توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی شامل 120 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نمادهای سبک زندگی غربی در تقابل با سبک زندگی اسلامی :
مقدمه
مفهوم سبک زندگی، یعنی انطباق دادن یک رهیافت سـبک داده شـده در زندگی. سبک زندگی را می توان مجموعه ای از: تلقی ها، ارزش ها، شیوه های رفتار، حالت ها، سلیقه ها و عملکردها دانست که فرد آنها را به کار می گیرد؛ زیرا نه فقط نیازهای روزمره او را برآورده می کند، بلکه روایت خاصی را هـم کـه وی برای هویت شخصی خود برگزیده است، در برابر دیگران تجسم می بخشد. عملکردهایی که در عرصه های مختلف زندگی ازجمله: نوع پوشش، خوراک، زبان، ادبیات، مد، مصرف فرهنگی، رفتارهای شخصی، نحوه ی گذران زنـدگی و اوقـات فـراغت و… تجسم می یابند.
سبک زندگی زایـیده انـتخاب های مـردم در میان محدودیت های ساختاری خود و بازتاب مهم موقعیت های اجتماعی آنها است. اگرچه سبک های زندگی مجموعه ای از حالت ها و سلیقه ها در هر چیزی از موسیقی گرفته تـا هـنر، تـلویزیون، دکوراسیون و فرش کردن خانه… را در بر می گیرد، اما در برخی از مـوارد نـمود و بروز بیشتری دارد. در بیشتر مواقع عناصر یک سبک زندگی به شکلی جمع می شوند و شماری افراد در یک نوع سبک زندگی مـشترکاتی پیـدا مـی کنند؛ به عبارت دیگر گروه های اجتماعی اغلب مالک یک نوع سـبک زندگی می شوند و یک سبک را تشکیل می دهند.
سبک زندگی غربی ویژگی ها و نمودهای خاص خود را دارد که شاید بتوان گفت از مـلزومات ایـن شـیوه زندگی است. این سبک از زندگی معمولاً با سنت گریزی، دین گریزی، معنویت گرایی، طـلب لذت آنـی همراه است و روابط جنسی، ورزش و رسانه جلوه گاه های مهم آن هستند. ما در این مقاله قصد داریم به شـرح گـسترده ایـن نمادها بپردازیم.
نماد چیست؟
جامعه شناسان معتقدند انسان موجودی است اجتماعی، نیازمند آن است کـه بـا دیـگران وارد کنش متقابل شود، درغیر این صورت حیاتش به خطر می افتد. نخست آنکه نیازهای خـود را نـمی تواند تـأمین کند. درمرتبه دوم نمی تواند بیاموزد که چگونه نیازهایش را تأمین کند.
درست است که هر انـسانی بـه لحاظ ژنتیکی این استعداد را دارد که مشکلات خود را به تنهایی حل کند، اما اگـر کـسی نـباشد که این استعداد را پرورش دهد این امر به خودی خود صورت نمی گیرد درغیر این صورت مـی گویم ایـن امر غریزی است.
کودک در هنگام تولد تا چند ماهگی فقط قادر است رفـتارهای خـاص و مـحدودی را نشان دهد که در تمام کودکان تشابه دارد. رفتارهایی چون: خندیدن، گریه کردن، کشیدن بدن، مکیدن و… او درحین رشـد از والدیـن خود حرکات ها و رفتارهای دیگر را می آموزد. تکرار صداها، کلمات، جمله ها و نهایتاً سخن گـفتن؛ حـتی بـعدها قادر خواهد بود حالات چهره والدینش را بخواند؛ برای مثال زمانی که مادرش ناراحت است، مـی فهمد آیـا عـلت این ناراحتی رفتار ناپسند او است یا اختلافی که با پدر پیدا کرده اسـت.
کـنش اجتماعی واحد اساسی و سلول بنیادین در مطالعات اجتماعی به حساب می آید. امتیاز انسان بر سایر موجودات در آن اسـت کـه نحوه و ماهیت رفتارهای او نسبت به سایر موجودات متفاوت به نظرمی آید؛ به عـبارت دیـگر انسان ها به گونه ای عمل می کنند که موجودات دیـگر تـوانایی انـجام آن را ندارند. رفتار انسان ها همواره با تفکر، انـدیشه و تـدبر همراه است. از این رو می توان گفت: «عمل به معنای رفتار معنی دار و آگاهانه است.» امـا از سـوی دیگر تلاش انسان برای بـرقراری ارتـباط و رابطه بـا سـایر اعـضای جامعه به میل طبیعی او به اجـتماعی زنـدگی کردن مربوط می شود؛ به عبارت دیگر این تمایل انسان ها را به سوی ایجاد روابـط بـا دیگران سوق داده و موجبات تداوم حیات اجـتماعی جوامع را فراهم می کند. بـه سـخن دیگر کنش ابتدایی ترین عنصر مـشترک زنـدگی اجتماعی بشری، دربرگیرنده مجموعه رفتارهایی است که انسان ها برای رسیدن به اهداف مـعین نـسبت به یکدیگر انجام می دهند. از ایـن رو بـه عـمل جهت گیری شده بـه سـوی شخص دیگر اصطلاحاً کـنش اجـتماعی گفته می شود(روشه، ۱۳۷۰: ۲۱-۲۶).
در جامعه شناسی دو تعریف معروف از کنش «ماکس وبر» و «امیل دورکیم» نقل می شود. از دیـدگاه مـاکس وبر، کنش در صورتی اجتماعی است کـه فـرد یا افـراد رفـتار کـننده برای آن معنای ذهنی قـائل شوند، رفتار دیگران را مد نظر قرار دهند و در جریان خود از آن متأثر می شوند. در تعریف وبر، سه مـعیار نـهفته است: اول آنکه اشخاص در کنش باید رفـتار دیـگران و حـضور یـا وجـود آنها را در نظر داشـته بـاشند. دوم آنکه کنش باید دارای ارزش نشانه ای (نمادین) برای دیگران و کنش دیگران هم ارزش نمادین(سمبلیک) برای خود فرد داشـته بـاشد تـا منظور یکدیگر را بفهمند. معیار سوم در تعریف وبـر، آن اسـت کـه رفـتار افـراد در یـک کنش اجتماعی تحت تأثیر ادراک آنها از معنای کنش دیگران و کنش خودشان قرار دارد. تعریف دورکیم از تعریف وبر، متفاوت است و بیشتر جنبه عینی دارد. از نظر دورکیم کنش اجتماعی شامل چگونگی عـمل، تفکر و احساس است که خارج از فرد هستند و دارای خوی اجبار و الزام هستند که به برکت آن خود را بر فرد تحمیل می کنند. دورکیم دو معیار عینی برای کنش اجتماعی مطرح می کند:
۱. بیرونی بودن حالات مـحل فـکر و احساس در رابطه با اشخاص؛
۲. جبر و فشاری که اشخاص تحمل می کنند. (گلد، ۱۳۷۶: ۷۰۹)
آنچه که واقعاً مرز جدایی انسان از حیوان را مشخص می کند ویژگی های اساسی انسانی است. این ویژگی ها عبارتند از: استفاده از نـمادها، رشـد خود و اندیشیدن که هرسه متقابلاً بر هم تأثیر دارند. از این میان اهمیت نمادها بیشتر است. در فرهنگ فارسی عمید نماد به معنای نماینده و نـمود آمـده است. در کتب علوم اجتماعی نماد از دو مـنظر بـررسی شده است:
۱. در معنای محدود کلمه نماد، جلوه ای است عینی که واقعیت مجردی را مجسم می دارد؛ به عبارت دیگر نماد نشان یا علامتی است که برای تـجسم واقـعیتی غیرمادی به کار می رود؛
۲. درمـعنای کـلی، نماد به معنای نشانی است قرار دادی، نسبی و تابع موقعیت طبیعی ویژه. از نظر جامعه شناس نمادها جلوه هایی عینی هستند که از معناهایی که توسط همه یا اکثر افراد جامعه شناخته شده اند را به نـمایش مـی گذارند. عناصر تشکیل دهنده نماد:
۱. دال: که جانشین چیز دیگری است؛
۲. طبقه مدلول: در واقع «دیگری» است که دال جای آن را می گیرد.
۳. دلالت: رابط بین دال ومدلول است و توسط دیگران درک و تفسیر می شود (ساروخانی، ۱۳۷۰: ۶۳۸).
سبک زندگی غیرالهی و غـربی
تـلقی ادیان ابـراهیمی، این است که دین؛ یعنی راه و روش زندگی؛ اما امروز این مسئله مطرح است که سبک زندگی، یعنی دیـن. این دکترین (نظریه) خاص سبک زندگی غربی است. با اصالت یـافتن انـسان در انـدیشه اومانیستی غرب، حق انسان موجب شکل گیری حدود زندگی شده و این حدود، سبک زندگی را شکل می دهد و به ایـن تـرتیب، سبک زندگی، یک دین می شود. در زندگی بورژوازی، سبک زندگی به مثابه دین اسـت امـا در اسـلام، دین به مثابه سبک زندگی است. سبک زندگی بورژوازی به تنوع و تکثر دین برآمده و بـه آن می انجامد. مسلمانان جوان، بیشترین تأثیر را از دنیای متجدد از رهگذر آن چیزی می پذیرند که می توان آن را شـیوه ی زندگی جدید نامید.
شـیوه ی زنـدگی جدید، که طبعاً در حد خود، بیانگر فلسفه ای خاص نیز هست، به مراتب بیشتر از فلسفه ها و الهیات و یا ایدئولوژی های جدید و به نحوی مستقیم و بدون واسطه آنچنان بر جوانان مسلمان تأثیر می گذارد که شـواهد آن را تقریبا در همه مراکز شهری بزرگ جهان اسلام و میان جوانان مسلمانی می توان دید که در مغرب، زندگی یا تحصیل می کنند، (نصر، ۱۳۸۲، ۳۳۰ ).
مدرنیته که غربی ها از آن با عنوان یک سبک زندگی یاد می کنند، روش تازه ای را در ایـن سـیصدسال اخیر پیاده کرده است که در تمامی موارد؛ مانند خوراک، پوشاک، روابط انسان ها، روابط جنسی و تمام حرکات انسان ها نمایان است و هر روز ممکن است این الگوها تغییر پیدا کنند. نتیجه اینکه در غـرب، انـسان خود قانونگذار است و برای زندگی خویش چارچوب تعیین می کند؛ اینکه چگونه لباس بپوشد و بخورد، خوب و بد چیست و براساس پدیده ای به نام مد، یک توضیح المسائل ارائه می کند. سبک زندگی غربی، بـرحسب ظـاهر، آزادی کامل فردی از قیدوبند سنت ها و اصولی است که طی زنجیره ای طولانی، از نسلی به نسل بعد رسیده.
امروزه اشتیاق شدید جوانان سراسر جهان به شنیدن موسیقی به اصطلاح پاپ؛ اعم از این کـه راک بـاشد یـا هوی متال و یا غیر آن، پوشـیدن لبـاس های نـوعاً جدید مثل بلوجین که زبان حال میل به آزادی از قیدوبندها، تحرک و تکاپو و اعلام استقلال یک تنه از قید ضوابط و معیارهای اجتماعی کـاملاً واضـح اسـت. کشش جوانان به طرف اتومبیل های پرسرعت و انواع تفریحات بـه درستی آشـکار است، تفریحاتی که دربردارنده سرعت و جروئت باشد به همان ترتیبی که در فیلم ها و سرگرمی ها دیده می شود. بسیاری از جوانان تیز و چـابک، پا در رکـاب سـفر می گذارند بدون آنکه بدانند به کجا می روند. در این فریفته شدگی تا تـسخیرشدگی در قبال شیوه زندگی جدید (که از غرب، سرچشمه گرفته و جهانگیر است)، آماج القائات بی امان تلویزیون ها و سایر رسانه های جمعی دخـیل بـوده اند کـه تبلیغ کننده ارزش های فرهنگی جهان مدرن هستند. (نصر، ۱۳۸۲، ۳۳۱)
این شیوه جـدید زنـدگی، حتی با آن عده از الگوهای زندگی جامعه غربی نیز سازگاری ندارد که طی چند قرن گذشته، مـعمول بـوده و نـشان دهنده از هم گسیختن این جامعه است. از هم گسیختگی سریع جامعه غرب و دور شدن شتابان آن از وضـیعتی کـه تـاکنون داشته است، در این واقعیت می توان دید که تنها در یک نسل قبل، به رقم آنکه روابـط جـنسی، بـسیار آزادتر و بی مهارتر از جوامع سنتی بود، بنیان خانواده همچنان در غرب استحکام داشت و هنوز ارزش های اخـلاقی مـسیحی به مراتب بیشتر از امروز، برقرار بود. مفهوم پوچی و بی معنایی زندگی و هیچ انگاری که بـا بـی اعتمادی بـه نسل قبل، مخالفت با بسیاری دو رویی ها که این جوانان در نسل پدران و مادران خود می دیدند، از هـم گـسیختن خانواده، از دست رفتن نقش های سنتی زن و مرد، رابطه آنها با یکدیگر و سرانجام بـر بـاد رفـتن هرگونه اقتدار و مرجعیتی، اعم از اخلاقی و معنوی یا حتی اجتماعی و تا حدودی سیاسی، نیز همراه بـود، بـه ویژه در چند دهه اخیر و در میان نسل رشد یافته پس از جنگ دوم جهانی، پدیدار شد. (نصر، ۱۳۸۲، ۳۳۲).
شـیوه زنـدگی جـدید، بیانگر گریز جدی از هنجارها و معیارهای دنیای متجددی است که تاکنون برقرار بوده و در عین حال، تـالی مـنطقی هـمان هنجارها است (نصر، ۱۳۸۲: ۳۳۲).
۱. سنت گریزی
سنت به عبارتی رسم، عادت یا انتقال قـهری افـکار و مضامین از نسلی به نسل دیگر است. بنابراین سنت عملی قابل تکرار و تکرار شونده است که بـرای هـر بار تکرار آن نیاز به بارگذاری فکری ندارد. گاهی هم از سنت مجموعه اصـولی را مـراد می کنند که از عالم بالا فرود آمده اند و در اصـل عـبارتند از: یـک نوع تجلی خاص ذات الاهی، همراه با اطـلاق و بـکارگیری این اصول در مقاطع زمانی مختلف و در وضعیت متفاوت برای یک جماعت بشری خاص(نـصر، ۱۳۸۱: ۱۱۶).
طـبعاً یکی از مهم ترین ویژگی های شیوه زنـدگی جـدید غربی شـورش بـرضد هـر چیزی است که سنت تلقی شـده بـاشد. اعم از سنت به همان مفهوم قدسی و آسمانی یا آداب و سنن و همه آنچه از نـسل های پیـشین رسیده است. شاید در میان نسل های اخـیر، هیچ نسلی بیشتر از نـسل کـنونی جوانان غربی، برای گریز از سـنن و مـواریث آبا و اجداد خود نکوشیده است. این گریز باعث ایجاد پدیده ای موسوم به شـکاف بـین نسل ها شده است. (نصر، ۱۳۸۱، ۳۳۲). گـریز از سـنت و هـرآنچه که سنتی اسـت، وقـتی روی می دهد که کسی بـخواهد از نـو بودن اندیشه یا عملی، درستی یا خوبی آن را نتیجه بگیرد. آنچه انسان را به پذیرش تـجددگرایی وا مـی دارد، آراستگی و درخشش امور تازه و حالت روانـی آدمـی است که نـوگرایی را مـی پسندد.
مـغالطه تجددگرایی مبتنی بر ایـن پیش فرض است: «هر چیز نو، ناشی از پیشرفت و رشد بشریت است؛ پس باید آن را پذیرفت.» که ریشه تـاریخی آن را در مـغرب زمین می توان در دو دوره جست وجو کرد: یکی آغاز رنـسانس کـه جـهش بـزرگی در دانـش تجربی پدید آمـد و یـافته های جدید علمی برای بشر به ارمغان آورد تا آنجا که پنداشتند هر چیز جدیدی از رشد علمی بـشر سـرچشمه مـی گیرد و می توان آن را پذیرفت.
نقطه عطف دیگر، اندیشه های هـگل اسـت کـه بـه مـسأله پیـشرفت جنبه فلسفی بخشید و مدعی شد که جهان پیوسته رو به بهبود و پیشرفت است. این اندیشه چنان در میان گروه های تجددطلب جا افتاد که معتقد شدند هر نویی بهتر از کـهنه است. از موارد مهم شیوع این طرز فکر، آگهی های تجاری است. همچنین مسأله تضاد ارزش های جدید با ارزش های دینی در کشورهای جهان سوم از همین دسته است.
جنبه دیگر تجددگرایی این است کـه ایـن پیش فرض را بپذیریم که «هرآنچه قدیمی است؛ نادرست و ناپذیرفتنی است.» این جمله اساس اندیشه نادرستی است که از آن به سنت گریزی تعبیر می شود. مقتضای تفکر عقلی و منطقی این است که برای قضاوت درباره هـر مـدعایی به محتوای آن مدعا و براهین آن توجه کنیم؛ بنابراین برای نشان دادن خطای یک اندیشه و مدعا باید با استدلال و برهان سخن گفت و نمی شود تنها بـه دلیـل قدیمی بودن، اندیشه ای را نادرست خواند(دانـشنامه آزاد ویـکی پدیا، تحت عنوان توسل به تجدد).
از آنجا که طبیعت ثابت انسان به دست فراموشی سپرده شده، نیازهای آدمی تا حد تغییرات عارضی تنزل یـافته اسـت که فقط بر پوسـته و لایـه بیرونی وجود بشر تأثیر می کنند. وقتی مردم از نیازهای بشری امروز سخن به میان می آورند، اغلب آن نوع بشری را مراد می کنند که در طوقه محدود مانده و از مرکز کلی بریده است؛ بشری که تـنها عـرضاً انسان و ذاتاً حیوان است؛ انسانی که قیمومیت اولیه ی خویش به عنوان جانشین خدا بر روی زمین را محقق نمی کند(نصر، ۱۳۸۱، ۱۱۸). این گرایش در کنار گرایشی که ناخودآگاهانه امور غیرمادی را با امور روحانی یـکی مـی گیرد، خطرناک ترین خـبط و خطاها را در حیات دینی انسان متجدد در جهان غرب – به ویژه در آمریکا – به وجود آورده است.
۲. دین گریزی
برای فهم سرشت عـصیان آمیز سبک زندگی جدید توجه به یک عامل دیگر نیز ضروری اسـت. ایـن عـامل متضمن از دست رفتن ایمان و اعتقاد جوانان به معیارهای اخلاقی و دینی جامعه غربی است. دین استوارترین ستون حیات مـادی و مـعنوی و امنیت روانی آدمی است که به او عزت و شرافت می بخشد و نور ایمان و اخلاص را در جـانش بـرمی فروزد و او را از زنـجیرهای اسارت های نابخردانه آزاد می کند. دینداری نهادی کردن تعالیم و ارزش های دینی است، در همه ابعاد حیات آدمی که ثـمرات بی شماری دارد و در لباس یقین، صبر و تسلیم و رضا، امانتداری، راستی، حیا و پاکدامنی، وفاداری، پارسایی، انـفاق و احسان، رحم و عطوفت، مـدارا و مـهربانی، طاعت و عبادت، جهاد و تلاش… جلوه می کند، اما پیوسته عواملی به صورت پیدا و پنهان، دینداری را تهدید می کند. این عوامل به صورت آفت ها، آسیب ها و موانع بازدارنده، فرا راه اندیشه دینی و گرایش او به دین قـرار می گیرد و زمینه دین گریزی و دین ستیزی را فراهم می کند (شکوهی، ۱۳۸۴: ۱۵).
سبک جدید زندگی غربی بر شایستگی شخصیتی افراد انسانی تأکید دارد. انسان غربی امروزه به دفاع از ارزش و آزادی انسان علاقه مند است. اعتقاد دینی در چهارچوب جهان بینی جـدید انـسان غربی، دیگر یک نظام اندیشه ای مستقل و مبتنی بر خدا محوری نیست، بلکه تا سرحد نوعی تجربه روحانی فردی و شخصی تنزل یافته و از نظام شریعت و مفاهیم حقوقی و تعالیم عمیق اجتماعی تهی گردیده است. اعـتقاد دیـنی در چهارچوب جهان بینی اومانیستی و در زیر این جهان بینی چونان تابعی از آن است که مفاهیم و مقولات بنیادی آن همگی مسخ و تحریف شده تا با معیارهای این سبک از زندگی هماهنگی یابد.
امروزه مهم ترین مبنای انـدیشه انـسان در پیدایش سبک جدید زندگی او اومانیسم است. جوهر اومانیسم دریافت تازه و مهمی از شأن انسان به عنوان موجودی عاقل و جدا از مقدرات الهیاتی است. در این دوره، آدمی با نیازها، خواست ها، آرمان ها و تـمایلات نـاسوتی خـود به عنوان مبنا و معیار هـمه چـیز پنـداشته می شود و به تعبیری، انسان، خدا می شود. حقیقت بشر به صُور مختلف، موجودی قائم به خود و خودبنیاد تعریف می شود(دیویس،۱۳۷۸: ۳۱).
در جهان بینی اسلامی، بـشر، مـحترم و دارای کـرامت وجودی و حقوقی انسانی است، اما آدمی این کـرامت و حـقوق را ذیل مقام بندگی الهی به دست می آورد؛ حال آنکه در سبک زندگی غربی، بشر، اصل و دائر مدار عالم فرض می شود و عـقل او کـه روحـی خودبنیاد و منقطع از وحی دارد به عنوان راهنما و معلم زندگی بشری تـعیین می گردد.
انسان امروز با قائل شدن حق و شأن قانون گذاری برای خودش و حق دخالت در شرایع الهی و قوانین آسمانی، عملاً و حـتی نـظراً مـنکر توحید در ربوبیت تشریعی خداوند می شود. اساساً این شیوه جدید زندگی اگـر آشـکارا ملحدانه نباشد، ماهیتی یقیناً شرک آلود دارد؛ زیرا که در چهارچوب آن، تلاش می شود تا آدمی مبنا، معیار، میزان، غـایت و ریـشه پنـداشته شود و منشأ نهایی ارزش های اخلاقی و حقایق نیز آدمی پنداشته شود.
در بینش اسـلامی خـداوند دیـن را در نهاد بشر قرار داده است و انسان به طور فطری تمایل و گرایش به دین دارد. خداوند در آیـه ای از قـرآن مـی فرماید: فَأَقِم وجهَکَ لِلدّینِ حَنیفاً فِطرَت الله الّتی فَطَرَ الّناس عَلَیها (روم/۳۱) ما مدعی هستیم که انـسان بـالطبع نمی بایست گرایش مادی پیدا کند، مادیگری یک جریان مخالف طبیعت و فطرت انسان اسـت و چـون بـر خلاف اصل است باید به جستجوی علت آن پرداخت و از سببی که آن را بر خلاف اصل و قـاعده بـوجود آورده کاوش کرد(مطهری، ۱۳۸۳، ۱: ۴۷۲).
استاد مطهری علل اعراض از دین و خدا را در سه مورد ذکر مـی کند:
رسـوخ افـکار غلط در زمینه مسائل مذهبی در ذهن انسان ها؛ به اعتقاد ایشان، برای دانشمندان در مسأله خدا سوءتفاهمی پیـدا شـده، علت این سوءتفاهم آن است که فکر و عقیده خدا را در کودکی از کسانی فرا مـی گیرند کـه مـدعی خداشناسی هستند، اما خدا را نمی شناسند. ذات خدا و صفات خدا و طرز دست اندرکار بودن خدا در عالم را طوری تـعلیم مـی دهند کـه با عقل، علم و منطق جور درنمی آید. مفهومی نامعقول از خدا و دین به مـردم تـعلیم می دهند. بدیهی است که دانشمند پس از آنکه با عقل، علوم و منطق آشنا شد نمی تواند معانی و مفاهیم نـامعقول و غـیرمنطقی را بپذیرد. ناچار آن ایمان نامعقول جای خود را در ذهن دانشمند به انکار و نفی مـی دهد و چـون می پندارد عقیده به خدا جز به هـمان شـکل غـیرمنطقی نباید باشد منکر خدا می شود(مطهری، ۱۳۸۳، خـورشید دیـن هرگز غروب نمی کند؛ مجموعه آثار؛ ۳: ۴۰۲). در قرون وسطی که مسأله خدا به دست کـشیش ها افـتاد یک سلسله مفاهیم کودکانه و نـارسا دربـاره خدا بـه وجود آمـد کـه به هیچ وجه با حقیقت وفق نـمی داد و طـبعاً افراد باهوش و روشن فکر را قانع نمی کرد، بلکه متنفر می ساخت و برضد مکتب الهی بـرمی انگیخت(مـطهری، ۱۳۸۳، ۱: ۴۷۹). بسیاری از افراد تحت تأثیر تلقینات پدران و مـادران جاهل یا مبلغان بـی سواد افـکار غلطی در زمینه مذهبی در ذهنشان رسـوخ کـرده است. و همان افکار غلط اثر سوء بخشیده و آنها را درباره دین و مذهب دچار تردید و احـیاناً انـکار کرده است(همان، ۳: ۴۰۳).
آلودگی محیط بـه شـهوات و هـواپرستی؛ از دیگر چیزهایی کـه مـوجب اعراض و تنفر مردم از خـدا، دیـن و همه معنویات می شود، آلوده بودن محیط و غرق شدن افراد در شهوت پرستی و هواپرستی است. محیط آلوده همواره موجبات تـحریک شـهوات، تن پروری و حیوان صفتی را فراهم می کند. بـدیهی اسـت غرق شدن در شـهوات پسـت حـیوانی با هرگونه احساس تـعالی، اعم از تعالی مذهبی یا اخلاقی، علمی یا هنری منافات دارد؛ همه آنها را می میراند. آدم شهوت پرست نه تـنها نـمی تواند احساسات عالی مذهبی را در خود بپروراند، احـساس عـزت، شـرافت و سـیادت را نـیز از دست می دهد. احـساس شـهامت و فداکاری را نیز فراموش می کند. آن که اسیر شهوات است، جاذبه های معنوی اعم از دینی، اخلاقی، علمی و هنری کـمتر در او تـأثیر دارد(هـمان: ۴۰۳).
توهم ضدیت دین با سایر فطریات بـشر؛ اسـتاد مـطهری مـعتقد اسـت، بـشر فطریات زیادی دارد. در سرشت بشر تمایل به بسیاری از چیزها نهاده شده است. همه این تمایلات مربوط به اموری است که بشر در سیر تکاملی خود به آنها احتیاج دارد؛ یعنی هـیچ تمایل بیهوده و لغوی که احتیاج به کشتن و میراندن داشته باشد در وجود بشر نهاده نشده است،… در سرشت انسان تمایلات زیادی وجود دارد، از آن جمله: تمایل به ثروت، تمایل به محبوبیت اجتماعی، تمایل به علم و حـقیقت جویی، تـمایل به تشکیل خانواده و انتخاب همسر و امثال اینها. تمایل دینی نیز از تمایلات طبیعی انسان است. هیچ یک از این تمایلات با یکدیگر سر جنگ ندارند. بین آنها تضاد و تناقض واقعی نیست. هـرکدام از آنـها سهمی و حظی و بهره ای دارد. اگر سهم و حظ و بهره آنها به عدالت داده شود هماهنگی کامل میان آنها برقرار می شود…، اما بعضی مقدس مآبان و مدعیان تـبلیغ دیـن، به نام دین با هـمه چـیز به جنگ برمی خیزند؛ شعارشان این است: اگر می خواهی دین داشته باشی پشت پا بزن به همه چیز، گرد مال و ثروت نگرد.. .، بنابراین اگر کسی بخواهد بـه غـریزه دینی خود پاسخ مـثبت دهـد باید با همه چیز در جنگ باشد. بدیهی است هنگامی که مفهوم زهد، ترک وسائل معاش و ترک موقعیت اجتماعی و انزوا و اعراض از انسان های دیگر باشد؛ مادامی که غریزه جنسی پلید شناخته شود و منزه ترین افـراد کـسی باشد که در همه عمر مجرد زیسته است؛ زمانی که علم دشمن دین معرفی شود و علما و دانشمندان به نام دین در آتش افکنده شوند و یا سرهاشان زیر گیوتین برود مسلماً و قطعاً مردم به دین بـدبین خـواهند شد (هـمان: ۴۰۵).
رنه گنون، متفکر بزرگ معاصر می گوید: «اومانیسم، نخستین صورت امری بود که به شکل نفی روح دینی مـعاصر درآمده بود و چون می خواستند همه چیز را به میزان بشری محدود کـنند – بـشری کـه خود غایت و نهایت خود قلمداد شده بود – سرانجام مرحله به مرحله به پست ترین درجات وجود بشری سـقوط کـردند…. » (گنون، ۱۳۴۲: ۱۸) و این همان انکار صریح یا غیرصریح خالقیت و ربوبیت الهی و نسبت بندگی و مـخلوقیت بـشر بـا خداوند در سبک زندگی جدید او است.
مهم ترین تأثیرات سبک زندگی غربی را بر روی تفکر مذهبی، می توان تـحت دو عنوان تسامح و سکولاریزم بررسی کرد.
۲. ۱. تسامح
در اثر جنگ های دینی قرن ۱۶ و ۱۷ مسأله امکان هـمزیستی مسالمت آمیز بین معتقدات ادیـان مـختلف مطرح و بر مفهوم تساهل و تسامح تأکید شد و بینش های دینی سنتی، به شدت تحت تأثیر روحیه تساهل و تسامح قرار گرفت.
تسامح از نظر اصحاب دایره المعارف چنین تعریف شده است: «فضیلت انسان ضعیفی کـه مقدر شده با دیگرانی که شبیه او هستند زندگی کند. » (دلون، ۱۳۷۸، ۵۹) در این دیدگاه، تسامح به این معنا بود که ادیان با حفظ تفاوت های هر یک با دیگری می توانند در کنار یکدیگر هم زیستی مسالمت آمـیز داشـته باشند؛ اما تسامح و تساهل انسان جدید از این اندیشه مایه می گرفت که معتقدات دینی نوع انسان از درون وی نشأت می گیرد و امری ماورایی نیست. درون مایه این معتقدات وحدت بنیادین و اساسی دارند و امـکان صـلح جهانی وجود دارد (رجبی: ۱۳۸۰، ۴۴ ).
در سبک جدید زندگی غربی شرط رسیدن به تسامح را قضاوت و تصمیم گیری آزادانه دینداران در مورد اصول دینی مورد اتفاق همه فرقه ها می دانند. بین اصول بنیادین مذهب و امور کم اهـمیت تر تـمایز نیست و راه رسیدن به وحدت، تمرکز بر ذاتیات دین است. در تساهل و مدارا تمام صاحبان عقاید به وحدت عقیده فراخوانده می شوند، خواه عقیده فلسفی باشد یا دینی و اگر دینی اسـت خـواه تـوحیدی باشد یا ادیان مبتنی بـر بـت پرستی و خـرافات تا جایی که گویی مابه الاشتراکی برای این اتحاد لحاظ نشده است و هیچ اصل ثابتی به عنوان محور سازش در بطن عقاید و مذاهب نبوده اسـت. چـنین مـذهبی ناگزیر امری اعتباری و روبنایی خواهد بود (صانع پور، ۱۳۸۱: ۲۹).
۲. ۲. سـکولاریسم
اصـالت دادن به انسان در برابر اصالت به خدا سبب شد که انسان عصر جدید گام به گام به سوی سکولاریزم و بی دینی رانده شـود. سـکولاریسم بـه عنوان ایدئولوژی یا نگرشی مبتنی بر مبانی و مقدمات نظری خـاصی استوار است که مهم ترین آنها را می توان به این قرار دانست: «۱. روحیه علم گرایی؛ ۲. عقل گرایی دوره روشنگری؛ ۳. سنت ستیزی و تجدد گرایی؛ ۴. اعتقاد بـه آزادیـ و آزادانـدیشی.» (رجبی، ۱۳۸۰: ۳۳۷) تفسیر جدید از خدا و تعالیم دینی که از سوی کسانی، مانند لوتـر مـطرح شد، پذیرش خدا و نفی مداخله خدا و دین آسمانی و تعالیم مسیحی، روی آوردن به دین طبیعی که از سـوی ولتـر و هـگل ارائه شد، شکاکیت نسبت به دین و خدا که از سوی هاکسلی مطرح گردید، مـراحلی اسـت کـه انسان امروز در سیر خود به سوی بی خدایی طی کرده است(رجبی، ۱۳۸۰: ۴۵).
۳. معنویت گرایی
از ویژگی های سبک زنـدگی جـدید، جـستجویی مشتاقانه به دنبال معناست. از دست رفتن معنای زندگی برای بسیاری از جوانان است که آنها را بـه بـیراهه طلب لذت های آنی جسمانی از طریق روابط جنسی یا استفاده از مواد مخدر و گاهی خـشونت و جـنایت کـشانده است و یا آنکه آنها را به جست وجوی فلسفه ها، فرهنگ ها وحتی ادیان جدید واداشته است. انـسان غربی بـرای فراموش کردن فقدان ساحت متعالی در زندگی خود دنیای موهومی خلق کرده است.
هـمین که ایـن دنـیای موهوم ماهیت حقیقی خود را هرچه کامل تر برملا می کند، نیاز به درک و تشخیص دوباره مرکزکلی مـبرم تر مـی شود (نصر، ۱۳۸۱: ۱۱۴).
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.