توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط با 31 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیر غلام خیّاط :
دوچرخه بی سوار تکیه داده به دیوار شیشه ای و مغازه ای که چراغش خاموش است؛ یعنی حاج حسین که دیگر نیست. آن مرد که وقتی نام اربابش را می شنید قطرات اشک، کویر گونه هایش را خیس می کرد و دلش پر می کشید به آن صحن و سرا؛ کنار ششگوشه می نشست و دمی می گرفت و اهل هیئت را صفا می داد. از حسین(ع) به خدا رسیدن یعنی همین خلقی که او داشت. اما او هست؛ آن صدا و معرفت هنوز در هیئت صاحب الزمان (عج) روی چهار پایه بازار طنین انداز می شود و کافی است یک یااباعبدالله(ع) بگوید تا دل از جا، کنده و حالی دگرگون شود.
یا اباعبدالله الحسین (ع) تا آخرین لحظات عمر، ذکر لبانش بود؛ این اسم را از شیر مادر گرفته بود. حاج حسین پسر «مؤمنه خانم» معلم قرآن معروف تهران بود. پدرش هم معمار بنا بود. خودش می گفت هر چه دارد از مادرش است و هر چه در مکتب شیخ رجبعلی خیاط آموخته و هرچه می داند پای منبر در هیئت یاد گرفته است. حاج حسین سالیان سال در روز عاشورا میان بازاری های تهران رسم «چارپایه خوانی» را برگزار کرد و در سن ۸۲سالگی دارفانی را وداع گفت. چند روز پس از درگذشتش به مغازه اش رفتیم و با تعدادی از افرادی که همراهش بوده اند درباره سبک زندگیش گفت وگو کردیم.
نوای خوشی که دل را صفا می داد
روزی روزگاری حاج «حسین خلج تهرانی» ذاکر، شاعر و پیر غلام اهلبیت (ع) در خیابان مولوی وصله دوزی می کرد و نانش را از لباس هایی در می آورد که وصله گیری می کرد. اما او کار دیگری هم داشت. کار دیگرش وصل کردن دل ها به عشق عشق ها بود. گاهی که نه هرروز، آن هم چند بار صدایش در بازارچه می پیچید و همه کاسبان همسایه دل می دادند به نوایش و فیضی می بردند. اینیک اتفاق همیشگی بود؛ همه عادت کرده بودند که روزی چند بار پای روضه اش بنشینند؛ اما چند روز است که دیگر صدایش نیست و حالا دقیقه به دقیقه دل نفر به نفر کاسبان همسایه با او به کربلا می رود و به یادش اشک می ریزند. حتی هر بار که جای خالی اش را در مغازه می بینند چند لحظه ای مکث می کنند و یا حسین(ع) که می گویند نوای حاج حسین در گوششان تداعی می شود و حالشان دگرگون.
«جایش خالی است؛ اما صفایش در دل و این فضا هست.» این را «احمد جامعی» همسایه و رفیق ۴۰ ساله حاج حسین می گوید: «خیلی با عشق بود. مثل یک پدر بود. جایش را کسی نمی تواند بگیرد. هیچ وقت دنبال مادیات نبود. هرکس او را به مجلس روضه دعوت می کرد نه نمی گفت. حتی جایی می رفت که مخاطبش فقط یک پیرزن بود. پیرزن هم به ازای روضه ای که می خواند به او یک کاسه آش می داد. با چنان عشقی کاسه را می گرفت که گویی کاسه پر از طلاست. گاهی وقت ها مرا هم با خودش می برد و من خیلی بابت این رفتارش تعجب می کردم. ولی می گفت: همین کلی روزی است. به او می گفتم: حاجی این همه راه می روی و می آیی یک کاسه آش به تو می دهند. تازه برای آوردنش کلی دردسر می کشی که نریزد. لبخند می زد و می گفت: عیبی ندارد. امام حسین (ع) که فروشی نیست که به جای کاری که می خواهیم برایش انجام دهیم سکه طلا بگیریم. ما بدهکار امام حسین (ع) هستیم. اینها که به ما می رسد مرحمتی اوست.» پیرزن این ماه هم منتظر آمدن حاج حسین است ولی او دیگر نخواهد آمد.
نوکر امام حسین(ع) آقایی است
هنوز وقتی حالش در حین کار دگرگون می شد در ذهنش هست. آنوقت که ناگهان گره از زبانش گشوده می شد و بی اراده شروع به وصف اربابش به زبان شعر می کرد. «سید حسین سادات حسینی» درباره این حال حاج حسین می گوید: «۸ سال است این مرد را می شناسم. در این مدت جز احترام از او چیزی ندیدم؛ حتی به کارگری که خیابان را تمیز می کرد محبت می کرد. همیشه با دیدنش لذت می بردم؛ در تعجب بودم که چطور این همه شعر می گوید و آنقدر عاشق امام حسین (ع) است. یک بار به من گفت: سید دعا کن به خطا نرویم که شیطان هر لحظه در کمین است.»
«دائمالذکر بود؛ با صلوات در مغازه اش را باز می کرد. مراسم زیارت عاشورا و دعای کمیل و حتی دعای ندبه در مغازه برگزار می کرد و با چند نفری که جمع می شدند مجلس با صفایی درست می شد.» حسینی با بیان این صحبت ها میافزاید: «همیشه می گفت نوکری امام حسین (ع) آقایی است. نوکری امام حسین (ع) را به هر کسی نمی دهند. ما در این شهر غریبیم و در این کوچه گدا/ پادشاه است هر آنکس که در این کوچه گداست»
عنایت هایی به او شده بود
«ساده می پوشید. ساده زندگی می کرد. اما عارفی بی بدیل بود.» «حسین فلاحت خواه» دوست ۵۰ ساله اش با تأکید بر این رفتار و شخصیت این پیر غلام اهل بیت (ع) می گوید: «می گفت مرشد من شیخ رجبعلی خیاط بود. من به او می گفت
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.