تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ شامل 31 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ناگفته هایی از روزهای اول جنگ :

خبر بمباران فرودگاه های کشورمان در ظهر روز شهریورماه و آغاز جنگ تحمیلی، برای بسیاری از مردم کشورمان غافلگیرکننده بود. «آن روز کجا بودید؟ و چه کردید؟» موضوع مطلب پیش رو است که ذیل خاطرات تعدادی از رزمندگان و چهره های حاضر در دفاع مقدس، وقایع اولین روز جنگ را با هم مرور می‌ کنیم.

سردار نبی‌الله رودکی، فرمانده لشکر فجر شیراز در دفاع مقدس

آن روز من به اتفاق چهار نفر از دوستان همرزمم تازه از شیراز به تهران رسیده بودیم و می‌ خواستیم برای کمک به مجاهدان افغانستانی راهی آن کشور شویم که فرودگاه مهرآباد بمباران شد. ظهر شهریورماه بود. با دوستان که بعد‌ها همگی شهید شدند در یک مسجد در خیابان جیحون نماز می‌ خواندیم که صدای چند انفجار شنیدیم. بیرون آمدیم و از اخبار متوجه شدیم با حمله جنگنده های عراقی جنگ آغاز شده است. از رفتن به افغانستان منصرف شدیم و دوباره به شیراز برگشتیم. اوایل مهرماه به طرف منطقه ایلام حرکت کردم و تا انتهای جنگ در جبهه ها ماندم. آن چهار نفر همرزم یکی حاج مهدی زارع بود که در دفاع مقدس از فرماندهان گردان ‌های لشکر فجر شد. ایشان در کربلای به شهادت رسید. دیگری عباس مهتابی بود. او یک سال اول جنگ در آبادان همراه مان بود. ایشان در یک تصادف مشکوک در شیراز به شهادت رسید. می‌ گفتند منافقین تصادف ساختگی ترتیب داده و به جلوی موتور او کوبیده اند. شهید حسن معینی دیگر همرزمم بچه تهران بود که او هم در جبهه شهید شد. آخرین نفر هم شهید حسن پاکیاری از همشهری ‌های شیرازی بود که در جبهه جنگ تحمیلی به شهادت رسید.

سردار مرتضی قربانی، فرمانده لشکر کربلا در دفاع مقدس

شهریور سال وقتی عراق فرودگاه های کشور را بمباران کرد و جنگ رسماً آغاز شد، در اصفهان بودم. سریع یک گروه نفری از بچه های اصفهانی را جمع کردیم و به سرپرستی بنده راهی اهواز شدیم. تقریباً سه روز از جنگ گذشته بود که وارد خرمشهر شدیم. آن زمان دشمن در حوالی پادگان دژ بود. بعثی ‌ها یک بار به دروازه های شهر آمده و رزمندگان آن‌ها را عقب رانده بودند، ما که آمدیم شکل جنگ طوری بود که شب ‌ها درگیری تعطیل می‌ شد و مدافعان خرمشهری به خانه هایشان می ‌رفتند و ما هم در همان سنگر‌ها و محل اسکانمان می ‌ماندیم. صبح بچه ها جمع می‌ شدند، به اتفاق حمله و عراقی‌ ها را بیدار می‌ کردیم. وگرنه تا – صبح می‌ خوابیدند. بعد از سقوط خرمشهر به آبادان رفتیم و در مقطع محاصره این شهر آنجا بودم. بعد از عملیات ثامن‌ الائمه (ع) که سپاه برای نخستین بار سه تیپ امام حسین (ع)، عاشورا و کربلا را ایجاد کرد، حکم تشکیل تیپ کربلا به نام بنده زده شد. این تیپ بعد‌ها به لشکر کربلا تبدیل شد و بنده نیز تا پایان دفاع مقدس فرماندهی این لشکر را برعهده داشتم.

امیر سرلشکر حسین حسنی سعدی، فرمانده نیروی زمینی ارتش در دفاع ‌مقدس

ظـهـر روز شهریورماه بعد از نماز همراه شهید نامجو از نمازخانه دانشگاه افسری به اتاق های مان برمی‌ گشتیم که صدای غرش هواپیما و سپس چند انفجار را شنیدیم. نمی ‌دانستیم چه خبر شده است. من به اتاقم رفتم و شهید نامجو هم به اتاق خودش. ایشان ارتباطات خوبی داشت. در تماس با سایر یگان ‌ها متوجه شده بود که عراق به کشورمان حمله کرده است. چند دقیقه بعد مرا به اتاقش خواست و گفت باید سریع آماده بشویم و به خوزستان برویم. من فرماندهان گردانِ تیپ دانشجویان افسری را جمع کردم. سه گردان داشتیم. دو گردان سال سومی که قرار بود به ‌زودی افسر شوند و یک گردان سال دومی که یک سال تحصیلی دیگر در پیش داشتند. این سه گردان را تبدیل به پنج گردان سبک کردم. هر گردان و خرده ‌ای نفر داشت. خلاصه ستاد تیپ را با ستاد دانشگاه ترکیب کردیم و یک ستاد پشتیبانی تشکیل دادیم و ظرف ساعت نیرو‌ها آماده اعزام شدند. روز دوم مهرماه به فرودگاه مهرآباد رفتیم و با حدود فروند هواپیمای سی- به اهواز پرواز کردیم. تعدادی از دانشجو‌ها به خرمشهر رفتند و آنجا مقاومت جانانه‌ ای انجام دادند. من از همان دوم مهرماه تا آخرین روز جنگ در جبهه ها ماندم و خدمت کردم.

امیر مسعود اقدام از خلبان‌های جنگنده f. در دفاع مقدس

ساعت بعدازظهر شهریورماه بود که صدای چند انفجار در پایگاه به گوش رسید. کسی دقیقاً نمی ‌دانست چه اتفاقی افتاده است. یک عده این طرف و آن طرف می‌ دویدند و یک عده ایستاده بودند و با هم بحث می‌ کردند. کسی درک درستی از ماجرا نداشت. یک نفر می‌ گفت امریکا حمله کرده است. دیگری می‌ گفت کودتایی رخ داد و هرکسی حرفی می ‌زد. نتوانستم طاقت بیاورم و خودم را به گردان پروازی رساندم. وقتی به پایگاه رسیدم دیدم تعدادی از خلبان ‌ها کف اتاقی در گردان نشسته ‌اند و مشغول بررسی نقشه برای عملیات هستند. پرسیدم چه خبر شده است. شهید یاسینی گفت: «عراقی ‌ها حمله کرده ‌اند. آماده ‌باش اعلام ش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *