تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) با 117 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قیام عاشورا از دیدگاه منابع تاریخی اهل سنت(با تکیه بر آثاربخاری، طبری و ذهبی) :

مقدمه

اساساً یکی از اهداف بزرگ امام حسین(ع) مبارزه با جهل و نادانی و تلاش بـرای آزادی و آزادگـی بـود و بر این امرتأکید داشت که هرگز تن به ذلّت در مقابل زورگـویان نخواهد داد، این امر باعث شد تا به جنگ نابرابر تن بدهد که در آن تعداد زیادی از یاران باوفایش به شـهادت رسـیدند و در تـاریخ به نام حادثـه کربلا ثبت شد، حادثه ای که دریاد و خاطره مـسلمانان ثـبت شده و فراموش نخواهد شد و هرساله با برگزاری مراسم عزاداری با روش خاص در میان آنان شهادت مظلومانه خـاندان رسـول خـدا (ص) گرامی داشته می شود، در واقع قیام عاشورا از وقایع بزرگ و سرنوشت ساز است بـه طـوری کـه رهبر قیام امام حسین(ع) را به الگو ونمونه برای سایر رهبران جهان اسلام در مبارزه بـا ظـلم و جـور زمانه تبدیل کرد. تمامی ادیان و مسلمانان از جمله اهل سنّت ارادت خاصی نسبت به امـام حـسین(ع) دارند و ایام محرم و شهادت آن حضرت و یاران باوفایش را گرامی می دارند، اهل سنّت با نماز خـواندن و تـلاوت قرآن در ده روز ایام محرم و همچنین روزه گرفتن در روز تاسوعا و عاشورا ارادت و عشق خود را به امام حسین(ع) نشان مـی دهند.

آنچه مقرر است در مطالعه حاضر مورد بررسی قرار گیرد، دیدگاه منابع تاریخی اهـل سـنّت از جـمله بخاری، طبری و ذهبی در مورد قیام عاشورا است. بر این اساس مقاله ی حاضر به دنبال پاسـخی در خـور به این سوال است که منابع تاریخی فوق که همه از بزرگان اهـل سـنّت مـی باشند چه عقیده و دیدگاهی درباره حادثه کربلا در آثار خویش ابراز داشته اند؟

فرض اصلی مقاله آن است کـه مـنابع تـاریخی فوق چنین معتقدند که قیام عاشورا انقلابی بزرگ در تاریخ اسلام است کـه در آن خـاندان پیامبر (ص) به شهادت رسیدند. به طوری که هرگز در میان مسلمین فراموش نشده بلکه هرساله با فـرارسیدن ایـام محرم گرامی داشته می شود، اهل سنّت هم ارادت خاصی نسبت به امام حـسین(ع) دارند و با آداب و رسوم خاص با خاندان رسول خـدا(ص) ابـراز هـمدردی می کنند.

درباره پیشینه تحقیق نظر به اهـمیت مـوضوع قیام عاشورا ، در دهه های اخیر، تحقیقات دامنه داری توسط بزرگان اهل سنّت با استناد بـه مـنابع دست اول از جمله طبری، بخاری، ذهـبی و غـیره صورت گـرفته کـه بـه واقعه عاشورا به صورت کلی و یـا مـوردی توجه کرده اند. از جمله تحقیقات جدید که در این زمینه به نگارش در آمده: سـیرت امـام حسین(ع) نوشته اسماعیل ارباب؛ شهسوارکربلا نوشته مولانا عبدالرحمن سربازی؛ شـهیدکربلا نوشته مفتی عبدالرحمن چابهاری که در ایـن پژوهـش از آنها استفاده شده با این حال آنچه در پژوهش حاضر به آن پرداخته خواهد شـد، ضـمن تکمیل مطالعات پیشین ارائه تصویری دقـیق تـر از قـیام عاشورا از دیدگاه مـنابع تـاریخی اهل سنّت با تـاکید بـر آثار بخاری، طبری و ذهبی و بیان نمودن قسمتی از اعتقادات اهل سنّت درباره این واقعه و آداب و رسـوم روز عـاشورا است.

معرفی منابع مورد تحقیق:

کـتاب صـحیح بخاری،

نوشته امـام ابـوعبدالله محمدبن اسماعیل بن ابـراهیم بن مغیره بن بردزبه بخاری است، وی درسیزده شوال ۱۹۴ه در شهر بخارا در خانواده متدین دیده به جـهان گـشود، تحصیلات خود را از مکاتب سنّتی شهر بـخارا آغـاز کـرد و در آغـاز حـفظ حدیث به وی الهـام گـردید، سپس به حلقه درس علما شهر بخارا مانند علامه داخلی روی آورد، تالیفات زیادی از خود به جای گذاشت ازجـمله: کـتاب قـضایا الصحابه و التابعین و اقاویلهم، التاریخ الکبیر، الادب المفرد، اسـامی الصـحابه، التـاریخ الکـبیر، التـاریخ الاوسـط و غیره….کتاب الجامع الصحیح من السند من حدیث رسول الله و سنه و ایام معروف به صحیح بخاری، به اتفاق مسلمانان صحیح ترین کتاب بعد از قرآن کریم است، امام بخاری در مـدت ۱۶ سال آن را از میان احادیثی که حفظ داشت نوشت، او می گوید: هر وقت حدیثی را می خواستم بنویسم ابتدا غـسل کرده دو رکعت نمـاز می خواندم سپس استخاره می نمودم و پس از یقین از صحت حدیث آن را ذکر می کردم. (بخاری،۱۴۱۳: مقدمه).

ایـن کـتاب در قرون گذشته مورد توجه علمای مسلمین قرار گرفته است به طوری که بیش از صد شرح تعلیق و حاشیه بر آن نوشته شده است که از میان آنها می توان به شرح فتح البـاری، تـالیف علامه ابن حجرعسقلانی و عمدالقاری اثر بدرالدینی عینی اشاره کرد که در نوع خود بی نظیر هستند و بهترین شرح های صحیح بخاری به شمار می روند. ایـن کـتاب حاوی احادیث صحیح رسول الله مـی باشد کـه در این پژوهش قسمتهایی که ایشان به قیام امام حسین(ع) اشاره داشته اند مورد توجه ودقت واقع شده است، بخاری در این کتاب به تحلیل واقعه عـاشورا اشـاره کرده ابتدا به نسب و فـضائل آن حضرت و دعوت مردم کوفه و سپس شهادت امام حسین(ع) و مهم تر اینکه درباره اعتقاد اهل سنّت در مورد عزادرای و روزه روز عاشورا پرداخته است.

تاریخ طبری:

اثر ابوجعفر محمد بن جریر طبری مـی باشد کـه به زبان عربی نوشته شده است. از کتاب های تاریخ عمومی است از دو بخش تاریخ جهان و اسلام تشکیل شده است، قسمت زیادی از بخش تاریخ اسلام این کتاب به وقایع تاریخ اسلام پرداخته و وقـایع را بـه صورت سـال شمار هجری آورده است. طبری به دلیل این که فقیه و متکلم بود روایت مربوط به تاریخ اسلام را با وقوف و دقـت بیشتری می آورد. طبری در جلد هفتم کتاب تاریخ طبری حوادث سال ۶۱ هـجری را بـه طـور مفصل توضیح داده است از ابتدای حرکت امام حسین(ع) به طرف کوفه و بیعت نکردن با یزید تا چگونگی شـهادت امـام حسین (ع) پرداخته و تمام جوانب قیام عاشورا را مورد بررسی قرار داده که در پژوهش حاضر بـه آن پرداخـته خـواهد شد.

سیراعلام النبلاء:

نوشته شمس الدین محمدبن احمد ذهبی مورّخ و محدّث مشهور و نویسنده پرکار سده هـشتم هجری است. وی تاریخ هفتصد ساله اسلامی را به هفتاد دهه تقسیم کرد و به هـر دهه عنوان طبقه داد. وی مـختصری از ایـن کتاب را فراهم آورد و آن را العبرفی خبرمن غبر نامید، وی خلاصه ای از تاریخ اسلام از آغاز تا ۷۴۴ و وفات مشاهیر هر سال به شیوه سال شمار نگاشت و آن را دول اسلامی نامید. علاوه بر این وی تالیفات زیادی در حـدیث رجال و تاریخ دارد ازجمله: میزان الاعتدال، الکاشف، المغنی فی الضعفا، سیراعلام النباء و تاریخ اسلام. در جلد سوم این کتاب به قیام امام حسین (ع) پرداخته که در این پژوهش مورد استفاده واقع شده است. از فـضائل امـام حسین، دعوت مردم کوفه و نامه های که برای آن حضرت فرستادند، شهادت مسلم بن عقیل و سایر حوادث واقعه کربلا را مورد بررسی قرار داده است.

نسب و فضائل امام حسین(ع)در منابع تاریخی اهل سنّت:

ایـشان ابـوعبدالله حسین بن علی بن ابیطالب فرزند دوم علی بن ابیطالب(ع) و فاطمه زهرا دختر رسول خدا(ص) است. امام حسین (ع) لقب های متعددی دارد، که عبارتند از: سید، وفی، ولی،مبارک، سبط، شهیدکربلا (ابن الجوزی، ۱۴۰۱: ۲۱۰). عده ای از بزرگان و منابع اهل سنّت هم امـام حـسین(ع) را لقب سیدالشهداء داده اند، زیرا رسول خدا (ص) فرمود: سرور شهیدان حمزءّبن عبدالمطلب است و همچنین مردی که در مقابل حاکم ظالم قیام می کند و او را امربه معروف و نهی از منکر کند و به دست او کشته شود.

امام حـسین (ع) در پنجم شـعبان سال چهارم هجری در مدینه مـنوره بـه دنیا آمد، رسول خدا(ص) در این روز بی نهایت خوشحال گردید به دیدارش رفت و کام او را با آب دهان خویش متبرّک ساخته و در حق وی دعای خیر کرد و فرمود: پسـرم را چـه نام نهاده اید؟ حضرت علی(ع) در جواب گفت: او را حرب جنگاور نامیده ام، سـپس پیـامبر(ص) فرمود: نام او حسین است و در روز هفتم ولادتش آن حضرت گوسفندی عقیقه کرد و فرمود: موی سرش را بچینید و هم وزن آن نقره صدقه دهـید (ابـن حنبل، ۱۴۱۴، ج۱: ۱۵۸). امـام حسن و حسین(ع) در دوران کودکی همواره مورد لطف و عنایت پیامبر(ص) قرار داشـتند تا جایی که پیامبر(ص) آن دو را فرزندان خود نامید و هرگاه پیش حضرت فاطمه(س) می آمد، می فرمود: فرزندانم را نزد من بیاورید و فـرمود: آن دو بـرادر دوگـل خوشبوی من در دنیا هستند (بخاری،۱۴۱۲، ج۴: ۵۸۸) و حسن و حسین سید و سرور جوانان بـهشتی اند (طـبرانی،۱۴۰۴، ج۳:۳۹).

علاوه بر این روایت ها فراوانی در مورد توجه پیامبر(ص) نسبت به امام حسن و حسین (ع) وجود دارد، یعلی بـن مره مـی گوید: روزی امام حسین (ع) درکوچه بازی می کرد، رسول خدا(ص) دست هایش را دراز کرد امام حسین(ع) به ایـن سـو و آن سـو می رفت، پیامبر(ص) او را خنداند و در بغل گرفت و فرمود: حسین از من است و من از حسین ام، خداوند دوست بـدارد کـسی را کـه حسین را دوست می دارد. (ابن ماجه، ۱۴۱۶، ج۱: ۹۷).

جابربن عبدالله هم روایت می کند که رسول خدا (ص) فرمود: هـرکس دوسـت دارد به مردی از اهل بهشت بنگرد به حسین بن علی نگاه کند (ابن حبان، ۱۴۱۴، ج۱۵: ۴۲۱). در واقع هـمه ایـن روایـات دلالت بر فضائل و مناقب والای حضرت حسین (ع) دارد.

خلفای راشدین و سایر صحابه هم برای حضرت حسن و حـسین (ع) کـه از خاندان رسول خدا(ص) هستند، بی نهایت احترام قائل بودند و آن دو نفر را دوست می داشتند و همواره آنان را مـورد بـزرگداشت و احـترام قرار می دادند، خلیفه اول در مورد احترام به اهل بیت فرمود: حرمت پیامبر(ص) را در مورد احترام به اهـل بـیت آن حضرت مراعات کنید (بخاری،۱۴۱۲،ج۴: ۵۷۹).

عقبهبن حارث هم روایت می کند. روزی ابوبکر را دیدم کـه امـام حـسین(ع) را بلند کرده و می گوید: به جان پدرم به پیامبر(ص) شبیه است، علامه ابن کثیر دمشقی روایت مـی کند کـه خـلیفه اول امام حسین(ع) را مورد اکرام و بزرگداشت قرار می داد. خلیفه سوم هم نسبت بـه فـرزندان حضرت علی(ع) اظهار محبت می کرد تا آنجا که امام حسن و حسین(ع) را از شرکت کنندگان غزوه بدر به شـمار مـی آورد (ابن سعد،۱۴۰۵،ج۳: ۲۹۶). در واقع همه این روایت ها بیانگر این مطلب است که امام حـسین(ع) در نزد رسول خدا(ص)، خلفای راشدین و سایر صحابه مقام والایـی داشـته و بـه وی احترام می گذاشتند.

خصوصیات برجسته امام حسین(ع):

امـام حـسین(ع) از ویژگی ها و سجایای اخلاقی بسیار والایی برخوردار بود که او را به پیامبر(ص) از هر حیث مـشابه مـی ساخت، آن حضرت در اوج بخشندگی و گذشت از دو صفت مـمتاز و شـایسته انسانی یـعنی وفـا و شـجاعت برخوردار بود، در مقام برخورد با مـردم کـسی را تخطئه نمی کرد، بلکه همواره در آموزش و ایجاد بینش عمیق دین سعی و تلاش مـی کرد. امـام حسین(ع) بخشنده، وفادار و شجاع بود بـه همین دلیل پس از وفات بـرادرش عـلیه معاویه قیام نکرد، زیرا بـرادرش بـا او صلح کرده و پیمانی برقرار ساخته بود و زمانی که یارانش او را ترغیب کردند تا بـا مـعاویه به مبارزه برخیزد و خلافت را از او بـازستاند بـه آنان گوشزد کرد کـه مـعاویه با برادرش پیمانی دارد کـه تـا موعدش فرا نرسیده نقض آن روا نیست که این امرنشان دهنده وفاداریش به عهد و پیمان بـود.

عـلاوه بر این امام حسین (ع) در شجاعت نمونه بـود، وی در نبردهای آفـریقای شـمالی، طـبرستان و قسطنطنیه شرکت داشت و در تـمامی نبردهای پدر بزرگوارش از جمل تا صفین در رکاب وی حاضر بودکه نشان از شجاعت وی بود اما اوج شجاعت حضرت حـسین(ع) در حـادثه کربلا بود.

امام حسین(ع) شخصیتی عـاطفی، مـهربان، فـروتن و بـخشنده بـود و در راه فراهم آوردن نیازمندی های مـردم بـسیار کوشا بود و همه تلاش و کوشش خویش را در جهت برطرف کردن ناراحتی ها و اندوه های مردم به کار می برد، روایـت شـده روزی گـذرش برگروهی از بینوایان افتاد که خوراک می خوردند و آن حـضرت را بـه خـوردن خـوراک دعـوت کـردند که پیاده شد و با آنان خوراک خورد و فرمود: من دعوت شما را پذیرفتم، شما هم باید دعوت مرا بپذیرید، سپس از آنها برای یک مهمانی در خانه خویش دعوت بـه عمل آورد(بخاری،۱۴۱۲،ج۷: ۹۸).

ذهبی از مورخان اهل سنّت می گوید: امام حسین(ع) در عبادت و نیایش خداوند متعال الگو و نمونه بود و برای رسیدن به این آرمان جان خویش را از دست داد، آن حضرت افزون بر نمازهای پنجگانه بـسیار به نمازهای سنّت و نافله علاقه داشت و روزها را روزه می گرفت و شب ها را در نیایش خداوند سپری می کرد. مصعب روایت می کند که امام حسین(ع) بیست و پنج بار با پای پیاده حج خانه خدا را انجام داد(ذهـبی،۱۴۱۳،ج۳: ۲۷۸).

امام حسین(ع) آن چنان در عبادت و تقوا نمونه بود که در جهاد هم نماز را برپا می کرد، امام حسین (ع) در جریان نبرد به موذن دستور داد بانگ اذان گوید تـا نماز بخوانند بعد از برپایی نماز حـمد خـداوند گفت و فرمود: ای مردم اگر پرهیزگار باشید و حق را برای صاحب حق بشناسید بیشتر مایه رضایت خداوند است (طبری، ۱۳۶۹، ج۷: ۲۹۹۱). اکثر منابع تاریخی اهل سنّت از جمله بـخاری، طـبری و ذهبی و کسانی که بـعدا و از کـتاب ها این مورخان استفاده نمود ه اند به تقوا و فروتنی و رشادت ها امام حسین(ع) اشاره کرده اند.

امام حسین (ع) در روزگارخلافت یزید:

پس از آن که یزید بر مسند خلافت نشست، هیچ غمی جز بیعت حسین بن عـلی، عـبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر نداشت، زیرا به خوبی می دانست که این افراد در رأس کسانی قرار دارند که در زمان معاویه از بیعت با او سر باز زدند به همین دلیل یزید در اولین اقـدام بـرای حاکم مـدینه ولیدبن عتبه نامه ای ارسال کرد و از او خواست تا از امام حسین(ع)، عبدالله بن عمر و عبدلله بن زبیر که از بیعت بـا او سر باز زده اند را وادار به بیعت کند (ابن خلدون، ۱۳۷۹، ج۱: ۴۰۳).

ولید پس از دریافت نامه مـروان بـن حکم را که حاکم قبلی مدینه بود برای مشورت فراخواند و از او نظر خواست، مروان دستور داد تا افرادی را نزد امـام حـسین، عیدالله بن عمر و عبدالله بن زبیر بفرستد و از آنان برای یزید بیعت بگیرد و اگـر امـتناع کـردند در این صورت گردنشان را بزنند، فرستاده ی ولید نزد حسین بن علی و عبدالله بن زبیر رفت و هـردو بزرگوار را در مسجد یافت و پیام حاکم مدینه را به آنان ابلاغ کرد، امام حسین (ع) بـا فهم و فراست خاصی کـه داشـت حقیقت را دریافت و فرمود: چنین به نظر می رسد که معاویه درگذشته و حاکم مدینه می خواهد قبل از انتشار این خبر از ما برای یزید بیعت بگیرد.

عبدالله بن زبیر نیز فرموده ایشان را تایید کرد، امـام حسین(ع) برای تحقق بیشتر تصمیم گرفت تا نزد حاکم مدینه حاضر شود لذا به کسانی از یاران خویش فرمان داد تا سلاح برگیرند و همراه او به خانه ولیدبن عتبه بیایند و به آنان توصیه کرد اگـر دیـدید من شما را فرا خواندم و یا اینکه شنیدید صدایم بلند شده است همگی شتابان به کمک من آیید در غیر این صورت کاری نکنید تا به نزد شما برگردم، چون بیعت بـا یـزید را به آن حضرت پیشنهاد کردند، گفت: من پنهانی بیعت نمی کنم هرگاه امیر در مسجد حاضر شد و مردم را به بیعت با یزید فراخواند من نیز همراه ایشان بیعت خواهم کرد(طبری،۱۳۶۳،ج۷: ۲۹۰۵).

حـاکم مـدینه علی رغم مخالفت مروان پیشنهاد امام حسین (ع) را پذیرفت، اما پس از آنکه حضرت به خانه بازگشت تصمیم گرفت تا شب هنگام به مکّه هجرت کند، عبدالله بن زبیر نیز به همراه بـرادرش جـعفر در هـمان شب از مدینه به سوی مـکّه عـازم شـد و در آنجا مورد احترام و توجه بزرگان شهر قرار گرفت و گروه های مختلفی از مردم اطراف ایشان جمع شدند و به سخنان شیوایی او گوش فرادادند، ابـن زبیر هـم در جـوار خانه کعبه عبادت و نیایش می پرداخت و بعد از ادای نماز بـه همراه تعداد زیادی از مردم به نزد امام حسین (ع) می رفت.

مردم کوفه هم که در این مدت با فضائل امام حـسین(ع) آشـنایی داشـتند و به زهد و تقوای خاندانش معتقد بودند و زمانی که شنیدند مـعاویه فوت شده و کار خلافت به یزید واگذار شده و امام حسین (ع) از بیعت با یزید امتناع ورزیده و به مکّه آمـده اسـت نامه های فراوانی به حضرت نوشته و او را دعوت نمودندبه کوفه بیاید (ذهبی،۱۴۱۳،ج۳: ۲۹۹).

امام حـسین(ع) درنگ می کرد که به این همه دعوت چه پاسخی دهد اما در نهایت پسرعمویش مسلم بن عقیل را جـهت ارزیـابی آن دیـار به کوفه فرستاد، مسلم بعد از ورود به کوفه با استقبال گرم مردم روبـه رو گـردید و هـزاران نفر از مردم کوفه به نیابت امام حسین(ع) با وی بیعت نمودند، مسلم سپس به حـضرت نامه نوشت و اوضاع مساعد کوفه و اشتیاق مردم را به امام حسین(ع) گزارش داد، از طرفی برخی اهالی کوفه طـی نامه ای یزید را از وقایع کوفه و آمادگی مردم در بیعت با حضرت مطلع ساختند، یزید پس از شنیدن ایـن خـبر امـارت کوفه را به عبیدالله بن زیاد واگذار کرد و به وی دستور داد تا به محض ورود به کوفه مـسلم بن عقیل را تـبعید یا به قتل برساند، این زیاد به کوفه آمد و مردم را با تهدید و تطمیع از اطـراف مـسلم بن عقیل پراکـنده ساخت به طوری که در پایان مسلم تنها ماند، سرانجام سربازان ابن زیاد مسلم بن عقیل را محاصره کردند و او را نزد عـبیدالله بن زیاد بردند، ابن زیاد پس از گفتگو با وی دستور داد تا گردنش را بزنند جلادان ابن زیاد مـسلم بن عقیل را در حـالی کـه تکبیر می گفت به بالای قصرالاماره برده و سرش را از تنش جدا کردند، با این حال امام حـسین(ع) یـک روز پیـش از آن، از مکّه به سوی کوفه حرکت کرده بود و از شهادت مسلم بن عقیل اطـلاع نداشت بسیاری از دوستان حضرت حسین(ع) هنگامی که شنیدند ایشان قصد عزیمت به کوفه را دارد از وی خواستند تا از رفتن خـودداری نماید واز بی وفایی ها و عملکرد نادرست اهل کوفه یاد کردند اما امام حسین(ع) از تصمصم خـود مـنصرف نشد و به راهش ادامه داد.

کاروان امام حـسین (ع) در نزدیکی کـوه بلند با گروهی از لشکر عبیدالله بن زیاد روبرو شـد کـه فرماندهی آن را حربن یزید در راس هزار سوارکار بر عهده داشت آنان فرمان یافته بودند کـه امـام حسین (ع) را رها نکنند و او را نزد عـبیدالله بن زیاد در کـوفه آورند، آنگاه امـام حـسین (ع) راه غریب را در پیش گرفت و سوارکاران ابن زیاد هـمچنان مـلازمش بودند، روز دوم محرم ۶۱هجری حضرت حسین(ع) در یکی از نواحی نینوا به نام کربلا فـرود آمـد و در آنجا خیمه های خویش را برافراشتند. فردای آن روز عمربن سعد با چهارهزار نفر از کـوفه رسید و در مقابل یاران حضرت صـف آرایـی کرد مذاکراتی در میان سران دو لشکر انجام گرفت اما نتیجه ای در برنداشت هنگامی که حـضرت حـسین (ع) مشاهده کرد این قوم بـا او بـه فـریب و خدعه برخاسته اند تـصمیم بـه دعوت آنها گرفت، عـمامه پیـامبر(ص) را بر سرنهاده و بر شتر پیامبر(ص) سوار شد و بر فراز جایگاه بلندی قرار گرفت تـا مـردم صدای او را بشنوند آنگاه با صدای بـلند و رسـا پس از حمد و سـتایش خـداوند فـرمود:

نسبم را به یاد آوریـد که من کیستم، کشتن و شکستن حرمت من چگونه روا خواهد بود مگر نه که من فـرزند دخـتر پیامبرتانم؟ آیا نشنیده اید که رسول خدا(ص) درباره مـن و بـرادرم فـرمود: ایـنان سـرور جوانان بهشتی اند وای بـه حـالت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *