توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام شامل 109 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نایافته ها درباره حضرت علی اصغر علیه السلام :
مقدمه
برخی گزارش ها دو فرزند خردسال به نام های عبدالله و علی اصغر را برای امام حسین(ع) ذکـر کـرده اند؛ با این تفاوت که عبدالله را چند ساله و علی اصغر را شیرخواره دانسته اند. احتمال بیشتر آن است که آنها دو نفر بوده اند که در کربلا به شهادت رسیده اند؛ اما گزارشگران خلط کرده اند و با ایـن تـصور که یک نفر بوده اند، ویژگی های یکی را برای دیگری ذکر کرده اند (نک: محمدی ری شهری، ۱۳۹۲: ۷/ ۳۳). بنابر این هرگاه در منابع سخن از «عبدالله رضیع» باشد، مراد حضرت علی اصغر(ع) است. از سوی دیگر، بـرخی بـر این باورند که این دو در واقع یک نفرند، اما دیگران به اشتباه این دو نام را برای دو نفر پنداشته اند (نک: دربندی، ۱۴۲۰: ۲/۶۱۷).
نظر به سوزناکی و دلخراش بودن شهادت طفل حضرت سیدالشهدا(ع)، در مراسم مـرثیه خوانی و کـتاب های روضـه، از آن فراوان یاد می شود و گاه بـه آنـ واقـعه، شاخ و برگ می دهند و ناراستی هایی را بر این ماجرا می افزایند. این ناراستی ها نه تنها به صورت شفاهی، بلکه در کتاب ها نیز نشر یافته اند که لازم اسـت کـتاب ها و مـراسم مرثیه، از این تحریفات، پیراسته شوند. تحریفات و ناراستی ها دربـار واقـع ارزشمند عاشورا به قدری فراوان اند که بعید است در دیگر موضوعات اسلامی، بتوان در این سطح سخنان نادرست را نشان داد.
نگارنده کـوشیده اسـت در حـد توان، این گونه تحریف ها دربار رخداد جان سوز حضرت علی اصغر(ع) را کـه در کتاب ها راه یافته، بنمایاند. به این منظور، ابتدا عبارت آن بخش از کتاب که شامل سخنی نادرست دربار آن حضرت اسـت، مـی آوریم و اگـر عبارت عربی باشد، ترجم آن می آید و سپس به موارد نادرست اشاره مـی کنیم.
در ایـن نوشتار، ملاک نادرستی مطلبی در مورد شیرخوار سیدالشهدا(ع) آن است که در منابع حدیثی و تاریخی در پیش از قرن دهم هـجری نـیامده بـاشد.
مقتل الحسین(ع) و مصرع اهل بیته و اصحابه فی کربلاء
لوط بن یحیی بن سـعید مـعروف بـه ابومِخنَف (م۱۵۸ق) از مورخان مورد وثوق و از اصحاب امام صادق(ع) است که مذهب او به درستی معلوم نـیست؛ امـا احـتمال تشیع او قوی تر است. ابومخنف کتابی ارزنده دربار قیام و شهادت امام حسین(ع) نگاشت؛ اما مـتأسفانه مـتن کامل آن به ما نرسیده است. این اثر در اختیار برخی مورخان پیشین بوده و مـطالب آن را در آثـارشان نـقل کرده اند؛ اما نسخه های مقتلی که به نام ابو مخنف به دست ما رسیده و بـه مـقتل ابومخنف شهرت دارد، با یکدیگر اختلاف بسیار دارند و معلوم نیست نسخ خطی آن توسط چـه کـسی و از کـجا یافت شده است. از این رو صاحب نظران، انتساب آن را به ابومخنف صحیح ندانسته اند.[۱]
در این مقتل دربار علی اصغر(ع) می خوانیم:
ثم أقبل [الحسین(ع)] إلی ام کلثوم و قـال لهـا: یا أختاه أوصیک بولدی الأصغر خیرا، فإنه طفل صغیر و له من العـمر سـته أشهر. فقالت له: یا أخی إن هذا الطفل له ثلاثه أیام ما شرب الماء، فاطلب له شربه من المـاء. فـأخذ الطفل و توجّه نحو القوم، و قال: یا قوم قد قتلتم أخی و أولادی و أنصاری، و مـا بـقی غیر هذا الطفل، و هو یتلظی عطشا فـاسقوه شربه مـن المـاء.
فبینما هو یخاطبهم إذ أتاه سهم مشوم مـن ظـالم غشوم، فذبح الطفل من الأذن إلی الأذن. و قیل: إن السهم رماه قدیمه العامری. فجعل الحسین(ع) یـتلقی الدم بـکفیه و یرمی به إلی السماء و یـقول: اللّهـم إنی أشـهدک عـلی هـؤلاء القوم، فإنهم نذروا ألا یترکوا أحدا مـن ذریـه نبیک. ثم رجع بالطفل مذبوحا، و دمه یجری علی صدره، فألقاه إلی ام کلثوم، فـوضعه فـی الخیمه و بکی علیه؛ (ابومخنف، ۱۳۷۸: ۱۲۹ – ۱۳۰)
امام حسین(ع) به سوی ام کلثوم رفـت و بـه او فرمود: «تو را به فرزند شـش مـاهه ام سفارش می کنم که با او به نیکی رفتار شود». ام کلثوم عرض کرد: «ای برادر! ایـن طـفل سه روز است آب نخورده؛ قـدری آب بـرای او بـخواه». امام(ع) بچه را گـرفت و بـه طرف دشمن حرکت کـرد و فـرمود: «ای قوم! برادر و فرزندان و یارانم را کشتید و تنها این طفل باقی مانده است و او از تشنگی لب های خـشکش را بـه هم می زند. به او قدری آب بدهید».
در مـیان سـخنان آن حضرت، تـیری شـوم بـه دست ستمگری به گـلوی بچه اصابت کرد و گردن او را از گوش تا گوش برید. گفته شده است که قدیمه عامری آن تـیر را پرتـاب کرد. امام حسین(ع) خون ها را در دستانش مـی گرفت و بـه سـمت آسـمان مـی پاشید و می فرمود: «پروردگارا! شـاهد بـاش؛ آنان نذر کرده اند که هیچ کدام از ذری پیامبرت را باقی نگذارند». سپس طفلِ سربریده را برگرداند، در حالی که خـون او بـر سـینه اش جاری بود. او را نزد ام کلثوم آورد و در خیمه گذاشت و بـر او گـریست.
نـاراستی ها
– آوردن بـچه تـوسط ام کلثوم. کسی که بچه را برای امام حسین(ع) آورد، حضرت زینب بود (نک: ابن طاووس، بی تا: ۹۰) نه ام کلثوم. براساس تحقیق نگارنده، «ام کلثوم» کنی حضرت زینب(ع) نیست.[۲]
– سفارش به خوش رفتاری با کودک.
– شش ماهه بودن طفل.[۳]
– سه روز آب نخوردن نوزاد. گفتنی است آب را سه روز بر اصحاب امام حسین(ع) بستند، اما گاهی اصحاب به دشمن حمله مـی کردند و بـا گشودن راه، آب را به خیمه ها می آوردند[۴] و اغلب آن را به اطفال می داده اند و حتی آنها را مقدم می داشته اند. اگـر نوزاد در روز عاشورا به دنیا آمده باشد، نادرستی این سخن، روشن تر خـواهد شـد.
– شـهید شدن هم فرزندان و اصحاب امام(ع) غیر از نوزاد شیرخوار؛ زیرا امام زین العابدین (ع)، امام باقر(ع) و حسن مثنّی زنده مـاندند.
– لب های خشکیده را از تشنگی بر هم زدن.
– قاتل بودن قدیمه عامری.
– نذر دشمنان که هم ذریـ پیـامبر(ص) را نـابود کنند.
– تکرار پاشیدن خون به طرف آسمان. طبق منابع کهن، یک بار این کار انجام شـد.
– گذاشتن بچه نزد ام کلثوم.
روضه الشهداء
کمال الدین حسین بن علی واعظ کاشفی (م۹۱۰ق) بـلایا و مصائب انبیا را از حضرت آدم (ع) تـا پیامبر اسلام(ص) نگاشته و در ادامه، مصائب اهل بیت(ع) را آورده است. بیشترین توجه نویسنده به واقع عاشوراست. شیعه یا سنی بودن کاشفی به درستی معلوم نیست. وی در صورت تسنن، به مذهب ابوحنیفه معتقد بوده و در زمر شـیفتگان اهل بیت(ع) به شمار می رفته است؛ اما تشیع او قوی تر است. کاشفی روضه الشهدا را برای قرائت در مجالس سوگواری، در اواخر عمر نگاشت.
قرائت روضه الشهداء در مجالس سوگواری به قدری شایع شد که به مصیبت ابـاعبداللّه الحسین(ع) «روضه» و به گویند آن «روضه خوان» اطلاق گردید؛ هر چند روضه الشهداء را نخوانَد. توجه نکردن کاشفی به نقل های معتبر و از سوی دیگر، رواج این کتاب، سبب شد بسیاری از مطالب نادرست در متون تاریخیِ مربوط به عـاشورا راه یـابد.
وی دربار علی اصغر(ع) این گونه نوشته است:
گفتند: «ای سید و سرور! زمان ستمگر بر ما خواری می کند و علی اصغر از تشنگی زاری می کند و شیر در پستان مادرش خشک شده و آن طفل شیرخواره به هـلاکت نـزدیک گشته است ». امام حسین(ع) فرمود: «او را نزد من آرید». زینب(ع) او را برداشت و نزد امام حسین(ع) آورد. امام مظلوم او را فراستده، در پیش قربوس زین گرفت و نزدیک سپاه مخالف رفته، بر روی دست آورده، آواز داد که: «ای قوم! اگـر بـه زعـم شما من گناه کرده ام، ایـن طـفل بـاری هیچ گناهی ندارد. وی را یک جرعه آب دهید که از غایت تشنگی، شیر در پستان مادرش نمانده».
آن جفاکاران سنگین دل گفتند: «محال است که بـی حکم پسـر زیـاد یک قطره آب به تو و فرزندان تو دهیم». و نـامردی از قـبیل ازد که او را حرمله بن کاهل گفتندی، تیری کشیده، به سوی امام حسین(ع) انداخت. آن تیر بر حلق علی اصغر آمد و گـذاره شـده در بـازوی امام حسین نشست. امام(ع) آن تیر را از حلق آن معصوم زاد بی نظیر بیرون کـشید و خونی که از حلق او می ریخت به دامن پاک می کرد و نمی گذاشت که قطره ای بر زمین چکد. پس روی به خیمه نهاده، مـادرش را طـلبید و گـفت: «بگیر این طفل شهید را که از حوض کوثرش سیراب گردانیدند». شهربانو خـروش بـرآورد و خواتین اهل بیت فغان برکشیدند و امام حسین نیز بر حال آن طفل گریه می فرمود. (کاشفی، بی تا: ۳۴۲ )
ناراستی ها
– زاری عـلی اصغر(ع) از تـشنگی.
– خشکیده شدن شیر مادر طفل در پستان.
– نزدیک شدن طفل به مرگ.
– سـخن امام(ع) بـا دشمن که شیر در پستان مادر باقی نمانده.
– سخن دشمنان که بدون دستور ابن زیاد قـطره ای آب نـمی دهند.
– حـرمله از بنی اسد بود نه از قبیل ازد.
– رد شدن تیر از حلق علی اصغر(ع) و نشستن بر بازوی امام(ع).
– پاک کـردن خون گلوی علی اصغر با دامن لباس تا به زمین نرسد.[۵]
– دادن طفل به مادر بـچه (امـام بـچه را به خواهر خود داد).
– سیراب شدن علی اصغر(ع) از حوض کوثر.
– شهربانو مادر علی اصغر(ع).[۶]
– گری امام(ع) بـر بـچه پس از شـهادتش.[۷]
المنتخب للطریحی
فخرالدین بن محمّد علی بن احمد طریحی (م۱۰۸۵ ق) در بیست مجلس – به تعداد روزها و شب های دهـ اول مـحرم – مطالب مربوط به اهل بیت( را در کتاب المنتخب گرد آورد که بخش عمده ای از آن مربوط بـه تـاریخ امام حسین(ع) است. در این کتاب، مبالغه ها و نـقل های بـی اساسی اسـت که در کتاب های پیش از آن یافت نمی شود. بنابر ایـن، مـنقولات آن تا در منابع معتبر دیده نشود قابل اعتماد نیست. شیخ آقابزرگ تهرانی با مـقابل نـسخه های متعدد از المنتخب، اختلافاتی میان آنـها دیـده است (نـک: تـهرانی، بـی تا: ۲۲/ ۴۲۰) که حکایت از تصرف در آن دارد.
طریحی دربار عـلی اصغر(ع) چنین نوشته است:
عبدالله بن الحسین(ع) وهو الطفل الذی قتل فی حـجر ابـیه… یبکی و یقول: قتل الله قوما قتلوک یـا بنی، ما أجرأهم عـلی انـتهاک حرمه الرسول! علی الدنیا بـعدک العـفا؛ (طریحی، ۱۳۷۸: ۳۸)
روی أنه لما قتل العباس(ع) تدافعت الرجال علی أصحاب الحسین(ع)، فلما نظر ذلک نـادی: یـا قوم، أما من مجیر یجیرنا؟ أمـا مـن مـغیث یغیثنا؟ أما من طـالب حـق فینصرنا؟ أما من خائف مـن النـار فیذب عنا؟ أما من أحد یأتینا بشربه من ماء لهذا الطفل؟ فانه لا یطیق الظمأ.
فقام الیـه ولده الأکـبر، و کان له من العمر سبعه عشر سـنه، فـقال: أنا آتـیک بـالماء یـا سیدی. فقال(ع): امض بـارک الله فیک. قال: فأخذ الرکوه بیده، ثم اقتحم الشریعه و ملأ الرکوه، و أقبل بها نحو أبیه، فـقال: یـا أبت الماء لمن طلب، اسق أخـی، و ان بـقی شـیء فـصبّه عـلی فانی والله عطشان. فـبکی الحسین(ع) و أخذ ولده الطفل، و أجلسه علی فخذه، و أخذ الرکوه و قربها الی فیه، فلما همّ الطفل أن یشرب أتاه سهم مـسموم، فـوقع فـی حلق الطفل، فذبحه قبل أن یشرب من المـاء شـیئاً. فـبکی الحسین(ع) و رمـی الرکـوه من یده و نظر بطرفه الی السماء و قال: اللهم انت الشاهد علی قوم قتلوا اشبه الخلق بنبیک و حبیبک و رسولک؛ (همو: ۴۳۱ – ۴۳۲)
عبدالله بن حسین(ع) همان طفلی است که در دامـان پدرش به شهادت رسید… امام(ع) گریان فرمود: «پسرم! خداوند قاتلانت را بکشد. برای هتک حرمت رسول(ص) چقدر جری شده اند! دنیا پس از تو ویران باد».
روایت شده که پس از شهادت حضرت عباس(ع) جنگاوران به اصـحاب امـام حسین(ع) حمله ور شدند. امام(ع) که این صحنه را دید، ندا داد: «ای قوم! آیا پناه دهنده ای نیست که به ما پناه دهد؟ آیا یاوری نیست که ما را یاری دهد؟ آیا حق طلبی نیست که مـا را یـاری دهد؟ آیا ترسان از آتش نیست که از ما دفاع کند؟ آیا کسی نیست که قدری آب برای این بچه بیاورد؟ او طاقت تشنگی را ندارد».
فرزند بزرگ ترش[۸] که هفده سال داشت، نزد امام رفت و عرض کرد: «آقای من! من آب را بـرای شـما می آورم». امام(ع) فرمود: «خـداوند بـه تو برکت دهد؛ برو». راوی گوید: مشکی را به دست گرفت و به سمت آبراهِ رود حمله برد و مشک را پر از آب کرد. آن را نزد پدر آورد و گفت: «ای پدر! این آب برای کسی است که برایش درخواست شد. آن را به برادرم بـنوشان. اگـر چیزی از آن باقی ماند بر من بریز؛ زیرا به خدا سوگند تشنه ام». حسین(ع) گریست و طفلش را گرفت و بر ران پایش نشاند و مشک را نزدیک دهان بچه آورد، اما همین که بچه خواست از آب بخورد، تیری سـمی بـه حلق او نـشست و پیش از آن که آبی بنوشد او را ذبح کرد. حسین(ع) گریست و مشک را انداخت و گوش چشمی به آسمان انداخت و فرمود: «پروردگـارا! تو شاهدی که گروهی شبیه ترین مخلوق به پیامبر و حبیب و رسولت را کـشتند.
نـاراستی ها
– گـفتن جمل «قتل الله قوما قتلوک…» پس از شهادت طفل. امام حسین(ع) این جمله را پس از شهادت علی اکبر(ع) فرمود (نک: اصـفهانی، ۱۳۸۵: ۷۶؛ طـبری، بی تا: ۴/ ۳۴۰ و…).
– شهادت علی اصغر(ع) پیش از علی اکبر(ع).
– آب خواستن برای علی اصغر پیش از شـهادت عـلی اکـبر.
– تمام ماجرای آب آوردن علی اکبر برای برادرش.
محرق القلوب
ملامهدی نراقی (م ۱۲۰۹ق) هنگامی که دید هـرکدام از کتاب های مصائب، ایرادهای خاصی از قبیل نداشتن نظم و ترتیب، استفاد زیاد از اخبار عامه، نـهایت اختصار، نهایت اطناب و نـبود اشـعار فارسی و عربی شورانگیز دارند، اقدام به تدوین محرق القلوب کرد تا خالی از این اشکالات باشد. نویسنده، مطالب را در بیست مجلس تنظیم کرده است. او نوشته است:
علی اصغر پس از تیر خوردن، به روی پدر نگریست و تـبسمی کرد و سپس به شهادت رسید. (محمدی ری شهری، ۱۳۹۲: ۷/ ۳۴، به نقل از نراقی، ۱۳۸۸: ۱۰۶)
ناراستی ها
– نگاه علی اصغر به روی پدر پس از تیر خوردن.
– تبسم علی اصغر پیش از شهادت.
اکسیر العبادات فی اسرار الشهادات
ملاآقا بن عابد شـیروانی حـائری معروف به فاضل دربندی (م ۱۲۸۵ق) در این کتاب که به اسرار الشهاده شهرت دارد، به تفصیل، به تبیین واقع عاشورا پرداخته است. مبنای خاص او در نقل حوادث تاریخی، سببِ پرهیز نکردنش از نقل مطالب ضـعیف و بـی اساس شده است. در چاپ های قدیم این کتاب، خلاف واقع ها زیادتر است، اما در متنی که با تحقیق محمّد جمعه باری و عباس ملاعطیه چاپ شده، بسیاری از گفته های سخیف حذف شده اند. این اثر، مـفصل ترین کـتاب در بار امام حسین(ع) تا هنگام تألیف آن است؛ امّا بنا به تصریح خود نویسنده، آن را در هیجده ماه نوشته است (دربندی، ۱۴۲۰: ۳/ ۶۳۳). از کتابی به این گستردگی و با این سرعت در تألیف و با آن امـکانات انـدک، نـمی توان انتظار دقت در نقل حوادث تـاریخی داشـت.
از جـمله نادرستی های این کتاب، در بار علی اصغر(ع) است:
إن هذا النور المنیر لما سمع استغاثه ابیه(ع) قطع القماط و القی نفسه و بکی و ضج مـشیرا بـذلک الی اجـابته دعوه ابیه (ع) و تلبیه لاحرام الشهاده فی حضنه و فـوق یـدیه… انه ارتفعت العجه و الضجه بین النسوان فی الخیمه و رفعن الصوت بالبکاء و رجع الامام(ع) الی نحو الخیام و سأل الصدیقه الصغری اعـنی زیـنب عـن سبب الحاله فأخبرته بما صنع الطفل بعد استغاثته و استنصاره… قـال السید: و روی من طریق آخر و هی أقرب الی العقل، ان الحال ما کان وقت تودیع الصبی لاشتغالهم بالحرب والقتل وإنما کـانت اخـته اخـذت الصبی وقالت: یا أخی یا حسین، هذا ولدک له ثلاثه ایام ما ذاق المـاء فـاطلب له من الناس شربه ماء…
عن حمید بن مسلم قال: کنت فی عسکر ابن زیاد – لعنه الله – فـنظرت الی الطـفل الذی قـتل علی ید الحسین(ع) و اذا قد خرجت من الخیمه امراه قد کسفت الشمس بـمحیاها وهـی تـعثر فی اذیالها تقع تاره و تقوم اخری و هی تنادی: وا ولداه، وا قتیلاه، وا مهجه قلباه، فبکت لسجعها بـنو امـیه، حـتی أتت الی الطفل الذبیح و سقطت علیه تندبه طویلا، فخرجت خلفها بنات کاللؤلؤ المنثور و الحسین کـان حـینئذ یعظ القوم فرد من خیفه (خ ل: من حینه) الی تلک الامرأه و جعل یستر عنها یـغطّها و یـتلطف بـها حتی ردها الی الخیمه. فقلت لمن حولی: من هذه؟ فقالوا: ام کلثوم، و البنات فاطمه الصغری، و سکینه، و رقـیه، فـلم املک نفسی من کثره البکاء، وخرجت فارا علی وجهی. و فی مقتل یروی عـن الشـعبی: هـو أن الحسین(ع) لما مضی بالطفل نحو النساء و هو مخضب بدمائه و الحسین یبکی، فلما سمعت النساء بـکائه خـرجن الیه، فوجدن الطفل علی صدره و هو میت، فلما رأینه علی تلک الحـال تـصارخن و أعـلن البکاء علیه، فأخذت ام کلثوم الطفل و ضمته الی صدرها و جعلت نحره عند نحرها و أسبلت علیه عبرتها، ثـم نـادت: وا مـحمداه، وا علیاه، ماذا لقینا بعدکما من الأعداء؟! وا لهفاه علی طفل خضب بدمائه، وا أسفاه عـلی رضـیع فطم بسهام الأعداء، وا حسرتاه علی قریحه الجفن و الأحشاء؛ (همو: ۲/ ۶۰۵ – ۶۱۱)
هنگامی که این نور روشنگر (علی اصغر(ع)) کـمک خواهی پدر خویش را شنید، قنداقه را پاره کرد و با بیرون افکندن خود (از گهواره) و گریه و ضجه، بـه اجـابت دعوت پدرش اشاره کرد و برای احرام شهادت در دامـان پدر و بـالای دسـتانش، اعلام آمادگی نمود…
ناله و ضج زنان در خـیمه بـالا گرفت و صدای گری آنها بلند شد. امام به سوی خیمه ها باز گشت و از صـدیق صـغرا یعنی زینب، از دلیل آن پرسید. او رفـتار طـفل بعد از کـمک خواهی امام(ع) را یـادآور شد…
سید [بن طاووس] گوید: بـه گـونه ای دیگر که به عقل نزدیک تر است، این ق
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.