توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان شامل 29 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فعالیت جهادی و خودکفایی بانوان :
اینجا «عین دو» است منطقه ای در حاشیه شهر اهواز با مردمانی که لب به گلایه باز نمی کنند و چشم امید به آسمان دوخته اند. آسفالت خسته، دیوارهای قدیمی و خانه هایی که آجرشان با رنج بالا رفته اولین تصویری است که به محض ورود به آنجا در برابرتان قد علم میکند اما صدای خنده بچه هایی که از سر و کول هم بالا می روند و برای دوربینت دست تکان می دهند تمام دنیا و متعلقاتش را از خاطرت به در می کند و تا به خودت بیایی میبینی که دقیقه ها پای صحبت شیرین شان نشسته ای و ناخواسته از بُعد مادی جسم زمینی ات رها شده ای.
علی هفت ساله با چشمان درشت عسلی اش جلو افتاده بود تا راه را نشانمان دهد، سراغ نمایشگاه را که گرفتیم گل از گلش شکفت: «خیلی قشنگ شده، یما میگوید شما پسرها نباید بیایید عیب است، من هم دور و بر نمایشگاه می چرخم و هر وقت یکی از پسرها آمد محکم پسِ گردنش می زنم»، خواستم لپش را بکشم خودش را عقب کشید و اخم کرد، بچه های اینجا خیلی زود مرد می شوند.
قفسه های عاشقانه
از نمایشگاهِ کوچکشان رنگ می بارید و قفسه به قفسه می شد بوی عشق چید، با دیدن دوربین خودشان را جمع وجور کردند و رو گرفتند، اشاره دادم که تصویربرداری را قطع کنند و فقط خودمان باشیم. یکی از دستبندهای دست ساز را ورانداز کردم: خجالت از چی؟ اصلا فکر کنید مشتری هستم، قیمتش را نمیگویی خانم فروشنده؟
خنده شان گرفته بود و درِ گوشی با هم پچ پچ می کردند، خانم جوانی که در حال عوض کردن شیشه شیر دخترش بود برای یک لحظه ماسکش را پایین کشید و برایشان لب گزید و چشم غره رفت؛ نگاهم به نگاهش گره خورد، گفتم: اشکالی ندارد بگذارید راحت باشند، شما هم محصولی تولید کرده اید؟ و اینطور شد که اولین گفت وگوی ما رقم خورد.
مادرشوهرِ ناراضی
پاهایش را روی زمین دراز کرده و دخترش را روی آنها خوابانده بود و تکانش می داد، لالایی عربی شیرینش چشمان دختر را سنگین کرد و با شیشه شیری که از دهانش آویزان شده بود به خوابی عمیق فرو رفت، آنقدر آرام و لطیف که انگار خدا در آن لحظات، قطعه ای از بهشتش را بر آوارِ زمین نازل کرده باشد.
زیرچشمی نگاهی به یکی از زنان میانسال که پشت میز فروش عباها نشسته بود انداخت و سرش را تکان داد: می بینی چطور آنجا نشسته؟ اما این آخر قصه است چون روزهای اول که خواهران قرارگاه به اینجا آمدند و خواستند کمکمان کنند یکی از مخالفان درجه یک همین مادر شوهرم بود.
میگفت چه معنی دارد خانم به بهانه کلاس فلان و بهمان، خانه و زندگیش را ول کند! خواهران قرارگاه خیلی اصرارش کردند که اگر عروست خیاطی یاد بگیرد لااقل کمک خرج شوهرش می شود، اما مادرشوهرم کوتاه نمی آمد، خب راستش حق هم داشت، ما دو تا عروس در این خانواده ایم، اگر من گاوها را بدوشم، هم عروسم باید نان بپزد و ناهار را آماده کند و کارها همین طور بین ما چرخشی تقسیم شده بود.
زنانِ عین دو در کارگاه
زنان و دختران عین دو که خیلی هایشان یا سایه مردی بالای سرشان نبود و یا اگر هم بود دستش به دهانش نمی رسید با کمک خواهران قرارگاه برای یادگیری خیاطی و هنر به شهر رفتند اما من و چند تا از دختران دیگر که خانواده هایشان اجازه نمیدادند دست از پا درازتر نشستیم و غصه خوردیم.
دستی روی عبایم کشید: «شما عرب زبانی یا به پوشیدن عبا علاقه داری؟»، از سوالش خنده ام گرفته بود: «کارِ خوب نشانم بدهی خودم مشتری پروپاقرصت می شوم»، سرش را از خجالت پایین انداخت: نه به خدا منظورم این نبود، میخواستم بگویم پوشش محلی اکثر زنان و دختران محجبه اهوازی عبا است، خودت هم که می بینی، تمام زنان عین دو عبا می پوشند، خواهران قرارگاه هم گفتند ما چیزی را به شما آموزش می دهیم که به دردتان بخورد و فروش برود.
بعد از این ماجراها هر روز صبح به مینی بوس که زنان عین دو را برای یاد گرفتن خیاطی به شهر میبرد زل میزدم و حسرت می خوردم، خیاطی را دوست داشتم و در حد سوزن نخ کردن و پس دوزی هم انگشت زده بودم اما دل مادرشوهرم برای رفتن نرم نمی شد.
آنه مو اویاک
صدای جیغ و هوار، بند دل نمایشگاه را پاره کرد، همه سراسیمه به سمت در رفتیم، علی یکی از پسرها را آنچنان به باد کتک گرفته بود که عملا راهی برای جدا کردنشان نبود، زن جوان دخترش را روی زمین گذاشت و بدون دمپایی به سمتش دوید و کشان کشان او را داخل نمایشگاه آورد.
علی چشمانش را بسته بود و فریاد می زد که «نمی آیم» و دختران مسخره اش میکردند، حالا آن زن جوان که فهمیده بودم مادر علی است به تمن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.