تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیت الله بروجردی؛ آیت اخلاص :

مقدمه

تقریب و هماهنگی از مهم ترین موضوعات مورد نیاز جوامع اسلامی در عصر حساس کنونی است؛ عصری که تمام قوای کفر، دست به دست هم به رویارویی مستقیم با اسلام برخاسته اند. همه مسلمانان باید به این نکته توجه داشته باشند که یگانه راه غلبه بر جبهه استکبار و استعمار، وحدت مسلمانان جهان با همه تنوع های اقلیمی، نژادی و مذهبی و مبارزه با تفکر سکولاریسم و جدایی دین از سیاست است. در طول تاریخ، دانشمندان اسلامی(اعم از شیعه و سنی) بیشترین مبارزه را با این تفکر سکولاریسمی داشته و زیباترین تلاش ها را در راه وحدت مسلمانان جهان انجام داده اند. نوشته ای که پیش روی شما است، شرح حال دو تن از عالمان سرشناس اسلام یعنی آیت الله العظمی بروجردی و شیخ محمود شلتوت است. معرفی این دو شخصیت بزرگ که به طور مشترک در راه وحدت بین مذاهب اسلامی گام های مؤثر و چشمگیری برداشته اند، ضرورت و لزوم حفظ وحدت امت اسلامی را بیشتر نمایان می سازد.

تبارشناسی آیت الله بروجردی

وی از سادات «طباطبایی» شهر بروجرد است و تبارش با سی واسطه درخشان به امام حسن مجتبی علیه السلام منتهی می شود. در سلسله تبار پدری و مادری آیت الله بروجردی، شخصیت های سرشناس دینی به چشم می خورند که در چند قرن اخیر، همواره مرجعیت و رهبری جهان تشیع را بر دوش داشته اند. جد پنجم وی، آیت الله سیدمحمد طباطبایی بروجردی از مجتهدان بزرگ نجف و دارای تألیفات بوده است و از طرفی همشیره زاده علامه مجلسی اول شمرده می شود. همچنین علامه بحرالعلوم سیدمحمد مهدی طباطبایی، عموی جد دوم او است که از فقیهان بزرگ و از شاگردان برجسته وحید بهبهانی به شمار می آید؛ چنان که برادر علامه بحرالعلوم یعنی آیت الله سیدجواد طباطبایی، جد سوم او است، و پسرش میرزا علی نقی طباطبایی جد دوم و پسرش حاج میرزا احمد طباطبایی جد اول آیت الله بروجردی هستند که همه از مجتهدان بارز به شمار می روند. (برای آگاهی بیشتر، ر.ک: آیت الله بروجردی، ۱۳۷۱ ش، صفحات نخستین).

تولد و آغاز راه

آیت الله سیدحسین بروجردی، ماه صفر سال ۱۲۹۲ قمری در بروجرد چشم به جهان گشود. پدرش حاج سیدعلی طباطبایی، مردی دانشمند بود و در پرورش علمی سیدحسین سهم بسزایی داشت. وی با رهنمودهای پدرش به مکتبخانه رفت و در آغاز تحصیل، کتاب های گلستان سعدی، جامع المقدمات،[۱]، سیوطی[۲] و منطق[۳] را فرا گرفت؛ سپس برای ادامه تحصیل وارد مدرسه «نوربخش» در این شهر شد و پس از تکمیل دروس مقدماتی، به فراگیری فقه و اصول اشتغال یافت و در تمام این مدت، تهذیب نفس و فضایل اخلاقی را سرلوحه زندگی اش قرار داده بود تا این که به حد کمال و بالندگی لازم رسید (گلشن ابرار، ۱۳۸۲ ش، ج۲، ص۶۶۲).

هجرت به اصفهان

سیدحسین در سال ۱۳۱۰ قمری در هجده سالگی وارد حوزه علمیه اصفهان شد و در مدرسه صدر این شهر سکونت گزید. در این ایام، حوزه اصفهان رونق چشمگیری داشت و سیدحسین از این فرصت استفاده خوبی کرد و به مدت چهار سال در محضر استادان بزرگ مانند میرزا ابوالمعالی کلباسی، سیدمحمدتقی مدرس، سیدمحمدباقر درچه ای، جهانگیر خان قشقایی و ملامحمد کاشانی به تکمیل اندوخته های علمی همت گمارد (مجله حوزه، ش۵۳، ص۵۲ و ۵۷). یک روز که مثل همیشه سرگرم درس و تحقیق بود، نامه ای از پدر به دستش رسید که او را به بروجرد فرا خوانده بود. سیدحسین به ناچار راهی وطن شد و آن جا دریافت که هدف از احضار وی به بروجرد این است که مقدمات ازدواج او فراهم شده و تشکیل خانواده دهد. او نخست از بیم آن که ازدواج مانع ادامه تحصیل شود، از این امر امتناع ورزید؛ اما پس از مشاوره با پدر و اصرار او، با این امر موافقت کرد. وی بعد از توقفی کوتاه در بروجرد این بار همراه خانواده به حوزه اصفهان بازگشت و مدت پنج سال به تحصیل و تحقیق خود در این شهر ادامه داد که مجموعاً در مدت اقامت نه ساله اش در اصفهان، به مرتبه قابل توجه علمی رسید (دوانی، ۱۳۷۲ ش، ص۹۵).

آهنگ نجف اشرف

حاج آقا حسین در سال ۱۳۱۹ قمری نخست از اصفهان به وطن بازگشت؛ سپس بنا به سفارش پدر، عازم نجف اشرف شد. اقامت تحصیلی او در نجف اشرف حدود نه سال طول کشید و در این مدت از محضر بزرگانی چون آخوند خراسانی، سیدمحمدکاظم یزدی و شیخ الشریعه اصفهانی، علوم عالی فقه، اصول و رجال را آموخت. حضور محققانه او در دروس فقیهان نجف، شور و شوق و تحرک خاصی در آن حوزه ایجاد کرد؛ به طوری که تیزهوشی و سرعت انتقال وی، همه را به شگفتی واداشت و آوازه علمی او در اغلب محافل حوزه آن روز پیچید تا جایی که وی مورد عنایت و توجه استادش آخوند خراسانی قرار گرفت (مجله حوزه، شماره ۴۳ و۴۴، ص۳۱۴). با آوازه بلندی که آیت الله بروجردی در نجف یافت، زمینه تشکیل کلاس های درس برای او فراهم آمد و کنار بهره علمی از بزرگان نجف، خود نیز کرسی تدریس به پا کرد و در آن زمان کتاب فصول[۴] را برای جمعی از فضلای حوزه نجف تدریس کرد. تدریس فصول آیت الله بروجردی در نجف، تحقیق و امتیازات بارزی داشت. به گفته خود او، وی در تدریس اصول می کوشید همه اشکالات مؤلف را بر صاحب قوانین، پاسخ گوید (مجله حوزه، شماره ۴۳و۴۴، ص۳۱۵).

بازگشت به وطن

آیت الله بروجردی پس از یک دهه اقامت در نجف اشرف و با تصمیم این که دوباره به نجف باز می گردد، در سال ۱۳۲۸ قمری برای دیدار والدین و صله ارحام، به زادگاه خود بازگشت و میان استقبال کم نظیر عالمان و مردم، وارد شهر بروجرد شد. هنوز شش ماه از ورود او به وطن نگذشته بود که پدر دانشمندش حاج سیدعلی طباطبایی را از دست داد و در غم او عزادار شد. وی اگرچه در نجف به استادش(آخوند خراسانی) قول بازگشت به حوزه نجف را داده بود تا در شکوفایی و بالندگی آن مرکز علمی نقش تاریخی ایفا کند، درگذشت پدر سرنوشت او را تغییر داد و او را در وطن ماندگار ساخت. چندی بعد در سال ۱۳۲۹ قمری داغ رحلت مرحوم آخوند خراسانی که پدر دوم او به شمار می آمد، اندوه او را دوچندان کرد و طاقتش را برید. وی بارها به دوستان خود می گفت:

«مرگ دو پدر به دنبال هم مرا به ستوه آورد و سخت منقلبم کرد (دوانی، ۱۳۷۲ ش، ص۱۰۱)».

به هرحال آیت الله بروجردی نتوانست به نجف بازگردد؛ از این رو این بار مدت اقامت او در بروجرد حدود سی سال به طول انجامید. وی در تمام این مدت به طور مستمر مشغول تألیف، تدریس و تعلیم شخصیت های بارز حوزوی شد. اغلب آثار مکتوب او حاصل این دوره از اقامت وی در بروجرد است. وجود پر برکت او در بروجرد باعث شد تا تشنگان علم و معرفت از شهرهایی چون قم، کاشان، اصفهان و اهواز به سوی او بیایند و می رفت تا این شهر را مرکز دانش قرار دهد. افزون بر این، وی در این شهر مرجع دینی و اجتماعی مردم بود. ظهرها در مسجد «ناسک الدین» و هنگام مغرب در مسجد «حاج آقا مهدی» به اقامه جماعت می پرداخت و در اواخر نیز مدتی این فریضه الاهی را در مسجد «شاه» اقامه می کرد و کنار این ها به مشکلات دینی و اجتماعی مردم می رسید (دوانی، ۱۳۷۲، ص ۱۰۲ و ۱۰۳).

مسافرت های دیگر او

آیت الله بروجردی در سال ۱۳۴۴قمری از راه عتبات عالیات به زیارت خانه خدا مشرف شد و پس از اتمام مناسک حج در اوایل ۱۳۴۵قمری از مکه معظمه به کاظمین و سامرا آمد و مرقد امامان مدفون در این دو شهر را زیارت کرد؛ سپس از راه بصره وارد ایران شد. این ایام مصادف بود با مبارزات حاج آقا نورالله و آقانجفی از عالمان اصفهان که ضد رضاخان شوریده بودند که آیت الله بروجردی در همین ایام دستگیر و به تهران منتقل شد و مورد بازجویی مأموران قرار گرفت. در تهران رضاخان به دیدارش شتافت و هدفش از این دیدار آن بود که پای سیدعبدالکریم حائری را در نظر آیت الله بروجردی سست کند و این دو را در مقابل یک دیگر قرار دهد، و دلیل ملاطفت و مهربانی رضاخان با سیدحسین نیز همین امر بوده است. به هر حال، وی حدود صد روز در تهران بازداشت بود و پس از رفع محدودیت، به قصد زیارت حرم امام رضا علیه السلام عازم مشهد شد. پس از سیزده ماه اقامت در جوار امام هشتم، به قم آمد و پس از اقامتی کوتاه در قم، به وطن بازگشت و با استقبال پر شور مردم بروجرد روبه رو شد و تا ۱۳۶۳ قمری آن جا حضوری نافذ یافت (دوانی، ۱۳۷۲ ش، ص۱۰۴؛ مجله حوزه، ش ۴۳ و۴۴، ص۳۳۳۳۳۷).

پذیرش مرجعیت

آیت الله بروجردی در سال ۱۳۶۴قمری به علت بیماری، به تهران منتقل شد و در بیمارستان فیروزآبادی در دو مرحله مورد عمل جراحی قرار گرفت. سیل عالمان از قم، تهران و شهرهای دیگر به عیادت وی شتافتند. در این هنگام چند نفر از فقیهان سرشناس حوزه علمیه قم که در رأس آنان حاج آقا روح الله خمینی قرار داشت، از این فرصت بهره گرفتند و از آیت الله بروجردی جهت اقامت در قم و قبول مرجعیت جهان تشیع و رهبری و مدیریت حوزه علمیه قم دعوت کردند (محمد واعظ زاده خراسانی، ۱۴۲۱ ق/ ۱۳۷۹ ش، ص۵۳).

این موضوع پس از اصرار جمع حاضر، سرانجام مورد قبول واقع شد و آیت الله بروجردی در تاریخ ۲۶ صفر ۱۳۶۴قمری میان استقبال بی نظیر مراجع، عالمان و مردم قم وارد این شهر مقدس شد. پس از استقرار کامل و با همکاری کامل عالمان و مراجع، تدریس فقه و اصول را آغاز کرد و اغلب فضلا و مدرسان سرشناس از جمله حاج آقا روح الله خمینی و سیدمحمد محقق داماد و حاج آقا مرتضی حائری در درس وی حضوری پر نشاط داشتند (علی آبادی، ۱۳۷۹ ش، ص۴۴؛ مجله حوزه، ش۴۲و۲۳). همچنین آیت الله سیدصدرالدین صدر که خود از مراجع تقلید بود و در صحن بزرگ حرم اقامه جماعت می کرد، جایگاه نماز خود را به آیت الله بروجردی واگذاشت و به احترام او برنامه جماعت خود را تعطیل کرد. مرحوم آیت الله سیدمحمد حجت یکی دیگر از مراجع وقت بود که پایگاه تدریس خویش را در اختیار وی قرار داد. مرحوم آیت الله سیدمحمد تقی خوانساری هم که از فقیهان بنام قم و نجف شمرده می شد، برای احترام در درس او شرکت جست و همه امور روز به روز بر تقویت بنیه رهبری و مرجعیت آیت الله بروجردی افزود (دوانی، ۱۳۷۲ ش، ص۱۱۹ و ۱۲۰).

افزون بر این ها در سال ۱۳۶۵قمری آیت الله سیدابوالحسن اصفهانی از مراجع بزرگ تقلید در نجف اشرف بدرود حیات گفت؛ از این رو عالمان نجف و مقلدان مرحوم اصفهانی و به دنبال آن شیعیان سرتاسر جهان به آیت الله بروجردی روی آوردند و در مدت اندکی مرجعیت علی الاطلاق وی به مرحله ظهور رسید. مدیریت واحد و رهبری قاطع آیت الله بروجردی که حدود شانزده سال و تا ۱۳۸۰قمری ادامه داشت، تحولات بزرگی را از نظر سیاسی و اجتماعی به بار آورد و در همین جهت ساختار مدیریتی حوزه علمیه قم دچار تحول شد و وحدت و انسجام چشمگیری میان حوزه، روحانیان و قشرهای گوناگون مردم پدید آمد (اباذری، ۱۳۸۳ ش، ص۲۶ و ۲۷).

نوآوری در استنباط احکام

أ. نوآوری در فقه

روش اجتهادی آیت الله بروجردی، دگرگونی شگفتی در طریق استنباط احکام در حوزه های علمیه قم و نجف پدید آورد. شیوه بیشتر فقیهان بزرگ در استنباط احکام، فقط مراجعه به کتاب های احادیث مربوطه است؛ اما وقتی آیت الله بروجردی به عرصه فقاهت گام نهاد، به طور دقیق، سیر اقوال قدما و متأخرین را بررسی کرد و موضوع مراجعه به کتاب های قدما را به صورت اصل که از آن به «اصول متعلقات» تعبیر می کرد، پی گرفت. وی در استنباط هر فرع فقهی، اگر به حدیثی برمی خورد، به زمان صدور آن از نظر وجود فقیهان اهل سنت و آرای آنان به ویژه در مدینه و نیز در شهرهایی که سؤال کنندگان در آن دیار سکونت داشتند یا در تماس بودند و هم از نظر برداشتی که خود اصحاب و سؤال کنندگان از آن فرع فقهی داشتند و همان برداشت، سبب سؤال از امام می شد، توجه خاصی داشته است. بدیهی است تسلط و احاطه آیت الله بروجردی بر نکات ریز و درشت تاریخی، کمک شایانی به ارائه هر چه بهتر این شیوه از استنباط احکام می کرده است (مجله حوزه، ش ۴۳ و۴۴، با اقتباس از مقاله سیدجواد علوی).

ب. شیوه اصولی

اشراف کم نظیر آیت الله بروجردی بر مسائل علم اصول باعث پیشرفت هایی در این علم شده است. وی در مفهوم «إجماع» مبنای خاصی اختیار کرده بود. در بحث «إنسداد» نیز بر خلاف فقیهان مشهور که آن را دلیل بر حجیت مطلق ظن می دانند، وی با بیان خاصی، آن را دلیل بر حجیت خبر واحد نیز می دانست. همچنین بحث این که موضوع علم اصول «حجت» است یا «ادله اربعه»، از ابتکارهای او به شمار می آید (احمدی و دیگران، ۱۳۷۹ ش، ص۱۲۸، به نقل از آیت الله لطف الله صافی گلپایگانی).

ج. ابتکار در علم رجال

یکی از رشته های علوم اسلامی در حوزه های علمیه که از ارکان مهم استنباط تلقی می شود «علم رجال)[۵] است. آیت الله بروجردی در این رشته نبوغ عجیبی داشت و به اصطلاح، راویان احادیث را با انگشتان دستش می شمرد (علی آبادی، ۱۳۷۹ ش، ص۸۳، به نقل از آیت الله میرزاحسین نوری همدانی). وی در اثر این اشراف و تبحر توانست در این رشته ابتکار و نوآوری بدیعی از خود به یادگار گذارد. او در یک اقدام کم نظیر، سندهای روایات مورد نظر را از متن جدا کرد و مورد دقت و بازبینی تخصصی قرار داد که توضیح درباره جزئیات آن از حوصله این مقاله و مخاطبان آن خارج است؛ اما نمی توان از کاری که وی در طبقه بندی راویان حدیث انجام داد، صرف نظر کرد و پیامدهای مفید آن را ساده گرفت. وی در این تلاش ارزشمند محدثان صدر اسلام، دوره امامان، ایام غیبت صغرا و غیبت کبرا را از هم تفکیک کرد و همه راویان را در یک چارچوب و ساختار نو گنجاند و طبقات هر دوره را معیّن و این طبقه بندی را به دوره معاصر رسانید و خودش در این ابتکار، در طبقه سی و ششم قرار گرفت. این تلاش بدیع، فواید و آثار بسیار ارزشمندی در اختیار محافل تحقیقاتی و رجال شناسان گذاشت (علی آبادی، ۱۳۷۹ ش، ص۸۶؛ دوانی، ۱۳۷۲ ش، ص۱۶۰، با اقتباس).

زمینه های تفکرات تقریبی

شیوه های نو و راهبردی آیت الله بروجردی در استنباط احکام، زمینه تحقیقات گسترده ای در فقه اهل سنت را نیز فراهم کرد و اذعان داشت که با آگاهی از محتوای روایات و فتاوای رایج اهل سنت در زمان امامان معصوم علیهم السلام، بهتر و راحت تر می شود محتوای احادیث و منظور سخنان امامان معصوم علیهم السلام را دریافت و جمله معروفی از وی نقل شده که می فرمود: «فقه شیعه در حاشیه فقه اهل سنت است (واعظ زاده خراسانی، ۱۴۲۱ ق / ۱۳۷۹ش، ص۸۴)»؛ زیرا چون شیعیان در طول تاریخ حکومت نداشتند و اغلب حکومت در دست بنی عباس بود و بیشتر فتاوای اهل سنت میان مردم رواج داشت، محدثان و اصحاب امامان نیز با توجه به فضای حاکم بر جامعه آن روز، از امامان سؤال می کردند و امامان هم با توجه به همین معنا پاسخ می دادند. به عبارت دیگر، فقه شیعه ناظر بر فقه اهل سنت بود؛ چرا که پاسخ ها و سخنان امامان علیهم السلام ناظر بر فتاوای حاکم بوده است؛ از این رو آیت الله بروجردی، تحقیق و مطالعه کتاب های اهل سنت را از مقدمات لازم برای فهم فقه و اجتهاد می دانست. بدین سان اهتمام او به این موضوع، سبب اشراف و آگاهی های چشمگیر او از فتاوای رهبران مذاهب چهارگانه(شافعی، حنبلی، حنفی و مالکی) شد و به آرای صحابه و اندیشه وران بزرگ اهل سنت مانند لیث، ثوری، اوزاعی، ظاهری و دیگران نیز به طور کامل تسلط و اطلاع یافت. گاهی این اطلاع چندان عمیق و قوی بود که وقتی برخی از شخصیت های اهل سنت به حضورش می رسیدند و از نزدیک این حقیقت را مشاهده می کردند، متعجب می شدند (احمدی و دیگران، ۱۳۷۹ ش، ص۱۲۷، به نقل از آیت الله صافی گلپایگانی).

آیت الله بروجردی هرگز به نظریات و آرای اهل سنت، با دید منفی نمی نگریست؛ بلکه بیشتر سعی داشت تا به ادله آن ها دست یابد و موضوع را به طور صحیح ریشه یابی کند؛ برای مثال در وجوب ادای نماز در اول وقت که اغلب اهل سنت ملتزم به آن هستند و تأخیر نماز را از اول وقت، بدون عذر جایز نمی دانند،[۶] می فرمود: «فتوای اهل سنت از این جا نشأت گرفته که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله امام جماعت بود و امام جماعت باید در وقت معیّن حضور یابد و پیغمبر، اول وقت را انتخاب کرده بود و صحابه و تابعین نیز عمل پیامبر را ملاک قرار داده بودند که بعداً در مذاهب اهل سنت منعکس گردید؛ در حالی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله گاهی در حال اختیار، اول وقت را رعایت نمی کرد و اهل بیت هم بدان تصریح کردند و همین امر ملاک فتوای معروف شیعه قرار گرفته است (واعظ زاده خراسانی، ۱۴۲۱ ق / ۱۳۷۹ش، ص۸۸)».

وی با این توجیه، این پندار را که اهل سنت به عمد احکام را تغییر داده اند، نادرست می دانست و رد می کرد.

وحدت اسلامی

اعتقاد آیت الله بروجردی بر این بود که سامان بخشیدن به موضوع «وحدت میان مذاهب» از وظایف حیاتی هر عالم شیعی است و باید در تحقق آن کوشید. حتی معروف است که در روزهای آخر عمر پر برکت خویش، گاهی به حالت اغما فرو می رفت و چون از آن حال خارج می شد، درباره این موضوع می پرسید: «آقای شیخ محمدتقی به مصر رفت یا خیر؟ (احمدی و دیگران، ۱۳۷۹ ش، ص۱۷۱و۲۳۳)».

آقای شیخ محمدتقی قمی نماینده او در جامع الازهر و مجمع تقریب در مصر بود و در آن ایام چند روزی به ایران آمده و در قم به سر می برد.

آیت الله شهید مرتضی مطهری در مقاله ای تحت عنوان «مزایا و خدمات آیت الله بروجردی» چنین می نویسد: «یکی از مزایای معظم له توجه و علاقه فراوانی بود که به مسأله وحدت اسلامی و حسن تفاهم و تقریب بین مذاهب اسلامی داشت. این مرد چون به تاریخ اسلام و مذاهب اسلامی آشنا بود، می دانست که سیاست حکّام گذشته در تفرقه و دامن زدن آتش اختلاف چه اندازه تأثیر داشته است و هم توجه داشت که در عصر حاضر نیز سیاست های استعماری از این تفرقه حداکثر استفاده را می کنند و بلکه آن را دامن می زنند و هم توجه داشت که دوری شیعه از سایر فرقه ها سبب شده است که آن ها شیعه را نشناسند و در باره آن ها تصوراتی دور از حقیقت بنمایند. به این جهات بسیار علاقه مند بود که حسن تفاهمی بین شیعه و سنی برقرار شود که از طرفی وحدت اسلامی که منظور بزرگ این دین مقدس است، تأمین گردد و از طرف دیگر شیعه و فقه شیعه و معارف شیعه آن طور که هست به جامعه تسنن که اکثریت مسلمانان را تشکیل می دهند، معرفی شود (مطهری، شش مقاله، ۱۳۸۰ ش، ص۲۶۰؛ مطهری، تکامل اجتماعی انسان، ۱۳۶۳ ش، ص۲۰۴)».

چند سال پیش از آن که وی به زعامت و مرجعیت مطلق برسد، وقتی به همت جمعی از روشنفکران سنّی و شیعی «دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه» تأسیس شد، با تمام وجود از آن حمایت کرد و بعد که از بروجرد به قم آمد و مرجعیت را به دست گرفت، تا حد ممکن با این فکر همکاری کرد. جالب است که برای نخستین بار بعد از چندین سال، بین زعیم روحانی شیعه و زعیم روحانی سنی شیخ عبدالمجید سلیم و بعد از فوت او به فاصله دو سه سال شیخ محمود شلتوت، روابط دوستانه برقرار، و نامه ها مبادله شد. به گفته شهید مطهری، مرحوم بروجردی عاشق و دلباخته وحدت اسلامی بود و مرغ دلش برای این موضوع پر می زد. عجیب این است که در حادثه قلبی اول که بر او عارض شد و مدتی بیهوش بود و بعد به هوش آمد، قبل از آن که توجهی به حال خود بکند و در این موضوع حرفی بزند، موضوع تقریب و وحدت اسلامی را طرح می کند و می گوید: «من آرزوها در این زمینه داشتم (مطهری، شش مقاله، ۱۳۸۰ ش، ص۲۶۰؛ مطهری، تکامل اجتماعی انسان، ۱۳۶۳ ش، ص۲۰۴)».

حمایت از دارالتقریب اسلامی

در سال ۱۳۲۷شمسی برابر با حدود ۱۳۶۸ قمری، مرکز «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» به ابتکار اندیشه ور توانا مرحوم شیخ محمدتقی قمی و با هم یاری عالمان سرشناس جامع الازهر و برخی روحانیان شیعی تأسیس شد. آیت الله بروجردی اگرچه جزو مؤسسان آن نبود، از ابتدای فعالیت این مرکز به حمایت جدی از آن برخاست و حتی از کمک مالی به آن دریغ نورزید. افزون بر ارتباط مکاتبه ای با شیخ الازهر، عبدالمجید سلیم و بعد از او با شیخ محمود شلتوت، رابطه جهان تشیع را با دنیای اسلام هر چه مستحکم تر ساخت و بسیاری از سؤ تفاهم ها و بدبینی ها را به دوستی و محبت تبدیل کرد (واعظ زاده خراسانی، ۱۴۲۱ ق / ۱۳۷۹ ش، ص۳۶۹ و۳۷۰).

در اثر این درایت و حسن تدبیر، کار به جایی رسید که شیخ محمود شلتوت، آن فتوای تاریخی خود را صادر کرد[۷] و برای نخستین بار یک عالم سنی به طور رسمی مذهب شیعه را به رسمیت شناخت و برای آن در دانشگاه الازهر مصر، کرسی تدریس تشکیل داد (مطهری، شش مقاله، ۱۳۸۰ ش، ص۲۶۱؛ احمدی و دیگران، ۱۳۷۹ ش، ص۱۵۹، به نقل از آیت الله محمد فاضل لنکرانی). برای آگاهی از عمق این روابط و نقش مثبت و کارساز آیت الله بروجردی، متن دو نامه تاریخی که یکی از شیخ عبدالمجید سلیم و دیگری از شیخ محمود شلتوت است، از نظر می گذرد.

نامه اول از شیخ عبدالمجید سلیم:

«بسم الله الرحمن الرحیم، خدمت آیت الله السید الجلیل حاج آقا حسین بروجردی حفظه الله سلام علیکم و رحمته؛ اما بعد: استاد محترم، حضرت شیخ محمدتقی قمی دبیر کل دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه پیام شفاهی آن جناب را که دستور داده بودید به من برسانند، ابلاغ نمودند. شما اظهار لطف نموده و به ایشان از تقدیر و تشکر خود در باره کوشش هایی که ما و جماعت تقریب بین المذاهب اسلامی در راه خدمت به اسلام و مسلمین می کنیم و از تأثیر این کوشش ها در راه وحدت کلمه مسلمین و ایجاد تفاهم بیشتر و هماهنگی بهتر و اصلاح فسادی که مغرضین به وجود آورده اند، سخن گفته اید. خدا می داند که این امر، بهترین و عزیزترین آرزوهای من در زندگی است و تا زنده ام به خاطر آن و در راه آن کار می کنم. از اعتماد حضرتعالی نسبت به شخص من و از این عطف توجه به کوشش هایم تشکر می کنم. من با آنچه که از شما می دانم و سراغ دارم، همکاری شما را در این جهاد بزرگ خدایی بسیار بزرگ می شمارم؛ زیرا شما با علم و دانش و مقام و نفوذی که در ایران و غیر ایران دارید، همیشه در راه اصلاح امر امت اسلام کار می کنید. فکر تقریب بین مذاهب اسلامی، از توجه و عنایت شما بسیار بهره مند بوده و از کمک ها و مساعدت های پر ارزش شما در مناسبات مختلف برخوردار بوده است. نخستین وظیفه ای که به عهده ما علمای اسلامی است، خواه شیعه باشیم یا سنی، این است که از اذهان و افکار مردم، این مطلب را پاک کنیم و حقایق روشن اسلام و اصول محکم شریعت را طوری نشر دهیم که مردم را با حقیقت و هدایت خداوند بیدار و بینا سازیم. دیگر این که اخیراً از فوت عالم جلیل مرحوم سیدمحسن امین عاملی با خبر شدم. من وقتی از علم و اخلاص و جهاد او در راه این دین و مل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *