توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى:
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نوروز و سنت هاى آن از منظر فقهى :
مقدمه
عیدها و آیین هاى جشن و شادى و تعیین و گزینش آغاز سال و مشخص کردن یک مبدأ تاریخى همراه با مراسم و آداب ویژه، پدیده اى است که با اختلاف عقاید و آیین ها و به اقتضاى فرهنگ و نیازها همواره در میان همه ملّت ها معمول و رایج بوده است و به ملّت و مکتب و سرزمینى اختصاص ندارد. اعیاد گاهى دینى و مذهبى، گاه ملّى و گاهى نیز مقطعى و مخصوص به خاندان یا تبار و رژیمى است و هریک تعریف و آیین و آثار مخصوص دارند، مانند عید فطر، قربان، جمعه، مبعث و غدیر در اسلام و به ویژه در مذهب اهل بیت(ع) و عید فصیح و فطیر و کریسمس و مانند آن در میان اهل کتاب،۱ چنان که تعیین اوّل سال همراه با آیین هاى ویژه و نیز با اختلافاتى در شکل و زمان در میان ملت ها مرسوم و معمول و به اعتباراتى گونه گون بوده است؛ اوّل سال عبادى، اوّل سال تقویمى هجرى قمرى، هجرى شمسى، میلادى و… ، اوّل سال زراعى، اوّل سال آبى، اوّل سال تحصیلى و اوّل سال طبیعى. جناب سیدرضى الدین على بن موسى بن جعفر بن طاووس متوفاى ۶۶۸ قمرى در کتاب باارزش اقبال الأعمال درباره تعیین اوّل سال از نظر اسلام مباحث و مطالب جالب توجهى مطرح کرده و از آن جهت که در روشن شدن بعضى از زوایاى بحث ما تأثیرگذار است و مى تواند سودمند باشد، چکیده آن مطالب را یاد مى کنیم. وى با استناد به روایاتى از حضرت صادق(ع) اوّل سال را آغاز ماه مبارک رمضان دانسته است؛ از آن رو امام صادق مى فرمایند: (رأسُ السنهِ شهرُ رمضان. )۲ و (شهرُ رمضانَ رأسُ السنّهِ. )۳ در روایت دیگرى از حضرت صادق(ع) از پدران معصومش(علیهم السلام) از حضرت على(ع) نقل مى کند: من اغتسل اوّل یوم من السَّنه فى ماءٍ جارٍ وصَبَّ على رأسه ثلتینى غُرفه کان دوأ السنه وان اوّل کل ّ سنه أول یومِ من شهر رمضان.۴ آن گاه سیدبن طاووس پس از بیان روایاتى که اوّل سال را اوّل محرم دانسته اند، در مقام جمع میان روایات نظر مى دهند که اوّل ماه مبارک رمضان آغاز سال عبادى و اوّل ماه محرم الحرام مبدأ و آغاز سال تقویمى و تاریخیِ اسلام است که به راهنمایى امیرمؤمنان على(ع) مبدأ تاریخ مسلمانان هجرت رسول خدا تعیین شده است.۵ به هرحال، تعیین مبدأ تاریخى و یا آغاز سال امرى اعتبارى است که هر ملّت و مکتبى به اقتضاى شرایط خاص آن را برمى گزیند.
بنابراین، با بیان و تفصیل جناب ابن طاووس آغاز سال عبادى برابر با روایات امام صادق(ع) اوّل ماه رمضان است. و آغاز سال تقویمى با عنوان مبدأ تاریخى اوّل ماه محرم است که با راهنمایى حضرت على(ع) تعیین و تثبیت شده و براى هریک احکام و آداب و رسومى چون غسل و دعا و مانند آن ذکر فرموده اند.
اما آغاز سال طبیعى که به طور معیّن نخستین روز فروردین ماه و هنگام انتقال خورشید از برج حوت به برج حَمَل است و آن را نوروز مى نامند، بیان از تحوّل و پدیده اى طبیعى است که نقطه اعتدال ربیعى و آغاز بهار و فصل رویش و جنبش و جان یافتن دوباره طبیعت پس از مرگى طبیعى است، این هنگامه همواره از دیرباز در ایران باستان با عنوان عید نوروز همراه با برگزارى جشن و آیین هاى ویژه نوروزى بوده است.
نوروز و آیین هاى ویژه آن پیشینه اى بلند در تاریخ دارد که در طول قرن ها از عهد آریاییان، هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان تا به امروز با همه فرود و فرازهایش از حیات و اعتبارى خاص برخوردار بوده است. جشن هاى نوروزى به دلیل هم زمانى با شروع فصل پرطراوت بهار و هم سویى با لطافت و نشاط و جنبش و رویش طبیعت، با حفظ حیات چندهزار ساله خود على رغم وجود بعضى شک و شبهه ها و مخالفت ورزى بعضى اهل سنّت و نیز برخى علماى شیعه در دوره هاى اخیر به بخش هاى وسیعى از سرزمین هاى اسلامى در شرق و غرب، مصر، بعضى نواحى عراق، ترکیه، افغانستان، پاکستان، جمهورى آذربایجان و جمهورى هاى آسیاى میانه راه پیدا کرده و همواره علماى اسلام و دولت ها و حکومت هاى به اصطلاح اسلامى مانند اموى ها، عباسى ها تا به صفویه و قاجار واکنش هاى متفاوتى درباره آن نشان داده اند.
الف) تعیین روز نوروز
گذشته از مراسم جشن و شادمانى به عنوان عید نوروز و نیز انجام سلسله کارهایى مانند پوشیدن لباس تازه، خانه تکانى، نظافت، صله ارحام، دید و بازدید، تعطیلى بازار و مدرسه ها، دادن عیدى و پاداش، عفو و بخشودگى گروه هایى از زندانیان و مانند آن، سلسله اعمالى عبادى و دینى در میان آیین هاى نوروزى، مانند غسل، نماز و روزه و حتى خواندن دعایى ویژه و نیز در مواردى برخى مواعده و قرارگزارى ها در معاملات و داد و ستدها ذکر شده است که مى طلبد روز نوروز را محاسبه کرد و شناخت.
در محاسبه روز نوروز از زمان تاج گذارى آخرین شاه ساسانى سال ۶۳۲ میلادى تا سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ تاریخ جلالى و تا به سال ۱۳۰۴ شمسى برابر با ۱۳۴۳ قمرى مطابق با ۱۹۲۵ میلادى که در مجلس شوراى ملّى آن روز تقویم شمسى به عنوان تقویم رسمى کشور ایران پذیرفته شد، مطالبى گفته و نوشته شده و تقریباً پذیرفته شده که از سال ۴۶۷ یا ۴۷۱ تاریخ جلالى روز نوروز در همین نخستین روز فروردین ماه نقطه اعتدال ربیعى استقرار یافته و پس از آن تغییرى نیافته است.۶ اگر کسى در تعیین روز نوروز شک و تردید دارد و در نتیجه براى انجام اعمال آن تردید مى کند، راه حلّى اصولى و قاعده اى اجتهادى وجود دارد که براى او تکلیف مسأله را روشن مى کند؛ استصحاب قهقرایى.
بدون تردید در عصر حاضر و در سده هاى اخیر نوروز عَلَم و حقیقت شده است براى روز اوّل فروردین و لحظه انتقال خورشید از برج حوت به برج حَمَل. حال اگر دلایل کافى و قابل اعتماد که اثبات کند نوروز از اوّل براى این روز خاص حقیقت بوده، در دست نباشد و یا کسى در آن ادّله اشکال کند و در نتیجه شک کند که آیا از آغاز نوروز به همین روز گفته مى شده و یا آنکه نوروز اسم روز دیگرى از روزهاى سال بوده و در زمان هاى متأخر به این روز نقل داده شده، به کمک قاعده (اصاله عدم نقل) که از زمان وحید بهبهانى و شاگردش صاحب ریاض به عنوان استصحاب قهقرایى شهرت پیدا کرده و حجیت و اعتبار آن در اصول پذیرفته شده، اثبات مى کنیم که از آغاز تا به امروز نوروز حقیقت در نخستین روز فروردین ماه بوده است.
براساس همین قاعده اصولى و عقلایى است که نوروز در فقه اوّل ماه فروردین شناخته شده است.۷ بنابراین، در فرض اثبات استحباب غسل و نماز و روزه در نوروز به استناد اخبار، یا قاعده تسامح در ادلّه سنن و یا از باب رجاء مطلوبیت، چنان که خواهد آمد، زمان انجام آنها همین نخستین روز فروردین ماه است که با عنوان نوروز شناخته مى شود.
ب) نوروز در متون و منابع دینى
نوروز که مرکب از دو کلمه و به معناى روز تازه است، در متون و منابع دینى اعم از حدیث، فقه و تاریخ با دو عبارت یاد شده است: (النیروز) و (النوروز) به طور عمده نیروز یا نوروز در دو باب از فقه به پیروى از روایات مطرح شده است: نخست در باب مسأله غسل و نماز و روزه هاى مستحبى و دیگر در باب معاملات در مسأله بیع نسیه، بیع سلف و نیز مسأله هدیّه. باتوجه به آنکه روایات مربوط به هدیه هاى نوروزى و نیز عبارات فقها در باب نوروز در بحث معاملات از قدمت و اعتبار بیشترى برخوردارند، نخست روایات و عبارات این باب را ذکر مى کنیم:
۱. مرحوم کلینى (متوفاى ۳۲۹ قمرى) در کهن ترین متن حدیثى از کتب اربعه یعنى کافى از حسن بن محبوب که از اصحاب اجماع شمرده شده از ابراهیم کرخى که از نظر رجالى ناشناخته است، نقل کرده است. قال: سألت اباعبداللّه(ع) عن الرّجل یکون له الضَیَعهُ الکبیرهُ فاذا کان یومُ المَهَرجان أوالنیروز أهَدوا إلیه الشىءَ لیس هو علیهم یتقرّبون بذلک الیه؟ فقال: ألیسَ هم مُصلّین؟ قلت: بلى! قال: فلیقبل هدیتَهُم ولیُکافِهِم؛۸ ابراهیم کرخى گفت: از امام صادق(ع) درباره شخصى پرسید که مزرعه بزرگى دارد و روز مهرگان یا نوروز که فرا مى رسد کارگران و کشاورزان (به رسم نوروز) براى او هدیه مى برند؛ آیا بپذیرد؟ امام فرمود: آیا هدیه دهندگان اهل نماز و مسلمانند؟ گفت: آرى! امام فرمود: هدیه آنها را بپذیرید و در مقابل جبران و تدارک کند.
گذشته از سند روایت که ابراهیم کرخى مجهول و ناشناخته است، نه آنکه ضعیف باشد و گذشته از آنکه مشایخ سه گانه آن را در کافى، فقیه و تهذیب نقل کرده اند و والد مجلسى در شرح فقیه آن را صحیح شمرده، روایت دلالت دارد که در آن روزگار در میان مسلمانان رسم هدیه هاى نوروزى برقرار بوده و امام هیچ گونه اشکالى بر آن نکرده و بلکه به نوعى آن را تأیید فرموده است.
۲. اتى علّى(ع) بهدّیهِ النیروز فقال: ما هذا؟ قالوا: یا امیرالمؤمنین الیوم النیروز. فقال: إصنَعوا لنا کلَّ یوم نیروزاً؛۹ هدیه نوروزى براى امیرمؤمنان(ع) آوردند. امام پرسید: این چیست؟ گفتند: امروز نوروز است. (هدیه نوروزى است) امام فرمود: هر روز را براى ما نوروز کنید.
3. وروى انه علیه السلام قال: نوروزنا کل ّ یوم.۱۰ بنابر این روایات، در زمان خلافت امیرمؤمنان(ع) به مقتضاى رسوم گذشته که به بزرگان هدیه نوروزى مى داده اند، براى امام هدیه نوروزى آوردند و امام نیز نه اصل نوروز را و نه آیین هاى آن مانند هدیه دادن را منع نفرموده است.
۴. أنه اهدى إلیه فالوذَجُ، فقال: ما هذا؟ قالوا: یوم نیروزٍ! قال: فَیَرِزوا إن قَدَرتُم کل ّ یوم؛۱۱ براى امام على(ع) فالوذج (حلواى نوروزى سمنو) هدیه آوردند. امام فرمود: این چیست؟ گفتند: روز نوروز است. فرمود: اگر مى توانید هر روز را نوروز کنید. باتوجه به آنکه مقدارى از مراسیل شیخ صدوق در فقیه و خصال و دیگر کتاب هایش که از پیامبر(ص) یا امیرمؤمنان(ع) نقل کرده، بنابر تتبع به عمل آمده از کتاب هاى عامه سرچشمه مى گیرند، به احتمال قوى این دو مرسل شیخ صدوق در فقیه همانند مرسل دعائم الاسلام قاضى نُعمان همان است که در کتاب هاى اهل سنّت با قدرى اختلاف و همراه با توضیح بیشتر ذکر شده است. براى نمونه مواردى از آن شمار مى شود: بخارى متوفّاى ۲۵۶ قمرى صاحب صحیح معروف بخارى در کتاب التاریخ الکبیر در دو مورد جریان نوروز را ذکر کرده است: نخست آنکه از ایوب بن دینار از پدرش نقل مى کند: ان علیاً کان لایقبل هدیه النیروز؛۱۲ همانا على(ع) هدیه نوروزى را نمى پذیرفت. مورد دیگر از حماد بن سَلَمه از على بن زید از السعر التمیمى روایت کرده است. اتى على ّ بفالوزج قال: ما هذا؟ قالوا: الیوم النیروز! قال: فَنیرِوزا کل ّ یوم. روایت دوم تاریخ بخارى همان روایتى است که از فقیه و دعائم به طور مرسل نقل شد. روایتى را ابن ندیم متوفاى ۳۸۵ قمرى در فهرست و زمخشرى متوفاى ۴۶۷ قمرى در ربیع الابرار (۱: ۵۶) بیهقى در سنن (۹: ۲۳۴) خطیب در تاریخ بغداد (۱۳: ۳۲۶) ابن حزم درالمحلى (۸: ۱۹۵) هندى در کنزالعمال (۱۴: ۱۷۹)، ابن خلکان در وفیات الاعیان (۵: ۴۰۵) و بلاذرى در انساب الاشراف (۳: ۳۷) به مناسبت بیان بیوگرافى نُعمان بن ثابت مرزبان پدر و یا جد پدرى ابوحنیفه رئیس مذهب حنفى ها و پیشواى معروفِ فقهیِ اهل عراق که پدر یا جدّش ایرانى تبار و اهل فارس و یا اهل کابل بوده، روایتى را نقل کرده اند که وى به رسم آیین نوروزى فالوذج براى امام على(ع) هدیه آورد و در این جریان بود که امام فرمود: (نوروزنا کل ّ یوم. ) و بنابر روایتى درباره روز مهرگان فرمود: (مَهِرجونا کل ّ یوم. ) با دادن هدیه هر روز ما را نوروز و یا مَهرگان کنید. واژه فالوذج که عربى همان فالوده است، به معناى حلواى نوروزى و سَمَنو است که سوغاتى ایرانیان و شیرینى نوروزى بوده است. در روایاتى به چگونگى فراهم آوردن و پخت آن اشاره شده که مرکب از مغز گندم، روغن و عسل و شکر و یا هر ماده شیرین دیگرى است که داخل دیگ جوشیده و پخته مى شود.۱۳
۵. ان المجوس اَهدَوا إلیه (على(ع)) یوم النیروز جاماتٍ من فِضَهٍ فیها سُکّر فقسّم السُکّرَ بین اصحابه وحسبها من جزیتهم وبَعَثَ الیه (على(ع) ) دهقانُ بثوبٍ منسوجٍ بالذهب فابتاعه منه عمرو بن حریث باربعهٍ الآف درهم الى العطاء؛۱۴ مجوسى ها (ایرانیان قبل از مسلمان شدن) در روز نوروز جام هاى سیمین و نقره اى پر از شکر و شیرینى براى حضرت امیر(ع) هدیه آوردند. امام هدایاى آنان را پذیرفت و آن را میان مسلمانان تقسیم کرد و در مقابل جزیه و خراج آنان را بخشید. دهقانى (بزرگ قبیله) پارچه اى زرباف براى آن حضرت هدیه کرد. امام آن را به عمرو بن حریق به چهار هزار درهم فروختند. روشن است که آن را براى مستمندان و یا دیگر مصارف جامعه اسلامى به مصرف رسانیدند.
۶. روایات دیگرى از ابن عباس با همین مضمون نقل شده است که جهت رعایت اختصار از نقل آنها درمى گذریم.۱۵ بنابراین در هدیه هاى نوروزى که میان ایرانیان معمول و مرسوم بوده، چه آن گاه که به یک دیگر هدیه مى داده اند و یا کشاورزان به ارباب ها و مالکان بزرگ پیش کش مى کرده اند و یا حتى در مواردى که براى رسول خدا(ص)۱۶ و امام على(ع) هدیه نوروزى مى داده اند، هیچ گونه مخالفت و منعى و یا اصلاحى نقل نشده است، بلکه با پذیرفتن هدایاى نوروزى و تدارک عوض آن با بخشش جزیه و خراج و یا دادن هدیه متقابل به نوعى آن را تأیید مى کرده اند.۱۷ گفتنى است که افزون بر روایاتى که درباره پدیده نوروز در کتب اربعه شیعه و دیگر کتاب ها و نیز در کتاب هاى حدیثى و تاریخى اهل سنّت ذکر شده، کتاب هاى مستقلى درباره اخبار مربوط به نوروز نوشته شده که همانند بسیارى دیگر از کتاب ها مفقود و در دست نیست. نجاشى در شرح حال نصر بن عامر سنجارى که وى را از ثقات اصحاب ما دانسته، در میان کتاب هاى او، کتاب (ما روى فى یوم النوروز) را نقل مى کند.۱۸ و نیز ابن ندیم در شرح حال صاحب بن عبّاد نقل مى کند: له من الکتب کتاب الاعیاد و فضائل النیروز؛۱۹ سامان دادن کتابى با نام: ما روى فى یوم النوروز. و (الاعیاد و فضائل النیروز) به طور طبیعى باید بر مجموعه اى از روایات مشتمل باشد وگرنه بر نوشتن دو یا سه و یا چهار روایت کتاب اطلاق نمى شود. به هرحال، آنچه از روایات درباره نوروز و فضائل آن آمده، براى ما روشن نیست.
احکام فقهى نوروز
در فقه شیعه براى نوروز آداب و احکام ذکر شده است، مانند: غُسل، نماز و روزه مستحبى. اساس و سند فقهى این احکام تا آنجا که تحقیقات نشان مى دهد فقط روایت معلّى بن خنیس از امام صادق(ع) است که نخستین بار شیخ طوسى آن را در حاشیه کتاب مصباح المتهجد و درباره دعا و زیارات و مستحبات نوشته و در مختصر مصباح شیخ نقل شده است.
اصل روایت چنین است: عن المعلّى بن خنیس عن مولانا الصادق علیه السلام فى یوم النیروز قال: اذا کان یوم النیروز فَاغتَسِل واَلبِس أنظفَ یثابک وتطیَب بأطیب طیبک وتکون ذلک الیوم صائماً فاذا صلیت النوافل والظهر و العصر فصل بعد ذلک اربع رکعات تقرأ فى اوّل کل رکعه فاتحه الکتاب وعشر مرّاتِ انا انزلناه فى لیله القدر وفى الثانیه فاتحه الکتاب و عشر مرات قل یا ایها الکافرون وفى الثالثه فاتحه الکتاب وعشر مرات قل هواللّه احد وفى الرابعه فاتحه الکتاب وعشر مرات المعوذتین وتسجد بعد فراغک فى الرکعات سجده الشکر وتدعو فیها یُغفرُ لک ذنوب خمسین سنه. ۲۰ از معلّى بن خنیس از مولاى ما امام صادق(ع) درباره روز نوروز نقل شده است که امام فرمود: هرگاه روز نوروز شد غُسل کن و پاکیزه ترین لباس هایت را بپوش و خود را به خوش بوترین عطرها خوش بو کن و این روز را روزه باش و آن گاه که نوافل و نماز ظهر و عصر را خواندى، چهار رکعت نماز بخوان؛ در رکعت نخست سوره حمد و ده بار سوره قدر را و در رکعت دوم سوره حمد و ده بار سوره کافرون را و در رکعت سوم سوره حمد و ده بار سوره توحید را و در رکعت چهارم سوره حمد و ده بار سوره ناس و فلق را بخوان و پس از آن به سجده شکر رو و دعا کن که گناهان پنجاه سال بخشوده مى شود. بسیارى از فقها پس از شیخ طوسى در مصباح۱۲ به پیروى از او در بیشتر کتاب هاى فقهى شان به غسل و نماز و روزه نوروز در ردیف غسل ها، نمازها و روزه هاى مستحبى توجه کردند و در مقام اشاره به مستند آن نیز همین حدیث معلّى بن خنیس را یادآور شدند.
ابن ادریس حلّى در سرائر، ابن سعید حلّى در الجامع للشرائع، علاّمه حلّى در قواعد الاحکام و منتهى المطلب، شهید اوّل در دروس و ذکرى و لمعه، ابن فهد حلّى در المهذب البارع، شیخ بهائى در جامع عباسى و حبل المتین، علامه مجلسى در بحارالانوار و زاد المعاد، شیخ بحرانى در الحدائق، فاضل هندى در کشف اللثام، شیخ جعفر کبیر در کشف الغطاء، فاضل نراقى در مستند الشیعه، محمدحسن نجفى در جواهر الکلام، شیخ اعظم انصارى در کتاب طهارت، حاج آقارضا همدانى در مصباح الفقیه، سیدمحمدکاظم یزدى در عروه الوثقى و حاشیه نریمان و شارحان عروه و بسیارى از فقیهان و مراجع تقلید عصر به این مسئله پرداخته اند. از روزى که بحث اعمال و احکام روز نوروز در فقه شیعه مطرح شد و فتوا به استحباب آن مورد قبول مشهور فقها قرار گرفت، هیچ کس از محدّثان و مجتهدان که رأى و نظرش قابل اعتنا باشد، بحث مخالفت با نوروز و یا شبهه نامشروعیت آن را مطرح نکرده است.
اگر سخنى دارند در این باره است که روایت معلّى بن خنیس مرسل و ضعیف است و نمى تواند مستند حکم شرعى قرار گیرد و بعضى با استفاده از قاعده تسامح در ادلّه سنن پاسخ داده اند و بعضى از راه احتمال مطلوبیت و قصد رجاء پیش آمده اند. به هر حال، اگر بنا بود ماندگارى و برگزارى نوروز و مراسم و آئین هاى آنها به دلیل تعلّق داشتنش به ایران باستان و زرتشتیان خلاف شریعت باشد و یا برگزارى مراسم آن زنده نگاه داشتن شعائر کفار، همانندى به مجوسى ها، ترویج و تقویت شرک و آتش پرستى و فساد و فحشا و تضعیف توحید و ارزش هاى اسلامى و انسانى به شمار آید، در طول تاریخ هزارساله فقه باوجود این همه حساسیت و دغدغه هاى فقها باید به جاى پرداختن به اشکال هاى سندى براى استحباب اعمال نوروز به اصل نامشروعیت این آیین مى پرداختند.
جالب است وقتى صاحب حدائق با فتوا به استحباب غسل نوروز مخالفت مى کند و در مطالب ابن فهد حلّى در بیان فضیلت نوروز اشکال مى کند، احکام شرعى را با این گونه احتمال ها و مطالب استحسانى و ذوقى اثبات شدنى نمى شمارد.۲۲ و آن گاه هیچ اشاره اى به مخالفت با نوروز نمى کند.
گفتنى است ما نیز درصدد اثبات این روایت و مستحب دانستن غسل و نماز و روزه نوروز به استناد روایت معلّى بن خنیس و یا به کمک قاعده تسامح در ادلّه سنن نیستیم و روایت را براى اثبات چنین حکمى ناتمام و ناتوان مى دانیم و در نهایت انجام اعمال نوروز را به امید ثواب و به قصد رجاء روا مى دانیم. لذا در جریان تعارض میان روایت ابن خنیس با روایت ابن شهر آشوب مبنى بر نفى مشروعیت نوروز هر دو را فاقد اعتبار مى دانیم و تعارض میان لاحجّت با لاحجّت را بى معنا مى دانیم و تلاش صاحب جواهر و شیخ انصارى۳۲ را مبنى بر تقویت و تقدیم روایت ابن خنیس بر روایت ابن شهر آشوب بدلایلى چون شهرت روایت اوّل و احتمال تقیه و در روایت دوم ناتمام مى دانیم.۴۲
غرض توجه به این واقعیت است که در میان این همه فقهاى دقیق از ابن ادریس صاحب سرائر و علامه و شهید اوّل و دوم تا به امروز هیچ فقیه فرزانه اى شبهه تشبه به کفار، تعظیم شعایر کفار و یا خلاف شریعت بودن نوروز را در ردّ آن مورد استدلال قرار نداده است و اگر بزرگانى از فقهاى برجسته با تقدّس مثال زدنى مانند ابن فهد حلّى با ارائه بحث مفصلى درباره تعیین روز نوروز تصریح مى کند که (یوم النیروز یوم جلیل القدر. )۵۲ هیچ فقهى او را احیاگر سنّت مشرکان که در تضاد با اهداف و مقاصد شریعت است و یا مخالفت با دلیل و مدرکى است، انتقاد نمى کند. در حالى که وقتى به بحث نماز و روزه در روز عاشورا مى رسند، به دلیل آنکه بنى امیه اقدام به ساخت اخبار دروغ مبنى بر فضایل روز عاشورا نمودند و براى آن فضائلى چون نماز، روزه و صله رحم و… جعل کردند، تمام آن اخبار را ساختگى قلمداد نمودند و روزه آن روز را مورد اشکال قرار دادند. اگر قرار بود در اعمال نوروز شبهه و شائبه تشبه به دشمن و یا احتمال تقویت جبهه مخالف و مانند آن باشد، به یقین ابراز مخالفت مى کردند.
اهل سنّت و آیین هاى نوروز
در منابع تاریخى، روایى و فقهى اهل سنّت به مناسبت هایى بحث از نوروز و احکام و آیین هاى آن به میان آمده است که در بحث روایات و نوروز به برخى منابع اشاره شد. در اینجا بعضى منابع تاریخى و فقهى افزوده مى شود.
در تاریخ طبرى و نیز تاریخ یعقوبى مانند تاریخ بغداد و خطط مقریزى در بیان حوادث تاریخى و توجه حاکمان اموى۶۲ و عباسى۷۲ به عید نوروز فُرس و هدایا و آیین هاى نوروزى اشاره شده است. از جمله آمده است که معاویه در دوران خلافتش دستور به جمع آورى هدایاى نوروزى داد. و عمر بن عبدالعزیز برخلاف معاویه از جمع آورى هدایاى نوروزى جلوگیرى مى کرد و در کتاب هاى فقهى نماز و روزه در روز عید نوروز مکروه شناخته شده است.
ابن قدامه مى نویسد: خصوص روز نوروز و مهرجان روزه گرفتن مکروه است؛ زیرا که کفار این دو روز را بزرگ و گرامى مى دارند. از این رو خصوص این دو روز را روزه گرفتن همراهى با کفار است و هم چنین در روز شنبه و هر روز را که کفار بزرگ مى شمرند و عیدى مى گیرند، روزه گرفتن کراهت دارد. ۲۸ و کاشانى مى نویسد: روزه روز شنبه به دلیل تشبه به یهود و روز نوروز و مهرجان به دلیل تشبه به مجوس کراهت دارد.۹۲ گفتنى است بعضى از اهل سنّت شیعه را مجوسى مى خوانند و باتوجه به اینکه استحباب غسل، نماز و روزه نوروز به استناد روایت معلّى بن خنیس فقط در کتاب هاى روایى و فقهى شیعه مطرح شده، محتمل است مقصود آنها از کراهت روزه نوروز به جهت تشبه به مجوسى ها شیعه باشد، چنان که در مواردى مانند مسأله خواندن بسم اللّه الرحمن الرحیم و یا بلند خواندن آن در نماز و یا انگشتر به دست راست کردن و… براى اینکه تشبه به شیعه (مجوس) پیدا نکنند، به عکس شیعه عمل مى کنند، هرچند ممکن است قبول داشته باشند که در واقع حق با شیعه است.۳۰ نکته گفتنى دیگر این است که گفته اند در مراسم مجوسى ها روزه نیست و آنها روزه گرفتن را گناه مى دانند.۱۳
این نکته نیز باید افزوده شود که همانندى و تشبّه به چیزى، کارى، قصدى و ارادى است و بدیهى است که که هیچ مسلمانى به قصد تشبّه به مجوسى ها روزه نمى گیرد، بلکه به استناد روایت ابن خنیس، قاعده تسامح، قصد رجاء و به فتواى مرجع تقلید به قصد تقرب به خدا این کار را مى کند. بنابراین، تشبّه به مجوس اگر مقصود از همانندى به مجوس همانندى به کفار و زرتشتیها
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.