تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین(ع) از منظر قرآن :

مقدمه

نهضت اعجازگونه، بی بدیل و حیات بخش امام حسـین (ع) از آغـازین روز واقعـه، عبـرت هـا، پیامدها و نتایج فراوانی در پی داشته است و طـرفداران زیادی از مـلل و مذاهب مختلف به خود جلب کرده است، اما از آنجا که این قیام در جهان اسلام و از سوی امام معصوم (ع) انجام شـده، سؤال این است که مبانی قرآنی آن نهضت سیاسی اجتماعی چیست؟ آیا در کـلام خـود حضرت هـم از مبانی قرآنی نهضت وی سخنی رسـیده اسـت یـا خیـر؟ نـهضـت عاشـورا از هنگـام وقـوع تاکنون، به سبب اهمیت عناصر انسانی، زمانی، مکانی، پیامدها و کارکردهای آن همواره مـورد توجه دانشمندان و نویسندگان بوده اسـت و نـگـارش صــفحات و ســطور بسـیاری را بـه خـود اختصاص داده است. به دلیل آنـکه طـرف مقابـل ایـن قیـام، نـام مسـلمانی و خلافـت را بهانـ سفاکی خویش قرار داده بودند، بررسی، تعمیق و تبلیغ مبانی قرآنی آن نهضت رهاییبخش در بنان و بـیان امـام حـسین (ع) ضرورتی جدی است تا هم ادعاهای واهی خونریزان بیدیـن امــوی آشکار گردد و از سویی، بر جویندگان حقیقت، حجت را تمـام کنـد و پـرده از چهـره تابنـاک پیشوا و پیروان آن قیام کنار زند.

نـگارنده بـه اسـتناد منابع، اثبات نموده است که نهضت امام حسـین (ع) تجسـم آیـات قــرآن اسـت و نهضت سیاسی و اجتماعی حضرت به دلیل آگاهی ژرف او از قرآن ، بر پای آیـات قـرآن شکل گرفته است و چراغی فروزان پیش امت اسـلام اسـت. از این رو، تـوجه به برخـی از مبـانی سیاسی ـ اجتماعی نهضت امام حسین (ع) مانند جهاد، هجرت، امـر بـه مـعـروف و نهـی از منکـر و… و نیز پیوند آن مبانی با آموزه های قرآنی، جنب نوآوری این پژوهش می بـاشد. ایـن پـژوهـش مـی تواند درک و بینش نوینی را برای بررسی ابعاد مختلـف ایـن نهضـت از منظـر همراهـی بـا قرآن، پیش روی مـحققان و عـلاقه مندان به ساحت قرآن قرار دهد. مقال حاضر در شش بخـش به همراه نـتیج حـاصل از مـتن سامان یافته است .

۱ـ مفاهیم سیاست و اجتماع

در فرهنگ های مختلف، سیاست بار معنایی متفاوت دارد، امـا در هـر صورت ، یکـی از لـوازم لاینفک آن، قدرت، اعم از نرم یا سخت است (ر.ک؛ دوورژه ، ۱۳۵۲: ۹۹). واژه سیاست، واژه ای عربی از ریش «سـوس یسـوس»اسـت. در لسان العرب، ذیل ماده «سوس»آمده است: «سـاس و سیس علیه؛ یعنی فرمان داد و بر او فرمان رانده شــد»(ابــن منظـور، ۱۴۱۴ق. ، ج ۶: ۱۰۷). در لغت نام دهخدا واژه سیاست را به «تدبیر امور و مصلحت اندیشـی و دوراندیشـی»مـعنـا شــده اسـت (دهخدا، ۱۳۷۷، ج ۳۸: ۱۲۵).

در اصطلاح دانشمندان اسلامی، سیاست به معنی روش اداره جامعه است، بـه گونـه ای کـه مصالح مادی و مـعنوی یکـایک مـردم تحقق یابد. لذا در این تعریف، در سیاست، قداسـت نهفتـه است و برخلاف پندار رایج، بـا نیرنـگ و فـریـب دادن دیگــران همـراه نیسـت (ر.ک؛ نـوروزی، ۱۳۸۲: ۱۵)

امام خمینی (ره) به عنوان یک فقیه عالیقدر، دانشمند فلسـفه، عرفـان، فقـه اسـلامی و نـیـز سـیاستمدار برجست نظری و عملی می فرماید: «سیاست این است که جامعه را هـدایت کنـد و راه بـبرد، تـمام مصالح جامعه و هم ابعاد انسان و جامعه را در نـظر بـگیـرد و اینـهـا را بـه طـرف چیزی که صلاح ایشان هـست، هـدایت کند» (موسوی خمینی (ره)، ۱۳۶۸، ج ۱۳: ۴۳۲).

واژه «جامعه»اسم فاعل مؤنث از مصدر «جمع»به معنای گـرد آوردن، فــراهم کـردن و در برگرفتن است (ر.ک؛ جوهری، ۱۴۱۰ق. ، ج ۳: ۱۱۹۹). بـنابراین، جـامعه به مـعنـای گـردآورنـده، فـراهم کننده و در بر گیرنده است. به هـمین دلیل، بـه غل ، جامعه می گویند، چـون دو دسـت را به طرف گردن جمع می کـنـد (ر.ک؛ ابــن منظـور، ۱۴۱۴ق. ، ج ۱۱: ۵۰۴). البتـه در قـرآن واژه جامعه عنوان نـشده است، اما واژه هایی بـا مـعنای مشابه جامعه ذکر گردیده اسـت؛ مـانند «اناس»(البقره /۶۰)، «ام» (الأنعام /۱۰۸)، «قریه»(یوسف / ۸۲)، «قوم»(التوبه /۷۰) و «قـرن»(مـریم /۷)

مفهوم اصطلاحی جـامعه نـیز مانند بسـیاری از مفـاهیم علـوم انـسـانی، از تـعریـف یگـانـه ای برخوردار نیست. صـرف نـظر از ایرادهای وارده بر هر تـعریف، بـسیاری از جامعه شناسـان بـر ایـن باورند که منظور از جامع واحد، گروهی از مردم است که در یک نظام سـامان یافـته انـد و امـور آن را مستقل از نظارت بیرونی اداره مـی کـنند (ر.ک؛ مصباح یزدی، ۱۳۷۹: ۲۴).

بـرنام خـداوند در طـول تاریخ انسـان، ارسـال انـبیـا و اولیـا بـوده اسـت تـا ضـمن آمـوزش بهره مندی از قدرت، تعامل انسان ها را بر محور اخلاق، تـدین و قـانون رقم زنند و عده ای خود را محور قـانون ، اخـلاق ، انـصاف و عـدالت مـعرفی نکنند. مسائل اجـتمـاعی نـیـز دامنـ وسـیعی دارد، دادوستدها، زوجیـت و خـانواده، جامعـه پـذیری یـا قـانون گریـزی، هنجارهـا و ناهنجـاری هـا، مسئولیت های اجتماعی و همگانی، تـعلیم و تـربیت، امـنیت کار و روان، زندگی مـدنی، تعـاملات اجتماعی، محیط کـسب و کـار، اخـلاق شـهروندی، قـوانین، فـساد، تبعیض و… بخشـی از آنهاسـت.

اسلام به عنوان دین کامل و قرآن به عنوان سند گویا و سالم آسـمانی، بـه گونـه ای شایسـته، البته متفاوت با روند منابع جامعه شناسی بشری، موضوع را تـبیین نموده است. مهم تر آن است که در دین اسلام، مسائل سیاسی و اجتماعی، روابطی در هـم تنیـده دارد و جـدایی مرزهـای آنان غالبا تفکیک ناپذیر است ، چه آنکه همیشه چاره اندیشی و سیاست قبـل از آنکـه نـاظر بــه مـسائل فردی باشد، بیشتر به جامعه و مسائل اجتماعی توجـه و اهمیـت مـیدهـد، حتـی اگـر شروع آن را از فرد توصیه نماید. مسائل سیاسی و اجتماعی در نهضت امـام حسـین (ع) نیـز از این ویژگی برخوردار است. تبیین مبانی قـرآنی مـسائل سیاسی و اجتماعی نهضت حضرت، ما را به این مطلب راهنمایی میکند. در ذیل به برخی از این موارد اشاره می شود.

۲ـ اصلاح امت

اصلاح به معنای سامان دادن، بهینه سـاختن و بـه نیکی درآوردن اسـت. اصـلاح در مقابـل افـساد اسـت. افساد یعنی ایجاد نابسامانی و از حال تعادل بیرون بردن. اصلاح و افساد دو صـفت متقابل و متضـاد هسـتند (ر.ک؛ فراهیـدی،۱۴۱۰ق. ، ج ۳: ۱۱۷؛ ابـن منظـور، ۱۴۱۴ق. ، ج ۲:۵۱۷؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۲: ۳۸۷ و راغب اصفهانی،۱۴۱۲ق. ، ج ۱: ۴۸۹).

اصلاح امت در عین حـال کـه موضوعی اجتماعی است، یکـی از مـفاهیم رایج سیاسـی اسـت.

اصلاح یک جامعه در تمام ابعاد و عرصه های آن و سامان دهی آن شرایط به سوی ترقی و رشد اخلاقی، موضوعی است که امام حسین (ع) ضرورت پرداختن به آن را در دوران فرمانروایی یزید دریافته بود. پس از رحلت پیـامـبر(ص)، آمــوزه هـای نـاب اسـلامی بـه دلیـل انحـراف از مسـیر حیات بخش امامت، دچار کژیها و انحرافات فراوانی گردید. توجه به این مسئله ، بـه کـرات در بیان امام حسین (ع) در مسیر کربلا مطرح شده است. امام حـسین (ع) در وصــیت نامـه ای کــه در مدینه به برادر SخGوAیMش ORمNOحمد حنفیه می سپارد، چنین می فرماید: «إنی لم اخرج اشرا و لا بطـرا و لا مفسدا و لا ظالما و إنـما خرجت لطلب الإصلاح فی أم جدی: مـن بـرای طغیـان، فسـاد و ظـلم قـیام نـکردم، بلکه برای اصلاح امت جـدم قیـام نمـودم»(ابـن شهرآشـوب، ۱۳۷۹ق. ، ج ۳، ۲۴۲؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق . ، ج ۴۴: ۳۲۹ـ ۳۳۰ و عاملی، ۱۹۹۶م.: ۳۰).

امام (ع) در سخنی دیگر، حرکت خـویش را نـه بر اساس نزاع قدرت یا دنیاطلبی ، بلکـه بـرای آشکار ساختن (معالم دین) و اظهار اصـلاح در شــهرها و امـنیـت یـافـتن مظلومـان و عمـل بـا فرایض و سنن و احکام الهی چنین میفرماید: «ولکن لنری المعالم من دینک و نـظهر الإصـلاح فی بلادک. …» (مجلسی، ۱۴۰۳ق . ، ج ۳۴: ۱۱۱).

بحث اصلاح گری را می توان در ابعاد مختلف جـستجو نمود. اصلاح در شـیوه هــای رفـتـاری مسئولان حکومت و نیز در خصلت ها و عملکرد مردم در قبـال یکـدیگر، از مؤلفـه هـای عمـده اصلاح گری هستند. امام حسین (ع) تأکید می نمایند که اصول مزبور، مخدوش و مغفـول مانـده است. پس انسان مصلحی را می طـلبد که برای سامان بخشیدن به ناهنجاری ها، احیای سنت ها و ارزش های مقدس جامع عصر نبوی قیام کند.

واژه اصلاح در مقابل افساد به کرات در قرآن مطرح شده است و از زورمداران و زرانـدوزان به عنوان مـفسد یاد شـده است (ر.ک؛ البقـره / ۱، ۱۲، ۲۲۰ و ۲۰۵؛ النحـل / ۳۴ و یـونس / ۸۱).

قرآن کریم مهم ترین دلیل بعثت انبیا را مبارزه با مفاسـد اجتمـاعی و اسـتقرار قسـط و عـدل عنوان می نماید (الحدید / ۲۵؛ یونس / ۴۷ و الأعراف / ۲۹). جامعه ای که از معیارها و آموزه هـای اصیل دینـی فـاصله بگیرد، فساد و ناهنجاری در پیکـره آن ریشـه مـی دوانـد و روابـط انسـانی، ارتباط های اجتماعی و آنچه میان حاکمیت و ملـت رخ مـی نمایـد، دچـار انحـراف مـی گـردد.

گسترش بی بند و باری، حیف و میل بـیت المـال مسلمین، فقدان امنیت، عدالت و… گوشـه ای از فسادهای اجتماعی است. اگر در جامعه ای اصلاحات صورت نپـذیرد، عمـوم مـردم بـر اسـاس اصول اسلامی، به ویژه زندگی توحیدی عمل نخواهند کرد. از منظـر قـرآن، پیوسـته پیـامـبران الهـی در جـامعه به دنبال تحقق این مـهم بـودند (ر.ک؛ یونـس /۴۷). امام حسین (ع) که وارث خـط صلاح و اصلاح پیامبران الهی می باشد، قیام او ریشه در نهضت اصلاحی انبیا دارد. قرآن از قول حضرت شعیب (ع) مـی فـرماید: «إن أرید إلا الإصلاح ما استطعت : من جز اصلاح ـ تا آنـجا کـه توانایی دارم ـ نمیخواهم!»(هود/ ۸۸).

مفسران اصلاح گری را در دو عرص امورات دنیوی و اخروی دنبال می کنند و وسیل اصلاح در جامعه را امر به مـعروف و نـهی از مـنکر، موعظه ، نصیحت و. .. برمیشـمارند. سـخن حضـرت شعیب هدفی است که تـمام پیامبران الهـی آن را تعقیـب مـی نماینـد. اصـلاح عقیـده، اصـلاح اخلاق ، اصلاح عمل، اصلاح روابط و نظام های اجتمـاعی مـردم از ایـنـ قـبیـل مــی باشـد (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۵: ۲۸۷؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق. ، ج ۱۰: ۳۶۹ و مکارم شـیرازی، ۱۳۷۴، ج ۹: ۲۰۹)

محتوای پیام حضرت شعیب در آیات دیگـر از ســوره شــعراء (آیـات ۱۸۱ــ۱۸۳) و سـوره اعراف (آیات ۸۵ـ۸۶) بهتر جلوه گر می شود. آنجا که قرآن در باب دادوسـتدها، رعایـت کیـل و پیمانه، پرهـیز از اغـفال مـردم و دوری از افساد عنوان می نماید: «قال یا قوم اعبدوا اللـه مـا لکم من إله غـیره قـد جـاءتکم بین من ربکم فأوفوا الکیل والمیزان ولا تبخسـوا النـاس أشیاءهم ولا تفسدوا فی الأرض بعد إصلاحها ذلکـم خـیر لکـم إن کنتم مؤمنین: ای قـوم من ! خدا را بپرستید که جز او معبودی ندارید! دلیل روشنی از طرف پروردگارتـان بــرای شــما آمده است. بنابراین، حق پیمانـه و وزن را ادا کنیـد! و از امـوال مـردم چیـزی نکاهیـد! و روی زمین بعد از آنـکه (در پرتـو ایمـان و دعوت انبیا) اصلاح شده است، فساد نکنید! این بـرای شـما بهتر است اگر با ایمـان هـستید!» (اعراف /۸۵) و در آیه ۸۶ همین سوره نیز آمـده اسـت : «ولا تقعدوا بکل صراط توعدون وتصدون عن سـبیل الله مـن آمـن به وتبغونها عوجا…: و بـر سرهر راه ننشینید که (مردم با ایمان را) تهدید کنید و مؤمنـان را از راه خــدا بــاز داریـد و بـا (القای شبهات) آن را کج و معوج نشان دهید و با ناظر بیاورید….» و این گفت و شـنود تــا آیـه ۹۳ ادامـه می یابد. از جمل محتوای حرکت مصلحان حضرت شعیب بر اساس آیات قرآن، موارد ذیل می باشد:

خـداپرستی (اصـلاح در بـاورها و ارزش ها)، اصلاح ترازو، برخورد با مشکل کم فروشی (اصلاح اقتصادی)، حفظ امـنیت راه هـا (اصلاح اجتماعی و سیاسی) و در کنـار محتـوای اصـلاح، شـیوه حضرت شعیب نیز قابل توجه است که ایشان از ابـزار کـلام و گفتار بهره بـرده اسـت. همچنـین تأکید بر این نکته که گرچه هدف جـلوگیری از مـفاسد و اصلاح طلبی است، امـا ایـن تـلاش در حد اسـتطاعت و تـوان اسـت (ر.ک؛ رسولی محلاتی، ۱۴۱۰ق. ، ج ۲: ۲۹ـ۳۵).

هم پیامبران به منظور انـجام اصـلاحات با مهم تـرین مفاسـد جامعـ خـود درگیـر بودنـد، حضرت صالح (ع) در عصرخویش با اسـراف و تـبذیر رایج در آن زمان به شـدت مبـارزه مــی کــرد:

«ولا تطیعوا أمـر المـسرفین * الذین یفسدون فی الأرض ولا یصلحون: و فرمان مسـرفان را اطـاعــت نـکنیــد؛ * همــان هــا کــه در زمــین فســاد مــیکننــد و اصــلاح نمــیکننــد!»

(الشعراء/۱۵۱ـ۱۵۲). حضرت موسی (ع) نـیز بـه هنگام داخل شدن به میقات بـه بـرادرش هـارون توصیه مـی نـماید که در مسیر اصلاح افراد و جـامعه گـام بردارد: «وقال موسی لأخیه هـارون اخلفنی فی قومی وأصلح ولا تتبع سبیل المفسدین: و مـوسی بـه بـرادرش هـارون گفـت : جانشین مـن در مـیان قــوم بـاش و (آنهـا) را اصــلاح کــن! و از روش مفسـدان پیـروی منمـا» (الأعراف /۱۴۲).

تـوجـه بــه سـیره اصـلاحی پیـامبران الهـی در قـرآن کـریم، روشـن گـر همـاهنگی سـیره اصلاح طلبان امام حـسین (ع) بـا ابعاد اصلاح گری از منظر قرآن مـی بـاشد و نباید اقـدام حـضـرت را سـوای تعالیم و آموزه های قـرآنی مورد بررسی و کاوش قرار داد.

۳ـ مبارزه با ستم و ستمکار

انحراف از مسیر حق، بالاترین سـتم و منحـرف کـننـدگان بـزرگتـرین سـتمکارانند. تبـدیل موضوع امامت و رهبری الهـی بـه خـلافت و سـلطنت از سـوی عده ای از صحابه در صــدر اســلام و در امتداد آن سلطنت مسموم بنیامیه، بالاترین ستم به خداوند، مـردم، دیـن، پیـامبر و ائمـ اطهار(ع) بود و بانیان این مسئله جـزو بـزرگترین ســتمکارانند؛ زیـرا چنـین پدیـده شـومی آغـاز انحراف از مسیر انسانیت، عـدالت و رهـبری جـامعه ای بـود کـه پیامـبر خاتم (ص) تمام تلاش خویش را برای رشد و ترقی آن مبذول داشتند. مبارزه با چنین سـتم فراگیـر و سـتمکاران طـاغوتی، ریشه در آموزه ها و تعالیم قرآنی دارد. قرآن در آیات زیادی ظلـم را تقبـیح مـی نمایـد و عـلـت عذاب برخی اقوام را ظلم آنان می داند و میل و تکیه بـر سـتمکاران را موجـب عـذاب معرفـی می کند (الأنعام / ۴۵؛ هود/ ۴۷ و. ..).

خداوند در آی ۱۱۳ سوره هود، حتی از میل و تمایل به ستمکاران به شدت منع مـی نـمایـد:

«ولا ترکنوا إلی الذین ظلموا فتمسکم النار وما لکم من دون اللـه مـن أولیـاء ثـم لا تنصرون: و بر ظالمان تکیه ننمایید که موجب میشود آتش شما را فرا گیـرد و در آن حـال ، هیچ ولی و سرپرستی جز خدا نـخواهید داشـت و یاری نمیشوید!» (هود /۱۱۳).

ماده «رکن»به معنای میل کردن به سوی چیزی و تسکین دادن خاطر به وسیل آن است (ر.ک؛ ابن منظور، ۱۴۱۴ق . ، ج ۱۳: ۱۸۵). علامه طباطبائی «رکون»را بـه مـعنای اعتمادی کـه توأم با مـیل بـاشد، معنا کرده است و می نویسد: «حق مطلب این اسـت کـه رکـون بـه معنـای اعتماد نیست ، بلکه اعتمادی توأم با میل است و بـدین مناسـبت اسـت کــه بــا حـرف «إلـی»متعدی می شـود، نـه با «علی »، و تفسیری که اهل لغت برای آن کرده اند، تفسیر به معنای اعـم است و این خود عادت و رسم اهل لغت می باشد. رکون یک نوع اعتمـادی اسـت کـه ناشـی از میل و رغبت بـه آنـان باشد، حال چه این رکون در اصل دین باشد، مثل اینکه پاره ای از حقـایق دین را که به نفع آنان است، بگوید و از آنچه که به ضـرر ایشـان اسـت، مطـرح نکنـد و افشـا ننماید و چه اینکه در حیات دینـی بـاشد، مثل اینـکه به ستمکاران اجازه دهد تـا بـه نـوعی کـه دلخواه ایشان است، در اداره امور مجتمع دینی مداخله کنند و ولایت امـور عامـه را بـه دسـت گیرند و چه اینکه ایشان را دوست بدارد و دوستیش مـنجر بـه مـخالطت و آمیزش با آن شـود و در نتیجه، در شئون حیاتی جامعه و یا فردی از افراد آن جامعه اثر سوء بگـذارد» (طباطبـائی، ۱۴۱۷ق . ، ج ۱۱: ۶۷).

همچنین عـلامه طـباطبائی معنای رکون به ظالمان را به معنای قبول ولایت کفار می داند و مراد از آن را اعتماد و مـماشات در امـر دین مـعنا می نمایـد، نـه مطلـق رکـون و اعتمـاد (ر.ک؛ همان: ۷۴).

امام حسین (ع) با توجه به این اصل قرآنی، در نـامه ای به بزرگان کوفه با اسـتناد بـه سـخن پیامبر اکرم (ص) به مردم اعلام مـی دارند که وظیفه دارد عـلیه حـاکمان جور قیام کنند و با کـلام و در مرحل بعد با عمل، آنان را از ارتکاب حرام و پـرداختن بـه ظلـم نهـی نماینـد. بنـابراین، می فرمایند: «من رأی سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهد الله مخالفا لسـن رســول اللـه یعمل فی عباد الله بالإثم و العدوان ثم لم یغیر بقول و لا فعل کـان حقـا علـی اللـه أن یدخلـه مدخله: هر کس که حاکم ستمگری را مشاهده نماید که حرام خدا را حلال نموده است و عهد الهی را نـقض کـرده است و با سنت پیامبر(ص) مخالفت می نماید و در بین مردم به ظلـم و گنـاه عمل می کند و علیه او با سخن و عمل شورش ننماید، بر خدا واجب اسـت کـه او را در محـل خود (یعنی جـهنم) داخـل نماید» (ابومخنف، ۱۳۹۸ق.: ۸۵).

امام حسین (ع) آشکارا شاهد نابودی دین الهی و ستم بر مردم به وسـیل خانـدان بنـیامیـه می بود. لذا خصوصیات یزید را ضمن بیانی چنین برمی شمرد: «یزید رجل فاسق شارب الخمـر قاتل النـفس المـحرم معلن بالفسق و مثلی لا یبـایع مثلـه: یزیـد مـردی فاسـق اسـت ، شـراب می نوشد، قاتل افراد بی گناه است، آشکارا اعمال زشت مرتکب می شود و کسـی ماننـد مـن بـا مثل او بیعت نـمی کـند» (ابـن اثیـر، ۱۳۸۵ق. ، ج ۳: ۱۶۴؛ ابـن اعـثم کـوفی، ۱۴۰۶ق. ، ج ۵: ۱۷؛ مـجلســـی، ۱۴۰۳ق. ، ج ۴۴: ۲۲۵؛ مـفیـــد،۱۳۸۰، ج ۲: ۲۰۰؛ ابــــن طـــاووس، ۱۴۱۷ق.: ۱۹ و خوارزمی، ۱۴۲۳ق. ، ج ۱: ۱۸۴). در چنین شرایطی، وظیف قرآنی هر مسلمان است کـه قیـام نماید و با ظلم و فساد مبارزه کند، چنان که فرمود: «عـلی الإسـلام السـلام إذ قد بلیت الأمـ بـراع مثل یزید: بر اسلام سـلام، کـه فاتح آن خوانده است؛ زیرا بر امت مسلمان کسی همچون یزیـد حکومت میکند»(ابن طاووس، ۱۴۱۷ق.: ۲۴).

تعالیم قرآنی ظلم کردن و ظلم پذیری را تقبیح مـی نـماید و در صــورت پایمـال شـدن حـق مظلوم، به او اجازه و رخصت می دهد تـا از حقوق خود دفاع نماید (الحج / ۳۹).

آیت الله جوادی آملی با توجه به آی ۳۸ سوره اعراف و خصوصا فراز آخر آی شریف «لکل ضـعف ولکـن لا تـعلمون : برای هر کدام (از شـما) عـذاب مضـاعف اسـت، ولـی نمـیدانیـد!» می فرماید: «عـذاب مـستکبر و عذاب کسی که مـورد ظلـم قـرار گرفتـه اسـت، دو برابـر اسـت.

مستکبر را دو عذاب می نمایند؛ زیرا دو گناه مـرتکب شـده اسـت، یک گناه ارتکاب ظلـم و گنـاه دیگر گمراه کردن مردم و فراهم آوردن زمین فساد در جـامعه؛ یعـنی مـستکبر هم (ظالم) است، هم (گمراه کننده). فرد سلطه پذیر نیز دو گناه مرتکب می شود: یـک پـذیرفـتن گـنـاه و ارتـکـاب گناهی که دامنگیر جامعه بود و گناه دیگر قبول امامت مستکبران و رهبری آنها، قیـام نـکـردن عـلیه آنها و یاری ننمودن امامان حق. نام امام حسین (ع) به مردم آن عصر بدین مـنظور بـود کـه به آنان تفهیم نماید. امویان پیشوایان جور هستند و حکومت آنها از سنخ حکومت جور اســت؛ یعـنی اگر یزید خود را امیر مؤمنان می خواند، امامت وی ظلم و جور است و در نتیجه، ابن زیـاد نـیز نـماینده امـام جور است (ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۸۴: ۸۱). از این رو، نهضت امـام حسـین را باید در راستای آموزه های قرآنی در راستای محو و نــابودی ریشــ ظلـم بررسـی و جسـتجو نمود.

۴ـ هجرت در راه خدا

هجرت از ماده «هجر» به معنای تـرک و جـدایی اسـت و مهاجرت در اصل به معنای بریـدن از دیگری و ترک وی است (ر.ک؛ راغب اصـفهانی، ۱۴۱۲ق . ، ج ۱: ۵۳۶). مهـاجرت گـاهی بـا بـدن، «… واهـجروهن فـی المضاجع..:… در بستر از آنها دوری نمایید…»(النساء/ ۳۴) یـا بـا زبان و قلب، «اتخذوا هذا القرآن مـهجورا: قـوم مـن قـرآن را رهـا کردنـد» (فرقـان / ۳۰) و گاهی بریدن از غیر با هر سه (بدن، زبان، قلب) است (ر.ک؛ هـمان: ۵۳۶).

هـجــرت در اصــطلاح فرهنــگ اســلامی، دوری گزیــدن و کــوچ کــردن از وطــن و پشــت سرگذاشتن یار و دیار، برای حفظ ایمـان خـویش و دیگران می باشد. این سنت یکی از افتخارات بـزرگ آمـوزه هـای اسلامی برای آدمی است که نشانگر حـرکت، پویایی و سـتم ناپذیری و پیگیـری اهداف الهی در زندگی است که از اهمیت ویژه ای برخوردار اسـت. از ایـن رو، در قـرآن عظـیم بـیش از ۲۵ بـار تعبیر به «هاجروا» و «مهاجر» و «مـهاجرین»بـه کار رفـته اســت و ۴ بــار پـا بـه پای مجاهدت در راه خدا از هجرت بـه عـنوان یک فضیلت یاد شـده اسـت و مهـم تـرین برنامـ حیات طیب آدمی قرار گـرفته اسـت. آیات فراوانی در ترغیـب مسـلمانان بـه مهـاجرت و تــرک سرزمین خود برای خـدا و انـجام وظایف دین وجود دارد؛ از جملـه در آیـ ۵۶ سـوره عـنکبـوت مـی فرماید: «یا عبادی الذین آمنوا إن أرضی واسع فإیای فاعبدون: ای بنـدگان مـن کـه ایمان آورده اید! زمـین مـن گسترده است، پس تنها مرا پرسـتش کـنیـد و مـهـاجرت نماییـد و در برابر فـشار دشـمنان دین تسلیم نباشید» و در آی دهم سـوره زمـر نیز خطاب به بندگان مـؤمن می فرماید: «وأرض الله واسـع إنما یوفی الصابرون أجـرهم بغیـر حـسـاب: زمــین خـدا گسترده تر است (اگر تـحت فـشار سران کـفر و نـفاق هـستید،) به جای دیگر مـهـاجرت کنیـد کـه مقاومت کنندگان در راه حق و حقیقت پاداش خود را بی حساب دریافت می کنند».

هجرت مسلمانان بـه حـبشه به دستور پیامبر(ص) (ر.ک؛ مرتضی العاملی، ۱۳۸۵، ج ۳: ۲۴۱) و حـرکت شـبانه و مـخفیان خـود آن حضرت از میان سـاکنان نـاآگاه و کفار لجوج، مشرک و عنود مکه به سوی مردم رنج کشیده بیدار مدینالرسول در سال سـیزدهم بعثـت، گــواه زنــده ای بــر اهمیت و ضرورت هجرت در شریعت مقدس اسلام مـی بـاشد. بـا عـمل بــه ایـن اصــل، پیـامبر(ص) قادر گردید دو گروه انصار و مهاجر را با هم متحد گرداند و تار و پود جامعـ اسـلامی را شـکل دهد و در پرتو آن ، گام های بلندی در راستای تقویت و تثبیت اسلام عزیز و تشـکیل نـخسـتین حکومت اسلامی در آرمان شهر مدینالنبی برداشتند (ر.ک؛ مرتضی العاملی، ۱۳۸۵، ج ۴: ۱۵۶).

امام حسین (ع) بر اساس اصل قرآنی هجرت ، حرکت انقلابی خود را آغاز نمـود تـا زمینـه ای برای حفظ جان خود فراهم آورد و علاوه بر آنـ ، گـامی برای احیای دین بردارد. مطالعـ سـیره عملی حضرت، توجه و پیگیری به این اصل قرآنی را شکوفا می سازد؛ به عنوان نمونه بـه چنـد مورد در ذیل اشاره می گردد.

هنگامی که حاکم مـدینه طـبق فرمان یزید موظف است که امام حسـین (ع) را تـرور نمایـد، حضرت شبانه از مدینه خارج می شود و هنگامی که در مکه نقش ترور امام مطـرح مـی گــردد، ایشـان از آن شهر خارج می شوند و بـه سـمت عراق رهسپار می گردند (ر.ک؛ مجلسی، ۱۴۰۳ق. ، ج ۴۴: ۳۱۲) و علت خروج خود را از مدینه این گونه بیان می فرمایند: «إن بنی أمی أخذوا مالی فصبرت و شتموا عرضی فصبرت و طلبوا دمـی فـهربت: بنیامیـه مـالم را خواسـتند، پـس صــبر کـردم؛ به آبرویم توهین کردند، پس صبر کردم ، و هنگامی که خونم را مطالبه کردنـد، هجـرت نمودم»(ابن طاووس، ۱۴۱۷ق.: ۳۰ و امین عاملی، ۱۴۰۳ق. ، ج ۱: ۵۹۵).

هجرت امام حسین (ع) پیوند عمیقی با تعالیم و معارف قرآنی دارد. هجرت به منظور نـجـات جـان که مبنای قرآنی دارد، لای رویین حرکت امام حسین (ع) از مدینه به سوی مکه است و در لایه های عمیق تر آن فراهم کـردن فرصـت مناسـب بـه منظـور احیـای سـنت پیـامبر و دیـن خداست. بیان گهربار حضرت نشان مـیدهد کـه هرگاه جـان مؤمن در خطر قرارگیـرد، کمتـرین واکنش به این حرکت، هجرت به منظور فراهم کردن فرصت مناسب می باشد؛ زیرا آیات قـرآن برای افرادی که در سرزمین خود با مشکل مواجه می گـردند و قـادر بـه انجام وظایف دینی خـود نمی باشند و یا همانند پیامبر (ص) در مکـه بـا خطـر جـانی روبـه رو مـی گردنـد، هجـرت را لازمـ مـی داند. تمسک به این تاکتیک باعث می شود تا فرد هم جان خود را حـفظ نـماید و هــم باعـث ترویج و احیای دین الهی گردند. قرآن در این زمینه می فرمایـد: «إن الذین توفاهم الملآئک ظالمی أنفسهم قـالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الأرض قالوا ألم تکن أرض الله واسع فتهاجروا فیها فأولئک مـأواهم جهنم وساءت مصیرا: کـسانی کـه فرشتگان روح آنها را گرفتند، در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه حالی بودیـد؟ گفتند: ما در سرزمین خود تحـت فشـار و مستضـعف بـودیم . آنهـا [فرشـتگان ] گفتنـد: مگـر سرزمین خدا پهـناور نبود که مهاجرت کنید؟! آنهـا جایگاهشـان دوزخ اسـت و سـرانجام بـدی دارند» (النساء/۹۷).

این آیه کسانی را که در سرزمین خود مورد ستم واقع شدند و قادر به حفظ دین و ایمـان خود نگردیدند، توبیخ می نماید و علت ایـن استضـعاف را هجـرت نـکـردن در راه خــدا معرفـی می کند. آیات دیگری از قرآن به بیان ثواب کشته شدن افرادی که در راه خدا هجـرت نمودنـد (ر.ک؛ الحج / ۵۸ و النساء/۱۰۰).

۵ـ احکام هجرت در فقه اهل بیت

با توجه به اهمیت بحث هجرت و پیامــدهای بـسـیار مضـر و خطرنـاکی کـه حاصـل تـرک هجرت از قبیل نابودی دین الهی به همراه دارد، فقهای بزرگ امامیه حکم بـه وجـوب هجـرت مؤمنانی نموده اند که در سرزمین خویش قادر به انجام وظایف دینـی خـود نیسـتند، چنـان کـه فقها این مطلب را از آیات ۷۲ـ۷۵ سوره انفال برداشت نمودنـد: «والذین آمنوا ولم یهاجروا ما لکم من ولایتهم من شیء حتی یهاجروا…: و آنها که ایمان آوردنـد و مهـاجرت نکردنـد، هیچ گونه ولایت در برابر آنـها نـدارید تـا هجرت کنند!» (برای اطلاعات بـیشـتر، ر.ک؛ نـجفـی، ج ۲۱: ۳۶). اهـل سنت نیز مشابه چنین حکمی را استفاده کرده انـد (ر.ک؛ قرطبـی، ۱۳۶۴، ج ۵: ۳۵)

۶ـ امر به معروف و نهی از منکر

حرکت و قیام امام حسین (ع) را میتوان بر اسـاس فـریض امـر به معروف و نهی از منکـر نیـز تجزیه و تحلیل کـرد و آن را بـر مبنای اصل قرآنی و در امتـداد سـیره و مـنش تمـام پیـامبران الهی نسبت به اصلاح امت خود بررسی و واکاوی نمود که مـصـداق بــارز اصــلاحات، عمـل بـه فریض امر به معروف و نهی از منکر می بـاشد.

در باب اهمیت فریض امر به معروف و نهی از منکر در آموزه های قرآنی، تأکیدهای فراوانی صورت گرفته است. روشن اسـت کـه بـرترین مرتب امر بـه معـروف و نهـی از منکـر، مبـارزه بـا فرمانروایان و حاکمان سـتم پیشـه اسـت و بهتـرین راه بـرای انجـام ایـن اصـل دینـی، تشـکیل حکومت است.

امر به معروف پاسداشت نیکیهای جامعه و نـهی از مـنکر وسـیل پالایش مسـتمر جامعـه از پلیدیهاست. در قرآن کریم، بارها بر این فریضه تأکید شده اســت و آن را واجــب مــی شـمارد:

«ولتکن منکم أم یدعون إلی الخیر ویأمرون بالمعروف وینهون عن المنکر وأولئـک هم المفلحون: بـاید از مـیان شـما، جمعی دعوت به نیکی و امر به معروف و نهی از منکر کنند؛ و آنها همان رستگارانند» (آل عـمران /۱۰۴).

این آیه هـمگان را مکلف می سازد که اجرای قـوانین الهـی را از هـر فـردی در هـر مقـامی مطالبه نـماید و بـا قـانون شکنی و مفاسد اجتماعی به مقابلـه برخیـزد و بـه عنـوان یـک انسـان مسلمان، بر حسن جریان امـور بـا حس مسولیت نظارت و مراقبت داشته باشد، چنان که پیـامبر اکرم (ص) فرمود: «ألا کلکم راع و کـلکم مـسئول عـن رعیته»(ابی فراس، ۱۳۶۴: ۶).

از منظر قرآن، برترین امتیاز امت اسلامی نسبت به دیگر امت ها، پایبـندی عـموم مسـلمانان به اجرای این دو فریض بزرگ شرعی و عقلی می باشد. تقدم ایـن دو فـریضـ الهــی بــر ایمـان، روشنگر اهمیت این موضوع از منظر آموزه های قرآنی است. در جامعه ای که امـر بـه معـروف و نـهی از مـنکر مـغفول بماند، ایمانی در جامعه ماندگار نخواهد بـود. پیـامبر بزرگـوار اسـلام ایـن مسلک را برای پیشـبرد اهـداف الهی در جامعه و امنیت روحـی و روانـی امـت اسـلامی اعمـال نمودند: «کنتم خیر أم أخرجت للناس تأمرون بـالمعروف وتـنهون عن المنکر وتؤمنون بالله ولو آمن أهل الکتاب لکان خیرا لهم منهم المـؤمنون وأکـثـرهم الفاسـقون: شـما بهترین امتی بودید که بـه سـود انـسان ها آفریده شده اند، (چه اینکه) امــر بــه معـروف و نهـی از م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *