توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) شامل 39 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیامبر (ص) و اکثم بن صیفی (حکیم عرب) :
نامه حکیم عرب به پیامبر
«اَکثَم بن صَیفی بن ریاح بن حارث» از حکما و دانشمندان معروف ملت عرب بود و نزد ملوک و سلاطین مرتبت و مقام ارجمندی داشت. موقعی از طرف «نُعمان بن مُنذِر» پادشاه عرب به دربار ایران سفارت کرد و در حضور انوشیروان داد سخن داد و مورد عواطف و مراحم ملوکانه قرار گرفت. اکثم بن صیفی از معمّرین بود که «سیصد و سی سال» در دنیا عمر کرد و تا آخر هم نشاط روحی و فروغ فکر و خرد و دانش خود را از دست نداد. هنگامی که بعثت پیامبر اسلام را شنید و هجرت او را به مدینه دانست، برای به دست آوردن حقیقت، نامه ای به پیامبر اسلام نوشت و در آن به اختصار و اجمالی اکتفاء کرد و طرز نامه اش از مقام فضل و دانش او حکایت می کند و مانند این است که دانشمندی به یک دانشمند و صاحبِ فضلی نامه نوشته باشد. به هرحال، متن نامه این است:
« بِاسْمِکَ اَللَّهُمَّ مِنَ اَلْعَبْدِ إِلَى اَلْعَبْدِ فَإِنَّا بَلَغَنَا مَا بَلَغَکَ فَقَدْ أَتَانَا عَنْکَ خَبَرٌ مَا نَدْرِی مَا أَصْلُهُ فَإِنْ کُنْتَ أُرِیتَ فَأَرِنَا وَ إِنْ کُنْتَ عُلِّمْتَ فَعَلِّمْنَا وَ أَشْرِکْنَا فِی کَنْزِکَ وَ اَلسَّلاَمُ.». «به نام تو ای پروردگار، نامه و نوشته ای است از بنده ای به سوی بنده ای؛ به تحقیق به ما رسیده هر چیزی که به تو رسیده است. از ناحی تو به ما خبری رسیده، ولی نمی دانیم که منشأ و پای این خبر چیست؟ پس اگر به تو چیزی ارائه شود، تو هم به ما ارائه ده و اگر یاد گرفته و تعلیم شده ای، ما را هم تعلیم کن. والسلام.»
اکثم بن صیفی نامه را به وسیله دو نفر حضور پیامبر اسلام فرستاد و آنان را دستور داد تا از نسب پیامبر و دستورات دینی او پرسش کنند. و بعضی نقل نموده اند که اکثم پسرش «حبیش بن اکثم» را به مدینه فرستاد و چون نمایندگان اکثم به مدینه رسیدند، حضور پیامبر اسلام شرفیاب شدند و گفتند: یا «محمدُ! مَن أنتَ و ما أَنتَ و بِمَ جِئتَ؟؛ ای محمد! تو کیستی و چیستی و برای چه چیز به سوی مردم مبعوث شده ای؟». پیامبر اسلام فرمود: «أَنَا مُحَمَّدُ بنُ عَبدِاللهِ وَ أَنَا عَبدُ اللهِ». پس از آن این آیه کریمه را تلاوت نمود: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إیتاءِ ذِی الْقُرْبی وَ یَنْهی عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ وَ الْبَغْیِ یَعِظُکُمْ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ»[۱]سپس نامه ای بدین مضمون در پاسخ نام اکثم بن صیفی نگارش فرمود:
پاسخ پیامبر به اکثم
«بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَنِ اَلرَّحِیمِ مِنْ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اَللَّهِ إِلَى أَکْثَمَ بْنِ صَیْفِیٍّ أَحْمَدُ اَللَّهَ إِلَیْکَ إِنَّ اَللَّهَ أَمَرَنِی أَنْ أَقُولَ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَقُولُهَا وَ آمُرُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلْخَلْقُ خَلْقُ اَللَّهِ وَ اَلْأَمْرُ کُلُّهُ لِلَّهِ خَلَقَهُمْ وَ أَمَاتَهُمْ وَ هُوَ یَنْشُرُهُمْ وَ إِلَیْهِ اَلْمَصِیرُ. أَدَّبتُکُم [۲] بِآدَابِ اَلْمُرْسَلِینَ وَ لَتُسْئَلُنَّ عَنِ اَلنَّبَإِ اَلْعَظِیمِ وَ لَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِینٍ[۳]؛ نوشته ای است از محمد به سوی اکثم بن صیفی، حمد خدا را به سوی تو می فرستم، همانا پروردگار مرا امر فرموده که کلمه توحید «لا اله الا الله» را بگویم و من هم آن را می گویم و مردم را نیز به این کلمه فرمان داده و می خوانم. تمام مخلوقاتِ عالَم آفرید خدایند و امر و فرمان همگی مخصوص اوست. مردم را او آفریده و او مرگ را بر ایشان مسلّط کرده و آنان را می میراند و خود اوست که مرده را زنده می کند و به سوی اوست برگشت موجودات. شما را به آداب پیامبران تأدیب کردم و هرآینه سؤال خواهید شد از نبأ و خبر عظیم (روز قیامت) و هرآینه خبر آن را پس از مدتی خواهید دانست». فرستادگان اکثم چون به سوی او مراجعت کردند او را بدین گونه از امر پیامبر اسلام خبر دادند و گفتند: محمد مردم را به مکارم اخلاق امر می کند، و از رذائل و اخلاق نکوهیده ایشان را باز می دارد، اکثم بن صیفی که از طریقه دعوت انبیا و روش ارشاد و تعلیمات دینی باخبر بود، علاوه تجربیات سیصد سال زندگانی را در دست داشت، به حقانیت پیامبر اسلام پی برد، و رسالت و نبوت او را از نامه مبارکش دانست و تصدیق کرد.
دعوت اکثم از مردم به دین اسلام
اکثم بن صیفی تنها به مسلمان بودن خود اکتفاء نکرد، بلکه سعی کرد که دیگران را هم متوجه دین اسلام کند، به همین منظور قوم خود را جمع کرد و آنان را به این کلمات موعظه و به دین اسلام ترغیب و تشویق نمود: «یَا قَومِ إنّی أراهُ یَأمُرُ بِمَکَارِمِ الأَخلَاقِ، وَ یَنهَی عَن مَلَائِمِهَا، فَکُونُوا فی هَذَا الأمرِ رُؤَسَاءَ و لا تَکُونُوا أَذنَاباً، فَکُونُوا أَوَّلاً وَ لا تَکُونُوا آخِراً[۴]؛ ای قوم! همانا من محمد را می بینم که مردم را به مکارم اخلاق امر می کند و آنان را از اخلاق زشت و نکوهیده بازمی دارد. پس شما در این امر پیش قدم و اول کس باشید و از آخرین کسان که به محمد ایمان می آورند نباشید و پیش از این مردم به انتظار او بودند و بعضی از اشخاص اسم فرزندان خود را محمد می گذاشتند که شاید خلعت نبوت بر قامت آنان مرتب گردد».
مالک بن نُوَیره یربوعی به مردم گفت: این پیرمرد (اکثم) فرتوت و شکسته شده و سخنان وی از روی فکر و تأمل نیست، اکثم بن صیفی چون مخالفت مالک بن نویره را دید، ندا کرد صد نفر از قبیله او جمع شدند و به اتفاق عده ای از فرزندان و نواده های خود به جانب مدینه حرکت کردند. یکی از فرزندان اکثم به نام حبیش از رفتن به مدینه و مسلمان شدن راضی نبود. چون به چند منزلی مدینه رسیدند، حبیش در یکی از شب ها مشگ های آب را عمدا پاره نمود و آب ها همه ریخت و چون آب نداشتند، عده ای از جمله اکثم از تشنگی مردند. اکثم به بعضی از همراهان خود که امید حیات آنان را داشت، گفت: اکنون شما به مدینه بروید، اگر مطابق گفتار محمد کتابی از او دیدید، حتما او پیامبر است و به او ایمان آورید و از جانب من ابلاغ کنید که من هم به او معتقدم و می گویم: «أشهَدُ أن لا إله إلّا اللهُ و أنّهُ رَسُولُ اللهِ». این سفارش را نمود و از دنیا رفت. بنابر نقل بعضی از مفسرین این آیه درباره اکثم و اصحابش نازل گردید: «وَ مَن یَخرُج مِن بَیتِهِ مُهاجِراً إلی اللهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ یُدرِکهُ المَوتُ فَقَد وَقَعَ أَجرُهُ عَلَی اللهِ»[۵]صاحب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.