توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم)؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم) با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم):
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم) به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم) تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبالغه در قرآن (بررسی بلاغی مبالغه در آیات قرآن کریم) :
مقدمه
درباره زبان قرآن و دریافت معانی و مضامین نهفته در آیات، اختلاف نظرهای فراوانی در طول تاریخ اسلام آشکار شده که زمین ظهور مکتب ها و فرقه های متفاوت را فراهم کرده است.
قرآن خود را «کتاب مبین» که زبانش عربی است، معرفی می کند و منظور از این تعبیر، اشاره به ویژگی فصاحت در قرآن دانسته شده است. (سعید، ۱۴۰۶: ج۶/ ۲۳) عبارت «بِلِسان عَرَبیّ مُبین» در ۱۹۵ شعراء نیز به فصاحت و اعجاز بیانی قرآن تفسیر شده است. (زمخشری، ۱۳۸۹: ج۲/۶۳۵ ). ادیبان زبان عربی در پاسخ به این پرسش که مزیت ادبی قرآن در چه نهفته است، به دو دسته عمده تقسیم شدند: گروهی مزیت را در الفاظ قرآن و گروهی دیگر در معانی آن جست و جو کردند. (زیتون، ۱۹۹۲: ۳۳) پیدایش این دو دیدگاه به اختلاف درباره حدوث و قدم قرآن باز می گردد. معتزلیان که خلق و حدوث قرآن را باور داشتند، قرآن را همان الفاظی شمردند که در دوره تاریخی مشخصی بر پیامبر نازل شده و در نتیجه ویژگی خاص این متن را باید در همین الفاظ جست و جو کرد؛ اما اهل حدیث و در پی آنها اشاعره، قرآن را قدیم و ناآفریده و حیثی از حیثیات وجود الهی شمرده، در نتیجه ویژگی خاص آن را در معانی آن می دانستند. (سلطان، ۱۹۸۶: ۲۲۴) این خاستگاه کلامی در بحث بلاغت قرآن موجب شده نیروی عمده نویسندگان به جنبه های کلامی بحث کشیده شود و کمتر به موضوع بلاغت از منظر ادبی و بلاغی محض بنگرند. در عین حال تلاشهای قابل توجهی در تبیین بلاغت قرآن صورت گرفته است.
در حوز بلاغت قرآن اختلاف نظر اساسی این است که آیا پذیرفتن زبان مجازی واستعاری قرآن، به ساحت مقدس کلام الهی خدشه وارد نمی کند؟ و اگر زبان مجازی و استعاری قرآن را باور کردیم، بدون این که قداست کلام خداوند با کذب و غیر واقعیت آمیخته شود، آیا هر نوع آرای ادبی را می توان درآیات جستجو کرد؟
از میان مباحث بلاغی مطرح در علم معانی و بیان و بدیع و بهره بردن آیات کلام الله مجید از آن ها، مبحث مبالغه و به تبع آن اغراق و غلوّ، جزء پرمناقشه ترین موضوعات است. شاید این بدان دلیل باشد که در اغراق های ساخت تخیّل بشر، همواره نوعی کذب و فریب دادن مخاطب به چشم می خورد، اما قرآن – ضمن این که در اوج بلاغت هنری و ادبی است – مبرّا از هر نوع کذب و فریب است. موضوع مبالغه در قرآن در آثار برخی ادبا و مفسران مطرح گردیده و آن ها به طور پراکنده به این مطلب پرداخته اند، اما همچنان جای طرح مباحث زیادی در این زمینه خالی به نظر می رسد و این در حالی است که برای یک مطالعه جامع و دقیق بی نیاز از بررسی و جمع بندی آرای بلاغیون نیستیم. در این پژوهش دیدگاه علمای بلاغت درباره مبالغه و اغراق و غلوّ و نیز نمونه های قرآنی آن طرح و بحث و بررسی شده است.
چالش بلاغیون در بلاغت در قرآن
متکلمان از روزگار باقلّانی تا عبدالقاهر، مباحث بدیع را از شناخت راز و رمز بلاغی قرآن کریم جدا می دانستند. «عبدالقاهر در لابه لای مباحث علم بیان به موضوعاتی چون سجع و جناس، حسن تعلیل و طباق اشاره کرد اما به تفصیل به صنایع بدیعی نپرداخت؛ چرا که چون متکلمان قبل از خود بر آن بود که آرایه های بدیعی مباحث تازه و نوآئینی هستند و آرایه هایی که در قرآن کریم آمده بی هیچ صنعت و تکلفی به کار رفته اند. » (ضیف، ۱۳۸۳: ۳۵۹)
در بیشتر آثاری که راجع به بلاغت قرآن در حوزه بیان تدوین شده، برای مباحثی چون انواع تشبیه، استعاره، مجاز وکنایه در کلام خداوند شاهد و مثال در نظر گرفته شده است ولی نویسندگان علوم قرآنی بخشی از بلاغت را که به مبالغه و تبلیغ و مراتب آن اختصاص می یابد، با احتیاط مطرح می کنند و گاه تمایل به اجتناب و پرهیز از آوردن شاهد و مثال در آیات دارند. شاید اگر دانشمندی چون عبدالقاهر جرجانی به جستجوی انواع تشبیه و استعاره و. . . در قرآن مبادرت می ورزد و سخنی از مبالغه نمی گوید به این دلیل باشد که هر چند در هم آرایه ها یک نوع زیاده روی در توصیف ولو اندک مشاهده می شود و پایه و اساس هر تشبیه و استعاره هم نوعی مبالغه است، ولی به دلیل احترام به ساحت مقدس قرآن، به خود اجازه ورود به این بحث را نداده و کاربرد کلم مبالغه را که نوعی تخطّی از حد اعتدال تلقی می شود در مورد واژه ها یا عبارات قرآنی جایز ندانسته است.
ظاهر گرایان عمدتاً در فهم آیات قرآن افزون بر این که تفسیر و تعمّق درمعانی باطنی آن ها را برای کسی مجاز نمی دانند، از ورود به حوز بلاغت قرآن و بیان زیبایی های ادبی چون تشبیه، استعاره، مجاز و. . . . نیز اجتناب می ورزند؛ شاید به همان دلیل که ذکر شد یعنی هر کدام از این آرایه ها با شدت وضعف، در بردارنده نوعی مبالغه یا اغراق است و چون در اغراق های ساخت تخیّل بشر، همواره نوعی کذب و فریب دادن مخاطب به چشم می خورد در حالی که قرآن – ضمن این که در اوج بلاغت هنری و ادبی است مبرّا از هر نوع کذب و فریب است و به کار بردن اصطلاح مبالغه در مورد آیات آن نوعی تکذیب به شمار می رود.
در مقابل، بعضی از دانشمندان بلاغت همچون رمّانی، ابوهلال عسکری، جرجانی و زمخشری از مدافعان اعجاز بیانی کلام الهی هستند و حتی بر کسانی که در تفسیر، صرفاً به معانی ظاهری آیات بسنده کرده، به زیبایی های ادبی قرآن بی التفات هستند، خرده می گیرند. در این میان کسانی مانند ابو هلال بی پروا درباره مبالغه و اغراق و حتی غلوّ در آیات قرآن سخن گفته و نمونه هایی ذکر می کنند. اما زمخشری در پرتو اندیشه های عبدالقاهر، به آرایه های بدیعی موجود در قرآن، جز به صورت گذرا توجهی نشان نمی دهد و به همین شیوه در تفسیر خویش به شماری از صنایع معنوی بدیع اشاره می کند، بی آن که به بسط کلام درباره آن ها علاقه ای نشان داده باشد. (ضیف، ۱۳۸۳: ۳۶۴)
در هر حال مشاهده نوعی کذب و خلاف واقع در اکثر تشبیهات، استعاره ها و مجازها سبب شده تا اندیشمندان علوم قرآن راجع به جایز بودن فرض این گونه زبان مجازی در قرآن یا جایز نبودن آن تفاوت نظر داشته باشند. ولی اگر نه تنها مجاز ادبی در مقابل حقیقت فلسفی نباشد، بلکه در جهت اثبات و تقویت آن حقیقت و بدون بی حرمتی به ساحت مقدس کلام الهی قرار بگیرد نظر مدافعان بلاغت قرآن استوار خواهد ماند. بر این اساس و پس از روشن شدن این مطلب که پذیرش وجود مجاز (چه در شکل تشبیهات بلیغ و چه استعاره و سایر آرایه های بلاغی) در قرآن، به معنی کذب شمردن و دروغ دانستن کلام الهی نیست، پرداختن به مسأله وجود مبالغه در آیات قرآن، قدری هموارتر خواهد بود.
تعریف مبالغه و اقسام آن
۳-۱: مبالغه
مبالغه در لغت به معنای تلاش کردن است. «بالغ یبالغ مبالغهً و بلاغاً: اذا اجتهد فی الامر». (ابن منظور، ۱۹۸۸)
مبالغه در اصطلاح آن است که رسیدن صفتی در شدت و ضعف به درجه ای ادعا شود که رسیدن به آن درجه محال یا بعید باشد. (ولوی، ۱۳۸۲: ۱۳۶)
بلاغیون، هر کدام مبالغه را به گونه ای تعریف کرده اند و همه آن ها در باب وجود مبالغه در قرآن اتفاق نظر ندارند.
احمد مطلوب در «معجم المصطلحات البلاغیه و تطورها» در باب مبالغه از ابن معتز یاد می کند که در کتاب بدیع خود مبالغه را افراط در وصف چیزی می داند؛ اما پیش از او ابن قتیبه مبالغه در استعاره را مطرح می کند و پس از آوردن آیه «فما بَکَت علیهم السَّماءُ و الارضُ و ما کانوا مُنظَرین» (دخان/۲۹) چنین می گوید: «وقتی عرب بخواهد مرگ کسی عظیم الشأن و بلند مرتبه و سود رسان و پر لطف و صنع به همه را بزرگ بشمارد، می گوید: خورشید برای او تاریک شد و ماه در سوگ او گرفت و در غم او باد و برق و آسمان و زمین گریست؛ این گونه مبالغه در وصف مصیبت او را اراده می کنند و این عمومی و فراگیر است و دروغ و کذب نیست زیرا همه آن ها بر آن هم داستان اند و شنونده آن ها می داند که منظورشان چیست. » (مطلوب، ۱۴۰۷: ج۳/۱۸۱)
او در گزارشی درباره مبالغه، آراء بلاغیون را در باب مبالغه به سه دسته تقسیم می کند:
دسته اول کسانی که مبالغه را از جمله محاسن کلام نمی دانند و دلیلشان این سخن است که بهترین کلام آن است که از مخرج حق بدون افراط و تفریط خارج شود.
دسته دوم کسانی که مبالغه را از اجلّ مقاصد فصاحت و اعظم براعت می دانند و حجتشان این سخن است که بهترین شعر دروغ ترین آن است.
و گروه سوم کسانی که آن را فنی از فنون و نوعی از محاسن کلام می دانند تا وقتی که در جهت غلوّ و اغراق نباشد که مذموم است. سپس از ابن رشیق نقل می کند که تنها غلوّ از مصادیق مذموم مبالغه است و مبالغه در بقیه انواع آن مردود نیست و اگر مبالغه به کل باطل باشد، آن گاه تشبیه و استعاره و بسیاری از محاسن کلام نیز باطل می شود؛ و نیز از قول ابن مالک می آورد که اگر عیبی در آوردن مبالغه می بود، به وجوه مختلف در قرآن نمی آمد و استعاره و تشبیه و بیشتر محاسن کلام باطل می شد. (همان، ۱۸۴ -۱۸۳)
اما علمای بلاغت از هر گروهی که باشند و نظرشان در باب مبالغه در قرآن هر چه که باشد، هرکدام مبالغه را به گونه ای تعریف کرده اند که فهرست وار به آن اشاره کرده و در پایان این بخش تعریف یکدستی از آن ارائه می دهیم:
۳-۱-۱: ابو هلال عسکری بابی را به مبالغه اختصاص داده و در تعریف آن می گوید: «مبالغه آن است که معنی را به منتها درجه و اقصی مرتبه خود برسانی و در عبارت از کوچک ترین منزلت و نزدیک ترین مرتبه آن کوتاهی ننمایی. » (عسکری، ۱۹۵۲: ۳۶۴)
۳-۱-۲: باقلانی مبالغه را به صورت تأکید معانی گفتار تعریف کرده (باقلانی، ۱۹۹۱: ۱۴۲)
۳-۱-۳: ابن رشیق بهترین نوع مبالغه را تقصّی می داند که عبارت است از آن که شاعر تا نهایت ممکن چیزی را وصف کند. او همچنین پی در پی آمدن صفات را جزء مبالغه می داند. (قیروانی، ۱۹۸۸: ج۱/ ۶۵۲)
۳-۱-۴: ابن منقذ بیان کرده است که مبالغه به نام های افراط، غلوّ و ایغال نیز خوانده می شود و در تعریف آن می گوید: «هرگاه معنا بیش از حد تمام باشد مبالغه است. » (ابن منقذ، ۱۹۷۸: ۱۵۵)
۳-۱-۵: علوی برای مبالغه سه شیوه بر شمرده است: اول استعمال لفظ در غیر ما وضع له یا به طریق استعاره یا کنایه یا تمثیل؛ دوم پی در پی آمدن صفات و مکرر شدن آن ها به منظور بزرگداشت حال موصوف و بالا بردن شأن آن و دیگر آن که متکلم کلام را به چیزی خاتمه دهد که سبب مبالغه در کلام شود. (علوی، ۱۹۹۵: ۴۵۸)
۳-۱-۶: قزوینی مبالغه را به صورت ادعا کردن رسیدن وصفی در شدت و ضعف به درجه ای محال یا بعید (به منظور رفع گمان نامتناهی بودن آن در شدت و ضعف) تعریف کرده است. وی سپس مبالغه را به سه نوع تبلیغ، اغراق و غلوّ تقسیم می کند: تبلیغ آن است که مدعا بر حسب عقل و عادت ممکن الوقوع باشد. اغراق آن است که مدعا بر حسب عقل ممکن الوقوع و بر حسب عادت ممتنع الوقوع باشد؛ و غلوّ آن است که مدعا وقوعش در عادت و عقل محال باشد. (قزوینی، ۱۹۸۹: ۵۱۴)
۳-۱-۷: زرکشی نیز بابی را به مبالغه اختصاص داده و شبیه قزوینی تعریف کرده است و یعنی که چیزی صفت ثابتی داشته باشد، پس بر شدت و ضعف آن صفت افزوده شود به حدی که تحقق آن بعید یا محال باشد. (زرکشی، ۱۹۸۸: ج ۳/۵۷)
۳-۱-۸: سیوطی مبالغه را آن می داند که متکلم وصفی را بیاورد و در آن بیفزاید تا جایی که در معنایی که قصد کرده رساتر باشد. سپس آن را به دو نوع تقسیم می کند: اول مبالغه در توصیف است تا این که به حد محال بودن برسد و دوم مبالغه به صیغه است و صیغه های مبالغه عبارت است از فعلان (رحمان )، فعیل (رحیم )، فعّال (غفّار)، فعول (شکور)، فَعِل (فَرِح)، فُعال (عُجاب)، فُعّال (کفّار) وفعَل (لُبد) و فُعلی (سوءی). (سیوطی، ۱۹۷۳: ج۳/۳۲۲ )
۳-۱-۹: علی بن عیسی رمانی در تعریف مبالغه در کتاب خود «النکت فی اعجاز القرآن » چنین می گوید: «دلالت بر بزرگی معنا به جهت تغییر در اصل لغوی کلمه برای بیان مزبور. » و اقسام آن را بدین گونه برمی شمرد: یکی مبالغه صرفی به وسیله صیغه های مبالغه چون واژه «غفّار »، دیگر مبالغه تعمیم مثل وقتی که می گویی «مردم نزد من آمدند» در حالی که تنها گروهی از آن ها آمده اند، سوم مبالغه به واسطه آوردن چیزی که متضمن بزرگداشت است. نوع چهارم را، بیان امر ممکن به صورت ممتنع و بیان امر معلوم در سیمای امر مشکوک می داند؛ و به نظر او نوع دیگر مبالغه از راه حذف جواب شرط حاصل می شود. (ضیف، ۱۳۸۳: ۱۴۰)
هرکدام از علمای فوق الذکر، بعد از تعریف مبالغه مثال هایی از اشعار عربی و یا آیات قرآن کریم آورده اند که پس از این به آن آیات پرداخته خواهد شد؛ اما آن چه که لازم است در این جا مطرح گردد، تعریف یک پارچه و جامعی است که از مبالغه در آراء این دانشمندان به چشم می خورد و آن عبارت است از:
مبالغه، ادعای داشتن صفتی برای چیزی است به حدی که تحقق آن وصف غیر ممکن به نظر برسد.
۳-۲: اغراق
اغراق در لغت به معنی گذشتن از حد است. «اغرقَ فی شیءٍ: جاوزَ الحدّ ». (ابن منظور، ۱۹۸۸)
اغراق در اصطلاح زیاده روی و افراط است در وصف چیزی به صورتی که در عادت ممتنع الوقوع و بر حسب عقل ممکن الوقوع باشد و یکی از اقسام مبالغه است. (ولوی، ۱۳۸۲: ۳۹)
اغراق نیز از مسایل بحث برانگیز علم بدیع است؛ گروهی اغراق را از شاخه های مبالغه دانسته و اختلاف آن ها را در شدت و ضعف وصف موصوف می دانند و گروهی دیگر اغراق را جدای از مبالغه در نظر گرفته و تعاریف متفاوتی از آن ها ارائه می دهند. در اینجا نیز به پاره ای از تعاریف بلاغیون از اغراق اشاره می کنیم:
۳-۲-۱: احمد مطلوب به نقل از «تحریر التحبیر» ذیل مبحث اغراق می نویسد که اغراق فوق مبالغه و دون غلوّ است. همچنین از ابن اثیر حلبی نقل می کند که او اغراق و مبالغه و غلوّ را در یک باب جمع کرده و آن ها را یکی می داند با این تفاوت که اغراق را زیادی در مبالغه می داند تا جایی که از حد بگذرد و غلوّ را زیاده روی در خروج از حد می داند و مبالغه را به نهایت رساندن مقصود در معنی می داند بدون این که از حد بگذرد. (مطلوب، ۱۴۰۳: ج۱/ ۲۶۲)
۳-۲-۲: ابن رشیق اغراق را غلو نامیده و بیان کرده است که از دیگر اسامی غلو، اغراق و افراط می باشد و بهترین نوع اغراق در نزد وی آن است که در آن شاعر یا متکلم از الفاظ «کاد » و مانند آن همچون «کأن» و «لو» و «لولا» و امثال آن استفاده کند. (قیروانی، ۱۹۸۸: ج۱/ ۶۶۹ )
۳-۲-۳: ابن منقذ اغراق را به صورت مبالغه نمودن در چیزی به وسیله لفظ و معنای آن تعریف و مثالی از متنبی ذکر می کند: و اذا اشفق الفوارس من وقع القنا اشفقوا من الاشفاق
شاعر در توصیف این که سوارکاران از اصابت نیزه ها می ترسند ولی قوم ممدوح از ننگ و عار می هراسند و برای همین پیوسته در جنگ ها حضور دارند، اغراق کرده است. (ابن منقذ، ۱۹۷۸: ۱۲۹)
۳-۲-۴: علوی اغراق را یکی از اقسام مبالغه بر شمرده و آن می داند که توصیف چیزی به گونه ای باشد که عقلاً ممکن الوقوع و عادتاً ممتنع الوقوع است. او اغراق را به دو دسته تقسیم کرده است: دسته اول همراه با «کاد» یا «لو » یا حرف تشبیه «کأن» و دسته دوم بدون آن ها. (علوی، ۱۹۹۵: ۴۶۰)
۳-۲-۵: قزوینی نیز مانند علوی اغراق را از اقسام مبالغه دانسته وآن را به صورت ادعای وصف چیزی در شدت یا ضعف به حدی که در عادت ممتنع الوقوع و از نظر عقل ممکن الوقوع باشد، می داند. (قزوینی، ۱۹۸۹: ۵۱۴ )
سایر دانشمندان اغراق را گونه ای از مبالغه دانسته و ذیل مبحث مبالغه بدان پرداخته اند و یا این که مستقلاً از آن نام نبرده اند. ( آوردن تمامی موارد، تکرار مکرر و اطاله کلام است. ) بر اساس این تعاریف می توان در مورد اغراق چنین گفت:
اغراق، نوعی مبالغه در وصف است به گونه ای که عقلاً ممکن و در عادت محال به نظر برسد.
۳-۳: غلوّ
غلوّ در لغت به معنای از حد گذشتن و افراط است. «غلا فی الدّینِ و الامرِ یغلو غلوّاً: جاوزَ حدَّهُ و افرَطَ». (ابن منظور، ۱۹۸۸)
غلوّ در اصطلاح از اقسام مبالغه است و عبارت است از آن که متکلم در وصف چیزی مبالغه کند به حدی که عقلاً و عادتاً محال باشد و آن یا مقبول است یا مردود. مقبول آن است که لفظی آورده شود که آن را به صحت نزدیک گرداند مانند «کاد» و «کأن» و «لولا» و یا متضمن تخییل لطیفی باشد و یا سخن بر سبیل هزل و مطایبه باشد. (ولوی، ۱۳۸۲: ۱۲۱)
غلوّ یکی از پر مناقشه ترین موضوعات بلاغت است؛ بررسی تعاریف و نظرات ایشان در این باب نشان می دهد گروهی از دانشمندان اصلاً آن را جزء محاسن کلام و فنون بدیعی نمی دانند و گروهی دیگر برعکس آن را از ابتکار و اختراع شاعر و متکلم در به کار بردن توصیفات غریب و دور از ذهن می دانند و گروهی نیز حالت میانه ای را بر گزیده اند و تعاریف خود را از آن ارائه داده اند.
آن چه در مجموع می توان گفت این است که غلوّ نیز همان گونه که اکثر دانشمندان معتقدند، گونه ای از مبالغه است که شدت وصف در آن به حد محال می رسد؛ البته کمتر کسی به خود جرأت داده تا در مورد آیات قرآن و آرایه های بلاغی به کار رفته در آن از واژه غلوّ استفاده کند، زیرا غلوّ دارای بار معنایی منفی و در برگیرنده نوعی کذب است که انتساب آن به آیات قرآن خالی از ایراد و اشکال نخواهد بود؛ با وجود این کسانی چون ابوهلال عسکری و ابوبکر باقلانی مواردی از آیات کریمه را مصداق غلوّ دانسته و درباره آن ها توضیح داده اند.
احمد مطلوب غلوّ را از انواع مبالغه ذکر می کند و قدامه را از اولین کسانی می داند که به این فن و اصطلاح اشاره کرده است. در باب غلوّ، آن چه که نظر قریب به اکثر علمای بلاغت است مردود دانستن آن به دلیل خروج از حق و به استناد آیه ۷۷ سوره مبارکه مائده است: «یا اهلَ الکتابِ لا تَغلوا فی دینِکم غیرَ الحقِّ» و مقبول دانستن آن به واسطه وجود لطیفه ای در کلام و نیز به کار بردن الفاظی که کلام را به صحت و حقیقت نزدیک گرداند از جمله «قد» برای بیان احتمال، «لو» و «لولا» برای بیان امتناع، «کاد» برای بیان مقاربه و ادات تشبیه و نشانه های تشکیک. (مطلوب، ۱۴۰۳: ج۱/ ۱۰۲-۹۷)
با وجود این تفاسیر، اشاره فهرست وار به پاره ای آراء بلاغیون درباره غلوّ خالی از فایده نخواهد بود:
۳-۳-۱: ابو هلال عسکری فصلی را به غلوّ اختصاص داده و آن را به صورت تجاوز از حد معنی و رفعت در آن تا جایی که رسیدن به آن ممکن نباشد تعریف کرده است. (عسکری، ۳۵۷: ۱۹۵۲)
۳-۳-۲: باقلانی غلوّ را جزء صنایع بدیعی به حساب آورده و تعریفی از آن ارائه نکرده و تنها به ذکر مثال هایی در آن مورد پرداخته است. (باقلانی، ۱۳۰: ۱۹۹۱)
۳-۳-۳: علوی غلوّ را از اقسام مبالغه بر شمرده و آن را توصیف چیزی در حدی که وقوعش ممتنع است می داند و به دو نوع تقسیم می کند: یکی آن که به همراه لفظی آورده شود که آن را به امکان نزدیک گرداند مثل «کاد» و مانند آن؛ دیگر غلوّ مردود است که شاعر چیزی را بیان کند که قبولش جایز نباشد. (علوی، ۱۹۹۵: ۴۶۱)
۳-۳-۴: قزوینی غلوّ را از اقسام مبالغه دانسته و به صورت توصیف چیزی در شدت یا ضعف، به حدی که وقوعش در عادت و عقل محال باشد تعریف نموده است. (قزوینی، ۱۹۸۹: ۵۱۴)
همان گونه که در مبحث اغراق اشاره شد، ذکر مواردی که تعاریف، یکسان و مشابه اند، ضروری به نظر نمی رسد. بر این مبنا و از آراء علمای بلاغت چنین بر می آید که:
غلوّ نیز نوعی از مبالغه است که شدت وصف را به حدی می رساند که عقلاً و عادتاً محال باشد.
با این تعاریف می توان آرایه مبالغه را به عنوان آرایه مادر که اغراق و غلوّ را نیز در بر می گیرد، در آیات قرآن جستجو و در مورد آن بحث کرد. روشن است که مراد از جستجوی مبالغه در آیات قرآن، جستجوی مواردی است که خداوند در آن برای بیان رساتر مطلب و تفهیم بیشتر آن به بشر از تشبیهات و توصیفاتی استفاده کرده است که شدت وصف در آن ها به درجه ای از ادعاست که عقلاً یا عادتاً محال به نظر برسد.
مبالغه و اقسام آن در قرآن
براساس تعاریف ارائه شده، می توان آرایه مبالغه را همچون آرایه هایی نظیر تشبیه و استعاره و مجاز و. . . در برخی آیات قرآن نشان داد و انواع آن را در دسته بندی هایی مشخص نمود:
۴-۱: تقصّی
چنان که ذکر شد ابن رشیق بهترین نوع مبالغه را تقصّی می داند که عبارت است از آن که شاعر تا نهایت ممکن چیزی را وصف کند و برای آن آیه ۱۰ سوره رعد را مثال می آورد:
«سواءٌ مِنکم مَن أسرَّ القولَ و مَن جَهرَ بِهِ و مَن هو مُستَخِفٌ باللَّیلِ و مَن هو سارِبٌ بالنَّهارِ» (رعد/۱۰)
و در مورد آن چنین توضیح می دهد: «آن را که پنهانی سخن می گوید همانند کسی قرار داده که آشکارا سخن می گوید و آن را که در ظلمت شب است با آن که در روشنی روز است، یکسان فرض کرده است و هر یک از این دو در کامل ترین وصف و شدیدترین مبالغه عنوان شده است. » (قیروانی، ۱۹۸۸: ج۱/ ۶۵۲)
نظر ابو هلال عسکری در باب مبالغه نیز بر این است که معنی به منتها درجه و اقصی مرتبه خود برسد و در عبارت از کوچک ترین منزلت و نزدیک ترین مرتبه آن کوتاهی نگردد؛ او به عنوان مثال آیه زیر را آورده:
«یومَ ترونَها تذهلُ کلُّ مرضعهٍ عمّا ارضعَت و تضعُ کلُّ ذاتِ حملٍ حملَها و تری الناسَ سُکاری و ما هم بسُکاری» (حج/۲)
و درباره آن چنین توضیح می دهد: «اگر خداوند فرموده بود « تذهلُ کلُّ امرأهٍ عن ولدِها » بیانی نیکو و بلاغتی کامل بود و این که «مرضعه» فرمود، مخصوصاً برای مبالغه بوده است زیرا مرضعه بر فرزند خود از دیگران مهربان تر است و می داند که فرزند به او احتیاج دارد و شدت علاقه اش به فرزندش بیش از دیگران است زیرا فرزند همواره در نزد مادر و مادر در کنار اوست و شب و روز از او جدا نمی شود. » (عسکری، ۱۹۵۲: ۳۶۴)
زمخشری نیز می گوید: « اگر بپرسند چرا به جای «مرضع » فرمود «مرضعه»؟ در پاسخ باید گفت که مراد زن شیردهی است که کودک در حال مکیدن پستانش باشد در حالی که «مرضع» به زنی گفته می شود که از قابلیت شیر دادن برخوردار باشد بی آن که در زمان وصف به این حالت، در حال شیر دادن به بچه باشد؛ و از آن روی «مرضعه» فرمود تا وقتی مقرر می دارد که زنِ در حال شیر دادن پستانش را از دهان بچه اش بیرون می آورد و از او غافل می شود، صحنه هولناک آن هنگامه را به روشنی بیان دارد. » (زمخشری، ۱۳۸۹: ج۳/۲۳۶) همین توضیح کافی است تا معلوم گردد لفظ «مرضعه» در آیه برای بیان مبالغه و رساندن شدت وصف هولناک قیامت آمده است؛ هرچند که خود تصویر موجود در آیه این شدت وصف را می رساند، اما لفظ نیز بر شدت مبالغه در وصف افزوده است.
همچنین ابو هلال در باره آیه «کسَرابٍ بقیعهٍ یَحسبُهُ الظَّمآنُ ماءً » (نور /۳۹)
چنین می آورد: اگر خداوند فرموده بود «یحسبه الرائی» نیکو بود ولی از ذکر «الظمآن» اراده مبالغه کرده است، زیرا احتیاج تشنه به آب شدیدتر و بر آب حریص تر است. (عسکری، ۱۹۵۲: ۳۶۴) رمّانی نیز درباره این آیه می نویسد: «این عبارتی است که امر غیر محسوس را به محسوس درآورده است. چون اگر گفته می شد «یحسبه الرائی ماء » نیز جز عبارات بلیغ بود اما عبارت قرآنی از آن بلیغ تر است، چون شخص تشنه بر آب بیشتر حریص است. » (المطعنی، ۱۳۸۸: ۱۰۷)
ابن منقذ نیز هرگاه معنا بیش از حد تمام باشد را از مصادیق مبالغه می داند که این تعریف نیز در همان تعریف تقصّی گنجانده می شود. او در این توضیح آیات زیر را به عنوان شاهد می آورد:
«و بلغَت القلوبُ الحناجرَ» (احزاب/۱۰)
«و إن کانَ مَکرُهم لِتَزولَ منهُ الجبالُ» (ابراهیم/۴۶) (ابن منقذ، ۱۹۷۸: ۱۵۵ )
زمخشری درتوضیح این آیه می گوید: «هرچند که مکرشان بزرگ و در اوج شدت باشد که به دلیل گسترده بودن شر و شدت آن، زوال کوه ها برای آن مثال زده شده است؛ یعنی مکرشان در سطح از جای بردن کوه ها و مهیا برای چنین وضعیتی باشد» و پس از توضیح بقیه عبارات آیه، یادآور می شود که علی ابن ابی طالب (علیه السلام) و عمر ابن خطاب «و إن کاد مکرهم» قرائت کرده اند. (زمخشری، ۱۳۸۹: ج۲/۷۲۲) یعنی بزرگی مکر ایشان در حدی است که نزدیک است کوه ها را از جا برکند. لازم به توضیح است که قرائت «کاد» خود مبین وجود نوعی مبالغه است که پس از این به آن پرداخته خواهد شد.
ابو هلال نیز در مصداق غلوّ در قرآن آیه ۱۰ سوره مبارکه احزاب را مثال می زند:
«و بلغَت القلوبُ الحنا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.