی از غالیان[۶۹] معتقد بودند خداوند امر خلقت و رزق و دیگر اموری را که از شؤون الهی است، به پیامبر و یا به پیامبر و ائمه[۷۰] واگذاشته است . از زمان امام صادق به بعد، اعتقاد به تفویض در نزد غالیان و انکار آن از سوی ائمه به چشم میخورد. در زمان امام صادق، زراره عقاید تفویضی مردی از نسل عبدالله بن سبا را به حضرت گزارش میدهد.[۷۱] برخی معتقدند اصطلاح تفویض، پیش از دوره حضرت رضا، غالبا انصراف به بحث تفویض در امر دین یا جبر و اختیار داشت و هنوز معنای دیگر آن ، یعنی مفهوم تفویض امر خلق و رزق و یا احیانا دیگر شؤون ربوبی، شناخته شده نبود و از اواخر سده دوم هجری بود که چنین مفهومی، در جامعه به صورت یک اصطلاح شناخته شده درآمد. [۷۲]باید توجه داشت که در برخی گزارش های نقل شده از[۷۳] امام صادق ، تفویض به معنای تفویض در امر خلق و رزق هم به کار رفته است.
گاهی غالیان درباره تفویض امور عالم به امامان، به سخنی از امام علی استناد میکردند. آن حضرت در نامه ای به معاویه فرموده بود: «ما ساخته (پرورش یافته ) پروردگارمان و مردم پرورش یافته ما هستند.».[۷۴] واژه صنائع در این حدیث همان گونه که مفسران اشاره دارند به معنای تربیت شده، پرورش یافته و برگزیده است.[۷۵] عده ای با برداشتی نادرست از این سخن امام علی، تصور کرده اند امامان خالق سایر انسان ها هستند و خداوند خلقت دیگران را به ایشان سپرده است.
بر اساس روایتی در کتاب کافی، در زمان امام جواد، اختلافاتی بین شیعیان در بحث تفویض بوده است به گونه ای که محمد بن سنان این اختلافات را برای آن حضرت گزارش میدهد.[۷۶] احتمالا برخی از شیعیان، به تفویض خلق و رزق (تدبیر امور عالم ) به پیامبر اکرم یا امامان اعتقاد داشته و از آن سخن گفته اند و برخی دیگر، منکر این امر بوده اند.
۸. غالیانی از اهل سنت
جریان فکری غلو، علاوه بر شیعیان، در میان اهل سنت نیز وجود داشته است. در میان اهل سنت، عقاید غالیانه بسیاری درباره خلفا و برخی از صحابه مشاهده میشود. احادیث بسیار زیادی که در فضیلت ابوبکر،[۷۷] عمر، [۷۸]عثمان، [۷۹]معاویه[۸۰] و برخی دیگر از صحابه و خلفای اموی و عباسی [۸۱]ساخته شده، نشان می دهد غالیان بسیاری نیز در بین اهل سنت بوده اند. در دوره امام جواد باورهای غالیانه ای، به ویژه درباره خلفا، مطرح شده است؛ همانندی ابوبکر و عمر با جبرئیل و میکائیل[۸۲] و انتشار احادیثی چون حدیث «ابوبکر و عمر دو آقای پیران بهشتند»[۸۳]نمونه ای از عقاید غالیانه ای بود که سبب شد برخی در این باره ، از امام جواد سؤالاتی بپرسند.
به طور کلی میتوان جریان غلو در دوره امام جواد را این گونه ترسیم کرد:
۱- در این دوره، بر خلاف برخی از دوره های قبل ، از فرقه های غالی خبری نیست و بیشتر از افراد غالی سخن در میان است.
۲- غالیان این دوره، بیشتر در خط فکری ابوالخطاب، سرشناس ترین غالی تمامی دوران امامان، بوده اند.
۳- ادعای وکالت ائمه در این زمان و برای چندمین بار در طول دوره حضور ائمه ، مطرح شده است. احمد بن محمد سیاری، به دروغ مدعی وکالت امام نهم بود.
۴- عقیده تحریف قرآن در جهت تقویت باورهای غالیانه در این زمان تکامل یافت و «سیاری» به عنوان سرشناس ترین فرد در این زمینه مطرح است.
۵- در این زمان، اختلافاتی در میان شیعیان ، در بحث تفویض امور عالم به پیامبر اکرم و اهل بیت وجود داشته است.
۶- در این زمان ، عقاید غالیانه ای از سوی اهل سنت درباره خلفای سه گانه مطرح شده و موجب شده است ، برخی از افراد در این باره سؤالاتی از امام جواد بپرسند.
برخورد امام جواد با جریان فکری غلو و عقاید غالیانه
امام جواد با احساس خطر از ناحیه غالیان ، به مقابله با ایشان و باورهای انحرافی آنان پرداخت. آن حضرت علاوه بر مقابله با افراد غالی این دوره و مقابله با خط فکری ابوالخطاب، با افکار غالیانه اهل سنت نیز مقابله کرد. شیوه های مختلف امام جواد در برخورد با غالیان را میتوان چنین برشمرد:
۱. معرفی غالیان و بیزاری جستن از آنان
بر اساس روایت کشی از علی بن مهزیار، امام جواد فرمود: «خدا ابوالخطاب و یارانش و کسانی را که شک در لعنت او دارند و کسانی را که توقف در لعنت او دارند و شک در ادعایش دارند، لعنت کند!». سپس آن حضرت از ابوالعمرو، جعفر بن واقد و هاشم بن ابی هاشم نام برد و آنان را مبلغان اندیشه های ابوالخطاب معرفی کرد و فرمود: «این ابوالعمرو و جعفر بن واقد و هاشم بن ابی هاشم به نام ما از مردم استفاده میکنند. این ها مردم را به اعتقادات ابوالخطاب دعوت میکنند. خدا او را و هر کس که این مطلب را از آن ها بپذیرد، لعنت کند». سپس آن حضرت به علی بن مهزیار فرمود: «علی! مبادا سخت گیری کنی بر کسی که آن ها را لعنت میکند. خدا آن ها را لعنت کند! خدا هم آن ها را لعنت کرده است». سپس فرمود: «پیامبر اکرم فرمود: هر کس خوشش نیاید از لعنت[۸۴]کردن کسی که خدا او را لعنت کرده، بر چنین کسی لعنت خدا باد».
بدون شک، این برخورد شدید امام جواد با غالیان، برای معرفی آنان و افشای افکار باطلشان بوده است . معرفی این افراد به عنوان «کسانی که در خط فکری ابوالخطاب هستند»، میتوانسته رسوایی بزرگی برای آنان باشد چرا که ابوالخطاب از زمان امام صادق به بعد، از سوی یک یک امامان لعن شده و فریبکار و دروغگو معرفی شده بود و در زمان خود امام صادق هم از شیعیان خواسته میشد از همنشینی با وی بپرهیزند. [۸۵]
نکته دیگر در این روایت ، لعن های شدید امام جواد بر ابوالخطاب و یاران او و به طور مشخص ابوالعمرو، جعفر بن واقد و هاشم بن ابی هاشم است. این لعن های شدید و مکرر، علاوه بر اینکه بیان گر انحراف آنان بود، نشان دهنده میزان ناراحتی امام جواد از غالیانی است که اندیشه هایی چون ابوالخطاب داشتند و در مسیر انحرافی او گام برمیداشتند. آن حضرت به ادعای دروغ احمد بن محمد سیاری نیز اشاره دارد و از شیعیان میخواهد وجوهات را به وی تحویل ندهند.[۸۶] معرفی سیاری به عنوان شخصی دروغ گو و فریب کار، برای آگاهی بخشی به شیعیان بوده است تا اموال و وجوهات شرعی را در اختیار غالیان و فریب کارانی چون او قرار ندهند. باید توجه داشت که از زمان امام جواد به بعد، تفاوتی مهم در سازمان وکالت به وجود آمد. سن کم امام جواد و انتقال امامان بعدی به مرکز حکومت و زندگی تحت نظر حاکمیت، با سخت گیریهای خاصی که از سوی آنان اعمال میشد، سبب گسترش و اهمیت یافتن بیشتر سازمان وکالت شد.[۸۷] شاید به همین جهت است که در این زمان به وکلا اختیارات بیشتری واگذار شد تا فعالیت های امامیه را در نهایت پنهان کاری سرپرستی کنند. جاسم حسین مینویسد: «در این زمان ائمه فعالیت های پیروان خود را از طریق سفیر خویش هدایت میکردند».[۸۸] در این زمان، ارتباط دائمی با امام میتوانست سبب شناسایی و دستگیری شیعیان از سوی حکومت شود. بنابر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.