تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کاوشی پیرامون فرزندان امام حسن عسکری علیه السلام و اعتبارسنجی یک امامزاده منسوب به ایشان :

مقدمه

درمیان تشیع، به فرزندان یا فرزندزادگان ائمه اطهار(ع)، «امامزاده» می گویند و اصطلاحا از باب ذکر حال و اراده محل، به مدفن و مزار متبرک آنان و بزرگان سادات که در سراسر شهرها و روستاهای ایران پراکنده است، واژه «امامزاده » اطلاق می گردد (ورجاوند، ۱۳۵۷، ج۲: ۳۹۲).

حضور این امامزادگان در نقاط مختلف ایران، پیامدهای سیاسی و مذهبی بسیاری داشته و باعث شده تا مذهب تشیع در مناطقی که در آن جا نفوذ چندانی نداشت، گسترش یابد و امروزه آنان مورد توجه خاص مردم می باشند (زاهدی، ۱۳۹۰: ۱۲ ۱۴). با وجود این، در احوال این معصوم زادگان و شناخت نام و نسب آن ها، تحقیق جدی صورت نگرفته و این، سبب شده که امروزه برای یک امامزاده در شهرهای مختلف، بقعه و بارگاه ها ساخته شود (ر. ک: زاهدی، ۱۳۹۰: ۴۷). از سویی دیگر، به اشتباه بارگاهی به یکی از فرزندان ائمه(ع) نسبت داده می شود. برای نمونه می توان به ادعایی که اخیراً در مورد انتساب مرقدی به عنوان یکی از فرزندان امام حسن عسکری(ع)صورت گرفته است، اشاره کرد (هاشمی بیدگلی: ۱۳۹۰). بدیهی است به جهت انتساب این بارگاه به امام عصر(عج) باید حساسیت بیش تری نسبت به بررسی صحت و سقم این ادعا صورت گیرد تا مغرضان نتوانند به خاطر یک ادعا، مبانی اعتقادی شیعه را به سخره بگیرند و سودجویان نتوانند از این امر سوءاستفاده کنند. از این رو، برای بررسی دقیق این ادعا، پژوهش حاضر در سه محور تنظیم گردید:

۱- بررسی تعداد فرزندان امام حسن عسکری(ع): تا روشن گردد که آیا امام، آن گونه که ادعا شده است، فرزندی به نام فاطمه داشته اند؟

۲- تحلیل اوضاع سیاسی عصر حضرت: تا مشخص گردد بر فرض وجود فرزندی به نام فاطمه برای ایشان، آیا شرایط زمانه این اجازه را می دهد تا وی به همراه فرزند و همسر خود برای زیارت امام رضا(ع) سفر کند؟

۳- بررسی ادله خروج وچگونگی بیرون آمدن امام از سامرا: به منظور روشن شدن صحت و سقم آن.

تعداد فرزندان امام حسن عسکری(ع)و تحلیل اقوال مختلف

۱- یک فرزند

نظر مشهور علمای شیعه این است که حضرت فرزندی غیر از حضرت حجت(عج)نداشته است (جمعی از محققین، ۱۴۲۷، ج۱۳: ۱۲۴ ۱۲۵). شهرت این قول، به حدی است که برخی بر این قول، ادعای اجماع و اتفاق کرده اند (رضوی، ۱۳۶۸: ۳۲۹؛ عطاردی، ۱۴۱۳: ۵۱).

بسیاری از علمای شیعه در کتاب های خود به این قول تصریح کرده اند. این تألیفات را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف: کتاب های فضایل نگاری ومناقب نگاری ائمه(ع) که مهم ترین این کتاب ها عبارتند از:

ارشاد (شیخ مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۹۹)؛ تاج الموالید و وفیاتهم (علامه طبرسی، بی تا: ۲۳۱)؛ مناقب آل ابی طالب (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹، ج۴: ۴۵۴ ۴۵۵)؛ کشف الغمه (اربلی، ۱۴۲۱، ج۲: ۹۰۹)؛ مناقب الطاهرین، تحفه الابرار فی مناقب الائمه الاطهار (طبری: ۱۳۷۹، ج۲: ۸۴۷ ۸۴۸ و همان، ۱۳۷۶: ۱۶۹)؛ الدر النظیم فی مناقب الهامیم (شامی، ۱۴۲۰: ۷۴۹ ۷۵۰)؛ تاریخ محمدی (کاشی، ۱۳۷۷: ۱۴۷)؛ انیس المؤمنین (حموی، ۱۳۶۳: ۲۲۹)؛ ینابیع الموده (قندوزی، ۱۴۲۲، ج۳: ۱۳۲) و اعیان شیعه (امین، بی تا، ج۲: ۴۰).

ب: کتاب های انساب، که اهم این کتاب ها عبارتند از:

المجدی فی انساب الطالبیین (العلوی العمری، ۱۳۸۰: ۱۳۰ ۱۳۲)؛ الاصیلی فی انساب الطالبیین (ابن طقطقی، ۱۳۷۶: ۱۶۱)؛ عمده الطالب الصغری فی نسب آل ابی طالب (ابن عنبه، ۱۴۳۰: ۲۴۲)؛ النفخه العنبریه فی انساب خیر البریه (الیمانی الموسوی، ۱۳۷۷: ۶۹)؛ تشجیر عمده الطالب (ابوجمیل، ۱۳۸۶: ۸۰ ۸۱)؛ تحفه الطالب لمعرفه من ینتسب الی عبدالله و ابی طالب (الحسینی السمرقندی، ۱۳۸۹: ۵۷)؛ رساله زهره المعقول فی نسب ثانی فرعی الرسول (النقیب الشدقمی، ۱۳۸۱: ۱۶۴) و تهذیب حدائق الالباب فی الانساب (الفتونی عاملی، ۱۳۸۰: ۳۱۳). نکته قابل ذکر این که درمیان کتاب های تاریخ محلی، کتاب «تاریخ قم» نیز به وجود یک فرزند برای امام تصریح کرده است (اشعری قمی، ۱۳۸۵: ۵۳۱).

۲- دو فرزند: یک پسر و یک دختر

این قول که درآن به نام دختر امام اشاره ای نشده است، در کتاب های الفوائد الرجالیه من تنقیح المقال (مامقانی، ۱۴۳۱: ۴۰۸)؛ التتمه فی تواریخ الائمه(ع) (حسینی عاملی، ۱۴۱۲: ۱۴۳) و جنات الخلود (امامی مدرسی، بی تا: ۱۸) آمده است. علامه مامقانی)۱۳۵۱ه‍ ق)، این قول را در ضمن جدولی بیان می کند که خود او به آن جدول اعتماد ندارد و برخی از مطالب آن را خلاف واقع می داند (مامقانی، ۱۴۳۱: ۴۰۵). حسینی عاملی، متوفای قرن یازدهم، این نظررا با عبارت «قیل» از کتاب مصباح کفعمی نقل می کند که علاوه بر این که لفظ «قیل » بر ضعیف بودن این نظر دلالت می کند، در کتاب «مصباح» این قول وجود ندارد.

امامی مدرسی بعد از ذکر این قول در جدول هیجدهم، می نویسد:

قول صحیح تر منحصر است به حضرت صاحب الزمان(عج) که از حضرت نرجس بانو متولد شده است.

۳- امام دارای دو فرزند پسر بوده

دراین قول سه دیدگاه وجود دارد:

الف: نام دو فرزند امام ذکر نشده و به وفات یکی از آنان در دوران حیات پدر معتقد است.

قائلین این قول، مسعودی در اثبات الوصیه (مسعودی، ۱۴۲۶: ۲۶۰ ۲۶۱) و شیخ طوسی در الغیبه (شیخ طوسی، ۱۴۲۵: ۲۴۵ ۲۴۶) می باشند که مستند هر دو، روایتی است که ابراهیم بن ادریس نقل کرده است. سند مسعودی این گونه است: «حدثنی الثقه من اخواننا عن ابراهیم بن ادریس…» و سند شیخ طوسی نیز به این ترتیب است: «عنه (شلمغانی)، قال: حدثنی الثقه عن ابراهیم بن ادریس…»، این روایت از لحاظ سند ضعیف است؛ به دلیل این که ناقل روایت هر دو سند، ابراهیم بن ادریس است که در کتاب های رجالی توثیقی برای او ذکر نشده است (خویی، بی تا، ج۱: ۲۰۲) و در سند مسعودی، واسطه میان مسعودی و ابراهیم بن ادریس و در سند شیخ طوسی واسطه میان شلمغانی و ابراهیم بن ادریس ذکر نشده و از او تعبیر ثقه شده است. شلمغانی نیز که در سند شیخ طوسی قرار دارد در کتاب های رجالی ضعیف معرفی شده است (خویی، بی تا، ج۱۷: ۴۶ ۴۷).

ب: امام غیر از حضرت مهدی(عج) فرزند دیگری به نام موسی داشته اند که در دوران غیبت صغرا در کنار حضرت حجت(عج) بوده است. این قول در دو جای کمال الدین (شیخ صدوق، ۱۳۹۵، ج۲: باب۴۳، ح۱۹: ۴۴۵ ۴۵۳ و ح۲۲: ۴۶۵۴۷۰) و نوائب الدهور فی علائم الظهور (میرجهانی، ۱۳۷۹، ج۳: ۳۳۹ ۳۴۲) نقل شده است.

سند شیخ صدوق در کمال الدین، تشرف ابراهیم بن مهزیار و علی بن ابراهیم بن مهزیار به محضر امام زمان(عج)در دوران غیبت صغرا است (رک: شیخ صدوق، ۱۳۵۹، ج۲: ۴۶۵ ۴۷۰ و ۴۴۵ ۴۵۳). مشترک بودن موضوع اصلی دو داستان که جست وجو و تفحص از حضرت حجت(عج) است و تشابه آن دو از جنبه شیوه گفت وگو و روش شرفیاب شدن به دیدار حضرت؛ این گمان را تقویت می کند که هر دو داستان یکی است (طبسی، ۱۳۷۹: ۸۹ ۹۰) و به گمان قوی بر فرض این که داستان صحیح باشد، به علی بن ابراهیم بن مهزیار مربوط است (مجلسی، ۱۳۶۳، ج۵۲: ۴۶۴۷؛ دوانی، بی تا: ۱۱۹ ۱۲۰ و تستری، ۱۴۱۸، ج۷: ۲۶۳).

راوی این دو روایت که علی بن ابراهیم بن مهزیار است؛ هم به لحاظ سند و هم به لحاظ محتوا مورد خدشه و مناقشه است. سند این روایت، به دلیل این که نام علی بن ابراهیم بن مهزیار (همان گونه که تستری ذکرمی کند) در هیچ یک ازکتاب های رجالی متقدم، مانند رجال نجاشی و رجال و فهرست شیخ طوسی ذکر نشده، ضعیف است (تستری، ۱۳۹۰: ۱۰۸) و در کتاب های رجالی متاخر، همچون قاموس الرجال ومعجم الرجال توثیقی برای او ذکر نشده است (تستری، ۱۴۱۸، ج۷: ۲۶۳؛ خویی، بی تا، ج۱۱: ۱۹۳). علاوه بر این، در دو داستان، چند مطلب به شرح ذیل وجود دارد که باعث تشکیک وخدشه در صحت این دو جریان می گردد.

۱- در دو داستان، همان طور که ذکر شد، جست وجو از اخبار خاندان امام حسن عسکری(ع) است؛ در حالی که در دوران غیبت صغرا واسطه میان شیعیان و حضرت حجت(عج) سفرای آن حضرت بوده که معروف حضور شیعیان بودند و شیعیان به آنان مراجعه می کردند بنابراین، چگونه ممکن است علی بن ابراهیم مهزیار به سفرای حضرت رجوع نکند و برای خبر گرفتن از خاندان ابومحمد در کوفه، مدینه و مکه به جست وجو بپردازد و از کسانی که از آن اطلاع و آگاهی ندارند، جویای حال ایشان شود (تستری، ۱۳۹۰: ۱۰۸؛ طبسی، ۱۳۷۹: ۹۰).

۲- ذکر نام برادری به نام موسی برای امام زمان(عج)، نیز سبب خدشه دراین داستان است. علامه مجلسی این مطلب را از امور شگفت آور، عجیب و مطلبی جدید بیان می کند (مجلسی، ۱۳۶۳، ج۵۲: ۴۷). تستری نیزمعتقداست این موضوع برخلاف اجماع علمای شیعه می باشد (تستری، ۱۴۱۰، ج۱: ۳۱۶). آیت الله خویی نیزبربطلان وکذب چنین مطلبی اذعان دارد (خویی، بی تا، ج۱: ۲۰۶). ازسوی دیگر، بسیار دور می نمایدکه علی بن ابراهیم بن مهزیار از وجود برادری برای امام زمان آگاه باشد و چنین امری بر وکلا و نواب حضرت مخفی مانده باشد. از این امر نباید غافل بود که شیخ طوسی (طوسی، ۱۴۱۷: ۲۶۳ ۲۶۷) و طبری (طبری، ۱۴۱۳: ۵۳۹ ۵۴۲)؛ این داستان را به سند دیگری از علی بن ابراهیم بن مهزیار آورده اند؛ با این تفاوت که در آن دو روایت، نامی از موسی به میان نیامده است (طبسی، ۱۳۷۹: ۹۰).

میرجهانی طباطبایی (۱۲۸۱ ه‍ ق)، این روایت را از علی بن مهزیار نقل کرده و مستند ایشان در این روایت همان گونه که خود نقل می کند، کتاب کمال الدین است که با تطبیق روایت این کتاب (میرجهانی طباطبایی، ۱۳۷۹، ج۳: ۳۳۹ ۳۴۳) با روایت کتاب کمال الدین (شیخ صدوق، ۱۳۹۵، ج۲، ح۲۲: ۴۶۵ ۴۷۰) واضح گردید که در این نسخه نوائب الدهور، راوی به جای علی بن ابراهیم بن مهزیار، به اشتباه علی بن مهزیار چاپ شده است که این روایت هم به لحاظ محتوا و هم به لحاظ سند مورد بررسی قرار گرفت.

ج. امام یازدهم(ع) غیر از حضرت مهدی(عج)، فرزندی به نام علی، یا علی اصغر داشته اند. این قول در سراج الانساب (کیاء گیلانی، ۱۴۰۹: ۹۴) و عقاید الایمان (کاشانی، بی تا: ۲۵۵) ذکرشده است.

صاحب کتاب سراج الانساب، نسب شناس قرن دهم، براساس شجره نامه ای، سادات کسکن شهرستان سبزوار را از نوادگان علی اصغر، فرزند امام حسن عسکری(ع)معرفی می کند. در حالی که وی در جای دیگر از کتاب تصریح دارد که نسل ایشان به امام مهدی(عج) منحصر است (کیاء گیلانی، ۱۴۰۹: ۷۳). نیز کاشانی در عقاید الایمان می نویسد:

ولدش در قائم(عج) منحصر بود و بعضی علی بن الحسن را افزودند. (کاشانی، بی تا: ۲۵۵).

از این بیان روشن می گردد که کاشانی نیز مانند مشهور برای امام حسن عسکری(ع)تنها یک فرزند قائل است و قول دیگر را ضعیف می داند.

۴- سه فرزند

این قول که نام های فرزندان حضرت را فاطمه، دلاله و صاحب الامرمی داند، تنها در الهدایه الکبری نقل شده (خصیبی، ۱۴۱۹: ۲۳۸)؛ که دراعتبارحسین بن حمدان خصیبی و کتابش خدشه شده است. حسین بن حمدان خصیبی از دانشمندان پرکار امامی است که درباره او اطلاعات کمی در منابع شیعی امامی وجود دارد و این اطلاعات نیز بیش تر در جهت تضعیف اوست. ابن غضائری از او با عنوان «کذّاب، فاسدالمذهب، لایلتفت الیه» یاد کرده است (ابن غضائری، بی تا: ۵۴). نجاشی نیزازاو با عنوان «کان فاسدالمذهب» یاد کرده است (نجاشی، ۱۴۱۸: ۶۸). کتاب الهدایه الکبری که مهم ترین اثر او به شمار می رود نیز از لحاظ سند و هم از لحاظ محتوا دارای اشکال است. به لحاظ سند، اکثر استادان حسین بن حمدان افرادی مجهول هستند و از نظر محتوا، محتوای کتاب در برخی موارد با آموزه های مسلم شیعی در تضاد است (صفری فروشانی، ۱۳۸۴: ۱۵ ۴۶).

۵- چهار فرزند

این قول درکتاب های تاریخ الائمه (بغدادی، ۱۳۱۸: ۱۴)؛ الشجره المبارکه (فخر رازی، ۱۳۷۷: ۹۲۹۳)؛ التذکره فی الانساب (ابن المهنا، ۱۳۷۹: ۱۱۱)؛ النجم الثاقب (طبرسی نوری، ۱۳۸۵: ۲۱۳)؛ دو جای کتاب تاریخ اهل بیت (حسینی، ۱۴۱۰: ۱۱۲ ۱۱۳) و المعقبون من آل ابی طالب (رجایی، ۱۳۸۵، ج۲: ۳۱) نقل شده است.

این کتاب ها اگرچه در تعداد فرزند با هم اشتراک نظر دارند؛ به لحاظ اختلاف آنان در تعداد پسران و دختران و اسم آن ها، به چهار قول تقسیم می شود:

الف: دو پسر به نام های محمد و موسی و دو دختر به نام های فاطمه و عایشه. این قول در کتاب های تاریخ الائمه (بغدادی، ۱۳۱۸: ص۱۴)؛ النجم الثاقب (طبرسی نوری، ۱۳۸۷: ۲۱۳) و تاریخ اهل بیت (حسینی ۱۴۱۰: ۱۱۲۱۱۳) ذکر شده است.

ابن ابی ثلج بغدادی (۳۲۵ ه. ق) در کتاب تاریخ الائمه بعد از آن که چهار فرزند برای امام حسن عسکری(ع) معرفی می کند، در خصوص فاطمه می نویسد:

و ذهب علی الفریابی فاطمه من ولد الحسن بن علی العسکری(ع) (بغدادی، ۱۳۱۸: ۱۴).

در زمینه نقل ابن ابی ثلج درمورد چهارفرزند امام حسن عسکری(ع)، کتاب با خورشید سامرا (طبسی، ۱۳۷۹: ۷۹) و تثقیف الامه بسیر اولاد ائمه (حیدر المؤید، ۱۴۱۶: ۴۹۸)، ناقل این روایت را نصر بن علی جهضمی می دانند که این صحیح نیست؛ به دلیل این که نصر بن علی جهضمی در سال (۲۵۰ ه. ق) وفات یافته است(طهرانی، ۱۴۰۳ ج۳: ۲۱۲؛ حسینی، ۱۴۱۰: ۱۸). بنابر این، وی نمی تواند راوی این قول باشد.

ناقل روایت ابن ابی ثلج، اگر به قرینه روایت بعد از آن، علی فریابی باشد؛ این روایت و روایت بعد از آن به لحاظ سند مورد اعتماد نیست؛ زیرا نام علی فریابی نه تنها در کتاب های رجالی نیامده؛ بلکه در سلسله اسناد راویان و مشایخ ابن ابی ثلج نیز نام او ذکر نشده است. او اگر ناقل این روایت احمد بن محمد فاریابی باشد (طهرانی، ۱۴۰۳، ج۴: ۴۷۴؛ حسینی، ۱۴۱۰: ۳۶ ۳۷)؛ روایت باز هم قابل اعتماد نیست؛ برای این که در کتاب رجالی نام و ذکری از او نیامده و فقط او از کسانی است که در طرق برخی روایات قرار دارد (طهرانی، ۱۴۰۳، ج۴: ۴۷۴؛ امین، بی تا، ج۳: ۱۴۶). طبرسی نوری(۱۳۲۰ ه. ق) در نجم الثاقب، منبع این نظریه را کتاب تاریخ موالید الائمه(ع)، تألیف نصر بن علی جهضمی ذکر می کند (طبرسی نوری، ۱۳۸۷: ۲۱۳) که نقد آن به تفصیل گذشت.

همان گونه که حسینی در عنوان کتاب تاریخ اهل بیت آورده است، مطالب این کتاب را از بزرگان اهل حدیث، مانند ابن ابی ثلج نقل می کند و بی تردید با توجه به شباهت عبارات تاریخ اهل بیت (حسینی، ۱۴۱۰: ۱۱۲ ۱۱۳) و تاریخ الائمه ابن ابی ثلج (بغدادی، ۱۳۱۸: ۱۴)، به نظر می رسد عبارات کتابش را از کتاب تاریخ الائمه گرفته باشد که تحلیل آن گذشت.

ب: نام های پسران با قول قبل، اشتراک دارد و تفاوت این قول با قول قبل در نام یکی از دختران است که به جای عایشه، ام موسی ذکر شده است. این قول را فخر رازی در الشجره المبارکه که به او منسوب است (فخر رازی، ۱۳۷۷: ۹۳ ۹۹) و رجایی در المعقبون من آل ابی طالب (رجایی، ۱۳۸۵، ج۲: ۳۱) نقل می کنند.

انتساب کتاب الشجره المبارکه به فخر رازی به دودلیل صحیح نیست:

۱- درمنابع کهن، کتابی در انساب سادات به فخررازی منسوب نشده است.

۲- فخررازی درعلم انساب تخصصی نداشته است؛ به دلیل این که به گواهی تاریخ، ایشان درسال های آخر عمر از شاگرد خود، عزیز الدین ابوطالب اسماعیل بن حسین محمد مروزی ازروقانی (۵۷۴ ۶۱۴ یا ۶۲۶ه‍ ق) درخواست می کند که کتابی در نسب برای او بنویسد تا بر آن دانش اطلاع یابد (المروزی ازروقانی، ۱۴۰۹: ۵). لذا بسیار بعید می نماید که فخررازی بعدازمطالعه کتاب شاگردش، به این حد از توانایی برسد تا کتابی به پایه کتاب الشجره المبارکه بنگارد که اتفاقاً از لحاظ مطلب تا اندازه قابل توجهی بر کتاب مختصر شاگردش، موسوم به الفخری ارجح هست. مضافاً این که در کتاب چاپ شده الشجره المبارکه (اگر به نسخه کتاب اعتماد کنیم و در آن زیاداتی را تصور ننماییم) آشکارا علایق شیعی دیده می شود (ر. ک: فخر رازی، ۱۳۷۷: ۷۲ ۷۹) که این مسئله با روحیه فخر رازی سازگار نیست (ر. ک: حسن انصاری، ۱۳۹۰: ۴۶۳-۴۷۶). نویسنده کتاب المعقبون من آل ابی طالب برای قول خود سندی ذکر نمی کند (رجایی، ۱۳۸۵، ج۲: ۳۱) و از آن جا که نویسنده از معاصرین است، قول او اعتبار چندانی ندارد. علاوه بر این، با توجه به شباهتی که میان عبارت کتاب المعقبون من آل ابی طالب و الشجره المبارکه وجود دارد، به نظر می رسد او این قول را از کتاب الشجره المبارکه نقل می کند که به تفصیل درباره الشجره المبارکه مطالبی ذکر شد.

ج. در این قول نیز، مانند اقوال ذکر شده، نام های پسران محمد و موسی و نام یکی از دختران، فاطمه عنوان شده است. تفاوت این قول با دو قول ذکر شده در نام یکی از دختران است که نام او دلال عنوان گردیده است. این قول در التذکره فی الانساب آمده است (ابن المهنا، ۱۳۷۹: ۱۱۱).

ابن طقطقی (م۷۰۹ه. ق) که دارای توثیق بالایی در علم انساب است و از این جهت مورد ستایش آیت الله مرعشی نجفی قرار گرفته (مرعشی نجفی، ۱۴۱۰: ۷۹)؛ در مورد ابن مهنا (نسب شناس قرن هفتم و صاحب کتاب التذکره فی الانساب) می گوید: ایشان تحقیق کمی داشته و در کتاب او اغلاط بسیاری راه یافته است (ابن طقطقی، ۱۳۷۶: ۳۰۰).

د. در این قول، سه پسر به نام موسی، حسین و الخلف و یک دختر به نام دحلاله برای امام ذکر شده است. این قول در تاریخ اهل بیت بیان گردیده است (حسینی، ۱۴۱۰: ۱۱۲). سند این قول نسخه خطی کتاب هدایه الکبری است (همان: ۲۷) که درباره مؤلف و محتویات کتاب به تفصیل، مطالبی ذکر شد.

۶- شش فرزند

این قول در الدمعه الساکبه (بهبهانی، ۱۴۰۹، ج۸: ۳۵۲) و خلاصه الاخبار (موسوی، ۱۳۷۹: ۷۳۹) نقل شده است. تفاوت این دو کتاب، در تعداد فرزندان پسر و دختر و نام های آنان است. بهبهانی(م ۱۲۵۸ ه. ق) برای امام حسن عسکری(ع) سه پسر و سه دختر بر می شمرد و غیر از محمد بن الحسن(ع)، نام دیگر فرزندان آن حضرت را ذکر نمی کند. موسوی متوفای قرن سیزدهم، برای آن حضرت، چهار پسر و دو دختر، به نام های حضرت مهدی(عج)، موسی، جعفر، ابراهیم، عایشه و فاطمه ذکر می کند.

در الدمعه الساکبه، این مطلب از کتاب نظم درر السمطین زرندی نقل شده است (بهبهانی، ۱۴۰۹، ج۸: ۳۵۱). اما مطالب این کتاب که نام کاملش «نظم درر السمطین فی فضایل المصطفی و المرتضی و البتول و السبطین» است؛ همان طور که از نام کتاب برمی آید؛ تا امام حسین (ع) را در بر می گرفت و آن چه بهبهانی در مورد زمان شهادت امام حسن عسکری(ع)و تعداد فرزندان آن حضرت از این کتاب نقل می کند، دیده نشد. بر فرض این که زرندی این مطلب را در کتاب خود بیان کرده باشد، از آن جا که زرندی در سال (۶۹۳ ه. ق) در مدینه متولد شده (الزرندی، ۱۳۷۷: ۵) و در یکی از سال های (۷۱۲، ۷۵۰، ۷۷۲ و ۷۷۹ ه. ق) وفات یافته است (طهرانی، ۱۴۰۳، ج۸: ۱۲۶)؛ از علمای قرن هشتم به حساب می آید و طبعاً قول او نمی تواند مورد اعتماد و استناد قرار گیرد.

موسوی، متوفای قرن سیزدهم، در خلاصه الاخبار وقتی مشخصات امام حسن عسکری(ع) را نقل می کند، درباره فرزندان آن حضرت می نویسد:

ولد خلفش، جناب قائم آل محمد، صاحب الامر(عج)؛ بعضی گفته اند او را فرزندی به غیر از صاحب الامر نبود و بعضی گفته اند که اولاد او موسی و جعفر و ابراهیم و عایشه و فاطمه بوده اند و شیخ مفید گفته است او را به جز خلف صالح فرزند دیگری نمی دانیم.

در آخر نیز می نویسد:

حاجب سلام الله علیه، عثمان بن سعید و پسر آن جناب، محمد بن الحسن (موسوی، ۱۳۷۹: ۷۳۹).

این عبارت گویای آن است که موسوی بر این اعتقاد بوده که حضرت فرزندی غیر از امام مهدی(عج) ندارد و اگر فرزندان دیگری برای امام ذکر می کند، نقل اقوال دیگران است.

۷- هفت فرزند

چهار پسر و سه دختر به نام های مهدی(عج)، موسی، جعفر، ابراهیم، فاطمه، عایشه و دلاله:

این قول در راحه الارواح (شیعی سبزواری، ۱۳۷۸: ۲۶۶ ۲۶۷) و التتمه فی التواریخ الائمه(ع) (حسینی عاملی، ۱۴۱۲: ۱۴۳) نقل شده است. سبزواری سند این قول را ذکر نمی کند و از آن جا که او از علمای قرن هشتم بوده، به قول او نمی توان اعتماد کرد. حسینی عاملی نیز این قول را از کتاب کشف الغمه اربلی (۶۹۲ه ق) نقل می کند که در کشف الغمه چنین قولی وجود ندارد؛ بلکه همان طور که اشاره شد، اربلی تصریح می کند که امام غیر از امام زمان(عج) فرزند دیگری نداشته اند (اربلی، ۱۴۱۲، ج۲: ۹۰۹).

بر اساس تحلیل هایی که ذکر شد، قول مشهور علمای شیعه، مبنی بر تک فرزند بودن امام حسن عسکری(ع)ثابت می گردد. مؤید دیگر این که در حوادث زمان شهادت حضرت نیز، اثری از فرزندان ادعایی این اقوال نیست (مفید، ۱۴۱۳، ج ۲: ۲۳۱؛ ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹، ج۴: ۴۵۵).

بررسی زندگی سیاسی امام حسن عسکری(ع)

بر فرض وجود فرزندی به نام فاطمه برای حضرت، زندگی ایشان به شدت تحت نظر بوده وتمام اقدامات آن حضرت، به شدت از سوی حاکمان عباسی کنترل می شد؛ لذا خروج ازسامرا برای امام امکان نداشت. در ادامه، نمونه هایی از فشارهای سیاسی توسط حکومت عباسی بر امام ذکر می شود.

امام حسن عسکری(ع)در سال (۲۳۴ه. ق)، به همراه پدر بزرگوارشان از مدینه به سامرا آمدند و تا هنگام شهادت (۲۶۰ه‍ ق)، بیست و شش سال در سامرا بودند(جمعی از محققین، ۱۴۲۷، ج۱۳: ۴۷). سامرا یک پادگان و شهر نظامی بود (ابن طقطقی، ۱۳۶۰: ۳۲۰-۳۲۲) و احضار امام هادی و امام عسکری(ع) (ابن الجوزی، ۱۴۱۸: ۳۲۲) به این شهر، برای این بود که فعالیت های آن دو امام کنترل و از خطرات احتمالی علیه حکومت جلوگیری شود.

علاوه بر احضار امام عسکری(ع) به شهر سامرا و سکونت درمحله عسکر، حضرت بایست هفته ای دو روز (دوشنبه و پنج شنبه) به دارالخلافه می رفت و حضور خود را ثبت می کرد (طوسی، ۱۴۲۵: ۲۱۵). این روایت نشان می دهد که حضور امام در سامرا، هر چند به ظاهر محترمانه بوده است؛ در واقع، نوعی حبس حساب می آمد و امام حق خروج از سامرا را نداشت.

طبق نقل مسعودی (۴۳۶ه. ق)، امام عسکری(ع)با شیعیان از پشت پرده سخن می گفت؛ جز روزهایی که سوار مرکب می شد و به دارالخلافه می رفت (مسعودی، ۱۴۲۶: ۲۷۲).

بر اساس نقل الخرائج و الجرائح، در یکی از روزها که قرار بود امام به دارالخلافه بروند و مردم برای دیدار حضرت منتظر بودند، نامه ای از طرف امام صادر شد که کسی بر من سلام نکند و حتی به طرف من اشاره من نکند و در بین خودتان نیز اشاره نکنید و مرا به همدیگر معرّفی ننمایید؛ زیرا در امان نیستید (قطب راوندی، ۱۴۰۹، ج۱: ۴۳۹). از طرف دیگر، امام در مدت امامت خود چندین بار به زندان افتاد و در زندان، ایشان را مورد اذیت و آزار قرار می دادند که می توان به زندان صالح بن وصیف، علی بن نارمش(اوتامش)، نحریر، سعیدحاجب و علی بن جرین اشاره کرد (رک: مفید، ۱۴۱۳، ج۲۳۴: ۲-۳۳۴؛ کلینی، ۱۳۶۲، ج۱: ۵۰۸ و ۵۱۳؛ مجلسی، ۱۳۶۳، ج۵۰: ۳۱۳؛ مسعودی، ۱۴۲۶: ۲۵۳).

شاید علت اصلی این همه فشار و سختی و تحت نظر داشتن حضرت، این باشد که از ولادت حضرت مهدی(عج)جلوگیری کنند. به همین دلیل، امام، تولد فرزندش را از مردم، جز افراد مورد اعتماد مخفی نگه می داشت (صدوق، ۱۳۵۹، ج۲: ۴۳۳). نیز بر اساس گزارش شیخ مفید، آن حضرت به دلیل دشواری و سختی زمان، فرزندش را مخفی می کرد و چون خلیفه عباسی می دانست که شیعیان منتظر چنین فرزندی هستند، به شدت دنبال ایشان بود (مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۳۶). این شرایط نشان دهنده اوج خفقان ایجاد شده از طرف حکومت عباسی است.

طبق نقل کمال الدین، امام عسکری(ع)در نامه ای فرمودند:

آن ها خواستند مرا به قتل برسانند تا این نسل را قطع کنند و خداوند قول آن ها را دروغ در آورد (صدوق، ۱۳۵۹، ج۲: ۲۲۳).

شبیه این عبارت در کتاب الغیبه طوسی نیز آمده است (طوسی، ۱۴۲۵: ۲۲۳). اثبات الوصیه نیز می نویسد:

بعد از آن که امام از زندان معتمد آزاد گردید، خط آن حضرت دیده شد که نوشته است: آنان اراده کردند که نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند؛ ولی خداوند تمام کننده نور خود است؛ هر چند کافران کراهت داشته باشند[۱] (مسعودی، ۱۴۲۶: ۲۵۵).

از این رو، امام به دلیل این شرایط و کنترل شدید خلفای عباسی بر زندگی ایشان، مادر و فرزند خود را در سال (۲۵۹ه. ق) به مکه فرستاد و مادر خود را از حوادثی که در سال (۲۶۰ه. ق) رخ می دهد، آگاه کرده و مواریث امامت را به فرزندش سپرد (همان).

مأموران دستگاه خلافت عباسی، به بهانه های مختلف برای پیدا کردن فرزند گرامی امام و از بین بردن او، به خانه حضرت رفت و آمد بسیار می کردند. گزارش احمد بن عبید اللّه بن خاقان، نمونه ای از این حرکت ها را نشان می دهد. بر اساس این گزارش، پس از وفات امام، خانه امام عسکری(ع)به دستور خلیفه بررسی دقیق شد و همه چیز مهر و موم گردید و پس از آن، تلاش های پیگیرانه ای برای یافتن فرزندی از آن حضرت آغاز شد؛ حتی کنیزان امام تحت نظر قرار گرفتند تا معلوم شود کدام یک از آن ها باردار است و در یک مورد، یکی از آن ها را که حمل او احتمال داده می شد، در حجره ای تحت مراقبت قرار دادند تا وقتی که باردار نبودن وی مسلم شد. آن ها در نهایت، میراث امام را میان مادر و برادرش، جعفر تقسیم کردند (مفید، ۱۴۱۳، ج۲: ۳۲۱).

باتوجه به این گزاره ها و شواهد تاریخی، آیا سفر امام به ایران به نظر شما ممکن بوده است؟!

نقد و بررسی ادعایی در خصوص حضور امام حسن عسکری(ع)در آران و بیدگل

در کتابی که درسال (۱۳۹۰ش)، تحت عنوان «نگینی بر انگشتر کویر»[۲] در احوال فاطمه، دختر امام حسن عسکری(ع)به رشته تحریر در آمده، نویسنده درصدد اثبات حضور امام حسن عسکری(ع) در منطقه آران و بیدگل است و نیز این که امامزاده سیده فاطمه فرزند ایشان است. وی در ادامه از دلایل و چگونگی آمدن حضرت نیز سخن گفته است. به هررو، این کتاب با دیدی جامع وعلمی به موضوع مورد بحث نپرداخته و دارای کاستی های فراوانی است. نقدهای وارد بر این کتاب در سه حوزه نقد محتوایی، استنادی و ساختاری قابل طرح و بررسی است:

۱- نقدهای محتوایی

الف: استناد به حدسیات شخصی

نویسنده کتاب یکی از دلایل ورود امام، به منطقه آران وبیدگل را این گونه بیان می کند:

توضیح این که ما از وضعیت مختلف آن عصر چهل حصاران[۳] اطلاعی نداریم.

احتمال این که موقعیت و مسائلی حاد ایجاب شده که اقتضا می نموده آن حضرت بر این منطقه عنایت و تفضلی بنماید؛ همان گونه که ضرورت اقتضا نموده وقتی مردم چهل حصاران و کاشان و فین نزد امام باقر(ع) رفته و درخواست راهنما و پیشوا نمودند، ایشان حضرت سلطانعلی را که از دلبندان خود بود، به همراه آنان فرستاد (هاشمی تبار بیدگلی، ۱۳۹۰: ۸۹).

یکی دیگر از دلایل آمدن امام را، قرار دادن خدام صالح برای نظارت بر امورات بقاع و زنده نگه داشتنن آثار و ابنیه اولاد و احفاد ائمه ذکر می کند (همان: ۹۵). در این دو استدلال، دلیل قانع کننده ای برای حضور امام در آران و بیدگل ارائه نمی شود، و نویسنده به دلایل حدسی استناد می کند. در دلیل اول، علت حضور امام را صرف احتمالی دانسته و شاهدی نیز برای آن ذکر نشده و برای دلیل دوم نیز هیچ سندی ذکر نگردیده است.

ب: استنادبه دلایل ذوقی

نویسنده، یکی ازجهات حضور امام را در آران و بیدگل، تجلیل مقام امامزادگان بیان می کند. او در توضیح این دلیل می نویسد:

یکی از دلایل، روشن نمودن و بیان عظمت و قدر و مقام جلالت امامزادگان در نزد خداوند است که جز خدا و امام معصوم کسی بر آن واقف نیست. لذا برای درک و شناخت بیش تر و تمسک به ذیل عنایت آن بزرگواران، لازم به نظر می رسد امام در مجمعی قدر و مقام امام زاده ای را بیان نموده، تا مردم بهره ای بیش تر از انوار مقدسه آنان ببرند.

نویسنده در ادامه، دو حدیث از امام رضا و امام حسن مجتبی(ع) در ثواب زیارت امامزاده هادی، فرزند امام سجاد (ع) و امام زاده هاشم، فرزند امام علی (ع) ذکر می کند (همان: ۹۵-۹۶). در این دلیل، حدیثی در فضیلت و شأن امامزادگان مدفون در آران و بیدگل از امام حسن عسکری(ع)نقل نشده و صرف نقل روایت در شأن و مقام امامزاده ای نمی تواند دلیل زیارت امام از آن امامزاده باشد. به عنوان نمونه هیچ منبعی نقل نکرده که امام حسن مجتبی(ع) به زیارت امامزاده هاشم آمده باشد. ذوق گرایی نویسنده دراین دلیل، به خوبی مشهود است.

ج: استنادبه دلایل غیرمربوط

یکی از دلایل دیگر نویسنده، خط سیر و مسیر عبوری است که برای رسیدن به خراسان ازدل کویر می گذرد. او در توضیح این دلیل می نویسد:

یکی از دلایل نقلی که می توان درباره ورود امام عسکری(ع)به چهل حصاران به آن استناد کرد، خط سیر و جاده ای بوده که از دل کویر به ناحیه خراسان وارد می شد. مورخین از ابن حوقل و ابن خردابه گرفته تا حمدالله مستوفی درباره این خط سیر اتفاق نظر دارند و درباره عبور امام رضا(ع) از مدینه تا مرو یکی از راه هایی را که نق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *