تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت با 29 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نور خدا نور ولایی داشت :

جانباز سیدنورخدا موسوی تنها جانباز صددرصد ایرانی بود که اسفند ماه در درگیری با گروهک تروریستی ریگی در منطقه لار استان سیستان و بلوچستان جانباز شد. سید به کمایی ساله فرو رفت تا حدود یک دهه لقب شهید زنده برازنده‌اش باشد. از لحظه جانبازی، نورخدا تقریباً یک دهه زندگی نباتی داشت و سال‌ها در منزل روی یک تخت توسط همسر و دو فرزندش پرستاری می‌شد. نورخدا عاقبت شب رحلت پیامبرگرامی اسلام و شهادت امام حسن مجتبی (ع) آسمانی شد و در سالروز شهادت امام رضا (ع) هم تشییع و به خاک سپرده شد. به مناسبت شهادت سید نورخدا موسوی، شمه‌ای از زندگی وی را تقدیم حضورتان می‌کنیم.

رزمنده دفاع مقدس

نورخدا متولد اول شهریورماه در خرم‌آباد بود. مردی از خطه لرستان که در سالگی به جبهه‌های جنگ رفت و در عملیات مرصاد شرکت کرد. نور خدا در این عملیات که آخرین عملیات دفاع مقدس به شمار می‌رود، تا پای شهادت پیش رفت، اما مقدر بود بماند و در جبهه‌ای دیگر آسمانی شود.

نورخدا «روح خدا به خدا پیوست» را تداعی می‌کند!

کبری حافظی همسر شهید در این خصوص به «جوان» می‌گوید: «آقا سید سابقه حضور در دفاع مقدس را داشت و در عملیات مرصاد به عنوان بسیجی شرکت کرده بود. برایم که از خاطراتش تعریف می‌کرد می‌گفت: از قافله شهدا جامانده‌ام. همسرم دوبار برای رفتن به جبهه اقدام کرد که پدرش ممانعت می‌کند. حتی یک‌بار او را از مینی‌بوس به خانه برمی‌گردانند. بار سوم زیر صندلی‌ها پنهان می‌شود و برای عملیات مرصاد به جبهه می‌رود. خودش می‌گفت، چون دوره‌ای ندیده بودم به من پیشنهاد دادند سقا شوم. مسیری طولانی می‌رفتم و آب می‌آوردم. می‌گفت: دو بار مسیر را برای آوردن آب طی کردم ولی بار سوم به فرمانده گفتم خسته شدم، کمی به من استراحت بده نیروی دیگری برود و بعد من دوباره می‌روم. می‌گفت: نیروی بعدی که جای او آمد متر بیشتر دور نشده بود که ترکش خمپاره خورد و شهید شد. نور خدا همیشه می‌گفت: من باید جای او شهید می‌شدم.»

سال بعد

نکته عجیبی در زندگی نورخدا وجود دارد که جالب توجه است. او که سال به جبهه رفته بود، سال بعد در درگیری با اشرار ریگی به کما می‌ر‌ود و سال بعد نیز به شهادت می‌رسد. این سه دهه در زندگی نور خدا معانی زیادی دارند. دو دهه‌اش را به زندگی پرداخت و دهه بعدش را به آسمان دوخت. سید سال شهید زنده کشورمان بود.

نور خدا بعد از اتمام جنگ، به خدمت سربازی می‌رود و پس از آن به خاطر علاقه‌ای که به امور نظامی داشت، جذب دانشگاه علوم انتظامی می‌شود. به عضویت پلیس درمی‌آید و مدتی در تهران به انجام وظیفه می‌پردازد. همسرش از اولین‌های زندگی شان به «جوان» می‌گوید: «ازدواج که کردیم منزلمان تهران بود. همسایه‌ها خیلی به خانواده ما علاقه داشتند. طوری شده بود که به کوچه‌مان کوچه آقا سید می‌گفتند. من معلم بودم و اصلاً از شغل نظامی خوشم نمی‌آمد، اما انگار خدا آقا سید را به خانه ما فرستاده بود. ما خیلی سنتی ازدواج کردیم. من تا شب خواستگاری همسرم را ندیده بودم و وقتی برای اولین بار ایشان را دیدم احساس کردم از کودکی همدیگر را می‌شناسیم. به چهره‌اش نگاه می‌کردم و می‌گفتم چقدر قیافه‌اش آشناست. در صورتش معصومیت، مظلومیت و پاکی دیدم. نمی‌خواهم شعار بدهم ولی دوستان آقا سید می‌دانند چه می‌گویم. هر چیزی که نیاز بود در صورت یک مردِ زندگی ببینید را من در صورت آقا سید دیدم.»

اعزام به زاهدان

شهید موسوی بعد از چندی به زادگاهش خرم‌آباد برمی‌گردد تا خدمتش در نیروی انتظامی را آنجا ادامه دهد. سپس مأموریت می‌گیرد تا به زاهدان برود. آنجا فرماندهی یگان تکاوری به عهده سید گذاشته شده بود. مأموریت دو ساله بود. سید یک سال و هفت ماهش را با سربلندی طی می‌کند و بعد… همسرش می‌گوید: «آقا سید در یگان تکاوری زاهدان فرمانده بود و به لار منتقل شد. وقتی به مرخصی آمد با روز‌هایی که ریگی نفر را در جاده میرجاوه شهید کرد، مصادف شده بود. آن زمان دوستانش در کرمان فکر می‌کردند آقا سید به میرجاوه منتقل شده که تا می‌شنوند بچه‌های میرجاوه در درگیری با گروهک ریگی شهید شده‌اند، پشت سر هم به همسرم زنگ می‌زدند و حالش را می‌پرسیدند. از همان زمان دلشوره به جانم افتاده بود که مبادا ما هم سید را از دست بدهیم.»

بهمن ماه

آخرین دیدار سید نورخدا و خانواده‌اش در بهمن ماه رقم می‌خورد. در این روز سید به محل خدمتش در شهرستان لار که کیلومتری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *