تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب شامل 81 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل همسران شهدای مدافع حرم و پیروان حضرت رباب :

خوب که نگاه کنی، هر کدام شان شاهدی است بر حقانیت شعار «کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا». به چهره های مصممشان که نگاه کنی، می بینی اراده کرده اند دلتنگی ها را پشت پرده تنهایی جا بگذارند و به میانه میدان بیایند تا نگذارند پرچم همسرانشان بر زمین بیفتد. حالا دیگر خود را در خط مقدم می بینند و باور دارند که بعد از جهاد حسینی مردانشان، نوبت به مأموریت «رباب» گونه خودشان رسیده است. و خوب می دانند کربلا در کربلا می ماند اگر زینب (س) و رباب (س)، عَلَم شهدا را برنمی داشتند. موسسه «رباب»، موسسه فرهنگی همسران شهدای مدافع حرم، حالا ۳، ۴ سالی می شود که سقف مشترکی برای یادگاران شهدای دفاع از حریم اهل بیت (ع) فراهم کرده و تلاش می کند زمینه ساز حضور فعال و اثرگذار آن ها در جامعه باشد. «مرثیه رباب»، محفل سالانه همسران شهدای مدافع حرم که در سومین روز شهادت سالار شهیدان (ع) در معراج شهدا – همان جایی که آخرین بار با همسرانشان وداع کردند – برگزار شد، با یاد شیر زنان حماسه ساز کربلا، صحنه تجدید عهد این بانوان انقلابی و عاشورایی برای ادامه راه همسران شهیدشان بود.

به نام مرثیه، به رنگ حماسه

«مرثیه رباب، در واقع هیئت سالانه همسران شهدای مدافع حرم است که در ماه محرم و با یاد حضرت رباب (س) برگزار می شود. در این محفل که با ذکر مصائب اهل بیت (ع) همراه است، نگاه ما بیشتر بر نقش همسری حضرت رباب (ع) در واقعه کربلا متمرکز است. اغلب در روز هفتم ماه محرم و به واسطه شهادت جانسوز حضرت علی اصغر (ع) از این بانوی بزرگوار یاد می شود و همیشه نقش مادری ایشان موردتوجه قرار می گیرد اما نباید فراموش شود که ایشان در نقش همسری هم، حضوری پرحماسه در واقعه کربلا داشتند.»

«زهرا امامی»، همسر شهید مدافع حرم «محمدحسین مرادی» و مدیر عامل موسسه فرهنگی «رباب» در ادامه می گوید: «حضرت رباب (س)، نسبت به امام زمان خود، بصیرت کاملی داشتند و علاوه بر همراهی مثال زدنی با امام حسین (ع) در وقایع کربلا، بعد از شهادت ایشان هم در کنار حضرت زینب (س) در کاروان اسرای کربلا و بعد از آن در زندگی کوتاهشان پس از واقعه کربلا، نقش موثری در رساندن پیام عاشورا به مردمان همه تاریخ داشتند. ما هم تلاش داریم با تأسی از حضرت رباب (س)، ادامه دهنده راه همسران شهیدمان باشیم و پیام آن ها را به جامعه برسانیم.»

عاشق ما بودند اما برای عشق بزرگ تری رفتند

برنامه «مرثیه رباب» با روایت گری رباب های امروز، رنگ وبوی عاشورا می گیرد و بانوان و دختران حاضر در مراسم را بیشتر با روحیات و البته حماسه شهدای مدافع حرم آشنا می کند. همسر شهید «محرم تُرک»، اولین شهید مدافع حرم، به عنوان اولین روایتگر مراسم، از گره خوردن همه مقاطع زندگی همسرش با امام حسین (ع) می گوید؛ از تولدش در ماه محرم، آشنایی دو خانواده در مراسم عزاداری سالار شهیدان، تولد پسرش در هفتم محرم تا اعزام به جبهه مقاومت در ماه محرم. او با اشاره به سبک زندگی شهید محرم ترک و ملاحظات تربیتی اش برای پرورش فرزندان، می گوید: «اسم بچه ها را از قبل انتخاب کرده بود؛ «فاطمه» در شب شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و «محمدحسین» در روز هفتم ماه محرم به دنیا آمدند. خوب یادم است هر دو بار، با لباس مشکی از مهمانان استقبال می کرد و از اینک نمی تواند با شیرینی و… از آن ها پذیرایی کند، عذرخواهی می کرد.

از همان اول، وقایع کربلا را برای بچه ها تعریف می کرد و اصرار داشت آن ها را با خودمان به مراسم عزاداری امام حسین (ع) ببریم. در همین ایام عزاداری هم بود که با شدت گرفتن حملات داعش، برای دفاع از حرم حضرت زینب (س) به سوریه اعزام شد. و من معتقدم چیزی جز عشق امام حسین (ع) نمی توانست دل کندن او از عزیزترین افراد زندگی اش یعنی فرزندان و همسرش را برای او ممکن کند.

وقتی می خواست برود، فاطمه یک ساعت تمام گریه و التماس می کرد که: «بابا نرو». شهید ترک نشست و قصه روز عاشورا را برای دخترش تعریف کرد و بعد گفت: «الان حرم حضرت زینب (س) در خطر است و من وظیفه دارم برای دفاع از حرم بروم.» وقتی به سوریه رسید، دیگر حاضر نشد با فاطمه تلفنی صحبت کند. می گفت: «می ترسم اشک های دخترم میان من و عمل به وظایفم، مانع شود.» عاقبت هم، آخرین اربعین زندگی اش را در حرم حضرت زینب (س) سینه زد و عزاداری کرد و روز ۲۸ ماه صفر هم پیکرش تشییع شد.»

یک لحظه فکر نکن رفته اند و حضور ندارند

نوبت به همسر شهید «علی سلطان مرادی» که می رسد، روایتگری اش می شود یک تلنگر، یک یادآوری برای همه که حساب شهدا را از مردگان جدا کنند. او گریزی می زند به مِهر ماه سال گذشته و می گوید: «دخترم، فاطمه، پارسال، کلاس اولی بود. به مدیر مدرسه پیام دادم که من فاطمه خانم را روز اول مهر به مدرسه نمی آورم. ممکن است پدرهای بچه ها برای همراهی دخترانشان بیایند و به هر حال این بچه، اذیت شود. مدیر مدرسه در جواب گفت: «نه. من به همه خانواده ها پیام می دهم که هیچ پدری در روز اول مهر به مدرسه نیاید.» اما من نپذیرفتم. اینطور بود که یکی از آقایان عضو انجمن مدرسه گفته بود: «من اول صبح با ماشین به دم در منزل شهید سلطان مرادی می روم و با احترام دخترشان را به مدرسه می آورم.»

بگذریم که از قضا، این حاج آقا در همان ایام دچار سکته خفیف و در بیمارستان بستری شد! اما با اینکه ایشان با مسئولیت خودش، خودش را مرخص کرده بود که به قرار روز اول مهرش برسد و پیش دختر شهید بدقول نشود، نتوانست فاطمه را به مدرسه ببرد. ماجرا از این قرار بود که ایشان شب قبل خواب دیده بود که به او گفته بودند: «این بچه، پدر دارد. شما حق نداری در کار او دخالت کنی. برو آیه ۱۵۴ سوره بقره را بخوان و دیگر دنبال این کار نرو.» آیه مبارکه، این بود: «وَلَا تَقُولُوا لِمَن یقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَلَکن لَّا تَشْعُرُونَ»(به کسانی که در راه خدا کشته می شوند، مرده نگویید. بلکه آنان زنده اند، ولی شما درک نمی کنید.)»

بیایید مثل آن ها «تاجرانه» زندگی کنیم

«شهدا، ماورایی نبودند بلکه فقط خالصانه زندگی و عمل کردند. آن ها هیچ وقت برای اینکه فلان وزیر و رییس ببیند و خوشش بیاید، کار نمی کردند.» همسر شهید سلطان مرادی در ادامه یک پیشنهاد جذاب دارد برای همه: «اولین بار که با هم صحبت کردیم، گفت: «من ممکن است همین هفته آینده شهید شوم.» اما هیچ وقت به مرگ فکر نمی کرد. بنابراین، هیچ کدام از ما هم نباید به مرگ فکر کنیم. چرا باید زندگی را ساده بگیریم و به مرگ فکر کنیم؟ لحظه آخر را بگذاریم برای شهادت و برای رسیدن به شهادت و لقاء خدا و رضایت خدا زندگی کنیم. اگر قرار باشد اجازه دهیم حضرت عزراییل جانمان را مُفت از دستمان در بیاورد، به قول حضرت آقا، این مرگ «تاجرانه» و زیرکانه نیست. اما همسران ما، تاجرانه زندگی کردند. من می دیدم همسرم لحظه به لحظه دارد زندگی را واقعاً زندگی می کرد. نه دنیایش را کنار گذاشته بود و نه آخرت را. دنبال دنیا هم بود اما از راه حلالش. همه جوره با دنیا بود اما اینطور نبود که آخرتش فدا شود در راه دنیا و خودش را غرق دنیا کند.»

یک ساله مترجم عربی شد و با لپ تاپ قرضی، کتاب ترجمه کرد

«هر هدفی داشت، با تمام وجود برایش تلاش می کرد. مثلاً، در عرض یک سال، مترجم زبان عربی شد و توانست کتاب های خیلی بزرگی را در حوزه نظامی ترجمه کند، که حالا مورد استفاده همکارانش است. آخرین کتابی که ترجمه کرد، یک کتاب دو هزار صفحه ای بود. جالب است بدانید آن کتاب را با کمترین امکانات، تقریباً با هیچ!، آماده چاپ کرد. ایشان لپ تاپ نداشت اما تاکید داشت همزمان با ترجمه، تایپ کند که کار ترجمه کتاب با سرعت بیشتری پیش برود. به لحاظ مالی هم در شرایطی نبود که بتواند لپ تاپ بخرد، یا شاید هم نمی خواست چنین هزینه ای کند. یکی از دوستانش گفته بود: من یک لپ تاپ اضافه دارم اما اصلاً روشن نمی شود. شهید گفته بود: حالا بیار، شاید من توانستم راه بیندازمش. خلاصه، آنقدر روی آن لپ تاپ کار کرد که بالاخره روشن شد و با همان توانست ترجمه های مهمی انجام دهد.» همسر شهید سلطان مرادی مکثی می کند و در ادامه می گوید: «او با وجود کمبودها و حتی نبود امکانات، توانست خدمات بزرگی به ایران و اسلام کند. حالا ما نگاه کنیم و ببینیم هدفمان از این زندگی چیست؟»

ما صبر می کنیم، شما هم درک کنید

«روضه های خانه های ما تمامی ندارد. اینکه دختر و پسر کوچکت مدام بهانه پدر را بگیرند، خودش روضه هر شب خانه های ما بوده. زخم زبان های جگر سوز بعضی ها هم که به این اضافه شود، سختی ها مضاعف می شود. اما با همه این اوصاف، می دانیم که ما ذره ای از رنج های حضرت رباب (س) را هم نچشیده ایم. ما دور هم جمع شده ایم که به ایشان تأسی کنیم، سعی کنیم در راه ایشان باشیم و بگوییم پرچم حسین (ع) همیشه بالاست.»

همسر شهید مدافع حرم «علی سلطان مرادی» در پایان می گوید: «مرد یک زندگی، سایه یک زندگی است. وقتی زنی، مرد زندگی اش را از دست می دهد، بعد از او زندگی برایش خیلی سخت می شود؛ آن هم در این زمانه. همسران شهدای مدافع حرم هم، سایه زندگی شان را در راه اسلام فدا کرده اند. از همه تقاضا داریم همسران شهدا را بیشتر درک کنند. با دید بازتری به آن ها نگاه کنند. اگر هم گاهی منِ همسر شهید خطایی می کنم، این خطا را به پای شهید و اسلام و مقدسات ننویسند. من هم یک انسان هستم، انسانی که خدا لطف کرده و تاجی بر سرش گذاشته و شده، همسر شهید مدافع حرم حضرت زینب (س). خودمان هم می دانیم مقام عظیمی است. از خدا می خواهیم کمکمان کند که کم نگذاریم و شرمنده حضرت رباب (س) و صبرش نشویم.»

همسران شهدا، صبورهای همیشه مظلوم

برای بسیاری از مردم و حتی حاضران در مراسم «مرثیه رباب»، موسسه «رباب»، نام ناآشنایی است. در حاشیه مراسم از ماجرای راه اندازی این تشکل مردم نهاد فرهنگی می پرسم و «زهرا امامی»، همسر شهید «محمدحسین مرادی»، مدیرعامل موسسه در جواب می گوید: «ایده ایجاد موسسه «رباب»، اواخر سال ۹۳ به ذهنم رسید، وقتی که هنوز تعداد شهدای مدافع حرم، زیاد نبود و موضوع دفاع از حرم، هنوز برای عموم مردم روشن نشده بود. برای این ایده، دلایل متعددی وجود داشت. از جمله اینکه احساس می کردم از بعد از دوران دفاع مقدس تا همین حالا، همسران شهدا، مظلوم ترین قشر در جامعه ایثارگری هستند. بعد از شهید، بار زندگی را بر دوش دارند اما کمتر از آن ها یاد می شود.

از آنجاکه خودم فرزند شهید هم هستم و شاهد شرایط و مشکلات مادرم و دیگر همسران شهدا بودم، این موارد را از کودکی دیده بودم. می دانید، حتی در مجالسی که مربوط به شهداست، حتی در روضه ها، کمتر کسی از همسران شهدا می گوید و این در حالی است که تنها کسی که بعد از شهید، روال زندگی اش و آینده زندگی اش تغییر می کند، همسر شهید است. درست است؛ همه اعضای خانواده، در این داغ شریک هستند اما مسیر قطار زندگی شان عوض نمی شود. در مجموع، احساس می کردم کمتر به همسران شهدا توجه شده و خیلی هایشان آسیب هایی دیده اند که شاید اگر جمع هایی داشتند که خودشان به خودشان کمک می کردند – حتی به لحاظ روحی -، چنین اتفاقاتی نمی افتاد. بنابراین، این ایده را با چند همسر شهید مدافع حرم مطرح کردم و در نهایت، در سال ۹۴ موسسه رباب را ثبت و از سال ۹۵ هم فعالیت هایمان را شروع کردیم.»

چرا «رباب»؟

«انتخاب نام «رباب» برای موسسه، پیشنهاد یکی از اعضا بود. با توجه به اینکه حضرت «رباب»، همسر امام حسین (ع) بودند و معرفت عمیقی نسبت به امام (ع) داشتند از جمله اینکه گفته شده بعد از واقعه کربلا، به یاد اباعبدالله (ع) دیگر در سایه ننشستند و غذای لذیذ نخوردند. علاوه بر این، ایشان نقش مهمی هم در همراهی با حضرت زینب (س) در کاروان اسرای کربلا داشتند و کمک کردند رسالت ایشان به طور کامل اجرا شود. ما هم با این امید که همسران شهدای مدافع حرم، حضرت رباب (س) را الگوی خود قرار دهند و در مسیر شهدای شان باقی بمانند، نام رباب برای این موسسه انتخاب کردیم.»

دلمان پیش جوانان نسل جدید است

«از آنجاکه دختران جوان جامعه فاصله سنی کمی با همسران شهدای مدافع حرم دارند، خیلی راحت تر می توانند با آن ها همزاد پنداری و از آن ها الگو برداری کنند. دخترانی که در سن ازدواج هستند، وقتی با همسران شهدای مدافع حرم مواجه می شوند، پای صحبت هایشان می نشینند و می بینند بعضی از آن ها در دوران عقد خبر شهادت همسرشان را شنیدند و حتی فرصت نکردند جهیزیه شان را در خانه شان بچینند، بعضی هایشان در انتظار فرزند بودند، بعضی هایشان داشتن فرزند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *