توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی شامل 35 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مرگ آخرین ایستگاه زندگی :
با صدای راننده تاکسی سرم را بالا برده و به خودرویی که آن را «نعشکش» خطاب می کند، نگاه می کنم؛ نوع ادبیات و نگاه راننده تاکسی به این شغل مناسب نیست؛ انگار یادش رفته که شاید روزی همه ما، مسافر خودرو جلویی خواهیم بود.
هیچ وقت میت روی زمین نمی ماند
یاد ضربالمثل قدیمی می افتم که می گوید: «هیچ وقت میت روی زمین نمی ماند» و سپس ناخودآگاه سرم را چرخانده به راننده آمبولانس حمل متوفی نگاه می کنم که راننده تاکسی در تلاش برای سبقت گرفتن از اوست.
مسافران ایستگاه ِ آخر ِ زندگی
می توانستم، رقص غم را در چشم های راننده آمبولانس ببینم؛ گویی غرق در آرزوهای مسافرش بود؛ مسافری که راهی ایستگاه ِ آخر ِ زندگی است و این آخرین مسیری است که در این دنیا طی می کند.
رانندگان «مسیر ِ مرگ»
حرف های راننده تاکسی همانند پُتکی بر فرق سرم فرود آمد و تلنگری شد برایم که چرا تا به امروز به سراغ رانندگان آمبولانس های حمل متوفی که در میان مردم به «نعشکش ها» یا «مُرده برها» معروف اند، نرفته ام؟ این شد که با هماهنگی، به سراغشان رفتم تا پای صحبت های کسانی بنشینم که به رانندگان «مسیر ِ مرگ» نیز معروف اند.
فرقی بین جنازه ثروتمند و فقیر ندیده ام
درب آمبولانس را باز می کنم و سر و گوشی داخلش می کشم؛ به راننده ماشین می گویم: «اگر این آمبولانس زبان باز کند، حتما حرف های زیادی برای گفتن دارد، مثلاً دوست دارم تا از فرق جنازه ثروتمند و فقیر برایم تعریف کند». «من که چندین سال است در این کار هستم فرقی بین جنازه ثروتمند و فقیر ندیده ام و فقط فرق شان در ملافه ای است که روی جنازه می کشند؛ برخیها ترمه و طلاکوب و برخی ها متقال». اینها را راننده آمبولانس حمل متوفی می گوید. نامش محمد است. میگوید سال دارد و حدود پنج سالی می شود که در این حرفه مشغول است. با سواد و تحصیل کرده است. در این پنج سال، خودش که با کارش کنار آمده ولی اطرافیان و خانواده اش نظر دیگری نسبت به شغلش دارند. از خانواده آنها که بگذریم، حتی مردم هم ارتباط خوبی با رانندگان آمبولانسهای حمل جنازه برقرار نکرده اند، این را می توان از لابه لای صحبت های او فهمید.
خودتان قضاوت کنید
آقا محمد، دستی به آمبولانس اش می کشد و از من می خواهد تا بو بکشم. او می گوید: «خواستم آمبولانس را بو کرده و خودتان قضاوت کنید که آیا بوی بدی میدهد؟ آیا ما نجس هستیم؟ آیا خون و عفونتی روی صندلی می بینید؟» محمد اضافه می کند: «به قدری دل مان پُر است که کسی را نداشتیم تا به حرفهای مان گوش کند و وقتی که شنیدم خبرنگاری برای شنیدن حرفهای مان می آید، تعجب کردم».
او با بغضی که در گلو دارد، ادامه می دهد: «از چه بگویم؟ از کجای دردهای مان بگویم؟ از اینکه وقتی بنزین می زنیم با کراهت از گوشه پول می گیرند و یا با دستمال جایگاه سوخت را پاک می کنند؛ یا می خواهید از برخی سوپرمارکت هایی بگویم که تا آمبولانس ما را می بینند، اجازه خرید از مغازه شان را نمی دهند!».
همسر و فرزندم خجالت می کشند از کار من بگویند!
عکس فرزندش را نشانم می دهد و می گوید: «فرزندم تا به حال نتوانسته در مدرسه بگوید که پدرش چه کاره است! البته همسرم نیز خجالت می کشد تا از کار من بگوید و حتی الان در شُرف طلاقیم، چرا که از من می خواهد تا کارم را عوض کنم ولی آخر مگر کار هم هست که برویم؟ قبلاً کار دیگری داشتم ولی به خدا سرمایه می خواهد که من ندارم و حتی به کارخانجات برای کار رفته ام ولی بعد از ، ماه حقوقمان را پرداخت می کنند».
از او در مورد برخورد خانواده متوفیان می پرسم، که می گوید: «وقتی قرار است تا جنازه ای را به یک روستا و شهرستان دیگری ببریم، فقط خُدا خُدا می کنیم تا سلامت برگردیم، چرا که جلوی روستا ایستاده و سنگ به طرف آمبولانس پرتاب می کنند و حتی روی ما قمه کشیده و فکر می کنند که ما عزیز آنها را کشته ایم». به گفته خودش، نفر با سنین و تحصیلات مختلف در تبریز به صورت اکیپ هفت نفره و ماهانه در بیمارستان امام رضا (ع)، وادی رحمت و پزشکی قانونی مشغول به این کار هستند.
مرده ها که ترس ندارند از زنده ها بیشتر می ترسم!
ساعت ظهر شده و قرار است تا جنازهای را برای غُسل و تدفین به وادی رحمت ببرد؛ من نیز بالاخره با خواهش و تمنا موفق شدم او را همراهی کنم؛ در راه از او می پرسم که شده از جنازهای بترسید؟ لبخندی را چاشنی سخن اش می کند و می گوید: من از زنده ها بیشتر از مرده ها می ترسم! مرده ها کاری به من ندارند! به عقب ماشین اشاره می کند و می گوید: یادمان نرود اگر روزی لکسوس سوار و یا پراید سوار هم که باشیم در نهایت سوار این خودرو خواهیم شد!
سرانجامی مشابه در انتظار ما
بالاخره جنازه را تا دم سردخانه وادی رحمت رساندیم؛ با اینکه نیم ساعتی پشت سرم جنازه ای که آرام و فارغ زِ غوغای جهان به خواب ابدی فرو رفته، قرار داشت و می دانستم بی آزار است، اما فضای داخل آمبولانس برایم به قدری سنگین و رُعب آور بود که سرانجامی مشابه آن چه دیدم را برای خودم حس می کردم! ظاهراً حساب و کتاب آقا محمد با خانواده متوفی جور در نمی آید؛ آنها سر هزارتومان سر دعوا دارند ولی در نهایت همه چیز ختم به خیر می شود.
دقایقی در خانه سرد مردگان
از ران
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.