تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم شامل 66 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و نقش آرای مردم :

۱.هدایت هر موجودی مناسب با کیان خاصّ اوست، و چون موجودها از لحاظ درجه وجودی یک سان نیستند، پرورندگان آنها نیز همتای هم نخواهند بود. پرورش صنایع معدنی و همچنین گیاهان و پرندگان و سایر جانوران، همتای پرورش جامعه بشری نبوده، قوانین حاکم بر آنها یک سان نیست.

نقش انسان شناسی و جامعه شناسی در تعیین اوصاف و شرایط رهبری

۲.تعیین اوصاف رهبر انسان ها و تبیین شرایط رهبری جامعه بشریت، مرهون انسان شناسی و جامعه شناختی است که آن هم وابسته به نحوه جهان بینی مادّی یا الهی است و سرانجام، بینش الهی یک متفکر انسان شناس، در کیفیت طرح مسائل رهبری انسانها سهم بسزایی دارد.

۳.محصول شناخت یک متفکر الهی درباره انسان، همانا نیازمندی وی به رهنمودهای غیبی است که بدون راهنمایان معصوم(علیهم السلام) رهیابی او به کمال لایق میسور نیست، و در پرتو هدایت آنان خطوط اصلی آن به خوبی بیان می گردد؛ قَدْ تَبینَ الرُّشْدُ مِنَ الغَی[۱] چون شناخت عصمت مدّعیان بالأصاله رهبری مقدور توده انسانها نیست، باید توسّط علامت عقلی و دلالت تامّ، همانند معجزه، ثابت گردد؛ سپس با تنصیص همان معصوم که رهبری وی به اعجاز ثابت شده است، رهبری معصوم دیگر ثابت شود؛ چنان که رهبری معصوم دوم نیز با اعجاز وی قابل اثبات است و معجزه، حجّت برهانی است؛ نه حجّت ظنّی و عامّی.

۴.تفکر الهی درباره انسان، همانند تفکر الهی درباره موجودهای دیگر است. برخی از متفکران الهی بر این پندارند که هر پدیده در اصل حدوث خود نیازمند به مبدأ فاعلی بوده، بدون سبب نخست یافت نمی شود و چون با تحقّق آن شیء وصف حدوث برطرف می گردد و نوبت بقاء فرا می رسد، لذا آن موجود به حال خود واگذار شده، مسئولیت دوام وی به عهده خودش است و در بقاء محتاج به سبب نیست. بعض دیگر از فرزانگان صاحب نظر، بر این باورند که سبب نیاز به مبدأ فاعلی، همانا فقر ذاتی موجودی است که هستی او عین ذاتش نیست؛ لذا فرقی بین حدوث و بقاء نیست و در هر حال، محتاج به سبب نخست یعنی واجب الوجود خواهد بود و از طرف دیگر، مبدأ نخست هرگز او را به حال خود رها نمی کند.

این دو طرز تفکر که دو نحوه جهان بینی الهی است، در عین اشتراک در بعضی از معارف دینی، تفاوتهای مهمّی را به همراه دارد. ممکن است یک صاحب نظر که دارای مبنای دوم است در تمام مراحل نتواند مبنای فکری خود را حفظ کند؛ لذا در نیمه راه همراه صاحب نظری حرکت می کند که دارای مبنای اوّل است؛ چنان که ممکن است یک صاحب نظر متضلّع که مبنای دوم را پذیرفته است، در تمام مراحل، زیر بنای فکری خود را حفظ کند و تمام راه را با همفکران خاصّ خود بپیماید و هرگز رفیق نیمه راه نباشد و یار نیمه راه نیز نگیرد.

۵.گروهی از لحاظ انسان شناسی چنین می پندارند که جامعه بشری، بدون مصلح غیبی راه سعادت را نمی پیماید؛ لذا اصل وحی و نبوّت و رسالت را ضروری دانسته، هدایت جامعه بشری را مرهون پیامبر معصوم (علیه السلام) می دانند و هرگونه تشکلی را بدون رهبری معصومانه پیامبر بی ثمر می شمارند، لیکن همین جامعه پیامبر دید را بعد از ارتحال آن حضرت، بی نیاز از رهبر معصوم دانسته و صرف قرآن را کافی شمرده، احتیاجی به مُبین معصوم و راهنمای منصوص از طرف خدا نمی بینند و با شعار «حَسْبُنا کتابُ اللّه» نه تنها خود را بعد از ارتحال پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) نیازمند به رهبر منصوص نمی دانند، بلکه در مقابل پیامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) به اجتهاد پرداخته، جلو پیشنهاد و دستور او را می گیرند و سخن آن حضرت را در کام وی محبوس کرده، امّت اسلامی را ناکام می کنند.

این طرز تفکر، ناخودآگاه برخاسته از همان تفکر بی نیازی ممکن از مبدأ فاعلی در مرحله بقاء است، که اگر ضرورت حدوث برطرف شد، دیگر احتیاجی در مقام بقاء نیست.

تفکّر ضرورت وجود رهبر معصوم در همه دوران ها

گروه دیگر، انسان شناسان الهی اند که هرگز جامعه بشری را از مصلح غیبی بی نیاز ندانسته، وجود یک رهبر معصوم را برای همیشه ضروری می دانند؛ خواه ظاهر و مشهور و خواه غائب و مستور باشد، و از این جهت، بین زمان حیات رسول اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم)که رهبر معصوم است و زمان ارتحال آن حضرت که امامان معصوم(علیهم السلام) جانشینان آن حضرت اند فرقی قائل نیستند. لیکن در عصر غیبت امام معصوم، جامعه بشری را از لحاظ مسائل سیاسی رها دانسته و فقط به فیض معنوی و لطف غیبی آن حضرت بسنده نموده، هرگونه ارتباط زمامداری آن حضرت را منقطع می پندارند و با شعار جدایی دین از سیاست، نه تنها دین را عاجزانه از صحنه سیاست خارج کرده اند، بلکه سیاستهای غیر دینی را قاهرانه بر دین مسلّط نموده اند؛ زیرا ممکن است یک صاحب نظر دینی، دین را از سیاست منزوی کرده، به کارهای عبادی و اخلاقی صرف اکتفاء کند.

لیکن سیاست قهّار که هرگونه پدیده ای را به کام خون آشام خود می بلعد، هرگز از یک جامعه و تشکل آماده بدون بهره برداری نمی گذرد و آنان را بی کار رها نمی کند؛ بلکه در تمام شئون آنها حتّی در طرز تفکر آنان مرموزانه رخنه کرده، دین را به اسارت خود در می آورد. همانطور که در عهدنامه امیرالمؤمنین (علیه السلام) نسبت به مالک اشتر چنین آمده است: «فإنّ هذا الدّین قد کانَ أسیراً فی أیدی الأشرارِ یعْملُ فیهِ بِالهوی و تُطلبُ بِهِ الُّدنیا»[۲] با اینکه آنها به ظاهر دین را جدای از سیاست نمی دانستند و نمونه بارز آن را می توان در کلیسا و مانند آن مشاهده کرد که فهم انجیل و فتوای کشیش و اسقف هماهنگ با سیاست دولت مردان حاکم بر ترسایان خواهد بود؛ چنان که گروهی در قلمرو اسلام از جمله أطیعُوا الرَّسول وَ أُولی الأمرِ مِنْکمْ[۳]همان معنایی را می فهمند که هیئت حاکم بپذیرد.

گروه سوم، انسان شناسانی متألّه اند که هرگز جامعه بشری را در هیچ بُعدی از ابعاد زندگی وی بی نیاز از مصلح غیبی نمی دانند؛ خواه از لحاظ فیض معنوی و ولایت تکوینی و وساطت در افاضه و مانند آن که از این جهت، بین معصوم مشهور و معصوم مستور امتیازی نیست و خواه از لحاظ فیض زمامداری و رهبری جامعه بشری در مسائل سیاسی و نظیر آن.

از این رهگذر، پیوند جامعه با آن رهبر معصوم را ضروری دانسته، در پرتو خلافت نائبان راستین آن حضرت، این ارتباط همواره محفوظ می ماند و این همان ولایت فقیه است که ادامه حکومت معصومان بوده، پیروی از این زمامداران جامع شرایط فقاهت و عدالت و مدیریت و سیاست، به منزله اطاعت از رهبران معصوم خواهد بود؛ زیرا فقیه عادل سیاس و مدیر، جانشین امام معصوم(علیه السلام) است. این گروه گرچه بر آن اند که سیاست از دیانت جدا نیست و فقه سیاسی را بخشی از اصل فقه اسلامی دانسته، آن را در محور فقه عبادی و مانند آن محصور نمی کنند، لیکن وجود فقیه عادل را در رأس هرم حکومت کافی می دانند و استقلال افراد دیگر در سایر شئون حکومت را منافی ولایت فقیه ندانسته، بلکه با آن سازگار می دانند. گروه چهارم، متألّهان متعبّدند که حضور فقیه جامع الشرایط را در تمام شئون کشور اسلامی لازم دانسته، دخالت او را اعمّ از مباشرت و تسبیب، شرط مشروعیت آن کار می شمارند و هرگونه استقلالی را در هر گوشه از شئون مملکت منافی با ولایت فقیه دانسته، سرپرستی فقیه جامع شرایط را شرط غیر قابل تفکیک مشروعیت هر شأنی می دانند. سیاست این گروه، عین دیانت آنهاست.

بازگشت ولایت فقیه به ولایت فقاهت و عدالت

۶.بازگشت ولایت فقیه عادل به ولایت فقاهت و عدالت است و شخص فقیه منهای شخصیت حقوقی خود هیچ سِمتی ندارد؛ بلکه در تمام احکام همتای امّت بوده و فاقد تمام مزایای موهوم و امتیازهای متوهّم و برتریهای متخیل بوده، هیچ تمیزی بین او و دیگران نخواهد بود، و شخصیت حقوقی وی نیز فقط عنوان فقاهت و عدالت است که هرگز افزون طلبی را که عین سفاهت و جهالت است، امضا نمی کند و هیچ گاه برتری خواهی را که عین خیانت و ضلالت است نمی پذیرد. اگر حقوق و اختیارات فراوانی برای فقیه جامع الشرایط مطرح است، مرجع همه آنها به وظایف سنگین و بدون امتیاز مادّی است. البته پاداش معنوی آن نزد خدای سبحان همچنان محفوظ است و هرگز به بهای استقلال مردم، از ارج نهایی شرایط و اوصاف حسّاس رهبری کاسته نمی گردد؛ چنان که درک شرایط یاد شده و تحقیق درباره واجدان آنها و بیعت با جامع آن اوصاف، از فضائل ممتاز یک جامعه برین خواهد بود.

معنای نیابت فقیه جامع شرایط علمی و عملی از امام معصوم (علیه السلام) تنها در اصل اداره امور امّت اسلامی خلاصه نمی شود؛ بلکه لازم است اصول حاکم بر سیاست و قوانین قابل پیروی را از هدایت الهی دریافت کند. تنها تفاوتی که بین نائب و منوب عنه وجود دارد، این است که منوب عنه در پرتو عصمت الهی، آنچه می داند در اثر شهود غیب و علم حضور است؛ نه اجتهاد از ظواهر و استنباط از ادلّه؛ لذا همه علوم وی یقینی است، امّا نائب وی بر اثر عدم عصمت، همه آنچه را که می داند در اثر استنباط از ادله است که غالب آنها ظنّی السّند و الدلاله اند و تعدادی از آنها که از لحاظ سند قطعی اند مانند قرآن کریم و برخی از نصوص که متواترند، از جهت دلالت ظنّی اند، گرچه برخی از ادلّه هم از لحاظ سند قطعی است و هم از جهت دلالت جزمی است.

بنابراین، علم فقیه غالباً از محور گمان تجاوز نمی کند و همه علوم وی نیز طبق اجتهاد است؛ لذا گاهی مصیب و مثاب است و زمانی مُخطِی ء و مأجور؛ در صورتی که تقصیری در استنباط روا نداشته باشد و در تشخیص موضوعات غیر مستنبط که حدود آن را باید از عرف جاری مردم دریافت کرد و عرف عصر نزول را از نظر دور نداشت و از جمع بندی آنها موضوع را کاملاً فهمید، از مشاوره با کارشناسان متخصّص غفلت نکرده باشد و خصوصیت زمان و مکان و شرایط دیگر را رعایت کرده باشد؛ در این صورت، نحوه اداره فقیه جامع نیز به نیابت از نحوه اداره منوب عنه خواهد بود؛ زیرا کیفیت اداره منوب عنه تنها با استمداد از هدایت الهی انجام می پذیرفت؛ چنان که درباره پیامبر اکرم (صلّی الله علیه وآله وسلّم)چنین فرمود: لتحکمَ بینَ النّاسِ بِما أراک اللّه… ؛[۴]یعنی برای آنکه حکم کنی بین مردم؛ نه به آنچه رأی شخصی تو است؛ بلکه به آنچه خداوند سبحان نشان تو داد.

منصوب شدن ولی فقیه از طرف شارع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *