تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها شامل 54 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هل بلغتم الثمانین؟ / اذن فاذکروا لذائذها الی جانب متاعبها :

مهداه الی روح امیر الرحاله ابن بطوطه الذی عشت معه هذا الیوم ۱۵/۶/۲۰۰۱ م اکثر من ای یوم مضی . . . لقد قضی ابن بطوطه فی طریق عودته من آسیا، عبر اوربا، الی بلاده سنتین کاملتین ۷۸۴- ۷۵۰ ه/ . ۱۳۴۷- ۱۳۴۹م، ، لکن وسائل الاتصال الیوم اتاحت الفرصه لی ان اعود للمغرب من آسیا عبر اوربا فی یوم واحد کنت اعیش فیه ایضا مع ذکری بلوغ الثمانین! .

هل بلغتم الثمانین ؟:

لا ادری کیف ان بعض الشعراء رکزوا ترکیزا علی سن الثمانین کحد اعلی لعمر الانسان، اعتبروه نهایه الدنیا! و هکذا استمعنا الی زهیر بن ابی سلمی یقول فی العصر الجاهلی

سئمت تکالیف الحیاه ومن یعش

ثمانین حولا لا ابالک یسام !

هذا زهیر الذی کان یعتبر حکیم الشعراء فی عهده، و کان یقال: ان آخر ابیاته فی معلقته یشبه کلام الانبیاء، فعلا فقد ورد بعد بیت الثمانین من معلقته قوله :

واعلم ما فی الیوم والامس قبله

ولکننی عن علم ما فی غد عم

و من یک ذا فضل فیبخل بفضله

علی قومه یستغن عنه ویذمم

لسان الفتی نصف و نصف فؤاده

فلم یبق الا صوره اللحم والدم ! !

و بعد زهیر جاءنا الشاعر عوف ابن محلم الخزاعی – . . . (نحو ۲۲۰ه/ . ۸۳۵) الذی نعته مترجموه، من امثال عبد الله ابن المعتز فی طبقات الشعراء، و یاقوت الحموی فی معجم الادباء، نعتوه بافضل الصفات (۱) ، فهو عالم وادیب و شاعر، انتقل من بلده حران الی العراق فاختصه الامیر طاهر بن الحسین لمجالسته، فبقی عنده ثلاثین سنه لا یفارقه حتی لیساله کثیرا ان یاذن له فی الالمام باهله والذهاب الی وطنه، فلا یجیبه الی ذلک! علی نحو ما نقرا عن قصه الطبیب المغربی ابی بکر ابن زهر فی قصه له مع الخلیفه الموحدی یعقوب المنصور (۲) .

و مات طاهربن الحسین فقربه ابنه الامیر عبد الله الذی کان قد نال حظوه کبیره عند الخلیفه المامون، الذی جعل له منزله ارفع من المنزله التی کانت له عند ابیه، واستمر ابن محلم فی صحبه عبدالله الی ان تقدم به السن و حن الی اهله . وهنا قرر التوسل الیه، بعد ان اجتهد فی التخلص بکل الطرق

وجاءت المناسبه عندما خرج الامیر عبد الله من العراق یرید خراسان مقر ماموریته، و کان ابن محلم عدیله فی قبه یسامره و یحادثه، فلما اقتربوا الی الری (جوار تهران الحالیه)، اذا بقمری (نوع من الحمام: حسن الصوت) یغرد علی سروه، فالتفت الامیر الی الشاعر قائلا:

اما تسمع هذا الصوت؟ ما ارقه! قاتل الله ابا کبیر الهذلی عندما قال:

الا یا حمام الایک الفک حاضر

وغصنک میاد ففیم تنوح؟ !

افق لا تنح من غیر شی ء فاننی

بکیت زمانا والفؤاد صحیح (۳)

فاجابه ابن محلم: احسن، والله ، ابو کبیر واجاد ایها الامیر ! لقد کان فی هذیل مائه و ثلاثون شاعرا محسنا سوی المتوسطین، و کان ابو کبیر من اظهرهم واقدرهم علی القول

وهنا قال له الامیر: عزمت علیک الا اجزت هذا البیت . . . فاخذ الشاعر فی التملص معتذرا بکبر سنه، لکن الامیر عبد الله ساله بحق والده طاهر الا فعل

ولم یسع الشاعر الا ان یستجیب، ووجدها فرصه لیضمن جوابه التوسل الذی کان یجیش به خاطره حیث قال فی آخر شعره :

عسی جود عبد الله ان یعکس النوی

فیلقی عصا التطواف وهی طریح !! (۴)

و هنا رق عبد الله لحال ابن محلم الذی اتفق فی هذه الاثناء ان سلم علیه الامیر و کان ینتظر منه الجواب، لکنه، وقد ثقلت اذناه لم یجب الامیر، الامر الذی دعا بعض الحاضرین لتنبیه ابن محلم، فکان هذا موضوع مقطوعته الشهیره، وهی من ثلاثه عشر بیتا .

یابن الذی دان له المشرقان

والبس الامن به المغربان

ان الثمانین وبلغتها

قد احوجت سمعی الی ترجمان !

لقد اعتبرت الثمانون بحق مسافه واسعه تستحق الوقوف عندها! ! ومن هنا استعملت

عباره: «بلغ فلان سن ابن محلم » ! ای انه قطع اربع عشرینات علی حد تعبیر الفرنسیین

ولا اشک عندی فی انه لو فسح المجال لابن محلم لتحدث الی جانب حاجته للترجمان، عن جمیع الاشیاء الاخری التی تعطلت او هی فی طریقها الی التعطیل !

ومع ذلک فقد رسم فی البیت الموالی صوره کاریکاتوریه للشیخ الذی یعانی من مشاکل العمود الفقری عندما یتقوس ظهره بعد الثمانین بعدما کان بالامس قدا مستقیما .

یقول ابن محلم:

و ابدلتنی بالشطاط الحنا!

وکنت کالصعده تحت السنان !! (۵)

واضاف یتحدث فی البیت الموالی، لیس فقط عن المتاعب الصحیه ولکن عن الحاله النفسیه .

فلقد اخذت منه الثمانون عزمه النافذ، واضعفت من همته، وعوضته عن الخصلتین الاثنتین بنقیضیهما: الجبن والخرف !

وعوضتنی من زماع الفتی

وهمتی هم الهجین الهدان ! (۶)

وهو فی البیت الذی یلی یحمل الثمانین کذلک مسؤولیه آفه اخری العن مما سبقها لانها کانت تفضی الی ما هو العن .

ان الثمانین – یقول ابن محلم – حدت من خطوات مشیه التی کانت بالامس خطوات متباعده، ای انه امسی یمشی الهوینا بعد ان کان بالامس معروفا بانه ینتقل عبر الآفاق لا یلجم بعنان! !

وقاربت منی خطی لم تکن

مقاربات، وثنت من عنان !

و فی البیت الموالی یبدو ابن محلم اکثر تعبیرا عما االحقته به الثمانون من ضیاع هائل و خساره فادحه، لقد حالت الثمانون بینه بین بقیه الخلق واقامت بینهما حجابا کثیفا یفوق انواع سائر الحجب الاخری المعروفه . لقد امسی حبیس بیته لا یقدر ان یصل الی الآخرین، و لا الآخرون یفکرون فی الوصول الیه لعیادته وتفقده ومواساته . . . !

وانشات بینی وبین الوری

عنانه من غیر نسج العنان !

انها الوحده الموحشه التی یشتکی منها معظم الذین یعیشون ظروفا کظروف ابن محلم . لا یجد من یتحدث الیه . . . ومن یجیبه عن تاوهاته . . . .

لقد فهمته وهو یتحدث عن هذه المعضله الکبری ، مشکله الاتصال بالعوالم الاخری التی کان یعتاد الاجتماع بها علی کل صعید، یسعی الیها و تسعی الیه . . . لقد خصص لهذا المشکل – کما راینا – بیتین من قصیدته . . . صور فیهما کیف امست حیاته الاجتماعیه واتصالاته بالناس . . . لقد اصیب بما یشبه الفالج او الشلل، فی وقت کانت الکراسی المتحرکه غیر معروفه! ! واعتقد انه لو بعث الیوم لکان من مضمون نونیته هذا البیت :

ان الثمانین، و بلغتها

قد احوجت خطوی الی بان رولان

، (B A N C R O U L A N T) و یستمر ابن محلم فی الاعراب عن حسرته امام فقدانه لکل المقومات لکنه یسلی نفسه بشی ء واحد باق لم تعطله الثمانون . . . . و هو الباقی هو اللسان الذی یعبر به عما یرید، و تلک منه عظمی بالنسبه الیه بعد ان تعطلت معظم الآلیات کانت سلواه فی هذا اللسان الذی یتوسل به الی الله فی ان یعفو عنه !

والذی یشکر به ذوی الفضل ممن احسنوا الیه یبدو لی ان ثمانین ابن محلم کانت تفسیرا او بعض تفسیر للتکالیف التی اشار الیها زهیر ابن ابی سلمی

واذا کانت الشکوی تاخرت عند هذین الشاعرین الی الثمانین فان بعض الناس کانوا اکثر استعجالا من هؤلاء ! افلم نسمع عن احدهم قوله:

«لیس بعد الاربعین مربع للذه ولا مصیف ؟ ! ثم الم نسمع عن المثل العربی القائل:

من بلغ السبعین اشتکی من غیر عله !

وعندما کان المفسرون یحاولون تقریب معنی الآیه الشریفه ارذل العمر الوارده فی سوره النحل ذکروا ان الامام علیا (رضی الله عنه) اعتبر ان الخمسه والسبعین عمر رذیل باعتبار انه السن الذی تطغی فیه ظاهره النسیان علی الانسان! ! وقد استانسوا فی هذا الفهم بالآیه اللاحقه التی تشیر الی هذا المعنی: (لکی لا یعلم بعد علم شیئا)

و فی الکتاب المعاصرین الیوم من لا یعدد سنا معینا لارذل العمر، مکتفین بالقول:

«ان رذاله العمر تختلف درجات ودرکات ، حسب الاشخاص وظروفهم صحه وبنیه ومالا ومرکزا . . . ! .

ومع کل ما قاله زهیر و عوف وغیرهما عن الثمانین ، فاننا نلاحظ من خلال شعرهما استذکارا واستلذاذا بما سلف ان عاشاه من خلال مسیرتهما الی ان بلغا الثمانین او تجاوزاها! فلیست الحیاه کلها متاعب! ومن واجبنا الا ننسی! !

فالاول و هو زهیر ابن ابی سلمی یتحدث عن وقوفه علی دار الحبیب بعد عشرین حجه، ویحکی ما یحکی عن ذکریاته وکانه یجد فی استعراض لذائذه بالامس ما ینسیه تکالیف الحیاه الیوم! لنقرا صدر معلقته لنتعرف عن صدی نون النسوه فی القصیده !

وفیهن ملهی للصدیق ومنظر

انیق لعین الناظر المتوسم !

و هو ای زهیر لم ینس ایامه الخوالی وهو یذکر حدثا شاهدته الساحه العربیه انذاک، و یتعلق الامر بالمساعی الحمیده التی قام بها سفیران جلیلان من اجل اخماد حرب طاحنه نشبت بین عبس وذبیان!

یمینا لنعم السیدان وجدتما

علی کل حال من سحیل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *