توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث»، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل متغیرهای تاثیرپذیری در تربیت اخلاقی با مروری بر آیه «بلد طیب و خبیث» :
مقدمه
آیه پنجاه و هشتم سوره اعراف، «بلد طیب» را به اذن خدا، زمینه و مقتضی روییدن گیاهان پاکیزه و «بلد خبیث» را بـا تـأکید، زمـینه و مقتضی رویش گیاهان ناچیز و بی ارزش دانسته است: «وَالْبَلَدُ الطـیب یخـْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لا یخْرُجُ إِلاَّ نَکداً کذلِک نُصَرِّفُ الْآیاتِ لِقَوْمٍ یشْکرُونَ»؛ و سرزمین پاکیزه گیاهش به فرمان پروردگار می روید. اما سرزمین بـدطینت جـز گـیاه ناچیز و بی ارزش از آن نمی روید. این گونه آیات را برای آنها که شکرگزارند بیان مـی کنیم.
علامه طباطبایی معتقد است: «معنای آیه بدون در نظر گرفتن ارتباط آن با آیه قبل، در پی تفهیم این حقیقت است که اعمال نیک انـسان از گـوهر پاک؛ در برابر، اعمال خلاف نیز از باطن پلید و ناپاک سرچشمه می گیرد (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۱۶۱). زمخشری در الکـشاف از قـول قتاده آورده است: «المؤمن سمع کتاب اللّه فوعاه بعقله وانتفع به، کالأرض الطیبه أصابها الغیث فأنبتت والکافر بـخلاف ذلک»؛ مـؤمن ـ بـرخلاف کافرـ کسی است که آیات خدا را می شنود، با عقل خویش آن را فهم می کند و از آن سـود مـی برد؛ مـانند زمین طیبی که باران بر آن می بارد و از آن گیاه سودمند می روید (زمخشری،۱۴۰۷ق، ج۲، ص۱۱۲). در لطایف الاشارات، مقصود آیه چـنین بـیان شـده است: «اگر اصل، رشد کند فرع نیز رشد خواهد کرد و اگر جوهر خبیث بـاشد، هـرچه از آن صادر می شود نامطلوب خواهد بود… کسی که باطن قلبش باصفا باشد افعال ظـاهری اش نـیز پاکـیزه اند، همچنین برعکس» (قشیری، بی تا، ج ۱، ص۵۴۳ ).
هرچند در آیه کریمه فوق، قدرت شرایط محیطی در تأثیرگذاری مطلوب یا نـامطلوب بـر انسان مورد تأکید قرار گرفته، اما از نگاه کلی قرآن کریم، تأثیر پذیری از محیط غـالب، قـطعی و الزامـی نیست؛ زیرا در آیات فراوان دیگر، محیط صرفاً به عنوان عامل اقتضایی و اعدادی در تربیت دانسته شده و نقش الزام کننده آن رد گـردیده اسـت. از این دسته آیات، می توان به تأثیرناپذیری اصحاب کهف از محیط مشرکانه (کهف:۱۰)، تأثیرناپذیری فرزند حـضرت نـوح از پدر (هـود: ۴۳)، تأثیرناپذیری همسران نوح و لوط از شوهران (تحریم:۱۰)، مقاومت همسر فرعون در برابر آموزه های شرک آلود او (تحریم: ۱۱)، همچنین مقاومت حـضرت یوسـف ( در بـرابر محرکات شهوانی اشاره کرد. در عین آنکه از مؤثرات محیطی نباید غافل شد، از آیات و روایات اسـتفاده مـی شود که قابلیت قابل، نقش اول را دارد. نزول باران برای رویش زمین لازم است، اما نزول آن بر زمین فـاقد اسـتعداد رویش بی تأثیر است. قرآن کریم کتاب هدایت یا همان باران رحمت است که بـر هـمگان یکسان ریزان است، اما ریزش آن، دل مردگان را زنده نمی کند: «إِنَّ الَّذِینَ کفـَرُوا سَواءٌ عَلَیهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یؤْمـِنُونَ» (بـقره: ۶)؛ کسانی که کافر شدند برایشان تفاوت نمی کند که آنان را (از عذاب خداوند) بترسانی یا نترسانی؛ ایمـان نـخواهند آورد. هیچ موعظه ای در آنان اثرگذار نـیست: «قـالُوا سَواءٌ عـَلَینا أَوَعـَظْتَ أَمْ لَمْ تَکنْ مِنَ الْواعِظِینَ» (شعراء: ۱۳۶)؛ گـفتند: بـرای ما تفاوت نمی کند، چه ما را اندرز بدهی یا ندهی.
طرح مسئله
آیه «بلد طـیب و خـبیث» (اعراف: ۵۸) عوامل محیطی را از عوامل تسهیل کننده، در عـین حال دشوار کننده تربیت پذیری دانـسته اسـت. به بیان دیگر، برای عـوامل مـحیطی ـ بسته به طیب یا خبیث بودن محیط ـ کارکردی دوگانه تعریف شده است. در تعبیر: «یخـرج نباته بـاذن ربه» و «لا یخرج الا نکدا» نوع مـحصول بـیان شـده است. آیه مزبور، نـاظر بـه عمومیت قانون تأثیرپذیری انـسان از مـحیط است؛ اما میزان تأثیر پذیری متربیان از عوامل محیطی، شرایط را غیرقابل پیش بینی می کند. انسان هایی که در مـحیط واحـدی رشد کرده اند، با سطوح متفاوتی تـأثیر مـی پذیرند؛ حتی گـاهی تـأثیر عـوامل محیطی معکوس می شود. آیه مـبارکه «تُخْرِجُ الْحَی مِنَ الْمَیتِ وَتُخْرِجُ الْمَیتَ مِنَ الْحَی» که امام صادق(ع) در تفسیر آن فرموده اند: «یعنی المـؤمن مـن الکافر والکافر من المؤمن» (عروسی حـویزی، ۱۴۲۲ ق، ج۱، ص۳۲۵)، نـمونه ای از آن اسـت. عـلامه طـباطبایی ذیل آیه فوق نوشته اسـت: «وذلک إخـراج المؤمن من صلب الکافر وإخراج الکافر من صلب المؤمن» (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج ۳، ص۱۳۶). ازاین رو، سزاوار است بیش از عـوامل تـأثیرگذار، بـه متغیرهای تأثیرپذیری توجه شود.
برآوردی گذرا از آیات، این نـتیجه را بـه دست مـی دهد کـه آنـچه مـانع اکمال فرایند تربیت است، بیش از هر چیز با شخص قابل مرتبط است. برای مثال، آیه «یا حَسْرَه عَلَی الْعِبادِ ما یأْتِیهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ کانُوا بِهِ یسْتَهْزِؤُنَ» (یس: ۳۰)؛ و نیز آیات دیگر (نـحل: ۶۳؛ مؤمنون: ۲۴و۳۳؛ نمل: ۴۵)، دلایل روشن این مدعایند. هرچه باشد، انسان و محیط تعاملی دوجانبه دارند. انسان سازنده محیط و محیط نیز سازنده انسان است. بنابراین، برای تغییر مطلوب انسان، تغییرات مطلوب محیطی، و برای ایجـاد تـغییرات مطلوب محیطی، دست کاری در اندیشه و رفتار آدمی لازم است. متغیرهایی وجود دارند که تأثیرگذاری انسان بر محیط یا تأثیر پذیری از آن را افزایش می دهند. در این پژوهش، برخی متغیرها، که زمینه تأثیر پذیری از محیط را موجب می شوند، بـررسی شـده اند.
مفهوم شناسی
الف. بلد طیب و خبیث: طوسی نوشته است: «بلد» سرزمینی مخالف بیابان و صحراست که خلق کثیری که هرکدام به شغلی اشتغال دارند، در آن جمع آمـده اند. «بـلد طیب» مکانی است که اسـباب تـلذذ در آن فراهم است، و در برابر، «بلد خبیث»، جایی است که اسباب ناشادی در آن گرد آمده است. ایشان از قول ابن عباس، حسن، مجاهد، قتاده و سدی نقل کرده اسـت: خـدای متعال مؤمن و اطاعت او، هـمچنین سـودمند شدن مؤمن از امر و نهی الهی را به زمینی که به واسطه آب گوارا، ثمر طیب می دهد؛ همچنین کافر، کفر و معصیت او را به شوره زاری که برکت از آن رفته است و نزول باران بر آن سودی ندارد، تـشبیه کـرده است (طوسی، بی تا، ج۴، ص۴۳۳).
«بلد» در نگاه اول، ناظر به سرزمین طبیعی است، اما معصومان (ع) آن را به محیط و عوامل انسانی نیز تعمیم داده اند (راوندی، ۱۴۰۵ق، ج۲، ص۱۳۲). محیط طبیعی و انسانی در احاطه، اشتراک دارند؛ اما محیط انسانی در تـأثیرگذاری شـدیدتر است. بـر این اساس، هر عامل اثرگذار تربیتی، از جمله نفس انسانی، که موجب صدور اعمال خبیث یا طیب می شود، مصداق «بـلد طیب» یا «بلد خبیث» است. امر و نهی الهی، که زمینه ساز تزکیه انـسان اسـت، شـرایط خانوادگی، جامعه انسانی، رسانه های جمعی و فضای مجازی، که به نوعی بینش، گرایش و کنش آدمیان تحت تأثیر آنـهاست، مـصداق هایی از محیط طیب و خبیث است. محیط از حیث مصداق و معنا، نسبت به بلد، وسعت بـیشتری دارد. بـرخی مـحققان نوشته اند:
(محیط) شامل تمامی متغیرهای خارج از وجود فرد می شود که از آغاز باروری و انعقاد نطفه تا هـنگام تولد و سپس تا مرگ، انسان را دربر گرفته و بر او تأثیر می گذارد، یا از وی تأثیر می پذیرد (بـی ریا و دیگران، ۱۳۹۴، ص۲۱۹).
برخی نیز مـعتقدند: «مـحیط تربیتی تمام عوامل تأثیرگذار بر واقعیت های اجتماعی، از جمله خانواده، دوستان، حلقه های ذکر، مساجد، علمای دین، مدرسه و دولت را شامل می شود» (حسینی عذاری، بی تا، ج۱، ص۱۸). اما تعریف ذیل، جامع تر است:
محیط انسانی هر چیزی است که انـسان را احاطه کرده یا خارج از وجود انسان است که به دو قسم داخلی و خارجی تقسیم می شود. محیط داخلی شامل همه مؤثرات محیطی است که از زمان تشکیل نطفه تا زمان تکمیل جنین را شامل می شود (عـبدالقادر، ۱۳۵۴ق، ص۱۷۴).
رازی از جـانبی خود قرآن، از جانب دیگر، نفس انسانی متصل به قرآن و از جانب سوم، مؤمن را همان بلد، عامل یا محیطی دانسته است که انواع طاعات و معارف و اخلاق ستوده از آن صادر می شود. «…خدای متعال مؤمن را بـه زمـینی حاصل خیز و بابرکت، کافر را به زمینی شوره زار، و نزول قرآن را به نزول باران تشبیه کرده است. زمانی که بر زمین حاصل خیز باران ببارد، انواع شکوفه ها و میوه ها از آن می روید. اما زمین شوره زار، هـرچند بـاران بر آن ببارد، گیاهی ـ جز اندک ـ نمی روید. انسانی که از جهالت و اخلاق مذموم پاک است، زمانی که به نور قرآن متصل شود، انواع طاعات و معارف و اخلاق ستوده از آن صادر می شود، و روح خبیث و کدر اگـر بـا قـرآن مرتبط شود، معارف و اخلاق سـتوده ـ جـز انـدکی ـ در آن ظاهر نمی شود » (رازی، ۱۴۲۰ق، ص۲۹۱).
البته اراده انسان و ورای آن، اراده خدا، حاکم بر تأثیرات محیطی است؛ اما قطعاً اراده او تابع حکمت اوست. محیط اعم از حقیقی یا مجازی اسـت. دیکـشنری مـریام وبستر فضای مجازی را به «شبکه های کمپیوتری جهانی، مـخصوصاً اینـترنت» تعریف کرده است (وبستر، ۱۹۹۶). فضای مجازی به معنای واقعی، مجازی نیست، هرچند قدرت توهم زایی دارد. فراگیری، جذابیت، توهم زایی و تأثیرگذاری نـاخودآگاه از ویژگـی های آن اسـت.
برای بلد قرآنی سه وصف ذکر شده است: میته، طـیب و خبیث (ر.ک: سبأ: ۱۵؛ فرقان: ۴۹؛ زخرف: ۱۱؛ ق: ۱۱؛ فاطر: ۹). بلاغی نجفی می نویسد: «طیب » به معنای خالص و منزه از هر آلودگی است. «طیب» دربـاره انـسان، بـه معنای پاک بودن از هر خباثت یا صفت و حالت ناخوشایند یا پاکی است در آنچه اراده کـرده و در آن رغـبت دارد (بلاغی نجفی، ۱۴۲۰ ق، ج۲، ص۱۳۱ ). همین نویسنده که ـ به نوشته خودش ـ بعد از بررسی فراوان به این تعریف دست پیدا کرده، افـزوده اسـت: در بـیان رسول اکرم(، صحابه کرام و ائمه هدی (، تفسیر طیب را نیافتم، اما ظاهراً طـیب مـشترک مـعنوی است؛ یعنی معنای واحد، اما مصادیق متعدد دارد (همان).
در برابر «بلد طیب»، «بلد خبیث » قـرار دارد کـه مـحصول آن «نکد» است. راغب اصفهانی، «خبیث » را امر ناپسند ـ مادی یا معنوی ـ معرفی کرده که به سـبب پلیدی و پسـتی، مکروه است (راغب، بی تا، ص۲۷۲). علامه طباطبایی، نکد را به «قلیل» معنا کرده است (طـباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۱۶۱). امـا نـظر به متناظر بودن دو مفهوم «طیب» و «خبیث»، که در وصف «بلد» آمده و دو مفهوم «یخرج نباته بـاذن ربـه» با «لا یخرج الا نکدا»، که وصف روییدنی هاست، می توان فهمید که معنای «نکد» در «قلیل» خـلاصه نـمی شود، بـلکه بر کیفیت نامطلوب آن نیز اشعار دارد. بی ارزش، بی برکت، بی کیفیت و غیر قابل استفاده نیز از معانی آن است. عـلاوه بـر آن، محصول بلد خبیث، یعنی همان نکد ـ برخلاف محصول بلد طیب ـ به خـدای مـتعال نـسبت داده نشده است تا نشان دهد شکل گیری تربیت نامطلوب، ناشی از اراده و اختیار خود انسان است.
ب. تـربیت اخـلاقی: بـرخی محققان با نظر به سخن پیامبر اکرم(: «انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (طـبرسی، ۱۳۷۰، ص۸)، تـربیت اخلاقی را پس از مقام نبوت، برترین رسالت دانسته و این گونه معنا کرده اند: «تربیت اخلاقی پرورش قوای درونی و تعالی صـفات اخـلاقی جهت نیل به فضایل انسانی است که دوری از رذیلت ها را به همراه دارد» (جوادی آمـلی، ۱۳۹۴، ص۵۴).
هـمین نویسنده ایجاد تعادل در قوای درونی انسان بـا اشـراف عـقل را نشانه توانایی انسان بر تربیت اخلاقی خـویش دانـسته، هماهنگی فردی و جامعه را برای رسیدن به این مقصود لازم شمرده است (همان، ص۵۵و۵۶). تربیت اخلاقی، تـلاش در جـهت شکوفا کردن استعدادهای فطری ـ اخـلاقی انـسان، همچنین تـلاش در جـهت ایجـاد، اصلاح یا تثبیت فضایل، و همزمان تلاش بـرای دفـع یا رفع رذایل در عرصه های بینش، گرایش و کنش از طریق روش های متناسب با تزکیه است کـه در نـهایت، به کمال و سعادت انسان منتهی مـی شود.
اهمیت تأثیر پذیری محیطی
شـخصیت آدمـی متأثر از محیط و ساخته محیط اسـت. «تـأثیر پذیری از شرایط زمانی، مکانی و اجتماعی، از مبانی تربیت انسان است» (باقری، ۱۳۹۳، ص۱۳۴). بدین روی، برای تغییر مـطلوب، اولین گـام تغییر محیط است. «برای ایجـاد حـالات و رفـتارهای مطلوب در انسان، بـاید بـه دست کاری شرایط محیطی پرداخـت» (هـمان).
مفهوم «محیط»، به احاطه انسان در حصار عوامل و شرایط اشعار دارد که به نوبه خود، گـویای نـاتوانی عمومی ـ جز در مواردی ـ در مقابله با مـحیط اسـت. این ادعا بـه مـعنای سـلب اراده در مواجهه با محیط نـیست، اما مخالفت با آن نیز چندان فراوان نیست. نقش محیط در رشد یا انحطاط اخلاقی از آن نظر است کـه مـحیط خبیث، قابلیت رشد معنوی را سلب مـی کند، هـدایت را بـه خـسارت تـبدیل می سازد (اسراء:۸۲)، اسـتعداد هـدایت پذیری را سلب می نماید و برای تربیت اخلاقی مانع جدی می شود. تعابیری مانند «نمی شنوند، نمی بینند، کر و گنگ و کورند، غـافلند، مـانند حـیوان و بدتر از آن اند» حاکی از همین حقیقت است (ر.ک: انـفال: ۲۱؛ بـقره: ۲۵؛ فـاطر:۱۴؛ اعـراف: ۱۹۸؛ انـفال: ۲۲؛ مـدثر:۵۰-۵۱؛ اسراء: ۴۱و۴۶؛ فرقان:۴۴). رذایل مذکور عمدتاً رهاورد محیط آلوده و نبود عزم جدی برای برون رفت از آن است. اما تأثیرپذیری انسان ها از محیط یکسان نیست؛ زیرا با تفاوت متغیرها، میزان آن تغییر می کند.
متغیرهای زمینه ساز تـأثیر پذیری محیطی
محیط تأثیرگذار شامل دو مصداق «طبیعی » و «اجتماعی » است. «محیط طبیعی» مکان جغرافیایی زندگی است؛ اما «محیط اجتماعی» از جمع انسان ها در یک مکان، دارا بودن هدف واحد و تعامل با یکدیگر حاصل می شود.
برخی مـتغیرهای مـحیط انسانی و احیاناً برآیند آنها فرد را قادر می سازد بر تأثیرات محیط طبیعی غالب شود. جمع بودن تعداد بیشتری از متغیرها احتمال تأثیرپذیری را افزایش می دهد. متغیرهایی که زمینه تأثیر پذیری هرچه بیشتر را فـراهم مـی آورند، در ذیل بررسی شده اند:
یک. دوران کودکی و نوجوانی
دوران طفولیت و سنین نزدیک به آن زمینه تأثیر پذیری از عوامل محیطی را مهیا تر می کند. کودکی ترکیبی از سادگی، صداقت، خوش باوری و اعتماد است. امـام عـلی( در نامه ای خطاب به فرزندشان، قـلب کـودکان را به زمینی کاملاً مستعد، که آمادگی دارد هر نوع کشتی را در خود پرورش دهد، تشبیه کرده اند (سید رضی، ۱۳۷۹، نامه ۳۱). یا فرموده اند: «نوجوانان را دریابید که آنها نسبت به کـارهای خـیر پیش قدم ترند» (همان). نوع مـحیط مـوجب شکوفایی یا مکتوم ماندن داده های فطری است.
غزالی چون جاحظ، ابن خلدون، سعدی، از مربیانی است که به تأثیر محیط بر تربیت سخت باور دارد. او کودک را پاک فطرت می داند و می گوید: هنگام زادن هیچ نیک و بـدی در او فـعلیت ندارد؛ اما چون در محیط قرار گیرد، عوامل گوناگون محیطی بر او مؤثر افتد (بهشتی و دیگران، ۱۳۸۸، ص۱۵۱).
غزالی در ادامه نوشته است:
اگر این عوامل تربیتی مثبت باشند، صفات نیکِ بالفطرهِ کودک احیا می شود و انـدک اندک رو بـه فعلیت مـی رود، و صفات بد مکتوم می ماند و زمینه بروز نمی یابد؛ و اگر عوامل تربیتی منفی باشد، صفات نیک مکتوم می ماند، و صـفات بد زمینه ظهور می یابد و رفته رفته به فعلیت می رسد و کودک از دست مـی رود (هـمان).
بـیان امام صادق(ع) که می فرمایند: «قبل از آنکه مرجئه فرزندان تان را گمراه کنند، احادیث ائمه را برای آنان بیان کنید » (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۶، ص۴۷)، تـأکیدی بـر ظرفیت تأثیر پذیری کودکان است. کودکانی که شخصیت شان در محیط آلوده شکل گرفته، در بزرگ سالی، محیط سـالم را تـرجیح نـمی دهند. امام صادق( کیفیت استقبال مردم بصره نسبت به تشیع را از کسی سؤال کردند، پاسخ داد: ضعیف اسـت. حضرت فرمودند: نوجوانان را دریابید؛ زیرا شتاب آنان به جانب خیر بیشتر است (حمیری،۱۴۱۳ق، ص۱۲۸).
امـروزه کودکان، مظلومانه، با کـمک خـانواده، مورد هجوم فضای حقیقی و مجازی اند، اما توان مقابله ندارند. برخی والدین اولین خائنان به فرزندان خویش اند. رسول اکرم(ص) در پاسخ کسی که می خواست حق فرزند بر پدر را بداند فرمودند: «…أَنْ یحَسِّنَ اسْمَهُ وَأَدَبَهُ وَیضَعَهُ مَوْضِعاً صـَالِحا»؛ نام نیکو بر او بگذارد، نیکو ادبش کند و محیط تربیتی شایسته ای برای او فراهم آورد (عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۲۱، ص۳۹۰). آموزش نسبت به کودک، مانند نقش انداختن بر سنگ است: «العلم فی الصغر کالنقش فی الحجر» (کراجکی، ۱۴۱۰ ق، ج۱، ص۳۱۹ ).
ارزش های دوران کـودکی گاهی چنان استوار می شود که در بزرگ سالی در برابر اندیشه های مخالف ـ حتی اندیشه های توحیدی ـ مقاومت کرده، اندیشه پدران خویش را اصل می خواند (ر.ک: لقمان: ۲۱). ماندگاری ارزش های کودکی در تمام عمر، تربیت دوران کودکی را از حساسیت خاصی بـرخوردار مـی کند.
دو. تواضع، در برابر تکبر
از ویژگی هایی که زمینه پذیرش عوامل صلاح و فساد در صاحبان خود را فراهم می آورند، تواضع یا تکبر است. انسان های متواضع در پذیرش حق، و متکبر در انکار حق پیش قدم اند؛ یعنی گروه اول محیط طیب و گـروه دوم آلوده را انـتخاب می کنند؛ شاید به این علت که متکبران به سبب آلودگی درون، با محیط آلوده سنخیت بیشتری دارند. قرآن در تحلیل چرایی این انتخاب، به سه دلیل «تکبر ناحق»، «تکذیب آیات الهی» و «غفلت » تصریح کرده اسـت: «بـه زودی، کـسانی که در زمین به ناحق مـتکبر و گـردن کش هـستند و اگر هر معجزه ای هم ببینند ایمان نمی آورند و اگر راه هدایت و رشد را ببینند آن را نمی پیمایند و چنانچه راه ضلالت و گم راهی را ببینند آن را در پیش می گیرند، این ها را از آیات خود مـنصرف خـواهیم کـرد و این به سبب آن است که آنها آیات ما را تکذیب کـردند و نـسبت به آنها غفلت ورزیدند» (اعراف: ۱۴۶). مرحوم طباطبایی معتقد است: قید «ناحق» برای تکبر توضیحی است (طباطبایی، ۱۴۱۷ق، ج۸، ص۲۴۱)؛ زیرا تکبر به حـق وجـود نـدارد.
سه. دسترسی آسان یا سخت به محیط طیب یا خبیث
دسترسی هـرچه آسان تر به عوامل پاکیزه یا آلوده کننده ـ اعم از کتاب، دوست یا بدافزار های اخلاقی ـ شرایط همرنگی را تسهیل می کند. در برابر، در دسترس نبودن، کـار را نـسبتاً سـخت می کند. کتاب یا دوستی که به سادگی در دسترس است، بیشتر مورد استقبال واقـع مـی شود. در نتیجه، تأثیر پذیری از آن سهل تر است. بدین روی، تلاش برای دسترسی به محیط طیب یا فاصله گرفتن از عوامل خبیث، مـورد امـر و نـهی قرآن است. تعابیری مانند «سارعوا» و «سابقوا» (آل عمران: ۱۳۳؛ حدید: ۳۱) یا تعابیری مانند: «لا تقربا»، «لا تـقربوا»، «اجـتنبوا»، «یغـضوا»، «یغضضن »، «فلا تخضعن»، «قوا انفسکم و اهلیکم نارا» از آن جمله است (ر.ک: نساء: ۴۳؛ انعام: ۱۵۱و۱۵۲؛ اسراء: ۳۲و۳۴). در این آیات، بـر دوری جـستن از فـواحش ظاهری و باطنی، مال یتیم، نماز در حال مستی و زنا تأکید شده است. امام معصوم( هـر مـعصیتی را حریم خدا خوانده و دوری جستن از آن را توصیه کرده است: «معاصی، حریم خداست. کسی که بـه آن نـزدیک شـود، در شرف ورود به آن خواهد بود» (صدوق، ۱۴۰۴ق، ج ۴، ص۷۶). گاهی ایمان و تقوا نیز مانع سقوط نیست. فـرار کـردن از موقعیت های آلوده، تنها راه مصونیت است. با این فرض که کودکان یا کودک صفتان مصلحت خود را تشخیص نـمی دهند، حـاکمان انـدیشمند با حکیمانه ترین روش، وظیفه اصلاح را انجام می دهند. حضرت علی( به عنوان امام و حاکم امت اسلامی، اصلاح جـامعه را از وظـایف خود دانسته، فرموده اند: «خدایا، تو می دانی که درگیری ما برای این است کـه نـشانه های حـق و دین تو را آشکار و در زمین تو اصلاحات را ظاهر کنیم» (سید رضی، ۱۳۷۹، خ ۱۳۱، ص۲۴۸). این ممانعت ممکن است از طریق هشدار یا در نـهایت، قـوّه قـهریه صورت بگیرد.
چهار. کوتاهی یا بلندی زمان حضور در محیط
مدت اقامت در محیط طـیب یا خـبیث، نقشی تعیین کننده در تأثیر پذیری ایفا می کند.
بر اساس مطالعات میدانی، ارزش های خانوادگی در میان استفاده کنندگان از فضای مجازی، مـتناسب بـا طول زمان استفاده از فضای مجازی متفاوت است (خدامرادی، ۱۳۹۳، ص۱۵۵).
در آلودگی زیست محیطی نیز ابـتلا یا درمـان، به کوتاه یا بلند بودن مدت اقامت در آن وابـسته اسـت. اعـتیاد به زیست کردن در محیط آلوده، ترک آن و ورود به دنـیای دیگـر را دشوار می کند.
در مثنوی معنوی آمده است: مردی از بازار عطرفروشان می گذشت که ناگهان بـیهوش شـد و بر زمین افتاد. هرچند بـرای درمـان او تلاش کـردند، ثـمر
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.