توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام با 120 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نمازآموزی به فرزندان در فقه تربیتی اسلام :
مقدمه
ارتباط با خالق و پرستش معبود از نیازهای فطری انسان است که در طول تاریخ در مجراهای مختلفی قرار گرفته، و مصداقهای گوناگونی به عنوان معبود بشر انتخاب شده است. همه ادیان ابراهیمی عبادات و مناسک خاصی دارند و پیامبران و بزرگان ادیان توحیدی در طول تاریخ، تلاشهای بسیاری برای آموزش عبادات و مناسک به پیروان و نوآموزان انجام داده اند.
عبادت در فارسی به معنای «ستایش یا پرستش کردن خدا با انجام دادن اعمالی مانند نماز، دعا و مناجات است» (انواری، ۱۳۸۱: ۴۹۶۳) و در عربی از ماده «عبد» مشتق شده و به معنای «اظهار تذلل» (راغب، ۱۴۱۲: ۵۴۲)، «اطاعت» (ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۳: ۲۷۲)، «انقیاد و خضوع» (فیومی، ۱۴۱۴: ۳۸۱) است؛ اما در اصطلاح فقهی، «انجام دادن عملی به قصد اجرای فرمان خدا» (مشکی ی، بی تا: ۳۶۶) است. در این نوشتار منظور از «تربیت عبادی»، «آموزش عبادات و کیفیت آنها و تلاش برای ایجاد روحیه پرستش و نیایش در متربی به گونه ای است که به اجرای مناسک و تکالیف عبادی متعهد شود».
تعلیم و تربیت، که بر پایه نیازهای کودکان و متربیان و داشته های انسانی آنان به شکوفایی استعدادها همت میگمارد، نمیتواند به نیاز انسان به پرستش موجودی متعالی و ارتباط با ماوراء طبیعت بیتوجه باشد. البته روشن است که تعیین مصداق موجود متعالی و معبود شایسته بر عهده تعلیم و تربیت و مطالعات تربیتی نیست؛ اما آموزش عبادت و مناسک، که در قلمرو تربیت جای میگیرد از حساسیتهای ویژهای برخوردار است.
باید خاطر نشان کرد که آموزش دین در معنای عام و آموزش عبادت و مناسک در معنای خاص با دو رویکرد آموزشی رو به رو است. برخی بر این باورند که دین و مناسک دینی نیز مانند همه مواد درسی و محتوای آموزشی از قوانین عمومی تعلیم و تربیت پیروی می کند؛ اما به باور عده ای دیگر، آموزش دین علاوه بر پیروی از قوانین و ساز وکارهای طبیعی و عمومی تربیت، اقتضائات و وضعیت ویژهای بر آن حاکم است که باید مستقلا مورد پژوهش قرار گیرد و اساسا مطالعه روانشناختی و جامعه شناختی دین و دینداری می تواند در همین رابطه ارزیابی شود که به پیدایش حوزه های مطالعاتی چون جامعه شناسی دین[۱]، روانشناسی دین[۲] و روانشناسی رشد دینی[۳] منجر شده است.
مطالعات تربیتی شاهد ظهور حوزه هایی چون تربیت اخلاقی[۴]، تربیت معنوی[۵]، تربیت ارزشها[۶] بوده که بسیار مغتنم است و سهمی بزرگ در رشد تحقیقات تربیتی دارد. روند توجه به دین در عرصه تربیت پژوهی دست کم در دو قالب «دین به عنوان مبنایی برای تعلیم و تربیت»[۷] و نیز «بررسی چگونگی تربیت انسان دیندار»[۸] بوده که نویدبخش ابوابی جدید در تربیت پژوهی است.
البته در مقابل، روند «غیر دینی سازی» یا «قداست زدایی»[۹] از تمام جنبه های علمی و عملی زندگی مدرن و تلاش برای سکولاریزم تربیتی[۱۰] یا غیردینی کردن تربیت درصدد است تا دین را از عرصه تربیت به حاشیه براند و حتی برخی در تقابل با تربیت دینی به جای «آموزش عقاید دینی»[۱۱] از «آموزش درباره عقاید دینی»[۱۲] سخن به میان آورده اند (به نقل از: سجادی، ۱۳۸۴: ۸۲) و متناقض نما[۱۳] بودن ترکیب تربیت دینی را مطرح کرده اند. اندیشمندانی چون پاول هرست[۱۴] و دیگران براین باورند که تربیت دینی با تلقین و القای اندیشه ای خاص و عقیده ای ویژه همراه است و اساسا تربیت به شمار نمیرود (ر. ک: باقری، ۱۳۸۴و ۱۳۸۰؛ موسوی، ۱۳۷۸؛ شفیلد، ۱۳۷۵).
این نوشتار، با مخدوش دانستن ادعای هرست (ر. ک: موسوی، ۱۳۹۲) و با فرض امکان تربیت دینی درصدد است با تنفس در پارادایم تربیت اسلامی[۱۵]، مسئله ای از مسائل این عرصه را بررسی کند. تربیت اسلامی که در تلاش است آموزه ها و معارف اسلامی را در باب چگونگی و بایستگی های تعلیم و تربیت گردآوری و استخراج کند، میتواند در مسیر تخصصی تر شدن به تاسیس زیرشاخه هایی چون «تفسیر تربیتی» و «حدیث تربیتی» منجر شود. در این میان، فکر «فقه تربیتی»[۱۶] عرصه ای جدید است که بر ضرورت استنباط حقوق و تکالیف شرعی مربیان و متربیان پای میفشارد و همچون نهالی نوپا، نیازمند باغبانی و رسیدگی است تا مسیر رشد و کمال خود را طی نماید (ر. ک: اعرافی، ۱۳۹۱).
تربیت دینی و بویژه آموزش نماز به کودکان و فرزندان، زمانی جامه «اهمیت دوچندان» به تن میپوشد که حساسیت دوران کودکی و نقش والدین در شکل گیری شخصیت فرزندان نیز به آن ضمیمه شود.
این نوشتار، درصدد است بر مبنای «روش شناسی فقه تربیتی»[۱۷] به بررسی مسئله ای به نام «نمازآموزی به فرزندان» بپردازد و پاسخی برای پرسش های زیر بیابد:
اساسا آیا والدین نسبت به آموزش عبادات بویژه نماز و پرورش روحیه نیایش، مسئولیتی دارند؟
دلائل آن چیست؟ نوع و ویژگیهای این مسئولیت کدام است؟ مادر چه سهمی از این مسئولیت دارد؟ زمان آغاز مسئولیت نمازآموزی از چه سنی است؟ این مسئولیت و تکلیف، عینی است یا کفایی؟ آیا باید توسط والدین به صورت مستقیم و مباشری انجام شود؟ آیا انگیزه خالص و خدایی والدین در نمازآموزی شرط است؟
برای پاسخ به پرسش های پیشین از دو دسته دلیل میتوان بهره گرفت: ۱. دلائلی که به شکل عام، تربیت عبادی فرزندان را وظیفه والدین میشمارد و نمازآموزی یکی از مصداقهای مسئولیت تربیتی آنان است. ۲. دلائل خاص که به صورت ویژه به نمازآموزی پرداخته، و به شکل تخصصی وظایف والدین را در این عرصه تبیین کرده است. از میان پنج دلیل مطرح شده، دو دلیل اول وظایف والدین را در «مطلق تربیت عبادی» بیان، و سه دلیل پسین، وظایف والدین را در «نمازآموزی به فرزندان» به شکل خاص مطرح میکند.
در ادامه به بررسی میزان اعتبار و محدوده دلالت این دلائل و یافتن پاسخ آن پرسش ها پرداخته میشود:
دلیل اول: آیه صیانت
آیه ششم سوره تحریم، چنین میفرماید:
«یا أیها الذین آمنوا قوا أنفسکم و أهلیکم نارا وقودها الناس و الحجاره: ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده خود را از آتشی حفظ کنید که هیزم آن انسانها و سنگها هستند».
بر اساس این آیه، همه مکلفان و از جمله پدران و مادران (شمول مادران یا به دلالت لفظی است و یا الغای ویژگی)، نسبت به خانواده خویش، که فرزندان قدر متیقن آن هستند، وظیفه حفاظتی و صیانتی دارند که در همه عرصه های تربیتی مصداق دارد و از آنجاکه عبارت «قوا» صیغه امر است بر وجوب این وظیفه دلالت دارد؛ به این معنا که وقایه از آتش بر والدین واجب است.
بر اساس این کریمه، والدین موظفند مقدمات دوری فرزندانشان را از آتش جهنم فراهم سازند که با ترک واجبات و انجام دادن محرمات به وجود میآید. آموزش عبادات و مناسک و پرورش حس پرستش و مناجات با خداوند برجسته ترین مصداق این وظیفه صیانتی و حفاظتی به شمار میرود. روشن است که بیتوجهی والدین به نیاز روحی فرزندان به پرستش و مناجات با خداوند و رها کردن کودک به حال خود، راه را برای تأثیرگذاری دیگر عوامل بازخواهد کرد و غبار غفلت و دوری از معنویت و خداوند بر ضمیر پاک و فطرت بی آلایش وی خواهد نشست و فرزند به مسیری وارد میشود که به آتش جهنم ختم میشود.
پس آیه وقایه بخوبی، وجوب تربیت عبادی فرزندان را اثبات میکند که نمازآموزی یکی از برجسته ترین مصداقهای تربیت عبادی است.
دلیل دوم: بخشی از «رساله الحقوق»
در باب مسئولیت والدین در مورد نمازآموزی فرزندان میتوان به بخشی از رساله الحقوق امام سجاد (علیه السلام) استدلال کرد که راهنمایی به سوی خداوند و یاری رسانی فرزند در اطاعت الهی را از حقوق فرزندان بر والدین برمیشمارد. برای تصحیح سند رساله الحقوق چندین راه حل عرضه شده که در نوشتاری دیگر به تفصیل بررسی شده است (ر. ک: اعرافی و موسوی، ۱۳۹۲).
«و أما حق ولدک فأن تعلم أنه منک و مضاف إلیک فی عاجل الدنیا به خیره و شره و أنک مسئول عما ولیته من حسن الأدب و الدلاله علی ربه عز و جل و المعونه علی طاعته فاعمل فی أمره عمل من یعلم أنه مثاب علی الإحسان إلیه معاقب علی الإساءه إلیه» (صدوق، ۱۴۱۳: ۶۲۲ و ۱۴۰۳: ۵۶۸؛ حرانی، ۱۴۰۴: ۲۶۴) امام سجاد (علیه السلام): حق فرزندت بر تو این است که بداند که از توست و در دنیا و آخرت با همه خوبی و بدیهایش به تو مستند است و دیگر آنکه تو در مورد آنچه که به سرپرستی اش گمارده شده ای مسئولی! مسئولیت هایی چون نیکو ادب کردن، راهنمایی به سوی خدا، یاری رسانی بر طاعت خدا. پس در مورد فرزندت، مانند کسی کار کن که به خاطر احسانش به فرزند، پاداش میگیرد و به خاطر بدی به وی عقاب میشود.
شاهد مثال عبارت «و الدلاله علی ربه عز و جل و المعونه علی طاعته» است. راهنمایی به سوی خداوند میتواند به دو معنا باشد: الف) آموزش خدا و صفات الهی و راهنمایی برای شناخت خداوند ب) آموزش راه خدا و دین آن و راهنمایی فرزند به سوی آنچه مورد رضایت خداوند است. روشن است که اگر معنای دوم مراد باشد با تربیت عبادی مرتبط میشود.
عبارت «و المعونه علی طاعته» بخوبی این معنا را می رساند که والدین باید به فرزندان در اطاعت از خداوند یاری برسانند و برجسته ترین مصداقهای اطاعت از خداوند، انجام دادن واجبات عبادی و مناسک دینی است. بنابراین هرگونه اقدام آموزشی و پرورشی در جهت آشنایی فرزندان با عبادات و فرائض و تمرین و انس آنان با عبادات، مشمول این تکلیف است. از سوی دیگر عبارت «حق»، «انک مسئول» و «عما ولیته» به خوبی نشان می دهد که این مسئولیت والدین، مسئولیتی إلزامی و تکلیفی واجب است.
هم چنین باید یادآور شد که معنای آیه وقایه و این عبارت از رساله الحقوق، تنها عبادات واجب را دربر میگیرد و آنچه در این وظیفه إلزامی باید محتوای آموزشی قرار گیرد، تنها عبادات و مناسک واجب است که فرزندان پس از بلوغ به ادای آن مکلف میشوند. توضیح اینکه ظهور صیغه امر در وجوب با گستره وسیع یاری رسانی در اطاعت، سازگار نیست و نمی توان هر نوع یاری رسانی در اطاعت فرزند را از خداوند بر والدین واجب دانست؛ چراکه از توان و قدرت والدین خارج است (تکلیف بمالایطاق) و نیز از نظر عقلی هم روشن است که آموزش آنچه ادای آن بر متربیان واجب نیست، چگونه میتواند بر والدین واجب باشد. بر این اساس، سه احتمال مطرح میشود (برای ملاحظه نمونه های دیگر از چنین تعارضهایی ر. ک: اعرافی، ۱۳۹۱: ۶۸ تا۷۲)
۱. حفظ دلالت صیغه امر (و عبارات «حق»، «انک مسئول» و «عما ولیته») بر وجوب و دست برداشتن از اطلاق واژه «المعونه» و اختصاص آن به یاری رسانی در واجبات. در این صورت، معنای روایت چنین خواهد بود: آموزش عبادات و مناسک واجب بر والدین واجب است.
۲. دست برداشتن از ظهور صیغه امر (و عبارات «حق»، «انک مسئول» و «عما ولیته») در وجوب و حفظ اطلاق واژه معونت. بنابراین معنای روایت این چنین است: تربیت عبادی (چه عبادات واجب و چه مستحب) بر والدین مستحب است.
۳. واژه «قوا» و عبارات «حق»، «انک مسئول» را به معنای جامع وجوب و استحباب بدانیم؛ به این معنا که تربیت عبادی در مورد «عبادات واجب» بر والدین واجب است و آموزش «عبادات مستحب» برای والدین استحباب دارد.
به نظر میرسد با توجه به سیاق آیه وقایه (قوا…. نارا وقودها الناس و الحجاره اعدت للکافرین) و وعده آتش دردناک و نیز تأکیدهای متعدد در رساله الحقوق با سه عبارت «حق»، «انک مسئول» و «عما ولیته»، نمیتوان از دلالت این دو دلیل بر وجوب دست کشید؛ بنابراین احتمال اول ترجیح دارد.
نتیجه اینکه بنابر آیه وقایه و رساله الحقوق بر والدین واجب است عبادات و مناسک واجب را به فرزندان خود آموزش دهند و در تربیت عبادی آنان کوشا باشند و نمازآموزی یکی از مصداقهای مهم این وظیفه است. بنابراین نمازآموزی فرزندان بر والدین واجب است.
دلیل سوم: آیه دستور به «امر به نماز»
پس از اثبات اصل وظیفه مندی والدین در تربیت عبادی فرزندان، پرسش بعدی این است که با توجه به اهمیت نماز در دایره عبادات، وظیفه و مسئولیت والدین در آموزش نماز به فرزندان چیست و میزان و کیفیت این مسئولیت چگونه است.
سوره طه همنام نبی مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) شامل دستورهای متعددی به ایشان است.
قرآن در پنجمین دستور، چنین میفرماید:
«و أمر أهلک بالصلاه و اصطبر علیها لا نسئلک رزقا نحن نرزقک و العاقبه للتقوی» (طه /۱۳۲):
«خانواده خود را به نماز فرمان ده و بر ادای آن شکیبا باش! از تو روزی نمی خواهیم (بلکه) ما به تو روزی می دهیم و عاقبت نیک برای تقواست».
بر اساس برخی روایات، پس از نزول این کریمه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) مدت چهل روز و برخی دیگر شش ماه، هنگام نماز، مقابل در خانه علی و زهرا (علیهما السلام) می آمدند و میفرمودند: «السلام علیکم و رحم الله و برکاته»؛ آن گاه دست های خود را می گشودند و دو طرف در خانه را میگرفتند و میفرمودند: «الصلاه الصلاه یرحمکم الله»: «نماز! نماز! خدا شما را رحمت کند»؛ سپس آیه تطهیر را قرائت میکردند و به طرف مسجد می رفتند (مجلسی، ۱۴۰۴، ج۳۵: ۲۰۷).
ملاحظه میشود که در این کریمه به «امر به نماز» دستور داده شده است. برای بررسی میزان دلالت این آیه بر وظیفه والدین در آموزش نماز به فرزندان در ادامه نکاتی مطرح میشود:
دلالت ماده و صیغه امر: «و أمر» صیغه امر است که بر وجوب دلالت دارد و جالب اینکه این فعل خود، نیز از ریشه «الف میم راء» است که به معنای فرمان و دستور است. در نتیجه معنای آیه چنین است: اهل خود را به نماز امر کن!
تکلیف عمومی یا خصوصی: این آیه خطاب به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) است و میدانیم که برخی از تکالیف ایشان، مختص ایشان است (مانند وجوب نماز شب) و برخی تکالیف، مخصوص ایشان نیست؛ اولا این تکلیف از کدام دسته است؟ ثانیا آیا این تکلیف متوجه دیگر مربیان و انسانهای عادی هم میشود؟ اصل، این است که خطابات قرآن به پیامبر(صلی الله علیه و آله) تکلیف ویژه نباشد (مانند «أقم الصلاه لدلوک الشمس» یا «قل أعوذ برب الناس»)؛ هم چنین با قرائن متصل و منفصل و نیز مناسبات حکم و موضوع، حقیقت و روح این خطابات متوجه همه مردم است و با اطمینان میتوان الغای ویژگی کرد و تکلیف «و أمر أهلک بالصلاه و اصطبر علیها» را خطاب به همه مکلفان و والدین دانست.
شمول پدر و مادر: هرچند ظاهر کلمات مذکر است یا لفظا و یا ملاکا وظیفه آموزش نماز شامل مادران نیز میشود.
شمول آیه نسبت به روشهای دیگر غیر از امر: هرچند «الف میم راء» در عبارت «و أمر» به کار رفته است، آیا روشهای تربیتی دیگر غیر از امر، مانند موعظه، تشویق، تنبیه و… مشمول این آیه است؟ به عبارت دیگر آیا «امر کردن» ویژگی خاصی در آیه دارد که به آن تاکید شده و یا اینکه از باب نمونه و مصداق برجسته به آن اشاره شده است و وجوب توجه دادن به نماز با به کارگیری دیگر روشهای تربیتی نیز امتثال میشود؟ برای پاسخ به این سؤال سه احتمال هست: احتمال اول بر ویژگی امر تأکید میکند و اینکه بدون امر، این تکلیف انجام نمیشود. احتمال دوم میگوید مفاد اصلی این آیه تشویق فرزندان به نماز است و با هر روش عملی و یا زبانی انجام شود، مشمول آیه است. احتمال سوم بر مبنای اینکه هر قید و موضوعی که در آیات مطرح می شود، اصل، موضوعیت و ویژگی آنان است (اصاله الموضوعیه) براین باور است که امر کردن در این کریمه، روشی ویژه و مورد تأکید قرآن کریم است؛ اما به نظر میرسد الغای ویژگی از روش امر کردن به نماز به سایر روشهای کلامی نیز قابل اطمینان باشد. این احتمال صحیحتر است. بر این اساس، «امر به نماز» همان گونه که مصداقی از فریضه «امر به معروف» است در این آیه در فضای خانواده مورد تأکید مضاعف قرار گرفته و امر، ویژگی دارد؛ هرچند این کریمه روشهای کلامی دیگر (مانند موعظه، تشویق، قصه گویی و…) را نیز شامل میشود.
مطلق یا مشروط بودن وجوب امر به تأثیر: آیا «وجوب امر به نماز» مطلق است یا به تأثیرگذاری مشروط است؟ آیا در مواردی که فرزند بدون امر والدین، خود به نماز مشغول میشود و یا با امر والدین نیز نماز نمیخواند، باز هم «امر به نماز» بر والدین واجب است؟ بر اساس قرینه عقلی و ارتکازی باید گفت که این تکلیف به تأثیرگذاری مشروط است. این سخن با روایتی که در ابتدای این دلیل نقل شد که پس از نزول این کریمه، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) هنگام نماز به در خانه حضرت زهرا و امام علی (علیهما السلام) می آمدند و آنان را به نماز تشویق میکردند، چه توجیهی میتواند داشته باشد؟ به نظر میرسد این رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) رفتاری مستحب بوده، همان گونه که سیره بر بیش از جواز دلالت ندارد و از همین رفتار می توان فهمید که «وأمر أهلک بالصلوه» در جایی واجب است که تأثیر داشته باشد و هرچند رفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله) در قالب رفتاری فرهنگ ساز و ترسیم الگوی اجتماعی بوده است و استحباب دارد.[۱۸]
معانی واژه «اهل»: همان طور که در ذیل آیه وقایه گفته شد، این واژه، دست کم، شامل پدر، مادر، فرزند، همسر، نوه و اجداد است و به این ترتیب، این آیه نیز با آموزش نماز به فرزندان مرتبط است.
شمول دایره «أهل» از نظر سن: «وأمر أهلک بالصلوه»، قطعا شامل فرزندان مجنون و غیرممیز نمیشود؛ اما در مورد اینکه چه محدوده سنی را شامل میشود و «وجوب امر به نماز» در مورد فرزندان چند ساله است به نظر میرسد سه احتمال هست: ۱. مطلقا شامل بعد از بلوغ میشود. ۲. شامل قبل از بلوغ هم میشود. البته در آن حدی که فرزند پس از بلوغ، آمادگی نماز خواندن را داشته باشد. ۳. مطلقا شامل قبل از بلوغ و سن تمیز می شود. احتمال دوم با ظاهر آیه سازگارتر است. البته استحباب امر به نماز، مطلق است و شامل همه سنین میشود.
مفهوم «الصلوه»: صلوه در لغت به معنای دعا و نیایش است و اصل، حمل الفاظ بر معانی لغوی است نه حقیقت شرعی؛ اما در بعضی واژه ها، قطعا معانی جدید شرعی مقصود است؛ مثل کلمه صلوه که در قرآن در معنایی جدید، یعنی «نماز» به کار رفته است؛ هم چنین به شکل عمومی (عام استغراقی) شامل همه نمازهای واجب است. (همان طور که در پایان دلیل سوم گفته شد، وجوب تربیت عبادی در مورد عبادات واجب است.)
معنای «واصطبر علیها»: اصطبار بر وزن انفعال از ریشه صبر به معنای «خویشتن را به صبر وادار کردن» و مفید تأکید است؛ مانند «فاعبده و اصطبر لعبادته» (مریم / ۶۵).
مرجع ضمیر در «علیها»: ضمیر به «نماز» راجع است یا «امر به نماز»؟ به صبر در چه چیز شده است؟ صبر والدین بر نماز گزاردن خودشان و یا امر به نماز به فرزندان؟ ظاهر احتمال اول است (زیرا ضمیر به نزدیکترین مرجع بازمیگردد). در این صورت، خداوند در بخش اول به والدین دستور داده که فرزندان خود را به نماز امر کنند و در قسمت دوم به خود والدین دستور داده میشود که به نماز خود توجه، و بر تحمل آن صبر کنند. روشن است که تحمل تکلف نماز توسط والدین در کنار امر به نماز، خود نکته ای تربیتی دارد.
نتیجه اینکه بر اساس این آیه شریفه بر والدین واجب است فرزندان خود را پیش از بلوغ و پس از آن به نمازهای واجبشان امر کنند (و یا دیگر روشهای کلامی به اقتضای وضعیت و تأثیرگذاری) و در این فرایند، خود نیز به نماز پایبند باشند.
دلیل چهارم: روایات آموزش نماز به فرزند
دلیل دیگری که میتواند نوع و چگونگی مسئولیت والدین را در آموزش نماز به فرزند بخوبی روشن کند، مجموعه روایاتی است که به آموزش نماز به فرزند دستور می دهد و در یک نمای کلی، برنامه ای از این فرایند عرضه میکند. از آنجا که نوع عمل و زمان اجرا از ارکان مهم برنامه به شمار میآید[۱۹]، مجموعه روایات بر اساس زمان آموزش نماز و نوع وظیفه والدین دسته بندی میشود.
در بررسی این روایات، باید به دو نکته توجه کرد: ۱- باید دقت کرد که روایات به چه محدوده سنی از فرزندان ناظر است. ۲- شیوه دلالت بر «وظیفه آموزش نماز» چگونه، و از چه واژگانی استفاده شده است. در نگاهی ابتدایی مشاهده میشود که در برخی از روایات به والدین دستور داده شده است که از سنی خاص، کودکان را با نماز «آشنا کنند و آموزش دهند» و در سنی خاص به نماز «امر کنند» و در سنی دیگر برای نماز، کودکان را مورد «مؤاخذه» قرار دهند و در شماری دیگر از روایات از «زمان وجوب نماز در کودکی» سخن به میان آمده است. روایاتی که از «امر به نماز»، «مؤاخذه بر نماز» و «زمان وجوب نماز در کودکی» سخن گفته است، چگونه بر آموزش نماز دلالت دارد؟ روشن است که «امر به نماز» و «مؤاخذه بر آن» به دلالت التزامی بر جواز و یا وجوب آموزش نماز در زمانی پیشتر، دلالت دارد و روایاتی که از «زمان وجوب نماز در کودکی» سخن گفته است نیز به دلالت تضمنی یا التزامی به این نکته دلالت دارد که وظیفه تربیت عبادی که بر عهده والدین نهاده شده است در باب «نماز آموزی» از زمان کودکی آغاز میشود.
با این توضیح در دو محور این روایات دسته بندی میشود:
دسته بندی روایات بر اساس «زمان آموزش نماز»
دسته بندی روایات بر اساس «وظیفه والدین در آموزش نماز»
در ادامه، این دو دسته بندی و ارزیابی سندی روایات عرضه، و در ادامه به جمعبندی و تحلیل مضامین روایات اقدام میشود.
الف. دسته بندی بر اساس «زمان آموزش نماز»
در روایات مشاهده میشود که ضمن اینکه از شش سالگی، هفت سالگی، هشت سالگی، ده سالگی و پس از آن به عنوان زمان آغاز آموزش نماز نام برده شده از زمانهای پیش از شش سالگی نیز سخن به میان آمده است.
در روایاتی که سند معتبری ندارد از طریق اهل سنت نقل شده که وقتی کودک مفهوم چپ و راست را درک کرد، او را به نماز امر کنید.[۲۰] در روایتی دیگر، نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند: زمانی که کودکانتان بخوبی زبان گشودند، لااله الاالله را به آنان بیاموزید و زمانی که دندان شیری آنها افتاد، آنان را به نماز امر کنید.[۲۱]
در ادامه بر همین اساس به طبقه بندی روایات و بررسی سندی آنها پرداخته میشود:
آموزش نماز از شش سالگی کودک
در دسته ای از روایات، زمان نماز خواندن کودکان، شش سالگی عنوان شده است که از باب مقدمه، آموزش نماز واجب، واجب و آموزش نماز مستحب، مستحب خواهد بود.
صحیح محمد بن مسلم: از امام باقر یا صادق (علیهما السلام) پرسیده شد که کودک در چه سنی باید نماز بخواند، فرمودند: زمانی که نماز را بفهمد. راوی دوباره پرسید: در چه سنی نماز را می فهمد و بر آن واجب می شود، فرمودند: در شش سالگی.[۲۲]
صحیح زراره: فرزندی از امام صادق (علیه السلام) از دنیا رفت. پس از مراسم تدفین، زراره از امام (علیه السلام) پرسید در چه سنی نماز بر کودک واجب میشود، امام (علیه السلام) فرمودند: وقتی که نماز را بفهمد در حالی که شش ساله است[۲۳].[۲۴]
این مضمون در روایات دیگر که سند معتبری ندارد نیز وارد شده است (حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۴: ۱۹؛ نوری، ۱۴۰۸، ج۳: ۱۸).
آموزش نماز از هفت سالگی کودک
دسته ای دیگر از احادیث، سن مؤاخذه بر نماز را هفت سالگی دانسته است که از باب مقدمه یا ملازمه مؤاخذه با آموزش، زمان آغاز تربیت عبادی و آموزش نماز پیش از هفت سالگی خواهد بود.
صحیح معاویه بن وهب: از امام صادق (علیه السلام) پرسیده شد که در چه سنی کودک به دلیل نماز مؤاخذه شود، فرمودند: بین شش تا هفت سالگی.[۲۵]
صحیح حلبی: امام کاظم (علیه السلام) فرمودند: ما کودکانمان را در پنج سالگی به نماز امر می کنیم؛ پس شما کودکانتان را در هفت سالگی به نماز امر کنید؛ ما کودکانمان را در هفت سالگی به روزه امر می کنیم به اندازه ای که توان دارند تا نیمه روز یا بیشتر یا کمتر و زمانی که تشنگی و گرسنگی بر آنان غلبه کرد، افطار می کنند تا به روزه عادت کنند و طاقت بیاورند؛ پس شما هم کودکانتان را در نه سالگی به روزه امر کنید تا مقداری که می توانند و زمانی که تشنگی بر آنان غلبه کرد، افطار کنند.[۲۶]
ملاحظه می شود که امام (علیه السلام) با واژه «مروا» در دو عبارت میفرماید که فرزندانتان را در هفت سالگی به نماز امر کنید و در نه سالگی به روزه. در مورد مدلول این روایت، نکاتی هست:
واژه «مروا» صیغه امر است و بر وجوب دلالت دارد و از باب مقدمه، آموزش نماز واجب است؛ به عبارت دیگر، هرچند نماز خواندن در هفت سالگی و روزه گرفتن در نه سالگی برای کودک نابالغ استحباب دارد، توجه والدین به این دو فریضه و آماده سازی و عادتدهی کودک در این باره، واجب است.
همان طور که در روایت آشکارا بیان شد، فلسفه این اقدامات تربیتی، عادتدهی است (حتی یتعودوا)؛ بنابراین، امر کردن موضوعیتی ندارد و دیگر شیوه های تربیتی را نیز شامل می شود و به اصطلاح میتوان به دیگر روشهای کلامی، نیز الغای ویژگی کرد.
صحیح احمد بزنطی: امام رضا (علیه السلام) فرمودند: کودک در هفت سالگی باید در مورد نماز مؤاخذه شود و لازم نیست در این سن، زنان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.