تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسى آراء بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن‏ :

طرح مسئله‏
از مسائل مهم در حوزه تاریخ قرآن، موضوع جمع و تدوین قرآن در دوره هاى مختلف است که قرآن پژوهان مسلمان و غیر مسلمان اهتمام ویژه بدان مبذول داشتهاند. رژى بلاشر در مطالعات خود به این موضوع توجه وافر به خرج داده و کوشیده است با تکیه است تا با تکیه بر قرائن تاریخى جمع قرآن در دور رسالت و نیز جمع و تدوین قرآن در دور خلفاى سهگانه را مورد مطالعه قرار دهد. بنا بر تحقیقات او:
الف- قرآن در زمان پیامبر (ص)- على رغم نگارش هاى پراکنده- ماهیتى حافظهاى داشت، در واپسین سالهاى حیات پیامبر (ص) نگارش و تدوین قرآن به جدى در دستور کار مسلمانان قرار گرفت، معهذا در آستان رحلت پیامبر (ص) هم قرآن به صورت مکتوب وجود نداشت. (همو، ۳۰ و ۳۱)
ب- پس از رحلت پیامبر اسلام (ص) بزرگان اصحاب پیامبر (ص)، هر کدام با صلاحدید و سلیق خود مصحفى براى خود تهیه کردند. این مصاحف اختلافاتى با هم داشتند (همانجا، ۶۶) و پیدایش مصحف ابوبکر هم اقدامى در همین راستا (همانجا، ۵۴)
ج- در دور خلافت عثمان، اختلاف قرائت سبب بروز اختلافات اجتماعى شد. در پى این واقعه عثمان به یکى ساختن مصاحف روى آورد، لکن با انتخاب هیئتى خاص از وابستگان خود و اشراف مکه، قرآنى تدوین کرد که عمدتاً منعکس کنند منافع قومى قریش گردید. (همانجا، ۷۵ الى ۷۷)
آراء بلاشر گرچه نکات قابل توجهى در روشن ساختن وضعیت قرآن مجید در سوره هاى نخست بدست میدهد، اما از جهت نتیجهگیرى بر عدم نگارش کامل قرآن در زمان پیامبر (ص)، بزرگ نمائى در اختلافات مصاحف صحابه و نیز حکومتى جلوه دادن اقدام عثمان در توحید مصاحف، با آراء قرآن پژوهان مسلمان اختلاف فاحش داشته و نیازمند تأمل و نقد جدى است.
1. بلاشر و جمع و تدوین قرآن در عصر پیامبر (ص)
بلاشر معتقد است که: «تاریخ قرآن و پیشرفت علوم قرآنى وابسته به سه عامل بوده است:

الف- استفاده از خطى بسیار ناقص الاصل براى نوشتن قرآن‏
ب- فقدان نسخه‏اى از وحى که به رهبرى شخص محمد (ص) انجام یافته باشد.
ج- با توجه به موارد یاد شده- نقص کتابت و فقدان متن ثابت لایتغیًر- مراجعه به حافظه و نقل شفاهى.» (همو، ۱۵)
وى پس از تحلیلى درباره کیفیت خط عربى در قرن ششم میلادى و شواهدى از ابزارهاى نگارش- که به عقیده او هر دو ریشه در خارج از سرزمین‏هاى عربى داشته‏اند- در عین حال وجود تعدادى کاتب در عصر پیامبر (ص) را پذیرفته و نگارش قرآن در این دوره را مورد تاکید قرار مى‏دهد. او در همین بحث از کتابت قرآن و حفظ آن به عنوان دو وسیله‏اى که محمد (ص) براى حفظ وحى به کار برده نام مى‏برد، گرچه معتقد است: «ما نام کسانى را که کاتب وحى بوده‏اند مى‏دانیم ولى مسّلماً هیچکدام از روایات، زمان مشخصى را که این کاتبان به کتابت وحى پرداخته‏اند، بطور دقیق معین نمى‏کند و گاهى هم این اسامى با هم نمى‏خوانند.» (همانجا، ۱۵ الى ۲۷ با تلخیص)
نتیجه آنکه بلاشر تصریح مى‏کند که: از تاریخ نزول وحى‏هاى اولیه، تا موقعى که این آیات به قید تحریر درآمد، یک فاصله زمانى وجود داشته است این امر به عقیده بلاشر دلایلى داشته است از جمله:
الف: عدم آگاهى پیامبر (ص) از رسالتش‏
بلاشر مى‏گوید: «پیامبر (ص) در آغاز ندانست که برگزیده خداى قادر است و این سخنان سرآغاز تبلیغى است که بر اثر آن دنیاى عرب دگرگون خواهد شد و به دنبال آن، هیچ کس در آن موقع و همان لحظه به فکر حفظ وحى نیفتاده بود مگر در حافظه و وقتى پیشنهاد شد آنها را بنویسند که مدت زمانى از آغاز نزول وحى گذشته بود و آن هنگامى بود که مسلم شد این وحى، نخستین جمله یک پیام طولانى خواهد بود. حتى بعدها پس از مهاجرت به مدینه در سال ۶۲۲ میلادى و در تماس با جوامع یهود و براثر رویداد حوادثى بود که مسلم گردید قانون جدید مى‏بایستى تضمین کتابت یابد.» (همانجا، ۳۰)
ب: فقدان امکانات مادى‏
بلاشر معتقد است که یکى از دلایل عدم نگارش کامل قرآن در زمان پیامبر (ص) به ویژه در نخستین سالهاى پیامبرى، نبودن امکانات لازم براى چنین کارى بوده است به این صورت که: «فقدان امکانات مادى نیز مانع بود تا یک چنین‏ وحیی که در مسافرت‏ها، به هنگام نماز، طى شب و روز و در اوقات مختلف دیگر به بدیهه و بى مقدمه نازل مى‏شد، به قید کتابت در آید … لذا در زمان حیات شخص پیغمبر مجموعه کوچکى از سوره‏ها که به ترتیب درازى سوره‏ها تنظیم شده بوده تهیه گردیده بود. همچنین بنا به روایتى که ارزش تاریخى آن مشکوک است، یکى از خواهران خلیفه آینده عمر، برگه‏اى در اختیار داشته که بر روى آن سوره طه نوشته شده بود و آن را با صداى بلند مى‏خوانده است … تمام این واقعیات، ما را بر آن مى‏دارد که چنین نتیجه گیرى کنیم که به کتابت در آوردن وحى در حیات پیامبر (ص) شامل تمام متن نبوده و احیاناً دستخوش احتمالات و تصادفات بوده است … اساساً در دوران محمد (ص) حافظه به عنوان وسیله اساسى نقل و حفظ قرآن شمرده مى‏شد. حتى علامت گذارى کتبى (اعراب گذاشتن) آیات نازل شده، نه تنها اثر این نیروى عقلى (حافظه) را کاهش نداد، بلکه سرانجام باین نتیجه متناقض رسید که حافظه را خدمتگذار ضرورى خویش سازد.» (همو، ۳۰ و ۳۱ با اندکى تلخیص)
ط– رح پرسشها:
در اینجا از ناحى بلاشر پرسش‏هایى قابل طرح است:
1. آیا دلیلى داریم که در زمان حیات محمد (ص) آن عده از صحابه پیامبر (ص) که قرآن را از حفظ داشتند- و چنانکه خواهیم دید تعدادشان محدود است- تمامى قرآن را در حافظه خود ضبط نموده باشند؟ براى این پرسش نیز در روایات پاسخ لازم هست به این صورت که از طریق روایات درمى‏یابیم که محمد (ص) روزى از مجلس وعظى مى‏گذشت و شنید که واعظ قسمتى از قرآن را از حفظ مى‏خواند. پیغمبر که دچار هیجانى شدید شده بود، دریافت که این قسمت را فراموش کرده بود و فقط این تصادف باو امکان داد که آن را باز یابد (و وقتى پیامبر نتواند به حفظ کامل قرآن نائل شده و آیات را فراموش کند، تکلیف صحابه معلوم است) این موضوع که ارزش تاریخى آن قابل بحث است به وسیله آیتى از سوره بقره یعنى «ما ننسخ من آیه او ننسها …» (البقره، ۱۰۶) تأیید شده است. در این آیه برخى از مفسّران «ننسها» را به معناى مبهم آن گرفته‏اند یعنى «متروک سازیم» ولى‏ مفسّرینى هم آن را به معنى اصلى‏اش مى‏گیرند یعنى از خاطره‏ها محو ساختن، لذا بدین ترتیب، حتى پس از ورود محمد (ص) به مدینه- که این آیه مربوط به این دوران است- آیاتى منحصراً از طریق از برخوانى و شفاهى نقل مى‏شده است و پیامبر (ص) مى‏توانسته آنها را با امحاء از حافظه مؤمنان منسوخ سازد، بدیهى است که چنین وضعى مى‏توانسته تا پایان دوران رسالت ادامه یابد. … لذا به طورى که دیده شد، دومین وسیله حفظ قرآن در نخستین نسل اسلامى نمى‏توانسته است عارى از نقص باشد، از آن به بعد لزوم تضمین فورى مجموعه وحى به وسیله کتابت، احساس مى‏شد. (همو، ۳۲ و ۳۳)
2- به چه دلیل محمد (ص) در زمان حیات خود، به گروه بندى منظم آیاتى که نازل شده بود و تدوین آن در یک مجموعه نپرداخت؟ … نیز چه دلایلى وجود داشته که محمد (ص) را منصرف ساخته تا یک متن ثابت لایتغیرى از وحى را به جامعه خود بدهد؟ کازانوا در اینجا پاسخى مى‏دهد که دور از تهّور نیست و آن اینکه قرآن مدام درباره رسیدن روزى صحبت مى‏کند که پایان جهان خواهد بود و آن روز قیامت است با این گونه آیات که «اقترب للناس حسابهم ..» (الانبیاء، ۱) یعنى: نزدیک شد براى مردم حسابشان (بلاشر، ۴۰) و حاصل کلام کازانوا آنکه «نزول آیات قرآن در مکه در محور معاد، مسلمانان را در حالت روحى خاصى قرار داده بود که گویا هر لحظه ممکن است قیامت فرا رسد و اصلًا احتیاجى احساس نمى‏شد که به چنین کارى مبادرت شود زیرا «ساعت» نزدیک بود و جهان فنا مى‏شد وقتى تصمیم گرفتند این کار را انجام دهند که دیگر خیلى دیر بود، لذا وقتى که متوجه شدند این «ساعت» به آینده دورى احاله شده، فهمیدند که شایسته است تا تحقق این امر و رسیدن ساعت منبع اساسى قانون را تثبیت نمایند.» (همو، ۴۰ و ۴۱)
موضع بلاشر نسبت به تحلیل کازانوا
بلاشر با تحلیل کازانوا در خصوص عدم تدوین کامل نسخه‏اى از وحى در زمان رسول خدا (ص) موافقت نشان نمى‏دهد اما سعى مى‏کند به نوبه خود تحلیل‏هایى در این زمینه ارائه دهد از جمله:
1- احتمالًا محمد و معاصران او انجام کارى که منجر به ایجاد نسخه‏اى از معیار کتاب آسمانى شود را کفرآمیز مى‏دانستند و در نتیجه کلمه به کلمه از این قسمت مبهم قرآن تبعیت کرده‏اند که خدا فرمود: «ان علینا جمعه و قرآنه» (القیمه، ۱۷) زیرا در این آیه خداوند حق انجام کارى را که ما تعجب مى‏کنیم چرا پیامبر (ص) بدان مبادرت نورزیده ویژه خود مى‏داند.
2- بدون گفتگو به حافظه انسانى نیز اعتماد شده و تصور گردیده که حافظه انسانى براى نقل متن مقدس کتاب، نسلى بعد نسل کفایت مى‏کند.
3- بدون شک باید به عوامل ذکر شده به این خصوصیت روانى عرب هم فکر کرد که چون فریفته حال مى‏باشد، هرگز به آینده توجه نمى‏کند، لذا هیچ کس بفکر تشکیل مصحف قرآنى نیفتاده، زیرا هیچ کس در زمان پیامبر (ص) چنین نیازى احساس نکرده است. به همان ترتیب که هیچ کس بفکر تعیین دقیق جانشین پیامبر (ص) نیفتاده، تا وقتى که این مساله بر اثر فقدان رئیس جامعه مطرح شد.
4- فرض وجود قرائت‏هاى مختلف از قرآن در آن زمان و اشکالاتى که در حفظ همه قرائات وجود داشت، عامل دیگرى در عدم کتابت همه قرآن شد، آیا درست بود که قسمتى از قرآن را به عنوان متن ثابت تعیین کنند و بقیه را رها سازند؟ باضافه هرکسى در آن زمان به نمونه‏اى مختلف و پراکنده از قرائت‏ها برخورده بود (مانند عمربن خطاب و هشام بن حکم که هر کدام قرائتى از سوره فرقان را یافته بودند)
در اینجا مطلب بر سر اثبات این موضوع است که از همان صدر اسلام پیغمبر از برترى دادن یک قرائت بر قرائتهاى دیگر احتراز جسته است … در نتیجه ممکن است تدوین مصحف بوسیله پیامبر (ص) انجام نشده باشد، زیرا او خود احساس مى‏کرد که کارى است بس حساس که مزایایش در برابر محظوراتش نامعلوم بود. اگر پیغمبر چنین پیش بینى کرده باشد مسّلماً تایید و تثبیت متن بامید آینده واگذاشته شده است. (بلاشر، ۴۲ الى ۴۵ با اندکى تلخیص)
دیدگاه بلاشر: جمع‏بندى از آنچه به طور مفصّل در باره نظریه بلاشر گذشت مى‏توان دو نتیجه به شرح زیر عنوان نمود:
الف- تمام قرآن در حیات رسول خدا (ص) مورد نگارش قرار نگرفت و قسمتهایى از وحى در حافظه‏ها قرار گرفت.
ب- تضمینى هم وجود ندارد که قرآن در حافظه‏ها محفوظ باقى مانده و دچار فراموشى نشده باشد، زیرا رسول خدا (ص) نیز بعضاً دچار فراموشى گردید.
الف: نقد نظریه بلاشر درباره جمع و تدوین قرآن در زمان پیامبر (ص)
برداشتهاى بلاشر با توجه به آنچه در مقام آسیب شناسى تحقیقات مستشرقان از نظر گذشت موضوعى طبیعى است که نباید از بیان آن تعجّب کرد، زیرا اگر کسى امروز به صحیح بخارى مراجعه کند خود را با این حدیث مواجه مى‏بیند که «عن عایشه قالت سمع النبى (ص) رجلًا یقرأ فى المسجد فقال رحمه الله لقد اذکرنى کذا وکذا آیهً اسقطتها فى سوره کذا و کذا» (بخارى، ۸ (ص) ۴۲۸) یعنى: از عایشه نقل شده که او گفت: پیامبر (ص) شنید که شخصى در مسجد مشغول قرائت قرآن است. در اینجا گفت خدا او را رحمت کند که آیه فلان و فلان را که من در سوره فلان و فلان (به دلیل فراموشى) ساقط کرده بودم را به خاطر من آورد.
آیا با وجود چنین روایاتى مى‏توان بر امثال بلاشر خرده گرفت که مى‏نویسد: «آیا دلیلى داریم که در زمان حیات محمد (ص) صحابه تمام قرآن را (بدون فراموشى) در حافظه ضبط نموده باشند؟»، البته اشکالى که به بلاشر وارد است آنکه چرا او به عوض استدلال به آیه: «ما ننسخ من آیه او ننسها»- که به تعبیر او آیه‏اى مدنى است- به آیه: «سنقرئک فلاتنسى الا ماشاء الله انه یعلم الجهر و مایخفى» (الاعلى، ۷ و ۸)، توجه نکرده است که اوّلًا این آیه در مکه نازل شده و ثانیاً حاوى وعده جمیل خداوند به رسول خدا (ص) که حضرتش هرگز دچار فراموشى نگردد و قطعاً وعده خدا تخلّف ناپذیر است. اما استثناى «الا ماشاءالله» در معناى آیه شریفه: «ولئن شئنا لنذهبنّ بالذى اوحینا الیک ثم لا تجد لک به علینا نصیراً الا رحمه من ربّک انّ فضله کان علیک کبیراً» (الاسراء، ۸۲) است. یعنى بیان قدرت پروردگار بر انساء رسول خدا (ص) نه ضرورتاً اثبات فراموشى براى پیامبر (طباطبائى، ۲۰ (ص) ۳۲۹). بنابراین حدیث بخارى مخالف قرآن است و بخارى و بلاشر به این مطلب مهم توجه نکرده‏اند.
ب: رسول خدا (ص) از همان آغاز بعثت بر امر رسالت خود واقف بوده و به عبارتى نسبت به امر رسالت خود بصیر
و بینا بود. در این خصوص در سوره یوسف آمده است که: «قل هذه سبیلى ادعوا الى الله على بصیره انا و من اتبعنى» (همان، ۱۰۸)
ج: با تکیه بر شواهد تاریخى و در درج نخست گواهى خود قرآن ثابت میشود که از همان سالهاى اقامت در مکه و مدتها پیش از هجرت قرآن نوشته شده و دست به دست میگشته است (رامیار، ۲۵۷) لذا فقدان امکانات مادى در مکه، که بلاشر طرح نموده توّهمى بیش نبوده و نمى‏تواند دلیلى برعدم کتابت جامع قرآن باشد.
د: با تحلیلى که درباره «انگیزه‏هاى حفظ قرآن در مکه» در منابع علوم قرآنى شیعه آمده است (خوئى، ۲۵۳، رامیار، ۲۳۸، معارف، ۹۷) ثابت مى‏گردد که حفظ قرآن و کتابت آن به عنوان دو وسیله هم عرض مد نظر پیامبر (ص) بوده و رسول خدا (ص) مؤمنان را به هر دو موضوع توصیه مى‏فرمود و هرگز نمى‏توان کتابت قرآن را پدیده‏اى در طول حفظ آن در نظر گرفت و اسناد کتابت قرآن در مکه و یا مطلق کتابت و نویسندگى در این شهر شاهد این نتیجه گیرى است.
ه-: وعده الهى که «انّ علینا جمعه و قرءانه» (القیمه، ۱۷) تعارضى با سیاست‏هاى پیامبر (ص) در توصیه به نگارش وحى ندارد و اساساً وعده «جمع الهى» از طریق دستورات پیامبر (ص) قابل تحقق است، دلیل این موضوع توجه به رابطه آیه: «ثم انّ علینا بیانه» (همان، ۱۹) با آیه: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس مانزل الیهم» (النحل، ۴۴) که آیه اوّل بیان قرآن را در عهده خداوند اعلام کرده و آیه دوّم رسول خدا (ص) را مأمور تبیین قرآن معرفى مى‏کند و جمع هر دو آیه این خواهد شد که در مواردى بیان الهى از آیات قرآن، از طریق توضیحات پیامبر (ص) که خود از خداوند آموخته است، به مردم ابلاغ مى‏گردد.
و: موضوع اختلاف قرائت که دلیل دیگرى جهت عدم تدوین قرآن در حیات رسول خدا (ص) طرح شده، از اساس واقعیت ندارد و بنا بر عقیده محققان شیعه اختلاف قراءات و قرائت‏هاى خاص هر یک از صحابه، ریشه‏اى در دوران رسول خدا (ص) ندارد و حدیث «احرف سبعه» و قراءات گوناگون از مسائلى است که در اواخر
قرن اوّل پیدا شده است. (عسکرى، ۲ (ص) ۱۲۱ الى ۱۳۰، خوئى، ۱۷۷ الى ۱۷۸)
ز: برخلاف نظر بلاشر ضرورت وجود مصحف و قرآن مکتوب در همان عصر رسالت احساس گردید، این موضوع ارتباطى با تماس با یهودیان مدینه ندارد، بلکه ارتباط با موضوعیت کتابت قرآن از نظر رسول خدا (ص) از یک سو، و اقدام آن حضرت جهت ارسال مصاحف به قبایل تازه مسلمان از سوى دیگر دارد. رسول خدا (ص) مسلمانان را تنها از همراه بردن مصحف به سرزمین‏هاى دشمنان یا معرکه‏هاى جنگ نهى فرمود. (ابن ماجه، ۲ (ص) ۹۶۱، ابوداود، ۳ (ص) ۳۶ و نیز مصادر دیگر را نک: عاملى، ۸۵)
ح: برخلاف نظر بلاشر موضوع تعیین جانشین براى پیامبر (ص) از همان دوران حیات پیامبر (ص) مد نظر خدا و رسول، قرار گرفت، البته این مطلبى کلامى است که شیعه و اهل سنت در خصوص آن نظر واحدى ندارند اما مراجعه به روایات وارده در خصوص علنى شدن بعثت پیامبر اسلام (ص) که در کتب تاریخى و حدیثى وارد شده گواه روشنى بر تصریح این مطلب است که پیامبر فرمود: «نخستین کسى که به من ایمان آورد، او خلیفه، برادر و وصى من خواهد بود. در این جا على (ع) ایمان خود را به پیامبر اظهار داشت، و بعدها حضرت على (ع) به همین مطلب احتجاج میفرمود. (نک: طبرى، ۲ (ص) ۳۲۲) ۱ «۱»
2- بلاشر وجمع قرآن بعد از رحلت رسول خدا (ص)
الف- ابوبکر و جمع قرآن‏
بلاشر جمع قرآن در دوره خلافت ابوبکر را- مطابق روایاتى که- در منابع اهل سنت وارد شده- مى‏پذیرد، گرچه در برابر آن پرسش‏هاى جدى نیز وارد کرده است او مى‏نویسد: «رحلت پیغمبر و به دنبال آن انسداد باب وحى وعدم امکان پرسش از معلم و رهبر درباره نکات مبهم قرآنى، موجب بروز موقعیت جدیدى شد و مسائلى را مطرح کرد که منجر به انجام کارى شد که پیغمبر شخصاً دست بدان نیازیده بود.» در این هنگام وحى به چه ترتیبى حفظ مى‏شد؟
1- از یک طرف عده‏اى معدود از مؤمنان، وحى را تقریباً به تمامى از حفظ داشتند که متأسفانه همه احادیث درباره نام ایشان وحدت نظر ندارند … چون در این مساله بحثى نیست که قسمت بیشتر وحى در زمان رسول خدا (ص) مطلقاً به حافظه سپرده شده بود، بنابراین طبیعى‏
__________________________________________________
(۱) آقاى محمود رامیار در نقد دیدگاه بلاشر نوشته است: «چطور امکان دارد رئیس جامعهاى که بنیانگذار نظام تازهاى است براى اجتماع بشرى، و تا آخرین لحظه حیات، حتى در بستر مرگ دمى از تحکیم مبانى اساسى جامعه غافل نمانده، از مسأله جانشینى خود و ادام شریعتى که بنیان نهاده غافل باشد؟ کسى که ختم پیغمبران است و شریعتى آورده که تا زندگى باقى است، آن شریعت زنده و پویا و پا برجا خواهد بود، چطور امکان دارد که از تداوم رهبرى اجتماع پس از خود غفلت کند و مردم نومسلمانى را که تازه دل در گرو اسلام بستهاند و مذهبى را که تازه بیست و چند سال از پیدایشش نگذشته، بدون عنایت به آیند جامعه بشرى، بگذارد و برود. هر فرد عادى به فکر نسل هاى بعد از خود است که لااقل ترکه و میراثش چه میشود. آن وقت معلم بشریت و رهبر جامع انسانى، به زندگى فرداى انسانها بیاعتنا باقى میماند، و یا خداوند کریم، تنها براى برههاى از زمان پیامبر میفرستد و بعد لطف و رحمتش فراموش میشود و مردم یله و رها میشوند بر خلاف نظر بلاشر، فکر جانشینى پیامبر اکرم (ص) وجود داشته و از همان آغاز اسلام هم وجود داشته است. از همان وقت که پیامبر اکرم کودک نوسالى مانند على (ع) را به خان خود میبرد و از همان کوچکى چون کودک خود سرپرستى و تربیت میکند و پابهپاى خود تا آخرین لحظ حیات بدون لحظهاى غفلت همراه میدارد و بارها و بارها به مردم تأکید میکند که هر که را من مولاى اویم، على مولاى اوست. نکت دیگرى که این قبیل اظهار نظرها نشان میدهد، میزان این دسته از دانشمندان، از طرز تفکر اسلامى به خصوص شیعه است. (همو، ۱۲)
است که این فکر پیش بیاید که هر سوره‏اى مدت مدیدى در بند حافظه گردآورندگان بوده است. و در این دوره باید اختلافاتى بروز مى‏کرد. بدون شک این اختلافات باید خیلى بیشتر از اختلافات سالهاى نخستین تبلیغ مى‏بوده است.» (همو، ۴۸)
2- از طرف دیگر قطعات متعددى از قرآن مکتوب از موادى خارج از قواعد رائج تشکیل شده است … اما آیا این مجموعه‏ها با نسخه‏هاى مختلفى وجود داشته‏اند؟ این را نه مى‏توانیم تایید کنیم و نه تکذیب. با وجود این اگر هم نسخه‏هاى متعددى وجود داشته، احتمال اختلاف ناشى از کار نسخه نویسان نیز قابل تأمل است. نیز، ابتدایى بودن الفبا و ثابت نبودن املاء کلمات، موجب تشدید اختلاف در ضبط کلمات و تغییر تلفظ کلمات گردید.
آخرین تجزیه وتحلیلها نشان مى‏دهد که حتى در زمان حیات محمد (ص) حافظه امین واقعى وحى و ضامن نقل وحى به وسیله قلم بوده است، بدین موقعیت بسیار حساس، خطر دیگرى نیز افزوده مى‏شود و «آن اینکه در جنگ «عقرباء» که بر علیه پیغمبر دروغى مسیلمه (پایان سال ۱۱ هجرى) انجام گرفت، عده‏اى از مؤمنان که قرآن را در حافظه داشتند شهید شدند.» (همو، ۵۰)
با این زمینه چینى، بلاشر به سراغ روایات جمع قرآن در خلافت ابوبکر رفته و این روایات را به طور کامل نقل مى‏کند. على رغم آنکه در این روایات با وحشت و نگرانى نسبت به از بین رفتن قرآن، هشدار داده شده است، بلاشر به نتیجه کار و تأثیر عملى جمع قرآن در دوران ابوبکر توجه کرده و با نوعى ناباورى نسبت واقعى بودن ترس ابوبکر و عمر نسبت به از بین رفتن قرآن، نتیجه کار زیدبن ثابت را تعقیب مى‏کند به طورى که پرده از انگیزه واقعى هیئت جمع کننده قرآن- ابوبکر، عمر و زیدبن ثابت برداشته شود وى مى‏نویسد: «مساله تاریخ گردآورى قرآن به وسیله زیدبن ثابت روشن نیست. در باره تاریخ این کار نیز شکى وجود دارد: یعنى وقتى زید به کار پرداخت ۱۵ ماه به مرگ ابوبکر مانده بود. بنابراین بیشتر قابل قبول است که اوراق در عهد عمر پایان یافته باشد. ولى مطلب بدینجا پایان نمى‏پذیرد. تشکیل مصحف در موقعیتى که عمر را به وحشت انداخت، چه تأثیرى مى‏توانست داشته باشد؟ منطقاً جامعه به مجموعه وحیى احتیاج داشت که مورد قبول همه واقع شده و همه آن را پذیرفته باشند. آیا چنین چیزى بود؟ هرگز، زیرا اوراقى که مصحف را تشکیل مى‏داد ملک شخصى ابوبکر و عمر بود نه ملک خلیفه رهبر جامعه. به طور کلى مسأله بدین م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *