توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی به تطور جایگاه روایات رجعت در منابع امامیه :
مقدمه
طبیعی است که در طول زمان فهم از روایت و در پی آن، جایگاه نقل آن نیز تغییر کند. همانگونه که جایگاه موضوعات مختلف به مرور زمان روشن شده و دستهبندی علوم بهتدریج شکل گرفت، جایگاه و اهمیت برخی از روایات نیز رفتهرفته معین شد. مراد از جایگاه روایت، در اینجا، اختصاص بابی مستقل به یک موضوع و در ساختاری معین در اثری علمی است. برای مثال، شیخ صدوق ابواب الاعتقاد فی الأخبار المفسره والمجمله، الاعتقاد فی الحظر والاباحه، الاعتقاد فی الحدیثین المختلفین را در کنار ابوابی همچون الاعتقاد فی صفات الذات و صفات الأفعال، الاعتقاد فی العدل، الاعتقاد فی العصمه را در کتاب الاعتقادات خود جای داده است، حال آنکه امروز روایات مفسر و مجمل، و حظر و اباحه موضوع علم اصول است.
امروزه و بلکه از چند قرن اخیر، روایاتی که بهصراحت یا اشارت از بازگشت عدهای از اموات به دنیا سخن میگویند در میان اخبار حوادثِ پس از ظهور جایگاه ویژهای یافتهاند. اما اینکه آیا آن روایات همواره به موضوع آخرالزمان مربوط میشده و همیشه جایگاه ویژه امروزین خود را داشته یا نه، موضوع بحثی است که این نوشتار به آن پرداخته و در جستوجوی پاسخ به این پرسش روندی را دنبال کرده است که این روایات در کتب حدیثی پشت سر نهادهاند. روشن است که سخنگفتن از تطور تعیین جایگاه روایاتِ یک موضوع به هیچ روی، به معنای کاستن از اهمیت یا داوری درباره ارزش آن نیست؛ بلکه صرفاً گزارشی تاریخی از سیر تطور و روند طیشده است.
سخن در قدمت اعتقاد شیعیان به رجعت نیست. سخن در این است که روایات رجعت از چه زمان در کتب حدیثی بابی مستقل از سایر حوادث آخرالزمان به خود اختصاص دادهاند.
روایات رجعت و منابع
روایات رجعت در منابع مختلفی نقل شده است:
الف. منابعی که به رجعت اختصاص دارند؛ مثل: رجعت اثر مجلسی (متوفای / ه.ق.)، الایقاظ من الهجعه بالبرهان علی الرجعه اثر حر عاملی (متوفای ه.ق.)، سرّ مخزون اثر میرزا حسن لاهیجی (متوفای ه.ق.) و …
ب. کتب مربوط به غیبت؛ مثل: کمال الدین و تمام النعمه اثر شیخ صدوق (متوفای ه.ق.)، الغیبه اثر شیخ طوسی (متوفای ه.ق.) و …
ج. مجموعههای حدیثی؛ مثل: بصائر الدرجات اثر صفار قمی (متوفای ه.ق.)، اصول کافی اثر کلینی، معانی الأخبار اثر شیخ صدوق، امالیها و …
د. تفاسیر؛ مثل: تفسیر قمی، تفسیر عیاشی، تفسیر فرات و …
در دهههای اخیر، هرچند هنوز بعضی از آثار به گردآوری روایات اهتمام دارند، مثل رجعت یا دولت کریمه خاندان وحی اثر خادمی شیرازی ( ش.-)، اما اغلب بدون ذکر مفصل روایات، فقط به تبیین رجعت بر اساس روایات و دفاع از آن پرداختهاند؛ از جمله: رجعت از دیدگاه عقل، قرآن و حدیث اثر حسن طارمی؛ بازگشت به دنیا در پایان تاریخ اثر خدامراد سلیمیان؛ رجعت: بازگشت بزرگ در هنگام ظهور اثر حسین شهمیری؛ و رجعت از نظر شیعه اثر نجمالدین طبسی.
البته در برخی آثار اهل سنت نیز اشاراتی به باور شیعیان به رجعت آمده است. یک نمونه جالب، تفسیر جامع البیان، اثر طبری (متوفای ه.ق.) است که در آن به موضوع رجعت به عنوان باور گروهی از مردم عراق در زمان حیات ابنعباس اشاره کرده است (طبری، /: /).
اما در اینجا، چنانکه از عنوان مقاله پیدا است، فقط به منابع حدیثی امامی خواهیم پرداخت. کتاب سلیم، اثبات الرجعه فضل بن شاذان، بصائر الدرجات صفار، اصول کافی کلینی، الغیبه نعمانی از آثار پیش از آغاز غیبت کبری، و آثار شیخ صدوق و شیخ مفید، الغیبه شیخ طوسی، مناقب ابنشهرآشوب و مختصر بصائر الدرجات از منابع عصر غیبت کبری هستند که موضوع رجعت در آنها بررسی شده است.
کاربردهای واژه «رجعت»
با نگاهی به کتب فهارس، عنوان «کتاب الرجعه» یا عناوین مشابه را در میان آثار قدما میتوان یافت؛ اما واژه «رجعت» در معانی اصطلاحی چندی به کار رفته است. از اینرو نباید عنوان «کتاب الرجعه» در فهارس را یکسره بر معنای کلامی رجعت حمل کرد. در واقع، رجعت، اشتراک لفظی دارد و به چند معنا به کار رفته است:
الف. اصطلاحی فقهی و به معنای بازگشت به زندگی زناشویی در مدت عده طلاق (نجفی، : /).
ب. اصطلاحی کلامی و به معنای بازگشت از غیبت (: ظهور پس از غیبت). بازگشت از غیبت یکی از معانی اصطلاحی واژه «رجعت» است که تا پیش از قرن چهارم رایج بوده است. بعضی از روایات، مقطوعات و محتوای تعدادی از کتب تألیفشده با این عنوان، شواهد استخدام واژه «رجعت» به معنای ظهور است. از جمله مقطوعه کعبالأحبار که: «ان القائم من ولد علی له غیبه کغیبه یوسف و رجعه کرجعه عیسی بن مریم» (نعمانی، : ، ح؛ ، ح و …). توجه به سه نکته نشان میدهد که واژه «رجعت» در اینجا به معنای ظهور به کار رفته است: اول آنکه، غیبت امام، به غیبت حضرت یوسف (ع) تشبیه شده است؛ پس رجعت که در مقابل آن به کار رفته به معنای بازگشت پس از مرگ نیست؛ دوم آنکه، رجعت امام قائم (ع) به رجعت حضرت عیسی (ع) تشبیه شده است و بازگشت حضرت عیسی (ع) از نوع ظهور پس از غیبت است نه بازگشت پس از مرگ؛ سوم آنکه، امام قائم از دنیا نرفته است تا رجعت او بر معنای دیگری غیر از ظهور، صدق کند. بدینترتیب، این مقطوعه که در کتاب الغیبه، اثر نعمانی، ذکر شده نشان میدهد واژه «رجعت» در آن دوران به معنای بازگشت از غیبت (: ظهور) نیز به کار میرفته است.
ج. رجعت، اصطلاحی کلامی و به معنای بازگشتِ دولت اهل بیت (ع). عدهای از شیعیان بر آنند که حکومت، حق مغصوب ائمه (ع)، روزی به ایشان باز خواهد گشت. در نظر ایشان، «رجعت» به معنای بازگشت دولت و شوکت به اهل بیت (ع) است (سید مرتضی، : /-؛ حر عاملی، : ). نامی از قدمای قائل به این رأی به دست نیامده است. از میان معاصران، سید محمدحسین فضلالله به این رأی نظر داشته است (http://arabic.bayynat.org.lb/).
د. رجعت، اصطلاحی کلامی و به معنای بازگشتن به همین دنیا پس از مرگ. از نظر امامیه، این بازگشت به دنیا فقط مختص امت اسلام است. در آن زمان، شیعیانِ ممحض در ایمان و ممحضین در نفاق به دنیا باز میگردند تا انتقام نیکترین نیکان از بدترین بدان گرفته شود (مفید، الف: ، فصل فی من یرجع من الأمم).
ه. رجعت بر معانی دیگری نیز حمل شده است، مثل رجعت تناسخی (اشعری، /: )یا رجعت مثالی (حر عاملی، : ؛ اردبیلی، : /-).
برای مثال، موضوع اثبات الرجعه فضل بن شاذان، غیبت و ظهور امام زمان است. کتاب الرجعه شیخ طوسی عنوان اثری فقهی است. ضمن آثار شیخ طوسی آمده است: «کتاب القسم والنشوز، کتاب الخلع، کتاب الطلاق، کتاب الرجعه، کتاب الایلاء، کتاب الظهار، کتاب اللعان» (طوسی، بیتا: ، ش). افزون بر واقعیت موجود، سیاق کلام نیز نشان میدهد مقصود، معنای فقهی این واژه است.
هرچند در میان آثار عیاشی نیز همین عنوان آمده، اما در تعیین موضوع آن تردید وجود دارد. نجاشی ضمن آثار عیاشی مینویسد: «کتاب الظهار، کتاب الایلاء، کتاب اللعان، کتاب الرجعه، کتاب التوحید والصفه، …، کتاب الغیبه» (نجاشی، بیتا: ص، ش). با توجه به سیاق، به نظر میرسد «رجعت» در معنای فقهی (یعنی رجوع پس از طلاق) به کار رفته است. چهبسا اگر رجعت کلامی بود، پس از کتاب التوحید و نزدیک به کتاب الغیبه ذکر میشد.
در تعیین دقیق معنای اصطلاحی رجعت در عنوان «کتاب الرجعه» شیخ صدوق نیز، برای داوری یقینی اقامه شواهد ضروری است؛ چراکه وی در کتاب الاعتقادات وعده تألیف کتابی مستقل را درباره کیفیت و ادله صحت رجعت، داده است (صدوق، : )؛ نجاشی نیز ضمن آثار وی مینویسد: «کتاب فی تحریم الفقاع، کتاب المتعه، کتاب الرجعه، کتاب الشعر، کتاب معانی الأخبار» (نجاشی، بیتا: ص، ش). اما با توجه به اینکه در آثار پس از شیخ صدوق ذکری از این کتاب و مطلب یا روایتی منقول از کتاب الرجعه منسوب به شیخ صدوق، یافت نمیشود، جای این پرسش و تردید وجود دارد که موضوع کتابی که نجاشی ذکر کرده، رجعت کلامی بوده است یا فقهی. از سوی دیگر، این احتمال جدی وجود دارد که این کتاب، اثر کلامی شیخ صدوق بوده، اما به هر سبب ذکر و نقلی از آن به سایر آثار راه نیافته است. به هر روی، حتی اگر این اثرِ مفقود، وفای به وعده صدوق مبنی بر تألیف کتابی درباره بازگشت پس از مرگ باشد، از کمیت و کیفیت روایتهای مذکور در آن بیاطلاعیم.
روایات رجعت در منابع حدیثی پیش از آغاز غیبت کبری
کتاب سلیم
در کتابی که بنا به یک قول از سده اول بر جای مانده، یعنی کتاب سلیم بن قیس هلالی (متوفای ه.ق.)، فقط ابان بن ابی عیاش ضمن بیان داستان عرضه کتاب، سخنی درباره رجعت آورده است. او در مقدمه میگوید پس از آنکه کتابسلیمرا گرفته و آن را به امام سجاد (ع) عرضه کرده، به منزل ابوالطفیل رفته و سخن میان آن دو به موضوع رجعت رسیده است.[i] از آنجا که این روایت در مقدمه ذکر شده نمیتوان فهمید ابان آن را در زمره چه اخباری میدانسته، بلکه آنچه مسلم است باور ایشان به رجعت است.
اثبات الرجعه، اثر فضل بن شاذان
اثر بعدی اثبات الرجعه فضل بن شاذان (متوفای ه.ق.) است که هرچند نسخهای از آن باقی نمانده، اما روایاتش در لابهلای سایر آثار بر جای مانده است. دو محقق، باسم الهاشمی در کتاب مختصر اثبات الرجعه و غلامحسن محرمی در اثبات الرجعه، هر یک جداگانه این اخبار را جمعآوری و تحقیق کردهاند و در احیای اثر فضل بن شاذان کوشیدهاند. قریب به اتفاق روایاتی که از این کتاب باقی مانده در اِخبار از تولد، امامت، غیبت و ظهور امام دوازدهم (ع) است.
همین نشان میدهد که «رجعت» نزد فضل بن شاذان به معنای بازگشت از غیبت (: ظهور) بوده است. محدث نوری نیز ضمن معرفی کتب مربوط به غیبت میگوید: «کتاب اثبات الرجعه المعروف بالغیبه لأبی محمد الفضل بن شاذان النیسابوری» (طبرسی نوری، : ، ذیل عنوان کتب الغیبه و مؤلفوها). شمار روایات رجعت «اثبات الرجعه» ابنشاذان چنان اندک است که غلامحسن محرمی، یکی از دو محقق، که ضمن جمعآوری روایات، آنها را فهرستبندی نیز کرده، عنوانی را به رجعت اختصاص نداده است. هر دو محقق در مقدمه از شمار اندک روایاتِ رجعت در کتاب فضل ابراز تعجب کردهاند.
کمتر روایتی را در کتاب فضل بن شاذان میتوان یافت که درباره بازگشت پس از مرگ باشد؛ اکثرِ همین اندک نیز صریح نیست. شواهدی نشان میدهد که در میان همین تعداد بسیار اندک (کمتر از ده روایت)، نیز روایاتی هست که بهدرستی نقل نشده و نقل صحیح آن فاقد دلالت بر رجعت است. گمان میرود نسخه اصلی کتاب فضل بن شاذان فاقد بعضی از همین روایات انگشتشمارِ منسوب به او بوده است.
دو نمونه زیر نشان میدهد که نقل صحیح برخی روایتهای مذکور در اثبات الرجعه فضل بن شاذان، فاقد دلالت بر رجعت است:
الف. سلیم بن قیس هلالی در کتابش، روایت نبوی در معرفی آخرین امام را آورده است: «مهدی هذه الأمه الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما والله انی لأعرف من یبایعه بین الرکن والمقام و أعرف اسماء الجمیع و قبائلهم» (سلیم، : /، ح). کلینی، نعمانی، عیاشی و صدوق این روایت را از سلیم نقل کردهاند. همه این نقلها مشابه است و هیچ دلالتی بر رجعت ندارند (کلینی، : /-، ح، کتاب فضل العلم، باب اختلاف الحدیث؛ نعمانی، : -، ح، فی أن الصحیح من الاحادیث عند امیرالمؤمنین؛ عیاشی، بیتا: /، ح؛ صدوق، : /، ح: باب أتی الناس الحدیث من رسول الله من اربعه لیس لهم خامس؛ صدوق، الف: /، باب : نص النبی علی القائم، ح). این روایت در اثبات الرجعه فضل بن شاذان نیز به نقل از کتاب سلیم آمده است؛ اما عبارت آخر چنین آمده: «ثم ابنه الحجه القائم خاتم اوصیائی و خلفائی والمنتقم من اعدائی، الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما» (نیشابوری، : ، ح؛ همو، : -، ح). منشأ انتساب چنین عبارتی به فضل بن شاذان کتاب کفایه المهتدی اثر میرلوحی سبزواری (متوفای ه.ق.) است (نیشابوری، : -، ح). او نسخهای از کتاب فضل بن شاذان را در اختیار داشته و این روایت را از آن کتاب نقل کرده است (میرلوحی سبزواری، : ، ح). نظر به اینکه عبارت مذکور با قید «المنتقم من اعدائی» در نسخههای موجود کتاب سلیم، نقل کلینی، نعمانی، عیاشی و صدوق از سلیم نیست؛ این احتمال جان میگیرد که عبارت و قید مد نظر در نسخه کتاب فضل بن شاذان که نزد میرلوحی بوده، از افزودههای نساخ باشد.
واضح است که حتی با قبول عبارت مذکور، این روایت فقط وقتی بر رجعت دلالت میکند که عبارت «المنتقم من اعدائی» را لزوماً به معنای دشمنان معاصر پیامبر (ص) بدانیم. در این صورت، این روایت، مثبِت رجعت دشمنان معاصر پیامبر (ص) خواهد بود و باز دلالتی بر رجعت ائمه (ع) ندارد.
ب. سلیم بن قیس هلالی آورده است که پیامبر (ص) فرمود: «یا علیان قریشا ستظهر علیک ما استبطنته و تجتمع کلمتهم علی ظلمک و قهرک فان وجدت اعوانا فجاهدهم و ان لم تجد اعوانا فکُفّ یدک و احقن دمک فان الشهاده من ورائک». شیخ صدوق در کمال الدین و شیخ طوسی در الغیبه این روایت را بدون اختلاف از کتاب سلیم نقل کردهاند (سلیم، : /-، ح؛ صدوق، الف: /، باب ، ح؛ طوسی، : ، ح، باب العله المانعه من ظهوره و ص، ح).[ii] اما در اثبات الرجعه فضل بن شاذان عبارت «و احقن دمک فان الشهاده من ورائک. واعلم انّ ابنی ینتقم من ظالمیک و ظالمی اولادک و شیعتک فی الدنیا و یعذبهم الله فی الآخره عذابا شدیداً» افزوده شده (نیشابوری، : ، ح؛ همو، : ، ح)؛ حال آنکه نقل صحیح فاقد عبارت و دلالت مد نظر است.
به هر روی، چون نسخهای از کتاب فضل بن شاذان باقی نمانده، نمیتوان دانست که او روایات حاکی از بازگشت پس از مرگ را در بابی مستقل از کتابش آورده بوده یا ضمن سایر اخبار حاکی از حوادث پس از ظهور. اما قرائن و شواهد نشان میدهد که وی اَخبار بازگشت مردگان را همچون سایر اَخبار علائم و حوادث هنگام ظهور تلقی میکرده است.
بصائر الدرجات اثر صفار قمی
اثر بعدی بصائر الدرجات صفار قمی (متوفای ه.ق.) است که در دو باب آن روایاتی را درباره بازگشت پس از مرگ میتوان یافت: یکی ذیل عنوان «فی أن للأئمه جری ما جری لرسول الله و انهم امناء الله علی خلقه و أرکان الأرض و امناء الله علی ما هبط من علم أو عذر أو نذر والحجه البالغه علی من فی الأرض و أنهم قد اعطوا علم المنایا والبلایا والوصایا و فصل الخطاب والعصا والمیسم» و دیگری بابی با عنوان «فی امیرالمؤمنین انه قسیم الجنه والنار». در این دو باب ضمن روایاتی که نقل شده مجموعاً هفت روایت دال بر رجعت است که فقط یکی از آنها خالی از ذکر عصا و میسم است. در جزء ، باب (باب للأئمه جری ما جری …) (ص-)، هر کدام از احادیث و و نیز و را میتوان یک روایت دانست که از دو طریق رسیده است. تمامی روایات این باب مشتمل بر ذکر عصا و میسم و دابه[iii] است. در جزء این کتاب، باب (باب انه قسیم الجنه والنار)، دو روایت دال بر رجعت جای گـرفته است. حـدیث نهم ذکر عصـا و میسم است (ص، ح و ص، ح).
بنابراین، با توجه به عناوین این دو باب، در نظر صفار این روایات از شئون امامت سخن میگوید.
اصول کافی اثر کلینی
محمد بن یعقوب کلینی (متوفای / ه.ق.) در اصول کافی ذیل بابی تحت عنوان «ان الائمه هم ارکان الأرض» سه روایت مشابه هم آورده که علی (ع) را دابه و صاحب عصا و میسم معرفی میکند (کلینی، : /، ح؛ مجلسی، : /، ح، /؛ استرآبادی، : ، ح؛ حر عاملی، : ، ح، ص، ح).
به جز این سه روایت فقط یک روایت دیگر در «باب فی الغیبه» ذکر شده که ممکن است برای رجعت استفاده شود:
عن الاصبغ بن نباته قال: أتیت امیرالمؤمنین (ع) فوجدته متفکرا ینکت فی الأرض. فقلت: یا امیر المؤمنین مالی أراک متفکرا تنکت فی الأرض، أرغبه منک فیها؟ فقال: لا والله ما رغبت فیها و لا فی الدنیا یوما قط و لکنی فکرت فی مولود یکون من ظهری، الحادی عشر من ولدی، هو المهدی الذی یملأ الأرض عدلا و قسطا کما ملئت جورا و ظلما، تکون له غیبه و حیره، یضل فیها أقوام و یهتدی فیها آخرون. قلت: یا امیر المؤمنین! و کم تکون الحیره والغیبه؟ قال: سته أیام أو سته أشهر أو ست سنین، فقلت: و إن هذا لکائن؟ فقال: نعم کما أنه مخلوق و أنی لک بهذا الأمر یا اصبغ اولئک خیار هذه الأمه مع خیار أبرار هذه العتره. فقلت: ثم ما یکون بعد ذلک؟ فقال: ثم یفعل الله ما یشاء فإن له بداءات و إرادات و غایات و نهایات (کلینی، : /، ح، باب فی الغیبه؛ طوسی، : ، ح و ص، ح؛ حر عاملی، : ، ح).
بعید نیست که برخی، عبارت «مع أبرار العِتره» را مفیدِ معنای رجعت بدانند.
این روایات چهارگانه فقط اشارات به رجعت در اصول کافی است. بنابراین، کلینی نیز روایتهای محدودی را، که جنبه ذکر علائم امامت، بهویژه راجع به علی (ع) را دارد، در کتاب الحجه و ضمن مقامات امیرالمؤمنین (ع) جای داده است.
الغیبه، اثر نعمانی
در الغیبه نعمانی (نیمه قرن )، شاگرد کلینی نیز نهتنها عنوان بابی مشیر به رجعت نیست، بلکه روایاتی که بتوان از آنها برای رجعت استفاده کرد بسیار اندک، غیرصریح و پراکنده، در ابوابی مختلف و حتی غیرمرتبط با غیبت و ظهور ذکر شده است: باب ما روی فی الائمه اثنا عشر اماما؛ فی ان الصحیح من الاحادیث عند امیرالمؤمنین؛ باب ما روی فیما اُمر به الشیعه من الصبر فی حال الغیبه؛ باب ما روی فی غیبه الامام المنتظر و ذکر مولانا أمیرالمؤمنین والأئمه صلوات الله علیهم أجمعین بعده و إنذارهم بها (نعمانی، : ، ح و ص، ح و ص، ح باب ما روی فی غیبه الامام المنتظر و ذکر مولانا أمیرالمؤمنین والأئمه بعده و إنذارهم بها؛ نیز باب ما روی فی الائمه اثنا عشر اماما، ص، ح؛ نیز باب فی ان الصحیح من الاحادیث عند امیرالمؤمنین، ص-، ح؛ نیز باب ما روی فیما اُمر به الشیعه من الصبر فی حال الغیبه، ص).
روایات رجعت در منابع حدیثیِ پس از آغاز غیبت کبری
آثار شیخ صدوق
تعداد روایات در آثار شیخ صدوق (متوفای ه.ق.) بهوضوح بیش از پیش است و در کتب پیشینِ موجود برای ما از بعضی از آنها ذکری نرفته، هرچند دلالت بعضی از این روایات صریح است؛ اما در دلالت بعضی دیگر اختلاف است و نمیتوان قاطعانه گفت که شیخ صدوق آنها را در زمره اخبار رجعت میدانسته است یا خیر.
فقط در نمونهای کوچک، قرن اول را مد نظر قرار دادیم و دیدیم که در آثار صدوق از سده اول یازده روایت نقل شده است که این در مقایسه با آثار پیشین عدد بزرگی است. ده تا از آنها فقط از طریق آثار ایشان برای ما بر جای مانده است؛ یعنی گویا در کتب پیشین ذکری از آنها نرفته است. از این میان، دو روایت بهصراحت نافی رجعت است (نک.: صدوق، ب: ، ح و ، باب نوادر المعانی) و فقط چهار روایت صریحاً بر رجعت دلالت دارد (نک.: صدوق، : ، ح، مجلس هشتم؛ همو، : /، ح، باب العشره؛ همو، الف: /، ح، باب حدیث الدجال و ما یتصل به من امر القائم؛ همو، ، باب : ما جاء عن الرضا (ع) فی وجه دلائل الأئمه والرد علی الغلاه والمفوضه لعنهم الله، ح، ص). برداشت رجعت از چهار روایت دیگر محل اختلاف است (نک.: صدوق، : ، ح/، مجلس هشتاد و سوم؛ همو، الف: /، ح، باب : نص النبی علی القائم، و ص، ح؛ همو، : ، ح، ، باب عقاب من قتل الحسین بن علی).
هرچند شیخ صدوق در الاعتقادات عنوان مستقلی را به رجعت اختصاص داده، اما در این کتاب به روایات نپرداخته است؛ بلکه فقط با
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.