تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی :

مقدمه

گستر سیاست خارجی، عرصه نرمش های قهرمانانه است و در پاره ای از موارد و تحت برخی شرایط، بروز چنین نرمشی در برخورد با دشمن ضرورت می یابد؛ نمون تاریخی آن را هم می توان در صلح امام حسن مجتبی (ع) و پیش از آن نیز در صلح حدیبیه جست وجو کرد. در دوران حاضر نیز کاربرد این عبارت توسط مقام معظم رهبری (بیانات مقام معظم رهبری، ۲۶/۶/۱۳۹۲) یک بار دیگر ماهیت این نوع نرمش را در برابر اذهان و نگرش های دانشوران قرار داده است؛ ازاین رو، آگاهی از مبنای این نرمش با دشمن در سیاست خارجی که ریشه در روایات اسلامی دارد بسیار حائز اهمیت است.

توجه به این نکته ضروری است، به رغم اینکه نرمش قهرمانانه در روابط و مناسبات دیپلماسی، راهبردی مرسوم بوده و از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است، ولی تاکنون در باره مبانی روایی آن، کار علمی و مدون صورت نگرفته است. از مجموع آثار علمی که در این پیوند انجام شده است، تنها مقاله ای با عنوان «اصول و شاخص های قرآنی نرمش قهرمانانه» (حسینی، ۱۳۹۲) قابل بررسی است؛ چرا که سایر مقالاتی که در این زمینه نوشته شده به دنبال تییین علمی موضوع نبوده؛ مقاله یاد شده نیز موضوع را صرفاً از بعد قرآنی مورد بحث قرار داده است.

با توجه به آنچه گفته شد، هدف اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: بررسی فایل پاورپوینت کامل مبانی روایی نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی، همچنین پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این سؤال است که: مبانی روایی راهبرد نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی چیست؟

مفهوم شناسی

۱- مبانی:

جمع مبنا، از ریشه «بنی» گرفته شده و به معنای پایه، ریشه، بنیاد و زیرساخت است. مؤلف «التحقیق»، پس از گزارش سخنان اهل لغت درخصوص این واژه و بررسی آن ها، می نویسد: معنای اصلی این واژه ضمیمه سازی اجزا، مواد و عناصر خاص به یکدیگر به منظور پیدایش ساختار ویژه، با کیفیت و هیئت خاص است؛ تفاوت ندارد که آن ساختار مادی باشد و یا معنوی (مصطفوی، ۱۳۶۰، ج ۱: ۳۴۴).

از جمله موارد کاربرد مشتقات روایی این واژه در روایات سخن امام علی (است که فرمود: إِنَّ مُحِبَّنَا ینْتَظِرُ الرَّوْحَ وَ الْفَرَجَ فِی کلِّ یوْمٍ وَ لَیلَهٍ وَ إِنَ مُبْغِضَنَا بَنَی بنْیاناً فأَسَّسَ بُنْیانَهُ عَلَی شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَکأَنَّمَا بُنْیانُهُ قَدْ انْهَارَ؛ همانا دوست ما در هر شب و روز چشم به راه راحتی و گشایش است، و دشمن ما ساختمانی در مسیر سیل بنا نهاده که آن ساختمان فرو می ریزد و آن بنا از پایه به آتش دوزخ افتد (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۲۷: ۱۲۲).

بنیان در این روایت، به معنای پایه، اساس و شالوده به کار رفته است. با توجه به این توضیح مراد از مبانی، پایه، شالوده و زیر ساخت هایی است که موضوع «نرمش قهرمانانه» برآن قرار می گیرد.

۲- نرمش:

یعنی سازش، مدارا و انعطاف (عمید، ۱۳۷۹، واژه نرمش )، و در اصطلاح و تلقی عمومی به معنای کوتاه آمدن، منصرف شدن و ترک موضع است. معادل عربی این واژه «لین»، «رفق»، «مدارا» و مانند آن است که به معنای نرمی و ضد خشونت می باشد. کاربرد روایی این واژه را می توان در سخن امیرمؤمنان ( مشاهده نمود که فرمودند: «نِعْمَ السیاسَهُ الرِّفقُ؛ سیاستی که با نرمش [همراه] باشد، خوب سیاستی است» (آمدی، ۱۳۶۶، ج ۶: ۱۶۷)؛ بنابراین مراد از نرمش، معنایی در برابر خشونت است و این معنا، گفتار، معاشرت و رفتار را در بر می گیرد.

۳- نرمش قهرمانانه:

قهرمان یعنی پهلوان و دلاور، وقهرمانانه یعنی دلاورانه (دهخدا، واژه قهرمان ) ازآنجاکه ممکن است نرمش در برابر دشمن از روی ضعف و ذلت صورت گیرد، لازم است به وصف «قهرمانانه» مقید گردد تا از انواعی که با «سازش وکوتاه آمدن» ملازمت دارد، جدا گردد؛ مراد از «نرمش قهرمانانه» نرمش و انعطافی است که در میدان مبارزه با دشمن و از روی زیرکی، هوشمندی، شجاعت و قهرمانی و در کمال عزت و اقتدار انجام می گیرد؛ همان که امیرمؤمنان ( به مالک اشتر توصیه نموده و فرمودند: وَ اخْلِطِ الشدَّهَ بضِغْثٍ منَ اللِّینِ وَ ارْفُقْ مَا کان الرِّفْقُ أَرْفَقَ وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّهِ حِینَ لَا تُغْنِی عَنْک إِلَّا الشِّدَّهُ؛ درشتی را به اندک نرمی بیامیز، و آنجا که نرمش باید راه نرمش پوی، و جایی که جز درشتی به کار نیاید درشتی پیش گیر) نهج البلاغه، ۱۳۷۸: ۳۲۰).

بهترین بیان در توضیح نرمش قهرمانانه تحلیل رهبر معظم انقلاب است که با استناد به آیه ۱۶ سوره انفال، آن را به معنای «مانور هنرمندانه برای دست یافتن به مقصود» به کار برده است (بیانات مقام معظم رهبری، ۲۹//۱۳۹۲).

این مانور هنرمندانه به حرکت های کشتی گیری می ماند که با حریف خودش در حال کشتی گرفتن است و بنا به ضرورت در یک جاهایی به دلیل فنی از خودش نرمش نشان می دهد (بیانات مقام معظم رهبری، ۲۶/۶/۱۳۹۲).

با توجه به این توضیحات می توان گفت: نرمش قهرمانانه به معنای حرکتی صحیح و منطقی در دیپلماسی با حفظ اصول و آرمان های انقلاب برای دستیابی به اهداف مورد نظر است؛ نه این که به معنای عبور از خطوط قرمز، برگشتن از راهبردهای اساسی، توجه نداشتن به آرمان ها و یا دست برداشتن از آرمان ها و هدف های نظام اسلامی باشد، تا نظام اسلامی به عقب نشینی از اصول و آرمان های خود متهم گردد.

۴- سیاست خارجی:

تدوین استراتژی یا برنامه ای بلند مدت است که توسط تصمیم گیرندگان یک دولت برای اقدام در برابر سایر دولت ها یا واحدهای بین المللی و به منظور نیل به اهداف مشخصی که برحسب منافع ملی تعیین شده اند (نوروزی، ۱۳۸۵: ۴۲۲). منظور از سیاست خارجی، خط مشی و روشی است که دولت اسلامی در برخورد با مسائل خارج از کشور برای حفظ حاکمیت و دفاع از موجودیت و منافع خود اتخاذ می کند.

مبانی روایی نرمش قهرمانانه

در این بخش از مقاله به توضیح مبانی روایی راهبرد نرمش قهرمانانه با دشمن در سیاست خارجی می پردازیم؛ برخی از مبانی و اصولی را که می توان از روایات اسلامی دریافت کرد، به قرار زیر است:

عزّت

یکی از اصول اساسی در سیاست خارجی دولت اسلامی «اصل عزت اسلامی» است که باید در روابط بین المللی مورد توجه ویژه قرار گیرد؛ این اصل، بیانگر علّو و برتری تعالیم اسلام و در نتیجه، برتری جوامع اسلامی است؛ چنان که درحدیث شریف نبوی می خوانیم: «الْإِسْلَامُ یعْلُو وَ لَا یعْلَی عَلَیه (صدوق، ۱۴۱۳، ج ۴: ۳۳۴)؛ اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری ندارد».

براساس اصل عزت اسلامی، نخست: مسلمانان و جامعه اسلامی عزیزند: «و لِلّهِ العِزَّهُ و لِرَسولِهِ و لِلمُؤمِنین (منافقون: ۸)؛ و عزت از آن خدا و از آنِ پیامبر او و از آنِ مؤمنان است». خداوند سبحان آن ها را عزیز می خواهد و به هیچ وجه اجازه نمی دهد عزت و شوکت آنان خدشه دار شود؛ دوم: خداوند در قوانین و شریعت اسلام هیچ گونه راه نفوذی برای کفار بر مسلمین باز نگذارده و هرگونه راه تسلط کافران بر مسلمانان را بسته است: «و لَن یجعَلَ اللهُ لِلکافِرینَ عَلَی المُؤمِنینَ سَبیلاً (نساء: ۱۴۱)؛ خداوند هیچ راهی را برای تسلط کافران بر مؤمنان قرار نداده است».

عزت در اصل به معنای صلابت، محکمی، قوّت و حالت شکست ناپذیری است؛ چنان که می گویند «ارض عَزاز»؛ یعنی زمین سفت و سخت (راغب اصفهانی، ۱۳۸۳، واژه عزّ)؛ بر این اساس این واژه از باب توسعه در استعمال در معانی دیگر از جمله غلبه، صعوبت، سختی، غیرت، حمیت و مانند این ها به کار رفته است (علامه طباطبائی، ۱۴۱۷، ج۱۷: ۲)؛ عزت آن حالتی است در انسان که نمی گذارد مغلوب کسی و چیزی گردد و شکست بخورد؛ همچنین به کسی که قاهر است و مقهور نمی شود عزیز گفته اند (راغب اصفهانی، همان، واژه عزّ ).

نمی توان از آسیب های رابطه با استکبار که ویژگی آن ها، عهدشکنی و تلاش برای تحمیل خود بر دیگران به هر شکلِ ممکن است غافل شد؛ بر این اساس، اگر بناست نرمشی صورت گیرد باید برپایه اصل عزت مندی بوده و راه نفوذ و سلطه ای از بیگانه نسبت به نظام اسلامی صورت نگیرد.

امام علی (ع) در خطبه قاصعه ضمن یادکردی از سرگذشت پیشینیان، به پیروانش هشدار داده، می فرماید:

وَ احْذَرُوا مَا نَزَلَ بِالْأُمَمِ قَبْلَکمْ مِنَ الْمَثُلَاتِ بِسُوءِ الْأَفْعَالِ وَ ذَمِیمِ الْأَعْمَالِ فَتَذَکرُوا فی الْخیرِ وَ الشَّرِّ أَحْوَالَهُمْ وَ احْذَرُوا أَنْ تَکونُوا أَمْثَالَهُمْ فَإِذَا تَفَکرْتُمْ فِی تَفَاوُتِ حَالَیهِمْ فَالْزَمُوا کلَّ أَمْرٍ لَزِمَتِ الْعِزَّهُ بِهِ شَأْنَهُمْ [حَالَهُمْ] وَ زَاحَتِ الْأَعْدَاءُ لَهُ عَنْهُمْ وَ مُدَّتِ الْعَافِیهُ بِهِ عَلَیهِمْ وَ انْقَادَتِ النِّعْمَهُ لَه معَهُمْ وَ وَصلَتِ الْکرَامَهُ عَلَیهِ حَبْلَهُمْ مِنَ الِاجتِنَابِ لِلْفرْقَهِ وَ اللُّزُوم لِلْأُلْفَهِ وَ التَّحَاضِّ عَلَیهَا وَ التَّوَاصِی بِهَا وَ اجْتَنِبُوا کلَّ أَمْرٍ کسَرَ فِقْرَتَهُمْ وَ أَوْهَنَ مُنَّتَهُمْ مِنْ تَضَاغُنِ الْقُلُوبِ وَ تَشَاحُنِ الصُّدُورِ وَ تَدَابُرِ النُّفُوسِ وَ تَخَاذُلِ الْأَیدِی (نهج البلاغه، همان، خطبه ۱۹۲)؛

از آن بر حذر باشید که عقوبت هایی که بر پیشینیان شما در نتیجه بدکاری و زشت کرداری رسید به شما نیز برسد. احوال خوب و احوال بد آنان را همواره به یاد آورید، و چنان کنید که مانند ایشان نباشید؛ و چون در احوال خوب و احوال بد آنان اندیشیدید، کارهایی را برگزینید که سبب عزت و رفعت شأن ایشان بود، دشمنان را از ایشان دور می کرد، عافیت را در میان ایشان پیوسته می داشت، نعمت ها را در اختیار ایشان قرارمی داد، و مایه بزرگی و کرامت ایشان می شد؛ یعنی دوری گزیدن از تفرقه، و پای فشاری بر اتحاد، و یکدیگر را بر آن برانگیختن و سفارش کردن. همچنین از هر امری دوری جویید که سبب شکست آنان بود، و از نیرومندی آنان می کاست: یعنی دشمندلی و کین توزی نسبت به یک دیگر، و پشت کردن به هم، و خودداری از هم پشتی و همدستی با یکدیگر.

برپایه این گفتارِ علوی، دولتمردان جامعه اسلامی باید از سرگذشت پیشینیان عبرت گیرند و در برخورد با دشمن از موضع قدرت و توانمندی وارد شوند و شیوه ای را برگزینند که بر عزت و اقتدارشان بیفزاید؛ به گونه ای که زمینه شکست دشمن را فراهم سازند.

در این پیوند در حدیثی از امام صادق( می خوانیم:

إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَی الْمُؤْمِنِ أُمُورَهُ کلَّهَا وَ لَم یفَوِّضْ إِلَیهِ أَنْ یکونَ ذَلِیلًا، أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یقُولُ: وَ لِلَّهِ الْعِزَّهُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمؤْمِنِینَ؛ فالْمُؤْمِنُ یکونُ عَزِیزاً وَ لَا یکونُ ذَلِیلًا. ثُمَّ قَالَ: إِنَّ الْمُؤْمِنَ أَعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ إِنَّ الْجَبَلَ یسْتَقَلُّ منْهُ بالْمَعَاوِلِ وَالْمُؤْمِنَ لَا یسْتَقَلُّ مِنْ دِینِهِ شَیءٌ (کلینی، ۱۴۰۷، ج ۵: ۶۳)؛ خدا همه امور مؤمن را به وی واگذارده کرده است، لیکن اجازه نداده است که خوار و ذلیل باشد؛ آیا نشنیدی که خدا می فرماید: «عزت مخصوص خداست و پیامبر و مؤمنان.»؟ این است که مؤمن عزیز است و ذلیل نخواهد بود. آنگاه فرمود: «مؤمن عزیزتر و نیرومندتر از کوه است»؛ از کوه با کلنگ می توان چیزی کند، ولی از دین مؤمن هیچ چیز نمی توان کاست.

بنابراین، در اتخاذ تاکتیک نرمش قهرمانانه در سیاست خارجی نباید عزت نظام اسلامی دچار خدشه شده و به حاشیه رانده شود. رهبر معظم انقلاب حضرت امام خامنه ای( در این باره می فرماید: «معنای عزت این است که جامعه و نظام اسلامی، در هیچ یک از برخوردهای بین المللی خود، نباید طوری حرکت کند که منتهی به ذلیل شدن اسلام و مسلمین شود.» (بیانات مقام معظم رهبری ۹/۱۱/۱۳۶۸).

حکمت

«حکمت» از ریشه «حُکم» به معنای «منع» است؛ زیرا حُکم و داوری عادلانه، مانع ظلم می شود. از آنجا که علم، دانش، منطق و استدلال، مانع از فساد و انحراف است، به آن حکمت گفته می شود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱۱: ۴۵۵)، یا؛ برای اینکه از جهلِ عالم جلوگیری می کند، «حکمت» نامیده شده است (ابن فارس، بی تا، ماده حکم ). همچنین بر هر چیز نفوذناپذیری، صفت «محکم» اطلاق می گردد؛ چنان که گفته می شود: «اَحکَمتُ شیئاً فاُحکِمَ»؛ یعنی: «چیزی را استوار کردم و آن هم محکم و پابرجا شد.»(جوهری، ۱۴۰۷، ج ۵: واژه حکم).

آلوسی در تفسیر روح المعانی، در تبیین واژه «حکمت» چنین نقل می کند: «دانشمندان در معنای این واژه، ۲۹ قول دارند که برخی از آن ها به هم نزدیک است؛ بعضی از دانشوران، بیشتر این معانی را اصطلاحی می دانند که قائل به آنها، به مصداق مهم «حکمت» بسنده کرده و همان را در معنای آن آورده است و گرنه در اصل، «حکمت» از مصدر «اِحکام» است که به معنای استواری در علم و گفتار و کردار و یا همه اینهاست» (آلوسی، ج۳: ۴۱). «زمخشری» در تفسیر خود می نویسد: حکمت، سخن استوار و درست است و آن عبارت است از دلیل روشنگر حق و برطرف کننده شبهه (زمخشری۱۴۰۷، ج ۲: ۶۴۴).

تأمل در موارد کاربرد این واژه در متون اسلامی نشان می دهد که حکمت، از نگاه قرآن و حدیث، عبارت است از: «مقدمات استوار علمی، عملی و روانی برای نیل به مقصد والای انسانیت»، و آنچه احادیث اسلامی در تفسیر «حکمت» آورده اند، در واقع مصداقی از مصادیق این تعریف کلی است.

حکیم کسی است که کار بیهوده و نسنجیده نمی کند و کار حکیمانه آن است که حساب شده بوده و سودش بر زیانش افزون باشد؛ و حکمت، ملکه ای است که باعث می شود دارند آن، عمل سنجیده و درست انجام دهد و سخن درست بگوید.

مراد از حکمت آن است که نظام اسلامی و کارگزارانش حکیمانه کار کنند و از روی احساسات و بی توجه به منافع و شرایط لازم و بهره هایی که ما باید از رابطه با دنیا بگیریم، حرکت نکنند؛ ازاین رو نگاه آنان باید کاملاً حکیمانه، سنجیده و خردمندانه باشد. برپایه اصل حکمت، چنانچه مذاکره با دشمن کاری سنجیده و منطبق با موقعیت حاکم بر کشور و نظام تشخیص داده شود، امری پسندیده خواهد بود و هیچ خردمندی آن را مورد نکوهش قرار نمی دهد، بلکه آن را ستوده و نشانه خردمندی و آینده نگری خواهد دانست.

در روایات اسلامی، رفق، مدارا و نرمش قهرمانانه با دشمن، سرچشمه حکمت و کار حکیمانه شمرده شده است؛ چنان که رسول خدا (ص) فرموده اند: «اَلرِّفقُ رَأسُ الحِکمَهِ (ابوالقاسم پاینده، ۱۳۸۲: ۵۰۹)؛ نرمش سرآغاز حکمت است» ازاین رو در جایی که رفق ضرورت داشته باشد، کاربرد آن عین حکمت است.

در دیگر روایات از امام علی (ع) می خوانیم: «وَ ارْفُقْ مَا کانَ الرِّفْقُ أَرْفَقَ وَ اعْتَزِمْ بِالشِّدَّهِ حِینَ لَا یغْنِی عَنْک إِلَّا الشِّدَّهُ (امام علی(ع)، نامه ۴۶)؛ نرمی کن مادام که نرمی موافق تر باشد و جایی که جز درشتی به کار نیاید درشتی پیش گیر».

بدیهی است که اگر رفق و مدارا ونرمش با دشمن، حکیمانه و منطبق با معیارهای مکتبی صورت گیرد، ثمره اش عزت و سربلندی دولت و ملت خواهد بود و به یقین در این صورت ارتباط با دشمن و نرمش قهرمانانه مایه زینت کشور و نظام اسلامی خواهد بود.

مصلحت

مصلحت در لغت به معنای سود است و در برابر مفسده به کار می رود. مؤلف کتاب اقرب الموارد در این باره می نویسد: مصلحت یعنی آنچه که بر عمل بار است و سبب صلاح و شایستگی می گردد؛ از همین باب است این سخن که گفته می شود: «امام مصلحت را در این دید»؛ یعنی این، چیزی است که سبب صلاح می شود؛ از این رو، کارهایی که انسان انجام می دهد و سبب سودبری وی می شود، به این نام نامیده می شوند (الخوری الشرتوتی: ماده صلح).

مصلحت در اصطلاح، هر منفعتی است که داخل در مقاصد شرع باشد و به عبارت دیگر مصالح، پاسداشتِ مقصود شارع است. رویکرد دینی مصالح، به مصلحت های عمومی است؛ یعنی در تضاد یا تزاحم منافع و مصلحت های عمومی و فردی، مصالح عمومی مورد قبول قرار می گیرد.

مصلحت و مقاصد شرع در سه حوزه جای می گیرند:

۱- ضروریات:

چیزهایی که در برپایی مصالح دنیا و آخرت، گریزی از آن ها نیست؛ به گونه ای که اگر نباشد، مصالح و منافع دنیوی سامانی ندارند. این ضرورت ها عبارت اند از: حفظ دین، جان، نسل، مال و عقل؛

۲- حاجات (نیازهای عمومی):

آنچه در توسعه زندگی، و از میان بردن تنگناهای آن بدان نیاز است، هر چند این نیاز به حد ضرورت نمی رسد؛

۳- تحسینات (نیازهای ثانوی ):

عمل به استناد عادات پسندیده و دوری از ناپسندی ها که عقل آن ها را روا نمی داند، که گاه آن را مکارم اخلاق می نامند. مقصود از این دست مصالح، چیزهایی است که نه به ضرورت باز می گردد و نه به حاجت، بلکه نقش آن ها بهسازی، آراسته سازی و رعایت پسندیده ترین شیوه در عبادات و عادات است (شکوری، ۱۳۷۷، ۲۶: ۲۹).

مراد از مصلحت، رعایت مصلحت انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی و ملاحظه تمام استفاده هایی است که این نظام می تواند از ارتباط با دولت های بیگانه ببرد؛ ازاین رو، لازم است در عرصه های بین المللی تصمیم گیری و حرکت بر همین اساس صورت گیرد.

پویایی، شادابی و نقش آفرینی اسلام در صحنه های داخلی و جهانی به عنصر مصلحت بستگی دارد. امام خمینی (ره) با اشاره به همین نکت مهم، به کارگزاران حکومت هشدار می دهد: در اسلام، مصلحت نظام، از مسائلی است که مقدم بر هر چیز است و همه باید تابع آن باشیم (امام خمینی، ۱۳۸۴، ج ۲۱: ۳۳۶ ).

مصلحت نظام، از امور مهمه ای است که گاهی غفلت از آن، موجب شکست اسلام عزیز می گردد…؛ مصلحت نظام و مردم، از امور مهمه ای است که مقاومت درمقابل آن، ممکن است اسلامِ پابرهنگان زمین را در زمانهای دور و نزدیک، زیر سؤال ببرد و اسلام آمریکایی مستکبرین و متکبرین را با پشتوانه میلیاردها دلار توسط ایادی داخل و خارج آنان پیروز گرداند (همان، ج ۲۰: ۴۶۵).

در گروهی از روایات اسلامی به «اصل مصلحت» تصریح یا اشاره شده است؛ چنان که امام علی (ع) یکی از علل سکوت خود را در برابر غاصبان رعایت مصالح عمومی و حفظ وحدت اسلامی بیان کرده، می فرماید: «وَ ایمُ اللَّهِ لَوْ لَا مَخَافَهُ الْفُرْقَهِ بَینَ الْمُسْلِمِینَ، وَ أَنْ یعُودَ الْکفْرُ، وَ یبُورَ الدِّینُ، لَکنَّا علَی غیرِ ما کنَّا لَهُمْ عَلَیهِ (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۲۹: ۶۳۴)؛ به خدا سوگند! اگر ترسِ وقوع تفرقه میان مسلمانان و بازگشت کفر و تباهی دین نبود، رفتار ما با آنان گونه ای دیگر بود».

در کتاب مناقب از گروهی از اهل تسنن گزارش شده است: هنگامی که امام حسن (ع) با معاویه صلح نمود، مورد ملامت قرار گرفت: به آن حضرت گفته می شد! یا مذل المؤمنین! و مسود الوجوه! یعنی ای خوار کننده مؤمنان و سیاه کننده چهره ها! آن بزرگوار در پاسخ آنان می فرمود: «لَا تَعْذِلُونِی فَإِنَّ فِیهَا مَصْلَحَهً؛ مرا سرزنش نکنید؛ زیرا در این عملی که من انجام دادم صلاح و مصلحتی بود» (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۴: ۵۸- ۵۹).

همچنین آن حضرت در جای دیگر می فرماید: «إِنَّمَا هَادَنْتُ حَقْناً لِلدِّماءِ وَ صیانَتَهَا، وَ إِشفَاقاً عَلَی نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ الْمُخْلَصِینَ مِنْ أَصْحَابِی (مجلسی، ۱۴۰۳، ج ۴۴: ۵۶)؛ من به منظور حفظ و حراست خون های شیعیان و خوف بر خویشتن و اهل و عیالم و یاران مخلص خود صلح و سازش نمودم».

اگر امام حسن (ع) حمایت مردم کوفه را داشت و فرماندهان سپاه آن حضرت نیز خیانت نمی کردند، بی گمان تاکتیک مبارزاتی خود را تغییر داده و هرگز به صلح تن نمی داد؛ چنانچه فرمود: «وَ اللَّهِ مَا سَلَّمْتُ الْأَمْرَ إِلَیهِ إِلَّا أَنِّی لَم أَجدْ أَنْصَاراً وَ لَوْ وَجَدْتُ أَنْصَاراً لَقَاتَلْتُهُ لَیلِی وَ نَهَارِی حَتَّی یحْکمَ اللَّهُ بَینِی وَ بَینَهُ (طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲: ۲۹۱ – ۲۹۲)؛ به خدا سوگند! من از آن جهت کار را به او سپردم که یاوری نداشتم، اگر یاوری می داشتم، شبانه روز با او می جنگیدم تا خداوند میان ما و معاویه حکم کند».

تذکر این نکته لازم است که موقعیت حاکم بر زمان ما با وضعیت دوران امام حسن مجتبی (ع) بسیار تفاوت دارد؛ در دوران آن حضرت، اسلام به جهت یاری نکردن مردم از امام زمانشان در موضع ضعف قرار داشت و از سوی دیگر دشمن مسلط بود و چاره ای جز این نبود که امام مصالحه کند؛ لیکن امروز اسلام و نظام اسلامی در اوج عزت و اقتدار است و همین امر، حجت را بر دولت مردان اسلامی تمام می کند.

تقیه

تقیه، مصدر باب «اتقی یتقی» به معنای صیانت، خودنگهداری و محافظت از خویش است. هنگامی که گفته می شود: از چیزی تقیه کردم، معنای آن این است که «از آن، خود را حفظ کردم» (فیروزآبادی، ج ۱: ۱۷۳۱). ابن منظور در لسان العرب می نویسد: «تقِی» به معنای آمادگی برای چیزی و حفظ خود از آن است… (ابن منظور، ۱۴۱۴ج ۱۵: ۴۰۳). از مجموع سخنان واژه شناسان می توان دریافت که معنای لغوی تقیه، صیانت، حفاظت و نگهداری چیزی از زیان، آزار و اذیت چیز دیگر است و این همان معنای اصطلاحی تقیه نزد شیعه می باشد.

روایات بسیاری از اهل بیت (علیهم السلام) در باره تقیه در دست است که از حد استفاضه تجاوز می کند اگر نگوییم که به حد تواتر معنوی می رسد تا آنجاکه مرحوم شیخ حر عاملی (ره) در کتاب وسائل الشیعه، ۱۲۸ روایت را در ۱۳ باب گرد آوری کرده است؛ از میان این همه روایت به طور اختصار تنها به چند روایت اشاره می کنیم:

۱- امام صادق( می فرموند: «التَّقِیهُ تُرْسُ الْمُؤْمِنِ وَ التَّقِیهُ حِرْزُ الْمؤْمِنِ و لاَ إِیمَانَ لِمنْ لَا تَقِیهَ لَه (کلینی، ۱۳۶۲، ج ۲: ۲۲۱)؛ تقیه سپر مؤمن است، تقیه نگهدار مؤمن است، هر که تقیه ندارد ایمان ندارد».

۲- امام صادق ( همچنین در تفسیر آیات ۹۵ تا ۹۷ سوره کهف که در باره بنای سد، توسط ذوالقرنین است و طی آنان از سدی بلند که دشمنان نتوانند بر فراز آن رفته و از شکافتنش ناتوان باشند، سخن به میان آمده است، می فرماید: «إِذَا عَمِلْتَ بِالتَّقِیهِ لَمْ یقْدِرُوا لَک عَلَی حِیلَهٍ وَ هُوَ الْحِصْنُ الْحَصِینُ وَ صَارَ بَینَک وَ بَینَ أَعْدَاءِ اللَّهِ سَدّاً لَا یسْتَطِیعُونَ لَهُ نَقْباً (شیخ حر عاملی، ۱۴۰۹، ج ۱۶: ۲۱۳)؛ هنگامی که به تقیه عمل کنی چاره ای علیه تو نمی یابند و نمی توانند با تو نیرنگ بازند، و آن به مانند دژی استوار و محکم است و بین تو و دشمنان خدا سدی نفوذ ناپذیر ایجاد می کند». بنابراین، تقیه، چاره ای برای در امان ماندن از دشمن مقتدر و فرصتی برای قدرت یافتن خویش است تا نیروها بیهوده هدر نرفته و در هنگام مناسب توان ضربه زدن به دشمن را داشته باشند.

۳- امام باقر( در این باره می فرماید: «إِنَّمَا جُعِلَتِ التَّقِیهُ لِیحْقَنَ بِهَا الدَّمُ فَإِذَا بَلَغَ الدَّمَ فَلَیسَ تَقِیهٌ (کلینی، ۱۴۰۷، ج ۲: ۲۲۰)؛ تقیه در حقیقت برای جلوگیری از خونریزی ها ایجاد شده است؛ پس هرگاه کار به قتل و خونریزی کشید، دیگر تقیه روا نیست».

از این روایت می توان دریافت که تقیه در جهت مصلحت مؤمنان و مسلمانان درنظر گرفته شده و دارای حدی است که فراتر از آن جایز نخواهد بود؛ به این معنا که برای حفظ جان، آرمان و عقیده تجویز شده است؛ حال اگر کارایی خود را از دست داده و دشمن به گونه ای شریر وستمکار بوده که در هر حال قصد نابودی مؤمنان را داشته باشد، دیگر تقیه جایز نیست؛ بلکه باید مقاومت کرد؛ چنان که به گزارش تاریخ افرادی به رغم وجود حکم تقیه، با دشمن مدارا نکرده و کشته شده اند؛ یعنی برای آنها ثابت شده که دشمن در هر حال آنها را خواهد کشت و یا اینکه تقیه بر خلاف مصالح اسلام بوده و موجب نابودی اسلام می شود؛ از این رو آنان تقیه نکرده و در جهاد با دشمن به شهادت رسیده اند؛ برای نمونه در ماجرای شهادت امام حسین (ع)، برای آن حضرت ثابت شده بود که شهادت او موجب علو اسلام و اعلای کلمه حق و نهی از منکر می شود، از این رو آن حضرت تقیه ننمود.

رهبرمعظم انقلاب امام خامنه ای در این پیوند می فرماید:

آنچه که در نظام اسلامی باید همیشه مورد توجه باشد، مشخص بودن جبهه هاست؛ مخلوط نشدن جبهه حق با جبهه ناحق است؛ ممکن است جبهه ناحق مورد مدارا قرار گیرد – مانعی ندارد – ممکن است در جایی «دست دوستی» هم با او داده شود در جای خود مانعی ندارد- اما زنهار! خطوط فاصل نباید به هم بخورد؛ باید مشخص باشد که حق کیست و کجاست و… هدف و تدبیر و تاکتیک و عملکردش چگونه است و ناحق کیست و هدفش چیست… ؛ اینها نباید مورد غفلت قرار گیرد» (بیانات مقام معظم رهبری ۰۴/۱۰/۱۳۷۸).

همچنین ایشان در بخش دیگری از سخنان خود درباره تقیه می فرماید: وقتی از تقیه صحبت می کنیم، ممکن است بگویید تقیه متعلق به آن زمانی بود که دولتِ مسلطی بر سر کار بود و ما هم مخفی بودیم و از ترس او چیزی نمی گفتیم؛ نه، همان وقت هم تقیه مسئله ترس نبود؛ «التقیه تُرس المؤمن»؛ تقیه سپر مؤمن است؛ سپر را کجا به کار می برند؟ سپر در میدان جنگ مورد استفاده قرار می گیرد و به هنگام درگیری به کار می آید؛ پس تقیه در زمینه درگیری است؛ چون ترس و حرز و سنگر و سپر است (بیانات مقام معظم رهبری ۰۹/۱۱/۱۳۶۸).

با این توضیح می توان دریافت که تقیه به زمان خاصی اختصاص ندارد؛ بلکه در هر زمانی که موقعیت اقتضا کند با حفظ اصول و آرمان های اسلامی، این حکم انجام می شود؛ بنابراین در هر وضعیتی که مصلحت و «تقیه» ایجاب کند، می توان با حفظ استراتژی، «درخواست مذاکره» داد و یا «مذاکره» کرد.

عقلانیت (خردمندی)

مبنای دیگر نرمش قهرمانانه با دشمن، اصل عقلانیت و خردمندی است؛ عقل سلیمِ انسان حکم می کند در برخی از وضعیت ها در

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *