تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده شامل 75 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل موانع پالایش نظر و عقیده :

موانع پالایش عقیده، اموری هستند که اندیشه را به انحراف و خطا می کشانند و هر گاه که در برابر پژوهشگر قرار بگیرند، موجب می شوند که وی نتواند اطمینان یابد که عقیده اش، با واقع، یکی است.

تاریخ، گواهی می دهد که ارسطو، بنیان گذار علم منطق (۳۸۴- ۴۴۷ ق. م)، نخستین کسی است که برای جلوگیری از خطای فکر، اندیشید.

مایه و بنیاد کار ارسطو در کشف طریق تحصیل علم، همان تحقیقات سقراط و افلاطون بود؛ لیکن طبع موشکاف او به مباحث سقراطی قانع نشد و بیان افلاطون را نیز در باب منشأ علم و سلوک در طریق معرفت، کاملًا مطابق با واقع ندانست. او در مقابل مغالطه و مناقشه سوفسطاییان و جَدَلیان، بنا را بر کشف قواعد صحیح استدلال و استخراج حقیقت گذاشت و به رهبری افلاطون و سقراط، اصول منطق و قواعد قیاس را به دست آورد و آن را بر پایه ای محکم استوار ساخت، چنان که هنوز کسی بر آن، چیزی نیفزوده است. در تعریف «منطق» گفته اند: دانشی ابزاری (یا ابزاری قانونی) است که رعایت آن، ذهن را از لغزش در اندیشیدن، مصون می دارد.

از زمان فرنسیس بیکن (۱۵۶۰- ۱۶۲۶ م) و رِنِه دکارت (۱۵۹۶- ۱۶۵۰ م) تحوّلی فکری در اروپا شکل گرفت و بدین عقیده منتهی گشت که منطق ارسطویی برای نگهداری ذهن از خطا کفایت نمی کند. دکارت معتقد بود: قواعد منطق با همه درستی و استواری، مجهولی را معلوم نمی کند و فایده حقیقی آن، همانا دانستن اصطلاحات و دارا شدن قوه تفهیم و بیان است؛ زیرا برهان، استخراج نتیجه از مقدّمات است. پس هر گاه مقدّماتْ معلوم نباشند، نتیجه ای نخواهد بود و تنها با قواعد منطقی، نمی توان معلومی را به دست آورد؛ و اگر مقدّمات درست در دست باشند، نتیجه خود، حاصل است و عقل سلیم انسان با فطرت خود، قواعد منطقی را به کار می برد و دیگر به این همه بحث و جدال منطقیان نیازی ندارد؛ و اگر مقدّماتی که در دست است، غلط باشند، نتیجه هم البته غلط خواهد بود و به جای معرفت، ضلالت حاصل خواهد شد و از این روست که جویندگان علم، با آن که قواعد منطق را به خوبی می دانسته اند، خطا بسیار کرده اند.

دکارت در بحث درباره روش خود، همچنین فرنسیس بیکن در ارغنون جدید، مدّعایشان این است که منطق تازه ای وضع کرده اند؛ لیکن بیکن، دانشمند انگلیسی و دکارت، حکیم فرانسوی کوشیده اند تا پدیدار سازند که منطق

ارسطو، وسیله کشف مجهولات نیست، و اهمّیتی را که اهل اسکولاستیک به آن می داده اند، ندارد و نشاید که قسمت بزرگ تر اوقات خود را در راه معرفت، صرف آن سازند.

بدین صورت، بیکن و دکارت، توجّه داده اند که خطا ممکن است از دو راه در استدلال، نفوذ کند: یکی، از ناحیه مقدّماتی که ذهن، معلوم فرض می کند و آنها را پایه استدلال قرار می دهد، که این مقدّمات به منزله مواد و مصالح استدلال محسوب می شوند، و دیگری، از ناحیه شکل، صورت و یا ترتیبی که ذهن، مواد را در آن قرار می دهد. خطاسنجی در منطق ارسطو، مربوط به «صورت» استدلال است و بدین جهت، منطق ارسطو، منطق صوری یا منطق صورت، نام گرفته است و این منطق، خطاسنجی برای مواد و لوازم آن را منظور نکرده است، با این که برای مصونیت فکر از خطا و پالایش عقیده، باید خطاسنجی برای مقدّمات و موادّ اوّلیه استدلال، منظور گردد؛ چرا که عقل سلیم، قواعد منطقی را فطرتاً به کار می برد، گرچه از اصطلاحات منطقی برخوردار نباشد.

از سوی دیگر، منطق نوینی که بیکن برای خطاسنجی موادّ استدلال و لوازم آن به کار گرفت، در «پرهیز از موانع کشف حقیقت» تبلور می یابد. او این موانع را با عناوین: بت های طایفه ای، بت های شخصی، بت های بازاری و بت های نمایشی، تعبیر می کند:

برای انسان در تحصیل علم، مشکلات و موانعی در پیش است که باید از آنها بپرهیزد و مهم ترینِ آنها خطاهایی هستند که ذهن به آنها مبتلا می شود. از آن جا که این خطاها مایه گم راهی انسان هستند، بیکن آنها را «بت» می خواند و به چهار قسم، تقسیم می کند:

قسم نخست، بت های طایفه ای هستند، یعنی خطاهایی که از خصایص طبع

بشرند؛ زیرا همچنان که در آیینه ناهموار، اشعه نور، کج و منحرف می شود و تصاویر در آن، زشت و ناهنجار می گردند، در ذهن انسان هم محسوسات و معقولات، تحریف و تضییع می شوند.

مثلًا، آدمی ذهنش مایل است همه امور را منظّم و کامل بداند و میان آنها مشابهت های بیجا قائل شود، چنان که چون دایره و کره را می پسندد، حکم به کروی بودن جهان و دایره بودن حرکات اجزای آن می نماید، و نیز در هر چیز، قیاس به نفْس می کند و برای همه امور، علّت غایی می پندارد، و نیز در هر امر، بدون تحقیق و تأمّل، عقیده ای اختیار می کند و برای درستی آن، همواره مؤیداتی می جوید و به مضعِّفات، توجّه نمی نماید (برای نمونه، یک بار که خواب به واقعیت می پیوندد، آن را مأخذ می گیرد؛ امّا صد بار را که به واقعیت نمی پیوندد، به یاد نمی آورد) و به عقایدی که اختیار کرده، پایبند و متعصّب می گردد و غالباً انصاف را از دست می دهد و از روی عواطف و نفسانیت حکم می کند و غرور و نخوت و ترس و خشم و شهوت، در آرای آن، دخالت تام دارند. حواسّ انسان هم که منشأ علم اویند، قاصرند و به خطا می روند و آدمی حاضر نمی شود که با تأمّل و تعمّق، خطای آنها را اصلاح کند؛ نیز ظاهربین اند و به عمق مطالب نمی روند و به جای این که امور طبیعت را تشریح کنند، همواره به تجریدات ذهنی می پردازند و امور تجریدی (انتزاعی) ذهن خود را حقیقت می پندارند.

قسم دوم، بت های شخصی هستند، یعنی خطاهایی که اشخاص به مقتضای طبیعت اختصاصی خود به آن دچار می شوند، مانند این که هر کس به امری دل بستگی پیدا می کند و آن را محور عقاید خود قرار می دهد، چنان که ارسطو شیفته منطق شد و فلسفه خود را بر آن مبتنی ساخت، یا بعضی کسان، متوجّه مشابهت ها و جمع امورند و بعضی دیگر همواره به اختلافات و تفریق، توجّه دارند، و نیز بعضی در هر باب، حکم جزمی می کنند و برخی، تردید و تأمّل دارند، تا آن جا که شکاک می شوند، و نیز جماعتی عاشق قدما هستند و گروهی پیشینیان را ناچیز می شمرند و به متأخّران می گرایند، غافل از این که زمان نباید مورد نظر باشد و حقیقت را از هر کس که گفته، باید قبول کرد، خواه قدیمی باشد و خواه جدید، و نیز بعضی همواره دنبال جزئیات اند و برخی دیگر در پی کلّیات، حال آن که هر دو را باید در نظر گرفت و…قسم سوم، بت های بازاری هستند، یعنی خطاهایی که برای مردم از نشست و برخاست با یکدیگر پدید می آیند، به واسطه نقصی که در الفاظ و عبارات وجود دارد؛ زیرا عامّه مردم، آنها را وضع کرده اند و از روی تحقیق نبوده است.

بسیاری از الفاظ هستند که معانی آنها در خارج موجود نیست (مانند: بخت، اتّفاق و افلاک) و یا معانی آنها مجمل و مشوّش است و روشن و صریح نیست (مانند: جوهر و عَرَض، وجود و ماهیت، کون و فساد، عنصر و مادّه و صورت). به این واسطه مطالب، درست مفهوم نمی شوند وبرای مردم تصوّرات غلط پدید می آید.

قسم چهارم، بت های نمایشی هستند، یعنی خطاهایی که از تعلیمات و استدلال های غلط حکما، حاصل می شوند.[۱] برای پرهیز از خطای فکر و تضمین درستی مقدّمات و موادّ استدلال، دکارت، اصولی را بنیاد نهاد. نخستین اصل او چنین است: هیچ چیز را حقیقت نمی دانم، مگر این که برای من بدیهی باشد و در تصدیقات خود، از شتاب زدگی و سبق ذهن (اعمال سابقه ذهنی) و تمایل بپرهیزم، و نمی پذیرم، مگر چیزی را که چنان روشن و متمایز باشد که هیچ گونه شک و شبهه ای در آن نباشد.[۲]

موانع پالایش عقیده در قرآن

قرآن کریم، چند قرنْ پیش از همه دانشمندان اروپایی، خلاصه راه های سنجش مقدّمات استدلال را به اختصار و به روشنی بیان کرده است و ما آن را به عنوان نمونه ای از معجزات علمی قرآن می آوریم. خداوند سبحان فرموده است: «إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ ما تَهْوَی الْأَنْفُسُ.[۳] [آنان ] از جز گمان و آنچه دلخواهشان است، پیروی نمی کنند». یعنی خطای انسان در عقاید و آرایش، از دو عامل نشئت می گیرد: پیروی از گمان و تمایلات نفسانی. البته در احادیث، موارد دیگری نیز به عنوان لغزشگاه اندیشه، گزارش شده است (مانند: تعصّب، تقلید، خودرأیی یا استبداد، و لجاجت)؛ لیکن همه آنها به هوای نفسانی باز می گردد و به عبارت دیگر، آنچه در این زمینه در احادیث آمده، در حقیقت تفسیر آیه بالاست.

با این مقدّمه، اینک مهم ترین موانع پالایش عقیده را بر پایه قرآن و احادیث بر می شمریم. این موانع- چنان که اشاره شد- عبارت اند از: ۱.گمان، ۲. تمایلات نفسانی، ۳. تعصّب، ۴. تقلید، ۵. استبداد (خودرأیی)، ۶. لجاجت.

۱.گمان

گمان، از خطرناک ترین عواملی است که اندیشه بسیاری را در جهان به سمت باورهای باطل و نادرست می کشاند. نخستین سفارش قرآن کریم برای پالایش عقیده، پرهیز از اعتماد به گمان است. قرآن به پیروان خود تأکید می ورزد که عقاید و آرای خویش را بر ستون گمان و شک بنا نکنند و در برابر آنچه درستی اش روشن نیست، تسلیم نگردند. خداوند عز و جل به صراحت می فرماید: «وَ لا تَقْفُ ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ.[۴] و چیزی را که بدان علم نداری، دنبال مکن».

از منظر قرآن، شایسته نیست که مسلمان، چیزی را که به طور قطع برایش ثابت نشده است، دنبال کند، یا آن را محور رفتارش قرار دهد. همچنین قرآن کریم از صاحبان عقاید باطل، انتقاد می کند که چرا چیزی را بر زبان می رانند که بدان علم ندارند: «وَ تَقُولُونَ بِأَفْواهِکمْ ما لَیسَ لَکمْ بِهِ عِلْمٌ.[۵] و با زبان های خود، چیزی می گویید که بِدان علم ندارید».

قرآن کریم، منکران معاد را مورد انتقاد قرار می دهد که آنان می باید برای انکار زندگی پس از مرگ، دلیل بیاورند و عقیده آنان (انکار معاد) بر پایه ای علمی، استوار نیست؛ بلکه بر حدس و گمان بنا شده است:

«وَ قالُوا ما هِی إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یهْلِکنا إِلَّا الدَّهْرُ وَ ما لَهُمْ بِذلِک مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یظُنُّونَ[۶] و گفتند: غیر از زندگانی دنیای ما، [چیز دیگری ] نیست. می میریم و زنده می شویم و ما را جز طبیعت، هلاک نمی کند؛ و [لی ] به این [مطلب ]، هیچ دانشی ندارند [و] جز طریق گمان، نمی سپرند».

نیز به همین شیوه، به کسانی که گمان می کنند هستی هدفی ندارد و خلقت، باطل و عبث است، انتقاد و اعتراض می کند که این عقیده آنان از علم برنخاسته است و اگر آنان اندکی می اندیشیدند، می فهمیدند که در باورهایشان، به درکی درست نرسیده اند و عقاید آنان تنها بر گمان، استوار است: «وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما باطِلًا ذلِک ظَنُّ الَّذِینَ کفَرُوا.[۷] و آسمان و زمین و آنچه را میان این دو است، به باطل نیافریدیم. این، گمان کسانی است که کافر شده [و حق پوشی کرده ] اند».

اگر در باورها و آرای ضد و نقیض مردم در جامعه های گوناگون بنگریم و آنها را بر ترازوی نقد و بررسی اساسی عرضه بداریم، بدون دشواری به این نکته خواهیم رسید که بیشتر این باورها پایه علمی ندارند و جز بر گمان و تردید مبتنی نیستند و بیشتر مردمان از گذشته تاکنون، در باورها بویژه در اصول اعتقادات، از گمان پیروی می کنند. بدین جهت می بینیم که قرآن با صراحت اعلام می دارد که هر کس از اکثریت پیروی کند، گم راه شده است، از جمله در این آیه: «وَ إِنْ تُطِعْ أَکثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یضِلُّوک عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ إِنْ یتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا یخْرُصُونَ[۸] و اگر از بیشتر کسانی که در [این سر] زمین هستند، پیروی کنی، تو را از راه خدا گم راه می کنند. آنان جز از گمان [خویش ]، پیروی نمی کنند و جز به حدس و تخمین نمی پردازند». اگر تمامی پیروان مذاهب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *