توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز شامل 46 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نوروز در شعر دیروز :
چگونه می توان از نوروز گفت و نوشت ولی از ناظم تقویم جلالی، سخن به میان نیاورد.
صحرا رخ خود به ابر نوروز بشست
وین دهر شکسته دل ز نو گشت
درست با سبزه رخی به سبزه زاری می خور
بر یاد کسی که سبزه از خاکش رست
این افتخار برای خیام بس که در تنظیم تقویم جلالی، بنا به اسناد تاریخی که او و همکارانش در دست داشتند، به نوروز، نظر خاص و ویژه ای داشت و خود کتابی به نام «نوروزنامه» نوشت.
خیام در رهگذر بررسی های تاریخی تنها، شاعر نیست، یا حتی قبل از آن که شاعر باشد حکیم و طبیب است و ریاضی دان و منجّم. اما شعر او به لحاظ سادگی و روانی و دوری از تکلف و استعارات و مبالغات، سر تا پا صدق و صفاست. ریاورزی و پرده پوشی در آن راه ندارد و یک سره خواننده را در دریای باطن و غوطه خوردن در بحر معانی بلند به کنکاش وامی دارد.
او که شعار همیشگی اش غنیمت شمردن لحظه هاست و به فراموشی سپردن گذشته، چگونه می تواند نسبت به نوروز بی توجه باشد؟ نوروزی که تبلور واقعی نشاط و شادمانی است:
بر چهر گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هرچه گوی خوش نیست
خوش باش و ز دی مگو که امروز خوش است
و یا در جای دیگر می گوید:
چون ابر به نوروز رخ لاله بشست
برخیز و به جام باده کن عزم درست
کاین سبزه که امروز تماشاگه توست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
و نیز:
ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است
دریاب که هفت دگر خاک شده ست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شده ست و سبزه خاشاک شده ست
*
نوروز که در میان ایرانیان تبلور زیبای زمین و زمان است طبع ظریف و نکته سنج شاعران بسیاری را به طبع آزمایی فراخوانده است. شیفتگی و دلدادگی بعضی از این شاعران چنان است که جلو بهاری، جولانگاه مرغ خیالشان گشته و تیر و پیکان قلمشان طاووس زیبای طبیعت را نشانه رفته است. در بهار چشم های زیباشناس شاعر، همه جا، بدایع و لطایف تازه را کشف می کند. بدون شک منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم از این نعمت بیشتر بهره یافته است. روح او، روح حساس هنرمندی است که در برخورد با این تازگی ها با طبیعت آمیزگاری و همدردی خاص پیدا می کند و در این جذبه های هنرمندانه است که او با قدرت و ابتکار به ادراک و سپس توصیف طبیعت می پردازد.
بر لشکر زمستان نوروز نامدار
کرده ست رای تاختن و قصد کارزار…
این باغ و راغ ملکت نوروز ماه بود
این کوه و کوهپایه و این جوی و جویبار
جویش پر از صنوبر و کوهش پر از سمن
راغش پر از بنفشه و باغش پر از بهار…
الوان ریاحین و سبزه ها و بدایع قوس قزح با خردبینی خاصی در شعر او رخ می نماید، اما زیبایی گل ها بیشتر از هم مظاهر، جمال ذوق او را تحریک می کند و دلدادگی او دربار این زیبایی های خاموش و حساس چنان بارز و هویداست که خواننده را به شگفتی می اندازد. نبوغ منوچهری در توصیف طبیعت بی همتاست، از همین روست که توصیف بهار و نوروز در شعر او نگین حلق دیوانش شده است:
نوبهار آمد و آورد گل و یاسمنا
باغ هم چون تبت و راغ، بسان عدنا
آسمان خیمه زد از شبرم و دیبای کبود
میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا
از فروغ گل اگر اهرمن آید بر تو
از پری باز ندانی دو رخ اهرمنا
نرگس تازه چو چاه ذقنی شد به مثل
گر بود چاه ز دینار و ز نقره ذقنا…
و ان گل نار به کردار کفی شبرم سرخ
بسته اندر بن او لختی مشک ختنا
سمن سرخ بسان دو لب طوطی نر
که زبانش بود از زرّ زده در دهنا…
لاله چون مرّیخ اندر شده لختی به کسوف
گل دو روی چو بر ماه سهیل یمنا
از منوچهری به سادگی نمی توان گذشت. او در هر بهار و خزان ما را به تمتع و التذاذ از نعمت های خدادادی فرامی خواند. بدین گونه است که منوچهری را باید شاعر عشق و طرب و شور و شراب دانست که چون لب به ستایش بهار می گشاید همگان را به بهره مند شدن از لذایذ جهان وامی دارد.
نوبهار آمد و آورد گل تازه فراز
می خوش بوی فراز آور و بربط بنواز
ای بلند اختر نام آور، تا چند به کاخ
سوی باغ آی که آمد گه نوروز فراز
بوستان عود همی سوزد، تیمار بسوز
فاخته نای همی سازد، طنبور بساز…
منوچهری برخلاف شاعران دیگر، شادی حال را با غم احتمالی فردا تباه نمی سازد و چون صوفی پاکبازی که از نیک و بد جهان درگذشته و به حق پیوسته باشد درصدد است که دو روز منزل عمر را به شادی بگذراند
روزی بس خرّم ست، می گیر از بامداد
داد زمانه بده کایزد داد تو داد
خواسته داری و ساز بی غمی ات هست باز
ایمنی و عزّ و ناز، فرّخی و دین و داد
نیز چه خواهی دگر، خویش بزی و خوش بخور
انده فردا مبر، گیتی خواب ست و باد
با نگاهی در دیوان منوچهری، واژه ی «نوروز» رقص کنان از دیدگان خواننده از این سو و آن سو چون شاهدی خوب رو خودنمایی می کند به گونه ای که سراسر دیوانش را باید مصداق همین سخن ما دانست.
*
و اما ذکر جمیل سعدی که صیت سخنش آفاق را درنوردیده است؛ شاعری که به قول خودش رقع منشآتش را مثل کاغذ زر می برند و چون شکر از آن بهره می جویند.
یکی از مهم ترین دلایل شهرت سعدی این است که او، هم شاعری در حدّ کمال است و هم نویسنده ای به حدّ کمال. او در اشعارش، خاصه در غزلیات، استاد رموز عاشقی است و در عین حال آموزگار تقوا و خردمندی. عشق، که مای غزل های اوست البته به جمال انسانی منحصر نمی شود.
صورت زیبای ظاهر هیچ نیست
ای برادر سیرت زیبا بیار
پرهیزگاری، کردگار، طبیعت، روح و سراسر کاینات نیز موضوع این عشق هستند، از جوش و التهاب غزلیات قدیم تا گرمی و شیرینی طیبات و بدایع، همه جا عشق سعدی در تجلی است.
شیو سخن سرایی سعدی سهل و ممتنع است. در کلامش تکلفی وجود ندارد که به ملال خواننده انجامد اما لطافت و سلامت آن در نهایت دل پذیری و زیبایی است و خواننده را به تقلید لفظ و معنی، آسان می نماید ولی از آوردن همانند، ناتوان می ماند
این نفس خرّم باد صبا
از بر یار آمده ای مرحبا!
قافل شب چه شنیدی ز صبح
مرغ سلیمان، چه خبر از سبا
بر سر خشم است هنوز آن حریف
یا سخنی می رود اندر رضا
از در صلح آمده ای یا خلاف
با قدم خوف روم یا رجا
بار دگر، گر به سر کوی دوست
بگذری، ای پیک نسیم صبا
گو رمقی بیش نماند از ضعیف
چند کند صورت بی جان بقا
آن همه دلداری و پیمان و عهد
نیک نکردی، که نکردی وفا
لیک اگر دور وصالی بود
صلح فراموش کند ماجرا
تا به گریبان نرسد دست مرگ
دست ز دامن نکنیمت رها
دوست نباشد به حقیقت که او
دوست فراموش کند در بلا
قص دردم همه عالم گرفت
در که نگیرد نفس آشنا؟!
گر برسد نال سعدی به کوه
کوه بنالد به زبان صدا
قدرت سعدی در فنون شاعری معارض ندارد. بزرگانی چون قائم مقام فراهانی در منشآت، جامی در بهارستان، قاآنی در پریشان و مجد خوافی در روض خلد، که همگی هوای تقلید از سعدی را در سر می پرورانده اند، در پیروی از او طفل راهند و خود او نیز به این امر واقف بوده است؛
ز خاک سعدی بیچاره بوی عشق آید
هزار سال پ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.