تعداد بازدید
1 بازدید
ریال97.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم، محتوای خود را در قالب 98 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرایند اتمام نور الهی با ظهور و حکومت مهدوی در آیات قرآن کریم :

مقدمه

در آیاتی فراوانی از قرآن سخن از نور به میان آمده، که این آیات در سراسر قرآن پراکنده هستند. در یک آیه، خدای متعال، خود را نور معرفی می کند و در آیاتی دیگر، حال کفار را بیان می کند که تصمیم به خاموشی نور خدا دارند. آیا این آیات به هم مرتبطند؟ آیا از این آیات مساله امامت و ظهور آخرین حجت الهی را می توان اثبات کرد؟به نظر نگارنده هم بین آیات نور یک ارتباط عمیق و منطقی وجود دارد، هم آنکه بحث نور بدون مساله ولایت، ابتر می ماند و غرض الهی را تامین نمی کند. آیات شریفه، سیری را دنبال می کنند که مساله امامت و جانشینی پیامبر و ودر نهایت غلبه دولت حق و ظهور صاحب الامر (عج) حسن ختام آن است.

مسیر نور در آیات

اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ از آنجایی که خدای تعالی موجد و خالق تمام هستی است، ظهور و بروز عالم توسط اوست. از این رو هرچه در عالم پیداست بخاطر وجود خدای تعالی است. یعنی آنگونه که نور سبب پیدایی اشیاست خدای متعال سبب ظهور و پیدا بودن عالم است. البته با این فرق که نور مایه ایجاد نیست و فقط سبب دیده شدن و پیدا بودن اشیاست اما باری تعالی با خلقت اشیا سبب پیدا شدن اشیا شده است لذا خداوند برای عالم نور است. در ذیل آیه ۳۵ سوره شریفه نور «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» علامه طباطبایی می فرماید:«این حقیقت را به این بیان ارائه داده که خدای تعالی دارای نوری است عمومی، که با آن آسمان و زمین نورانی شده، و در نتیجه به وسیله آن نور، در عالم وجود، حقایقی ظهور نموده که ظاهر نبود. و باید هم این چنین باشد، چون ظهور هر چیز اگر به وسیله چیز دیگری باشد باید آن وسیله خودش به خودی خود ظاهر باشد، تا دیگران را ظهور دهد، و تنها چیزی که در عالم به ذات خود ظاهر و برای غیر خود مظهر باشد همان نور است. پس خدای تعالی نوری است که آسمانها و زمین با اشراق او بر آنها ظهور یافته اند، هم چنان که انوار حسی نیز این طورند، یعنی خود آنها ظاهرند و با تابیدن به اجسام ظلمانی و کدر، آنها را روشن می کنند، با این تفاوت که ظهور اشیاء به نور الهی عین وجود یافتن آنها است، ولی ظهور اجسام کثیف به وسیله انوار حسی غیر از اصل وجود آنهاست.»

سیر عالم به سوی نور

در این زمینه که سیر عالم به سوی الله است هیچ مسلمانی شک ندارد. زیرا اعتقاد به قیامت جز سه اصل مسلّم همه ادیان است. از این رو همه مسلمین، قیامت را ـ که بازگشت به سوی خدای تعالی است ـ به عنوان یکی از اصول دین پذیرفته اند که آیات فراوانی بر آن دلالت دارند:«الَّذینَ یظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَیهِ راجِعُونَ»؛ «آنان می دانند به پیشگاه خدا حاضر خواهند شد و بازگشتشان به سوی او خواهد بود.»

و آنجا که متقین ساکن می شوند «عند ملیک مقتدر» است: «إِنَّ المتَّقِینَ…فی مَقْعَدِ صِدْقٍ عِندَ مَلِیک مُّقْتَدِرِ.»؛ «در منزلگاه صدق و حقیقت نزد خداوند عزّت و سلطنت جاودانی متنعّمند.» و صاحبان نفس مطمئنه به سوی پروردگار خود رجوع می کنند: «یأَ ایتهُا النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّهُ؛ ارْجِعِی إِلی رَبِّک رَاضِیهً مَّرْضِیهً؛ فَادْخُلی فی عِبَادِی؛ وَ ادْخُلی جَنَّتی»، «آن هنگام به اهل ایمان خطاب رسد که ای نفس مطمئن و دل آرام، به حضور پروردگارت باز آی که تو خشنود به او و او راضی از توست. باز آی و در صف بندگان خاص من در آی. و در بهشت من داخل شو.»و همانند این آیه که می فرماید: «کلٌّ إِلَینا راجِعُونَ»؛ «رجوع همه به سوی ما خواهد بود. پس خدای تعالی که نور عالم است انسان را به سوی خود (یعنی نور) دعوت می کند و از این رو باید گفت سیر عالم به سوی نور است.

هدایت به سوی نور

انسان به وجود معبود و اله، به طور غریزی و فطری اذعان و اعتراف دارد. در روایات وارد شده ذیل آیه سی ام سوره نور، «فطرت الله» به «توحید» و «معرفت باری تعالی»، تعبیر شده است: «عن أبی عبد الله (ع ) فی قوله [تعالی] فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیها قال علی التوحید…»؛ «در شرح قول خدای متعال: «فطرت الله…» امام صادق (ع) فرمودند: [فطرت مردم] بر توحید است. » و در روایت دیگری “عبدالله ابن سنان” ا ز امام صادق (ع) در معنای فطرت می پرسد که آن حضرت در جواب می فرمایند: «هی الإسلام فطرهم الله حین أخذ میثاقهم علی التوحید…»؛ «آن فطرت همان اسلام است، آن هنگامی که از همه میثاق بر توحید گرفت…» اما این بشر برای رسیدن به خدای تعالی و سیر الی الله با مسیر حق آشنا نیست و مسیر هدایت را نمی شناسد پس احتیاج به هدایت گر دارد. این هدایتگری اولا و بالذات از عهده کسی بر نمی آید جز ذات باری تعالی. از این جهت، تنها هادی به سوی خدا، خود خدای متعال است، یعنی تنها اوست که راه رسیدن به خود را به مخلوقاتش می تواند نشان دهد و هموست که دستگیری می کند و به منزل مقصود می رساند. در آیات متعدد این امر بیان شده است: «اللَّهُ وَلِی الَّذِینَ آمَنُوا یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ»؛ «خدا یار اهل ایمان است که آنان را از تاریکی ها بیرون آرد و به سوی نور برد.» یا در آیه دیگری چنین می فرماید: «مَنْ لَمْ یجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ»؛ «و هر که را خدا نور نبخشید هرگز روشنی نخواهد یافت.» کما اینکه در آیه دیگر چنین می فرماید: «یهْدی بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ سُبُلَ السَّلامِ وَ یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ وَ یهْدیهِمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»؛ «خدای تعالی بدان کتاب، هر کس را که از پی خشنودی او رود به راه های سلامت هدایت کند و آنان را از تاریکی ها بیرون آورد و به عالم نور داخل گرداند و به راه راست رهبری کند.» در آیه ۳۵ یونس تصریح می فرماید که «قُلِ اللَّهُ یهْدی لِلْحَقِّ»؛ «بگو: تنها خداست که به راه حق هدایت می کند.»

تا آنجا که خدای تعالی این نکته را به پیامبر خود گوشزد می کند که «إِنَّک لَا تهَدِی مَنْ أَحْبَبْتَ وَ لَکنَّ اللَّهَ یهَْدِی مَن یشَاءُ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ»؛ «چنین نیست که هر کس را تو دوست بداری هدایت توانی کرد، لیکن خدا هر که را خواهد هدایت می کند و او به حال آنان که قابل هدایتند آگاه تر است.»

علامه طباطبایی ذیل آیه شریفه می فرماید: «مراد از «هدایت» در اینجا صرف راهنمایی نیست، بلکه رساندن به هدف مطلوب است که بازگشتش افاضه ایمان بر قلب است، و معلوم است که این چنین هدایت کار رسول نیست، بلکه کار خدای تعالی است، و احدی در آن با او شرکت ندارد، و اما اگر مقصود از آن راهنمایی بود، معنا نداشت که آن را از رسول خدا (ص) نفی کند.»

آیاتی دیگر نظیر این آیه در قرآن کریم وجود دارد.

از هدایت، به نور تعبیر شده و شاید بتوان فهمید که خود این مسیر هم نورانی است. پس انسان در یک سیر نوری قرار دارد که هم راه نورانی است هم هدف نور است. از سایر آیات این نکته هم فهمیده می شود.

واسطه های نورانی

از آنجا که بشر برای سعادت و نجات خود، راهی بی واسطه و ارتباطی مستقیم و دوسویه با خدای تعالی ندارد تا راه را مستقیم از خود خدا به دست آورد. او به تنهایی نمی تواند راه را بیابد و مسیر را طی کند. برای رسیدن به حق، بی راهه ها و کژ راهه های فراوانی وجود دارد که تشخیص حق از باطل را از قدرت بشری خارج می سازد. در قرآن کریم از بی راهه به «ظلمات» تعبیر می نماید. خدای تعالی، برای رفع مشکل و برای شناساندن مسیر هدایت و رساندن بندگان خود به مطلوب، واسطه های فیضی را قرار داده تا هم راه را نشان دهند و هم در رفتار، طریقه انجام صحیح عمل را به حق جویان نشان دهند. درعلت بعثت انبیا در روایت چنین آمده است:

هشام بن حکم می گوید: زندیقی از امام جعفر صادق(ع) سؤال نمود که از کجا و به چه دلیل پیغمبران و رسولان خدا را اثبات کردی؟ آن حضرت در جواب فرموند: «ما چون ثابت کردیم که ما را آفریننده ای هست که ما را ساخته و برتری دارد از ما و از هر آنچه که آفریده. و این صانع، حکیمی است برتر، و امکان نداشت که خلائق او را مشاهده نمایند و او را لمس کنند، تا با آنان ارتباط دو سویه بر قرار کند با هم مکالمه و محاجّه و گفت وگو کنند. ثابت شد خدای تعالی باید سفیرانی بین بندگان داشته باشد تا واسطه باشند بین بندگان و خدای متعال که امور ایشان را به اصلاح می آورند…». این واسطه های نوری را می توان به دو دسته تقسیم نمود:

الف: کتب آسمانی

یکی از این واسطه های نورانی، کتب آسمانی هستند که جنبه هدایت گری و روشنگری دارند. قرآن حکیم، محتوی و مضمون کتب آسمانی را ـ که راه را نشان می دهند و طریق حق را روشن می کنند ـ نور معرفی می نماید:

۱.در تورات هدایت و نور است: «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراهَ فیها هُدی وَ نُورٌ.»

۲.در انجیل هم همین قضیه تکرار می شود: «آتَیناهُ الْإِنْجیلَ فیهِ هُدی وَ نُور.»

۳.خود قرآن نیز به عنوان نور معرفی می شود: «قَدْ جاءَکمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ کتابٌ مُبِینٌ.»

در تفسیر نمونه آمده است «آیات مختلفی که در قرآن مجید وارد شده و” قرآن” را تشبیه به” نور” کرده، نشان می دهد که نور در آیه فوق [نیز] به معنی قرآن است و بنا بر این عطف کتاب مبین بر آن از قبیل عطف توضیحی است. در سوره اعراف آیه ۱۵۷ می خوانیم: «فَالَّذِینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛ «کسانی که به پیامبر (ص) ایمان آوردند و او را بزرگ داشتند و یاری کردند و از نوری که همراه او نازل گردیده پیروی نمودند، اهل نجات و رستگاری هستند.و در سوره تغابن آیه ۸ می خوانیم: «فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنا»؛ «به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم ایمان بیاورید. »

ب: حجت های الهی

از دیگر واسطه های نورانی، انبیاء و سولان الهی هستند. اینان نیز چون هادی هستند و روشنگری دارند در زمره نورهایی هستند که بشر را از باطل به حق و از گمراهی به هدایت می رسانند. به عنوان نمونه، در قرآن کریم آن گاه که سخن از پیامبر اسلام (ص) به میان می آید او را چراغی نور افشان معرفی می کند: «یا أَیهَا النَّبِی إِنَّا أَرْسَلْناک شاهِداً وَ مُبَشِّراً وَ نَذیراً * وَ داعِیاً إِلَی اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنیرا. »؛ «ای پیامبر! ما تو را به رسالت فرستادیم تا شاهد و بشارت دهنده و انذار کننده باشی. و به اذن حق به سوی خدا دعوت کنی و چراغ فروزان عالم باشی.» در این آیه شریفه، پیامبر مکرم اسلام به عنوان «سراج منیر» معرفی می گردد.

در کنار آیات، از روایات هم می توان جنبه نوری بودن حجت های الهی را فهمید. آنجا که کلامشان نور است: «کلَامُکمْ نُور. »

حقیقت نور، هدایت یافتن

این نور حقیقتی دارد، هر جا که وارد می شود اثر روشنی دارد. آنان که حرکت در این مسیر نورانی را می پذیرند و سختی ها و رنج های آن را به جان می خرند از این نور بهره مند می شوند و کسب نور می کنند. در آیه ۲۸ سوره «حدید» اینگونه آمده است: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ آمِنُوا بِرَسُولِهِ یؤْتِکمْ کفْلَینِ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ یجْعَلْ لَکمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ… »؛ «ای مؤمنان! از خدا پروا کنید و به پیامبرش ایمان آورید تا دو سهم از رحمتش را به شما عطا کند، و برای شما نوری قرار دهد که به وسیله آن راه سپارید…» یا در آیه ۱۲۲ سوره انعام همین مضمون یافت می شود: «أَوَ مَنْ کانَ مَیتاً فَأَحْییناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یمْشی بِهِ فِی النَّاسِ کمَنْ مَثَلُهُ فِی الظُّلُماتِ. »؛ «آیا کسی که مرده بود و ما او را زنده کردیم، و برای وی نوری قرار دادیم تا در پرتو آن در میان مردم حرکت کند، مانند کسی است که در تاریکی ها است.» شیخ طوسی در تفسیر «تبیان» در توضیح آیه می نویسد: «معنا چنین است: انسان مرده (به خاطر کفرش) زنده می شود با اسلام.»

تا آنجا که این نور در قیامت نیز همراه مؤمن خواهد بود. آنگونه که در سوره حدید بیان شده است: «یوْمَ تَرَی الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِناتِ یسْعی نُورُهُمْ بَینَ أَیدِیهِمْ وَ بِأَیمانِهِمْ… یوْمَ یقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذینَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکمْ قیلَ ارْجِعُوا وَراءَکمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً. »؛ «روزی که مردان و زنان باایمان را می بینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت می کند… روزی که مردان و زنان منافق به کسانی که ایمان آورده اند، می گویند: ما را مهلت دهید تا از نور شما بر گیریم. به آنان گویند: به پشت سرتان برگردید و نوری بجویید.»

پس، آنهایی که این مسیر را انتخاب می کنند این نور را دریافت می کنند و در مسیر حق، سیر الی الله دارند و در نهایت هم به آن نور مطلق می رسند. چرا که «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ. »؛ «ما به فرمان خدا آمده ایم و به سوی او رجوع خواهیم کرد.»در تعبیر روایت نیز تقوی به عنوان نوری معرفی می گردد که با نورانیت خود مسیر را روشن می نماید تا انسان متقی راه را بیابد و به منزل مقصود برسد: «یَکُن… نُورُ التَّقْوَی دَلِیلَهُ. »

حکمت الهی و امتداد نور در امامت

خدای تعالی بر اساس حکمت خود و نیاز بشر به وجود هادی، این جریان نوری هدایت را تعطیل نمی کند هرچند جریان نبوت را پایان یافته می داند. و خبر می دهد به ادامه این جریان که: «إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِکلِّ قَوْمٍ هادٍ. »؛ «تو فقط بیم دهنده ای وبرای هر قومی هدایت کننده ای است.» در توضیح به روایاتی از مجمع البیان اکتفا می شود: «ابن عباس می گوید: چون این آیه نازل شد، پیامبر فرمود: منم ترساننده و علی است هدایت کننده، بعد از من. یا علی، اهل هدایت بوسیله تو هدایت می شوند. حاکم ابو القاسم حسکانی در کتاب «شواهد التنزیل» روایت کرده است که: پیامبر در حالی که علی (ع) نزدش بود، آب طلبید، پس از تحصیل طهارت، دست علی را گرفت و بر سینه خود چسبانید و فرمود: «تویی ترساننده» سپس بر سینه علی چسبانید و فرمود: «برای هر قومی هدایت کننده ای است» آن گاه فرمود: تویی روشنایی مردم و منتهای هدایت و سرور و بزرگ شهرها و من شهادت می دهم که تو این چنین هستی.» جریان هدایت بعد از وفات رسول مکرم اسلام (ص) متوقف نمی گردد. از این رو در جریان غدیر، پیامبر اعظم (ص) با معرفی «جانشین» و «هادی» بعد از خود، سعی در روشن نگه داشتن این مسیر نورانی را دارد. در آیه سوم سوره مائده، تکلیف هادیان روشن می گردد. دیگر جای عذر و بهانه برای ندانستن و نشناختن متولیان جریان هدایت وجود ندارد: «الْیوْمَ یئِسَ الَّذینَ کفَرُوا مِنْ دینِکمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دینَکمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکمُ الْإِسْلامَ دیناً. »؛ «امروز کفرپیشگان از [شکست ] دین شما ناامید شده اند بنابراین از آنان مترسید و از من بترسید. امروز دینتان را برای شما کامل، و نعمتم را بر شما تمام کردم، و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم.»

علامه طباطبایی در ذیل آیه شریفه بحث مفصلی دارند و بعد از بیان احتمالات متعدد و رد تمام آنها می فرمایند:

«(کفار) بعد از نومیدی و نرسی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *