تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گزارشی از رأی مور در باب ماهیت فلسفه :

چکیده: آنچه در پی می آید، بیشتر، گزارشی است از رأی جرج ادوارد مور[۲] فیلسوف معروف انگلیسی (۱۸۷۳-۱۹۵۸)، در باب ماهیّت فلسفه. این گزارش، عمدتاً، مبتنی است بر فصل اول کتاب وی: Some Main Problems of Philosophy (= پاره ای از مسائل عمده فلسفه) با عنوان What is Philosophy (= فلسفه چیست؟).

فلسفه مور، که گاهی با عنوان «واقعگرایی موافق فهم عرفی» وصف می شود، بر دو نکته عمده استوار است: یکی اینکه ایدآلیزم نادرست و ارکان نظریه رئالیزم فلسفی قابل دفاع است، چرا که تحلیل فعل دانستن هم مستلزم یک فعل ذهنی و نفسانی است و هم مستلزم یک متعلَّق علم که مستقل از آن فعل است؛ و دیگر اینکه آدمی از بسیاری از حقایق آگاه است که نمی تواند از آنها «تحلیل صحیح» ارائه کند؛ آدمی حتی نمی تواند از شیوه ارائه «تحلیل صحیح» نیز تحلیل صحیحی ارائه کند.

۱. تعیین ماهیّت فلسفه چیزی نیست جز تعیین اینکه فیلسوفان دائماً اشتغال به بحث از چه نوع مسائلی دارند و دست اندرکار پاسخیابی به چه نوع مسائلی اند. اما این کار آسانی نیست، زیرا مسائلی که فیلسوفان، در واقع و عملاً، از آنها بحث کرده اند و کوشیده اند تا بدانها پاسخ دهند چنان متکثّر و متنوّعند که هم توصیف کلّی ای از فلسفه که همه این مسائل در تحت آن اندراج یابند بسیار دشواریاب است و هم تنظیم درست این مسائل، در ربط و نسبت با یکدیگر، به غایت مشکل است. بنابراین، به ارائه اجمالی انواع عمده مسائل فلسفی و تذکار پاره ای از مهمّترین ارتباطات موجود میان این مسائل اکتفاء می شود.

۱ ۱. مهمّترین و جالبترین کاری که فیلسوفان در صدد به انجام رساندنش بوده اند و نخستین و مهمّترین مسأله فلسفه ارائه توصیفی کلّی از کلّ عالَم است. این توصیف کلّی عبارت است از ذکر همه مهمّترین انواع چیزهایی که علم داریم که در عالَم وجود دارند، بررسیِ میزانِ احتمالِ وجودِ انواعِ مهمّ چیزهایی که به وجود داشتن شان در عالم مطلقاً علم نداریم، و نیز بررسی مهمّترین انواع ارتباطاتی که این انواع مختلف چیزها با یکدیگر دارند. ارائه توصیفی کلّی از عالم اختصاص به فلسفه دارد؛ یعنی، غیر از فلسفه، هیچ علم دیگری نیست که بگوید: فلان و بهمان انواع چیزها یگانه انواعی اند که در عالَم وجود دارند یا ما از وجود داشتنشان باخبریم. دقیقاً مراد از توصیف کلّی کلّ عالم چیست؟ برای ایضاح مراد، باید به مفهومِ «فهم عرفی» بپردازیم.

۲ ۱. آراء و نظرات خاصّی درباره ماهیّت عالَم وجود دارند که تقریباً هر کسی به آنها قائل است. این آراء و نظراتِ موردِ اعتقاد عمومِ آدمیان را «آراء و نظرات ناشی از فهم عرفی» (یا، اختصاراً «فهم عرفی») می نامیم. نمی توان گفت که فهم عرفی آراء و نظراتی درباره کلّ عالم دارد: احتمالاً، هیچ یک از آراء و نظرات ناشی از فهم عرفی به کلّ عالم راجع نمی شود. اما فهم عرفی آراء و نظرات بسیار مشخّصی دارد بدین مضمون که پاره ای از انواع چیزها یقیناً در عالم وجود دارند. نیز آراء و نظراتی دارد در باب پاره ای از انحای ارتباطاتی که این انواعِ چیزهایِ موجود با یکدیگر دارند. بهتر آن است که کار با توصیف آراء و نظرات فهم عرفی آغاز شود، زیرا حیرت انگیزترین و دلاویزترین جنبه آراء و نظرات بسیاری از فیلسوفان نحوه فرارَوی آنان از فهم عرفی یا مخالفت قاطع آنان با فهم عرفی است. بسیاری از فیلسوفان مدّعیند که می دانند که در عالم بسیاری از انواع مهمّ چیزها وجود دارند که فهم عرفی مدّعی علم به آنها نیست، و نیز چیزهایی که فهم عرفی به وجود آنها بیشترین اطمینان را دارد در عالم وجود ندارند (یا، لااقلّ، اگر وجود هم دارند ما به وجودشان علم نداریم). بنابراین، بهترین راه فهم توصیفات فلسفی مختلف از عالم این است که میزان اختلاف آنها را با فهم عرفی بفهمیم؛ یعنی دریابیم که این توصیفات، در پاره ای از مواضع، تا چه حدّ از فهم عرفی فرا می روند و، در مواضع دیگر، با چه درجه از قاطعیّت با فهم عرفی مخالفت می کنند.

۳ ۱. پاره ای از مهمترین آراء و نظرات فهم عرفی، یعنی مهمّترین چیزهایی که همه ما به طور مشترک در باب عالَم صادق می انگاریم و مطمئنّیم که به صدقشان در باب عالم علم داریم، عبارتند از:

۱ ۳ ۱. در عالّم، تعداد عظیمی از اشیاء مادّی، از انواع مختلف، وجود دارند: مثلاً، بر روی زمین، علاوه بر بدنهای خود ما، بدنهای میلیاردها انسان دیگر، اجسام میلیاردها حیوان دیگر، میلیاردها گیاه، تعداد بسیار بیشتری از جمادات و نیز تعداد فراوانی از مصنوعات بشری وجود دارند. علاوه بر همه این اشیاء مادّی ای که بر روی زمین وجود دارند، خودِ زمین، ماه، خورشید، سایر ثوابت و سیّارات، و … نیز اشیاء مادّی موجودند.

۲ ۳ ۱. در عالَم، پدیدارهای پرشمار خاصّی وجود دارند که با اشیاء مادّی تفاوت فاحش دارند: ما انسانها، علاوه بر بدن، ذهن نیز داریم؛ یعنی افعال ذهنی یا افعال آگاهانه خاصّی انجام می دهیم: دیدن، شنیدن، لمس کردن، به یاد آوردن، تخیّل کردن، اندیشیدن، باور کردن، خواستن، دوست داشتن، دوست نداشتن، اراده کردن، مهرورزیدن، خشمگین شدن، ترسیدن، و … همه این افعال، افعال ذهنی افعال ذهن، افعال آگاهی اند؛ بدین معنا که هرگاه یکی از آنها را انجام دهیم از چیزی آگاهی داریم. ما این قبیل کارها را انجام می دهیم و این کارها با اشیاء مادّی تفاوت فاحش دارند: شنیدن، خود، شی ای مادّی نیست، هر چه قدر ارتباطش با اشیاء مادّی خاصّی وثیق باشد. ما فقط وقتی که در خواب بدون رؤیا به سر می بریم این قبیل کارها را انجام نمی دهیم. بنابراین، در هر لحظه، در عالم میلیاردها فعل آگاهانه به توسّط میلیاردها انسان مختلف و احیاناً انواع بسیاری از حیوانات، در حال انجام گرفتن است.

۳ ۳ ۱. هر یک از اشیاء مادّی، بلا استثناء، در هر لحظه خاصّی، در جایی، در چیزی که ما آن را فضا می نامیم، قرار دارد. مراد از اینکه همه اشیاء مادّی در فضا واقعند، لااقلّ، دو مطلب است:

۱ ۳ ۳ ۱. یکی اینکه: هر یک از اشیاء مادّی، در هر لحظه، فاصله مشخصی با همه اشیاء مادّی دیگر دارد. ممکن است اندازه گیری همه این فاصله ها، یا حتّی اندازه گیری کاملاً دقیق هر یک از آنها، عملاً محال باشد؛ اما همه آنها را نظراً می توان اندازه گرفت.

۲ ۳ ۳ ۱. دیگر اینکه: هر یک از اشیاء مادّی، از همه اشیاء مادّی دیگر، در یک مجموعه ای کاملاً مشخّص از جهات فاصله دارد. اینکه این مجموعه مشخّص از جهات چیست به آسانی قابل توضیح است: از مرکز یک کره به هر یک از نقاط واقع بر سطح آن کره خطّ مستقیمی می توان رسم کرد. هر یک از این خطوط مستقیم از مرکز به جهت دیگری می رود و مطلقاً هیچ جهتی وجود ندارد که در آن جهت بتوان از مرکز کره در یک خطّ مستقیم حرکت کرد، بدون اینکه در امتداد یکی از این خطوط مستقیم باشد؛ یعنی اگر کسی اصلاً بخواهد در یک خطّ مستقیم از مرکز یک کره حرکت کند باید به سوی یکی از نقاط واقع بر سطح آن کره برود؛ و مراد از مجموعه ای کاملاً مشخّص از جهات همین است، یعنی: همه جهتهای ممکنی که در آن جهتها می توان در یک خطّ مستقیم از هر نقطه خاصّی حرکت کرد مجموعه کاملاً مشخّصی را می سازند. پس مطلب دوم این است که اگر هر نقطه ای را که بر هر یک از اشیاء مادّی واقع است در نظر بگیریم، همه نقاط دیگر بر یکی از این مجموعه مشخّص از خطوط مستقیم واقعند. اگر همه خطوط مستقیمی را که از هر نقطه به همه نقاط مختلف واقع بر سطح کره محیط بر آن نقطه امتداد دارند در نظر بگیریم، هر شیء مادّی در عالَم، بدون استثناء، در هر لحظه، بر یکی از این خطوط مستقیم واقع خواهد بود؛ یعنی آن شیء مادّی در امتداد یکی از این خطوط فاصله ای با آن نقطه خواهد داشت. هیچ موضع دیگری در فضا وجود ندارد که شیء مادّی ای بتواند اشغال کند؛ این خطوط مستقیم از هر موضعی از فضا گذر خواهند کرد، به طوری که اگر شی ای در فضا واقع باشد لامحاله بر روی یکی از آنها قرار دارد.

تا کنون، دیدیم که فهم عرفی معتقد است که، در عالم، لااقلّ دو نوع چیز مختلف وجود دارند: اشیاء مادّی و افعال ذهنی یا آگاهانه. اما فهم عرفی آراء و نظرات بسیار مشخّصی نیز در باب نحوه ارتباط این دو نوع چیز با هم دارد که عبارتند از:

۴ ۳ ۱. افعال آگاهانه، به نحوی کاملاً مشخّص، به پاره ای از اشیاء مادّی وابستگی خاصّی دارند و به پاره ای دیگر از اشیاء مادّی این وابستگی را ندارند. از سویی، افعال آگاهانه ما یعنی همه افعالی که ما تا زنده ایم انجام می دهیم به بدنهای ما وابسته اند، بدین معنا که اوّلاً، در هر لحظه، در همان مکانهایی رخ می دهند که بدنهای ما، در آن لحظه، در آنها واقعند. وقتی که ما از جایی به جایی دیگر می رویم ذهن و افعال آگاهانه ما نیز نقل مکان می کنند. ما در این باره که افعال آگاهانه دقیقاً در کجای بدنمان رخ می دهند رأی خاصّ و مشخّصی نداریم. نمی توانیم بگوییم که آیا همه آنها دقیقاً در یک نقطه از بدنمان رخ می دهند یا هر یک از آنها در نقطه ای خاصّ رخ می دهد. و نمی توانیم نقطه خاصّی را به عنوان یگانه محلّ وقوع فعل آگاهانه خاصّی تعیین کنیم. اما به قطع و یقین معتقدیم که همه افعال آگاهانه، ما در جا یا جاهایی از بدنهایمان رخ می دهند و اذهان ما، هر جا بدنهایمان می روند، با ما می آیند.

وابستگی افعال آگاهانه ما به بدنهایمان معنای دومی نیز دارد و آن اینکه بسیاری از افعال آگاهانه متوقّف بر دگرگونیهایی اند که در بدنهای ما روی می دهند. مثلاً، من فقط وقتی می بینم که دگرگونیهای خاصّی در چشمانم روی دهند و، احتمالاً، فقط وقتی می اندیشم که دگرگونیهای خاصّی در مغزم روی دهند.

اما، از سوی دیگر، هیچ فعل آگاهانه ای به اکثریّت عظیمی از اشیاء مادّی وابستگی ندارد. افعال آگاهانه به بدنهای زنده انسانها و ، احتمالاً، بسیاری از حیوانات وابستگی دارند، اما میزها و صندلی ها و خانه ها و کوهها و سنگها و زمین و ماه و خورشید و ستارگان هیچ فعل ذهنی ای انجام نمی دهند یا ، به تعبیر دیگر، آگاه نیستند. از میان تعداد عظیم اشیاء مادّی عالم به تعداد نسبتاً معدودی از آنها افعال آگاهانه نسبت داده می شود.

۵ ۳ ۱. ما، در زمانهای خاصّی، به اشیاء مادّی خاصّی آگاهی داریم، مثلاً آنها را می بینیم یا لمس می کنیم یا به آنها می اندیشیم. اما این اشیاء مادّی حتّی وقتی که ما به آنها آگاهی نداریم می توانند استمرار وجود داشته باشند و استمرار وجود دارند. اشیاء مادّی، به این معنا، از آگاهی ما به آنها استقلال کامل دارند، یعنی سِنخِشان چنان است که وقتی که ما به آنها آگاهی نداریم، درست به اندازه وقتی که به آنها آگاهیم، از وجود بهره ورند. خلاصه آنکه مادّه مستقل است از آگاهی ما به آن. و، در هر لحظه، تعداد اشیاء مادّی ای که مورد آگاهی نیستند بسی بیشتر است از تعداد اشیاء مادّی موردِ آگاهی.

ضمناً، سه شرطِ لازمِ (و البتّه، نه کافی) مادّی بودن، تا همین جا، معلوم شد: همه اشیاء مادّی: الف. سنخی کاملاً متفاوت با سنخ افعال آگاهانه دارند؛ ب. در هر زمان معیّنی، در جایی از فضا واقعند؛ و ج. از سنخی اند که وقتی که به آنها آگاهی نداریم، درست به اندازه وقتی که به آنها آگاهیم، وجود دارند. این سه ویژگی از مهمّترین ویژگیهای اشیاء مادّی اند و هیچ چیزی، مادام که این هر سه ویژگی را نداشته باشد، نمی تواند «شیء مادّی» نام گیرد.

۶ ۳ ۱. احتمالاً زمانی بوده است که در آن زمان هیچ فعل آگاهانه ای به هیچ شیء مادّی ای بر روی زمین وابسته و منسوب نبوده است؛ یعنی موجود زنده و، در نتیجه، موجود آگاهی بر روی زمین وجود نداشته است. و در خصوص بدن انسان و آگاهی انسانی، این امر نه فقط محتمل بلکه یقینی و قطعی است. زمان نسبتاً محدودی اگرچه شاید چند میلیون سال بیش نمی گذرد از وقتی که انسان، بر روی زمین، پدید آمده است. نیز ممکن است، در آینده، زمانی بیاید که در آن زمان موجود زنده و آگاهی بر روی زمین وجود نداشته باشد.

سه نکته را نباید انکار کرد: یکی اینکه، حتی وقتی که هیچ آگاهی ای بر روی زمین وجود نداشته است، ممکن است در جای دیگری از عالم، بر روی سیّارات دیگری، موجودات آگاهی وجود داشته بوده اند. دیگر اینکه، ممکن است هم اکنون نیز موجودات آگاهی در جا یا جاهای دیگری از عالم وجود داشته باشند. و سوم اینکه، وقتی که (احتمالاً) آگاهی بر روی زمین یکسره نابود شود باز ممکن است بر روی سیّارات دیگری آگاهی وجود داشته باشد. اما به این نکته هم باید قائل بود که ممکن است دورانهای طولانی ای در تاریخ عالم مادّه وجود داشته بوده اند، یا در آینده وجود یابند، که در آنها هیچ آگاهی ای به هیچ جسمی وابسته و منسوب نبوده است و یا نباشد یعنی هیچ فعل آگاهانه ای انجام نمی گرفته است یا نخواهد گرفت. دو رأی و نظر دیگر فهم عرفی در باب عالم نیز عبارتند از:

۷ ۳ ۱. همه اشیاء مادّی و همه افعال آگاهانه ما آدمیان و سایر حیوانات روی زمین در زمان واقعند، و، به تعبیر دقیقتر، یا در گذشته در زمان واقع بوده اند یا اکنون در زمان واقعند یا در آینده در زمان واقع خواهند بود یا هر سه (یعنی هم در گذشته در زمان واقع بوده اند و هم اکنون در زمان واقعند و هم در آینده در زمان واقع خواهند بود). هیچ یک از اشیاء مادّی موجود در مکان و هیچ یک از افعال آگاهانه ما را نمی توان اصلا ً موجود دانست، مگر اینکه در زمانی که در آن زمان ما به وجود آن قائلیم وجود داشته باشد. سایر اشیاء مادّی و افعال آگاهانه را فقط می توانیم بگوییم که در گذشته وجود داشته اند یا در آینده وجود خواهند داشت، امّا نمی توانیم بگوییم که اکنون وجود دارند.

پس، مراد از در زمان واقع بودن همه اشیاء مادّی و همه افعال آگاهانه این است که هر یک از اینها یا در گذشته وجود داشته است یا اکنون وجود دارد یا در آینده وجود خواهد داشت یا هم در گذشته وجود داشته است و هم اکنون وجود دارد و هم در آینده وجود خواهد داشت؛ و این قول که چیزی وجود داشت، غیر از این قول است که چیزی وجود دارد، و این هر دو غیر از این قولند که چیزی وجود خواهد داشت؛ و هر یک از این سه قول مختلف درباره پاره ای از چیزها صادق است.

۸ ۳ ۱. همه آراء و نظراتی را که تحت عنوان «آراء و نظرات فهم عرفی» آوردیم واقعاً می دانیم، نه اینکه صِرفاً به آنها باور داریم. نیز تفاصیل بسیار عدیده ای درباره اشیاء مادّی و افعال آگاهانه خاصّ، گذشته، حال و آینده، می دانیم. بیشترین چیزهایی که می دانیم، البته، درباره گذشته اند؛ اما درباره حال نیز دانسته های فراوان داریم، و درباره آینده هم بسا چیزها می دانیم (هر چند احتمالاً دانسته های راجع به آینده احتمالی و ظنّی اند). در واقع بیشترِ علوم خاصّ را می توان به عنوان ساحتهایی تعریف کرد که در آنها دانسته هایی تفصیلی در باب اشیاء مادّی ای که در جایی از فضا واقع بوده اند یا واقعند و در باب افعال آگاهانه انسانها بر روی زمین ارائه می شوند؛ و این علوم در ارائه انبوه عظیمی از دانسته های واقعی بسیار موفّق بوده اند. در مورد همه این علوم، انبوه عظیمی از چیزهایی وجود دارند که اکنون قطعاً واقعیّت تلقّی می شوند، و چیزهای فراوانی که سابقاً مورد اعتقاد بوده اند امّا اکنون قطعاً خطا تلقّی می شوند، و چیزهای فراوان دیگری که اکنون نمی دانیم و شاید در آینده نیز هرگز ندانیم. در همه گفت و گوهای متعارف و عادی، در همه مطبوعات، و در همه کتابهای غیر فلسفی، ما مدام فرض را بر این می گذاریم که میان آنچه می دانیم (= علم)، آنچه به خطا باور داریم (= جهل مرکّب)، و آنچه هنوز در باب آن نادانیم (= جهل بسیط) فرق هست؛ و بخش عظیمی از حقایق درباره اشیاء مادّی و افعال آگاهانه انسانها به طبقه اوّل یعنی طبقه چیزهای مطلقاً معلوم تعلّق دارند.

۴ ۱. همه آراء و نظراتی که تحت عنوان «آراء و نظرات فهم عرفی» ذکر شدند، حتّی به صورت مجموعی، توصیف کلّی ای از کلّ عالم عرضه نمی کنند، به آن معنا که نخستین مسأله فلسفه ارائه توصیف کلّی ای از کلّ عالم است. این آراء و نظرات می گویند که یقیناً در عالم دسته های بزرگی از چیزها وجود دارند و این چیزها به انحاء خاصّی با یکدیگر ارتباط دارند؛ امّا نمی گویند که این دسته های بزرگ چیزها یگانه دسته هایی اند که در عالم وجود دارند یا ما می دانیم که وجود دارند؛ نمی گویند که هر چیزی که ما به وجود داشتنش علم داریم به یکی از این دسته ها تعلّق دارد؛ و انکار نمی کنند که ممکن است در عالم دسته های مهمّی از چیزهایی وجود داشته باشند، یا حتّی ممکن است بدانیم که دسته های مهمّی از چیزهایی در عالم وجود دارند، که به هیچ یک از دسته های مذکور تعلّق ندارند.

مثلاً، فهم عرفی می گوید: در عالم دو دسته چیز وجود دارند: اشیاء مادّی در مکان، و افعال آگاهانه انسانها و حیوانات زنده بر روی زمین. امّا برای اینکه این قول به توصیف کلّی ای از کلّ عالم تبدیل شود، یکی از این دو سخن را باید بر آن بیفزاییم: یا باید بگوییم که هر چیزی در عالم به یکی از این دو دسته تعلّق دارد؛ یا باید بگوییم که هر چیزی که ما می دانیم که در عالم هست به یکی از این دو دسته تعلّق دارد، هر چند ممکن است در عالم چیزهای دیگری وجود داشته باشند که ما به وجود داشتن شان علم نداریم. یعنی یا باید بگوییم که این دو دسته چیز یگانه دسته چیزهای عالم اند؛ یا باید بگوییم که این دو دسته یگانه دسته هایی اند که به وجودشان در عالم علم داریم، امّا ممکن است دسته های دیگری هم وجود داشته باشند.

سخن نخست، یعنی اینکه بگوییم که این دو نوع چیز یگانه انواع چیزهای عالمند، واضحترین اشکالش این است که این سخن، با منحصر ساختن افعال آگاهانه به افعال آگاهانه انسانها و حیوانات روی زمین، این امکان را منتفی می کند که در سیّارات دیگر موجودات زنده صاحب آگاهی وجود داشته یا وجود دارند، و حال آنکه منتفی دانستن این امکان را تقریباً هر کسی نسنجیده می داند. امّا با جرح و تعدیل این سخن نخست، می توان به سخنی بسیار موجّه رسید، و آن اینکه در عالم، واقعاَ چیزی وجود ندارد، و هرگز وجود نداشته است، مگر، از سویی، اشیاء مادّی موجود در فضا و، از سوی دیگر، افعال آگاهانه ای کمابیش شبیه افعال آگاهانه انسانها و حیوانات، که وابسته به اجسام زنده ای اند کمابیش مشابه اجسام زنده انسانها و حیوانات.

امّا سخن دوم، یعنی اینکه بگوییم که این دو نوع چیز یگانه انواع چیزهایی اند که به وجودشان در عالم علم داریم، امّا ممکن است انواع دیگری نیز وجود داشته باشند که برای ما ناشناخته باشند، از صورت جرح و تعدیل یافته سخن نخست هم موجّه تر است و بسیاری از مردم، اعمّ از فیلسوف و غیر فیلسوف، بدان قائلند.

کسانی که قائل شده اند که در عالم اشیاء مادّی موجود در فضا و افعال آگاهانه وجود دارند و وجود داشته اند نمی توانند انکار کنند که یقیناً، در عالم، لااقلّ دو چیز دیگر نیز وجود دارند: خود مکان و خود زمان.بر اساس این قول، باید پذیرفت که خود مکان و زمان واقعاً وجود دارند، یعنی چیزی اند. به همین نحو، ممکن است در عالم انواع چیزهای دیگری، علاوه بر مکان و زمان، نیز بر ما شناخته شوند که نه شیء مادّی باشند و نه فعل آگاهانه، و یکی از اهداف فلسفه شناساندن چنین چیزهایی است. فیلسوفانی که چنان سخن گفته اند که گویی اشیاء مادّی و افعال آگاهانه یگانه انواع چیزهایی اند که ما به وجود داشتن شان در عالم علم داریم واقعاً نمی خواسته اند که وجود چیزهای دیگر را انکار کنند، بلکه مرادشان این بوده است که اشیاء مادّی و افعال آگاهانه یگانه انواع چیزهای شناخته شده ای اند که، به معنای خاصّی، جوهریاند؛ به معنای خاصّی که به آن معنا خود مکان و زمان جوهری نیستند، و این قول که قول صحیحی نیز هست، نه وجود چیزهایی را که برای ما ناشناخته مانده اند منتفی می کند و نه وجود انواع چیزهای غیر جوهری، مثل زمان و مکان، را.

۵ ۱. بنابراین، یکی از راههای رسیدن به توصیفی کلّی از کلّ جهان این است که به آرا ء و نظرات فهم عرفی چیزهایی نسبتاً ساده، از همان نوع که گفته شد، بیفزاییم. اما بسیاری از فیلسوفان اساساً با فهم عرفی، به یکی از سه روش، مخالفت ورزیده اند و آن را غیر صحیح دانسته اند: یا گفته اند که در عالم، علاوه بر انواع چیزهایی که فهم عرفی به وجود آنها قائل است، انواع بسیار مهمّ جوهری دیگری نیز یقیناً وجود دارند؛ یا گفته اند که پاره‎ای از انواع چیزهایی که فهم عرفی به وجود آنها قائل است وجود ندارند یا اگر هم وجود دارند ما به وجودشان علم نداریم؛ و یا هر دو گفته را جمع کرده اند و هم بر فهم عرفی چیزهایی افزوده اند و هم با آن مخالفت کرده اند.

۱ ۵ ۱. نمونه هایی از نظراتی که چیزی بسیار مهمّ به فهم عرفی می افزایند ولی با فهم عرفی مخالفت نمی کنند عبارتند از:

۱ ۱ ۵ ۱. این نظر که یقیناً در عالم خدایی وجود دارد؛ افزون بر اشیاء مادّی و افعال آگاهانه، یک ذهن الاهی و افعال آگاهانه این ذهن نیز وجود دارد.

۲ ۱ ۵ ۱. این نظر که حیات آتی ای نیز وجود دارد؛ یعنی علاوه بر افعال آگاهانه ای که به بدنهای ما در طول حیاتشان بر روی زمین وابسته اند، اذهان ما، پس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *