توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها شامل 120 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل هویت صنفی دانشجو، ابعاد و شاخص ها :
مقدمه
دانشگاه یک سیستم است. یکی از ارکان مهم درونداد و برونداد این سیستم، دانشجو است. شناخت خصلت ها و ویژگی های دانشجو که معرف رفتار او است و در این تحقیق به هویت صنفی دانشجو تعبیر شده، از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا هویت صنفی به انسان شخصیت صنفی می دهد. انسانی که شخصیت صنفی خویش را بشناسد، می تواند بر پایه موضع صنفی ؛ خود را بسازد، بر اساس آن کار کند و دست به اقدام لازم بزند، از موقعیت و ارزش های آن در داخل و خارج دفاع کند، هدف صنف را بر پایه ای منطقی تحقق بخشد و به تصفیه همه جانبه صنف بپردازد.
هویت، خصلت ها و ویژگی هایی است که معرف اندیشه و رفتار فرد است. گافمن برای هویت اجتماعی دو مفهوم به کار برده است، هویت اجتماعی بالقوه (آنچه که یک شخص باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه که یک شخص واقعا هست). (ریتزر، ۱۳۷۴: ۲۹۳)
هویت اجتماعی بالقوه، الگوهای رفتاری مورد انتظار یک جامعه را معرفی می کند که بدان نقش محول نیز گفته می شود. نقش محول، الگوهای رفتاری مورد انتظار را برای فردی که پایگاه معینی دارد، مشخص می سازد. برخی نقش های اجتماعی به صورت دقیق تعریف شده و مقتضیات رفتاری مفصل و دقیقی دارند و تابع تعبیر و تفسیر فردی نیستند، زیرا باید همه کسانی که به آن مشاغل می پردازند و همان موقعیت را اشغال کرده اند، به شیوه معینی آن را انجام دهند. نقش های خاص دانشجویان دانشگاه دارای سازمان و قالب کاملا خاصی است. (کوئن، ۱۳۷۸ : ۹۶)
وقتی جایگاه و ابعاد هویت دانشجویی به صورت شفاف و روشن تبیین شود؛ هر فردی که در چنین جایگاهی قرار گیرد، سعی خواهد نمود که این جایگاه و ویژگی ها را رعایت کند؛ زیرا به هر اندازه که شرایط یک دانشجوی واقعی به لحاظ نظری دانسته شود، افراد بدون صلاحیت بهتر شناخته خواهند شد. سؤال اساسی در این تحقیق این است که خصلت ها و الگوهای رفتاری هویت دانشجویی در جامعه ما کدام است ؟ دانشجو و دانشگاه تا چه اندازه می توانند در تحقق آن ها نقش داشته باشند ؟
تا کنون پژوهش های متعدد کتابخانه ای و میدانی درباره هر یک از مسائل دانشجویان به صورت جداگانه انجام شده است، ولی در این تحقیق سعی می شود هویت صنفی دانشجو که مورد انتظار است، از ابعاد مختلف بررسی گردد. امید است این تحقیق زمینه نظری مناسبی را برای پژوهش های میدانی فراهم کند.
بیان مسأله
انسان سه گونه هویت دارد: هویت شخصی، صنفی و باطنی (حکیمی، ۱۳۶۱: ۱۵). بلوغ انسانی (در برابر بلوغ جنسی و حیوانی) به شناختن سه هویت یاد شده است. انسان هر چند کتاب بخواند، مقامات علمی، اجتماعی، دانشگاهی و تخصصی را طی کند، ولی خود را در این سه بعد، بویژه بعد سوم، نشناسد، نابالغ از دنیا می رود. اینک این سه هویت، به اختصار بیان می شود.
هویت شخصی
این هویت، خصوصیات شخصی و فردی را از جهات بدنی بیان می کند. به عبارت دیگر، نشان دهنده شخص انسان و عوامل پدید آورنده وجود مادی اوست. (حکیمی، ۱۳۶۱: ۱۵)
هویت صنفی
هویت صنفی، هویت شغلی و اجتماعی است. به عبارت دیگر، نشان دهنده شخصیت فکری و شأن انسان در ابعاد مختلف اجتماعی است. با آگاهی از این هویت انسان می تواند منشأ فکر و رفتار فرد را بشناسد. (حکیمی، ۱۳۶۱: ۱۵)
هویت باطنی
این هویت مربوط به جنبه خویشتن واقعی انسان است. به عبارت دیگر، این هویت مربوط به روح انسان و توسعه وجودی و تقرب به سوی خدا است. (حکیمی، ۱۳۶۱ : ۱۵)
انسان با همه وجوه مشترکی که با جاندارهای دیگر دارد، یک سلسله تفاوت های اصیل و عمیق با آنان دارد، که هر یک از آن ها بعدی جداگانه به او می بخشد و رشته ای جداگانه در بافت هستی او به شمار می رود. این تفاوت ها در سه ناحیه است: ناحیه ادراک و کشف خود و جهان، ناحیه جاذبه هایی که بر انسان احاطه دارد و ناحیه کیفیت قرار گرفتن تحت تاثیر جاذبه ها و انتخاب آن ها. (مطهری، ۱۳۶۵: ۲۵۵)
در مورد اول، در انسان نیرویی وجود دارد که در سایر جانداران وجود ندارد و آن نیروی مرموز تعقل است.
انسان با نیروی تعقل، قوانین کلی جهان را کشف می کند و بر اساس شناخت کلی جهان و کشف قوانین کلی، طبیعت را استخدام می کند و در اختیار خویش قرار می دهد. انسان با این نوع شناخت، بسیاری از حقایق را که مستقیما از راه حواس با آن ها تماس ندارد، کشف می کند.
اما در ناحیه جاذبه ها و کیفیت قرار گرفتن تحت تاثیر جاذبه ها و انتخاب آن ها، در انسان یک سلسله جاذبه های معنوی وجود دارد که در سایر جاندارها وجود ندارد، این جاذبه ها به انسان امکان می دهد که دایره فعالیتش را از حدود مادیات توسعه دهد و تا افق عالی معنویات بکشاند، ولی سایر جانداران از زندان مادیات نمی توانند خارج شوند. یکی از پایدارترین و قدیمی ترین تجلیات روح آدمی و یکی از اصیل ترین ابعاد وجود آدمی حس نیایش و پرستش است. پیامبران پرستش را نیاوردند و ابتکار نکردند، بلکه نوع پرستش را یعنی آداب و اعمالی که باید پرستش به آن شکل صورت گیرد، به بشر آموختند و دیگر این که از پرستش غیر ذات یگانه (شرک) جلوگیری به عمل آوردند.
ویلیام جیمز درباره عمومی بودن این حس در همه افراد چنین می گوید: احتمال دارد که مردمان از لحاظ درجه تاثیر پذیری از احساس یک ناظر درونی در وجودشان اختلاف داشته باشند…… ولی اطمینان دارم که حتی آن کسانی هم که می گویند که بکلی فاقد آنند، خود را فریب می دهند و حقیقتا تا حدی دیندارند. دیگر از آن جهت که انسان به نیروی عقل و اراده مجهز است، قادر است در مقابل میل ها مقاومت کند و ایستادگی نماید و خود را از تحت تاثیر نفوذ جبری آن ها آزاد نماید و بر همه میل ها حکومت کند. انسان می تواند همه میل ها را تحت فرمان عقل در آورد و برای آن ها جیره بندی کند و به هیچ میلی بیش از میزان تعیین شده ندهد. بدین وسیله آزادی معنوی که با ارزش ترین نوع آزادی است، کسب نماید. (مطهری، ۱۳۶۵: ۲۵۵)
مبانی نظری
گافمن دو مفهوم هویت اجتماعی بالقوه (آنچه که یک شخص باید باشد) و هویت اجتماعی بالفعل (آنچه که یک شخص واقعا هست) و فاصله میان این دو مفهوم را مورد بررسی قرار می دهد. از نظر وی هر کسی که فاصله ای میان این دو هویتش باشد، داغ خورده است. داغ بی اعتبار شدگی؛ بازیگر فرض را این می گیرد که حضار تفاوت ها را می دانند و یا این تفاوت ها برایشان آشکار است. کسی که از داغ بی اعتبار شدگی رنج می برد، مساله بنیادی نمایشی اش، تخفیف تنش ناشی از این واقعیت است که دیگران تغییر را می دانند. داغ احتمال بی اعتباری؛ حضار تفاوت ها را نمی دانند و نه می توانند تصورش را بکنند. در این صورت فردی که چنین داغی است، مساله نمایشی اش سر نگه داری است تا قضیه اش برای حضار همچنان نا شناخته باقی دچار بماند. اگر نقش ها پیوسته چنان صریح و روشن تعریف شده بودند که رفتار صاحبان نقش یا به اصطلاح جامعه شناسی بازیگران اجتماعی را بتوان بلافاصله از آن استنتاج کرد، کار جامعه شناسی که به تحلیل نظام نقش ها می پردازد، با کار تاریخ شناسی حقوق یکسان بود. اما نقش ها هرگز در واقعیت، با چنان درجه ای از صراحت و دقت تعریف نشده اند که جایی برای هیچ گونه تعبیر و تفسیر باقی نگذاشته باشد (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۲۹۳).
قلمروهای هویت دانشجویی
اروین گافمن در نظریه نمایش خود به سه قلمرو اشاره می کند: جلوی صحنه، پشت صحنه و قلمرو باقی مانده. وی در رابطه با جلوی صحنه می گوید : جلوی صحنه، آن بخشی از اجرای نقش است که معمولا به صورتی ثابت و عمومی اجراء می شود تا موقعیت را برای کسانی که نمایش را می بینند، مشخص کند. وی میان محیط و نمای شخصی تمایز قایل است ؛ محیط به آن صحنه فیزیکی اطلاق می شود که معمولا باید آماده باشد تا کنشگران اجرای نقش کنند. بدون این محیط، کنشگران معمولا نمی توانند ایفای نقش کنند. لذا باید محیط و فضای مناسب دانشگاهی فراهم شود تا دانشجو بتواند نقش دانشجویی خویش را ایفا کند. اما نمای شخصی به آن تجهزات نمایشی اطلاق می شود که حضار آن ها را از آن اجرا کنندگان می دانند و از آن ها انتظار دارند که این تجهیزات را در صحنه با خود حمل کنند. وی نمای شخصی را به قیافه و منش تقسیم می کند.
قیافه شامل آن چیزهایی می شود که مقررات اجتماعی نمایشگر را به حضار نشان می دهد. به عنوان مثال تیپ ظاهر و نوع پوشش و وسایل همراه یک دانشجو بخشی از نمای شخصی وی می باشد.
منش به حضار یاد آور می شود که چه نوع نقشی را باید از یک نمایشگر در یک موقعیت معین انتظار داشته باشند. طرز رفتار دانشجویی، به عنوان مثال منش عجولانه و منش صبورانه، دو نوع اجرای نقش کاملا متفاوت را نشان می دهند. ما عموما انتظار داریم که قیافه و منش با یکدیگر همخوانی داشته باشند. وی می گوید: جلوی صحنه ها، گرایش به نهادمند شدن دارند تا آن که باز نمودهای جمعی در مورد آنچه که باید در یک صحنه معین پدید آید، پدیدار گردد. حضور دانشجو در فضای دانشگاه جلوی صحنه به شمار می رود، ولی وقتی که دانشگاه را ترک می کند، پشت صحنه است و زمانی که مشغول به یک بازی ورزشی می شود، خارج از صحنه است. (ریتزر، ۱۳۷۴: ۲۹۲)
شکل گیری هویت دانشجویی
در جستجوی شکل گیری هویت دانشجویی دو نوع جهت یابی کلی وجود دارد: یکی بینش جبری است که یا بر تأثیر عوامل انفرادی (ویژگی های روان شناختی) تاکید می کند و یا بر تاثیر عوامل اجتماعی – فرهنگی، آن چنان که گویی فرد هیچ اختیاری ندارد و ناگزیر از تحمل انفعالی تاثیرات وضعیت درونی و بیرونی است.
پارسونز تکیه زیادی بر تأثیر ساختار اجتماعی دارد و به جای کنش، آمیزه نقش – منزلت را به عنوان واحد بنیادی در بررسی نظام اجتماعی به کار برده است. جالب این است که این آمیزه نه جنبه ای از کنشگران و نه جنبه ای از کنش متقابل است، بلکه یک عنصر سازنده ساختاری در نظام اجتماعی، به شمار می آید. منزلت به یک جایگاه ساختاری در داخل نظام اجتماعی اطلاق می شود و نقش همان کاری است که کنشگر در یک چنین موقعیتی انجام می دهد، موقعیتی که با توجه به اهمیت کار کردی آن برای نظام گسترده تر، در نظر گرفته می شود. کنشگر بر حسب اندیشه ها و اعمال در نظر گرفته نمی شود، بلکه (دست کم بر حسب موقعیتی که در نظام اجتماعی دارد) به عنوان یک رشته منزلت ها و نقش ها تشخیص داده می شود (ریتزر، ۱۳۷۴: ۱۳۴).
جهت یابی دوم، متاثر از بیش کنشگرانه است، این بینش، انقیاد انفعالی رفتارها را رد نموده، فرد را به عنوان کنشگری توانا به مداخله در وضعیت ها و خنثی کردن ضرورت های این جبر ملاحظه می کند.
پیتر ال برگر این گونه اظهار نظر می کند: الگوی کنونی ما از جامعه به هیچ وجه کنترل بازیگران در صحنه را توسط نیروهای درونی و برونی اجتماعی انکار نمی کند. ولی با وجود این، اعلام می کند که برای بازیگران آزادی انتخاب وجود دارد، می توانند نقش خویش را با علاقه و اشتیاق یا تنفر و اکراه ایفا کنند، به نقش خویش ایمان داشته باشند و یا با فاصله و شکاف بازی را ادامه دهند یا به طور ناگهانی صحنه را ترک گویند. اگر از چنین مدلی به ساخت جامعه نگاه کنیم، در بینش جامعه شناسی تغییرات کلی داده می شود (دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، ۱۳۶۳: ۳۰۵).
برای جامعه شناس دامنه تغییر پذیری نقش ها، دو پهلویی هنجارهایی که نقش ها را تعریف می کند، خصلت ترکیب پذیری و تداخل نقش ها چهار پدیده اصلی را تشکیل می دهند. وجود این چهار پدیده در نظام نقش ها، آزادی عملی را وارد می کند که می توان از وجود یک بعد استراتژیک در این نظام سخن گفت. (بودن، ۱۳۷۰، ۷۷)
درجه دقت و ریزه کاری نهادها در تعیین عناصر یک نظام نقش ها هر اندازه بالا باشد، هرگز به آن اندازه نیست که بازیگر اجتماعی را بکلی از تمامی رخصتی که برای اختیار عمل دارد، محروم کند. حتی وجود تداخل میان نقش ها و تضاد میان هنجارهای مترتب بر نقش ها، در تجربه نشان می دهند که این اختیار عمل وجود دارد که هنجارهای متناقص را نمی توان با هم مراعات کرد. هنجارهای مترتب بر نقش ها را بازیگر اجتماعی در پی یک فرآیند یاد گیری که ممکن است کم و بیش طولانی و پر زحمت و اطلاعاتی غالبا ناقص و مبهم باشد، کشف نماید (ریتزر، ۱۳۷۴ : ۲۹۳).
نقش انسان در ساختن هویت خویش
برخی موجودات هیچ گونه نقشی در ساختن آینده خویش ندارند. (جمادات). برخی دیگر نقشی در ساختن آینده خویش دارند، اما این نقش نه آگاهانه است و نه آزادانه، بلکه طبیعت نیروهای درونی آن ها را به طور نا آگاهانه برای صیانت و بقای آن ها و ساختن آینده استخدام کرده است (نباتات). برخی دیگر نقش بیشتری دارند، این نقش آگاهانه است، هر چند آزادانه نیست؛ یعنی با نوعی آگاهی از خود و محیط و تحت تاثیر جاذبه یک سلسله میل های شعوری در راه صیانت خود برای آینده می کوشند (حیوانات). ولی انسان نقش فعال تر و مؤثرتر و گسترده تر در ساختن آینده خویش دارد. نقش انسان هم آگاهانه است و هم آزادانه. یعنی انسان هم به خود و محیط خود آگاه است و هم آن که با توجه به آینده به حکم نیروی عقل و اراده می تواند آزادانه آینده خویش را به هر شکل که خود بخواهد، انتخاب کند. تمام تأسیسات تربیتی مکتب های اخلاقی و تعلیمات دینی و مذهبی برای راهنمایی انسان است که آینده خویش را چگونه بسازد و چگونه شکل دهد (مطهری، ۱۳۶۵: ۲۵۶).
قرآن کریم می فرماید: ما راه را به انسان نمودیم، تا او خود چه بخواهد و چه انتخاب نماید، از دو راه یکی را انتخاب خواهد کرد، یا راهی که نموده ایم و سپاسگزار ما خواهد بود، یا راه دیگر که راه ناسپاسی است. (سوره انسان : ۳)
ایمان انسان را می سازد و انسان با نیروی علم، جهان را. آنجا که علم و ایمان توأم گردند، هم انسان سامان می یابد و هم جهان. انسان در عین این که اختیار دارد، محدودیت هایی نیز دارد و در عین این که نمی تواند رابطه اش را با وراثت، محیط طبیعی، محیط اجتماعی، تاریخ و زمان به کلی قطع کند، می تواند تا حدود زیادی علیه این محدودیت ها طغیان نموده، خود را از قید حکومت این عوامل آزاد کند.
با توجه به آیات و روایات شخصیت هر فرد متشکل از امور زیر است: فطرت (استعدادهای بالقوه و ذاتی در انسان که در همه انسان ها هست)، وراثت، محیط (طبیعی و اجتماعی) و اراده فعال و خلاق فردی (مطهری، ۱۳۶۵: ۲۵۶).
روش شناسی
این مقاله با تکیه بر اسناد و مدارک دینی در زمینه تعلیم و تربیت و نتایج برخی پژوهش های تجربی، به بررسی هویت اجتماعی بالقوه دانشجو و تعامل طرفینی وی با دانشگاه می پردازد. بررسی هویت اجتماعی بالفعل و فاصله میان آن با هویت اجتماعی بالقوه نیازمند تحقیقات میدانی است که هم فاصله های موجود میان دو هویت بررسی شود و هم راهکارهای عملی متناسب با شرایط ایجاد شده اتخاذ گردد. در این صورت، دانشگاه با شناختی که دارد می تواند مدیریت و نظارت صحیح و منطقی در هدایت دانشجویان به سمت نقش های مورد انتظار را داشته، و به به صورت خودکار دروندادهای خود را پالایش کند.
پس از بیان مبانی نظری، اینک به بررسی دو سؤال اصلی پژوهش می پردازیم.
ابعاد و شاخص های هویت دانشجویی
هویت دانشجویی (به تعبیر گافمن هویت بالقوه) از ابعاد مختلف قابل بررسی است، ولی سه بعدی را که از همه مهم تر و بیشتر مربوط به دانشگاه است، مورد بررسی قرار می دهیم.
ابعاد هویت دانشجویی عبارتند از: علم و معرفت، اخلاق و معنویت، تدبیر و سیاست. (شورای عالی جوانان، ۱۳۷۴) هر یک از این ابعاد، شاخص ها و نشانه گرهایی دارند که به اختصار بیان می شود.
— علم و معرفت
واژه علم و معرفت را برگزیدیم تا شامل معرفت دینی و معرفت علمی به معنی اصطلاحی آن (علم تجربی) باشد، چون دو واژه علم و دین مقابل هم نیستند. شاخص های اصلی و مهم این بعد از هویت دانشجویی عباتند از:
الف: معرفت دینی (شناخت جهان و جایگاه رفیع انسان)
هر فرد انسانی در جهت گیری فکری خویش نیازمند پاسخ گویی به این سوال اساسی است که جهان چگونه خلق شده، آیا هدفی دارد؟ پاسخ به این سوال که جهان شناسی و نگاه ما به جهان را تعیین می کند، زیر بنای تمامی افکار و اعمال انسان است. دانشجو به طریق اولی نیازمند پاسخ صحیح به این سوال است و در تمامی مراحل کسب دانش و معرفت و جهت گیری علمی وی تأثیر اساسی دارد. چه پاسخ دهد یا پاسخ ندهد، نگاه خاصی به این سوال خواهد داشت. شناخت انسان و جایگاه وی در جهان خلقت و توانایی ها و استعدادهای وی و آگاهی از نگاه اسلام به این مسائل از جمله نکات مهمی است که جنبه زیر بنایی برای تحقیقات علمی دانشجو دارد. از جمله نشانه گرهای آن اهمیت دادن به دروس معارف اسلامی و پذیرفتن قرآن و دستورات دین به عنوان راه نجات دهنده و سعادت بخش است.
ب: تفکر و شکوفایی روحیه حقیقت جویی
روحیه حقیقت جویی از جمله استعدادهای فطری انسان است که اگر از ابتدای کودکی تقویت شود و سؤال های کودک درست پاسخ داده شود و طی دوران تعلیم و تربیت، افراد در جهت کشف مطالب سهیم شوند این روحیه شکوفاتر می گردد. از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:
اشتیاق به امر دانستن
کسانی که در نتیجه خو گرفتن به لذت های حسی و دل سپردن به مطامع نفسانی از هر نوع پیشرفت روحی و معنوی بازمانده اند، نیازی به تحصیل علم احساس نمی کنند و اگر به دنبال تحصیل علوم می روند برای بر خورداری از امتیازات مادی و ظاهری آن است. امام صادق (ع) می فرماید: تحصیل علم در همه حال واجب است. (سادات، ۱۳۶۸ : ۳۳۶)
از شرایط لازم برای رسیدن به تکامل روحی و معنوی، داشتن حال علم جویی و روحیه حقیقت جویی است. کسی که واجد چنان امتیازی است، مداوم و در همه حال به دنبال تحصیل حقایق و آشنایی با علوم و معارف جدید است. چنین شخصی از هر عامل کوچک و ناچیز نیز معنایی اخذ می کند و با حقیقتی آشنا می شود، خواه این حقیقت در زندگی مادی و ظاهری او منشا اثر و مفید فایده باشد، خواه مستقیما به رشد فکری و معنوی او کمک کند. چنان روحیه ای لازمه دانشجو بودن و روحیه حقیقت جویی در اوست. یکی از نشانه گرهای این روحیه، پرسشگری، فعال و با نشاط بودن و پرس جو در کلاس است. احساس بی نیازی نسبت به علوم و معارف ناشی از وقفه و رکود روحی است. (سادات، ۱۳۶۸ : ۳۳۵)
تعمق
دانشجو از آنچه که دیگران مسلم و بدیهی فرض می کنند و آنچه که دیگران مورد سوال قرار نمی دهند، پرسش می کند و غباری را که تمایلات شخصی و تعصبات جاهلانه بر چهره حقایق افشانده اند، پاک می کند. یکی از هدف های تعلیم و تربیت از بین بردن یا حداقل کم کردن تعصبات جاهلانه است. تعلیم و تربیت صحیح، نیروی تعمق را در افراد زیاد می کند و به آن ها کمک می کند تا در ادراک حقایق تحت تاثیر تعصبات اجتماعی و فردی قرار نگیرند. (شریعتمداری، ۱۳۶۹: ۴۵)
تشخیص شبهه ها و القاهای انحرافی
دانشجو چون در پی کسب دانش است، در برابر روحیه حقیقت جویی وی شبهه هایی مطرح می شود و ذهن پرسشگر او این سوال ها و شبهه ها را پیگیری می کند، در این صورت از جمله وظایف وی شناخت آن ها و پاسخ های مناسب است که در موارد لزوم بتواند از ارزش های خود دفاع کند و از پاسخ های صحیح و منطقی و علمی وی دیگران نیز بهره مند شوند.
ارتباط دادن مسائل حاضر به هدف های دور
ارتباط دادن مسایل روزانه به هدف های دور مستلزم به کار انداختن عقل و تسلط بر عواطف و مقاومت در مقابل فشار امر فوری است. یعنی شخص نباید خود را تسلیم مسئله روز کند، بلکه با کمک عقل خود و کنترل عواطف خویشتن در مقابل آن مقاومت نماید. هدف های دور ممکن است هیچ گاه تحقق پیدا نکند و فرد بدان ها نایل نشود، مع ذالک این هدف ها مثل راهنمای ثابتی در مدتی طولانی اعمال فرد را هدایت می کنند. همین ارتباط دادن به هدف های دور، دانشجو را نیز با خالق جهان ارتباط داده و توانایی های بلند او را در زندگی مادی و معنوی در پیش روی او نمایان می کند. از جمله نشانه های آن برنامه ریزی برای پیشرفت تحصیلی و مطالعه منابع مختلف جهت ارتقاء به مقاطع بالاتر است. (شریعتمداری، ۱۳۶۹: ۳۹)
ج: فرهنگ مطا لعه
از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:
شناخت روش مطا لعه
مطالعه روشمند، دانشجو را در استفاده از فرصت و کسب علم و معرفت یاری می دهد و او را از خسته شدن و سردرگمی و از دست دادن اشتیاق به دانستن، محافظت می کند. در بسیاری موارد دانشجو پس از یک دوره تحصیل، مطالعه منظم نداشته و به جزوه درسی و امتحان پایان ترم آن هم به صورت ناقص اکتفا می نماید. (شورای عالی جوانان، ۱۳۷۴: ۲۱)
اغتنام فرصت
فرصت های به دست آمده در دوران تحصیل برای دانشجو دیگر تکرار نخواهد شد و بهره بردن از این لحظات جهت مطالعه و بالا بردن سطح علمی خویش، اهمیت خاصی دارد. معمولا دانشجویان پس از فراغت از تحصیل، حسرت این دوران را می خورند؛ بویژه اگر بخواهند ادامه تحصیل دهند و یا در رشته تخصصی خویش مشغول به کار گردند و بخواهند از یافته های علمی خود استفاده کنند. داشتن هدف و برنامه برای فعالیت های روزمره که از نشانه های رشد اجتماعی است، برای استفاده بهینه از فرصت به دست آمده که ممکن است خیلی ها آرزوی آن را داشته باشند، از اهمیت ویژه برخوردار است. در هر صورت شیطان انسان را به تاخیر انداختن امور تشویق می کند و حال آن که دوران دانشجویی مدت محدودی است که گاهی اوقات از دست دادن آن قابل جبران نخواهد بود. حضرت علی علیه السلام می فرماید: از دست دادن فرصت، غصه آور است (دشتی، ۱۳۸۹: ۶۳۲).
استفاده از سرمایه کتابخانه دانشگاه
کتابخانه های دانشکده ها و دانشگاه ها، اگر چه هنوز به سیستم های پیشرفته مجهز نیستند و تمامی کتب و منابع مورد نیاز را ندارند و یا دانشجو برای به دست آوردن عناوین و فهرست ها با مشکل روبه روست، ولی همین کتابخانه ها با تمامی نواقصی که دارند، گنجینه گرانبهایی هستند که پس از دوران تحصیل کمتر امکان دسترسی بدان ها است. یکی از شاخص های فرهنگ مطا لعه، مراجعه دانشجویان به کتابخانه و استفاده از کتاب های موجود، علاوه بر جزوه ها یا کتاب های مربوط به هر درس است.
د: ارتقای معرفت و نو خواهی علمی
از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:
خود باوری و اعتماد به توانایی فکری خویش
انسان در عین این که نمی تواند رابطه اش را با وراثت، محیط طبیعی، اجتماعی و تاریخی به کلی قطع کند، ولی می تواند تا حدود زیادی علیه این محدودیت ها طغیان نموده خود را از قید حکومت آن ها آزاد کند. به عبارت دیگر اگر دانشجو بداند که می تواند مالک سرنوشت خویش باشد و بر مسائل و مشکلات فایق آید و کسب علم و معرفت به تلاش وی بستگی دارد و به این خود باوری برسد، از حداقل شرایط موجود حداکثر بهره را جهت شکوفایی استعدادهای خویش خواهد برد. دانشجو نباید صرفا دنبال حفظ فرمول های از پیش تعیین شده باشد، بلکه باید هر چه را که یاد گرفتن آن با توجه به جمیع شرایط مفید و ضروری می بیند، از تحصیلش سر باز نزند و در برابر حقایق حالت بی نیازی و بی اعتنایی به خود نگیرد. به عبارت دیگر، به معلومات محدود و ناقص خویش بسنده نکند و همواره روح تحقیق و فراگیری را در خود زنده نگه دارد (شورای عالی جوانان، ۱۳۷۴: ۲۰).
همت بلند بی تردید بلند نظری از رموز موفقیت انسان های بزرگ است. دانشمندان خستگی ناپذیر همواره در رسیدن به مدارج اندک راضی نمی شوند و آینده ای بس بزرگ را برای خویش تصور می نمایند. حضرت علی علیه السلام می فرماید: قدر و قیمت هر انسانی به قدر والایی همت او است. (دشتی، ۱۳۸۹: ۶۱۴)
متون قرآنی و روایی، حاوی مطالبی است که بیانگر شدت اهتمام و تشویق اسلام به والا همتی، بلند نظری و نکوهش پست همتی، تنگ نظری و دون اندیشی است.
علاقه مندی به رشته تحصیلی
اگر دانشجو با علاقه مندی قبلی به تحصیل در رشته ای خاص بپردازد، باعث نشاط و شادابی وی در امر یادگیری خواهد بود. در این صورت چون رشته تحصیلی برای وی یک انتخاب قبلی و آگاهانه است شوق پرسشگری و ارتقای معرفت علمی و به دست آوردن مطالب جدید در وی بیشتر خواهد بود؛ اما اگر رشته تحصیلی به دلیل ضرورت های کنکور باشد و انتخاب شخص آگاهانه و از روی علاقه مندی نباشد، بلکه صرفا به دلیل ضرورت ها برای قبولی باشد، شادابی و نشاط نخواهد بود و تحصیل در رشته قبولی نوعی تحمیل و اجبار تلقی خواهد شد و با گذشت زمان برای گرفتن حداقل نمره، کسالت و خستگی بیشتری به سوی وی خواهد آمد. البته دانشگاه در ایجاد و حفظ علاقمندی دانشجویان نقش موثری دارد و ممکن است معکوس عمل نماید.
تقویت بنیه عملی و پژوهشی در رشته تحصیلی
حضور فعال در کلاس درس و به دنبال منابع بیشتر بودن و مراجعه به کتابخانه می توانند از جمله ویژگی هایی باشند که بیان کننده نوخواهی علمی هستند. معرفی منابع متعدد در رابطه با موضوع درس، تحقیقات داوطلبانه، استفاده از کتاب ها و مجلات علمی موجود در کتابخانه و پرسشگری در کلاس از مطالب علمی ارائه شده، نشانه های خوبی از ایجاد و یا وجود روحیه پرسشگری در دانشجویان است. (شورای عالی جوانان، ۱۳۷۴ : ۲۰)
— اخلاق و معنویت
منظور از اخلاق برای دانشجویان، ایجاد یک حس روحی مطبوع ولی زود گذر نیست، بلکه ایجاد ملکات نفسانی از روی بصیرت و بینش است. زندگی روحی و معنوی انسان قبل از هر چیز محتاج پیدایش بصیرت و معرفت است. تحول و انقلاب درونی که متکی بر علم و معرفت نباشد، پشتوانه قابل اعتمادی ندارد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ای کمیل هیچ حرکتی نیست جز این که تو در آن نیاز مند معرفت هستی» (سادات، ۱۳۶۸ : ۲۸)
امام صادق علیه السلام می فرماید: «کسی که بدون بصیرت و بینش عمل کند، همچون کسی است که در مسیر پیش نمی رود، از این رو هر چه بر تندی حرکت خود بیفزاید، از مقصد دورتر می شود.» (سادات، ۱۳۶۸: ۲۹)
شاخص های اصلی و مهم این بعد از هویت دانشجویی عبارتند از:
الف: خود سازی معنوی
از جمله نشانه گرهای آن عبارتند از:
شناخت کرامت و ارزش های انسانی
خود واقعی انسان، امانتی آسمانی و موهبتی الهی است که سرمایه حرکت انسان در مسیر کمال است، به طوری که اگر انسان آن را ببازد، در واقع همه چیز را باخته است و ارتکاب به زشتی ها برای او مشکلی نخواهد بود. امام هادی علیه السلام می فرماید: ” کسی که در نزد خود خوار شود، (احساس کرامت و شخصیت اخلاقی نکند) از شر او ایمن مباش “. (سادات، ۱۳۶۸ : ۱۱۹)
انسان اگر قدر و بهای خویش را بشناسد و به عظمت بی مانند آن واقف شود، هرگز آن را به انواع آلودگی ها نمی آلاید، بلکه از هر فرصتی برای رشد و تعالی خویش استفاده کرده، همچون امانتی عزیز و گران از آن مراقبت می نماید. از امام سجاد علیه السلام سوال کردند : چه کسی با عظمت ترین انسان هاست ؟ فرمود: آن کسی که تمام دنیا را با خودش برابر نمی کند. در شعری که از امام صادق علیه السلام روایت شده، آمده است : من هیچ چیز را با نفس خود برابر نمی کنم جز پروردگارش را، اگر بخواهم این را بدهم در برابر آن را می ستانم، به آنچه بگذرد (گذرا باشد) گرچه تمام دنیا باشد، حاضر نیستم سرمایه خود را بدهم، من تمام ما سوی الله را با این گوهر برابر نمی کنم ۰ (سادات، ۱۳۶۸: ۱۱۹)
اخلاص در نیت
آثار معنوی دو نوع علمی که یکی از روی اخلاص و دیگری بدون اخلاص اندوخته شود، کاملا متفاوت است.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: «کسی که دانش و حکمت را برای خدا فرا گیرد، بابی به روی او گشوده نمی شود مگر بر خواری او نزد نفسش و بر تواضعش در میان مردم، و بر خوفش از خدا و اجتهادش در دین افزوده می شود. او کسی است که از علم خود بهره مند می شود و کسی که علم را برای دنیا و به دست آوردن مقام و منزلت در نزد مردم و نزدیکی سلطان (قدرت سیاسی) فرا گیرد، بابی به روی او گشوده نمی شود جز این
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.