توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت با 50 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت :
فایل پاورپوینت کامل نسبت امنیت و عدالت
عدالت حقیقتی است که از ابتدای تاریخ همه انسانها به دنبال آن بوده اند. آرمانی که اگر نگوئیم همه، اما اکثر جنبشها، قیامها، نهضتها و انقلابها و لو در ظاهر داعی آن بوده و وعده ای که همه پیشوایان طنین آن را سر داده و تمام حکومتها و لو در شعار با مژده آن توده ها را با خود همراه کرده اند.
عدالت بخش ماهوی جامعه و دولت اسلامی
در قاموس اسلام عدالت نه یک شعار که بخشی از حقیقت جامعه و جزء لاینفک دولت، بلکه بخشی از ماهیت و معرِّف جامعه و حکومت است، به گونه ای که زوال آن از پیکره جامعه و حاکمیت نفی قید اسلامیت از این دو را رقم خواهد زد. گوهری که نادیده گرفتنش، موجب تزلزل ثبات اجتماعی و شکست یک ملت، و اجرای آن پایداری و استحکام جامعه را تضمین خواهد کرد، همچنانکه از امیرالمومنین در کتاب شریف غررالحکم منقول است که میفرماید: «العدلُ قوامُ البریّه و الظلمُ بوارُ الرعیّه» یعنی: عدالت، مایه قوام و پایداری مردم است و ستم و ظلم، موجب هلاک یک ملت. و نیز میفرمایند: «ثباتُ الدُوَلِ بالعدل»؛ عدالت حقیقتی است که باعث قوام و ثبات یک دولت میشود. همچنانکه در مورد سستی و ضعف دولتها و حکومتهایی که به عدالت رفتار نکنند و در مورد از میان رفتن اقتدارشان میفرمایند: «مَنْ جارَتْ ولایتُهُ زالت دولَتُهُ» و یا «مَنْ عَمِلَ بالعدلِ حَصَّنَ اللهُ مُلْکَهُ».
اکنون در آستانه چهلمین سال از عمر بابرکت انقلاب اسلامی هستیم و عدالت به عنوان جزء ماهوی آن همواره مورد مطالبه اقشار و اصناف مختلف واقع گشته است. همانگونه که پیشتر در یادداشت «ترابط عدالت و معنویت»[۱] اشاره گشت، حرکتهای عدالتخواهانه حق طبیعی همه آحاد است اما آنچه که مداقّه در آن باید مسبوق بر هر حرکت عدالتخواهانه باشد کاویدن، تبیین و تفهیم مفهوم عدالت و مشخص گشتنِ نسبت آن با دیگر مفاهیم ارزشی دیگر است. اهمیت این کاوش حول مفهوم و ترابط عدالت با دیگر مفاهیم مثبت در جایی مشخص میگردد که توهّم تقابل برخی مفاهیم مثبت با عدالت همچون امنیت، عقلانیت، مصلحت، معنویت، سیاست و. . . بلکه پندار تفوّق آن مفاهیم بر عدالت، همواره تکلّفزا و در بسیاری از موارد مانعی جدی در راه مطالبه عدالت بوده و مطالبات عدالتخواهانه را با ناهمواریها و ناملایماتی همراه ساخته است.
به عبارت دیگر، با گام نهادن در چهلمین سال انقلاب که نمادی از تکامل فکری محسوب میشود، بایسته است که بینش ما نسبت به مفاهیم ارزشی و ارتباط آنها با مقوله عدالت بالغتر گردیده و نیز مطالبات عدالتخواهانه مبتنی بر یک درک صحیح از عدالت و ترابط آن با سایر مفاهیم مثبت باشد.
با توجه به توضیحات فوق گفته میشود که آنچه در ادامه سعی شده بدان پرداخته شود، چیستی نسبتی است که بین عدالت و امنیت برقرار است. بر این اساس گفتار پیش رو را با پاسخ به این پرسشها پیش خواهیم برد: آیا عدالت مفهومی مطلق است یا همچون اکثر مفاهیم دیگر قابلیت نسبی بودن را دارد؟ ثمره هر کدام از طرفین سوال پیشین-مطلق بودن عدالت یا نسبی بودن آن –چیست؟ رابطه مفهوم امنیت با اطلاق و یا نسبی بودن چگونه است و ثمره آن چیست؟ در ادامه، پاسخ به این پرسشها را در ذیل چند گفتار بررسی خواهیم کرد.
گفتار نخست: عدالت به مثابه حقانیت
در ابتدا لازم است هرچند کوتاه و مختصر تعریفی از مفهوم عدالت ارائه گردد. در مکاتب مختلف فکری تعاریف گوناگونی از عدالت ارائه شده که هر کدام از آن تعاریف مولود نوع نگاه هستی، انسان و جامعه شناسانه آن مکتب است که البته بیان آنها در این مختصر نه ضرورتی دارد و نه با توجه به هدف این سطور، اهمیتی. آنچه که مورد اهمیت است تعریف مورد پذیرش متفکرین اسلامی از این مفهوم است.
از لحاظ اصطلاحی، در مورد عدالت چهار تعریف کلی عنوان شده: «برابری و تساوی»، «تناسب و توازن»، «عطاء حق به صاحب حق»، «حد وسط افراط و تفریط»[۲] که در سنت اسلامی به تعریف سوم بیشتر توجه شده و عدالت به مثابه حقانیت و یا ابزاری برای قرار دادن حقانیت در موضعش تعریف شده و میتوان ادعا کرد که این تلقی از عدالت تقریبا مورد قبول همه اندیشمندان بزرگ جهان اسلام است. [۳] بر این اساس بین عدالت و حقانیت یک نحوه اتحاد برقرار است، هر آنچه که حقانیت دارد عین عدالت و هر آنچه که مصداق عدالت محسوب میگردد عین حق و حقانیت است. در واقع بر اساس تفکر شیعی، عدالت حسن ذاتی دارد در مقابل ظلم که قبح ذاتی دارد.
با توجه به آنچه که اشاره گشت چند نتیجه حاصل میشود:
۱- نقیض حقانیت، باطل است و نقیض عدالت، ظلم و از آنجا که حقانیت و عدالت از سنخ هم هستند نقیض آنها نیز از یک سنخ است، بنابر این ظلم عین باطل است. هر جا که ظلم بود عدالت و حقانیت پایمال میگردد و هرجاکه عدالت تجلی کرد باطل و ظلم محو میگردد.
۲- هر مفهوم ارزشی که در ذات خویش تهی از عدالت گردد و یا منتهی به نقض عدالت شود قید ارزشی خود را از دست داده، فاقد ارزش میگردد، زیرا در صورتی که مفاهیم دیگر همچون سیاست، اقتصاد، امنیت، مصلحت، معرفت و. . . ذاتا تهی از عدالت گردند، ناگزیر تهی از حقانیت میشوند و هر آنچه که از حقانیت تهی گشت مساوق باطل است. نیز اگر نتیجه اعمال آنها نقض عدالت در جایی باشد برابر است با نقض حق و حقانیت و حاکم شدن باطل و ظلم در آنجا.
۳- عدالت بر خلاف سایر مفاهیم فی نفسه دارای ارزش است، به این معنی که حقانیت جزء ماهوی عدالت است به گونهای که اگر حقانیت از عدالت نفی گردد مفهوم عدالت به نقیض خود بدل میگردد همچنانکه اگر عدالت را از حقانیت سلب کنی چیزی به نام حقانیت باقی نمیماند و آنچه که هست دیگر حق نیست.
مفاهیم دیگر اگرچه با حقانیت پیوندی تنگاتنگ دارند اما حقانیت جزء وجوی و ماهوی آنها نیست. به این بیان که اگر حقانیت از هر یک از این مفاهیم -مثلا سیاست یا اقتصاد و غیره- جدا شود آن مفاهیم به نقیض خویش تبدیل نمیشوند، مثلا سیاست به عدم سیاست یا اقتصاد به عدم اقتصاد بدل نمیگردد بلکه نتیجه نفی حقانیت از آنها منحرف شدن مسیر صحیح و سیر استکمالی آنهاست و در نتیجه سیاست به سیاستی غیر حقگرا، اقتصاد به اقتصادی غیر حقگرا و نیز امنیت به امنیتی غیر حقگرا تبدیل خواهند گشت و مفاهیم دیگر هم به همین صورت. زیرا هدف هر یک از مفاهیم مذکور نهایتا کمال جامعه است، از این رو اگر حقانیت از آنها سلب گردد ابزارها و اهداف آنها دچار انحراف و در پی آن سیر استکمایی جامعه دستخوش تغییر و انحراف میگردد. بر این اساس حقانیت شرط لازم صحت آن مفاهیم است نه جزء ماهوی و ذاتی آنها.
بنابر این: اولا؛ از آنجا که عدالت به مثابه حقانیت است به گونهای که به واسطه عدالت، حق و حقانیت در مکان خودش قرار میگیرد[۴]، فی نفسه و به خودی خود دارای ارزش، و حسن ذاتی دارد زیرا که حقانیت به خودی خود والا و مقدس است و هر آنچه که ذاتش با حقانیت پیوند وجودی دارد دارای وصف «ارزشمندی به خودی خود» است.
ثانیا؛ اگر اتحاد حقانیت و عدالت را نپذیرفتیم از این حقیقت نمیتوان چشم پوشی کرد که عدالت فی نفسه کانال و واسطه قراردادن حقانیت در محل و جایگاه خویش است[۵] و هیچ مفهومی به تنهایی همچون عدالت قابلیت این واسطه گری را ندارد. به این معنا که هر مفهوم دیگری با ضمیمه شدن صفت عدالت به خود واسطه جاری شدن حقانیت میگردد اما عدالت بدون نیاز به هیچ مفهوم دیگری و تنها به واسطه ذات خویش توانایی قرار دادن حق در موضع خود را دارد. این خصوصیت منحصر به فرد عدالت خود گواه بر «فی نفسه» ارزشمند بودنش است. در مقابل سایر مفاهیم که به واسطه پیوندشان با گوهر عدالت دارای ارزش میشوند.
گفتار دوم: عدالت ارزشی مطلق یا نسبی؟
اطلاق و نسبیتِ مفاهیم از حیث ارزشی باید با توجه به نسبتشان با حق و حقانیت مورد داوری و ارزیابی قرار گیرد. به این بیان که، هر مفهومی که «فی نفسه و ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.