تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه :

۱- طرح مسئله

پس از هجرت پیامبر (ص) به مدینه، مردم از حیث اجتماعی، سیاسی و اعتقادی چهار گروه بودند: اوّل، مهاجرانی که به دلیل آزار مشرکان قریش از مکه به مدینه هجرت کرده بودند (نک: الحشر، ۸). دوّم، گروهی از دو قبیله اوس و خزرج ساکن مدینه که به دلیل یاری محمّد (ص) مقابل قریش انصار نام گرفتند (نک: همان، ۱۰). سوّم، گروهی از مردم مدینه که از بت پرستی دست برداشته و در برخورد با مسلمانان مواضع و افکار متناقض داشتند و در قرآن از آنان به منافقان یاد شده است (نک: همان، آیات، ۱۱-۱۴) و چهارم، یهودیان مدینه (حسن ابراهیم حسن، ۹۹ /۱؛ هولت و…، ۸۰). این ناهمگونی های عمیق اجتماعی، سیاسی و اعتقادی می توانست مشکلاتی جدی را برای جامعه و دولت نوپای اسلامی پدید آورد و در نهایت به شکست آن بینجامد. رسول خدا با آگاهی از این امر، در همان آغازین روزهای ورود به مدینه به اقداماتی دست یازید که تأثیر عمیقی در ابعاد مختلف زندگی مسلمانان برجای نهاد. از جمله عقد پیمان نامه یا قانون اساسی مدینه[۱] بود که موجب شد، اوضاع مدینه سروسامان گیرد.

این پژوهش پس از تبیین دیدگاه محدثان، مورخان، سیره نگاران و خاورشناسان برجسته درباره پیمان نامه مدینه و نقد و بررسی راویان آن در پاسخ گویی به این سؤالات است:

۱- پیمان نامه مدینه مشتمل بر چند قراداد است؟

۲- اعتبار و وثاقت اسناد پیمان نامه مدینه چگونه است؟

۲- منابع اصلی پژوهش

۱- روایت ابن هشام (۲۱۴ ق) به نقل از ابن اسحاق (۱۵۰ یا ۱۵۱ ق) در السیره النبویه که نام راویان خبر در آن جا ذکر نشده است (۱۱۵/۲-۱۱۸).

۲- روایت ابو عبیده قاسم بن سلاّم (۲۲۴ ق) در الأموال (۱۲۵، ۲۰۲-۲۰۷). وی پس از ابن اسحاق، دوّمین کسی است که متن کاملی از پیمان نامه مدینه را گزارش کرده و به دلیل ذکر نام راویانِ خبر بر روایت ابن اسحاق برتری دارد.

۳- ابو علی طبرسی (۵۴۸ ق) در کتاب خود إعلام الوری بأعلام الهدی، متن پیمانی را آورده است که رسول خدا (ص) با سه طایفه اصلی یهود مدینه: بنی قینقاع، بنی نضیر، بنی قریظه امضا کرد و مفاد آن کاملا با پیمان نامه پیشین اختلافات اساسی دارد و بیانگر آن است که پیمانی مستقل و مربوط به سه طایفه یهود مذکور است (۱۵۷/۱). اما به دلیل آن که منحصر به نقل طبرسی است با مشکل وثاقت سندی روبرو است و از این حیث، بایسته تامل و بررسی است.

۳- دیدگاه سیره نگاران نخستین

ابن هشام به نقل از ابن اسحاق در السیره النبویه نخستین کسی است که متن کاملی از پیمان نامه را روایت می کند. السیره النبویه یا سیره ابن هشام (۴۱۲ ق) در واقع سیره محمد بن اسحاق (۱۵۰ یا ۱۵۱) که عبد الملک بن هشام آن را از «زیاد بن عبد اللّه بکّائی» شنیده و به دلایلی گاه از آن کاسته یا بر آن افزوده است (سجادی و عالم زاده، ۱۱۰ ). ابن هشام به روایت ابن اسحاق از این معاهده به «کتابه بین المهاجرین و الانصار و موادعه الیهود» یاد کرد و قبل از «مؤاخاه» به ذکر آن مبادرت ورزید (۱۱۵/۲-۱۱۸). با وجود همه مطالبی که وی درباره روابط پیامبر و یهود مدینه آورده و به ذکر طوایف یهود انصار یعنی بنی نجّار، بنی حارث، بنی ساعده، بنی جُشَم، بنی اَوس، بنی ثعلبه، جَفنَه بن ثعلبه و بنی شُطَیبه پرداخته است، نامی از سه طایفه اصلی یهود مدینه یعنی بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه نبرده است. اما مورخان و سیره نگاران بعدی سه طایفه اصلی یهود را هم در این پیمان نامه سهیم دانسته اند (ابن سلاّم، ۲۰۲-۲۰۷؛ بلاذری، ۱۷/۱؛ سهیلی، ۲۴۰ /۴، ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۲۲۶/۳). به نظر می رسد این امر ناشی از کاربرد واژه عام «یهود» باشد که ابن اسحاق در این روایت آورده است و مورخان پس از او به قرینه لفظی، نام طوایف اصلی یهود را نیز ذکر کرده اند. به رغم این که در روایت ابن اسحاق راویان خبر ذکر نشده، اما در وثاقت آن همین بس که از سوی مورخان و سیره نگاران بعد مورد پذیرش قرار گرفته است (واقدی، ۳۶۵/۱-۳۶۸) ؛ سهیلی، ۲۴۰/۴-۲۴۳؛ ابن سیّد الناس، ۱۹۷/۱-۱۹۸؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ۳۱۹ /۲-۳۲۳). نظر به اهمیّت این روایت، اجمالا فقط ترجمه بخش هایی را که از آن مدّ نظر است، می آوریم: ابن هشام به نقل از ابن اسحاق گوید: «رسول خدا میان مهاجر و انصار نوشته ای امضاء کرد و در آن با یهود پیمان بست. آنان را بر دین و اموالشان تثبیت کرد و به سود و زیان آنان شرایطی مقرّر فرمود. متن پیمان نامه چنین است:

بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. این نوشته ای است از محمّد پیامبر میان مسلمانان قریش و یثرب و کسانی که به آنها ملحق شوند و به همراهشان جهاد کنند. آنان امّتی واحدند. مهاجرین در پرداخت خون بها بر آداب پیش از اسلام باقی اند و به نیکی و عدالت آن را بپردازند. بنی عَوف[۲]، بنی ساعده [۳]، بنی حارث (بن خزرج)، [۴]بنی جُشَم، [۵] بنی نجّار، [۶]بنی عمرو بن عوف، [۷]بنی نبیت[۸] و بنی اوس [۹]هم بر رسوم پیش از اسلام باقی اند… هر یهودی که از ما پیروی کند، یاری می شود و با دیگر مسلمانان مساوی است. بر او ستم نمی شود و دشمنش یاری نمی گردد… یهود به هنگام جنگ همراه مسلمانان هزینه آن را می پردازد. یهود بنی عوف و بندگانش با مسلمانان در حکم یک امّت هستند. یهودیان دین خود را دارند و مسلمانان دین خود، امّا هر که ستم کند، خود و خانواده اش را به هلاکت خواهد انداخت. برای یهودیان بنی نجّار، بنی حارث، بنی ساعده، بنی جُشَم، بنی اوس، بنی ثعلبه، جفنه بن ثعلبه و بنی شُطَیبه همان حقوق بنی عوف ثابت است. نزدیکان آنان هم از این مزایا برخوردارند. کسی بدون اجازه محمّد از این مجموعه بیرون نمی رود. از قصاص جراحتی کوچک هم گذشت نخواهد شد. هر که دیگری را به قتل برساند، خود و خانواده اش را در معرض قتل قرار داده، مگر این که به او ستم شده باشد. یهودیان و مسلمانان هزینه جنگ را به سهم خود می پردازند… قریش و دوستانشان پناه داده نمی شودند. اگر کسی به مدینه حمله کرد، همه دفاع خواهند کرد. یهود اوس و موالیِشان نیز از این حقوق برخوردارند. جَفنه [۱۰]نیز هم چون مردم ثعلبه، تیره ای از ثعلبه هستند. درون مدینه برای پذیرندگان این پیمان نامه حرم است. [۱۱]این نوشته، ستمگر یا پیمان شکنی را از کیفر باز نخواهد داشت. نیز روشن است که هرکس از مدینه بیرون رود و هر که در مدینه بماند، در امان خواهد بود؛ مگر کسی که ستم کند و پیمان شکند. خدا و پیامبرش، محمد (ص)، پناهگاه پرهیزگاران و استواران بر پیمانند» (ابن هشام، ۱۱۵/۲- ۱۱۸).

اگرچه در این روایت از سه طایفه اصلی یهود مدینه سخنی به میان نیامده، اما شواهد زیر حاکی از آن است که پیامبر با این سه طایفه پیمان نامه ای مجزّا منعقد کرد (واقدی، ۳۶۵/۱-۳۶۸ و ۴۵۴؛ سهیلی، ۲۴۰/۴-۲۴۳؛ ابن سید الناس، ۱۹۷ /۱-۱۹۸؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ۳۱۹/۲-۳۲۳؛ همو، البدایه و النهایه، ۲۲۴/۳-۲۲۶).

۳- ۲- دیدگاه واقدی

واقدی (۷۰۲ ق) به نقل از عبد اللّه بن جعفر قرظی، از انعقاد پیمان نامه ای میان پیامبر و یهود یثرب در آغازین روزهای هجرت به مدینه سخن گفته است. وی از بنی قینقاع به نخستین طایفه پیمان شکن یهود یاد کرده است که به دنبال آن از مدینه اخراج شدند (۱۷۶ /۱). نیز در روایتی دیگر به هنگام سخن از غزوه بنی قریظه و محاصره آنان به وسیله پیامبر، از وجود قرارداد مکتوبی به نزد رهبر قبیله شان یعنی حُیَیّ بن اَخطب، یاد کرده است که هنگام ورود پیامبر به مدینه با آنان منعقد شده بود (همو، ۵۰۱/۲-۵۰۲). نیز به روایت وی وقتی که محاصره بنی قریظه و بنی نضیر شدت گرفت، یهودیان گفتند: «اگر تسلیم نشویم، مردانمان کشته و زن و فرزندانمان اسیر خواهند شد» (همو، ۵۱۲ /۲؛ و ۳۶۶/۱ و ۳۶۹). زیرا آنان متعهد شده بودند که «به سود و زیان هم قدمی برندارند و همواره بی طرفی خود را حفظ کرده و حتی به نفع مسلمانان نیز وارد جنگ نشوند» (همو، ۵۰۳ /۲-۵۰۴ ). بنابر نقل واقدی از سوی رسول خدا برای هر کدام از این سه طایفه نسخه ای نوشته شده بود تا نزد بزرگشان محفوظ بماند (۳۶۴/۱ و ۳۶۵).

به عبارتی بزرگ و رئیس قبیل شان، مسئول پیمان نامه و طرف قرارداد با پیامبر به شمار می رفت، به همین جهت عبد اللّه بن أُبی برای اختلاف و جنگ افروزی میان یهود و مسلمانان به حُیَیّ بن اخطب و کعب بن اسد، رؤسای قبایل بنی نضیر و بنی قریظه، پیغام داد تا پیمان خود را نادیده گرفته و با پیامبر بجنگد (همو، ۳۶۸/۱).

جای بسی شگفتی است که در «الدُّرّ فی اختصار المَغازی و السِیَر» ابن عبد البر (۳۶۸ ق)، «دلائل الّنبوه» ابو نعیم اصفهانی (۳۳۶-۴۳۰ ق)، «دلائل الّنبوه و معرفه احوال صاحب الشریعه» بیهقی (۳۸۴-۵۸۴ ق)، «جوامع السیره» ابن حزم اندلسی (۴۵۶ ق) و «الاکتفاء بما تضمّنه من مغازی رسول اللّه و الثلاثه الخلفاء» سلیمان بن موسی کلاعی (۵۶۵-۶۳۴ ق) به این پیمان نامه هیچ گونه اشاره ای نشده است.

۳- ۳- دیدگاه طبرسی

طبرسی (۵۸۴ ق) به روایت علی بن ابراهیم بن هاشم از انعقاد پیمان صلحی میان رسول خدا و سه طایفه بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه (۱۵۷/۱) در آغازین روزهای ورود پیامبر به مدینه سخن گفته است (ابن سلام، ۲۰۲ و ۲۰۷؛ واقدی، ۱۷۶/۱؛ بلاذری، ۱۷ /۱؛ دیاربکری، ۳۵۳/۱). بنابراین روایت، پس از هجرت پیامبر سه طایفه مذکور نزد وی آمده و از رسالتش جویا شدند که حضرت آن را دعوت به یگانگی خدا و رسولش دانست، که نام او در تورات آمده و علماء آنان نیز بدین امر واقف اند. این پیمان نامه یا صلحنامه، که طرف قرارداد پیامبر سه طایفه اصلی یهود ساکن مدینه یعنی بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه ذکر شده و در آن از قبایل یهود همپیمان اوس و خزرج سخنی به میان نیامده (طبرسی، همان جا)، نخستین بار در قرن ششم بوسیله ابو علی طبرسی ثبت شده و از دسترس یا توجّه همگان به دور مانده است؛ هرچند در برخی منابع به آن اشاره ای شده است (واقدی، همان جا؛ بلاذری، ۱۷/۱؛ ابن سیّد الناس، ۱۹۷/۱-۱۹۸).

از آن جایی که تحلیل این پیمان نامه در نگرش و فهم همگان از تعامل پیامبر (ص) و مسلمین با یهود نقش مهمّی دارد، بررسی راوی و روایت بسیار ضروری است. به رغم جستجوی فراوان در منابع بعدی بر وجود راوی و روایتش صحّه می گذارند. با این که برخی با استفاده از شواهد و قرائن ضعیف تاریخی سعی در اثبات روایت دارند، با نگاهی اجمالی در می یابیم که دلایل مؤلف ضعیف و غیر منطقی است (صادقی، ۱۵-۱۶ و ۱۳). اما مسلّم است که پیامبر (ص) با سه طایفه اصلی یهود مدینه نیز پیمانی داشته است که منابع تاریخی از پیمان شکنی شان و جنگ حضرت با آنان سخن می گویند. پیداست که برخی از مواد قرارداد یهود اصلی مدینه با مواد پیمان نامه مدینه خلط شده است، یعنی روایت مورخان و سیره نگاران درباره یهودیان همپیمان اوس و خزرج که «به همپیمانان خود ملحق شده و پیمان بستند، به هنگام دفاع از مدینه همراه مسلمانان بجنگند»، مربوط به پیمان نامه مدینه (نک: ابن هشام، ۱۱۵/۲-۱۱۸؛ ابن سلام، ۲۰۲-۲۰۷) و آن بندی که در «جنگ ها به سود و زیان پیامبر وارد نشوند (لا نتعرّض لأحد من اصحابک و لا تتعرّض لنا و لا لأحد من اصحابنا) (طبرسی، ۱۵۷/۱؛ مجلسی، ۰۱۱/۱۹-۱۱۱؛ دحلان، ۱۷۵/۱؛ عاملی، ۲۶۳/۴)، مربوط به پیمان پیامبر (ص) با سه طایفه بزرگ یهود ساکن مدینه (بنی قینقاع، بنی نضیر و بنی قریظه) است.

با کمی تأمّل در می یابیم که علّت ناسازگاری در روایات سیره نگاران و گزارش های مورخان و عدم تفکیک دو پیمان نامه ای که جداگانه با «یهود اصلی مدینه» و «یهود همپیمان اوس و خزرج» منعقد شده، آن است که در غالب منابع در ذکر عنوان پیمان از آن به «کتابه بین المهاجرین و الأنصار و موادعه الیهود» (ابن هشام، ۱۱۵/۲؛ ابن سلام، ۲۰۲؛ ابن کثیر، السیره النبویه، ۳۱۹ /۲؛ همو، البدایه و النهایه، ۲۲۴/۳) یاد کرده اند. به عبارتی دیگر، کلمه «یهود» را بدون قید و به طور عام آورده اند، بی آن که به شرح و تفصیلی از آن بپردازند. ازاین رو، یهودیان شرکت کننده در پیمان نامه مدینه از سه طایفه اصلی یهود ساکن مدینه که پیمان جداگانه ای با پیامبر (ص) داشته، به سادگی تمیز داده نمی شوند (واقدی، ۱۷۶/۱؛ بلاذری، ۱۷/۱؛ طبرسی، ۱۵۷/۱؛ سمهودی، ۲۶۷ /۱).

به هرحال، متن روایت طبرسی چنین است: «علی بن ابراهیم بن هاشم نقل کرد: یهود بنی قریظه، بنی قینقاع و بنی نضیر نزد پیامبر (ص) آمده، گفتند: مردم را به چه می خوانی؟ فرمود: به گواهی دادن و دعوت به توحید و رسالت خود. نامم را در تورات می یابید و علمایتان گفته اند: از مکّه ظهور کرده و به سنگلاخ (مدینه) کوچ می کنم… یهودیان گفتند: آنچه گفتی شنیدیم. اکنون آمده ایم با تو صلح کنیم که به سود یا زیان تو نباشیم، کسی را بر ضدّ تو یاری نکنیم، متعرّض یارانت نشویم، تو هم متعرّض ما و یارانمان نشوی، تا ببینیم کار تو و قومت به کجا می انجامد. پیامبر پذیرفت و میان آنان قراردادی نوشته شد که یهود نباید بر ضدّ پیامبر یا یکی از یارانش با زبان، دست، اسلحه و مرکب (چه در نهان و آشکارا و چه در شب و روز) اقدامی انجام دهند. خداوند بر این پیمان گواه است. اگر یهود این تعهّدات را نادیده بگیرد، رسول خدا خونشان را می ریزد، زن و فرزندانشان را به اسارت می برد و اموالشان را به غنیمت می گیرد. آن گاه برای هر قبیله نسخ جداگانه ای تنظیم و مسئول حفظ پیمان نام بنی نضیر حیی بن اخطب، بنی قریظه کعب بن اسد و بنی قینقاع مخیریق شد (طبرسی، همان جا)

۳- ۴- سهیلی و ابن سید الناس

ابو القاسم سهیلی (۵۰۸-۵۸۱ ق) و ابن سیّد الناس (۷۳۴ ق) متن کامل پیمان نامه را به روایت ابن اسحاق نقل کرده اند که اوّلی از آن به «موادعه یهود» (سهیلی، ۲۴۰/۴) و دوّمی به «موادعه میان یهود و مسلمین» (ابن سیّد الناس، ۱۹۷/۱) نام می برد. ابن سیّد الناس و پس از نقل متن به روایت ابن اسحاق می افزاید که روایت مشابهی از این پیمان نامه را از ابن ابی خیثمه (۲۷۹ ق) روایت کرده و راویان آن به ترتیب احمد بن جناب (۲۳۰ ق)، عیسی بن یونس (۱۸۸۱/۱۸۷ ق) و کثیر بن عبد اللّه بن عمرو مزنی (؟) است که روایت فرد اخیر به نقل از پدر و پدربزرگش از رسول خدا (ص) است؛ از جمله حدیثی بدین مضمون: وی (رسول خدا) نوشته ای میان مهاجر و انصار به امضاء رسانید و… (همو، ۸۹۱). بعید نمی نماید این روایت، جزیی از «تاریخ ابن ابی خثیمه» بوده باشد که پیش از این از میان رفته؛ امّا، در آن زمان تاریخی معتبر تلقی می شده است. به هرحال، با توجه به این که اثبات سند مذکور به روایت ابن سیّد الناس و راویان، تأثیر فراوانی در اثبات فایل پاورپوینت کامل وثاقت پیمان نامه مدینه و نیز پیمان نامه یا صلحنامه پیامبر (ص) با سه طایفه بزرگ یهود مدینه دارد، به بررسی و نقد راویان این سند می پردازیم؛

از منابع رجالی مستفاد می شود که «احمد بن جناب بن مغیره»، بغدادی الاصل و از عیسی بن یونس بهره ها برده و محضر وی را درک کره است (ابن قیسرانی، ۲۲/۱ و ۲۸۱؛ عسقلانی ۱۰۹ /۱). با توجه به روایات فراوانی که احمد بن جناب از عیسی بن یونس نقل می کند، به نظر می رسد، وی از راویان بلافصل ابن یونس بوده است. طبری دوبار از او نقل کرده (۲۶۴۲/۱، ۲۶۸۸) و ابن ابی حاتم، و ابن حبّان او را فردی ثقه و مورد اعتماد دانسته اند. به گفته ابن ابی عاصم، وی در ۲۴۰ ق درگذشت (عسقلانی، همان جا).

«عیسی بن یونس» مردی عادل و پارسا بوده است. برای نمونه ابن قیسرانی شخصیّت وی را چنین می ستاید: «وی به امین و مأمون، خلفای عبّاسی احادیثی آموخت؛ ازاین رو، مأمون دستور داد، در ازای آن به وی ده هزار دینار بپردازند؛ اما او از پذیرش آن امتناع کرد و گفت: من برای این کار حتّی جرعه ای آب نیز نخواهم پذیرفت» (۲۸۱/۱). در اعتبار روایات منقول وی همین بس که عجلی با «کانَ ثَبتاً فی الحدیث»، ابن عینییه با «مرحبا بالفقیه بن الفقیه بن الفقیه»، ابو همام با «الثقه الرضی۳/۸). به گفته احمد بن جناب وی در سال ۱۸۸/۱۸۷ ق وفات یافت.

درباره کثیر بن عبد اله بن عمرو بن عوف مزنی (از قبیله مزینه) گفتنی است که وی روایات فراوانی را به نقل از پدر و پدربزرگش نقل کرده است (اصفهانی، ۱۰/۲؛ ابن جوزی، ۱۴۲/۱). محمد بن اسحاق (۱۵۱/۱۵۰ ق) با دو واسطه روایتی (اصفهانی، همان جا ) و اسحاق بن ابراهیم حنینی، عبد الرحمن سلمی، و محمد بن خالد بصری از او روایات متعددی نقل می کنند (عسقلانی، ۱۹۴/۱؛ ۱۹۸/۶؛ ۱۲۵/۹). نیز ابو نعیم اصفهانی، به نقل از ابو عبد اللّه حافظ، عمرو بن عوف -جدّ کثیر بن عبد اللّه- را در شمار اهل صفّه ذکر کرده (همان جا) و برخی او را از نقبای «عقبه» دانسته اند (عسقلانی، ۹۷/۵). به رغم ان که او را در زمره شهدای بدر قلمداد کرده اند، ابن حبّان بر آن است که وی در دوره خلافت عمر وفات یافت (همو، ۷۵/۸). او در منابع رجالی و حدیثی روایات فراوانی از پیامبر نقل کرده است (ابن جوزی، ۱۴۲/۱؛ اصفهانی، ۰۱/۲). طبری (۱۰۶۹/۱) و واقدی (۹۴۴/۳) ضمن حادثه لشکرکشی پیامبر (ص) به تبوک از او به نام «المزنّی» یاد می کنند. نیز ابن سعد در الطبقات الکبری به او اشاره می کند (ابن سعد، ۸۳/۴؛ همو، ۳۶۰/۴). به هرحال از عمرو درباره سیاست های محمد (ص)، هیچ حدیث مهمی به جز

حدیث مربوط به پیمان نامه باقی نمانده است. بدین ترتیب با بررسی سلسله سند راویان بدین نتیجه می رسیم که انعقاد پیمان نامه در زمان پیامبر و روایت و راویان آن مورد اعتماد بوده است.

۳- ۵- دیدگاه ابن کثیر

روایت ابن کثیر (۷۷۴ ق) در السیره النبویه (۳۱۹/۲-۳۲۳) و البدایه و النهایه (/۳- ۲۴ -۲۲۶ ) از انعقاد پیمانی بین مهاجر و انصار و عقد مؤاخاه برای برقراری اُلفت بین آنان و نیز موادعه (پیمان) با یهود مدینه حکایت دارد. ابن کثیر بر آن است که پیمان بین مهاجر و انصار (یا قریش و انصار) بنا بر روایت عثمان بن عفّان از عاصم احول و انس بن مالک، در خان انس منعقد شده است (السیره النبویه، ۳۲۰/۲؛ البدایه و النهایه، ۲۲۴/۳). وی با آن که از یهود بنی قینقاع، بنی قریظه و بنی نضیر در «موادعه یهود» سخن گفته و آنان را نخستین ساکنان مدینه قبل از اوس و خزرج (انصار) دانسته، از پیمان دیگری به روایت ابن اسحاق سخن گفته است که در آن نام قبایل شرکت کننده در پیمان نامه مدینه یعنی بنی ساعده، بنی جُشَم، بنی عمرو بن عوف… را ذکر کرده است. به علاوه بدین امر تصریح کرده است که، ابو عبیده متن پیمان نامه عمومی در کتاب الغریب به تفصیل نقل کرده است (البدایه و النهایه، ۲۲۴/۳ و ۲۲۶) ؛ السیره النبویه، ۳۲۰/۲-۳۲۳).

۴- دیدگاه محدّثان نخستین

با وجود اینکه در باب پیمان نامه مدینه و اهمیّت آن بسیار سخن گفته شده و از آن به عنوان شاهدی بر توفیق سیاست های پیامبر (ص) یاد شده است (وات، محمد در مدینه، ۲۲۸؛ ولهاوزن، ۸۰ ) ؛ اما در نخستین کتب حدیثی که در باب سیره، سنن و اعمال پیامبر (ص) مطالبی آمده است، همچون «الموطأ» امام مالک (۱۷۹ ق)، صحیح بخاری (۲۵۶ ق)، صحیح مسلم (۲۶۱ ق)، سنن ابن ماجه (۲۷۷ /۲۷۵ ق)، سنن ابی داود (۲۷۵ ق)، سنن ترمذی (۲۷۹ ق)، سنن الکبری نسائی (۳۱۴ ق)، «من لا یحضره الفقیه» ابن بابویه (۳۸۱ ق)، «التهذیب و الاستبصار فیما اختلف من الاخبار» شیخ طوسی (۴۶۰ ق)، از آن هیچ سخنی به میان نیامده و تنها کلینی به اختصار، به عقد قراردادی میان پیامبر، مهاجر، انصار و اهل یثرب و نیز شرایط پناهندگی طرفین، یکی از بندهای پیمان نامه مدینه اشاره کرده است که این امر در چند و چون ماهیت می تواند پرسش برانگیز باشد (نک: کلینی، ۶۶۶/۲).

۵- دیدگاه مورّخان نخستین

باوجود اهمیت فراوانی که محققان برای این پیمان نامه قائل اند و آن را قانون اساسی دولت شهر مدینه دانسته اند (حمید اللّه، ۵۷؛ هولت و دیگران، ۷۹؛ زرگری نژاد، ۳۳۴) ؛ مورّخان متقدّم چندان به آن نپرداخته و بعضا به اشارتی کوتاه بسنده کرده اند.[۱۲]

۵- ۱- دیدگاه ابن سلاّم

ابو عبیده قاسم بن سلاّم (۲۲۴ ق) در «الأموال» متن نسبتا کاملی از پیمان نامه مدینه را ارائه کرده است (۲۰۲-۲۰۷ و ۱۲۵ ). البته وی در کتاب دیگر خود، «الغریب» نیز که امروزه در دست نیست، نسخه دیگری از متن پیمان نامه را نقل کرده است که ابن کثیر (۷۷۴ ق) در «البدایه و النهایه» و «السیره النبویه» به روایت و ثبت آن مبادرت ورزیده (ابن کثیر، البدایه و النهایه، ۲۲۶/۳؛ و السیره النبویه، ۳۲۳/۲). ابو عبیده بر آن است که این پیمان نامه «در آغاز ورود پیامبر (ص) به مدینه و پیش از وجوب ستاندن جزیه از اهل کتاب و زمان ناتوانی اسلام نوشته شد و یهود همپیمان اوس و خزرج نیز -چنان که در این پیمان نامه یاد شد- در پیکار با دشمنان اسلام باید همراه مسلمانان کارزار می کردند و از دستاوردهای جنگی بهره می بردند» (ابن سلاّم، ۲۰۷). راویان وی در این سند به ترتیب یحیی بن عبد اللّه بن بکیر (۲۳۱ ق) و عبد اللّه بن صالح (۱۸۴ -۲۲۳ ق) از لیث بن سعد (۱۷۵ ق) از عقیل بن خالد (؟) از ابن شهاب زهری (۱۲۴ ق) است (همو، ۲۰۲) که نقد و بررسی سلسله سند بس ضروری می نماید.

یحیی بن عبد اللّه بن بکیر که به قبیله بنی مخزوم نسب می برد (ابن حیّان، ۹۲/۱؛ ابن منجویه، ۳۴۴/۲ و ۳۷۲)، در ۱۵۴ ق در مصر زاده شد و در نیمه صفر ۲۳۱ ق درگذشت (ابن منجویه، همان جاها؛ عسقلانی، ۲۰۹/۱۱). وی لیث بن سعد را درک کرده و از محضرش بهره ها برد؛ به ویژه از او احادیثی درباره جهاد نقل کرده است (ابن منجویه، همان جاها؛ ابن احمد هروی، ۲۶۶ /۱؛ عسقلانی، همان جا). طبری نیز یک بار در اسناد حدیثی از لیث از وی نام برده است (۱۵۴۲/۱). به رغم این که دارقطنی اعتماد به روایاتش را جایز نمی شمارد (ابن قایماز، ۱۹۷ /۱)، خلیلی، ابن قانع و ابن حبّان او را ثقه دانسته و ساجی او را به داشتن حافظه قوی می ستاید (عسقلانی، همان جا).

عبد اللّه بن صالح شاگرد و کاتب لیث بن سعد بوده (همو، ۴۵/۷؛ ۴۹/۱۰) و روایات فراوانی از او نقل کرده است (همو، ۳۶۳/۳؛ همو، ۳۴۰/۶؛ همو، ۱۶۹/۵، ۱۷۳؛ همو، ۳۲۲/۷). ابن حبّان و ابن یونس او را معتمد و موثّق دانسته اند (همو، ۴۵ /۷ و ۳۷۷/۱۱). عبد اللّه استادش، لیث بن سعد را به خیر و نیکی و هم نشینی با مردم می ستاید (همو، ۳۲۱/۷ و ۳۲۲). ابو داود و عمرو او را ثقه و در میان مصریان، داناترین فرد به احادیث دانسته اند (همو، ۴۱۳/۸). عقیل بن خالد از موالی عثمان بن عفّان (بخاری، ۹۴/۷)، از قاسم، سالم، عکرمه، عراک بن مالک، عمرو بن شعیب و غالبا از زهری روایت می کند (ابن قیسرانی، ۱۶۱/۱). یونس بن یزید، او را داناترین و آگاه ترین فرد به احادیث منقول از زهری دانسته است. به ویژه آن که سلامه بن روح از او «کتاب زهری» را نقل می کند (عسقلانی، ۲۵۳ /۴). یونس بن یزید، او را داناترین و آگاه ترین فرد به احادیث منقول از زهری دانسته است. صاحبان صحاح ستّه، یونس بن یزید، ابن معین و… از وی به شخصی ثقه و معتمد یاد کرده اند (ابن قیسرانی، همان جا؛ عجلی، ۱۴۴/۲) ؛ چنان که احمد بن حنبل اشتباه های او را بسیار کمتر از یونس بن یزید می داند (ابن قیسرانی، همان جا).

محمّد بن مسلم بن شهاب زهری (۱۲۴ ق)، منسوب به بنی زهره که محتملا در سال ۵۱ ق زاده شد و در مدینه نزد محدّثان بزرگی چون سعید بن مسیّب، ابان بن عثمان و عروه بن زبیر به فراگیری حدیث پرداخت و در روایت «مغازی» اساسا متّکی بر عروه بود. زهری را مؤسس مکتب تاریخ نگاری مدینه و بزرگترین نماینده آن دانسته اند که آن را بر بنیادهای استوار قرار داد و روش تدوین آن را معین کرد (نک: عسقلانی، ۴۴۵/۹؛ دوری، ۷۸ -۷۹؛ زکّار، مقدمه زهری، ۳۱). با آن که وی را دارای حافظه ای بسیار قوی دانسته اند (بخاری، التاریخ الکبیر، ۲۲۱/۱)، هر آنچه را می شنید ثبت می کرد. شهرتش غالبا به سبب «المغازی» است که صفدی (۷/۱) و حاجی خلیفه (۱۷۴۷/۲) از آن یاد کرده اند؛ هرچند که کتابی در سیره صحابه نیز نگاشت (عسقلانی، ۳۹۶/۹-۳۹۷). در نتیجه می توان تصوّر کرد که ابو عبیده در کتابش از نسخه های دیگر رونویسی کرده است که آن نیز یادداشت های عقیل بن خالد از روایات زهری است.

از مقایسه روایت «ابن اسحاق» و «ابو عبیده» می توان دریافت که هر دو دارای مفاد کاملا مشابهی هستند؛ امّا، برخی از بندهای مفاد پیمان نامه به روا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *