تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیامبر اکرم (ص) از دیدگاه قرآن :

انبیای الهی صفات مشترکی دارند. این صفات عبارتند از: دعوت به توحید، تقوا، رفع اختلاف ها، پیکار ضدّ شرک و جهل و تقلید، انذار و تبشیر، عصمت، ارایه بیّنات، کتاب و میزان، معجزه، محترم شمردن محرومان و تبیین وحی. این موارد از جمله صفات عملی آنها به شمار می رود. در صفات معنوی و کمالات روحی نیز میان آنها اشتراک هایی مثل مخلص بودن، صابر بودن، توحید در خشیت، صادق بودن و امانت داری وجود دارد.

سؤال کلیدی این جستار این است که آیا در قرآن کریم وصف هایی در مورد پیامبر بزرگوار اسلام (ص) وجود دارد که تنها اختصاص بدو داشته باشد و بدین وسیله آن حضرت (ص) سرآمد و افضل پیامبران الهی تلقّی شود؟ آنچه مسلّم است اینکه همه پیامبران الهی در مقام و منزلت واحدی نیستند، بلکه جایگاه های گوناگونی در پیشگاه الهی دارند. خداوند در این خصوص می فرماید: وَ لَقَدْ فَضَّلْنَا بَعْضَ النَّبِیِّینَ عَلَی بَعْضٍ وَآتَیْنَا دَاوُودَ زَبُورًا:. .. ما بعضی از پیامبران را بر بعضی دیگر برتری دادیم و به داوود، زبور بخشیدیم (الإسراء/ ۵۵). نیز می فرماید: تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ. ..: بعضی از آن رسولان را بر بعضی دیگر برتری دادیم… (البقره/۲۵۳).

در روایات نیز بر این موضوع تأکید شده است. امام صادق (ع) می فرماید: «سَادَه النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ خَمْسَه وَ هُمْ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ عَلَیْهِمْ دَارَتِ الرَّحَی نُوحٌ وَ إِبْرَاهِیمُ وَ مُوسَی وَ عِیسَی وَ مُحَمَّدٌ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ: بزرگ پیامبران و رسولان پنج نفرند و آنها پیامبران اولواالعزم هستند و آسیای نبوّت و رسالت بر محور وجود آنها دور می زند. آنها نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمّد بودند که درود خدا بر آنها و بر تمام پیامبران باد» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۱: ۱۷۵). پیامبر اکرم(ص) می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ فَضَّلَ أَنْبِیَائَهُ الْمُرْسَلِینَ عَلَی مَلَائِکَتِهِ الْمُقَرَّبِینَ وَ فَضَّلَنِی عَلَی جَمِیعِ النَّبِیِّینَ وَ الْمُرْسَلِینَ: خداوند پیامبرانش را بر فرشتگان مقرّب برتری داد و مرا بر تمام پیامبران و رسولان برتری داد» (فیض کاشانی، ۱۳۸۷، ج ۴: ۲۰۱). پس در بین انبیاء اختلاف مقام و تفاضل درجات وجود دارد و پیامبر اسلام (ص)، آخرین و برترین پیامبر خدا، دارای ویژگی ها، احکام و صفات خاصّی است که باعث برتری ایشان نسبت به سایر انبیاء شده است.

بحث درباره صفات انبیاء به صورت پراکنده به قبل از اسلام نیز برمی گردد، چرا که پیامبران پیشین صفاتی را از پیامبران آینده برای مردم بیان کردند؛ همانگونه که حضرت عیسی (ع) در کتاب خود برخی صفات پیامبر اسلام (ص) را بیان کردند. در این مقاله به روش توصیفی ـ تحلیلی، برخی از صفات و احکام که خاصّ پیامبر اکرم (ص) است، با استناد به آیات قرآن معرفی می گردد۱.

۱ـ صفات و احکام اجماعی پیامبر اکرم (ص)

۱ـ۱) مکتوب بودن نام پیامبر در عهدین (تورات و انجیل)

از دیگر خصوصیّت هایی که اکثر مفسّران آن را تنها اختصاص به پیامبر اکرم (ص) می دانند، مکتوب بودن نام ایشان در عهدین می باشد. صفت ها، علامت ها، نشانه ها و دلایل نبوّت و حقّانیّت پیامبر (ص) با تعبیر های مختلف در کتاب های آسمانی پیشین (تورات و انجیل) وجود دارد، چنان که انسان را به حقّانیّت ایشان مطمئن می سازد. قرآن کریم در این باره می فرماید: الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاه وَالإِنْجِیلِ…: همانها که از فرستاده (ی خدا)، پیامبر «امّی» پیروی می کنند؛ پیامبری که صفات او را در تورات و انجیلی که نزدشان است، می یابند… (الأعراف/ ۱۵۷). همچنین در آیه دیگری آمده است که عالمان اهل کتاب، پیامبر اسلام (ص) را به خوبی همچون فرزندان خود می شناسند و نام و نشان و مشخّصات او را در کُتُب مذهبی خود خوانده اند: الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ…: کسانی که کتاب آسمانی به آنان داده ایم، او [= پیامبر] را همچون فرزندان خود می شناسند… (البقره/ ۱۴۶).

این آیه پرده از حقیقت جالبی برمی دارد و آن اینکه بیان صفات جسمی و روحی و ویژگی های پیامبر اسلام (ص) در کُتُب پیشین به قدری زنده و روشن بوده که ترسیم کاملی از او در اذهان کسانی که با آن کُتُب سر و کار داشته اند، می نمود (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱: ۵۰۰). از اینکه رسول خدا (ص) با اسم ذکر نشده، بلکه با سه وصف «رسول»، «نبی» و «امّی» یاد شده اشت و در ادامه آن فرموده: الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاه وَالإِنْجِیلِ، به خوبی به دست می آید که آن حضرت در تورات و انجیل هم به این سه وصف معرّفی شده است (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۰۳ق.، ج ۸: ۳۶۵)؛ زیرا غیر از این آیه که راجع به شهادت تورات و انجیل بر نبوّت آن حضرت است، در هیچ جای دیگر قرآن، رسول خدا به مجموع این اوصاف به صورت یکجا توصیف نشده است.

۲ـ۱) اوّل المسلمین

«اوّل المسلمین» از ویژگی دیگر پیامبر اکرم(ص) است که اکثر مفسّران بر اختصاص آن بدان حضرت، اتّفاق نظر دارند. خداوند به پیامبرش دستور می دهد که بگو: «من اوّلین مسلمانم»: لاَ شَرِیکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِینَ: همتایی برای او نیست و به همین مأمور شده ام و من نخستین مسلمانم! (الأنعام/ ۱۶۳). منظور از «اوّل المسلمین» اوّلین ذاتی است که احیاناً از آن به اولویّت رتبی یاد می شود.

خداوند درباره هیچ پیامبری تعبیر «اوّل المسلمین» ندارد، حضرت ابراهیم (ع) با اینکه سبق زمانی داشت و سرسلسله انبیای ابراهیمی (ع) بود و دعا کرد: رَبَّنَا وَابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِکَ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَه وَ یُزَکِّیهِمْ إِنَّکَ أَنتَ العَزِیزُ الحَکِیمُ: پروردگارا! در میان آنها پیامبری از خودشان برانگیز تا آیات تو را بر آنان بخواند و آنها را کتاب و حکمت بیاموزد و پاکیزه کند؛ زیرا تو توانا و حکیمی (و بر این کار توانایی) (البقره/ ۱۲۹). رسول خدا (ص) هم طبق بعضی از نقل ها فرمود: «أَنَا إِبنُ الذَّبِیحَین» و خود را فرزند اسماعیل پسر ابراهیم (ع) می داند. با این حال، خداوند به ابراهیم (ع) نفرمود که بگوید من اوّلین مسلمانم. نوح (ع) که شیخ الانبیاء و نیز آدم (ع) که ابوالبشر است، هیچ یک این جمله را نفرمودند و تنها کسی که قرآن از او به عنوان «اوّل المسلمین» یاد می کند، رسول خداست.

معلوم می شود این اولویّت، زمانی و تاریخی نیست؛ زیرا اگر اولویّت زمانی بود، هر پیغمبری نسبت به قوم خویش «اوّل المسلمین» بود و انبیای پیشین نیز به طریق أولی می توانستند مصداق این اولویّت باشند. از اینکه خدای سبحان تنها به پیامبر اسلام فرمود: بگو مأمورم که «اوّل المسلمین» باشم، برای آن است که وی اوّلین صادر یا اوّلین ظاهر است؛ یعنی در رتبه وجودی او هیچ کس قرار ندارد، چنان که آن حضرت در قیامت، اوّل کسی است که محشور می شود (ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۸۵، ج ۸: ۳۰). فیض کاشانی معتقد است: «إِنَّهُ أَوَّلُ مَن أَجَابَ فِی المِیثَاقِ: حضرت نخستین کسی است که در عالم ذر و گرفتن عهد و میثاق، لبّیک گفته است. پس اسلام آن حضرت مقدّم بر اسلام همه خلایق است» (فیض کاشانی، ۱۳۸۷، ج ۲: ۶۵۴).

علاّمه طباطبائی بر این باور است که جمله «و أَنَا أَوَّلُ المُسلِمِینَ» دلالت بر این دارد که مقصود از «اوّل»، اوّلیّت به حسب درجه است، نه اوّلیّت به حسب زمان؛ زیرا قبل از پیامبر اکرم(ص) نیز مسلمانانی بودند، به شهادت حکایت قرآن از قول نوح(ع) که فرمود: … وَأُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ (یونس/۷۲). همچنین از قول ابراهیم(ع)که فرمود: إِذْ قَالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قَالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ (البقره/ ۱۳۱). نیز از قول او و فرزندش که گفتند: «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ… (همان/ ۱۲۸). یا درباره لوط(ع) فرمود: فَمَا وَجَدْنَا فِیهَا غَیْرَ بَیْتٍ مِّنَ الْمُسْلِمِینَ (الذّاریّات/ ۳۶) و از ملکه کشور سبأ حکایت کرد که گفت:…وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَکُنَّا مُسْلِمِینَ(النّمل/ ۴۲).

البتّه در صورتی که مقصود ملکه سبأ اسلام برای خدا باشد و نیز گفت: …وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ(همان/ ۴۴). در قرآن کریم کسی به وصف «اوّل المسلمین» توصیف نشده است، بلکه تنها رسول خداست که در آیه مورد بحث و همچنین در آیه: وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَکُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِینَ: دستور یافته ام که نخستین مسلمان باشم (الزّمر/۱۲)، پیامبر اسلام (ص) «اوّل المسلمین» خوانده شده است. اینکه بعضی گفته اند مقصود این است که آن جناب اوّل مسلمان از این امّت است به این دلیل که اگر مراد اسلام در همه قرون بوده باشد، اوّلین مسلمان ابراهیم(ع) است ودیگران تابع او هستند، حرف صحیحی نیست؛ زیرا اسلام در آیه شریفه (الأنعام/۱۶۳) مقیّد به اسلام این امّت نشده است. پس وجهی برای تقیید آن نیست. امّا اینکه گفته اند اوّلین مسلمان ابراهیم(ع) می باشد، در نقد آن باید گفت آیاتی وجود دارد که پیامبران قبل از ابراهیم را هم مسلمان معرّفی کرده است. امّا آیات رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَیْنِ لَکَ وَمِن ذُرِّیَّتِنَا أُمَّه مُّسْلِمَه لَّکَ وَأَرِنَا مَنَاسِکَنَا وَتُبْ عَلَیْنَآ إِنَّکَ أَنتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ (البقره/ ۱۲۸) و …مِّلَّه أَبِیکُمْ إِبْرَاهِیمَ هُوَ سَمَّاکُمُ الْمُسْلِمینَ مِن قَبْلُ… (الحج/۷۸)، هیچ کدام دلالت بر ادّعای مزبور ندارند (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۰۳ق.، ج ۷: ۳۹۵ـ۳۹۴). از آیه ۱۶۳ سوره انعام چنین برمی آید که اسلام بر دیگر ادیان فضیلت دارد و پیروی از اسلام واجب است؛ زیرا پیامبر اسلام(ص) اوّلین کسی است که مأمور شد در برابر اسلام تسلیم شود و دیگران جز تبعیّت از او وظیفه دیگری ندارند (ر.ک؛ طبرسی، ۱۳۶۰، ج ۹: ۳۶).

۳ـ۱) اعطای کوثر

کوثر هدایای ویژه ای است که خداوند از میان انبیاء الهی تنها به پیامبر اسلام (ص) عطا نموده است. تمام مفسّران در این اختصاص اتّفاق نظر دارند. خداوند برای تسلّی خاطر آن حضرت در برابر انبوه حوادث دردناک و زخم زبان های مکرّر دشمنان می فرماید: إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ: ما به تو کوثر [= خیر و برکت فراوان ] عطا کردیم (الکوثر/ ۱).

کوثر وصفی است که از «کثرت» گرفته شده و به معنی خیر و برکت فراوان می باشد. همچنین به افراد سخاوتمند نیز «کوثر» می گویند. در اینکه منظور از «کوثر» چیست، اقوال متعدّدی وجود دارد. بعضی آن را نهری در بهشت و برخی آن را حوض کوثر می دانند که متعلّق به پیامبر(ص) است. گروهی آن را به نبوّت و قرآن و دیگران نیز به کثرت اصحاب و یاران، کثرت فرزندان، ذریّه و شفاعت تفسیر کرده اند. امّا اینها مصداق های روشنی از این مفهوم اند و کوثر به معنای خیر کثیر و نعمت فراوان می باشد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۲۷: ۳۷۲). یکی از روشن ترین مصداق کوثر وجود مبارک حضرت فاطمه زهرا(س) است، چون نسل و ذریّه پیامبر اسلام(ص) به وسیله همین فرزند گرامی در جهان انتشار یافت؛ نسلی که نه تنها فرزندان جسمانی پیغمبر بودند، بلکه آیین و تمام ارزش های اسلام را حفظ کرده اند و به آیندگان ابلاغ نمودند.

۴ـ۱) ازدواج مهری دایمی با بیش از چهار زن

از جمله احکامی که تنها به پیامبر اکرم (ص) اختصاص دارد، «ازدواج با بیش از چهار زن به صورت دایمی» می باشد که پیامبر (ص) با دادن مهریه این زنان، با آنها ازدواج می کرد و بیش از چهار زن برای سایر مسلمین حرام بود: وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَی فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَی وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَه أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَی أَلاَّ تَعُولُواْ: و اگر می ترسید که (هنگام ازدواج با دختران یتیم) عدالت را رعایت نکنید، (از ازدواج با آنان چشم پوشی کنید و) با زنان پاک (دیگر) ازدواج نمایید، دو یا سه یا چهار همسر و اگر می ترسید عدالت را (درباره همسران متعدّد) رعایت نکنید، تنها یک همسر بگیرید و یا از زنانی که مالک آنهایید، استفاده کنید. این کار از ظلم و ستم بهتر جلوگیری می کند (النّساء/۳). محور بحث این آیه، جواز ازدواج دایمی حدّاکثر با چهار زن در صورت رعایت عدالت می باشد وگرنه شوهر معذور نخواهد بود. اسلام به مردانی که توان رعایت عدالت بین همسران را دارند، اجازه می دهد که با دو، سه یا چهار زن ازدواج کنند و یک همسر را نفرمود، چون به گفتن نیاز نداشت. افزون بر آنکه در ذیل آیه، آن را در صورت هراس از عدم رعایت عدالت بین همسران بیان کرده است.

در عصر جاهلیّت، مرزی در شمار همسر برای مردان نبود. از این رو، برخی چندین زن داشتند و گاهی به دَه نفر هم می رسید. امّا با آمدن اسلام که ازدواج دایمی با بیش از چهار زن را مجاز نمی داند، رسول خدا (ص) به مؤمنانی که بیش از چهار زن داشتند، دستور داد که از میان همسرانشان چهار نفر را برگزینند و از بقیّه با طلاق جدا شوند. مراد از «مثنی، ثلاث و رباع» عدد «نُه» نیست که جمع دو، سه و چهار است؛ زیرا اوّلاً تعبیر قرآن، دو تا دو تا، سه تا سه تا و چهار تا چهار تا است. ثانیاً چگونه ممکن است که مردم عادی عرب زبان عدد «نُه» را با لغت «تِسع» بیان می کند، ولی قرآن که در اوج فصاحت و بلاغت است، چنین مبهم سخن بگوید. ثالثاً جواز ازدواج دایمی با «نُه» زن برای افراد عادی خلاف اجماع است. بر این اساس، مراد آیه چنین است: با زنانی که برای شما حلال و مباح است، ازدواج کنید. هر کس که می تواند، عدالت را در میان همسران رعایت کند، مجاز است که با دو، سه یا چهار زن ازدواج کند وگرنه به یک همسر اکتفا کند.

تمسّک به عمل پیامبر اکرم (ص) در این زمینه، برای جواز این کار برای سایر مردم، بی اساس است؛ زیرا این امر از مختصّات نبیّ اکرم (ص) است. مجاز بودن تعدّد همسر در اسلام به معنای وجوب آن نیست، بلکه مباح و جایز است و جواز آن مشروط به رعایت عدالت است. بنابراین، کسی که به طور قطع احراز کرد یا اطمینان داشت که می تواند عدل را در تعدّد زوجات رعایت کند یا ترس عقلایی بر عدم رعایت عدالت نداشت، اقدام به این امر برای او جایز است (ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج ۱۷: ۲۵۹، ۲۶۰، ۲۶۲ و ۲۶۳). در این آیه، رعایت عدالت در احکام فقهی و حقوقی مراد است؛ یعنی برای چند همسرداران برقراری عدالت میان زنان از جهت نفقه، کسوه، مسکن و مانند آن واجب است. رفتار عادلانه از این جهت دشوار می نماید، لیکن ناممکن نیست و اگر کسی توان آن را ندارد، نباید بیش از یک همسر را بر گزیند. امّا به دلیل آنکه به خاطر محبّت قلبی، نگاه درونی یکسان به زنان و رعایت عدالت میان آنها بسیار سخت و دور از دسترس انسان های عادی است و حفظ گرایش های قلبی در توان افراد عادی که مغلوب و مصحوب دل خویشند نه صاحب آن، وجود ندارد.

به همین دلیل، خداوند می فرماید: شما هرچه کوشش کنید، هرگز نمی توانید میان زنان خود از نظر علاقه های درونی عدالت برقرار نمایید؛ به عبارت دیگر، گاهی خُلق و خوی یکی از زنان با مرد سازگارتر است که قهراً شوهر به او علاقه مندتر می شود یا رفتار یکی از آنها با وی ناپسند است که سبب محبّت کمتر به او می گردد. پس رعایت عدالت ورزی از این نظر برای انسان های عادی دشوار است، هرچند که رفتار عادلانه برای چندهمسران از نظر فقهی و حقوقی ناممکن نیست. از این رو، خداوند حکیم می فرماید: وَلَن تَسْتَطِیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَاء وَلَوْ حَرَصْتُمْ فَلاَ تَمِیلُواْ کُلَّ الْمَیْلِ فَتَذَرُوهَا کَالْمُعَلَّقَه وَإِن تُصْلِحُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ غَفُورًا رَّحِیمًا: شما هرگز نمی توانید (از نظر محّبت قلبی) در میان زنان عدالت برقرار کنید، هرچند کوشش نمایید، ولی تمایل خود را به کلّی متوجّه یک طرف نسازید که دیگری را به صورت زنی که شوهرش را از دست داده درآورید و اگر راه صلاح و پرهیزگاری پیش گیرید، خداوند آمرزنده و مهربان است (النّساء/۱۲۹) (برای آگاهی بیشتر، ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج ۲۱: ۶۵، ۶۶ و ۶۹).

نتیجه آنکه دقّت در سیره پیامبر اکرم (ص) و زهد ایشان نسبت به دنیا و زینت های آن نشان می دهد که بی تردید ازدواج های رسول خدا (ص) مانند ازدواج های مردم عادی نبوده است. به علاوه، سیره و سفارش پیامبر (ص) همواره در احیای حقوق از دست رفته زنان در قرون جاهلیّت، تجدید حرمت به باد رفته آنها و احیای شخصیّت اجتماعی آنها بوده است (ر.ک؛ همان، ج ۱۷: ۲۹۳ و ۲۹۷). پس چون پیامبر اکرم (ص) قادر بودند هم عدالت فقهی ـ حقوقی و هم عدالت قلبی را میان همسران خود رعایت نمایند، مجاز به ازدواج دایم با بیش از چهار همسر می باشند، امّا دیگران که توانایی انجام این کار را نداشتند، بیش از این مجاز نیستند.

۵ـ۱) ازدواج غیر مهری

زن مؤمنه ای که خود را به پیامبر ببخشد و هیچ گونه مهری برای خود قایل نشود، پیامبر (ص) در صورت تمایل می تواند با او ازدواج کند: …وَ امْرَأَه مُّؤْمِنَه إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَن یَسْتَنکِحَهَا خَالِصَه لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ…: هرگاه زن باایمانی خود را به پیامبر ببخشد (و مِهری برای خود نخواهد)، چنانچه پیامبر بخواهد، می تواند او را به همسری برگزیند، امّا چنین ازدواجی تنها برای تو مجاز است نه دیگر مؤمنان… (الأحزاب/ ۵۰). چنین ازدواجی تنها برای پیامبر (ص) مجاز است، نه سایر مؤمنان خَالِصَه لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ. بی شک اجازه گرفتن همسر بدون مِهر از مختصّات پیامبر اکرم (ص) بوده است، همانگونه که این آیه نیز صراحت دارد.

در اینکه این حُکم کلّی، در مورد پیامبر (ص) مصداقی پیدا کرده است یا نه، در میان مفسّران گفتگو است. بعضی نظیر ابن عبّاس معتقدند که پیامبر اسلام (ص) با هیچ زنی به این کیفیّت ازدواج نکرد و این حُکم فقط یک اجازه کلّی برای پیامبر (ص) بوده که هرگز عملاً مورد استفاده قرار نگرفت، در حالی که بعضی دیگر، نام سه یا چهار زن از همسران پیامبران را برده اند که بدون مِهر به ازدواج آن حضرت درآمدند؛ از جمله «میمونه بنت حارث»، «زینب بنت خزیمه» از «طایفه انصار»، زنی از طایفه «بنی أسد» به نام «أمّ شریک بنت جابر» و «خوله بنت حکیم» (ر.ک؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱۷: ۴۰۶ـ ۴۰۲). یکی از افتخارات قبایل آن بود که زنی از آنها به نام همسر پیامبر(ص) نامیده شود و این ازدواج، پیوند اجتماعی آنها را محکم تر می کرد و در دفاع از حضرت مصمم تر می شدند. در نتیجه، اینگونه همسری به تصریح قرآن کریم به پیامبر(ص) اختصاص دارد و برای هیچ یک از مسلمانان ازدواج به نحو «هبه» مجاز نمی باشد. بدیهی است زنی که خود را بدون مهریه به همسری پیامبر درمی آورد، تنها در پی کسب افتخار معنوی است که از طریق همسری با رسول خدا برای او فراهم می گردد (ر.ک؛ جوادی آملی، ۱۳۸۸، ج۱۷: ۲۹۶).

۶ـ ۱) وجوب نماز شب

از دیگر موارد و احکامی که تنها مخصوص پیامبر اسلام است و تمام مفسّران بر آن اتّفاق نظر دارند، وجوب نماز شب می باشد. پیامبر اسلام (ص) تمام تکلیف هایی را که مسلمانان داشتند، باید اجرا می کرد، امّا ایشان تکالیف دیگری هم داشت که مخصوص آن حضرت بود. یکی از آنها وجوب خواندن نماز شب و تهجّد بود که در برخی آیات به آن اشاره شده است: یَا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ * قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلاً * نِصْفَهُ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *