تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان شامل 86 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ماهیت جنبشهای ایرانیان در دوره نخستین خلافت عباسیان :

شرق متلاطم

خلفای عباسی در سرزمینهای شرقی خلافت باید با مشکلات جدی تر و بیشتری از سرزمینهای غربی روبرو می شدند. با به قدرت رسیدن عباسیان، توده های مردم، چه عرب و چه غیر عرب، انتظار داشتند سربرآوردن دور جدیدی از عدالت و نیکبختی و رونق روزافزون را ببینند. این آگاهی تازه و این انتظار نمی توانست فرونشیند یا سرکوب شود. حکومت مرکزی در ایران با مشکلی دوگانه روبرو بود:

۱- ناآرامیهایی که پیامد خیزش عباسیان بود و به نوعی نتیج طبیعی آن محسوب می شد زیرا نهضت بزرگ عباسیان توده ها را برای دستیابی به شرایط بهتر زندگی به جنبش آورده بود.

۲- برخورد میان حکومت مرکزی و شاهزادگان محلی در سرزمینهای اطراف دریای خزر در طبرستان، دیلمان و ماوراء النهر که بیش از هرچیز نبردی در پی اشغال این نواحی بود.

حکومت مرکزی می کوشید تا اقتدار خود را بر بسیاری نواحی که آن هنگام از حاکم خودمختار یا مستقل برخوردار بودند و بر سکنه ای که اسلام برایشان ناشناخته بود، اعمال کند. استقرار حکومت مسلمانان طبیعتا با معرفی اسلام همراه بود که گسترش آن اقوام ساکن این ولایت را خشمگین می ساخت چنانکه آنان اسلام را با طبق حاکم و سپس با فشار و ظلم این طبقه یکی می گرفتند. حتی پس از پیروزی مسلمانان، لایه بندی اجتماعی به قوت خود باقی بود. «دهقانهای»ایران اسلام را پذیرفته بودند و با حاکمان عرب همکاری می کردند. [۱] اما پیروی سکن بومی از سنتها و اعتقاداتشان به انداز پیوند میان اشراف و فاتحان بود.

ایرانیان همچون دیگر اقوام قلمرو خلافت امیدوار بودند که پذیرش عباسیان به معنی وقوع یک دگرگونی در جهت بهبود اوضاع باشد، اما بزودی نومید شدند. آنها در برابر این نظام تازه موضع گرفتند که از یک سو در برآوردن همان امیدهای ناکام مانده ای که با روی کار آمدن عباسیان، آنها را (و لم اری فی هذا شعوبیه ارسخ عداوه و لا اشد نصبا للعرب فی السفله و الحشوه و اوباش النبط و انباء اکره القری). (الشریف من کل قوم نسیب الشریف من کل قوم). نیز نگاه کنید: رسائل البلغاء، ۵۴۹۱، ص ۷۲-

زنده کرده بودند و از سوی دیگر عدم توانایی خود را سرکوب آگاهی توده ها از شرایط و خواستشان برای پیشرفت، به اثبت رسانده بود. با مطالع قیام سنباذ استاذسیس، المقنع و دیگران می توان دریافت که این قیامها تصادمی میان توده های تحت فشار با هر خاستگاه قومی و نمایندگان نظام موجود، چه عرب و چه غیر عرب، بود و عموما قیامهای قومی نبودند بلکه انگیزه های اجتماعی و اقتصادی داشتند. شرکت کنندگان در قیامها را یا شورشیان محلی نظیر به آفرید، استاذسیس، اسحاق ترک و المقنّع رهبری می کردند[۲] یا آنان به خوارج در سیستان و خراسان یا علویان در خراسان و دیلم می پیوستند. از سوی دیگر، آنها حتی قیام کنندگان عرب نظیر جهور عجلی، عبد الجبار ازدی و رافع بن لیث را حمایت می کردند. هنگامی که حاکم به حکومت مرکزی وفادار بود با او مخالفت می کردند اما اگر می شورید، به او می پیوستند.

ابو مسلم خراسانی و شرق

ابو مسلم، حاکم خراسان(۲۳۱-۷۳۱)با شورشهای چندی از این نوع روبرو شد اما حکومت او کوتاهتر از آن بود که شاهد مجموعه ای از قیامهای مسلحانه ای باشد که پس از قتل او و اغلب به رهبری قیام کنندگانی انجام شد که به عنوان خونخواهی او اعلام موجودیت می کردند.

قتل ابو مسلم در واقع تنها به افزون شهرت او به عنوان یک فرا انسان و موجود جاودانی و فناناپذیر کمک کرد. افسانه ها برگرد تصویر او آغاز به شکل گرفتن کرد و او را به نمادی از جاه طلبیهای ایرانیان تبدیل کرد. در تعدادی از جنبشها ادعا شده است که این ابو مسلم نبود که منصور او را اعدام کرد بلکه شخص دیگری بود و ابو مسلم نجات یافته و هنوز زنده است و روزی بازخواهد گشت. برخی امامت را از عباسیان به او منتقل می کردند و او را موجودی الهی محسوب می داشتند و بعضی او را ناجی جانشین زردشت می دانستند. در واقع هرچه شرایط سیاسی نومیدانه تر می شد، کیفیات فرابشری بیشتری به او و نه تنها به او بلکه به دیگر اصلاحگران پیشین و فعلی و رهبران دیگر شورشها نسبت داده می شد. [۳]

قیامهای ایرانی: مرور کلّی

تنها دو ماه پس از مرگ ابو مسلم در دایر هواداران او هیجان به اوج رسید و دردسر آغاز شد. خراسان در شورشی به رهبری سنباذ، یکی از سرداران ابو مسلم، بپاخاست. [۴] سنباذ با نام پیروز اسپهبذ در ۷۳۱ در نیشابور قیام خود را آغاز کرد و اولین کسی بود که از نام ابو مسلم کمک خواست تا قیام خود را توجیه کند. بلعمی این سخنان را از قول سنباذ نقل می کند۳: [۵]

سپس او به قومس رفت و آنجا را به تصرف درآورد. هدف بعدی ری بود که پس از کشته شدن ابو عبیده حنفی حاکم عرب این شهر، موفق به تصرف ری شد. سنباذ خزاین ابو مسلم را که در ۶۳۱ در ری گذاشته بود، در اختیار گرفت و زنان و مردان مسلمان شهر را اسیر کرد. [۶]او به هیچ وجه همواره بر انگیز خونخواهی ابو مسلم اصرار نمی ورزید بلکه در مباحثات خود مواضع مختلفی را مطرح می کرد تا گرایش و تمایل هواخواهی طرف مقابل را نسبت به خود جلب کند چنانکه نزد برخی تمایلات علوی و نزد بعضی دیگر نقطه نظرهای ضد اسلامی ابراز می کرد. او را یک خراسانی و یک مجوس وصف کرده اند[۷]با وجود این اصول اعتقادیی که او پیروی می کرد آمیزه ای از اصول زردشتی و اسلام بود و احتمالا از این حقیقت ناشی می شد که پیروان او هم مسلمان و هم غیر مسلمان بودند. به نظر می رسد که تمام عناصر ناراضی به او پیوستند تا اعتراض خود را علیه قدرت حاکم بیان کنند.

سنباذ از ری با اسپهبد طبرستان، خورشید، که بخشی از خزان ابو مسلم را به او سپرده بود و هدیه ای شش میلیون درهمی برایش گسیل داشته بود، تماس گرفت. نهضت او با حمایت مردم طبرستان و جبال خطرناکتر شد[۸]. ابن اثیر می گوید که سنباذ سرمست از موفقیت، زیاده روی کرد و هدف خود را به پایان رساندن حکومت اعراب و حتی تخریب کعبه در مکه اعلام داشت. با اینهمه این سخن را مورخان معتبر تأیید نکرده اند. [۹] می توان به سادگی شرایط متزلزل منصور را در نظر آورد که عموی شورشی او هنوز در بصره بود و در همین حال دو پسر عبدالله مهدی، حسنین در حجاز مخفی شده و شورشی را تدارک می دیدند و همزمان و ناگهان با شورش سنباذ روبرو شد۴- [۱۰]خلیفه جهور بن مرّار عجلی را با سپاهی مرکب از ده هزار نفر برای مقابله با سنباذ گسیل داشت. جهور عجلی را یک داوطلب محلی عمر بن العلاء، قصابی از ری، همراهی می کرد و توانست او را در گردآوری نیرو یاری دهد و در نبرد علیه شورشیان سهمی تعیین کننده داشته باشد. [۱۱] پس از یک رویارویی سخت، سنباذ شکست خورد و در جستجوی پناهگاهی به طبرستان رفت. [۱۲] ظاهرا نخست اسپهبد خورشید او را به گرمی پذیرفت اما کمی بعد پسر عموی اصفهبد شاید به دستور خود او سنباذ را به قتل رساند، زیرا از آن بیم داشت که با پناه دادن به دشمن خلیفه جایگاه خود را به خطر انداخته باشد. شورش سنباذ سرکوب شد اما روح آن خیلی زود، دیگر بار تجلی یافت. بقی مایملک ابو مسلم به دست حاکم عرب جهور علجی افتاد که از تحویل آن به حکومت مرکزی خودداری کرد و چنانکه گفته شده است، قصد خود را مبنی بر تقسیم آن به عنوان غنیمه میان لشکریانش اعلام داشت. خلیفه بلافاصله سپاهی علیه جهور که در جستجوی حمایت ناراپیان آماد شورش ایرانی بود، اعزام داشت و این نکت مهمی بود زیرا نشان می داد ایرانیان که ناخشنودی خود را پنهان نمی کردند، آماده بودند نه تنها به یک ایرانی بلکه به یک رهبر شورشی عرب نیز بپیوندند.

با وجود این، ناآرامی در خراسان از حل و فصل شدن به دور بود. از هنگام مرگ ابو مسلم، منصور به حاکم جدید، خالد بن ابراهیم ذهلی که دست راست ابو مسلم بود، بدگمان شده بود. با اینهمه، ابتدا از او برای فرونشاندن نهضت اسحاق ترک در ماوراء النهر استفاده کرد. [۱۳] اسحاق را به سبب فعالیتهای تبلیغی او در ماوراء النهر الترک نامیده اند. اما مولد او ناشناخته است. شکی نیست که اسحاق عضوی از فرق ابو مسلمیه بود که پس از مرگ ابو مسلم پاگرفت. [۱۴]از نظر فکری خمیر مای نهضت او با دیگر جنبشهای معاصر از این دست، تفاوتی نداشت و شاخصترین جنب آن این باور بود که ابو مسلم فرستاد نبوی از سوی زردشت است که او خود هنوز زنده است و بازخواهد گشت تا دین خود را احیاء کند. [۱۵] خالد ذهلی توانست نهضت اسحاق را پیش از ۰۴۱ درهم کوبد. اما طولی نکشید که خلیفه توطئه ای برای خلاصی از خالد ذهلی طرح ریزی کرد و در ۰۴۱ خالد ذهلی جای خود را به عبد الجبار ازدی داد. [۱۶] اما حتی یک سال هم نگذشته بود که عبد الجبار ازدی شورید. پیروان اسحاق ترک که به تمرّد خود نسبت به حکومت ادامه داده بودد، به عبد الجبار ازدی پیوستند [۱۷] و بار دیگر ایرانیان با یک شورشی عرب جبه متحدی تشکیل دادند. خازم بن خزیمه تمیمی سرانجام به کمک سپاهی که از بغداد فرستاده شده بود، عبد الجبار و متحدان او را سرکوب و نظم را در خراسان برقرار کرد.

ناحیه دریای خزر

با آرامش نسبی خراسان در دور حکومت مهدی(۰۴۱-۱۴۱)، [۱۸]منصور تلاش خود را معطوف سرزمینهای دریای خزر کرد.

ماهیت شورشهای ایرانیان در نخستین دور خلافت عباسی

برای به انقیاد درآوردن این نواحی، خلیفه می کوشید تا طبرستان و نواحی همسای آن را به قلمرو خود ملحق کند و تا آنجا که ممکن بود در دیلم نفوذ خود را گسترش دهد. اقامت طولانی مهدی در مراکز فرماندهی خود در ری(۰۴۱-۱۵۱ )نشان می دهد که خلیفه به ناآرامیهای سرزمینهای شرقی اهمیت بسیار می داد و اینکه او مصمم بود تا قدرت حکومت مرکزی را در چند ناحی خودمختار یا مستقل اعمال کند. اسلام در ولایات کنار دریای خزر اثری نداشت و یا کم اثر بود و مردم هنوز بر دین باستان خود بودند و آتشکده ها در بسیاری قسمتهای این نواحی باقی بود. توده ها ناخشنود از شرایط خود به هر شورشی چه سیاسی و چه مذهبی می پیوستند و از هر رهبر شورشی چه عرب و چه ایرانی که جنگ علیه حکومت و مرکزی را تدارک می دید، دفاع می کردند. این بدان معنی نیست که این مردم لزوما خود را با اصول عقایدی که این رهبران تبلیغ می کردند، انطباق می دادند. از این جنبه به طور نمونه می توان خیزش استاذسیس را نام برد که در ۰۵۱ در بغداد رخ داد و به هرات و سیستان گسترش یافت . [۱۹]

تلاش او برای اشغال مرو الرود بامقاومت سرسختان ساکنان آن شهر به رهبری اجثم مروروذی روبرو شد. هنگامی که سپاه عباسی متحمل عقب نشینی شد، منصور خازم بن خزیمه تمیمی را گسیل داشت که سرانجام توانست استاذسیس را درهم شکند. [۲۰]

استاذسیس اسیر شد. او ابتدا با سی هزار تن از هوادارانش به محاصره درآمده بود. او را به بغداد فرستادند و در آنجا در ۱۵۱ اعدام شد. قابل ذکر است که یکی از حامیان برجست استاذسیس حریش سیستانی نامی بود که نامش همانند محلی که او از آنجا آمد، یک تبار عربی را نشان می دهد. اوعامل اجرای نقشه های استاذسیس بود و این نکت مهمی است زیرا به حضور اعراب در میان پیروان استاذسیس اشاره می کند، از طرف دیگر در سپاه عباسیان نیز هرچند عمدتا اعرابی چون خازم تمیمی، بکار عقیلی، عمر باهلی و عبد الملک ازدی رهبری را به دست داشتند، سربازان ایرانی که ترار خدا، از اولاد شاهان باستانی خراسان آنان را رهبری می کرد، نیز حضور داشتند. این نشان دهند ماهیت غیر قومی و بیشتر وحدت اعتقادی آنان بود. در دور نخست حاکمان عباسی مانند حکمرانان اموی پیش از خود، دنبال سیاست تشکیل جبه متحد با اشرافیت محلّی را پی گرفتند.

نهضت المقنع

در ۱۵۹ ،۵۴۹۱،ص ۳۳۳ به بعد.” href=”#_edn21″>[۲۱]عباسیان با نهضت المقنع جدیترین خیزش در سرزمینهای شرقی خلافت روبرو شدند. وی برای ایجاد حال و هوایی اسرارآمیز برگرد شخصیت خود، صورتش را با نقابی طلایی می پوشاند. ازینرو، نام مقنّع (روپوشاننده)به او داده شد و نیز با همین هدف و استفاده از گوگرد و جیوه به جادوگری متوسل شد[ماه نخشب ]. او قائل به نظری تجسم الهی و تناسخ ارواح شد و ادعای الوهیت کرد. [۲۲]نفوذ او از مرو به دیگر نواحی خراسان گسترش یافت. هنگامی که حاکم، حمید بن قحطبه طایی، سعی کرد او را دستگیر کند وی به ماوراء النهر گریخت و در آنجا میان عوام و خواص هوادارانی یافت. حتی امیر بخارا، بنیات بن طغشاده اسلام را ترک گفت و به او گروید. او همچنین حمایت ترکانی را به دست آورد که فرصت غارت دهکده های مسلمان نشین ماوراء النهر را یافته بودند. هرچند بلا فاصله پس از آغاز نهضت او، رویارویی نظامی با وی آغاز شده و مهدی خلیف عباسی در ۹۵۱ سپاهی رابه سرکردگی جبرییل بن یحیی برای مقابله با او فرستاده بود، جنگ با مقنع تا ۳۶۱ به درازا کشید. در این سال سعید الحرشی مقنع را ناگریز ساخت که در قلعه ای نزدیک کش در سنام پناه بگیرد. با تنگتر شدن حلق محاصره، برخی فرماندهان اردوی مقنع، مذاکره با سپاه خلیف عباسی را آغاز کردند. عاقبت او تها با دو هزار جنگجوی وفادار باقی ماند و با افکندن خود در آتش به زندگی خویش خاتمه داد. مقنع مانند بسیاری، از نام ابو مسلم به عنوان دستاویز یا نماد استفاده کرد، معذلک تعیین ماهیت این شورش دشوار است زیرا این حرکت شعارهای متنوعی را به کار گرفت. یکی از جنگجویان وفادار مقنع، عربی به نام عبد الله بن عمرو بود که عقاید او را اشاعه داد و دختر وی را به همسری گرفت [۲۳] امیر محلی بخارا و ماوراء النهر به دلایلی بیشتر سیاسی تا مذهبی به مقنع پیوست . [۲۴] با وجود این، در اواخر نهضت او، بسیار

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *