تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه شامل 115 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واکاوی ادبی، تاریخی، دینی در برخی اخبار زندگی حضرت سکینه سلام الله علیها با رویکردی تحلیلی و ناقدانه :

۱. مقدمه

در طول تاریخ تحریف های فراوانی دربار بسیاری از حقایق، به ویژه حقایق اهل بیت عصمت و طهارت صورت گرفته که برخی از آنها ناخواسته و غیرعمدی بوده و صرفاً در اثر بی اطلاعی به وقوع پیوسته و برخی دیگر کاملاً از روی عمد و با اهداف از پیش تعیین شده، انجام گرفته است. تحریف حقیقت به هر طریقی که پدید آمده و بر اذهان مردم نشسته، یا در لابه لای کتاب ها مسطور شده باشد گناهی نا بخشودنی محسوب می شود؛ زیرا انسان های ناآگاه فراوانی را ناخواسته به بیراهه می کشاند و نسل های آینده را نیز در جهل مرکب فرو می برد و به اهداف شیطانی که همانا «یخرجونهم من النور إلی الظلمات» (بقره/۲۵۷) است جام عمل می پوشاند. در این راستا افرادی نیز وجود دارند که تلاش می کنند تا با پژوهش های دقیق و علمی و ارائه چهر واقعی حق، جلو انحرافات فکری و عقیدتی انسان ها را بگیرند و ناراستی های پدید آمده را اصلاح کنند و به تعبیر قرآن «یخرجهم من الظلمات إلی النور» (بقره/۲۵۷) را به اذن خداوند تبارک و تعالی تحقق بخشند.

یکی از شخصیت هایی که تاریخ در باره او ظلمی فراوان روا داشته، حضرت سکینه سلام الله علیها دختر امام حسین(ع) است. او که نامش به عنوان دختر امام حسین(ع) در کتاب های تاریخی و مذهبی و به عنوان ناقد و ادیب در کتاب های ادبی ذکر شده، ابهامات زیادی در مورد زندگی اش وجود دارد و مورد نسبت های ناروایی نیز واقع گردیده است.

سکینه دختری زیبا، باهوش، صریح اللهجه، دارای ذوق لطیف شعری و مهر و عاطف فراوان است که از کودکی مورد توجه ویژ امام حسین(ع) و در پرتو عنایات، الطاف و محبت های ایشان بود تا جائی که امام حسین(ع) او را «خیره النساء» (مناقب: ج ۴، ص ۱۰۹) و بهترین بانو می خواند. او همچنین یکی از برگزیدگان الهی برای شرکت در سفر مقدس عاشورایی است که علی رغم صغر سن، نقش مهمی را در آنجا ایفا می نماید و مسئولیتی بزرگ را بر عهده می گیرد و آثاری ارزشمند در این سفر از خود به جا می گذارد.

با همه اینها گاهی تاریخ چهره ای کاملاً مغایر با شخصیت اصیل خاندان حسینی را از او ارائه می دهد که با ویژگی های روحی و شخصیتی حضرت سکینه فاصله ای فراوان دارد و کاملاً روشن است که این گونه مطالب حکایت از ناآگاهی یا کینه توزی برخی از نویسندگان نسبت به اهل بیت عصمت و طهارت دارد؛ کینه هایی که آثارش را در جای جای زندگی حضرت سکینه، حتی در نامش به جای گذاشته و نه تنها در آن عصر، که عصرها را در نوردیده و امروزه با همان رنگ های برتافت دشمنان به دست ما رسیده است. در باره حضرت سکینه گذشته از مطالب پراکنده ای که در کتابهای تاریخی و ادبی و همچنین کتابهای تراجم وجود دارد، کتابها و مقالاتی چند به رشته تحریر آمده است که در هیچ یک از این نوشته ها به صورت مستقل به سؤالات پرداخته نشده و در صورت طرح آن، یافته هایی از قبیل نتایج این پژوهش به دست نیامده است.

این مقاله تلاش می کند تا روایاتی را که در رابطه با حضرت سکینه آمده، مورد بررسی دقیق قرار دهد و ابهامات یا تحریف هایی را که در لا به لای کتابهای تاریخی و ادبی در بار ایشان وجود دارد، برطرف کند. در این رابطه سه موضوع زیر مدّ نظر نویسنده بوده است:

* ابتدا به سؤالاتی در مورد نسب و خاندان حضرت سکینه پرداخته و در این راستا به خطای دائره المعارف بزرگ اسلامی پی برده و به اصلاح آن همت گماشته است.

* نام و لقب ایشان را تحت عنوان سَکینه یا سکَینه مورد تحلیل و نقد لغوی قرار داده و به پاسخی منطقی دست یافته است.

* سن ایشان در واقع کربلا یکی از مهم ترین اموری است که علی رغم اختلافات فراوان، به پاسخی قطعی و مستند در این مقاله دست یافته است.

۲. نسب و خاندان حضرت سکینه و رفع خطای دائره المعارف اسلامی

شرف، شخصیت، مقام والا و غیر قابل وصف پدر و اجداد پدری حضرت سکینه بر کسی پوشیده نیست. او دختر امام حسین، سبط رسول گرامی اسلام و از خاندانی است که مهد رسالت، ارکان ولایت، منبع وحی، معدن علم، اصول و ریشه های تقوی در جهان هستی به شمار می روند. آنان یگانه برگزیده های الهی در عالم خلقت، و هدف آفرینش اند که از اصلاب شامخه و ارحام مطهره پدید آمدند و با عبور از دوران جاهلیت، کوچکترین آلودگی دامانشان را نیالود. از ابتدای خلقت راهنمایی بشریت به سوی خالق و پدید آورنده جهان هستی و نجات انسانها از ظلمات جهالت و نادانی به سوی نور حقیقت و روشنایی علم را بر عهده گرفتند و در عالم آخرت شفیع مؤمنان به سوی بهشت ابدی خواهند بود.

اما مادر ایشان، رباب دختر امرؤالقیس بن عدی بن اوس است. امرؤالقیس بزرگ خاندان بنی کلب و بر آئین مسیحیت بود. در زمان خلافت عمر به مدینه آمد و اسلام آورد و فرماندهی قوم قضاعه و کلب را در شام عهده دار شد. (بلاذری، انساب الأشراف:۲/۱۹۴)

امرؤالقیس جد مادری حضرت سکینه، در زمان خلافت عمر اسلام آورد و خلیف وقت او را بدون آنکه رکعتی نماز خوانده باشد، حکومت و ولایت داد. بلاذری از اعلام قرن سوم هجری خبری از عوف بن خارجه مرّی آورده که ترجمه آن چنین است: «ما در نزد عمر بودیم که امرؤالقیس بن عدی بن أوس بن جابر بن کعب بن علیم بن جناب کلبی وارد شد. او در برابر عمر ایستاد و گفت: ای امیرمؤمنان من اسلام را دوست دارم، آن را برایم شرح بده. عمر گفت: تو کیستی؟ گفت: من امرؤالقیس بن عدی بن اوس علیمی از کلب هستم. عمر پرسید: آیا او را می شناسید؟ گفتند: آری، او همان است که بر بکربن وائل حمله کرد و دعاءبن عمرو را به اسیری گرفت. آنگاه عمر اسلام را بر او عرضه کرد و او را به فرماندهی قوم قضاعه برگزید. تا آن زمان دیده نشده بود مردی که هنوز رکعتی نماز به جای نیاورده است فرماندهی لشکری از مسلمانان را عهده دار شده باشد- امرؤالقیس در حالی از خدمت خلیفه بیرون می آمد که پرچم به دست گرفته بود و باد آن را به این طرف و آن طرف حرکت می داد- آنگاه علی(ع) دست بر شانه های او گذاشت و فرمود: عمو جان! من علی بن أبی طالب پسرعموی پیامبرم و این دو فرزندم حسن و حسین فرزندان حضرت زهرا دختر رسول خدایند. من مصاهرت با تو را برای خود و فرزندانم دوست می دارم. امرؤالقیس گفت: عالی است، بر روی چشم و چه کرامتی بهتر از این؟ من دخترم محیّا را به شما و دخترم زینب را به حسن و دخترم رباب را به حسین(ع) می دهم…» (انساب الأشراف، ۲/ ۱۹۴)

اصفهانی نیز همین خبر را از عوف بن خارجه مرّی با اختلافی اندک در أغانی خود آورده است (۱۶/ ۳۶۱). أما دائره المعارف بزرگ اسلامی (۱۰/ ۲۱۲) می نویسد: «دو امرؤالقیس دیگر می شناسیم که اخبار آنها در هم خلط شده است. طبری از مردی به نام امرؤالقیس بن اصبغ نام می برد که بر قضاعه یا قضاعه و کلب از جانب پیامبر اکرم امارت یافت. هنگام رحلت پیامبر گروهی از کلبیان مرتد شدند، أما امرؤالقیس بر اسلام باقی ماند. ابن اثیر در پایان روایت خود می افزاید: «ابوبکر به او که جد سکینه دختر امام حسین(ع) بود نامه فرستاد ». در همین جاست که دو شخصیت در هم می آمیزند؛ زیرا آن که نیای حضرت سکینه خوانده شده است، امرؤالقیس فرزند عدی بود. او در روایات متعدد دیگر مردی نصرانی و با شوکت جلوه می کند که نزد عمر آمد و اسلام آورد. در همان مجلس نیز امام علی(ع) دختر او رباب را برای امام حسین(ع) خواستگاری کرد. به همین مناسبت، بسیاری از منابع با اشاره به فضائل رباب دو بیتی را که حضرت امام حسین(ع) در محبت خود به سکینه و رباب سروده اند، نقل می کنند. (ابوالفرج ۱۴/ ۱۶۳-۱۶۴؛ صفدی ۹/ ۳۸۳؛ ابن حجر ۳/ ۱۱۳) این امرؤالقیس پیش از آنکه اسلام آورد، چندی اسیر بنی شیبان شد و در آنجا شجاعتی از خود بروز داد و دو بیت نیز سرود که در غالب منابع تکرار شده است. (آمدی، ۸-۹، نیز نک سندوبی، ۳۵۵-۳۵۷) سندوبی (ص ۳۵۵) برخلاف نظر سیوطی (۲/ ۴۵۶)، این دو تن را یکی پنداشته و از آن یک امرؤالقیس بن عدی معروف به اصبغ کلبی ساخته است. اما این هر دو تن، از نظر مرتضی عسکری دو شخصیت مجهول بیش نیستند که تاریخ سازان مغرض – به خصوص سیف بن عمر که منبع اصلی مورخان بزرگی چون طبری بوده است – از خود بر ساخته اند تا سیر تاریخ اسلام را بر حسب اهداف خویش تحریف کنند. اخبار مربوط به اصبغ در واقع از قرن ۴ پدیدار می گردند و طی زمان، وسعت می گیرند. حال آنکه روایت در اصل بسیار کوتاه بوده که آن را هم سیف جعل کرده بوده است (۳/ ۱۹۵-۲۰۴، ۴/ ۲۳ -۲۴، ۲۸ و ۲۹)».

تا اینجا متن دائره المعارف بزرگ اسلامی بود. همان طور که مشاهده شد این کتاب ادعای جعلی بودن دو شخصیت یعنی امرؤالقیس بن عدی و امرؤالقیس بن اصبغ را به علامه مرتضی عسکری نسبت داده است. در حالی که مرتضی عسکری هر دو را جعلی نمی داند؛ بلکه فقط امرؤ القیس بن اصبغ را ساخت دست یوسف بن عمر معرفی می کند؛ زیرا عسکری نه نام امرؤالقیس بن عدی را در بین صد و پنجاه صحابی ساختگی ذکر کرده و نه در جای دیگری به این امر تصریح نموده است؛ بلکه در جلد سوم کتابش در صفحات ۲۰۳ تا ۲۱۰ به تحلیل مطالبی در رابطه با امرؤالقیس در منابع تاریخی پرداخته و معتقد است که همان امرؤالقیس فرزند اصبغ را سیف بن عمر ساخته و پرداخته و در کتاب «فتوح» آورده و تاریخ نگارانی چون ابن عبد البر و ابن اثیر و ذهبی و ابن حجر را به اشتباه و انحراف کشانده است. عسکری تحت عنوان جایگزینی امرؤالقیس اصبغ، به جای امرؤالقیس عدی چنین می گوید:

دوم اینکه سیف، امرؤالقیس مخلوق خود را فرزند اصبغ معرفی کرده و این اصبغ همنام با اصبغ کلبی است که بزرگ و رئیس خاندانش در دومه الجندل بوده، و رسول خدا عبدالرحمن عوف را به همراهی گروهی از سربازان اسلام نزد او فرستاده است. در این تماس، عبدالرحمان، (تماضر) دختر اصبغ را به زنی گرفته و پسرش ابوسلمه از او به دنیا آمده است. ابن عبدالبر از این همنامی در نام اصبغ دستخوش اشتباه شده و چنین گمان کرده است که اصبغی را که سیف نام برده باید همان بزرگ خانواد کلبی در دومه الجندل باشد واز همین جا چنین برداشت نموده که همین امرؤالقیس سیف، برادر تماضر، و دائی ابوسلمه فرزند عبدالرحمن عوف می باشد. در صورتی که هیچکس نگفته پدر تماضر را پسری به نام امرؤالقیس بوده است. همچنین ابن عبدالبر از این نکته غافل بوده که سیف بن عمر سازنده همین امرؤالقیس، قهرمان داستان خود را جد سکینه دختر امام حسین(ع) آفریده است. در حالی که امرؤالقیسی که جد مادری حضرت سکینه دختر امام حسین(ع) می باشد، فرزند عدی است نه اصبغ. نیز همین امرؤالقیس بن عدی هم در زمان خلافت عمر و به دست او اسلام آورده است، نه در زمان حیات رسول خدا و به هیچ روی کارگزار آن حضرت نبوده است. بنابراین، امرؤالقیسی که سیف آفریده است نه فرزند اصبغ، رئیس و بزرگ خاندانش در دومه الجندل بوده و نه جد سکینه؛ بلکه تنها اسمی بوده است در ردیف دیگر اسم هایی که شخص سیف برای اجرای افکار و مقاصدش آفریده و در افسانه های خود نقشی به آنها واگذار کرده است تا به سادگی بتواند تاریخ اسلام را به ابتذال کشد و محققین را دچار تحیّر و سرگردانی کند. آری، سیف از این دست خلق و آفرینش، با خلق دو قهرمان همنام با چهره های واقعی و حقیقی تاریخ، توانسته است دانشمندان را دچار تحیر و سرگردانی کند و در این راه سخت موفق و پیروز باشد» (صد و پنجاه صحابی: ج ۳/ ص ۲۰۴)

با توجه به مطالب بالا که نظر صریح مرتضی عسکری است؛ روشن می شود که دو قهرمان ساختگی وجود دارد به نام امرؤالقیس و پدرش اصبغ، و دو شخصیت واقعی و حقیقی که یکی امرؤالقیس بن عدی جد مادری حضرت سکینه است و در زمان خلیفه دوم اسلام آورده، دیگری اصبغ کلبی است که در زمان رسول خدا رئیس خاندانش در دومه الجندل بوده و رسول خدا عبدالرحمن عوف را به همراهی گروهی از سربازان اسلام نزد او فرستاده است. پس به ناچار باید بگوییم که نویسندگان محترم دائره المعارف بزرگ اسلامی در فهم مطالب مرتضی عسکری به اشتباه افتاده و تصور کرده اند که امرؤالقیس بن عدی یک شخصیت ساختگی است.

امرؤالقیس جد مادری حضرت سکینه سلام الله علیها شخصیتی برجسته و همچنین دارای هیبت، جلال و شکوه خاصی بود. تا جائی که به محض اسلام آوردن مورد وثوق و اعتماد خلیفه قرار می گیرد و بدون اینکه حتی رکعتی نماز گزارده باشد به فرماندهی قوم قضاعه انتخاب می شود و پرچم اسلام را به دست می گیرد. بالاتر از هم این فضیلت ها همین بس که علی(ع) او را به مصاهرت خود و بهترین فرزندانش برمی گزیند؛ بنابر این حضرت سکینه از نسبی بسیار غنی و خاندانی بس ارزشمند برخوردار بود که از یک طرف به رسول خدا و علی مرتضی و زهرای اطهر و امام حسین(ع) منتسب می شود و از سوی دیگر به امرؤالقیس بن عدی بزرگ خاندان قضاعه؛ مردی که باشکوه و عظمت کم نظیرش نظر امام متقین را به خود جلب، و افتخار پدر زن بودن برای سه امام همام را از آن خود می کند.

۳. تاریخ ولادت و نقد صاحب نظران

تاریخ ولادت حضرت سکینه سلام الله علیها در کتاب های تاریخی و روایی نیامده و سنّ دقیق ایشان معلوم نیست. طبری وفات حضرت سکینه را در حوادث سال ۱۱۷ ه.ق آورده است. ابن خلکان نیز در همان سال ۱۱۷ را ذکر کرده است. (وفیات الاعیان ج ۲ ص ۳۹۶)

عایشه عبدالرحمن برای کشف تاریخ ولادت حضرت سکینه از سنّ تقریبی ایشان که هنگام مرگ، هفتاد ذکر شده کمک می گیرد تا اثبات کند که تولد او در سال ۴۷ ه.ق رخ داده است. با این حساب حضرت سکینه در حادثه کربلا دقیقاً چهارده ساله بودند. شاید سلیمان سلیم بوّاب هم که در کتاب تاریخ تولد حضرت سکینه را بدون ذکر منبعی سال ۴۷ه.ق دانسته (مئه اوائل من النساء/۲۹۹) از همین محاسبات استفاده کرده باشد؛ هرچند به نظر می آید چنین محاسبه ای با توجه به روایت های دیگر چندان دقیق نباشد؛ زیرا اولاً: به فرض اینکه در بعضی کتب سیر و تاریخ، سن ایشان هفتاد ذکر شده باشد، باید بدانیم که این عدد، سن تقریبی ایشان است نه تحقیقی؛ و إلا تاریخ ولادت ایشان مجهول نمی ماند. ثانیاً: منابع دیگری وجود دارند که وفات حضرت سکینه را در سال ۱۲۶ه.ق دانسته اند و دائره المعارف تشیع در ماده سکینه به آن تصریح کرده است. که در این صورت باید تاریخ تولد ایشان سال ۵۶ هجری قمری باشد. ثالثاً: حکیمی سن حضرت سکینه را هنگام وفات ۷۵ و در سال ۱۱۷ نوشته و سن شریف ایشان را در کربلا نوزده سال رقم زده است. (اعیان النساء /۲۲۲) رابعاً: سلیمان سلیم بوّاب عمر ایشان را هنگام وفات ۸۰ سال دانسته است. خامساً: برخی از تاریخ ها امثال طبری و ابن أثیر، او را به هنگام شهادت پدرش دخترکی کوچک دانسته و گفته اند: «کانت فتاهً صغیرهً عندما مات أبوها».

اگر عمر ایشان بر اساس سال ۱۲۶ و در ۷۰ سالگی محاسبه گردد در کربلا فقط پنج سال می توانسته داشته باشد، و اگر بر اساس سال ۱۱۷ محاسبه گردد و هشتاد سال زیسته باشد در کربلا بانویی ۲۴ ساله بوده است. فاصله بین ۵ تا ۲۴ فاصله ای بسیار زیاد و غیرمعقول است. از این رو، با این تاریخ های تقریبی و بسیار متفاوت هرگز نمی توان به نتیجه ای درست دست یافت.

عایشه عبدالرحمن گذشته از محاسبات فوق، دلیل دیگری هم ارائه داده و به آن روایتی استناد کرده است که جریان خواستگاری پسر امام حسن(ع)را مطرح می کند و می گوید: «پسر امام حسن(ع) از امام حسین(ع)خواستگاری کرد و امام حسین(ع) فاطمه را که بزرگتر بود برای او انتخاب نمود » عایشه عبدالرحمن به همین روایت استناد کرده، می گوید: «پس معلوم می شود که سکینه به سن ازدواج رسیده بود.» (سیده سکینه /۲۸)

البته ما این روایت را رد نمی کنیم ولی واقعاً نمی دانیم از تاریخ خواستگاری تا واقعه کربلا چه قدر فاصله بوده است. گذشته از این، سنّ ازدواج در بین عرب ها حدود نُه سال بوده و خواستگاری قبل از نه سالگی هم؛ به خصوص در بین فامیل، عادی بوده است. به هر حال، با این استدلال ها نمی توان سنّ چهارده سالگی را در کربلا برای حضرت سکینه ثابت کرد.

با توجه به مطالب بالا به نظر می رسد این استدلالها ناقص بوده و در هیچیک از آنها امکان دستیابی به دلایل متقن و قطعی که بتواند سن حضرت سکینه را به طور دقیق معین کند، وجود ندارد. ما در اینجا برای رسیدن به نتیجه ای بهتر، داده های تاریخی دیگر را از نظر می گذرانیم و روشی دیگر را برای به دست آوردن تاریخ تولد تقریبی ایشان در پیش می گیریم؛ لذا با در نظر گرفتن برخی معلوم های تاریخی که تقریبا در همه تاریخ ها ذکر شده و می توان جزو مسلّمات به حساب آورد، پژوهش خود را آغاز می کنیم تا با تمرکز بر معلوم های معادله بتوانیم مجهول آن را بیابیم و به پاسخ پرسش خود برسیم. از این رو ابتدا معلوم های این معادله را می نویسیم که عبارتند از:

۱. می دانیم که فاطمه دختر امام حسین(ع) بزرگتر از سکینه بود (طبری ج ۵/ ۴۶۴) این مطلبی است که تاریخ نویسان دیگر نیز به آن اشاره کرده اند.

۲. مادر فاطمه بنت الحسین، «أم اسحاق» دختر طلحه بن عبیدالله تیمی است.

۳. ام اسحاق که بانویی زیبا و با وقار از قبیله تیم بود، نامش در شمار همسران امام حسن(ع) آمده، و از ایشان نیز دارای فرزندانی از جمله «طلحه» بوده است. او پس از شهادت امام حسن(ع) طبق وصیت ایشان با امام حسین(ع) ازدواج کرده است. حکیمی در اخبار فاطمه بنت الحسین(ع) می گوید: «مادرش ام اسحاق دختر طلحه بن عبیدالله تیمی بود. او همسر امام حسن(ع) بود که پسری به نام طلحه را برای او به دنیا آورد. سپس امام حسین(ع) بنا بر وصیت امام حسن(ع) با او ازدواج کرد. ام اسحاق فاطمه را به دنیا آورد. حسن مثنی پسر امام حسن(ع) با او ازدواج کرد. او سپس به نقل از اسعاف الراغبین چنین می گوید: حسن مثنی پسر امام حسن(ع) خدمت عمویش رسید و یکی از دخترانش، فاطمه و سکینه را خواستگاری کرد. ابوعبدالله(ع) فرمود: من فاطمه را برای تو انتخاب می کنم. او شبیه ترین شخص به مادرم فاطمه است و در امور دین هم چنان است که قیام لیل دارد و صیام نهار، و در زیبایی شبیه حورالعین است. اما سکینه دختری است که مستغرق در خداست و صلاحیت برقراری ارتباط با مرد را ندارد.» (اعیان النساء/۵

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *