توضیحات
فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گونه شناسی و روش شناسی روایات تفسیری امام باقر (ع) :
مقدمه
بر اساس حدیث ثقلین، قرآن و عترت همتای یکدیگرند و هدایت امت اسلامی در تلازم ایـن دو ثقل است. اهل بـیت (ع) مـانند رسول خدا(ص) عهده دار تبیین آیات الهـی و اصـیل تـرین مرجـع بـرای دستیابی به فهم معارف قرآنی هستند. از این رو، روایات ایشان منـابع مهـم علـم تفسـیر بـه شـمار می آید. ایشان به دلیل انتساب به پیامـبر(ص) و تـوجه خـاص و عنایت خداونـد، مرجـع و مـورد تـوجـه عـموم مـردم بوده اند (ر.ک؛ الأحزاب /۳۳ و الشوری/۲۳) و نقش بسیار مهـم و حسـاس آنـان در بیـان احکام الهی و سنت نبوی و نیز هدایت و ارشاد مردم در تفسیر به رأی نـکردن، حـاکی از مـراقبت دائم و تلاش های بیوقف آنان در حفظ و حراست قرآن و سـنت از دسـتبرد اجانب میباشد، تا جـایی کـه هر یک از آن بزرگواران در احیای مکتب توحیدی، شـهد شـهادت نوشـیدند و بعضـی بـا توجـه بـه موقعیت زمـانی، بـر کـرسی تدریس و تبیین احکام و تفسیر آیات تکیه زدنـد و شـاگردان بـیشـماری تربیت کـردند. در میان امامان شیعه، پـس از امیـر مؤمنـان علـی(ع)، بخـش عمـده ای از روایـات بـه صادقین (ع) میرسد و این امر به دلیل موقعیت خاص سیاسی جـامع آن روز بــود کــه آنـان بـیش از دیگر امامان اهل بیت (ع) فرصت نشر علوم آل محمد(ص) را یافـتند. از این رو، دربار امام بـاقر(ع) گفتـه شده است: «و لم یظهر عن أحد من ولد الحسن و الحسین (ع) من علم الدین و الآثار و السنن و عـلـم القـرآن و السـیره و فنون الآداب ما ظهـر عـن أبـی جعفـر(ع): و بـرای هـیچ یـک از فرزنـدان حسـن و حسین (ع) از عـلم دین، آثـار، سـنت، علم قرآن، سیره و فنون ادبی، ماننـد آنچـه کـه بـرای ابـیجعفـر نمایان شد، آشکار نـشده اسـت» (ابـن شهر آشوب، ۱۳۷۹ق.، ج ۴: ۱۹۵).
در این پژوهش، روایات تفسیری امام باقر (ع) بررسی شده اسـت و روایـاتی کـه در ایـن پـژوهش مورد تـحلیل و روش شـناسی قرار گرفته اند، غالبا از منابع متقدم امامیه هستند.
۱ـ مبانی قرآن شناختی در روایات امام بـاقر(ع)
تـأمل در روایات تـفسیری امام باقر(ع) نشان میدهد که مهم ترین مبانی قرآن شناختی در روایـات آن حضرت عبارت است از:
۱ـ۱) جـامعیت قـرآن
امام باقر(ع) دربار جامعیت قرآن میفرماید: «إن الله لم یدع شیئا یحتـاج إلیـه الأمـ إلـی یـوم القیام إلا أنزله فـی کـتابه و بـینه لرسوله: خدای متعال هیچ امری را فروگذار نکـرده کـه مـردم بـدان احتیاج داشته باشند، مگر آنـکه آن را در کـتابش فرو فرستاده است و برای رسول خویش آن را بیـان فرموده است» (صفار، ۱۴۰۴ق.، ج ۱: ۶؛ کلینی، ۱۴۰۷ق. ، ج ۱: ۵۹ و عـیاشی، ۱۳۰۸ق.، ج ۱: ۶).
۱ـ۲) حـجیت سنن و اقوال پیامبر و اوصیای ایشان در تفسیر
ایشان در این باره میفرماید:
«ما وجدتم فی کتاب الله فالعمل بـه لازم لا عـذر لکم فی ترکه و ما لم یکـن فـی کتـاب الله و کانت فیه سـن مـنی فلا عذر لکم فی ترک سنتی و ما لم یکن فیه سن منـی فمـا قـال أصحابی فخذوه فـإنما مـثل أصحابی فیکم کمثل النجوم فبأیها أخـذ اهتـدی و بـأی أقاویـل أصحابی أخذتم اهـتدیتم و اخـتلاف أصحابی لکم رحم قیل یا رسول الله و من أصـحابک قـال أهـل بیتی: آنچه در کتاب خدا یافتید، بدانید کـه عـمل به آن لازم است و شـما در تـرک آن هیچ عذری نخواهید داشت و آنچه که در کـتاب خـدا موجود نباشـد و در آن سـنتی از مـن مـوجود بـاشد، پس بـدانید کـه شـما هیچ عذری در ترک سنت من نـخواهید داشـت و در آنچـه که از من سنتی نباشد، پس آنچه اصحابم گفته اند، همان را بگویید؛ چـراکه مـثل اصحاب من در میان شما، همچون سـتارگان است که به هـر یکـ هدایت جویید، هدایت یابید و هــر یـک از سـخنان اصحابم را که اخذ کنید، هدایت میپذیرید و اخـتلاف اصـحابم بـرای شـما مایـ رحمت اسـت. عـرض شد: ای رسول خدا! اصحاب شـما چـه کـسانی هستند؟ فرمود: اهل بـیـتم
هـسـتند» (صـفار، ۱۴۰۴ق.، ج ۱: ۱۱؛ صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۱۵۶ و طبرسـی، ۱۴۰۳ق.، ج ۲: ۳۵۵)
۱ـ۳) مـمنوعیت تـفسیر به رأی
امام باقر(ع) دربار ممنوعیت تفسیر به رأی میفرماید: «ما علمتم فقولوا و ما لم تعلموا فـقولوا الله أعـلم إن الرجل لینتزع الآی من القرآن یخر فـیها أبـعد ما بـین السـماء و الأرض: آنـچه را که مـیدانیـد، بگویید، ولی آنـچه را که نمی دانید، پس بگویید خدا دانـاتر اسـت؛ چراکـه انسـان گـاهی بـه آیـه ای استشهادی میکند و آنـگاه آن را از (مـعنای خود) به شدت دور میکند» (برقی، ۱۳۷۱قـ. ، ج ۱: ۲۰۶؛ کـلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۱: ۴۲؛ شـهید ثـانی، ۱۴۰۹ق.: ۲۱۵ و عـیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۱۷).
همچنین میفرماید: «لیس شـیء أبـعد من عقول الرجال منه إن الآیـ ینـزل أولهـا فـی شـیء و أوسطها فی شیء و آخرها فی شیء، ثم قـال:””إنـما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیـت ویطهرکم تـطهیرا” (الأحـزاب /۳۳) مـن مـیلاد الجـاهلی»: هـیچ چیز دورتر از تفسـیر قـرآن نسـبت بـه عقول مردم نیست؛ چراکه گاه اول آی قرآن در یک باب نازل شده، وسط آیه در امری دیگـر و آخـر آن در مسئله ای دیگر. سپس فرمود: خداوند فقط مـیخواهد پلیدی و گناه را از شما اهـل بیـت دور کند و کاملا شما را پاک سازد؛ از پیدایش جاهلیت» (عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۱۷ و برقی، ۱۳۷۱ق.، ج ۲: ۳۰۰).
۱ـ۴) اخذ آنچه موافق قرآن است
امام باقر (ع) در این زمینه میفرماید: «و انظروا أمرنا و ما جاءکم عنا، فإن وجدتموه للقرآن مـوافقـا فـخذوا به، و إن لم تجدوه موافقا فردوه، و إن اشتبه الأمر علیکم فیه فقفوا عنـده و ردوه إلینـا حتـی نشرح لکم: در امر ما و آنچه که از ناحی ما به شما میرسد، بنگریـد. پـس اگـر آن را موافـق قـرآن نـیافتید، آن را رد کـنید و اگر کار بر شما مشتبه شد، بازایستید و آن مسئله را به ما ارجاع دهیـد تـا برای شما شرح دهیم» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۲: ۲۲۲؛ حلـوانی، ۱۴۰۸ق.: ۸۰۲؛ طوسـی، ۱۴۱۴ق.: ۲۳۳؛ طبری آملی، ۱۳۸۳ق.: ۱۱۳؛ دیلمـی، ۱۴۰۸ق.: ۳۱۴). هـمچنین میفرماید: «فما وافق کتـاب الله فـخذوا بـه و ما خالف کتاب الله فدعوه: آنچه را که موافق کتاب خداست، بگیریـد و آنچـه را کـه مخالف کتاب خداست، واگذارید» (صدوق، ۱۳۷۶ق.: ۳۶۷ و عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۸).
۲ـ جایگاه علوم قرآنی در روایات امام باقر(ع)
۲ـ۱) نـاسخ و مـنسوخ
نـسـخ در اصطلاح علوم قـرآنی عـبارت است از رفع تشـریع سـابــق کــه ظــاهرا مقتضـی دوام بوده، به تشریع لاحق، به گونه ای که جمع آنها یا ذاتا یا به دلیل تنافی آشکار، یا به دلیل خاصـی از اجماع یا نص صریح ممکن نباشد (ر.ک؛ معرفت، بیتا، ج ۲: ۲۷۴) یا رفـع حـکـم شـرعی، بـه دلیـل شرعی (ر.ک؛ زرقانی، بیتا، ج ۲: ۷۲).
خود قرآن به وقوع نسخ در قرآن تصریح دارد، چـنان که میفرماید: «مـا ننسـخ مـن آیـ أو ننسها نأت بخیر منها أو مثلها ألم تعلم أن الله علی کل شیء قدیر: هر حـکمی را نـسخ کنـیم، و یا نـسخ آن را به تأخیر اندازیم، بهتر از آن، یا همانند آن را میآوریم. آیا نمیدانستی که خداوند بر هر چیز توانا است؟!» (البقره / ۱۰۶) و «وإذا بدلنا آی مـکان آی والله أعلم بما ینزل قالوا إنمـا أنت مفتر بل أکثرهم لا یعلمون: و هـنگامی کـه آیه ای را بـه آی دیگـر مبـدل کنـیم [= حکمـی را نسخ نماییم] ـ و خدا بهتر میداند چه حکمی را نازل کند ـ آنها میگویند: تو افـتـرا مــیبنـدی! امـا بیشترشان (حقیقت را) نمیدانند!» (النحل /۱۰۱).
از نظر قرآن پژوهان مسلمان، اعم از شیعه و غیرشیعه، نـسخ هـم در قـرآن و هم در سنت رواسـت و نسخ قرآن به قرآن، و قرآن به سنت و سنت به سنت و سنت بـه قـرآن جـایز اسـت و سـابقه دارد (برای آگاهی بیشتر، ر.ک؛ تفسیر ابوالفتوح رازی: ذیل آی ۱۰۶ سور بقره).
در اینجا بـه ذکر سه نمونه از روایات نـاسخ و مـنسوخ از دیدگاه امام باقر(ع) اشاره میشود:
الف) «و الذین یتوفون منکم و یذرون أزواجا وصی لأزواجهم متاعـا إلـی الحـول…: و کسانی که از شما در آستان مرگ قرار میگیرند و همسرانی از خود به جـا مـیگذارنـد، بایـد بـرای همسران خود وصیت کـنند که تا یک سال آنها را (با پرداختن هزین زنـدگی) بهـره منـد سـازند…» (البقره /۲۴۰).
«عن أبی بصیر قال سألته عن قول الله:”والذین یتوفون منکم ویذرون أزواجـا وصـیه لأزواجهم متاعا إلی الحول غیر إخراج…” قال: هـی مـنسوخه نسـختها «یتربصن بأنفسـهن أربع أشهر وعشرا» (البقره /۲۳۴) نسختها آیات المیراث) قلـت: و کیـف کانـت قـال: کـان الرجل إذا مات ـ أنفق علی امرأته من صلب المال حولا، ثم أخرجت بلا میراث ـ ثم نـسختها آی الربـع و الثمن ـ فالمرأه ینفق علیها من نصیبها: ابوبصیر گوید: از امام باقر(ع) دربـار ایـن آیه پرسیدم. امام باقر(ع) در جواب فرمود: این آیه منسوخ شده است. من از حضرت پرسـیدم که چگونه آیه منسوخ گردیده اسـت؟ حـضرت فرمود: وقتـی مـردی مـی مـرد، از رأس مـال، مقداری را به همسر خود انفاق می نمود و زن پس از او بدون هیچ میراثی خارج می گشت و این شد که این آیه با آیه ای که در باب ربع و یک هـشتم ارث نـازل گـشت، منسوخ شد و بـه این تـرتیب، بـه زن بـه اندازه ای کـه نصـیب و بهـره اش باشـد، حـق دارد ارث ببـرد» (فـیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۲۷۰ و شریف لاهیجی،۱۳۷۳، ج ۱: ۲۳۴).
ب) «والمحصنات من الذین أوتوا الکتاب مـن قـبلکم: و آنـان پاکـدامن از اهـل کـتـاب، حـلال انـد” (المائده /۵).
زراره گوید: «از امام باقر (ع) در مورد این آیه پرسیدم (منظور آی حـلیت ازدواج بـا زنـان پاکـدامن اهل کتاب) و ایشان فرمودند: با آی «…ولا تمسکوا بعصـم الکـوافر…: و هرگـز زنـان کـافر را در همسری خود نگه ندارید…» (الممتحن /۱۰)» (طـوسی، ۱۴۰۷ق.، ج ۷: ۲۹۸؛ هـمـان، ۱۳۹۰قـ. ، ج ۳:۱۷۹ و حر عاملی، ۱۴۰۹ق. ، ج ۲۰: ۵۳۳).
ج) «یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تـموتن إلا وأنتم مسلمون: ای کسانی کـه ایمان آورده اید! آن گونه که حق تقوا و پرهیزکاری است، از خدا بپرهیزید! و از دنیا نروید، مگر اینـکه مـسلمان بـاشید!” (آل عمران /۱۰۲).
ابن عباس و طاووس گفتند که این آیه محکم است و منسوخ نیسـت، و قـتـاده، ربـیـع، سـدی، و ابن زید گفتند که این آیه با آی «فاتقوا الله ما استطعتم…: پس تا میتوانید تقـوای الهـی پیشــه کـنید» (التـغابن /۱۶) منسوخ شده است و این مطلب از امام باقر(ع) و امام صادق (ع) روایت شده اسـت. (ر.ک؛ طوسی، بـیتا، ج ۲: ۵۴۳).
۲ـ۲) اسـباب نـزول
علم به اسباب نزول که جز از راه روایت و سماع به دست نمی آید، از اساسیترین ابزارهای فهم و درک مـعانی آیات و بـرطرف کـنند مشکلات فراوان در زمینـ تفسـیر و تبیـین مفـاهیم قـرآن اسـت (ر.ک؛ حجتی، ۱۳۸۳: ۳۳). نداشتن آگاهی از اسـباب نـزول، در بـسـیاری مــوارد، آدمـی را در فهـم احکام دینی و مسائل اعتقادی و اسرار کلام الهی به حیرت میاندازد. در مـقابـل، آشــنایی بــا سـبب نزول میتواند به پژوهشگر کمک کند تا آن حکمت را که بیانگر راز تشریع و وضع احـکـام و قــوانین الهی است، بازیابد. نداشتن آگاهی از سبب نزول، حتی گاه صـحاب پیـامبر(ص) را نیـز دچــار اشــتباه مـیکرد و از این رو، در بسیاری موارد، پیامبر(ص) با بیان سـبب نـزول، آنـان را از سـرگردانی رهـایی میبخشید (ر.ک؛ همان: ۸۳ـ۹۵). بخشی از احادیث تـفسیری امـام باقر(ع) به این مورد اختصاص دارد که به نمونه ای از آن اشاره میشود:
* «یا أیها الذین آمنوا لا یحـل لکـم أن تـرثوا النساء کرها…: ای کسانی که ایمان آورده ایـد! برای شـما حـلال نیسـت کـه از زنـان، از روی اکـراه (و ایجـاد نــاراحتی بــرای آنـهـا) ارث ببریـد!» (النساء/۱۹).
از امام باقر(ع) روایت شده است در جاهلیت رسم بر این بود کـه شـوهر چون میمرد، پسر متـوفی از همسر دیگرش و یا ولی آن پسر با انداختن لباس خـود بـه سـر همسـر متـوفی، زن او را بــه ارث تـصاحب میکرد. سپس یا خودش با همان مهر سابق بـا او ازدواج مـیکـرد و یـا بـه ازدواج دیگـری درمـی آورد و مـهریه را مالک میشد و آی شریفه از این عمل نهی کرده اسـت. امـام بـاقر(ع) در این بـاب فرموده است: «چون ابوقیس بن اسـلب وفـات نمود، فرزند او محصن، جام خـود را بـه سـر زن پـدر خود انداخت که کبیثه نام داشــت و دخـتـر معبـدبن معبـد بـود و نکـاح او را وارث شــد، ولـی از او کـناره گیری نـمود و در ادای حـقوق او امـساک کرد و آن زن برای شـکایت خـدمت رسـول (ص) آمــد و قـضیه را نقل نمود و حضزت فرمود: برگرد به خانه ات. اگر از خداوند حکمی دربار تــو رســید، اعـلام میدارم که این آی حرمت نکاح زنـان پدران نازل شد و آن زن نزد خـویشان خـود رفـت و در مدینـه زنان چندی بـودند کـه مردانی وارث نکاح آنها شده بودند؛ مانند کبیثه، جز آنکـه آن مـردان پسـران شوهران آنـها نـبودند و آی ۱۹ سور نساء برای حکم آنـها نـازل شـد (ر.ک؛ قمی، ۱۳۶۷ق.، ج ۱: ۱۳۴؛ بحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۴۷؛ فـیض کـاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۴۳۳؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۳: ۳۵۸؛ موسوی، ۱۴۰۹ق.، ج ۷: ۴۰۷ و طـباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۴: ۲۵۹).
۲ـ۳) مـحکم و متشابه
«حکم» در اصل به معنای منع نمودن و جلوگیری به کار رفته است، البته جـلوگیری از افـساد به سبب اصلاح. بنابراین، به هـر گـفتاری که رسـا و شـبهه نـاپذیر باشد و مورد کج فـهمی قرار نگیرد، محکم میگویند؛ یعنی، مستحکم و خلل ناپذیر (ر.ک؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۲۴۸ـ۲۴۹). آیات محکـم، آیاتی است که مـفهوم آن به قدری روشن باشد که جـای گـفتگو و بـحث در مـعنای آن وجــود نداشـته باشد؛ مـثل آیات «قـل هو الله أحد: بگو: خداوند، یکتا و یگانه است» (الإخـلاص /۱)؛ «لیس کمثله شیء: هیچ چیز همانند او نیست» (الشوری/۱۱)؛ «الله خـالق کـل شـیء…: خداوند آفریـدگار همـه چیز است…»(الزمر/۶۲) و… آیات مـحکمات در قـرآن «أم الکـتاب» نـامیـده شــده اســت. «أم الکتـاب» یعنی ریشه، مرجع و مفسر آیات متشابه (ر.ک؛ مکارم شیرازی و دیگران، ۱۳۷۴، ج ۲: ۴۳۳).
دربار متشابه در قرآن گفته شده است: «والمتشابه من القـرآن مـا أشـکل تفسـیره لمتشـابهته بغیره: متشابهات قرآن آن است کـه تفسیرش مشکل میباشد؛ زیرا نمود آنچه را که هسـت، نـدارد و به چیز دیگری شبیه است» (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق.: ۴۴۳).
قرآن کریم تأکید میفرماید که معانی آیـات متشـابه و تأویـل آنهـا را جـز «راسـخان در علـم» نمیدانند. پیشوایان دین نـیز در روشـن ساختن مصداق «راسخان در علم» سخن گفته اند. بر اسـاس روایات متعددی که از ائم اطهار نقل شـده اسـت، مصـداق راسـخان در علـم، امامـان و پیشـوایان راستین دین هستند. به روایتی از امام باقر(ع) در این زمینه مـیپردازیم: «قـال یا إبلیس ما منعـک أن تسجد لما خلقت بیدی أستکبرت أم کنت من العالین: گفت: ای ابلیس! چه چیز مـانع تـو شد که بر مخلوقی که بـا قـدرت خود او را آفریدم، سجده کنـی؟ آیـا تکبـر کــردی یـا از بـرتـرین هـا بودی؟» (ص /۷۵).
«محمد بن مسلم قال: سألت أبا جعفر(ع) فقلت قوله عز و جل:”قال یا إبلیس مـا منعـک أن تسجد لما خلقت بیدی” (ص /۷۵) فقال الید فی کلام العـرب القـوه و النعمه قـال:”واذکر عـبـدنا داوود ذا الأیـد” (ص /۱۷) و قــال:”والسـماء بنیناهـا بأیـد”(الـذاریات /۴۷) أی بقـوه و قـال:”وأیدهم بروح منه” (المجادله /۲۲)، أی قـواهم و یقـال لفـلان عنـدی أیـاد کثیـره أی فواضـل و إحسان و له عندی ید بیضاء أی نعمه: محمدبن مسلم گوید: از امام بـاقر دربـار کـلام خداونـد کـه میفرماید:”قـال یا إبـلیس ما منعک أن تسجد لما خلقت بیدی” سؤال کردم. امام فرمـود: یـد در کلام عرب به معنای قوت و نعمت است و فرمود:”واذکـر عبـدنا داوود ذا الأیـد” و فرمـود:”والسماء بنیناها بأید”: یعنی، به قوت و میفرماید::وأیدهم بـروح مـنه”؛ یعنی: بـه آنـان نیـرو داد، و گفته میشود: لفلان عندی أیاد کثیره، و منظور بخشش ها و نیکیهای اوست؛ و له عنـدی یـد بیضاء، یعنی: نـعمت» (صدوق، ۱۳۹۸ق.: ۱۵۳؛ همان، ۱۴۰۳ق.: ۱۶؛ بحرانـی، ۱۴۱۸ق.: ۳۰؛ فـیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۲۹۴؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۱۱: ۲۱۱؛ عروسـی الحـویزی، ۱۴۱۵قـ. ، ج
۴: ۴۴۴ و طـباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۶: ۴۰).
۲ـ۴) حـروف مقطعه
حروف مقطعه حروفی هستند که در ابتدای برخی از سوره های قرآن آمده است. حروف مقطعـه در ابتدای ۲۹ سـوره از سـوره های قرآن ذکر شـده اسـت و مجموعـا ۷۸ حـرف اسـت کـه بـا حـذف مکررات، ۱۴ حـرف مـیشود. از امـام باقر(ع) دربار معنای حروف مقطعـه در ابتـدای برخـی سـوره هـا روایاتی وارد شده است؛ از جمله این روایات:
۲ـ۴ـ۱) نـماد برخی از اسماء خدای سبحان
الف)”الم” (البقره /۱)
از امام باقر(ع) در معنای”الم” سور بقره روایت شده اسـت کــه فرمـود: «”الـم” در ابتـدای سور بـقره، یعـنی: أنا اللـه الملـک: مـن خـدای فرمـانروا هسـتم» (صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲؛ عروسـی الحویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۲۶؛ بحرانی، ۱۴۱۸ق.، ج ۱: ۵۹۵).
ب)”الم” (آل عمران /۱)
همچنین دربار”الم” در آغاز سور آل عمران از ایشان روایت شده است که فرمود: «یعنی؛ أنا الله المجید: من خدای مجید و بزرگ هـستم» (صدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲؛ فـیض کاشـانی، ۱۴۱۵ق.، ج۱: ۳۱۵؛ بحرانی، ۱۴۱۸ق.، ج ۱: ۵۹۵؛ عروسـی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۳۰۹ و قمـی مشـهدی،۱۳۶۸، ج ۳: ۲۵).
ج)”المص” (الأعراف /۱)
از امام باقر و امام صادق (ع) دربار”المص” در ابتدای سور اعراف نقل شده اسـت کـه فرمـود: یعنی: أنا الله المقتدر الصادق: مـن خـدای تـوانـای راســتگو هسـتم» صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲؛ فـیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۲: ۱۷۹؛ بحرانی، ۱۴۱۸ق.، ج ۲: ۵۱۶؛ عروسـی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۲: ۲؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۵: ۳۴).
د)”الر” (یونس /۱)
همچنین دربار”الر” که در آغاز سور یونس آمده، از امام باقر(ع) نقل شده است که به معنای «أنا الله الرءوف» میباشد (ر.ک؛ صدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲).
هـ)”المـر” (الرعـد/۱)
دربار”المر” که در آغاز سور رعد آمده، از امـام بـاقر (ع) چنـین نقـل شـده اسـت: «أنـا اللـه المحیی الممیت الرازق: من خدای زنده کننده، میراننده و روزیدهنـده هسـتم» (صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲).
و)”کهیعص” (مریم /۱)
همچنین دربار حـروف مقطع ابتدای سور مریم فرمودنـد: «أنـا الکـافی الهـادی الـولی العـالم الصادق الوعد: منم خدای کفایت کننده و هدایتگر، ولی، عالم و صادق در وعده» (صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲).
۲ـ۴ـ۲) نام های پیامبر
دربار حروف آغازین سور طه، بـه نـقل از امـام باقر(ع) چنین روایت شده است: «أمـا طـه فـإسم من أسماء النبی(ص) و معناه یا طالب الحق الهادی إلیه: طه نامی از نام های پیامبر اکـرم (ص) مـیباشـد، و معنای آن این است که ای طالب حق که بـه سـوی آنـ هـدایت مـیکنـی!» (صـدوق، ۱۴۰۳ق.: ۲۲).
البته معانی فوق و امثال آن کـه دربار حروف مقطعه در روایات آمده است، قطعا تنهـا معنـای ایـن حروف نخواهد بود، همچنان که در پاره ای روایات، معانی دیگری نیز برای همین حــروف بـیـان شــده است.
۲ـ۵) فضایل و خواص سوره ها
یکی از مباحث علوم قرآنی، ذکـر فضایل و خواص سوره های قرآن کـریم اسـت کـه در برخـی از روایات امام باقر (ع)بیان شده است. در ادامه به بـرخی از این روایات اشـاره مـیشود:
الف) سور مائده
ابوالجارود از امام محمد باقر(ع) روایت کرده اسـت کـه فرمـود: «کـسـی کــه سور مائـده را هـر پنجشنبه تلاوت کند، ایمان او به ظلم آلوده نمیگـردد، و هرگـز شـرک نخواهـد ورزیـد» (صـدوق، ۱۴۰۶ق.: ۱۰۵؛ دیلمی، ۱۴۰۸ق.: ۳۶۹؛ بـحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۲۱۳؛ فـیض کـاشـانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۲: ۱۰۵؛ قمــی مشــهدی، ۱۳۶۸، ج ۴: ۲۱؛ عروســی الحــویزی، ۱۴۱۵ق. ، ج ۱: ۵۸۲؛ عیاشــی، ۱۳۸۰ق،. ج ۱: ۲۸۹ و طبرسی،۱۳۷۲، ج ۳: ۲۳۱).
ب) سور نحل
محمدبن مسلم از امـام مـحمد بـاقر(ع) روایت کرده است که فرمود: «هر کس سور نحل را در هـر ماه تلاوت کند، از قرض در این دنـیا و هـفتاد نـوع بلا کـه سـبکترین آنهـا دیـوانگی، جـذام و پیسـی میباشد، در امان خواهد بود و در بهشت عدن کـه جـایگاه میانی بهشت اسـت، مقـام خواهـد کـرد» (صــدوق، ۱۴۰۶ق.: ۱۰۷؛ دیلمــی، ۱۴۰۸ق.: ۳۷۱؛ بحرانــی، ۱۴۱۶ق.، ج ۳: ۴۰۱؛ فــیض کاشــانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۳: ۱۶۵؛ قـمــی مـشــهدی، ۱۳۶۸، ج ۷: ۱۷۵؛ عـروســی الحــویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۳: ۳۸؛ عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۲: ۲۵۴۹ و طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۶: ۵۳۵).
ج) سور لقمان
عمرو بن جبیر عرزمی روایت کرده است که پدر او از امام مـحمد بـاقر(ع) شنیده است که فرمـود:
«کسی که سور لقمان را در هر شب تلاوت کند، خـداوند در آن شـب فـرشتگانی بر او میگمارد کـه او را تا صبح از شر ابلیس و دستیارانش محافظت کنند و اگر این سوره را در روز تلاوت نماید، هـمان فـرشتگان او را تا شامگاهان از شر شیطان و دستیارانش به دور نگاه دارند» (صدوق، ۱۴۰۶ق.: ۱۱۰؛ دیلمی، ۱۴۰۸ق.: ۳۷۳؛ بـحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۴: ۳۵۹؛ فــیض کـاشـانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۱۵۲؛ قمـی مشــهدی، ۱۳۶۸، ج ۱۰: ۲۲۷؛ عروســی الحــویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۱۹۳ و طبرســی، ۱۳۷۲، ج ۸: ۴۸۸).
ه) سور مؤمن
ابوالصباح کنانی روایت کرده است که امام مـحمد بـاقر(ع) فـرمود: «اگر کسی هر شـب سور حـم مؤمن را تلاوت کند، خداوند تمام گـناهانش را خـواهد آمرزید، او را باتقوا گرداند و آخـرت را بـرای او بهتر (و راحت تر) از دنیا قرار دهد» (صـدوق، ۱۴۰۶ق.: ۱۱۳؛ بحرانـی، ۱۴۱۶ق.، ج ۴: ۷۴۱؛ فـیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۳۵۱؛ قـمی مـشهدی، ۱۳۶۸، ج ۱۱: ۳۵۳؛ عروسـی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۵۱۰ و طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۸: ۷۹۸).
و) سور زخرف
ابوبصیر روایت کرده است که امام محمد بـاقر(ع) فـرمود: «کسی که بر تلاوت سور حـم زخــرف مـداومت کـند، خداوند او را از گزند حشرات زمین و فشار قبر در امـان دارد تـا هنگامی که در پیشـگاه خداوند بایستد، آنگاه آن سوره میآید و بـه دسـتور خداونـد او را وارد بهشـت مــیکنـد» (صــدوق، ۱۴۰۶ق.: ۱۱۳؛ راوندی، ۱۴۰۷ق.: ۲۴۳؛ حر عاملی، ۱۴۰۹ق.، ج ۶: ۲۵۵؛ بـحرانـی، ۱۴۱۶ق.، ج ۴: ۸۴۳؛ فـیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۴۰۲؛ قـمـی مـشـهدی، ۱۳۶۸، ج ۱۲: ۳۳؛ عـروسـی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۴: ۵۹۱؛ کاشانی، ۱۴۲۳ق.، ج ۶: ۲۳۷ و طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۹: ۵۹)[۱].
۳ـ روش های تـفسیری
۳ـ۱) تـفسیر قرآن به قرآن
تفسیر قرآن به قرآن به معنای استفاده حداکثری از آیات در فـهم مـعنا و مراد آیات قـرآن اسـت.
روش تفسیری قرآن بـا قرآن از جمله روش هایی اسـت کـه در متون علوم قرآنی از آن فراوان یاد شـده اسـت. در این شیوه، معانی آیات قرآن به کمک آیات مشابه که موضـوع و محتـوای آنهـا یکسـان یـا حـداقل نـزدیک به هم است، استخراج مـیشود.
اسـاس این روش تـفسیری، این اعتقاد است کـه قـرآن مبین خویش است: «إن القـرآن یفـسر بعضه بعضا»[۲] (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۵۴: ۲۱۸) و اگر ابهام و اجمالی در برخی آیات قرآن دیده مـیشـود، معلول نبود توجه و تـدبر در دیگـر آیات قرآنی است و با مراجعه به آیات دیگـر بـرطرف میشود.
روش تـفسیری قـرآن بـه قرآن در روایات تفسیری امـام بـاقر(ع) دیـده مـیشـود کـه بـه آن اشـاره میشود:
از زراره و محمدبن مسلم ـ دو تن از شخصیت های برجست اصحاب امـام بـاقر و امام صادق ـ کـه از امام باقر (ع) پرسـیدند: «چـگونه حـکم بـه وجـوب قصر در سفر مـیکنید و حـال آنکه در قرآن تعبیر به “فلیس علیکم جناح: گناهی بر شما نیست” (النساء/۱۰۱) شده است که بــه حـسـب ظــاهر، بـه معنی جواز قصر است نه وجـوب آن؟! امـام (ع) در پاسـخ بـا تـمسک به آیـ”إن الصـفا والمـروه مـن شعآئر الله فمن حج البیت أو اعتمر فلا جناح علیه أن یطوف به هما ومن تطوع خیرا فـإن الله شاکر علیم: صفا و مروه از شعائر (و نشانه های) خـداست! بنابراین، کسانی که حج خان خـدا و یا عمره انجام می دهند، مانعی نیست که بر آن دو طواف کنند و کسی که فرمـان خـدا را در انجـام کارهای نیـک اطاعـت کنـد، خداونـد (در برابـر عمـل او) شــکرگزار و (از افـعـال وی) آگـاه اسـت”
(البقره /۱۵۸). فرمود: «همان گونه که مقصود از عبارت “لاجناح” در این آیه ناظر به وجـوب طـواف “سعی” است نه جواز آن، در آی”فلیس علیکم جناح” نیز به معنی وجوب قصر است، نه جــواز آن» (ابـن حیون، ۱۳۸۵ق.، ج ۱: ۱۹۵؛ صدوق، ۱۳۱۴ق.، ج ۱: ۴۳۴؛ عیاشـی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۲۷۱؛ استرآبادی، بیتـا، ج ۱: ۲۷۰؛ بحرانـی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۱۶۳؛ فـیض کاشـانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۴۹۳؛ شریف لاهیجی، ۱۳۷۳، ج ۱: ۵۳۹؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۲: ۲۰۲؛ عروسی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۱۴۸؛ کاشانی، ۱۴۲۳ق.، ج ۲: ۱۳۸؛ طبرسی، ۱۳۷۲،. ج ۳: ۱۵۴؛ کاظمی، ۱۳۶۵، ج ۱: ۲۷۳؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۵: ۶۶).
۳ـ۲) تفسیر قرآن با سنت
یکـی از روش هـای کهن و معمول در تفسیر قرآن، تـفسیر بـه سنت یا تفسیر منقول و مأثور است؛ زیرا بنا بر اجماع در بسیاری از مجملات و مبهمات قرآنی از سوی پیامبر(ص) شرح و تفسیر شده انـد.
امام باقر(ع) گرچه خود یکی از ائمـه اسـت و روایات تفسیری ایشان یکی از مـنابع مـتقن بـرای تفسـیر قرآن کریم به شمار میآید، علاوه بر بیان تفسیری خویش، برخی از روایات پدران طـاهرین خـود را در تفسیر آیات قرآن نقل کرده است. برخی از این روایات از این قرار است.
الف) امام باقر در تفسیر آی”إن الذین یأکلون أموال الیتــامی ظـلمـا إنمـا یـأکلون فـی بطونهم نارا وسیصلون سعیرا: کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم میخورند، (در حقیقت، ) تنها آتش میخورند و به زودی در شعله های آتش (دوزخ) میسـوزند” (النسـاء/۱۰)، بـه حـدیثی از پیامبر استناد کـرده اسـت (بحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۳۲ و کـاظمی، ۱۳۶۵، ج ۳: ۱۴۰).
ب) آن حضرت در تفیسر آی”یوصیکم الله فی أولادکم للـذکر مثـل حـظ الأنثیـین…:
خداوند دربار فرزندانتان به شما سفارش می کـند که سهم (میراث) پسر بـه انـدازه سـهم دو دختـر باشد…” (النساء/۱۱)، روایتـی از امـام عـلی (ع) در باب دین و وصیت نقل کـرده اسـت (ر.ک؛ بحرانـی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۳۷).
ج) ایشان دربار زمان نزول سور مائده، به حدیثی از امـام علـی(ع) اســتناد کــرده اسـت (ر.ک؛ عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۲۸۸ و بحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۲: ۲۱۳).
۳ـ۳) جری و تطبیق
«جری» یا «تطبیق» آیه بر موردی مشخص که در روایات به وفـور یافــت مــیشـود، اصـطلاحی برگرفته از احادیث ائمه (ع) است و به کارگیری چنین اصطلاحی در تفاسیر قـدما دیـده نشـده اسـت، هرچند مـمکن است به مضمون آن معتقد بوده اند.
اصطلاح جری و تطبیق نخستین بار از سوی عـلامه طباطبـائی طـرح شـد. وی در آغــاز تـفسـیر المیزان، بحث کوتاهی دربار جری فرموده است و در سراسر تفسیر، روایات مربوط را به آن مبحـث ارجاع داده است (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۱: ۴۲).
روایتی که این اصطلاح را در علوم قرآن پدیـد آورده، در تفسـیر عیاشـی (م. ۳۲۰ق.) و از امـام محمدباقر(ع) است. فضیل بن یسار میگوید: از امـام دربار این روایت که میفرماید: «ما فـی القـرآن آی إلا و لها ظهر و بطن و ما فیه حرف إلا و له حد و لکل حد مطلع ما یعنی بقوله لها ظهر و بطـن، قال: ظهره تنزیله و بطنه تأویله منه ما مضی و مـنه مـا لم یکن بعد یجری کما یجری الشمس و القمر کلما منها شیء وقع: پرسیدم: منظور از اینکه قرآن ظهر و بطنی دارد چیست؟ حضرت فرمود: ظهـر آن، تنزیل آن است و تأویل آن، بطن آن میباشد. تأویل مقداری از قرآن گـذشـته اســت و برخـی از آن هنوز تأویل نشده جریان دارد، همچون جریان آفتاب و ماه؛ هر زمان از آن چیزی واقع و یا نمودار میشود» (عیاشی، ۱۳۸۰ق.، ج ۱: ۱۱؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۱: ۲۹؛ طباطبـائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۱ک ۴۲؛ شریف الرضی، ۱۴۲۲ق.: ۲۳۶). اصطلاح «جـری» از همـین روایـت برگرفتـه شـده اسـت.
حـضرت امـام باقر(ع) ـ ضمن روایتی میفرماید:
«اگر آیه ای دربار امتی نازل میشد و آنها منقرض مـیشـدند و بـا انقـراض آنـان آیـه میمرد، چیزی از قرآن باقی نمیماند. قرآن از آغاز تا انجامش و از انتها تا ابتدای آن همواره ـ تـا آسـمان هـا و زمین برپاست ـ جریان دارد. پس برای هــر مـلتـی، آیـه ای اســت کـه آن را تلاوت میکند و آنان به لحاظ آن آیه در خیر یا شر خواهند بود» (فـرات کـوفی، ۱۴۱۰ق.: ۱۳۹ و مجلسی ۱۴۰۳ق.، ج ۲۴: ۳۲۸).
گفته میشود که روش ائمه (ع) این بوده که آیـاتـی از قــرآن کــریم را بـر مـواردی قابـل انطبـاق، تطبیق میکردند، گرچه از مـورد نـزول آیه خارج باشد (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۱: ۴۲).
به ذکردو نمونه از جری و تطبیق در روایات امام باقر(ع) میپردازیم:
الف)”الذین أخرجوا من دیارهم بغیر حق إلا أن یقـولوا ربـنا الله.. .: هـمان ها که از خانـه و شهر خود به ناحق رانده شدند، جـز اینکه میگفتند پروردگار ما خدای یکتاست! ” (الحج /۴۰).
از امام باقر(ع) ذیل این آیه آمده است: «نزلت فی رسول الله صلی الله علیه و آله و عـلی و حـمـزه و جـعفر و جرت فی الحسین علیهم السلام أجمعین: این آیه در حق پیامبر (ص)، علی (ع)، حمزه و جـعفـر نـازل شده است، ولی در حق حسین (ع) جاری گریده است» (کلینی، ۱۴۰۷ق.، ج ۱۵: ۷۵۰؛ صـدوق، ۱۳۸۵ق.، ج ۱: ۲۰۷؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵ق.، ج ۳: ۳۸۱؛ فرات کـوفی، ۱۴۱۰ق.: ۲۷۳؛ حسـکانی، ۱۴۱۱ق. ، ج ۱: ۵۲۱؛ بـحرانــی، ۱۴۱۶ق.، ج ۳: ۸۸۸؛ طـباطبــائی، ۱۴۱۷ق.، ج ۱۴: ۳۹۵؛ شـــریف لاهیجی، ۱۳۷۳، ج ۳: ۱۹۱؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۹: ۱۰۳ و عروسی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۳: ۵۰۱).
ب)”…فاسألوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمـون:. .. اگـر نـمـی دانـیـد، از آگـاهـان بپرسـید” (النحل /۴۳).
زراره از امام باقر(ع) میپرسد: «مقصود از آیه چه کسانی هستند؟ امـام بـاقر (ع) در پاسـخ فرمـود: نحن هـم: مـقصود مـاییم. زراره پرسید: پس سؤال کنندگان ماییم؟ فرمودند: آری. زراره پرسید: پس بر شماست که پاسخ ما را بگویید؟ امام (ع) فرمود: این دیگـر بــه عهـده ماسـت» (صـفار، ۱۴۰۴ق.، ج ۱: ۴۲؛ حر عاملی، ۱۴۰۹ق.، ج ۲۷: ۷۱؛ قمی، ۱۳۶۷، ج ۶: ۶۸؛ بحرانـی، ۱۴۱۶ق. ، ج ۳: ۴۲۳؛ قمـی مشهدی، ۱۳۶۸، ج ۷: ۲۱۳؛ عروسی الحـویزی، ۱۴۱۵ق.، ج ۳: ۵۸ و طـباطبـائی، ۱۴۱۷قـ. ، ج ۱۴: ۲۵۶). گـفته شده که این روایت از قبیل جری است؛ زیرا آیـه خصوصـیتی نـدارد و مقصـود از ذکـر میتواند قرآن یا مـطلق کـتب آسمانی یا معارف الهی باشد و در هر حال، ائمه (ع) مصـداق اهـل الـذکر هستند. پیداست کـه این روایت درصـدد تـفسیر آی حسب شأن نزول نیست؛ چه اینکه معنـی نـدارد مشرکین به خاندان پیامبر(ع) یا اهل قرآن مـراجعه کـنند (ر.ک؛ طباطبائی، ۱۴۱۷ق. ، ج ۱۴: ۲۵۶).
۳ـ۴) تبیین آیات الأحکام
آیات الأحکام، آیاتی است که به احکام فـقهی و تـکالیف عـملی ارتباط دارد (ر.ک؛ شهابی، بیتا، ج ۲: ۴)؛ به عبارت دیگر، بر آن دسته از آیات قرآن اطلاق میشود که بیانگر احکام عـملی اسـلام بـاشـد (ر.ک؛ مـدیر شـانه چـی، ۱۳۸۹: ۲)، نقـش امـام بـاقر(ع) در تفسـیر و تبیـین آیـات قـرآن، بـه ویـژه آیات الأحـکام بـسیار روشن و برجسته است. در اینجا به سه نمونـه از روایـات ایشـان در ایـن زمینـه میپردازیم:
الف)”ذلک لمن لم یکن أهله حاضری المـسجدالحرام: این بـرای کسی است که خانواده او، نزد مسجدالحرام نباشد” (البقره /۱۹۶).
زراره میگوید: از امام بـاقر (ع) دربار این آیه پرسیدم. حضرت فرمود: «هو لأهل مک لیســت لهــم مـتع و لا علیهم عمره قلت فما حد ذلک قال ثـمانی و أربـعین میلا من نواحی مکه: این برای اهل مکه است که تمتع ندارند و عمره هـم بـر آنها نیست. گفتم حد آن چـه مـقدار اسـت؟ فـرمـود: ۴۸ مـیـل از نـواحی مکه» (مجلسی، ۱۴۰۳ق.، ج ۹۶: ۸۶؛ عیاشی، ۱۳۸۰ق.؛ ج ۱: ۹۳ و بحرانی، ۱۴۱۶ق.، ج ۱: ۴۲۵).
ب)”سماعون للکـذب أکـالون للسحت…: آنها بسیار به سخنان تو گوش می دهنـد تـا آن را تکذیب کـنند…” (المـائده /۴۲).
عماربن مروان میگوید: «معنای “غلول” را از امـام باقر (ع) سؤال کردم. فـرمود: کـل شیء غل من الإمام فـهو سـحت و أکل مال الیتیم و شبهه سحت و السحت أنواع کثیره منها أجـور الفـواجر و ثمـن الخـمر و النـبی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.