تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور شامل 108 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل واکاوی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور :

مقدمه

اندیشه و باورداشت مهدویت، از جمله آموزه های وحیانی است که در منظومه اندیشه شیعی به سان خورشید نورافشانی می کند و ریشه در پاسخ به نیازهای فطری بشر دارد؛ فطرتی که او را به بهروزی و کمال طلبی و امید وصول به آینده ای تابناک می خواند و گسترش فرهنگ خداباوری، شناخت صحیح امام و راه او و پرورش روحیه عدالت خواهی، ظلم ستیزی و شکوفا شدن تمامی استعدادهای بشری را نوید می دهد. باوری که در دل خود گوهری چون «انتظار» را پرورانده است؛ انتظار ظهور رادمردی از سلاله پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم که هم نام و هم سیرت اوست و ارزش هایی را که جد بزرگوارش برای محقق آن مبعوث شده است احیا می کند؛ «بقیهالله» و ذخیره خدا برای «یوم موعود» است تا عدل و داد را بگستراند و بساط ظلم و جور را برکند[۱] (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۱، ۱۶۱). انتظاری که سازنده است و جامعه را به پویایی و حرکت وامی دارد و نه تخدیر و انفعال. انتظاری که «شناخت و معرفت امام»، «ایمان به غیبت و وعده های الهی»، «صبر و استقامت»، «امید و اشتیاق»، «کمال طلبی» و «تولّی و تبرّی» را همراه خود دارد و توجه به اهمیت و ارزش آن ها می تواند حیات بخش جامعه باشد و آرمان های الهی را در آن زنده کند. این انتظار، وظایف افراد و جامعه را جهت ایجاد بسترهای لازم برای سرعت بخشی به باور ظهور آخرین منجی انسان ها تعیین می کند (صمدی، ۱۳۸۸: ۲۴۲). بر این اساس، جامعه ای که داعیه زمینه سازی دارد، باید به نسبت جوامع دیگر، از ویژگی های ممتازی برخوردار باشد. شناسایی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور که در آموزه های روایی ما مطرح شده به عنوان هدف اصلی این پژوهش، یکی از مهم ترین عواملی است که می تواند زمینه ساز ظهور انسانی کامل شود که مؤید به عصمت و علم الهی است و در نظام هستی، جایگاهی بس عظیم دارد.

روش پژوهش

روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است؛ به این صورت که برخی از آموزه های دینی در قلمرو اخلاق مهدوی، به کمک فرم های فیش برداری از متون حدیثی، انتخاب و توصیف محتوایی شده و صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور شناسایی و تبیین شده است.

مفهوم اخلاق

خُلق ریشه اخلاق به معانی سرشت، سجیه و طبیعت است (ابن منظور، بی تا: ج ۴، ۱۹۴). همچنین به قوا و سجایایی خُلق گفته شده که با بصیرت درک می شوند (راغب اصفهانی، ۱۴۲۳: ۱۵). ابن مسکویه می نویسد:

خُلق همان حالت نفسانی است که انسان را به انجام کارهایی دعوت می کند، بی آنکه نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد. (ابن مسکویه، ۱۳۸۱: ۵۱)

فیض کاشانی نیز می گوید:

بدان که خوی عبارت است از هیئتی استوار با نفس که افعال به آسانی و بدون نیاز به فکر و اندیشه از آن صادر می شود. (فیض کاشانی، ۱۳۸۷: ۵۴)

از دیدگاه آیت الله جوادی آملی نیز اخلاق عبارت از ملکات نفسانی و هیئات روحی است که باعث می شود کارهای زشت یا زیبا، به آسانی از نفس متخلق به اخلاق خاص، نشأت گیرد (جوادی آملی، ۱۳۷۴: ۷۷). در علم اخلاق، ملکات و صفات باطنی انسان «اخلاق» نامیده می شود و به رفتاری که از این خلقیات ناشی می شود نیز «اخلاق» یا رفتاری «اخلاقی» می گویند (دیلمی و آذربایجانی، ۱۳۹۰: ۱۵). معمولًا واژه «اخلاق»، برای مشخص کردن معیارهای «رفتار نیک» به کار می رود و عمل اخلاقی به طور صریح یا غیرصریح، مجموعه ای از هنجارهای مشترک و مناسب را مورد ارجاع و استناد قرار می دهد (فولادی، ۱۳۸۹: ۱۲۱).

برخی اخلاق را به دو بخش تقسیم می کنند: ملکاتی که سرچشمه پدید آمدن کارهای نیکوست که اخلاق خوب یا «ملکات فضیله» نامیده می شود، و آن هایی که منشأ اعمال بد است که به آن اخلاق بد و «ملکات رذیله» می گویند (شریفی، ۱۳۹۲: ۲۶). بر این اساس، علم اخلاق علمی دانسته شده است که از ملکات، صفات خوب و بد، ریشه ها و آثار آن ها سخن می گوید (داوودی، ۱۳۹۱: ۲۰). از نظر علامه طباطبایی نیز علم اخلاق عبارت است از فنی که درباره ملکات انسانی بحث می کند؛ ملکاتی که مربوط به قوای نباتی و حیوانی و انسانی اوست. با این هدف که فضایل آن ها را از رذایلش جدا سازد و معلوم کند کدام یک از ملکات نفسانی، انسان خوب و فضیلت و مایه کمال اوست و کدام یک بد و رذیله و مایه نقص اوست تا آدمی پس از شناسایی آن ها خود را با فضایل بیاراید و از رذایل دوری کند. در نتیجه، اعمال نیکی که مقتضای فضایل درونی است انجام دهد تا در اجتماع انسانی ستایش عموم و ثنای جمیل جامعه را به خود جلب نموده، سعادت علمی و عملی خود را به کمال برساند (طباطبایی، ۱۳۶۳: ج ۱، ۵۵۸).

آیت الله مصباح یزدی می گوید:

موضوع علم اخلاق، اعم از ملکات نفسانی که فلاسفه اخلاق تا کنون بر آن تأکید داشته اند بوده و شامل همه کارهای اختیاری انسان می شود که ارزشی است؛ یعنی متصف به خوب و بد بوده و می تواند برای نفس کمالی را فراهم آورد یا موجب رذیلت و نقصی در نفس شود. (مصباح یزدی، ۱۳۸۷: ج ۱، ۲۵)

همچنین به نظر وی، مطلق صفات نفسانی در قلمرو اخلاق قرار می گیرد، خواه به صورت پایدار «ملکه» باشد یا به صورت ناپایدار «حال» باشد. بنابراین موضوع اخلاق اعم از ملکات نفسانی است که تا کنون فلاسفه اخلاق بر آن تأکید داشته اند؛ بلکه اخلاق همه کارهای ارزشی ایشان که متصف به خوب و بد می شوند و می توانند موجب پیدایش کمال و یا نقصی در نفس شوند. این ها همگی در قلمرو اخلاق قرار می گیرند. در نتیجه، می توان گفت اخلاق شامل همه ملکات، حالات نفسانی و افعالی است که رنگ ارزشی دارند (همو: ج ۱، ۲۴۰).

به نظر می رسد در جمع بندی می توان گفت اخلاق صفات نفسانی و افعال ارزشی است که برای نفس آدمی موجب کمال شود. بنابراین همه فضایل و اصول و فروع آن ها اعم از ملکات نفسانی، حالات روحی، آداب فردی، اجتماعی و همه افعال اختیاری جوارحی و جوانحی است که دارای بار ارزشی هستند و انسان را در نیل به کمال نهایی- یعنی قرب الهی و عبودیت و بندگی- کمک می کنند و آن چه از صفات، حالات و افعال اختیاری که ضد آن هاست و مانع نیل آدمی به کمال است ضد اخلاق یا رذایل خواهد بود.

اخلاق زمینه ساز

اصطلاح «زمینه ساز» برگرفته از مضمون احادیثی است که در آن ها از گروه هایی یاد شده که پیش از ظهور حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بسترها و شرایط لازم را برای قیام آن حضرت فراهم می آورند. این اصطلاح، معادل فارسی کلمه «تمهید»، «توطیه» و «اعداد» در عربی است که به معنای مقدمه چینی، فراهم سازی، آماده سازی و بسترسازی است؛ چنان که کلمات «یوَطّئون» (قزوینی، بی تا: ج ۲، ۱۳۶۸) و «لَیعِدَّنَّ» (نعمانی، ۱۳۷۶: ۳۲۰) در احادیث به همین معناست.

با توجه به این معنا زمینه سازی ظهور، یعنی فراهم ساختن و ایجاد مقدمات و اسباب و علل ظهور، به گونه ای که شرایط برای تحقق ظهور و خارج شدن امام از پرده غیبت، مهیا و هموار باشد تا امام بتواند حرکت خود را آغاز کند و حکومت جهانی اش را تحقق بخشد (پورسیدآقایی، ۱۳۸۸: ۲۰).

اخلاق زمینه ساز، اخلاقی است که چنین جامعه ای را می سازد و شرایط لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت حجّت عجل الله تعالی فرجه الشریف را در فرد و جامعه فراهم می آورد.

پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در بیان علائم آخر الزمان می فرماید:

یخْرُجُ أُنَاسٌ مِنَ الْمَشْرِقِ فَیوطِئُونَ لِلْمَهْدِی یعْنِی سُلْطَانَهُ؛

(مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۵۱، ۸۷)

مردمی از مشرق زمین قیام می کنند و زمینه را برای قیام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف فراهم می سازند.

به عبارت دیگر، مراد از اخلاق زمینه ساز بررسی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور است؛ به گونه ای که سطح بینش و عواطف اخلاقی منتظران آن قدر بالا می رود که به امام و زندگی با او عشق می ورزند و جز خلقیات و خواسته های امام را نمی خواهند و تلاش می کنند این رفعت اخلاقی و علاقه به ظهورش را به دیگران هم منتقل نمایند و برای اهداف بلندشان نیروی انسانی تربیت کنند. چنین افرادی جز به ولایت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف رضایت نمی دهند و اهدافشان را اهداف او قرار داده و خودشان را در طرح امام قرار می دهند و به چیزی کمتر از حاکمیت ایشان و رضا و سخط او قانع نمی شوند. مقصود از اخلاق هم می تواند معنای گسترده آن باشد و هم می تواند فقط اوصاف و فضایل اخلاقی را شامل گردد. در هر حال مسئله این است که هر کس می خواهد زمینه ساز باشد چه اوصافی در او ضروری است یا از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ هم چنان که هر کس رهبری را به عهده می گیرد یا می خواهد مجاهد و رزمنده باشد، برخی صفات و ویژگی ها باید در او برجسته باشد، در منتظر و زمینه ساز ظهور نیز باید برخی اوصاف اخلاقی برجسته و مشهود باشد.

چارچوب مفهومی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور

انسان از آن جهت که انسان است، ارتباطاتی خاص دارد. تبیین این تعاملات به عنوان چارچوب نظام اخلاقی، در آموزه های اسلامی بسیار مهم است. به عبارت دیگر، اقتضای انسان بودن و امیال و نیازهای فطری اش روابطی ویژه است که می خواهد آن ها را به صورت مطلوب عملی سازد. این ارتباطات، چهار رابطه با خدا، خویشتن، انسان ها و جهان هستی است که در صورت توجه و شکوفاسازی تمام آن ها، اخلاق و تربیت آدمی، نظامی مطلوب به خود می گیرد و انسان منتظر به کمال شایسته خود می رسد (جوادی آملی، ۱۳۹۱: ۵۵). اخلاق صحیح بدون شکوفایی این مناسبات در انسان امکان پذیر نیست. از این رو مطابق آموزه های اسلامی همین ارتباطات چهارگانه و کشف روابط آن ها با یکدیگر است که اساس نظام اخلاقی را تشکیل می دهد. تمام تحولات رشدی که به تدریج در راستای اهداف عالی اخلاقی و هماهنگ با اهداف آفرینش در آدمی پدید می آید، از چهار جنبه یادشده بیرون نیست. در حقیقت پرورش این روابط چهارگانه به صورت مطلوب است که آدمی را به سبک زندگی مهدوی هدایت می کند و رشد و بالندگی سعادت مندانه را در زندگی فردی، اجتماعی و زیست محیطی سبب می شود و انسان زندگی دنیا را مقدمه ای برای زندگی اخروی و حیات جاوید و حسن مآب قرار می دهد و هدف قرب و کمال مطلوب را برای خود فراهم می سازد (سجادی، ۱۳۸۸: ۹۱).

گفتنی است این تعاملات با یکدیگر پیوندی ناگسستنی دارند و باید به صورت همه جانبه در افراد رشد یابند و می توان گفت روابط صحیح در یک بعد بدون دیگری، آن رابطه ای نیست که رغبت فطری به آن است. به عبارت دیگر، میان این مناسبات پیوندی وجود دارد که تحقق برخی از این روابط، حتماً به تحقق روابط دیگر می انجامد و بدون آن ها این رابطه عملیاتی نمی شود. این نوع آموزه ها حاکی از آن است که این تعاملات در نظام اخلاقی و تربیتی، به هم تنیده در نظر گرفته شده اند و این بدین معناست که در عملیاتی ساختن هر دسته از این مناسبات چهارگانه باید از دسته های دیگر نیز کمک گرفت و آن ها را نیز شکوفا ساخت و به رشد رساند تا اخلاق مطلوب تحقق یابد. در ادامه به تبیین چارچوب مفهومی صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور، در سه سطح شناختی، عاطفی و عملکردی و چهار بعد الهی، فردی، اجتماعی و زیست محیطی پرداخته می شود.

۱. در ارتباط با خدا (الهی)

صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور در ارتباط با پروردگار که مقتضای فطرت آدمی است، نقش محوری و مرکزی نسبت به سایر ارتباطها دارد. اساس این نوع روابط، شناخت خدا به عنوان رب یگانه انسان و پذیرش او به عنوان رب خویش و عملًا تن دادن به ربوبیت او و تن زدن از ربوبیت غیر است (باقری، ۱۳۹۰: ج ۱، ۶۱). این بدین معناست که معرفت و ایمان به خدا و صفات او و پذیرش نقش او در خلق و امر و اداره نظام هستی، از جمله خود و انسان ها و پرستش خاضعانه و خاشعانه وی، فرد را به کمالش هدایت می کند. فلسفه نظام هستی مبتنی بر این است که همه جهان و آن چه از مواهب و نعمت های الهی در آن است برای انسان و کمال او، لباس هستی پوشیده اند و همچنین انسان از آن جهت که هدف آفرینش و دارای عزت و ارزشی والاست که ملائکه به حال او غبطه می خورند، از حقوق و تکالیف فردی و اجتماعی برخوردار است که نوع روابط با یکدیگر را تنظیم می کند و سبک زندگی آدمیان را ترسیم می نماید. بنابراین آدمی در تنظیم روابط خود با خویش، انسان ها و جهان، بر اساس روابط شناختی، عاطفی و عملکردی، به اهداف عالیه غایی و واسطه ای پروردگار تعالی می یابد (قدوسی نیا، ۱۳۸۹: ۱۳).

صفات و رفتارهای اخلاقی زمینه ساز ظهور را در ارتباط با خداوند می توان در سه سطح شناختی، عاطفی و عملکردی بررسی کرد. بدین صورت که سطح شناختی شامل صفاتی می شود که دانش، فهم و مهارت های تفکر را مورد توجه قرار می دهد و با آن چه منتظر زمینه ساز ظهور باید بداند و بفهمد، سروکار دارد (سیف، ۱۳۸۹: ۴۴۹). از جمله صفات مرتبط با این سطح- که در احادیث به آن ها پرداخته شده است- می توان به شناخت عمیق پروردگار،[۲] یکتایی،[۳] خالقیت،[۴] ربوبیت،[۵] الوهیت [۶] و عدالت خداوند[۷] اشاره کرد.

سطح عاطفی، آن دسته از صفات اخلاقی را دربر می گیرد که به احساسات و عواطف مانند علایق، نگرش ها، ارج نهادن و… مربوط می شود (همو: ۴۶۰).

این سطح بستری را فراهم می کند که فرد با فهم آن ارزشمندی خود را درک کند و به مرور توان مندی های عاطفی مطلوبش در گرایش به خوبی ها به فعلیت برسد.

از جمله صفات مرتبط با این سطح- که در احادیث به آن ها پرداخته شده- می توان به رضا و تسلیم،[۸] پذیرش احکام الهی،[۹] خشوع،[۱۰] ایمان [۱۱] و ثابت قدم بودن [۱۲] اشاره کرد.

سطح عملکردی به مهارت های حرکتی مربوط می شود و با حرکات ارادی و هدفدار انسان سروکار دارد (همو: ۴۶۵). ازجمله صفات مرتبط با این سطح عبارت اند از تقوا،[۱۳] اخلاص،[۱۴] دعا،[۱۵] عبادت،[۱۶] پرداخت زکات،[۱۷] اطاعت [۱۸] و شکر نعمت [۱۹].

۲. در ارتباط با خود (فردی)

انسان به صورت فطری، بینش ها و گرایش هایی دارد که لازمه ادامه حیات و سیر او به سوی کمال است. چگونگی بهره برداری و استفاده از این امور فطری، مشخص کننده مسیر حرکت وی به سوی کمال مطلوب یا سقوط و انحطاط او خواهد بود. روح انسان حقیقتی غیرمادی است که مانند هر موجود مجردی دارای سه بُعد علم و آگاهی، قدرت و محبت است. این علم و آگاهی که به صورت ناخودآگاه در هر انسانی وجود دارد، در کنار گرایش های فطری او- که می توان از همه آن ها با عنوان گرایش فطری به سوی کمال مطلق و انزجار و بیزاری از نقص و کاستی نام برد- منبع و منشأ ارتباط انسان با خویشتن هستند (مساعد و منطقی، ۱۳۹۱: ۱۰۸). با توجه به قدرت انسان بر تشخیص، آگاهی، پیمودن مسیر، داشتن اختیار و آزادی در تفکر و عمل و وجود حبّ ذات در انسان، گرایش به خود در انسان و محبت به خویشتن موجب می شود علم و آگاهی ناخودآگاه او به خویشتن، به علم و آگاهی آگاهانه تبدیل شود. سپس در مرحله عمل با توجه به آگاهی ها، خود را برای رسیدن به خیر و کمال و قرب الهی، آن چنان که باید بسازد، به سلاح ایمان و تقوا مجهز شود و با فراهم آوردن عوامل سعادت و برطرف کردن موانع و آفات، به سیر و سلوک خویش ادامه دهد تا خود را به عالی ترین مراحل آن برساند و از خود طبیعی به سوی خود انسانی و سپس به مرحله خود اعلا- که مظهری از ذات حق است- تغییر جهت دهد و خلیفهالله و مظهر اسماء و صفات الهی گردد (اعرافی و دیگران، ۱۳۸۶: ۷۲).

به عبارت دیگر، انسان با شناختن حقیقت خود و عظمت وجودی خویشتن، شوق تحصیل کمالات و تزکیه نفس از پلیدی ها در وجودش جوانه زده و رشد می کند و می کوشد نفس خود را از رذایل اخلاقی دور کند؛ زیرا به ارزش این گوهر گران بها و لطفی که از دریای پهناور عالم ملکوت به دیار ملک و ماده آمده و به فرمان خداوند متعال، این بدن جسمانی را به خدمت گرفته است، پی می برد و با پی بردن به ارزش آن، همه دنیا و آن چه در آن است را در مقابلش کوچک و بی ارزش می یابد (کرمعلیان و حسینی، ۱۳۸۳: ۶۳).

الف) سطح شناختی

یکی از جنبه های بارز و ممتاز وجود آدمی، برخورداری از قدرت تفکر، استدلال و عقل است و از دیدگاه اسلام، مهم ترین مرحله صعود به مراحل عالی انسانی و نیل به هدف نهایی، پرورش و به کارگیری صحیح این توانایی و استعداد است. کسی که خود را مهیای ظهور حضرت می سازد، در مرحله اول با شناخت صحیح، انگیزه لازم ایمان و عمل صالح را به دست می آورد و این شناخت، زمینه ساز اقدامات بعدی در گرایش ها و کردار فردی خواهد بود. از جمله صفات مرتبط با این سطح، می توان به حقیقت جویی،[۲۰] شناخت خویش،[۲۱] شناخت توان مندی ها[۲۲] و شناخت وابستگی خود به خدا[۲۳] اشاره کرد.

ب) سطح عاطفی

گرایش های فطری در هر دوره از تحول و رشد انسانی ضروری است و باید از آغازین لحظات ورود انسان به این جهان تا آخرین زمان وداع از این دنیا متناسب با دوره رشد وی تأمین شود. احساس حضور در محضر امام،[۲۴] احساس خودارزشمندی،[۲۵] سعادت خواهی،[۲۶] شجاعت [۲۷] و آرامش [۲۸] از جمله مواردی هستند که بُعد فردی ارتباط انسان را در سطح شناختی تشکیل می دهند.

ج) سطح عملکردی

از بایستگی های عملکردی اخلاق زمینه ساز ظهور، در بُعد رابطه با خود، می توان به نمود و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *