تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی و شاخصه های حکومت علوی :

۱- مقدمه

هدف وای امام علی (ع) از بهدستگیری حکومت، ایجاد دگرگونیهایی در عرصه اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اخقی جامعه بود. امام علی (ع) در اندک مجالی که ورای همه مشکت و جنگافروزیهای مخالفان بهدست آورد، اصحاتی مهم و اساسی پدید آورد و درپی آن بود که اصحات و تغییرات گستردهتری را نیز بهسامان برساند. آن حضرت (ع) با هدف ایجاد این دگرگونیهای مهم و بهقصد برپایی حکومت علوی، زمام خفت مسلمین را بهدست گرفت، بهرغم آنکه میدانست فضای جامعه را غبار آلودگیها و ابر کژیها و انحرافات تیره ساخته است و دنیاگرایان تاب تحوت مورد نظر او را ندارند. «دعونی و التمسوا غیری فانّا مستقبلون امرا له وجوه و الوان تقوم له القلوب وتثبت علیه العقول و انّ افاق قد اغامت والمحجه قد تنکرت (نهج البغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۲ ۹ / ۳ ۷ ۱؛ طبری، ۲ ۶ ۳ ۱: ۶ ۳ ۳ ۲ ). مرا واگذارید و دیگری را بهدست آرید؛ زیرا ما به استقبال حوادث و اموری میرویم که رنگارنگ و فتنهآمیز است و چهرههای گوناگون دارد و دلها بر این بیعت ثابت و عقلها بر این پیمان استوار نمیماند. چهره افق حقیقت را ابرهای تیره فساد گرفته، و راه مستقیم حق ناشناخته مانده است. اما آنگاه که عهده دار امر حکومت شد، از تحوتی سخن گفت که در حکومت علوی پدید خواهد آورد و بر مواردی چون برپاداشتن عدل، راست گردانیدن حق، دفاع از دین، اصح امور شهرهای اسم، امنیت مردم محروم و تحت ستم تأکید کرد (نهج البغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۱ ۳ ۱ / ۹ ۴ ۲ ). حضرت (ع) بر آن بود تا در پرتو شناختی که از انحرافات جامعه زمان خود داشت، به اصح آنها همت گمارد تا اساس حکومت و مدیریت جامعه بر مبانی دین استوار شود، آیات قرآن و سیره و سنت نبوی و علوی مبنای عمل قرار گیرد و با استقرار حکومت دینی، عدالت اسمی تحقق یابد و مردم در مسیر زندگی شایسته انسانی و در راه کمال حقیقی قرار گیرند. زدودن جامعه از تبعیضهای ناروا و ظالمانه، متوقفساختن هبههای نابهجا و جلوگیری از تاراج بیتالمال، برکناری والیان فاسد از مصادر امور، گماشتن کارگزاران شایسته در ارکان حکومت، تقسیم عادنه اموال، رعایت عدالت و مساوات در جامعه، ارتقای مبانی اخقی- رفتاری و اعتقادی مردم، بخشی از اصول اصحی امام علی (ع) در ابعاد سیاسی، اقتصادی، حقوقی و اخقی بود که از همان بدو زمامداری خویش اعم و بر تحقق آن تأکید کردند. از دغدغههای حکومتی ایشان، رسیدگی به مردم و آسایش و امنیت آنان بود. فقر و ضعف عمومی مردم و مشکت و رنجهای آنان، برای آن حضرت (ع) دردآور بود. امام علی (ع) بسندهکردن به منصب امارت فارغ از نگرانی بر آم مردم را به دیده حقارت مینگریست و آن را خوش نمیدانست ( همان: ن ۵ ۴ /۴ ۵ ۵ ) و از اینرو در ساده زیستی و قناعت، زندگی خود را با مستمندان جامعه برابر قرار میداد( خ۰ ۶ ۱ /۲ ۰ ۳ و خ ۹ ۰ ۲ /۰ ۳ ۴ ). ویژگیهای حکومت علوی را دینداری، عدالتگرایی، قانونمداری، آزادی و امنیت جامعه تشکیل میداد. حکومت مبارزه با فساد و زیاده طلبی بود، حکومت دفاع از مظلوم و سرکوبی ظالم، پشتیبانی از ضعیف و مقابله با توانمندان بود، حکومت اصح جامعه و حرمت نهادن به [۱] انسان بود. (مرتضوی، ۱ ۸ ۳ ۱: ۲ ۵ ) امام علی (ع)، سیاست های حکومت علوی را با تکیه بر احکام شریعت و سنت نبوی طراحی میکرد. آن حضرت (ع)، چه در مبانی نظری و چه در سیره عملی خود، بر آن بود تا مدلی از نظام مدیریت اسمی را در زمان خویش اجرا کند و برای آینده مسلمانان نیز معیارهای زم و اصول کلی را ارائه دهد؛ زیرا برقراری امنیت داخلی، توازن اجتماعی و نظم، وصول بودجه عمومی، جلوگیری از هرج ومرج و دفع فساد، جنگیدن با دشمنان و متجاوزان، فعالیت دستگاه قضایی و اجرای احکام و مقررات قانونی، از اموری است که جز با تشکیل حکومت و مدیریت سازمانی میسر نخواهد شد (ثواقب، ۰ ۹ ۳ ۱: ۴ ۱ ). به این مهم در سخنان امام علی (ع) اشاره شده است (برای نمونه، امام علی(ع)، ۹ ۷ ۳ ۱: خ۰ ۴ /۲ ۹ ). اما این حکومت از دیدگاه امام علی (ع) باید از شاخصههایی چون دینداری، عدالت و مردم داری برخوردار باشد. از این رو در الگوی حکومت علوی، اصول مهمی به کار بسته میشد که مستندات آن در سیره نظری و عملی آن حضرت (ع) رهیافت میشود. برخی از این اصول عبارت اند از:

۱- انتخاب کارگزاران و مدیران حکومت براساس معیارهای ارزشی؛

۲- اصلقراردادن لیاقتها، شایستگیها و تواناییها در واگذاری مسئولیت به کارگزاران و

دخالتندادن روابط شخصی و خویشاوندگرایی (نفی دودمانگرایی و اشرافساری )؛

۳- برخورداری از دستورالعمل جامع مدیریتی (داشتن پشتوانه نظری و معرفتی مدیریت و

حکومت)؛

۴- تبیین وظایف و تکالیف رهبری، کارگزاران و مردم دربرابر یکدیگر؛

۵- اهتمام به انطباق قول با عمل در رفتار بهمنظور تأثیرگذاری فرامین بر عامن حکومت و

مردم (هماهنگی مبانی اندیشهای با فعل سیاسی)؛

۶- ارائه توصیهها و رهنمودهای زم به کارگزاران حکومتی هنگام پذیرش مسئولیت؛

۷- نظارت و مراقبت دقیق بر رفتار و عملکرد مدیران، حتی شیوه زندگی آنان؛

۸- سیاست تشویق و توبیخ عامن حکومت به منظور اجرای عدالت و جلوگیری از بروز انحراف و ظلم و ستم در جامعه. (ثواقب، ۰ ۹ ۳ ۱: ۷ ۱ )

۲- ویژگی ها و ضرورت های رهبری امام علی (ع)

شایستگی حضرت علی (ع) بر امر خفت، از دید بسیاری از بزرگان انصار و مهاجر پنهان نبود؛ اگرچه حوادثی که بر جامعه اسمی پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) گذشت، مانع از آن شد که مردم آنچه را که بر آنها واجب بود، بهانجام رسانند، یعنی برای خویش »رهبری پاکدامن، آگاه، باتقوا و آشنا به قضا و سنّت انتخاب کنند تا کار آنان را سامان دهد« (بخشی از پیام امام علی(ع) به معاویه؛ سلیم بن قیس، بیتا، ۹ ۵ ۱ ). از اینرو، در مراسم بیعت با آن حضرت (ع)، کسانی در شأن وی سخن گفتند و شادمانی خویش را بر این انتخاب ابراز داشتند: ثابتبنقیس انصاری گفت: به خدا سوگند ای امیرمؤمنان! اگر در زمامداری از تو پیش افتادند، در دین از تو پیش نرفتند؛ و اگر دیروز بر تو سبقت گرفتند، امروز به آنان رسیدی؛ و آنان و تو چنان بودید که شأنت پنهان و مقامت ناشناخته نبود، در آنچه نمی دانستند به تو نیاز داشتند و تو با دانشت به کسی نیاز نداشتی. (یعقوبی، ۲ ۶ ۳ ۱: ۶ ۷ ) سپس خزیمهبنثابت انصاری ذوالشهادتین برخاست و گفت: ای امیرمؤمنان برای این کار خود جز تو را نیافتیم و بازگشت جز به تو نبود و اگر درباره تو با خودمان راستی کنیم، تویی پیشترین مردم در ایمان و داناترین مردم به خدا و سزاوارترین مؤمنان به پیامبر خدا. تو آنچه دارند، داری؛ و آنان آنچه تو داری، ندارند. صعصعهبنصوحان خطاب به حضرت علی (ع) گفت: به خدا سوگند، تو خفت را آراستی و آن تو را نیاراست، و تو مقام آن را با بردی نه آن مقام تو را، و آن به تو نیازمندتر است تا تو به آن. سرانجام مالک اشتر خطاب به مردم گفت: این است وصی اوصیا و وارث علم انبیا، آن که در راه خدا بس گرفتاری کشید و نیک امتحان داد، آن که برای او کتاب خدا به ایمان گواهی داد و پیامبرش به بهشت رضوان، کسی که فضایل در او به کمال رسید و در سابقه و علم و برتری اش نه اواخر شک دارند و نه اوایل. (همان) در همان مجلس، سخنگوی سه نفر از قریشیانی که بیعت نکردند (مروانبنحکم، سعیدبنعاص و ولیدبنعقبه)، با یادآوری اینکه علی (ع) پدر دو تن از آنها را در روز بدر کشته و حکَم پدر مروان را نیز سرزنش و با بازگشت او از تبعید مخالفت کرده است، خواستار آن شد که هر آنچه در تصرف دارند و آنچه بهدست آورده اند، از آنِ خودشان باشد و حضرت (ع) کشندگان عثمان را بکشد. موضع شدید امام علی (ع) دربرابر آنان نشان میدهد که آن حضرت (ع) با تکیه بر مبانی حکومت علوی، از اهداف آن که همانا برقراری عدالت و اجرای حدود الهی و سنت نبوی و دفاع از حقوق مردم است کوتاه نخواهد آمد: اما آنچه یادآور شدی که من از شما کشته و بر شما تاختهام، پس حق با شما چنان کرده است؛ و اما نهادن من از شما آنچه را به دست آورده اید، پس مرا نمی رسد که از حق خدا بگذرم؛ و اما معاف کردن من شما را از آنچه درتصرف دارید، پس آنچه مال خدا و مسلمانان باشد، عدالت شما را فرا می گیرد؛ و اما کشتن من کشندگان عثمان را، پس اگر امروز کشتن آنان بر من واجب باشد، فردا هم نبرد با آنان بر من واجب خواهد بود؛ لیکن شماراست که شما را بر کتاب خدا و سنّت پیامبرش وادارم، پس هرکه حق بر او تنگ آید [۲] باطل بر او تنگ تر خواهد آمد و اگر هم بخواهید پی کار خود بروید. (همان: ۶ ۷ ۵ ۷؛ . مسعودی، ۶ ۵ ۳ ۱: ۰ ۱ ۷؛ ابناعثم کوفی، ۰ ۸ ۳ ۱: ۶ ۹ ۳ – ۷ ۹ ۳ ) در مناشدههای مختلفی که حضرت علی (ع) در موضوع حدیث غدیر در جمع اصحاب و بزرگان کرده ( امینی، ۲ ۶ ۳ ۱: ۸ -۲، ۰ ۶ -۴ ۱ و بعد؛ سلیمبنقیس، بیتا: ۷ ۶ ۱ -۲ ۶ ۱- ثواقب، ۴ ۸ ۳ ۱: ۸ ۲ -۷ ۲ )، همه جا مشروعیت حکومت خویش را به نصب الهی می دانسته و بر مبنای الهی این مشروعیت تأکید فرموده است. اما به بیعت مردمی هم به عنوان «قاعده الزام»[۳] دربرابر پیمانشکنان و معارضان اشاره و درواقع آنان را به پیمانی ملزم میکند که خود به آن تن دادند. ایشان در ماجرای سقیفه پس از اینکه او را برای بیعت با ابوبکر فرا خواندند، از همین قاعده استفاده میکنند و میگویند اگر مبنای خفت شما خویشی با پیامبر (ص) است، خود قضاوت کنید که در این میانه چه کسی از من به رسول خدا (ص) نزدیکتر است. از خدای بترسید و بهانه منهید و اگر مجال انصاف یافتید، انصاف روا دارید و طریق صدق بپویید. ابوعبیده جراح گفت: «ای اباالحسن! تو سزاوار این کاری و به زیادت از این هم سزاواری، هم به سابقه سبقت و هم به فضل و قربت، اما صحابه رسول خدا محمد مصطفی (ص) اتفاقی کرده و کاری پدید آورده اند؛ تو نیز به رضای صحابه راضی باش و روی این مصلحت به ناخن منازعت مخراش». حضرت علی (ع) در پاسخ او گفت: عبایی را که از حضرت عزّت به خاندان نبوت رسیده است، به خاندان و دودمان خویش نقل مکنید! قرآن در خانه های ما فرود آمد و جبرئیل در اوطان ما وحی آورد، کانِ علم و فقه، دین و سنّت و فریضه ماییم و مصالح خلق را ما از همه بهتر می دانیم؛ پس روی به هوی مکنید و خویشتن را در لجاج میفکنید که شما را زیان دارد[۴] (ابناعثم کوفی، ۰ ۸ ۳ ۱: ۷؛ ابنقتیبه دینوری، ۰ ۸ ۳ ۱: ۸ ۲ ). بهنقل ابناعثم کوفی، جماعتی از مهاجر و انصار در مسجد مدینه خطاب به مردمی که برای بیعت با امام علی (ع) گرد آمده بودند، گفتند: فضیلت و کرامت و قربت و قرابت علیبنابیطالب (ع) از آفتاب ظاهرتر است و انواع علوم و محاسن اخق که ذات شریف او حاوی آن است، از شرح و بیان مستغنی است و اگر به تمشیت کار خفت کسی را فاضلتر، پرهیزکارتر، و خدا ترستر از علی (ع) میدانستیم، شما را بر او اشارت میکردیم ولیکن امروز در همهِ روی زمین این خصال خیر را در هیچکس جامعتر از او نمیبینیم. جمله مردم متفقالکلمه گفتند: ما به خفت علی (ع) راضی هستیم و او را مطیع و فرمانبرداریم به طوع و رغبت نه به اکراه و اجبار؛ و این سخن را از سر ایقان و بصیرت میگوییم نه از وجه تردد و تحیر. آنگاه امام علی (ع) از آنها پرسید که آیا این طوع و رغبت را به حسن رأی خویشتن میگویید یا مرا بدان حقی واجب میدانید ازجانب حضرت باری سبحانه؟ همه گفتند حق تو را بر خویشتن به امر خدای تعالی واجب میدانیم. (ابناعثم کوفی، ۰ ۸ ۳ ۱: ۱ ۹ ۳ ) سخن هیئت یمنی نیز وقتی برای دیدار با امام علی (ع) و بیعت با آن حضرت به مدینه آمدند، این بود که «اطاعت تو را چون طاعت خداوند واجب می دانیم؛ و به هر جانب فرمان جنگدهی، نصرت کنیم و ظفر دیده بازآییم»(همان: ۴ ۹ ۳ ). ابنقتیبه پس از بیان استدل حضرت علی (ع) مبنی بر رابطه خویشاوندی با پیامبر (ص) دربرابر ابوبکر و عمر و ابوعبیده جراح، نقل میکند که ابوعبیده به حضرت (ع) گفت: «پسر عمو! تو کمسن و سال هستی و آنان بزرگ قوم تواند، تو تجربه آنان را نداری و به اندازه آنان کارها را نمیشناسی. ابوبکر در کار خفت از تو نیرومندتر و مسئولیتپذیری او بسیار است، بنابراین کار خفت را به او بسپار، زیرا تو اگر زنده بمانی و عمری یابی، برای کار خفت خلق شده ای، و سزاوار دردست گرفتن آن هستی، چه تو ویژگی هایی همچون دانش، آگاهی، فهم و نیز سابقه در دین اسم و دامادی پیامبر (ص) داری»[۵] (ابن قتیبه دینوری، ۰ ۸ ۳ ۱: ۹ ۲ ). اعتراف ابوعبیده به وجود این ویژگیها در حضرت علی (ع) لیکن اصرار بر بیعت او با ابوبکر نشان میدهد که ماجرای سقیفه، نقشهای ازپیشتعیینشده بود برای کنارزدن علی (ع) از زمامداری جامعه و کارشکنی در راه تحقق حکومت علوی که تداوم حکومت نبوی بود. منافع قبیلهای و آمال دنیوی و حسادت گروهی از بزرگان به موقعیت علی (ع) و قرارگرفتن امامت جامعه در همان خاندان که نبوت از آنان بود، موجب شد که راه قریش برای تسلط بر قدرت سیاسی هموار شود؛ و آنگاه که حضرت علی (ع) از این جماعت درخواست کرد که «ای گروه مهاجران! خدا را، خدا را درنظر آورید، خفت و زمامداری محمد (ص) را از خانه او خارج نکنید و در خانههای خود جای ندهید، سزاواران خفت را از مقامشان درمیان مردم باز ندارید و آنان را از حقشان دور نسازید، ای مهاجران! سوگند به خدا، ما سزاوارترین مردم به کار خفتیم، ما اهل بیت هستیم و از شما به خفت بر مردم سزاوارتریم، خواننده کتاب خدا که آن را از روی فهم و بینش میخواند، آگاه به سنت رسول خدا (ص)، آشنا به کار مردم، بازدارنده مردم از بدی و قسمتکننده بیتالمال بهطور مساوی، به خدا سوگند درمیان ما خاندان است، پس پیروی هوای نفس نکنید تا از راه خدا گمراه نشوید که در این صورت از حق فاصله بیشتری میگیرید» (همان: ۹ ۲ )، بشیربنسعد انصاری (در پاسخ) گفت: اگر این سخنان را که اکنون میشنویم، قبً از تو شنیده بودیم، حتی دو نفر نیز با تو مخالفت نمیکردند. پاسخ انصار به تقاضاهای حضرت فاطمه (س) که شبانه به مجالس آنان میرفت و از آنان یاری میخواست نیز همین بود که «ما با این مرد بیعت کرده ایم. اگر همسر تو پیش از ابوبکر نزد ما میآمد، با وی بیعت میکردیم. »(همان ). عجب توجیهی! آیا اینان اهلبیت پیامبر (ص) را تا پیش از این سخن امام علی (ع) نمیشناختند؟ معیارهای قرآنی برای زمامداری جامعه اسمی را فرا نگرفته بودند؟ آیا رضایت خدا و رسول (ص) را نادیدهگرفتن و به سنتهای جاهلی و قبیلهای تکیهکردن، جانب دین نگهداشتن بود که همه وصایای پیامبر آن دین را نادیده گرفتند و بیاعتنا از کنار آن گذشتند؟

۲- ۱ شاخصه های زمامدار در حکومت علوی

از دیدگاه امام علی (ع)، حکومت نباید دردست انسان‏های بخیل، نادان، ستمکار، غیرعادل، رشوه خوار، و بدعتگذار قرار گیرد، زیرا دارنده هریک از این صفات، پیامدهای زیانباری را برای جامعه به بار می آورد؛ همچنین کسی که سنّت پیامبر (ص) را تباه می کند، نمی تواند در رأس حکومت اسمی قرار گیرد، چرا که امت را بههکت میکشاند (نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۱ ۳ ۱ /۸ ۴ ۲ )؛ بلکه کسی شایستگی زمامداری جامعه اسمی را دارد که به مردم راست بگوید، راه خرد بپیماید، اهل آخرت باشد (همان: خ ۴ ۵ ۱ /۴ ۸ ۲ )، حافظ بیتالمال باشد، عدالت گرا باشد (همان: خ ۵ ۱ /۸ ۵ )، از معصیت ها دوری و به طاعات عمل کند(همان: خ۵ ۷ ۱ /۲ ۳ ۳ )، در تحقق حکومت نیرومندترین، و به احکام و دستورات الهی داناترین باشد(همان: خ ۳ ۷ ۱ /۶ ۲ ۳ ). حاکم جامعه اسمی باید کسی باشد که با پرهیزکاران و راستگویان پیوند داشته باشد، خواهان مدح و تمجید و تشویق نابه جای مردم نباشد، بین نیکوکار و بدکار تفاوت قائل باشد، به مردم نیکی کند تا اعتماد او به مردم جلب شود، فشار مالی را بر مردم کاهش دهد و آنان را به کاری که دوست ندارند اجبار نکند، به آداب پسندیده ای که موجب اصح مردم شود عمل کند و از آدابی که به سنّت های خوب زیان وارد می سازد برحذر باشد، با دانشمندان حشر و نشر و گفتوگوی زیاد داشته باشد و با حکیمان مباحثه کند(همان: ن ۳ ۵ /۲ ۷ ۵ -۱ ۷ ۵ )، از ستمکاری و امتیازخواهی بپرهیزد(همان: خ ۴ ۲ ۲ /۰ ۶ ۴ -۸ ۵ ۴ ) و در مصرف بیتالمال احتیاط روا دارد(همان: خ ۲ ۳ ۲ /۸ ۶ ۴ )، چون نعمتها بر او رو میکند مغرور نشود و از خوی و خصلتهای ناپسند بهویژه تکبر، غرور و روگردانی از مردم بپرهیزد (همان: ن ۰ ۵ /۲ ۶ ۵ ). زمامدار شایسته با مردم مشورت و از نظریات سودمند آنان استفاده می کند(همان: خ ۶ ۱ ۲ /۴ ۴ ۴ )، به سیاست های حکومتی و وعده های اعم شده پای بند است، حق را کتمان نمی کند، به دروغ متوسل نمی شود، مرتکب گناه نمی شود، در امور به افراط و تفریط نمی گراید، اهل تش و مجاهده است، در راه مستقیم الهی گام برمی دارد و در راه های انحرافی قدم نمینهد، قدر خویش میشناسد و براساس تقوا و خویشتنداری عمل میکند (همان: خ ۶ ۱ /۱ ۶ -۸ ۵ ). در حکومت علوی، مردم بر زمامدار حقوقی دارند، ازجمله: ۱- خیرخواهی مردم، ۲- تقسیم عادنه بیت المال، ۳- آموزش سواد و دانش به مردم، ۴- تربیت راه و رسم زندگی به آنان. دربرابر، زمامدار نیز بر مردم حقوقی دارد، که عبارتاند از: ۱- وفاداری به بیعت، ۲- خیرخواهی برای زمامدار در نهان و آشکار، ۳- اجابت دعوت، ۴-اطاعت فرمان. (همان: خ ۴ ۳ /۹ ۸ -۶ ۸ )

۲- ۲ مشارکت مردمی

بنا بهنقل مورخان، حضرت علی (ع) با مشارکت سیاسی بینظیر مردم از پیر و جوان، زن و مرد، مهاجر و انصار، در مسجد مدینه خفت را بر عهده گرفت و آنگاه که دربرابر دیدگان همه، کار بیعت به انجام رسید [۶](برای تفصیل، ابنقتیبه دینوری، ۰ ۸ ۳ ۱: ۴ ۷ -۲ ۷؛ طبری، ۲ ۶ ۳ ۱: ۸ ۲ ۳ ۲ -۷ ۲ ۳ ۲ )، حکومت علوی تحقق عینی یافت. این منظره باشکوه و ازدحام عمومی برای بیعت را خود حضرت (ع) در خطبهای بهرسایی توصیف کرده است: «دستم را گشودید، بازش داشتم و آن را کشیدید، نگاهش داشتم، همچون شتران تشنه که روز آب خوران به آبگیر درآیند بر من هجوم آوردید، چندان که کفش از پای درآمد و ردا افتاد و ناتوان پایمال شد و خشنودی مردم براثر بیعت با من بدانجا رسید که خردسال از آن شادمان و سالخورده لرزانلرزان بهسوی آن روان شد و بیمار، برای بیعت، خود را سرپا نگه میداشت و دختران جوان نقاب از چهره کشیدند، برای مشاهده آن منظره. » (نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۹ ۲ ۲ و نیز خ ۷ ۳ ۱ ) در روایتی آمده است که وقتی بیعت مردم مدینه با امام علی (ع) به پایان رسید، آن حضرت (ع) وارد مسجد شد و بای منبر رفت و پس از ستایش پروردگار، مردم را ازجانب خود به نیکی وعده داد و آنان را به سوی خود فرا خواند و به آنان گفت برای نیل به رضای الهی، به کار نیک رو آورند و راستگویی پیشه سازند و دچار کبر و خودبزرگ بینی نشوند، دین خود را مستحکم کنند، نماز بخوانند، زکات بدهند، برای پیشوایشان خیرخواهی کنند، کتاب خدا را فرا گیرند و سخنان رسول خدا (ص) را تصدیق کنند، به سوی نیکی و پاداش الهی گام بردارند، از عذاب خداوند بگریزند، و کار نیک انجام دهند تا در آخرت رستگار شوند. (ابنقتیبه دینوری، ۰ ۸ ۳ ۱: ۹ ۷؛ و به گونهای دیگر، طبری، ۲ ۶ ۳ ۱: ۸ ۳ ۳ ۲ ) حکومت علوی عوه بر اینکه با پذیرش مردم و بیعت آنان، از مقبولیت عقنی حقوقی برخوردار بود و براساس شکلی از حکومت که پس از رحلت پیامبر اسم (ص) در جامعه جاری شده بود (یعنی انتخاب خلیفه ازطریق شورای مهاجر و انصار)، خاستگاه قانونی یافته بود (همان مجرایی که خلفای پیشین نیز با استناد به آن، حکومت خویش را قانونی می پنداشتند)، خاستگاه باتری داشت و آن خاستگاه دینی است که از این جنبه، از مشروعیت الهی برخوردار و مورد تأیید شرع و منصوص الهی بود.

از دیدگاه شیعه، امامت حضرت علی (ع)، نصب الهی است. زمینه استقرار حکومت الهی امام (ع) با بیعت مردم فراهم می شود و مردم با این تصمیم و رأی، به تکلیف شرعی خود مبنی بر اطاعت از امام منصوب ازطرف پروردگار، اقدام می کنند. براساس این دیدگاه، حکومت علوی هم از مشروعیت دینی و هم از مشروعیت سیاسی برخوردار است و منشأ این دو، انتصاب الهی علی (ع) بر امامت بود. مستند شیعیان بر مشروعیت سیاسی و دینی حکومت حضرت علی (ع)، عوه بر ادله عمومی مبحث امامت[۷] (مثل قاعده لطف و حکمت الهی)، نصوص خاص مندرج در کتاب و سنّت مبنی بر نصب علی (ع)[۸] برای زمامداری و جانشینی رسول خدا (ص) است. (برای مبحثی تفصیلی درباره این خاستگاهها و نقد و ارزیابی آنها، جعفرپیشهفرد، ۱ ۸ ۳ ۱ الف: ۶ ۰ ۱ -۳ ۶ ) اما چرا با وجود نصوص و تصریحات فراوان پیامبر اسم (ص) بر امامت و خفت حضرت علی (ع) پس از خود، خفت جامعه اسمی به گونهای دیگری ادامه یافت و چرا آن حضرت (ع) از حق خویش کناره گرفت و حتی با خلیفه اول بیعت کرد و درخواستهای کسانی چون عباسبنعبدالمطلب ( ابنقتیبه دینوری، ۰ ۸ ۳ ۱: ۰ ۲ ) و ابوسفیان (ابن ابی الحدید، ۴ ۰ ۴ ۱: ۱ /۱ ۲ ۲؛ ابن اثیر، ۴ ۴ ۳ ۱: ۲ /۴ ۱ -۳ ۱؛ بذری، ۴ ۲ ۴ ۱: ۱ ۷ ۲ ) را برای همکاری با خود نپذیرفت؟ پاسخ این پرسش را خود آن حضرت (ع) در اهتمام ایشان به حفظ دین نوپای اسم دربرابر خطرهای متعددی که آن را تهدید میکرد، میدانست و اینکه از بهراه انداختن کشتار و خونریزی درمیان مسلمانان بیزار بوده است: «دست نگاه داشتم تا اینکه دیدم گروهی از مردم مرتد می شوند و از اسم برمی گردند و می خواهند دین محمد (ص) را از بین ببرند. پس ترسیدم که اگر به اسم و مسلمانان یاری نرسانم، رخنه و انهدامی در دین ببینم که مصیبت و اندوه آن بر من بزرگتر از فوتشدن [۹] ویت و حکومت بر شما باشد. » (نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: ن ۲ ۶ /۰ ۰ ۶ ). «از آن زمان که پیامبر (ص) رحلت کرد، قریش درمورد حکومت برضد ما بهپا خاستند و ما را از حقّی که به آن از همه مردم سزاوارتر بودیم، بازداشتند. پس چنان دیدم که شکیبایی در این مورد از ایجاد تفرقه دربین مسلمانان و ریختن خون آنان بهتر است، چرا که بسیاری از مردم تازهمسلمان بودند و دین همچون مشک پر از شیر بود که اندک غفلتی آن را تباه و اندک تخلفی آن را واژگون میکرد. » [۱۰](ابنابیالحدید، ۴ ۰ ۴ ۱: ۱ /۸ ۰ ۳- نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۳ /۴ ۴ و خ ۲ ۷ ۱ /۴ ۲ ۳ و خ ۶ ۲ /۲ ۷ و خ ۷ ۱ ۲ /۶ ۴ ۴ -۴ ۴ ۴ ) عوه بر این دو استدل، سفارش پیامبر اسم (ص) به حضرت علی (ع) مبنای عمل ایشان درمورد پذیرش یا عدم پذیرش زمامداری جامعه بود. در سخن پیامبر (ص) خطاب به آن حضرت (ع) آمده است: یابن ابی طالب! لک وء امتی فان ولّوک فی عافیه و اجمعوا علیک بالرضا فقم بِأمرِهِم و ان اختلفوا علیک فدَعهُم و ما هم فیه فإن سیجعل لک مَخرجا. (فیض کاشانی، ۵ ۸ ۳ ۱: ۲ /۷ ۱ ۷؛ ابنطاووس، ۰ ۷ ۳ ۱: ۰ ۸ ۱؛ درباره سکوت حضرت علی (ع) و حوادث پس از درگذشت پیامبر اسم (ص)، ثواقب، ۹ ۷ ۳ ۱: ۹ ۳ -۵ ۱ ).

«ای پسر ابوطالب! تو بر امت من ویت داری. اگر مردم در سمت و باجماع تو را به ویت خود برگزیدند، تدبیر امورشان را بپذیر و اگر گرفتار تشتت شدند، آنها را به حال خود رها نما! همانا خداوند خروج از این بنبست را بهزودی برای تو فراهم میآورد. » مطابق این حدیث، پیامبر اکرم (ص) ویت را بهطور صریح از آنِ علی (ع) میداند

لکن درخصوص اعمال ویت و به اجراگذاشتن این حق الهی به آن حضرت (ع) دستور میدهد که تا زمانی که مردم پذیرای حکومتش نشده اند، از بهدستگرفتن قدرت و حکومت خودداری کند؛ و تأکید می فرماید که اگر مردم درمورد تو اختف کردند، آنان را به حال خودشان واگذار. این امر بر میزان تأثیر آرای عمومی در تعیین زمامدار دلت دارد. درواقع اگرچه در مرحله ثبوت ویت، مردم دخالتی ندارند، در مرحله إعمال ویت یا تولّی و تصدی امور مسلمین، عنصر اصلی بهشمار میروند و بدون حضور و رأی آنان، زمامدار شرعی مجاز به اعمال قدرت بر آنها نخواهد بود( ارسطا، ۱ ۸ ۳ ۱: ۴ ۱ ۱ ). به نظر میرسد سخن حضرت (ع) در یکی از خطبههای خود ناظر به همین اطاعت و فرمانپذیری از رسول اکرم (ص) باشد که ضمن اشاره به فضیلت و برتری خویش در امر خفت و جانشینی، میگوید بهدلیل فرمانبرداری از فرمان حضرت رسول (ص) و جلوگیری از جدال و تجزیه دربین امت تن به بیعت داده است: «. . . پس در امر خفت خود اندیشه کردم؛ دیدم اطاعت و پیروی از فرمان حضرت رسول بر من واجب است. از جدال دست کشیدم و بیعت کردم و برطبق عهد و پیمان خود با آن حضرت رفتار کردم. » (نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۷ ۳ /۰ ۹؛ درباره دفاعیههای حضرت علی (ع) در این باب، ثواقب، ۴ ۸ ۳ ۱: ۷ ۲ -۲ ۲ )

به این ترتیب، با بررسی سیر حوادث تاریخ صدر اسم و نصوص وارده در مقوله امامت و زمامداری جامعه اسمی و ادله های گوناگونی که صاحبان فرق و مذاهب به ویژه شیعه در این باب ارائه داده اند، می توان به این جمع بندی رسید که مبانی حکومت علوی بر شرع مقدس، سنت نبوی و سفارش های آن حضرت (ع)، اجتهاد خود حضرت علی (ع) و حضور مردم و بیعت آنان بنا نهاده شده است و جایگاه شرعی، قانونی، حقوقی، اجتماعی و تاریخی دارد. با چنین مبانی، حضرت علی (ع) در حکومت خویش از یک سو، تعالیم دینی را اجرا می کرد و به اصحات گسترده سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی دست می زد و ا ز سوی دیگر، با معارضان و مخالفان و کسانی که دربرابر برنامه های او اخل و افساد میکردند و راه بغی و طغیان پیش میگرفتند، مبارزه میکرد. و آنگاه که مردم پس از کشتهشدن خلیفه سوم بهنزد او آمدند و با اصرار خواستند که با آن حضرت (ع) بیعت کنند، به آنان گفت: [۱۱] «و اعلموا انی ان اجبتکم رکبت بکم ما اعلم ولم اصغ الی قولا لقائل و عتبالعاتب. بدانید که اگر من دعوت شما را اجابت کنم، براساس آنچه خود می دانم بر شما حکومت خواهم کرد و به گفته این و آن و سرزنش افراد گوش نخواهم داد. » (نهج البغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۲ ۹ /۲ ۷ ۱ ) آن حضرت (ع) در پذیرش خفت ازسوی مردم، در خطبه معروف به شقشقیه بر چند عامل تأکید کردند که هم تأکید بر حضور مردم است و هم تأکید بر پیمان الهی و پذیرش مسئولیت ازسوی دانایان جامعه. در این بیان، هم خواست و اراده عمومی مردم مطرح شده است و هم اراده خداوندی در اعطای ویت به شخصی که شرایط و خصوصیات آن را دارد، گوشزد شده است: اما والذی فلقالحبه و برأ النسمه لو حضورالحاضر و قیاما لحجه بوجود الناصر و ما اخذا علیالعلماء ألّا یقاروا علی کظّه ظالم و سغب مظلوم لقیت حبلها علی غاربها و لسقیت آخرها بکاس اولها ولفیتم دنیاکم هذه أزهد عندی من عفطه عنز. سوگند به خدایی که دانه را شکافت و انسان را آفرید، اگر نبود حضور آن جمعیت (بسیار) که (برای بیعت با من) حاضر شدند و اتمام حجت بر من که (برای رسیدن به مقاصد الهی و انجام وظیفه خود) یاور دارم و پیمانی که خداوند از علما گرفته است که درمقابل شکمبارگی ظالم و گرسنگی مظلوم صبر نکنند، بدون شک ریسمان شتر خفت را بر کوهان آن میانداختم و همچون گذشته از خفت چشم میپوشیدم و آنگاه درمییافتید که دنیای شما در نظر من از عطسه بز مادهای کمارزشتر است. »(نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۳ /۸ ۴ ) بنابراین، از دیدگاه حضرت علی (ع)، پس از انعقاد امر امامت جامعه که با حضور مردم بهویژه مهاجر و انصار (اهل خبره و مورد اعتماد مسلمین) صورت رسمی میگیرد، این امر مورد رضایت خداوند است و اگر کسی حاضر بوده باشد، اجازه برگشت و نقض بیعت ندارد و آن کس که غایب بوده باشد، نمیتواند دیگری را بهعنوان زمامدار اختیار کند(همان: خ ۳ ۷ ۱ /۸ ۲ ۳ )[۱۲] ؛ و اگر کسی بهسبب عیبجویی یا براثر بدعتی، از جرگه اهل خبره خارج شد و بر امام خود خروج کرد، باید او را به راهی که از آن خروج کرده است، بازگردانند و اگر امتناع کرد، بهدلیل پیروی از غیر راه مؤمنان باید با او بجنگند (همان: ن ۶ /۶ ۸ ۴ -۵ ۸ ۴ ).

۲- ۳ اصولگرایی دینی

بهراستی دربرابر اندیشهای که بهموجب آن، رسیدن به حکومت و قدرت را هدف غایی میدانستند و دستیابی به این هدف را با هر وسیلهای توجیه میکردند، نظریه حضرت علی (ع) چه بود؟ مروری بر سیره نظری و عملی امام علی (ع) نشان میدهد که ایشان این نظریه حکومتداری معطوف به قدرت را بهچالش کشیدند؛ و از بارزترین مشخصههای حکومت علوی در دستیابی به اهداف، اصولگرایی دینی و راستگفتاری و درستکرداری بود. آن حضرت (ع) درپی تحقق حکومتی الگو برای بشریت بود که در چهارچوب اصول انسانی و ارزشی و در دایره احکام شرع انجام پذیرد. در این دیدگاه، آنچه به حکومت ارزش و حتی مشروعیت میدهد، فقط اهداف متعالی آن نیست، بلکه ابزار دستیابی به آن نیز مک عمدهای در ارزشگذاری و مشروعیتبخشی به اقدامات آن است. » در منطق علوی، همه حقیقت و تمامی مصلحت در اصل حکومت و تحکیم آن جای نمیگیرد و در دستیابی به قدرت ختم نمیشود و حکومت و قدرت، ابزاری درخدمت عدالت و ارزشهای وای اسمی و انسانی است، از این رو اگر بقا یا قدرت آن بهبهای پایمالشدن عدالت و ارزشهایی باشد که خاستگاه حکومت است، فلسفه وجودی خود را ازدست میدهد، و اگر تحقق آن بهبهای نادیده گرفتن اصول و آمیختن آن به بدعتگذاری و سیاست بازی و فاصله گرفتن از ارزشهای انسانی و باورهای دینی باشد«(مرتضوی، ۱ ۸ ۳ ۱ ب: ۹ ۱ -۸ ۱ )، فاقد ارزش است. از نظر امام علی (ع)، حکومت فینفسه اگر حقی در آن احیا نشود و باطلی دفع نشود و براساس ظلم و حق کشی باشد، از پاره کفشی بی ارزش تر (نهجالبغه، ۹ ۷ ۳ ۱: خ ۳ ۳ /۴ ۸ ) و از آب دماغ یک بز پستتر [۱۳] (همان: خ ۳ /۸ ۴ ) و از روده خوکی در دست انسانی جذامیبی مقدارتر(همان: ح ۶ ۳ ۲ /۸ ۷ ۶ ) است. آن حضرت (ع) سوگند یاد می کند که «اگر شب را بر خار سرتیز، بیدار بگذرانم، یا دست و پا بسته در غل و زنجیر کشیده شوم، دوستداشتنیتر از این است که به دیدار خدا و پیامبرش در روز قیامت بروم درحالیکه به برخی از بندگان ستم کرده باشم و چیزی از مال دنیا به ناحق برده باشم[۱۴]« (همان: خ ۴ ۲ ۲ /۸ ۵ ۴ ). آن زمامداری که بر معیار حق نباشد، به تعبیر آن حضرت (ع) «چون آبی بدمزه و لقمهای گلوگیر است» (همان: خ ۵ /۰ ۵ ).

۲- ۴ صراحت مواضع و برنامه ها

از دیگر مشخصه های حکومت علوی، شفافیت و صراحت در بیان مواضع و اصول و برنامهها بود که آن حضرت (ع) آنها را با قاطعیت و بهدور از مداهنه و سازشکاری اعم میکرد، هرچندکه مصلحتگرایان شیوههای نرمش و سازش را به او پیشنهاد میکردند. آنگاه که در شورای سقیفه، عبدالرحمنبنعوف به امام (ع) پیشنهاد کرد که اگر بپذیرد به کتاب خدا و سنت پیامبر و سیره شیخین عمل کند، با او بیعت خواهد کرد (که در اینصورت به خفت میرسید )،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *