تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام شامل 102 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گذری بر زندگی نامه امام علی ابن الحسین علیه السلام :

امام چهارم شیعیان

نام مقدس: علی

پدر: حسین بن علی

مادر: شهربانو

کنیه: ابو محمد، ابوبکر، ابوعبدالله، ابوالحسن، ابوالحسین

لقب: زین العابدین السجاد

تولد: شعبان هجری قمری

محل تولد: مدینه

شهادت: محرم هجری قمری

مرقد: قبرستان بقیع، مدینه

همسر: فاطمه دختر حسن بن علی

فرزندان محمد باقر، زید بن علی

طول عمر: تقریباً سال قمری

ابومحمد علی بن حسین ملقب و مشهور به سجاد و زین العابدین چهارمین امام شیعیان است. او در مدینه به دنیا آمد و در جوانی پدرش را در صحرای کربلا همراهی می کرد، اما به دلیل بیماری در نبرد کربلا شرکت نکرد. پس از کشته شدن پدر و خویشانش به همراه اسرا به کوفه و سپس دمشق منتقل شد اما بعدها اجازه پیدا کرد تا به مدینه برگشته در آنجا انزوا اختیار کرده با عده محدودی از اصحابش رابطه داشت. زان پس زندگی زین العابدین به عبادت گذشت و تعلیماتش بیشتر شکل دعا و نیایش داشت. اثر معروف او صحیفه سجادیه است که در شکل نیایش نگاشته شده است.

کنیه و القاب

کنیه های او؛ ابوالحسن، ابوالحسین، ابومحمد، ابوبکر، ابوعبدالله، زین العابدین، سجاد، زکی و ذو الثفنات (فردی که اعضای سجده او در اثر کثرت سجود پینه بسته است) که حاکی از زندگی زاهدانه وی در مدینه است.

تولد

علی بن حسین در مدینه به دنیا آمد. بیشتر منابع، تاریخ تولد او را سال هجری ذکر کرده اند؛ ولی منابع دیگر سال های ، ، و هم ذکر کرده اند.او دو سال در دوران امامت علی، سال در دوران امامت حسن بن علی (امام دوم شیعیان) و یازده سال در دوران امامت پدرش حسین بن علی زیست. گفته می شود که مادرش شهربانو، دختر یزگرد، آخرین پادشاه ساسانی بوده است. از اینرو ابن الخیرتان، پسر دو بهترین، (قریش در بین اعراب و ایرانی ها در بین غیر عرب ها) نام گرفته بود. بر اساس برخی روایتها مادرش در زمان خلافت به عنوان اسیر به مدینه آورده شد که عمر می خواست او را بفروشد اما علی پیشنهاد داد تا از او بخواهند شوهر دلخواهش را از بین جوانان مسلمان انتخاب کند و جهازش را بیت المال بدهد. عمر این پیشنهاد را پذیرفت و شهربانو حسین پسر علی را انتخاب کرد.

در کربلا و دمشق

علی بن حسین به هنگام حادثه کربلا در سال هجری حضور داشت ولی چون مریض بود، در جنگ شرکت نیافت، و از اینرو، زنده ماند. برای تمایز از برادر بزرگترش (علی اکبر) و عبدالله و علی که در منابع ذکر شده که در جنگ کشته شده اند، او را علی اوسط نامیده اند. بنابر گزارش های جنگ، شمر بن ذی الجوشن خواست تا او را با وجود مریضی بکشد، ولی دیگران (از جمله عمر بن سعد) جلوی او را گرفتند. هنگامی که او اسیر گشت، به فرمان عبیدالله بن زیاد در کوفه، قرار بر اعدام او شد، ولی با التماس های عمه اش زینب رهایش کردند. او را به همراه زنان، به دمشق، پیش خلیفه یزید فرستادند. در کامل البهایی و البحار به نقل از سهل بن سعد ساعدی آمده که به او گفته است: عازم بیت المقدس بودم که در سر راه گذرم به شام افتاد و یزید بن معاویه اشراف و سران شام را فراخواند و به دور خود نشاند و دستور داد تا علی بن الحسین و سرها و اسرا نزد وی آورده شوند آن ها را در حالی که با طناب پیچیده شده بودند وارد کردند. علی بن حسین به او گفت: تو را به خدا ای یزید می دانی که اگر پیامبر ما را به چنین حال و روزی ببیند چه می کند؟ همه حاضران به گریه افتادند. یزید دستور داد طناب ها را پاره کنند و وقتی که سرها را پیش پایش گذاردند شعری بر ضد حسین بن علی خواند و مجادله ای لفظی که به خشونت نیز کشیده شد مابین یزید بن معاویه و علی بن حسین روی داد.

در مدینه

امام سجاد با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یأس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت.

شیخ صدوق در الخصال چنین می نویسد: «علی بن حسین به مدت بیست سال بر پدرش اشک ریخت و خدمتکارش به او گفت: اکنون دیگر وقت آن است که اندوهت پایان گیرد، پاسخش داد: چه می گویی؟ یعقوب پیامبر دوازده فرزند داشت که وقتی خداوند یکی از آن ها را از وی دور گرداند از بسیاری گریه بر او چشمانش سفید شد و موهایش به سپیدی گرایید و کمرش از شدت غم، خم گردید حال آنکه فرزندش در همین دنیا زنده بود و من نگاهم به پدرم، برادرم، عمویم و هفده تن از مردان خانواده ام که در اطرافم کشته افتاده بودند، افتاده. حال چگونه می خواهی غم و اندوهم پایان گیرد؟»

در شورش مدینه به سال یا هجری قمری و در هنگامی که مردم شهر با عبدالله بن حنظله (غسیل الملائکه) بیعت کردند و بنی امیه را که شمار آنان به هزار تن می رسید، نخست در خانه مروان پسر حکم به محاصره افکندند، سپس از شهر بیرون راندند. در این روزهای پر گیرودار مروان نزد عبدالله بن عمر رفت و از او خواست تا خانواده وی را نزد خود نگاه دارد، عبدالله نپذیرفت. مروان چون از حمایت وی مأیوس شد پناه به علی بن حسین برد و گفت: من خویشاوند توأم، می خواهم که خانواده من با خانواده تو باشد. علی بن حسین خواهش او را قبول کرد و کسان مروان را همراه با زن و فرزند خود به یَنبُع فرستاد و مروان همیشه از این کرامت سپاس گزار بود. این که طبری نوشته است: علی بن حسین با مروان دوستی قدیمی داشت بی پایه است. مروان هیچ گاه به بنی هاشم روی خوش نشان نداده است. بنابر این جایی برای دوستی او با علی بن حسین نبوده و طبری می خواهد جوانمردی را که خاندان هاشم از حد اعلای آن برخوردار بوده اند نادیده بگیرد و آن را به حساب دوستی شخصی بگذارد. بعد از فتح مدینه، بدست فرماندار بزید، مسلم بن عقبه، به هنگام ورود به مدینه، به همراه مراسم تشریفاتی پذیرایی و گرامی داشته شد. در هجری، هنگامی بازگشت از مکه و زمانی که حصین بن نُمیر، جانشین مسلم بن عقبه در مدینه شده بود، از او به گرمی استقبال شد و برای اسبش علوفه تازه آوردند و در همان زمان، عبدالله بن زبیر، به طور علنی خود را خلیفه جدید اعلام کرده بود. علی بن حسین هرگز با عبدالله بیعت نکرد، گرچه او روابطی را با خاندان زبیر برقرار کرد. او شخصاً سُکَینَه، خواهرش را برای عقد مصعب بن زبیر، برادر عبدالله و فرماندار عراق، به عراق همراهی کرد و هزار دینار از او پاداش گرفت.

در واقعه حره علی بن حسین به سلامت ماند. چون از یک سو وی در شورش دخالتی نداشت و از سوی دیگر در آغاز درگیری هنگامی که مروان بن حکم، حاکم مدینه، نزد او رفت و خواهش کرد که خانواده اش را در پناه بگیرد علی بن حسین خواهش او را با بزرگواری پذیرفت و آنان را به یَنبُع فرستاد. همچنین علی بن حسین چهارصد خانواده از عبدمناف را در کفالت خود گرفت و تا لشکر مسلم بن عُقبَه در مدینه بود هزینه آنان را می پرداخت.

ایتان کلبرگ چنین می نویسد: «پس از جنگ حرّه، با اینکه مسلم بن عقبه، مستقیماً از یزید دستور داشت تا از سران و بزرگان مدینه بیعت بگیرد، سوگند بیعت با خلیفه را بر علی بن حسین تحمیل نکرد. بر عکس، علی بن حسین نسبت به ارتباط با شورشیان مدینه که علیه خلافت یزید قیام کرده بودند، از خود رغبتی نشان نداد و در مقابل به خانواده مروان بن حکم پناه داد. »

همچنین کلبرگ به القاب ویژه علی بن حسین، چون: زین العابدین، سجاد، زکی و ذو الثفنات (فردی که اعضای سجده او در اثر کثرت سجود پینه بسته است) که حاکی از زندگی زاهدانه وی در مدینه است، اشاره دارد و او را در زمره «بکّائون» برشمرده است؛ چه در مدت چندین سال پیاپی برای پدرش و دیگر کشته شدگان کربلا می گریست. وی معتقد است: صدقه های پنهانی او در نیمه های شب نیز تنها پس از مرگ او بر مردم آشکار گردید و آثار به جای مانده بر شانه های او حکایت از حمل بارهای سنگین غذا برای فقرا داشت.

امام سجاد علیه السلام پیش از امامت

امام تنها دو سال داشتند که جد ایشان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) به شهادت رسیدند. ایشان دوران نوجوانی خویش را تحت تربیت پدر و عموی بزرگوارشان امام حسن (علیه السلام) در مدینه گذراندند. این دوران با حکومت ظالمانه معاویه همراه بود. پس از شهادت عموی ایشان، امامت به امام حسین (علیه السلام) رسید و امام سجاد (علیه السلام) همیشه و همه جا همراه پدر خویش بودند و برجسته ترین صفات روحی و اخلاقی را از ایشان آموخت. پس از آنکه ده سال از امامت امام حسین (علیه السلام) گذشت، معاویه از دنیا رفت و خلافت به پسرش یزید که فردی فاسد و شراب خوار بود، رسید.

پس از به خلافت رسیدن یزید، او به عاملش در مدینه دستور داد تا به هر قیمتی از امام حسین (علیه السلام) بیعت بگیرد و در صورت عدم بیعت، ایشان را به قتل برساند. امام حسین (علیه السلام) که هیچ گاه تن به چنین بیعت ذلت باری نمی دادند، به همراه خانواده شان به مکه سفر کردند. امام سجاد (علیه السلام) نیز به همراه خانواده خویش با پدر همراه شدند.

امام سجاد (علیه السلام) و قیام کربلا

پس از آنکه مکه دیگر برای امام حسین (علیه السلام) و اهل بیت ایشان جای امنی نبود و از طرفی اصحاب امام و مردم کوفه از ایشان برای آمدن به این شهر دعوت کرده بودند، امام حسین (علیه السلام) به همراه اصحاب و خانواده خویش راهی کوفه شدند. در میان راه امام سجاد(علیه السلام) گرفتار بیماری و تب شدید شدند به گونه ای که در روز عاشورا قادر به ایستادن بر روی پاهای خویش نبودند.

پیش از شهادت پدر

با وجود وخامت حال امام، اما ایشان از طریق عمه بزرگوار خویش حضرت زینب کبری سلام الله علیها و دیگر افراد از اتفاقاتی که در آن روز می افتاد، باخبر می شدند. زمانی که تمام اصحاب امام حسین (علیه السلام به شهادت رسیدند و امام برای آخرین با سپاه عمر بن سعد اتمام حجت کردند و فریاد «هل من ناصر ینصرنی؟» را سر دادند و گفتند «آیا کسی هست که از حرم رسول خدا (ص) دفاع کند؟ و آیا کسی هست که خدای یکتا را بپرستد و از خدا بترسد و به ما کمک کند؟ و آیا کسی هست که به خاطر خدا ما را یاری نماید؟» امام زین العابدین علیه السلام صدای استغاثه شورانگیز پدر بزرگوارش را که شنیدند، از بستر بیماری برخاستتند و با وجود بیماری شدیدی که داشتتند به عصا تکیه داده تا به یاری پدرش بشتابدند. زمانی امام حسین علیه السلام چشمشانشان به فرزند بیمارشان افتاد، فریاد برآوردند، «خواهرم ام کلثوم! مگذار پسرم به میدان بیاید، مبادا که زمین از نسل آل محمد (ص) خالی شود. » این بود که عمه ایشان مبادرت کرده و حضرت سجاد را به بسترشان بازگرداندند.

وقایع پس از شهادت پدر

پس از آنکه امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند، سپاهیان کوفی بدون کمترین توجه بر این که در میان خیمه ها بانوان و زنان خاندان نبوت و کودکان اهل بیت علیهم السلام هستند، به سمت خیام حرم حمله ور شدند، و عده دست به غارت خیمه ها و عده ای اقدام به آتش زدن خیمه ها کردند.

کافران جفاکار به سمت امام زین العابدین علیه السلام هجوم بردند در حالی که از شدت بیماری سخت ناتوان شده بود و حوادث سهمگین عاشورا قلب ایشان را در هم می فشرد. شمر بن ذی الجوشن خواست امام سجاد علیه السلام را بکشد. حصرت زینب دختر سلام الله علیها چون از قصد شمر و یارانش مطلع شد فرمود: «او هرگز کشته نمی شود مگر آنکه من کشته شوم» آنان به ناچار دست از او کشیدند.

در این هنگام عمر سعد نیز آمد. زنان حرم با گریه و خشم بر او اعتراض کردند و از رفتار بی شرمانه سپاهش شکایت نمودند. عمر سعد گفت: کسی حق ندارد وارد خیمه های زنان شود و متعرض این جوان بیمار (امام سجاد علیه السلام) شود.

موقعی که آتش در خیمه ها زبانه کشید، دختران رسول خدا (ص) رو به بیابانها گذاشتند و آتش دامن بعضی را گرفته بود، کودکان یتیم فریاد واویلا برآورده و رو بیابان ها فرار می کردند و کمک می خواستند و کسی نبود که به آنها کمک کند و از آنها حمایت نماید، امام زین العابدین می فرمایند: «به خدا سوگند که عمه ها و خواهرانم را به خاطر نمی آورم مگر این که غم و گریه گلویم را می گیرد و همواره به یاد فرار آنها در بیابان کربلا می افتم که از خیمه ای به خیمه ای و از اینجا به آنجا فرار می کردند و منادی آن گروه ستمگر فریاد می زد: خانه های ستمگران را آتش بزنید!»

در بعضی از مقاتل آمده: هنگامی که خیام را آتش زدند، زینب سلام الله علیها نزد امام سجاد علیه السلام آمد و عرض کرد: «ای یادگار گذشتگان و پناه باقیماندگان، خیمه ها را آتش زدند، ما چه کنیم؟» امام فرمودند: علیکن بالفرار

همه بانوان و کودکان در حالیکه گریان بودند و فریاد می زدند، فرار کردند و سر به بیابان ها نهادند، ولی زینب سلام الله علیها باقی ماند و کنار بستر امام سجاد علیه السلام به آن حضرت می نگریست، و امام بر اثر شدت بیماری قادر به فرار نبود.

سپاه سنگ دل کوفه پیکر سالارشهیدان و اهل بیت و اصحاب بزرگوار ایشان را روی خاکهای گرم کربلا به جا گذاشتند، تا این که گروهی از بنی اسد که در آن جنگ شرکت نداشته آمدند و برای دفن کردن آن بدنهای مقدس قبرهایی کندند اما چون آن پیکرهای پاک سر نداشتند، متحیر ماندند و نمی دانستند هر بدنی متعلق به کیست؛ برخی منابع تاریخی شیعه نوشته اند که امام زین العابدین علیه السلام آمدند و یکایک شهدا را بر بنی اسد معرفی کردند، و شهدای اهل بیت و اصحاب را مشخص کردند و خود پیکر مقدس پدر بزرگوارش را در حالی که اشک از چشمانشان می بارید در جایگاه ابدیش دفن کردند.

امام سجاد علیه السلام و اسارت

عمر سعد پس از دفن اجساد پلید سپاهیانش نزدیک ظهر روز یازدهم دستور حرکت به سوی کوفه را صادر کرد. با این دستور زنان و دختران و کودکان حرم حسینی را بر شتران بدون جهاز سوار کردند و همانند اسیران بلاد کفر به سوی کوفه حرکت دادند. نوشته اند هنگام بردن اسیران از کربلا به کوفه بر گردن علی بن الحسین (ع) غل و جامعه نهادند و چون بیمار بود، و نمی توانست خود را بر پشت شتر نگاه دارد هر دو پای او را بر شکم شتر بستند. جذلم بن بشیر می گوید: در سال (۶۱ هجری) موقع آمدن علی بن حسین از کربلا به کوفه، من وارد کوفه شدم، دیدم به همراه آن حضرت بانوانی هستند در حالی که سپاهیان یزید اطراف ایشان را گرفته اند و مردم کوفه برای تماشای آنها از خانه ها بیرون شده اند و آنان بر شتران بی جهاز سوارند، زنان کوفه از مشاهده آن منظره به گریه درآمدند و ناله و شیون سر دادند، علی بن حسین را دیدم که از رنج بیماری لاغر شده در حالی که غل به گردن داشت و دستهای مبارکش را به گردنش بسته بودند. و او با صدای ضعیفی می گوید: «اگر این مردم به حال ما گریه می کنند و به خاطر ما نوحه سرایی می نمایند پس چه کسی ما را کشته است؟!»

پس از مدتی توده های مردم اطراف امام زین العابدین علیه السلام حلقه زدند. امام علیه السلام تصمیم گرفتند تا از این فرصت استفاده کرده و با ایراد خطبه ای، آنها را متوجه جرم بزرگی که مرتکب شده و جنایتی که نسبت به خود و تمام امت اسلامی رواداشته اند، بکنند. به همین دلیل خطبه ای در شهر کوفه بیان نمودند.

در کاخ عبیدالله بن زیاد

پس از بیان خطبه در میان مردم کوفه، امام سجاد(علیه السلام) به همراه حرم اهل بیت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) وارد کاخ عبیدالله بن زیاد شدند. در رویارویی ابن زیاد و امام زین العابدین علیه السلام، ابن زیاد تصمیم بر قتل حضرت گرفت که با فداکاری عمه سادات حضرت زینب کبری سلام الله علیها، او از تصمیم خویش منصرف شد.

امام در دمشق

پس از آنکه امام سجاد علیه السلام و زنان اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) چند روزی را در کوفه گذراندند، به دستور ابن زیاد، کاروا اسرا به همراه شمر بن ذی الجوشن راهی دمشق، پایتخت خلافت امویان شدند. ورود اهل بیت امام حسین علیه السلام به شام با سختی های طاقت فرسایی همراه بود. زمانی که ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *