تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع)!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقدی بر تردیدهای سلفیان در باب شهادت امام حسن مجتبی (ع) :

مقدمه

امام حسن مجتبی (ع)، سبط اکبر رسول خدا (ص)، مقام و منزلت عظیمی در نزد پیامبر گرامی اسلام (ص) داشت؛ به طوری که آن حضرت نوه عزیزش را بر دوش می گرفت و می فرمود: «خدایا، من او را دوست دارم، تو نیز او را دوست داشته باش».[۱]همچنین از زید بن ارقم نقل شده است که پیامبر خطاب به فاطمه، حسن و حسین فرمودند: «من با کسی دشمنی می کنم که با شما دشمنی کند و با کسی سازش می کنم که با شما سازش کند».[۲]

طبق روایات فوق، جایگاه رفیع امام مجتبی (ع) و نیز حکم دشمنی با آن حضرت بر همگان روشن است، اما سفارش های پیامبر گرامی اسلام (ص) و عظمت آن امام باعث نشد که معاویه از خلافت چشم پوشی کند و به معاهدات خود در توافق نامه صلح عمل کند، بلکه برای هموار کردن خلافت فرزندش، دست خود را به خون فرزند پیامبر (ص) آلوده کرد.

شبهات سلفیان درباره مسمومیت امام به دست معاویه

طبق برخی گزارش ها، معاویه نه یک بار، که چندین بار سعی کرد با سمّ امام حسن (ع) را به شهادت برساند.[۳] زمخشری (م۵۳۸ق) با ذکر جزئیات این جریان نوشته است: معاویه صد هزار (درهم) به زن حسن (ع)، جعده دختر اشعث وعده داد تا ایشان را مسموم کرد. او دو ماه بعد از آن زنده ماند. آن قدر اثر کرد که چندین طشت پر از خون از مقابلش برمی داشتند. حسن (ع) می فرمود: چند بار پیش از این به من سم داده اند، اما هیچ یک مثل این سم اثر نکرده است. لخته های خونی را که از من خارج شده است، با چوبی که در دست داشتم، زیرو رو کردم و دیدم این دفعه سم اثر کرده است.[۴]

اما امروزه برخی از سلفیان با انکار حقایق و مسلّمات تاریخی، با استناد به سخنان بعضی از افراد، در تبرئه معاویه سعی کرده و با کتمان حقایق درصدد دفاع از وی برآمده اند که پس از طرح هر یک از این شبهات، به نقد و بررسی آن می پردازیم.

۱- نبود خبر معتبر در این زمینه

برخی معتقدند در حال فتنه و جنگ نمی توان به اخبار مربوط به نقش معاویه در مسمومیت امام حسن (ع) اعتماد کرد؛ زیرا هیچ کس آن را به نقل معتبر روایت نکرده است. ابن عربی مالکی[۵] (م۵۴۳ ق) در این باره می نویسد:

(نقش معاویه در شهادت امام حسن (ع)) امری است که جز خداوند متعال کسی برآن مطلع نیست. چگونه آن را به غیر بینه و حجت به کسی منتسب می کنید، درحالی که چنین نسبتی بعید است و نمی توان به نقل کنندگان این اخبار اطمینان یافت؛ چراکه دست گروهی در میان است که صاحب هوا هستند. در حال فتنه و عصبیت هر یک از گروه ها به دیگری مسائلی را نسبت می دهد که سزاوار نیست. پس این سخنان پذیرفته نمی شوند، مگر در صورتی که خالص شده باشد، و این گونه اخبار پذیرفته نمی شوند، مگر از عادلی که مورد اطمینان باشد.[۶]

چنان که ملاحظه شد، ابن عربی در حقیقت معتقد است که چون ممکن است کسانی به جهت تمایلات مذهبی این گونه اخبار را جعل کرده باشند، پس نمی توان به این اخبار اعتماد کرد، مگر آنکه از طریق راویان عادلی نقل شده باشد.

ابن تیمیه (م۷۲۸ق) نیز سعی زیادی در انکار این مسئله دارد. وی درباره شهادت امام مجتبی (ع) به دست معاویه می نویسد: اما این سخن که معاویه به حسن زهر داد (و او را به قتل رسانید)، از چیزهایی است که برخی از مردم آن را نقل کرده اند، ولی با دلیل شرعی یا اقرار معتبر ثابت نشده و کسی هم آن را با قاطعیت نقل نکرده است و این چیزی است که نمی توان به آن علم پیدا کرد و اعتقاد به آن، باورِ بدون علم است و شکی نیست که حسن در مدینه بود و معاویه در شام.[۷]

ذهبی (م۷۴۸ق) نیز مانند استاد خویش، هرگز نتوانسته رضایت دهد چنین جرم سنگینی، پرونده معاویه را سنگین تر کند. وی بعد از نقل جریان مسموم ساختن امام حسن (ع) به دست معاویه نوشته است: «قلت: هذا شیء لا یصح، فمن الذی اطلع علیه».[۸]

ابن کثیر نیز بدون ارائه دلیل، فقط به انکار این جریان پرداخته و نوشته است: برخی روایت کرده اند یزید بن معاویه به جعده، همسر امام مجتبی، سفارش کرد که اگر آن حضرت را مسموم کند، با او ازدواج خواهد کرد. جعده این کار را انجام داد و پس از قتل امام حسن از یزید خواست که به وعده اش عمل کند، ولی او در جواب گفت: به خدا قسم، تو به امام حسن رحم نکردی و او را مسموم ساختی؛ پس به من هم رحم نمی کنی. مسموم کردن امام حسن به دسیسه یزید در نزد من صحیح نیست و به طریق اولی، این امر در مورد پدرش، معاویه، نیز صحیح نمی باشد.[۹]

ابن خلدون (م۸۰۸ق) با رد اخبار نقل شده درباره دسیسه معاویه در شهادت امام مجتبی (ع)، این اخبار را از روایات شیعیان دانسته و نوشته است: آنچه درباره دسیسه کردن معاویه با همسر امام حسن، جعده، دختر اشعث در مسموم کردن امام حسن نقل شده است، از احادیث شیعیان است! حاشا از معاویه که چنین کند و حسن (ع) را مسموم سازد.[۱۰]

چنان که ملاحظه گردید، این عده با استبعاد شرکت معاویه در جریان مسموم کردن امام حسن (ع) سعی زیادی کرده اند تا بتوانند وی را از این عمل تبرئه کنند.

شایان ذکر است هر چند ابن عربی و ابن خلدون را نمی توان سلفیِ به معنای مصطلح دانست، ولی به جهت استناد فراوان سلفیان معاصر به گفته های ایشان درباره شهادت امام مجتبی (ع)، سخنان آنان نیز ذکر گردید.

نقد و بررسی

با نگاه اجمالی به برخی از کتب سیره و تواریخ، به آسانی می توان به نقش مستقیم معاویه در این پی برد؛ چنان که گروهی از بزرگان و اندیشمندان اهل سنّت تصریح کرده اند معاویه سمی آماده کرد و آن را برای جعده، همسر امام، فرستاد و به وی وعده داد که اگر امام را به شهادت برساند، علاوه بر پولی که به وی خواهد داد، او را به همسری یزید در خواهد آورد. معاویه پس از انجام دادن این عمل، پول زیادی برای جعده فرستاد، اما در مورد همسری با فرزندش، یزید، به وی گفت: من یزید را خیلی دوست دارم و نمی خواهم به سرنوشت حسن دچار شود. بلاذری (م۲۷۹ ق) در این باره می نویسد: حصین بن منذر رقاشی می گفت: معاویه به هیچ یک از تعهداتی که به حسن (ع) داده بود، وفا نکرد. حجر بن عدی و اصحابش را به قتل رسانید و برای خلافت پسرش بیعت گرفت و خلافت را شورایی قرار نداد و حسن (ع) را مسموم کرد. گفته اند که معاویه مخفیانه به جعده، دختر اشعث، همسر حسن (ع)، پیام فرستاد و او را تشویق کرد که وی را مسموم کند جعده از حسن (ع) خوشش نمی آمد. هیثم بن عدی گفته است: معاویه دسیسه کرد و به دختر سهیل بن عمرو همسر حسن (ع)، صد هزار دینار وعده داد که اگر حسن (ع) را مسموم کند، برای او بفرستد. او نیز این کار را انجام داد.[۱۱]

نقل اخبار از طریق موافق و مخالف

شایان ذکر است محققان این کتاب، سهیل زکار و ریاض الزرکلی، روایات وارد در این باره را، به دلیل اینکه از طریق مخالفان اهل بیت: نقل شده است، قطعی دانسته اند. ایشان در تعلیق بر این گزارش می نویسند: برای این سخن (نقش معاویه برای مسموم کردن امام حسن (ع)) شواهدی قطعی از طریق راویان آل ابوسفیان و دشمنان اهل بیت (علیهم السلام) وجود دارد و اینها به عنوان دلیل و حجت کفایت می کنند.[۱۲]

یادکرد این نکته به جاست که با توجه به سخنان فوق، این ادعا که این اخبار را کسانی نقل کرده اند که گرایش های مذهبی داشته اند، کاملاً منتفی می شود و به همین جهت محققان کتاب فوق، به دلیل نقل این اخبار از طریق آل ابوسفیان، این اخبار را حجت و نقش معاویه برای شهادت امام را قطعی دانسته اند.

مسعودی (م۳۴۶ق) نیز با تصریح به دسیسه معاویه می نویسد: جعده، دختر اشعث بن قیس که همسر حسن (ع) بود، ایشان را مسموم کرد. معاویه او را فریب داد و گفت اگر بتوانی حسن (ع) را مسموم کنی، هزار درهم می دهم و تو را به همسری یزید در می آورم. همین وعده ها بود که او را بر اجرای توطئه، معاویه تحریک کرد و وقتی این کار را انجام داد، معاویه مال را به جعده داد، اما به او پیام داد که من یزید را دوست دارم و اگر این نبود، به وعده ام وفا می کردم و تو را به ازدواج او درمی آوردم.[۱۳]

ابن طاهر مقدسی (م۳۵۵ق) نیز دراین باره تحت عنوان وفات حسن بن علی (علیهما السلام) می نویسد: حسن (ع) در سال ۴۹ هجری درحالی که ۴۷ سال داشت، از دنیا رفت. در مورد علت وفات او اختلاف است و گروهی برآن اند که پشت پای او را با نوک مسموم نیزه مجروح کردند و دیگران نیز می گویند که معاویه مخفیانه به جعده، دختر اشعث، پیام داد که اگر حسن (ع) را مسموم کند، او را به ازدواج یزید درمی آورد. پس او حسن (ع) را مسموم کرد و به قتل رساند. معاویه به او گفت: یزید در نزد ما جایگاهی دارد. چطور چیزی که برای فرزند رسول خدا صلاحیت نداشت، برای او صلاحیت خواهد داشت؟ در عوضِ کاری که کرده بود، به او صد هزار درهم داد.[۱۴]

البته طبرانی (م۳۶۰ق) به نقل از ابوبکر بن حفص می نویسد: «سعد و حسن بن علی (ع) در زمان معاویه از دنیا رفتند و به نظر مردم می آید که معاویه او را مسموم کرده است».[۱۵]

ابن عبدالبر (م۴۶۳ق) نیز تقریباً مشابه گزارش ابن طاهر مقدسی را آورده است.[۱۶] ابوالحسن قرطبی حنفی (م۵۵۰ق) نیز با تصریح به دخالت معاویه در این باره می نویسد: «حسن (ع) مسموم از دنیا رفت. همسرش، دختر اشعث، با دسیسه معاویه او را مسموم کرد».[۱۷]

ابن عساکر (م۵۷۱ق) بعد از ذکر چند گزارش در چگونگی شهادت امام مجتبی (ع) که در برخی تصریح به نام معاویه شده است، می نویسد: «کان معاویه قد تلطف لبعض خدمه أن یسقیه سماً ».[۱۸] گفتنی است جمال الدین مزّی نیز همین گزارش و گزارش های دیگری درباره سم دادن معاویه به آن حضرت را نقل کرده است.[۱۹] محمد بن ابی بکر البری (م۶۴۴ ق) نیز تصریح می کند که شهادت امام به دسیسه معاویه انجام گرفته است.[۲۰] اما در بین این گزارش ها، سبط ابن جوزی حنفی (م۶۵۴ق) به گونه ای دیگر از شعبی و جدش این جریان را نقل کرده است. وی به نقل از شَعْبی می نویسد: شعبی گفته: معاویه مخفیانه به جعده پیام داد و گفت: حسن را مسموم کن تا تو را به ازدواج یزید درآورم و صد هزار درهم به تو بدهم. وقتی حسن از دنیا رفت، کسی را پیش معاویه فرستاد تا از او درخواست کند که به وعده اش وفا کند. معاویه مال را برای او فرستاد و گفت: من یزید را دوست دارم و امید به زنده بودن او دارم. اگر این مسئله نبود، من تو را به ازدواج او درمی آوردم. شعبی گفته: دلیل این سخن این است که امام حسن در هنگام مرگ خودش، درحالی که از کار معاویه با خبر شده بود، می گفت: تو شربت او را ساختی و او به آرزویش رسید. سوگند به خدا که او به وعده اش وفا نخواهد کرد و به گفته اش عمل نخواهد کرد. جدم در کتاب الصفوه گفته: یعقوب بن سفیان در تاریخش گفته: جعده همان کسی است که امام حسن را مسموم کرد و شاعر در این باره گفته: (ای دنیا) فریب می دهی! چقدر شیرینی (که می توانی همه مردم را فریب بدهی)! با وجود فشار اندوه، اما باز مردم را به خود شاد می کنی؛ اندوهی که به سبب وفات رسول خدا و وصی او و شهادت حسین و مسمومیت حسن بود.[۲۱]

ابن ابی الحدید (م۶۵۵ ق)،[۲۲] عمادالدین اسماعیل بن علی (م۷۳۲ق)[۲۳] شهاب الدین نویری (م۷۳۳ق)، [۲۴] ابن الوردی (م۷۴۹ق)،[۲۵] زرندی حنفی (م۷۵۰ق)،[۲۶] مقریزی (م۸۴۵ق)[۲۷] و ابن صباغ مالکی (م۸۵۵ ق)[۲۸] هر یک به گونه ای به نقل این ماجرا و نقش مستقیم معاویه در آن پرداخته اند.

احمد نکری حنفی (م۱۱۷۳ق) گزارش مفصل تری از این جریان داده است. وی درکتاب دستور العلماء درباره نقش مروان بن حکم در جریان مسمومیت امام می نویسد: در کتاب حبیب السیر نوشته شده است که مروان بن حکم از جانب معاویه حاکم مدینه بود. معاویه او را فرستاد و دستمالی را به سمّ آلوده کرد و به او گفت: به هر تدبیری که می توانی، جعده، دختر اشعث بن قیس و همسر حسن را فریب بده تا او وجود حسن را از این دنیا با این دستمال بردارد و به او بگو که اگر حسن را از این جهان به جهان دیگر ببرد و این کار مهم را انجام دهد، پنجاه هزار درهم به او می دهم و به زودی همسر یزید خواهد شد. مروان با سرعت به طرف مدینه حرکت کرد تا دستور معاویه را انجام دهد و نیرنگ های بسیاری به کار برد که جعده را که لقب او اسماء بود، بفریبد و گفت معاویه را به او بقبولاند و سم را مخفیانه به امام حسن بخوراند تا در بدن او سرایت کند. پس از آن امام حسن به دیار باقی شتافت.[۲۹]

بنابراین چنان که ملاحظه شد، اولاً، اکثر سیره نویسان به نقش مستقیم معاویه در مسمومیت آن حضرت تصریح کرده اند. ثانیاً، برخی از این اخبار از طریق کسانی نقل شده اند که آنان انگیزه ای بر جعل این گونه اخبار نداشته اند، بلکه چنان که برخی از محققان اشاره کرده اند، از طریق آل ابوسفیان و مخالفان اهل بیت: نقل شده است.

۲- بی خطری امام حسن (ع) برای معاویه

برخی معتقدند که از طرف امام مجتبی (ع) خطری معاویه را تهدید نمی کرد تا وی بخواهد آن حضرت را از سر راه خود بردارد. ابن عربی یکی از کسانی است که برای تبرئه معاویه تلاش فراوانی کرده است. وی معتقد است امام حسن (ع) خطری برای معاویه نداشت تا وی بخواهد آن حضرت را مسموم کند و به تعبیر دیگر، شهادت آن حضرت برای معاویه سودی نداشت. او در این باره می نویسد: اگر گفته شود در مسموم ساختن حسن معاویه دسیسه کرده است، می گوییم این مطلب از دو جهت محال است: اول اینکه از جانب امام حسن خطری متوجه معاویه نبود تا معاویه بخواهد وی را مسموم کند.[۳۰]

نقد و بررسی

هر چند ابن عربی بر اساس تعلقات خود، در صدد انکار کامل این جریان برآمده است، اما به نظر می رسد بزرگ ترین مانعی که امام حسن (ع) برای معاویه ایجاد کرده بود، معاهده صلح آن حضرت با معاویه بود. طبق این قرارداد معاویه متعهد شده بود که حکومت را پس از خود به امام مجتبی (ع) برگرداند. ابن حجر عسقلانی در این باره می نویسد: امام مجتبی به همراه لشکری از کوفه به قصد جنگ با معاویه حرکت کرد. معاویه نیز با همراهی اهل شام به میدان جنگ رهسپار شد. پس از رویارویی دو لشکر و رخ دادن آن وقایع… ، کار به صلح کشید و صلح نامه ای در آن میان به امضای دو طرف رسید که یکی از مفادش این بود که بعد از معاویه کسی جز حسن خلیفه نباشد.[۳۱]

حافظ ابن عبدالبر قُرطبی نیز با نقل اتفاق علما در این باره می نویسد: علما اتفاق نظر دارند بر اینکه امام حسن مجتبی حکومت را فقط به معاویه واگذار کرد و اینکه پس از او حکومت دوباره به خودش برگردد و با این توافق، قرارداد در بینشان منعقد شد.[۳۲]

بنابراین طبق معاهده قرار بود معاویه کسی را برای پس از خودش منصوب نکند و حکومت به امام مجتبی (ع) برگردد. با توجه به پیمان نامه امضاشده، امام مجتبی (ع) بزرگ ترین مانع بر سر راه جانشینی یزید بود؛ زیرا گفته شده: «معاویه در همان زمان حیات امام حسن مجتبی، به فکر جانشینی یزید افتاده بود»[۳۳] و وجود امام حسن مجتبی (ع) از جهاتی برای عملی شدن طرح معاویه، مانعی بزرگ بود. مهم ترین آن جهات، قرارداد میان امام مجتبی (ع) و معاویه بود که با توجه به مفاد آن، معاویه نباید پس از خود کسی را به جانشینی بگمارد و بعد از او حکومت به امام مجتبی (ع) و اگر آن حضرت در دار دنیا نبودند، به امام حسین (ع) برسد. حال با توجه به مطالب فوق، آیا باز هم می توان ادعا کرد که امام مجتبی (ع) هیچ خطری برای معاویه نداشت؟

معاویه برای جانشین شدن فرزندش چه چاره ای داشت، جز اینکه امام مجتبی (ع) را از پیش رو بردارد و آن حضرت را شهید کند. علاوه بر این، یزید هیچ گاه به مرتبه، موقعیّت و شخصیت والای اجتماعی امام حسن (ع) نمی رسید. بنابراین نمی توان استدلال ابن عربی را پذیرفت؛ زیرا بزرگ ترین خطری که معاویه با آن مواجه بود، مخالفت امام حسن (ع) با طرح جانشینی یزید بود و با توجه به موقعیت و جایگاه ویژه آن حضرت در بین مسلمانان، معاویه هرگز نمی توانست نقشه های خود را عملی سازد.

یاد کرد این نکته بجاست که عهدشکنی و نقض پیمان چنان در نزد خداوند زشت و عظیم است که نه تنها به ایجاد نفاق در قلب پیمان شکن هشدار داده،[۳۴] بلکه حتی به رعایت پیمان با مشرکان دستورهای متعدد و مؤکد داده شده است.

برنامه معاویه برای جانشینی یزید

شایان ذکر است معاویه از زمانی که حکومت خود را تثبیت کرد، در اندیشه ولایتعهدی یزید بود، اما وجود برخی افراد مانع از انجام این کار می شد. ابن کثیر می نویسد: «معاویه مردم را در سال ۵۶ به بیعت با یزید به عنوان ولیعهد فراخواند، ولی این تصمیم را پیش از آن در زمان حیات مغیره بن شعبه گرفته بود».[۳۵] ابن عبدالبر قرطبی نیز می نویسد: «معاویه در زمان حیات حسن به بیعت برای یزید اشاره ای کرده بود، ولی آن را تا زمان رحلت حسن علنی نکرد و تصمیم بر عملی کردن آن نگرفت».[۳۶] در حقیقت بزرگ ترین مشکل در به خلافت رساندن یزید، وجود امام مجتبی (ع) بر سر راه یزید بود؛ چنان که احنف بن قیس، از برجسته ترین شخصیت های زمان معاویه، در چنین وضعیتی به معاویه می گوید: «تا زمانی که حسن بن علی زنده است، مردم حجاز و عراق به جانشینی یزید رضایت نخواهند داد و تن به بیعت با او نمی دهند».[۳۷] انتصاب یزید به خلافت چنان تأثیر شگرفی در انحطاط جامعه اسلامی ایجاد کرد که حسن بصری این عمل معاویه را نوعی خطای بزرگ تلقی می کند و می نویسد: معاویه چهار خصلت داشت که اگر فقط یکی از آنها را می داشت، برای هلاکتش کافی بود:

اول: خود را به کمک سفیهان بر دوش امّت سوار کرد، تا آنکه بدون مشورت با امّت با آنکه در میان امّت اصحاب پیامبر (ص) صاحبان فضیلت بودند، بر آنان استیلا یافت.

دوم: او پس از خود فرزند دائم الخمرش را که حریر می پوشید و موسیقی می نواخت، خلیفه قرار داد.

سوم: زیاد را فرزند ابوسفیان دانست، با آنکه پیامبر (ص) فرمود است: «الولد للفراش و للعاهر الحجر».

چهارم: حجر بن عدی را به قتل رساند. وای بر او از کشتن حجر و اصحابش![۳۸]

مخالفین جانشینی یزید

جانشینی یزید مخالفین دیگری نیز داشت که معاویه برخی از ایشان را از سر راه خود برداشت تا راه را برای خلافت فرزندش هموار سازد، به طور خلاصه به نام و مواضع برخی از این مخالفین اشاره می کنیم.

۱- سعد بن ابی وقاص: وی از کسانی بود که با جانشینی یزید مخالف بود. ابوالفرج اصفهانی (م۳۵۶ق) در این باره می نویسد: هنگامی که معاویه قصد کرد که برای خلافت بعد از خودش به نفع یزید از مردم بیعت بگیرد، برای حسن و سعد بن ابی وقاص توطئه چید و مخفیانه سم فرستاد. هر دوی آنها به فاصله چند روز از دنیا رفتند.[۳۹]البته چنین رفتاری با مخالفان می تواند مقصود معاویه را از جمله «لشکری از عسل» نشان دهد.[۴۰]

۲- عبدالرحمان بن ابی بکر: از دیگر مخالفان ولایتعهدی یزید، عبدالرحمان فرزند ابوبکر و برادر عایشه، بود. ابن اثیر در این باره می نویسد: مروان، والی مدینه، در خطبه ای گفت: امیرمؤمنان (معاویه) فرزندش، یزید، را به جانشینی خود بر شما برگزیده است. عبدالرحمان برخاست و گفت: ای مروان، هم تو و هم معاویه دروغ می گویید. شما خیری برای امّت محمّد نخواسته اید و فقط قصد پادشاهی دارید؛ به گونه ای که هر یک از شما بمیرد، دیگری از خاندان شما جای او را بگیرد. بعد از این اعتراض، مأموران حکومت به دنبال دستگیری او بودند که وی به خانه خواهرش، عایشه، پناه برد و عایشه از او دفاع کرد و صریحاً مروان را لعن کرد.[۴۱] معاویه برای جلب رضایت وی در ابتدا مبلغ صد هزار درهم برای او فرستاد تا وی را بخرد، اما عبدالرحمان در پاسخ گفت: «من دینم را به دنیایم نمی فروشم.» پس از آن، مدتی نگذشت که عبدالرحمان به صورت مشکوکی از دنیا رفت.[۴۲] شایان ذکر است برخی از مورخین تصریح کرده اند که معاویه قبل از مرگش به عبدالرحمان گفت: «والله لقد هَمَمْتُ اَن اَقتُلَکَ؛ به خدا قسم تصمیم دارم تو را به قتل برسانم». پس از این تهدید مدتی نگذشت که جنازه اش را یافتند.[۴۳]

۳- عبدالرحمان بن خالد: عبدالرحمان از بزرگ ترین پرچم داران لشکر معاویه بود و مردم شام به او علاقه خاصی داشتند. همین علاقه باعث خشم معاویه شده بود. ابن عبدالبر در این باره می نویسد: معاویه می خواست برای یزید از مردم بیعت بگیرد. وی برای مردم شام خطبه خواند و گفت: ای مردم، من دیگر پیر شده ام و مرگم نزدیک شده است و به این فکر افتاده ام که سرپرستی شما را بعد از خودم به کسی بسپارم که وحدت شما را حفظ و حکومت را اداره کند. من نیز فردی مثل شما هستم. پس رأی و نظر خودتان را در این باره بگویید. همه گفتند: ما عبدالرحمان بن خالد را به جانشینی شما انتخاب می کنیم. رأی و نظر مردم برای معاویه، بسیار ناگوار بود و ناراحتی خود را مخفی کرد، ولی تصمیم جدی برای رفع این خطر گرفت. وقتی عبدالرحمان بیمار شد، معاویه طبیبی یهودی را که جایگاه خاص نزد خود داشت، برای معالجه او فرستاد و به طبیب دستور داد که در میان داروهای تجویزشده برای عبدالرحمان سمّی کشنده قرار دهد، ولی به مردم گفته شود که عبدالرحمان بر اثر بیماری درگذشته است. طبیب یهودی نیز طبق دستور عمل کرد.[۴۴] ابن عساکر با تصریح به نام طبیب می نویسد: معاویه به ابن آثال (طبیب یهودی) دستور داد که برای قتل عبدالرحمان نقشه ای بکشد و پاداش این کار را معاف شدن غیر مسلمانان از پرداخت مالیات و عوارض قرار داد. ابن آثال طبق دستور، عبدالرحمان بن خالد را مسموم کرد و او نیز در حمص درگذشت و معاویه به قرارداد خود عمل کرد.[۴۵]

۴- زیاد ابن ابیه: زیاد شخصی بود که معاویه او را به پدرش ابوسفیان منسوب کرد، ولی زیاد از مخالفان خلافت یزید بود. از این رو در نامه ای به معاویه نوشت که برای معرفی یزید شتاب مکن. وقتی نامه به معاویه رسید، گفت: وای بر فرزند عبید![۴۶] به من خبر رسیده است که این شخص انگیزه ریاست دارد و خیال کرده است که می تواند جانشین من باشد. به خدا سوگند، انتساب او را به پدرم ابوسفیان نفی می کنم و در جامعه آبرویش را می برم و او را به مادرش سمیه و پدرش عبید برمی گردانم.[۴۷]

سرانجام بعد از ردّ و بدل شدن این حرف ها درباره جانشینی یزید، هفته ای نگذشت که زخمی در دست زیاد بن ابیه پدید آمد و به مرگ او انجامید و مردم گفتند که او به طاعون مبتلا شده است. بسیاری از مردم نیز احتمال قوی دادند که زیاد از جمله کسانی است که معاویه او را مسموم کرد و از سر راه ولایتعهدی یزید برداشت.[۴۸]

۳- کشتن مخالف، اقتضای طبیعی جنگ

برخی دیگر برای سرپوش گذاشتن بر این قضیه، بر این اعتقادند که مسمومیت امام حسن (ع) از جانب معاویه اقتضای طبیعی هر جنگی است؛ زیرا در هر جنگی هر یک از طرفین، خواهان از بین بردن طرف دیگر است.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *