توضیحات
فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن شامل 57 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فخر دنیا و آخرت مؤمن :
وجود مبارک امام صادق طبق نقل مرحوم ابن بابویه قمی (رضوان الله تعالی علیه) فرمود: «ثَلَاثَهٌ هُنَّ فَخْرُ الْمُؤْمِنِ وَ زِینَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهِ»؛ سه اصل است که مایه افتخار مؤمن و زینت دنیا و آخرتِ اوست: یکی «الصَّلَاهُ فِی آخِرِ اللَّیْلِ»؛ نماز شب، نگهداشتن پایان شب؛ دوم هم «وَ یَأْسُهُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ»؛ سوم «وَ وَلَایَهُ الْإِمَامِ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ص».[۱] نماز شب چون یک نشئه جدایی دارد در قرآن فرمود: إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً؛[۲] پایان شب موقع سحر زمزمه خوبی است که بنده با خدای خود داشته باشد؛ هم استراحت کرده است و هم مانع بیرونی نیست. در قرآن فرمود یک نشئه است: إِنَّ ناشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئاً وَ أَقْوَمُ قیلاً. لذا نماز شب که بر وجود مبارک پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) لازم بود بر ما مستحب مؤکّد است؛ این فخر ماست، این زینت ماست.
دوم: یأس از آنچه در دست مردم است هیچ طمعی نداشته باشیم که آنچه در دست دیگران است به ما برسد. اگر مال میخواهیم آن همّتمان بلند باشد که از منبع بخواهیم، همان خدایی که به او داد به ما هم میدهد. راه ما با خدا به خدا نزدیکتر از راه دیگران باشد؛ چرا از دیگران که مانده آنهاست و خورده آنهاست انسان طمع داشته باشد؛ فرمود: «وَ یَأْسُهُ مِمَّا فِی أَیْدِی النَّاسِ». سوم هم ولایت ما اهل بیت (علیهم السلام) شیعه باشد و پیرو قرآن و عترت باشد. این طلیعه بحث به مناسبت شهادت نورانی آن حضرت که در بیست و پنجم ماه (شوال) است.
مطلب اساسی که قرآن به ما آموخت، فرمود: این سرمایهای که خدا به شما به نام عمر داد این را در بامداد و شامگاه صرف سخن با او بکنید؛ چون او یک قطره آب را به این صورت در آورد: أَ لَمْ یَکُ نُطْفَهً مِنْ مَنِیٍّ یُمْنی.[۳]الآن صدها دانشکده پزشکی است که میخواهند همین یک مشکل ـ بدن ما را ـ حلّ کنند نمیتوانند. بسیاری از بیماریها هنوز کشف نشده، بسیاری از بیماریهای کشف شده داروی آن کشف نشده؛ این تازه مربوط به بدن است، روح که حساب دیگری دارد. چرا با او سخن نگوییم. او که فرمود من از هر کسی به شما نزدیکتر هستم: فَسُبْحانَ اللَّهِ حینَ تُمْسُونَ وَ حینَ تُصْبِحُونَ؛[۴] شما بامداد و شامگاه وقتی دارید، نیمروز وقتی دارید، اینها را صرف گفتگوی با او بکنید. فَسُبْحانَ اللَّهِ حینَ تُمْسُونَ وارد شب میشوید، وَ حینَ تُصْبِحُونَ روز میکنید شامگاه و بامدادتان به نام خدا و بین این زمانها هم بدانید که همه را او دارد اداره میکند. وَ عَشِیًّا[۵]شامگاه که میخواهید بخوابید، وَ حینَ تُظْهِرُونَ؛ وقتی که به ظهر وارد میشوید. «أظهر»؛ یعنی «دخل فی الظّهر»، وقتی وَ حینَ تُظْهِرُونَ شد نماز ظهر و عصرتان، رفیق میخواهید او، دوست میخواهید او، همراز میخواهید او، همه کار به دست اوست. فَسُبْحانَ اللَّهِ حینَ تُمْسُونَ وَ حینَ تُصْبِحُونَ که وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًّا وَ حینَ تُظْهِرُونَ؛ بامداد، شامگاه، بین بامداد و شامگاه، نیم روز به نام خدا؛ آن وقت چنین جامعهای، نه بیراهه میرود نه راه کسی را میبندد.
مطلب اساسی که دین به ما گفته و الآن به صورت این فضای حقیقی، نه فضای مجازی؛ این مطلب را در پرانتز بارها شنیدهاید که این فضا، فضای حقیقی است نه مجازی؛ چون سیم حقیقت نیست تا بیسیم بشود مجاز، چهره تلویزیون و شیشه حقیقت نیست تا بیشیشه بشود مجاز. هر وسیلهای که اندیشه را نقل و انتقال میدهد وسیله حقیقی است. این فضا، فضای حقیقی است. این دین به ما گفته قبل از اینکه بروید از چین یاد بگیرید، حرفهایتان را به چین بزنید، درست است که فرمود: «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّین»؛[۶] اما معنای آن این نیست که از آنجا یاد بگیرید. اوّل فرمود چیزی یادشان بدهید، بعد فرمود اگر حرفهای خوبی دارند یاد بگیرید. دو ابرقدرت آن روز در خاورمیانه بود: یکی کِسراهای ایران بود؛ دیگری هم قیصرهای روم، بیش از این دو قدرت که دیگر در خاورمیانه نبود. حضرت برای هر دو نامه نوشت که میآیید یا شما را بیاورم؟ حجاز یک حیاط خلوت بود برای این دو ابرقدرت. هیچ کس برای حجاز لشکرکشی نمیکرد؛ چون حجاز نه قدرت اقتصادی داشت، نه قدرت سیاسی داشت، نه قدرت دامداری و کشاورزی داشت؛ اینها را به عنوان حیاط خلوت حساب میکردند، ایران برای حجاز، اهمیتی قائل نبود، روم برای حجاز اهمیتی قائل نبود. وقتی سلطان ایران خسروپرویز دید نامه آمده که میآیی یا بیاورمت؛ این کدام قدرت است؟ برای روم هم همین را نوشت. قبل از اینکه به ما بگوید برو چین یاد بگیر، به ما گفت برو چین را یاد بده. به یمن نامه فرستاد، گماشته فرستاد، مبلّغ فرستاد تمام این منطقههایی که مقدور آن روز بود، به وجود مبارک حضرت امیر فرمود تو برو یمن، تو اگر بتوانی یک نفر را هدایت کنی «لَئِنْ یَهْدِی اللَّهُ بِکَ رَجُلًا وَاحِداً خَیْرٌ لَکَ مِنْ أَنْ یَکُونَ لَکَ حُمْرُ النَّعَم»؛[۷] فرمود: اگر یک نفر را بتوانی زنده کنی تمام کُره زمین را به تو بدهند به اندازه زنده کردن یک آدم نیست، برای اینکه ایران بساطشان جمع میشود. فرمود: یَوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ[۸] «سِجلّ»؛ یعنی طومار. این کاغذِ نوشته را نمیگویند «طومار»، این وقتی لوله شد، میشود «طومار»، اگر صفحهای باشد، چند نفر امضا کرده باشند، این را میگویند صفحه؛ وقتی که لوله شد میگویند «طومار». فرمود: ما بساط آسمان و زمین را لوله میکنیم جمع میکنیم، اینطور نیست که همیشه آسمان باشد همیشه زمین باشد. یَوْمَ نَطْوِی السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلْکُتُبِ. پس بساط آسمان برچیده میشود، بساط زمین برچیده میشود، عمری دارند؛ اما اگر کسی بتواند جوانی را نجات بدهد، مردی را نجات بدهد؛ فرمود: یا علی! میدانی ارزش نجات دادن یک انسان بیش از ارزش آسمان و زمین است؛ چون این یک موجود ابدی است. مگر انسان هزار میلیارد سال است صد هزار میلیارد سال است؟! الآن جا دارد ما سؤال کنیم زمین چند سالش است؛ اما جا دارد ما سؤال کنیم، دو دوتا چهارتا چند سالش است؟! این زمان و زمین برنمیدارد، این تازه ریاضی است، یک بخش آن به کمیّت و مقدار بسته است؛ اما جانِ ما به ریاضی نیست، فوق ریاضی است، به زمان و زمین بسته نیست، ما هستیم که هستیم. فرمود: یا علی! برو یمن، مردم یمن را تربیت کن! «لَئِنْ یَهْدِی اللَّهُ بِکَ رَجُلًا وَاحِداً خَیْرٌ لَکَ مِنْ أَنْ یَکُونَ لَکَ حُمْرُ النَّعَم»؛ ما چنین جامعهای هستیم. انسان روحی دارد که این آسمان و زمین در کنار گوشه او، یک گوشه جا میگیرند، اگر ـ إنشاءالله ـ وارسته شد، خیرِ او عالمگیر خواهد شد، اگر ـ خدای ناکرده ـ آلوده شد، این غدّه بدخیم در این فضای باز برای همه جامعه بدخیمی به بار میآورد.
الآن این دستگاه حقیقی، به هر حال هر نامی که دارد، این در دست است، ما باید پیام بدهیم، چین را آدم کنیم، آمریکا را آدم کنیم، اینها دائماً درصدد آدمکُشی هستند. تمام کارخانههای ساخت اسلحه سه شیفته دارد کار میکند تا آدم بکُشد. اینها در جنگ جهانی اوّل و دوم با اینکه حداقل هفتاد میلیون نفر را کشتند، هنوز سیر نشدند. اگر کُشتن و کشتار قرار بود جامعه را اصلاح کند، جنگ جهانی اصلاح میکرد. الآن هر روز دارند آدم میکشند؛ حالا مستقیم نشد نیابتی، یا یمن یا سوریه یا عراق یا کشور دیگر. با کشتنِ مردم که جامعه اصلاح نمیشود، میشود همان جاهلیت. با عقل و عدل جامعه اصلاح میشود.
فرمود یا علی! تو مردم را هدایت کن! بعد فرمود: وقتی چین رفتی، چهارتا حرف هم از آنها یاد بگیر؛ نه اینکه این فضا را دست ما دادند که ببینیم غرب چه میگوید، شرق چه میگوید آن هم آلوده. این بیان نورانی امام صادق است فرمود: «مَنِ اسْتَوَی یَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُون».[۹] سورهای در قرآن کریم است به نام سوره «تغابن» که یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ التَّغابُنِ.[۱۰] یکی از نامهای قیامت، «تغابن» است که غَبْن افراد روشن میشود که چه کسی مغبون شده، چه کسی مبغون نشده. دنیا هم دار تجارت است یک عده: وَ کانُوا قَوْماً بُوراً.[۱۱] «بائر» که میدانید چیست؟ آن جایی که کِشت و زرع نمیشود، «بائر» است. فرمود: یک عده بائرند، یک عده دائرند، یک عده: فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ[۱۲] هستند، یک عده: یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ[۱۳] هستند، یک عده خودشان بائرند. چرا ما بائر باشیم؟ مایی که میتوانیم یَرْجُونَ تِجارَهً لَنْ تَبُورَ باشیم، چرا بائر باشیم؟ فرمود: یک عده اینچنین هستند، یک عده آنچنان هستند. صحنه قیامت، صحنه «تغابن» است؛ یعنی روز ظهور «غَبْن». یَوْمَ یَجْمَعُکُمْ لِیَوْمِ الْجَمْعِ ذلِکَ یَوْمُ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.