تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام شامل 29 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پرواز از روضه حضرت عباس علیه السلام :

آتش جهاد در دلش تنوره می کشید. دانشجو بود اما دل در گرو راه دیگری داشت. شنیده بود که چند شهر در سوریه سقوط کرده و به دست داعشی ها افتاده است. خبر پیشروی تکفیری ها به سمت موصل و جسارت احتمالی شان به حرمین شریفین آرام و قرارش را گرفته بود. از خلف آباد تا شهر را پیاده گز کرد. خودش را به پایگاه بسیج رساند. با چند سوال و جواب کوتاه به پایگاه بزرگتری روانه اش کردند. آنجا برای اعزام و شرکت در دوره های آمادگی اعزام به سوریه ثبت نام کرد و با پرونده ای در دست به خانه محقر روستایی شان برگشت. برادرش می گوید آنقدر خوشحال بود که انگار دست مبارکی برات کربلا را برایش امضا کرده بود غافل از این که روزی بزرگتری نصیب «عباس دبیقی» شده بود.

آرزوی دفاع از حرم به دلش ماند اما.. .

آنتن دهی تلفن های همراه در روستای خلف آباد «بویر احمد» مثل باقی امکانات داشته و نداشته اش چنگی به دل نمی زند. به زحمت موفق به تماس با برادر شهید «عباس دبیقی» می شویم. از این که یاد و نام برادرش بعد از چند سال دوباره زنده شده متعجب است. از حال و روز پدر و مادر جهادگری که شهادت در راه محرومان نصیبش شد، می پرسیم و حمید دبیقی پسر ارشد خانواده راوی روزهای سخت زندگی والدین پیرش بعد از شهادت عباس می شود: «شغل پدرم بنایی است. کمی پیش از این که عباس به گروه های جهادی بپیوندند از کار افتاده شده بود. من و عباس به همراه هم کارگری می کردیم و از این راه کمک حال خانواده بودیم. عباس خیلی وقت ها برای رضای خدا سر ساختمان نیمه کاره آن هایی که وسع شان به گرفتن کارگر بیشتر نمی رسید هم می رفت. من چون متاهل بودم و مسئولیت بچه ها هم با من بود نمی توانستم پا به پای او خدمت کنم».

حمید دبیقی می گوید عباس خیلی راحت در دانشگاه پذیرفته شد و با این حال برای گذران زندگی خانواده همزمان با تحصیل به صورت روزمزد کارگری می کرد: «عباس در سال ۱۳۷۰ به دنیا آمد و در سال ۱۳۹۵ در راه خدمت به محرومان به شهادت رسید. از همان کودکی منظم بود. درسش را به خاطر شیطنت های معمول پسرها عقب نمی انداخت. هر تکلیفی داشت انجام می داد بعد به سراغ باقی کارها می رفت. شوق زیادی به شنیدن قرآن داشت و با این که در روستا بودیم خودش را به مجالسی می رساند که در آن ها قرآن تلاوت می کردند».

وقتی عباس در خانه و در حضور مادر بیمارش اعلام کرد که قصد جدی برای رفتن به سوریه و جهاد مقابل تکفیری ها را دارد همه چیز از مدار آرامش خارج می شود. همه می دانستند که بین ۴ بچه خانواده عباس بیش از بقیه عزیز کرده مادرش است. سکوت سنگینی به جان اهل خانه می افتد و میل کسی به شام آن شب نمی کشد. حمید می گوید کسی در خانه نمی توانست عباس را نصیحت کند چرا که اگر بچه ای و یا حتی بزرگتری خبط و خطایی می کرد او را پیش عباس می آوردند و چند کلمه حرف و نصیحت او کارگر می افتاد و اوضاع خود به خود درست می شد: «سخت است به کسی که می دانی همه حرف ها و کارهایش درست بوده خرده ای بگیری. ما آن شب حرفی به او نزدیم اما حقیقتا فضای خانه با این خبر او پر از اضطراب شد. مادرم وابستگی زیادی به عباس داشت و از بیماری اعصاب هم رنج می برد. از آن شب به بعد اضطراب مادر بیشتر شد. دکتر تعداد قرص های ضد افسردگی و آرام بخشش را بیشتر کرد. در عرض چند هفته به میزان زیادی وزن کم کرد. مجموع این اتفاق ها باعث شد عباس از رفتن به سوریه صرف نظر کند و دوباره خدمت به پدر از کارافتاده و مادر بیمارمان را از سر بگیرد. ما دو خواهر هم داریم که دلبستگی زیادی به عباس داشتند. خلاصه این که در آن روزها همه ما از این که در کنارمان می ماند خوشحال شده بودیم اما خودش مثل شمعی در حال سوختن و آب شدن بود و مدام وقتی که حس می کرد حواس کسی به او نیست. پرونده ثبت نامش را ورق می زد و نگاه می کرد».

برادر عباس می گوید معمولا برای کارهای جهادی به دوستانش در روستاهای نزدیک ملحق می شد و به همین دلیل بیشتر از یک یا دو روز غیبت نداشت: «همه فامیل می دانستند عباس دست به خیر است. پول و پس اندازی در بساط نداشت. چون هر چه در آمد داشت را به سر سفره خانه می آورد و کمک خرج خانواده بود. اما با این که پول نداشت همیشه در صف اول کمک به دیگران بود. دیگران هم این روحیه او را می شناختند و به همین دلیل جذب گروه های جهادی شد. از دوستانش شنیدم بعد از ساخت مسجدی در روستای لما از توابع کهکیلویه برای استحمام و طهارت به رودخانه ای می رود و متاسفانه در آب غرق می شود. بعد از رفتن عباس با توجه به از کار افتاده بو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *