تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی :

فایل پاورپوینت کامل قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری از نعمت الهی

من بی تو دمی قرار نتوانم کرد *** احسان تو را شمار نتوانم کرد

گر بر تن من زبان شود هر مویی *** یک شکر تو از هزار نتوانم کرد

یک روایت زیبایی از پیغمبر خدا(ص) هست که فرمود: کسی که بر فاطمه درود و صلوات بفرستد، «غفر الله ذنوبه و الحقه بی حیث ما کنت من الجنه» دو بشارت بزرگ برای آنهایی که به حضرت زهرا(علیها السلام) صلوات هدیه می کنند. فرمود: یکی اینکه خدا گناهانشان را می آمرزد و دوم آنها را به من رسول الله ملحق می کند. در هر کجای بهشت که هستند! ما واقعاً عظمت این بانو را درک نمی کنیم. که درود و صلوات بر او هم آمرزش گناهان را دارد، «و الحقه بی حیث ما کنت من الجنه» آنهایی که می خواهند با اول شخصیت عالم، پیامبر عظیم الشأن محشور شوند، انشاءالله فراموش نکنند. قرار شد که یاد بگیریم زندگی پر برکتی داشته باشیم، در ذیل بحث خیر و برکت به بحث شکر رسیدیم. الحمدلله احساس می کنم که روحیه ی شکر، روحیه ای است که شاید حداقل در من دارد زنده می شود و خدا را از این بابت شکر می کنیم. یکی از راه هایی که برکت و خیر فراوان به مال و عمر و جان و هستی ما داده می شود، قدرشناسی نعمت ها و شکرگزاری نعمت ها است. که در باب شکرگزاری به اینجا رسیدیم که یکی از مهم ترین راه های شکرگزاری درک نعمت است و شناخت نعمت است. که در روایات ما هست که «مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِ نِعْمَهً فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ عَلِمَ أَنَّ الْمُنْعِمَ عَلَیهِ اللَّهُ فَقَدْ أَدَّی شُکرَهَاوَ إِنْ لَمْ یحَرِّک لِسَانَه» (بحارالانوار/ج۷۵/ص۲۵۲) کسی واقعاً نعمت را با قلبش درک کرد، شکر آن نعمت را بر جای آورده است. این روایت هم باز یادآوری اش بد نیست که واقعاً من معتقد هستم تا انسان به محبت خدا نرسد، گره ها باز نمی شود و آن آرامشی که در قلب باید بیاید، نمی آید. آن محبوب و گمشده ی ما خداست. قدرت مطلق، جمال مطلق، همه چیز، هستی مطلق، و راه های میانبری است که ما را به محبت خدا می رساند. این روایتی که هفته ی قبل گوشزد کردیم که خدای مهربان به دو پیغمبر فرمود: هم من را دوست بدارید، هم کاری کنید مردم هم مرا دوست بدارند. گفتند: بار پروردگارا! ما تو را دوست داریم. چه کار کنیم که مردم تو را دوست بدارند؟ فرمود: «اذکر لهم آلایی و نعمایی و بلایی عندهم» آنها را یادآوری کنید که من خدا با آنها چه کردم؟ یعنی از نعمت ها، برکات معنوی، مادی، ظاهری، خود بلا هم در روایات به معنی نعمت آمده است. «بلایی عندهم» یعنی نعمت هایی که در اختیار اینها گذاشته اند. که داریم در روز عید فطر و عید قربان می گوییم، خدا را شکر می کنیم که به ما لطف کرده و نعمت داده است.

یافتن این خیلی ما را زیر و رو می کند، همه ی گلایه ها، شکایت ها را می برد. استرس ها و اضطراب ها را دور می کند، آرامش عجیبی به انسان می دهد، محبوب اصلی مان را پیدا می کنیم. یک مثال خیلی ساده ای من عرض کنم بعد اصل بحث را دنبال کنیم. اگر یک خانواده ای مثلاً دارند مسافرت می روند. خدای نکرده انشاءالله سفرها با عافیت باشد، ملاحظه ی مسائل راهنمایی و رانندگی را داشته باشند، دیگر تصادف و آمار تلفات نداشته باشیم. خیلی کم باشد، انشاءالله نباشد. صدقه فراموش نشود. آرامش در مسافرت خیلی مهم است. اگر خدای نکرده یک ماشینی با خانواده رفتند مسافرت، در درّه سقوط کند. در آن مسیر فقط یک ماشین پشت سر آنها بوده و کسی اینها را ندیده است. ماشین پشت سری اینها را دید، می توانست راهش را ادامه بدهد، بی خیال شود، ولی گفت: من به خاطر خدا و به خاطر حس انسانیت می آیم ببینم بر سر این خانواده چه آمده است؟ آمد دید اینها همه ته درّه رفتند، یک بچه ی نوزاد ته درّه سالم مانده ولی زخمی است. اگر اینها به خاطر خدا، به خاطر انسانیت، بیایند این بچه ای که در درّه افتاده، نجات دهند. و اگر اینها نمی آمدند، به حسب ظاهر این هم از بین می رفت، این را هم مداوا کنند. منزل ببرند و به عنوان فرزند خوانده این را بزرگ کنند، هرچه که نیاز ضروری این بچه دارد برایش تأمین کنند. لباس و خوراک و پوشاک و تحصیل و این را به سر و سامانی برسانند، وضعش خوب شود، زندگی اش را مرتب کنند. ولی او نمی داند که اینها پدر و مادر اصلی اش نیستند. اینها خودشان داوطلبانه آمدند و این همه زحمت کشیدند و کسی هم اینها را به این کار اجبار نمی کرد. می توانستند تحویل بهزیستی بدهند، تحویل دولت بدهند و کارهای دیگر بکنند. حالا اگر کسی به این فرزندی که بزرگ شده، بیاید برایش باز کند و خرده خرده پرده را کنار بزند، و بگوید: شما می دانی که عمرت، مالت و جانت، هستی تو مدیون چه کسی است؟ خاطره ای که برایش اتفاق افتاده، برایش ثابت کند. آیا این بچه می تواند دست این پدر و مادر ناخوانده را نبوسد! کرنش نکند!؟ همه ی هستی اش را فدای اینها نکند؟ یعنی اگر برایش وجدان شود که هرچه دارد برای اینهاست و واقعاً اینها چه ایثار و فداکاری کردند؟ یعنی اگر این را به محضی که درک کند، محبتش، عشقش، عبودیتش، کرنش اش، تمام هستی اش را فدای اینها می کند. اگر بدانیم که واقعاً خدای مهربان مافوق همه ی اینها است. یعنی آن پدر و مادر مهربان را هم او به ما مرحمت کرده است. آن امام و پیغمبر مهربان را هم او به ما مرحمت کرده است.

یک حدیث را بارها خواندم. تکرار این حدیث ها را من به جا می دانم. امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم، ما از خود شما به شما مهربان تر هستیم. یعنی ما خودمان را سپر قرار می دهیم که شما در رفاه و آسایش باشید. هرچقدر شما خودتان را دوست دارید، ما بیشتر شما را دوست داریم و مهربان تر هستیم. بعد فرمود: «وَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ أَشَدُّ حُبّاً لَکمْ مِنَّا» (بحارالانوار/ج۶۵/ص۱۴۶) خیلی عجیب است. امام زمانی که روزهای گذشته آقای عالی بیان کردند که چقدر امام مهربان و رئوفی است. امامان ما چقدر مهربان و رئوف هستند، هستی شان را در طَبَق اخلاص گذاشتند که ما را نجات بدهند، خون دلش را در راه خدا ریخته که بندگان خدا نجات پیدا کنند، خوب چقدر این امام مهربان است؟ چرا ما اینقدر ناشکری می کنیم؟ بعد می فرماید: به خدا قسم! خدای مهربان از ما امام ها به شما مهربان تر است. مادر و پدری که همه ی هستی شان را فدای بچه می کنند. خودشان را به آب و آتش می زنند بچه شان سالم باشد. تحصیل کند و به رفاه برسد. زندگی مرفه و خوبی داشته باشد. فرمود: والله! خدا از ما امام ها به شما مهربان تر است. انشاءالله یک مقدار اینها را درک کنیم و بیابیم. این شکر نعمت را درک که کردی ولو الحمدلله هم نگویی، همین که درک کنی خدا با تو چه کرده است، «التَّفَکرُ فِی آلَاءِ اللَّهِ نِعْمَ الْعِبَادَهُ» (مستدرک/ج۱۱/ص۱۸۵) حضرت امیر(ع) فرمودند: تفکر در نعمت خوب عبادتی است. تفکر پدر و مادر و ریشه ی تمام خوبی هاست. امام عسگری(ع) فرمودند: «التفکر أبو کل خیر و أمه» (مجموعه ورام/ج۱/ص۵۲) یعنی ریشه و پدر و مادر تمام خوبی ها تفکر و اندیشه است. این یک لحظه فکر یا یک ساعت فکر از عبادت شصت سال و یا یک عمر بالاتر است، به خاطر همین است. یعنی اصلاً زندگی انسان را متحول می کند. آرامش عجیبی به انسان می دهد. و الله خدا از چهارده معصوم، از انبیاء، از پدر و مادر به ما خیلی مهربان تر است. کاش یک ذره محبت های خدا را درک می کردیم.

نعمت های آخرت و تکرار نعمت

ببینید بسم الله الرحمن الرحیم مهم ترین آیه ی قرآن است و آیه ای است که ۱۱۴ بار در قرآن تکرار شده است. یعنی اگر ما بسم الله را جزء سوره بدانیم، ۱۱۴ بار در قرآن تکرار شده است. من از بیننده ها سؤال می کنم. سؤال قشنگی است و سؤال قرآنی است. بعد از بسم الله الرحمن الرحیم، چه آیه ای بیشتر از همه تکرار شده است؟در ذهن شما می آید چه باشد؟ سوره ی مبارکه ی الرحمن، سی بار «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» است. یعنی خدا خیلی دارد گلایه می کند. «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» یعنی هر یک آیه یا دو آیه کوتاه، نعمتی را شرح می دهد، حتی نعمت های جهنم را شرح می دهد. «هذِهِ جَهَنَّمُ الَّتی کنْتُمْ تُوعَدُونَ» (یس/۶۳) آتش جهنم را بیان می کند، می فرماید: «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» آن هم نعمت است. ما را پاک و تمیز می کند. آنهایی که از جهنم بیرون می آیند، آن هم از یک بعد نعمتی است که خدای متعال می خواهد اینها را مرتب کند، تمیز کند، در بیاورد، میلیون میلیون از جهنم درمی آیند. یعنی حتی نعمت های آخرتی و جهنم را می شمارد می گوید: شما به کدام نعمت خدا تکذیب می کنید؟ ای جن و انس! «فَبِأَی آلاءِ رَبِّکما تُکذِّبانِ» همینطور تکرار می کند. آسمان و زمین نعمت است. پیغمبر نعمت است. حالا نعمت ها را یک مقداری شرح می دهیم یک مقدار برای بیننده ها جا بیفتد. شما کدام نعمت های خدا را تکذیب می کنید؟ چرا نعمت ها را نمی بینید؟ خوبی ها را نمی بینید؟ مثبت ها را نمی بینید؟ داده ها را نگاه نمی کنید؟

یک نامه ی زیبایی است چون من خودم از قرآن و روایات و محضر بزرگان استفاده کردم دوست دارم آن بهره ای که می برم به بیننده ها هم انتقال بدهم. یک موقعی مرحوم آقای دولابی، خدا رحمتشان کند، می گفت: حدیث داریم هرچه برای خودتان می خواهید، برای دیگران هم بخواهید. هرچه هم برای خودتان نمی خواهید، برای دیگران هم نخواهید. بعضی ها فکر می کنند باید اینقدر زور بزنند به اینجا برسند. من فکر می کنم ایشان می فرمودند: خیلی ها همینطور هستند. یعنی من دوست دارم یک غذای خوبی خوردم، دیگران هم بخورند. در امور معنوی هم چنین است. دیگران هم هی تشویق می کنند سر همین سفره بیایید، حتی بدها هم همینطور هستند. معتادها می خواهند همه را معتاد کنند. یعنی خودش از اعتیاد که کیف می کند، فکر می کند آن زهر ماری برای همه خوب است. یعنی ما باید راه بدی ها را ببندیم. خوبی هایی که هرچه برای خودمان می خواهیم، برای دیگران هم بخواهیم. هر ضرر و شری که برای خودمان نمی خواهیم، برای دیگران هم نخواهیم. می خواهم بگویم: یک بخشی اش هم اتوماتیک هست. هرکس چیز خوبی پیدا کرد، دلش می خواهد به همه آن خیر را برساند.

نامه ی خیلی خوبی برای یکی از بزرگان است، نامه ی ۲۰۶ مکتوب هست، خیلی نامه ی قشنگی است و در بحث همین شکرگزاری است. من این نامه را طولانی نیست، کوتاه است، بخوانم و بعد بعضی از نعمت های خدا را انشاءالله شرح بدهیم. انشاءالله که به برکت صلوات بر محمد و آل محمد، این آیه ها و حدیث ها در قلب و جان ما جا باز کند و یک آرامش و امید و رجاء کاملی به ما مرحمت کند.

خدا را شکر کنیم بر نعمت بارانی که چند روز مرحمت کرد، در خیلی جاهای کشور ما بارندگی خوبی شد. الآن چند روزی است که باد شدید بلند شده است. اگر این باد نباشد، کلان شهرها و یا شهرهای کوچک باید بگذارند بروند. یعنی هوا را تصفیه می کند. این همه آلودگی هایی که بالای سر شهرها می آید، اگر باد نوزد آدم خفه می شود. تا به حال به سجده افتادیم شکر این نعمات را کنیم؟ اگر خدا باد را نفرستد، چه کسی غیر از خدا می تواند بیاورد؟ هیچوقت سجده شکر به جای آوردیم؟ که خدایا این باد را برای ما فرستادی؟ این باد لقاح دارد، یعنی نر و ماده درگیاهان را به هم پیوند می دهد، اگر باد نباشد، گیاهان و درختان از بین می روند. خیلی نعمت بزرگی است که ما از آن غافل هستیم.

ایشان می فرماید: به خدا که چون در آسمان نگرم و ابر و باران بینم، مرا از آن روی نماید که ملوک در لذات خود چنان چیز هرگز نیابند. یعنی نعمت های خدا را می بیند. ای ولی من، قدرشناسی نعمت پیدا می باید کرد، نه بسیاری نعمت، همه ی انسان ها دنبال زیاد کردن نعمت هستند. فکر می کنند پول زیاد مشکلشان را حل می کند. فکر می کنند، ریاست زیاد، مدرک زیاد، اگر خانه وسیع شود، الآن نزدیک عید است، فکر می کنند مبلشان را عوض کنند. پرده شان را عوض کنند، قالی شان را عوض کنند. فکر می کنند اینها آرامش می دهد، به خدا اینها آرامش نمی دهد. چرا مرتب گوشی همراهشان را عوض می کنند؟ برای اینکه یک مدل جدید می آید دلشان را می زند. این به آدم آرامش نمی دهد. آرامش هستی مطلق، زیبایی مطلق، قناعت، اینکه انسان به نیازش قانع باشد و خیر به دیگران برساند. بله اگر شما اضافه ی اموالت را نزدیک عید دست به یتیم می کشی، فقیری را کمک می کنی، صله ی رحم می کنی، چرا؟ چون اینها آرامش می آورد. خوشی می آورد که هیچ سلطانی، هچ ریاست طلبی به آن دست پیدا نمی کند. قانع بودن، راضی بودن، حرص نزدن و آنچه داری شکرگزارش باشی، تو را خوش می کند، راحت می کند و به تو آرامش می دهد.

می فرماید: ای ولی من قدرشناسی نعمت می باید کرد نه بسیاری نعمت که اکثراً دنبال این هستند که بر هرکسی چندان نعمت خدای هست، که اگر قدرشناس آن باشد، او را کافی است. «وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لا تُحْصُوها» (نحل/۱۸) خدا که در دو جای قرآن می فرماید: اگر می خواهید نعمت های مرا بشمارید، نمی توانید بشمارید، چه برسد شکرش را بر جای آورید. می فرماید: اینکه نمی توانید نعمت های مرا بشمارید، در شأن تمام انسان ها است. حتی گدایان که بر لب جوی ها گدایی می کنند. یعنی حتی آن متکدی ها، گدایانی که سر چهارراه ها گدایی می کنند، اگر بفهمند خدا چقدر چیز به آنها داده است، آنها هم نعمت هایی دارند که نمی توانند بشمارند. اگر بفهمند، دیگر دست نیاز دراز نمی کنند، اینقدر ناشکری نمی کنند.

ای ولی من چون نعمت فوق شمارش است. کسی که نعمت بر خود شناسد، غرق در نعمت می شود. چنانچه نعمت بالای سر اوست، و چون نعمت بر او افزود، چه تفاوت کند که اندک افزاید یا بسیار. چون آب بالای سر درآمد خواهی یک نیزه باشد، خواهی هزار نیزه، مثلی که می گویند: آب که از سر گذشت، چه یک وجب، چه صد وجب! یعنی اگر ما بنشینیم خوب و با انصاف ببینیم خدا به ما چه داده است، آن را بیابیم و درک کنیم، اینقدر بدهکار می شویم، گلایه ها و شکایت ها می رود، حتی فقیرترین، حتی مریض ترین، حتی معلول ترین آدم ها، آن روایتی که حضرت عیسی(ع) به یک فلج و کوری که زمین گیر بود، برخورد کردند. دیدند اینقدر می گوید: الهی شکر! الحمدلله! الهی شکر! فرمودند: چه داری که این همه شکر می کنی؟ گفت: خدا به من در همه ی محیط خودش را به من داده است. یادش را به من داده است. الحمدلله اگر چشم ندارم و پایم فلج است، بقیه ی جاهایم سالم است. همین که خدا مرا عاشق خودش کرده است. من شکر او را به جای می آورم. ما حدیث داریم شکر نعمت از خود نعمت بالاتر است. چون نعمت از بین می رود ولی شکر نعمت باقی می ماند. اینقدر شکر خدا را می کرد، حضرت عیسی تعجب کرد. خوب حضرت عیسی دم عیسوی داشت. شفایش داد، کوری و فلجی او را برطرف کرد. گفت: الحمدلله! باز هم شکر می کنم. آن موقع هم شکر می کنم و باز هم شکر می کنم.

یک پیامک زیبایی داشتیم که یک خانواده نوشته بودند، الحمدلله ما مشکل مالی داریم، کمبود مالی داریم ولی الحمدلله خدا اینقدر نعمت های دیگر به ما مرحمت کرده که ما عاجز هستیم، اگر ثروت نداریم قلب مهربان داریم. اگر ثروت نداریم بدن سالم داریم. اگر ثروت نداریم، زن و شوهر با هم مهربان هستیم. دل خوش داریم. همدیگر را دوست داریم. اگر اتفاقی می افتد، همه همدل هستیم و کمک هم می کنیم. یعنی اگر هم یکجایی خدا ما را امتحان کرده کمبود مالی هست، هزارها جبران از راه دیگر کرده است. ما چرا به آنها توجه نمی کنیم؟ یعنی روی آن کمبود پافشاری می کنیم که گاهی همان کمبود هم صلاح ما است. آن هم یک نعمتی است که ما گاهی از آن غافل هستیم.

می فرماید: مثل آبی که بالای سر آدم است، چه یک نیزه، چه هزار نیزه، اگر کسی به نعمت توجه می کند، آن نعمت بالای سرش غرق در نعمت است. نمی تواند بشمارد. پس در این مقام که اگر خود را غرق نعمت دید، زیادی نعمت و کمی نعمت یکسان شده است. برای آنکه اگر فراوان است و اگر کم است نعمت بالای ادراک و قابل شمارش ما نیست. می فرماید: دریاب این دقیقه را که از مواهب حکمت است. یعنی اگر این نکته که نعمت ما را فرو برده، این آیه ی قرآن است «وَ أَسْبَغَ عَلَیکمْ نِعَمَهُ ظاهِرَهً وَ باطِنَه» (لقمان/۲۰) یعنی خدا شما را فرو برده، غرق دریای نعمت هستید. نعمت ظاهری و باطنی است. مثنوی یک مثلی می زند، می گوید: ماهی ها خسته شدند. بعضی مواقع ما هوای سالم، اکسیژن تنفس می کنیم. سلامتی و امنیت داریم، توجه نداریم. چون غرق نعمت هستیم، مثل اینکه خدا همه وقت و همیشه هست ما قدرش را نمی دانیم. از فرط ظهور غایب شده است. یعنی چون همیشه هست، مثل اکسیژنی که ما همیشه استفاده می کنیم. اگر یک جایی هوا خراب شود، بعد می گوییم: چقدر اکسیژن فایده دارد. جلوی بینی و دهانم را بگیرم.

بعد می فرماید: ای ولی من اگر مرد صحیح باشد، یک جرعه آب او را سیراب کند. ولی اگر مستسقی باشد، مستسقی کسی است که مرض تشنگی گرفته است، هرچه آب می نوشد سیراب نمی شود. مرض تشنگی یا مرض جوع، مرض بدی هم هست. بعضی هستند می گویند: هرچه غذا می خوریم، سیری ما از بین نمی رود. یعنی آن حس سیری ما اشباع نمی شود. یا مثلاً تشنگی ما برطرف نمی شود. این خیلی مهم است. یعنی ما هیچوقت این نعمت را شکر نکردیم که الحمدلله آب می خوریم سیر می شویم. مرض استسقاء نداریم. یا غذا خوردیم الحمدلله! اگر سیر نمی شدیم و مرتب باید می خوردیم، از بین می رفتیم یا خسته می شدیم، بعضی ها این مریضی را دارند. یعنی می گوید: ما از خوردن یا آشامیدن خسته شدیم، ولی سیر نشدیم به خدا پناه می بریم. می فرماید: ای ولی من! اگر مرد صحیح باشد، یک جرعه آب او را سیراب کند. ولی اگر مرض استسقاء داشته باشد، هزار مشک او را کفایت نکند. پس وظیفه ی کسی که مرض استسقاء دارد، مرض عطش و تشنگی آن است که علاج کند تا صحیح شود. شاکر شود، قانع شود، راضی شود نه آنکه کوشش کند هی آب بسیار بدست آورد. شما اگر قانع و راضی نباشی، میلیون ها ثروت و ریاست هم تو را سیر نمی کند. شما باید مرض تشنگی را درست کنی. باید خود را از مرض استسقاء علاج کنی، نه کوشش کنی که آب بسیار بدست آوری. اما چه گویم که با آنکه مرض استسقاء و عطش دارد، مجنون نیز باشد. کجا هدایت به این تدبیر خواهد شد؟

دنیا پرستان، و ناسپاسان

اهل دنیا، دنیا پرستان، حریص ها، طمّاع ها، ناسپاسان نعمت ها، آنها کسانی هستند که با استسقاء جنون نیز دارند. جز زیادی نعمت و افزون کردن نعمت طریقی پیش نمی گیرند. «و لا یملأ جوف ابن آدم إلا التراب» (روضه الواعظین/ج۲/ص۴۲۹) یک مثلی است یا حدیثی است که می فرماید: درون انسان حریص را پر نمی کند، مگر خاک قبر! یعنی آدم های حریص سرشان به چاله قبر بخورد یکوقت بیدار می شوند. می فرماید:

کاسه ی چشم حریصان پر نشد *** تا صدف قانع نشد پر دُر نشد

یعنی صدف درونش آب باران می

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *