توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل الگوی آرمانگرایی و واقعبینی در اندیشه و سیره امام علی(ع) :
مقدمه
یکی از معضلات فکری ما در سیاست، چه داخلی و چه خارجی، به عنوان نظامی که بعد ایدئولوژیکی در آن مطرح بوده، این است که در اتخاذ سیاستها آیا باید صرفاً به «آرمانها» (Ideals) اندیشید یا اینکه صرفاً به منافع ملی توجه کرد و «واقعگرایی» (realism) را در پیش گرفت؟ جامعه ما بعد از انقلاب اسلامی، همواره با این چالش روبرو بوده است؛ به طوری که دورهای صرفاً در جهت گسترش اسلام و اهداف آرمانی قدم بر میداشته، و گاهی هم فقط بعد منافع مادی را در نظر داشته است. علاوه بر دو نظر فوق، نظر سومی نیز مطرح شده است، به تلفیق این دو دیدگاه معتقد است. البته، نظریات مختلفی در باب تلفیق آرمانگرایی و واقعگرایی مطرح شده است که از جمله آنها میتوان به نظریه: امالقری، نظریه وسع و تدرج، نظریه طولی، نظریه بعد مشروعیت و مقبولیت، نظریه سطح تحلیل منطقهای و جهانی، و در نهایت به نظریه آرمانگرایی واقعبینانه اشاره کرد. هر یک از این نظریات کوشیدهاند تا راهحلی، برای چالش مورد نظر ارائه کنند. در آرمانگرایی و واقعگرایی در اندیشه و سیره حضرت علی(ع)، به نظر میرسد که نظریات فوق خالی از اشکال نباشند و منظور حضرت علی(ع) را برآورده نسازند. بنابراین، برای یافتن منظور امام(ع)، به نظر میرسد که باید به اندیشه و سیره آن امام همام(ع) رجوع شود. از اینرو، ابتدا به بیان شاخصهای آرمانگرایی و واقعگرایی میپردازیم و سپس، نظر آن حضرت را درباره نظریه آرمانگرایی واقعبینانه بیان میداریم.
الف کلیات مفهومی
۱. تعریف و شاخصهای واقعگرایی
واقعگرایی یا رئالیسم به معنای گرایش به تحلیل اجتماعی، مطالعه و تجسم زندگی انسان در جامعه، مطالعه و تجسم روابط اجتماعی، روابط میان فرد و جامعه و ساختمان خود جامعه است، به صورتی که وجود دارد و نه آنگونه که باید باشد.[۱] پیروان این مکتب، کسب نفع شخصی و تلاش برای کسب قدرت و ازدیاد آن را، واقعیات جهان سیاست میدانند. آنان معتقدند که همیشه، کشورها در صدد نفع خود و کسب و اعمال و افزایش قدرتند و منافع ملی خود را بالاتر از همه ایدهها، اصول و اخلاق قرار دادهاند و خواهند داد.[۲]
شاخصهای واقعگرایی نیز عبارتند از:
قدرت، مرکز ثقل و هسته اصلی سیاست است. بیاعتقادی به قدرت در سیاست، مثل اعتقاد نداشتن به اصل جاذبه در علوم است.
قدرت، فقط به وسیله قدرت قابل مقابله، کنترل و محدود شدن است.
منافع ملی در صحنه بینالمللی راهنما، انگیزه و معیار رفتار کشورهاست.
بشر، طبعی نیکو نداشته است و ندارد. برعکس، افراد همیشه نفع طلب، قدرت طلب، ستیزهجو و خودخواه بودهاند و خواهند بود.
در یک کلمه میتوان گفت که واقعگرایی، مساوی با منافع و حرکت در جهت به دست آوردن منافع بدون در نظر گرفتن آرمانها و ایدههاست.
۲. تعریف و شاخصهای آرمانگرایی
در مقابل اندیشه رئالیستی، اندیشه آرمانگرایی یا ایدهآلیسم وجود دارد که بشر را ذاتاً خوب و خیرخواه فرض میکند، و این نظر را که همگان در تلاش برای کسب قدرتند، مردود میداند. ایدهآلیستها امور و روابط بینالملل را برمبنای اخلاق، عدالت، اعتماد و تعهد در نظر میگیرند. به اعتقاد آنان، سیاست باید مطابق آرمانها یا اصول متعالی عمل کند[۳] شاخصهای آرمانگرایی عبارتند از: عمل کند
قدرت فی نفسه محلی از اعراب ندارد، بلکه فقط در جهت خیر و نیکو از آن استفاده میشود.
در این اندیشه، بیشتر به اعمال مسالمت آمیز تکیه میشود و راهحل اختلافات از طرق آشتیجویانه دنبال میگردد.
آرمانها و اخلاق در صحنه بینالمللی راهنما، انگیزه و معیار رفتار کشورهاست.
این اندیشه، بشر را ذاتاً خوب و خیرخواه فرض میکند.
ب آرمانگرایی در اندیشه و سیره حضرت علی(ع)
۱. دلایل آرمانگرایی حضرت علی(ع)
دلایلی را که میتوان برای آرمانگرا بودن حضرت علی(ع) ذکر کرد، عبارتند از:
اول: مکتبسازی
یکی از دلایل اصلی و شاید مهترین دلیل که میتوان با استفاده از آن آرمانگرایی حضرت علی(ع)را اثبات کرد، همین مکتبسازی است. اگر حضرت علی (ع) با علم و زیرکی خاص خودشان میخواستند مانند معاویه عمل کنند، به نیکویی میتوانستند از عهده آن برآیند، همچنانکه خود ایشان میفرمایند: «به خدا سوگند، معاویه زیرکتر از من نیست، لیکن او پیمانشکنی و گناهکاری میکند. اگر پیمانشکنی ناخوشایند نمینمود، زیرکتر از من کسی نبود.»[۴] همه اینها، حاکی از آن است که ایشان به واقعیاتی که در جامعه به خود در آن زمان جریان داشت، کاملاً واقف بودند و شرایط را کاملاً درک میکردند. ایشان که میدیدند انسانها چطور خود را برای مسائل که اهمیت این دنیا فریفتهاند، نمیخواستند خودشان را همانند این مردمان آلوده کنند، و وجود آن دنیایی خود را به مظاهر این دنیا آلوده سازند. خداوند میخواست که به وسیله بهترین بندگان خود، جریان فکری و مکتبی ارائه دهد که از اول تا به آخر آن، همهاش چیزی جز حقیقت و راستی نیست. بالطبع، طلایهداران و مکتب سازانی چون مولی علی(ع) که سلسلهجنبان این حرکت به شمار میروند باید آنچنان این معارف و اصول را به مرحله اجرا در آورند، که کوچکترین خللی در آن راه نیابد. اگر مولی علی(ع) هم مانند معاویه میخواست برای دو روز دنیا با استفاده از «قاعده اهم و مهم»، «قاعده تزاحم» و دیگر قواعد کاری بکنند، حرف دروغی بزنند، وعده وعید نامربوطی به کسی بدهند و بیوفایی کنند تا روز حکومت دنیا را صاحب شوند، دیگر با کسانی همچون معاویه فرقی نمیکردند و امروز شیعه علی(ع) از شیعه معاویه تشخیص داده، نمیشد. پس، علی(ع) باید این گونه رفتار کنند، تکتک اصول آرمانی را به مرحله اجرا در آورند و این مکتبی را که قرار است در دنیا برای ابد باقی بماند کامل کنند و به یادگار بگذارند تا راهروی تمامی عاشقان و شیفتگان به آن مکتب باشد و براحتی قابلیت شناسایی داشته باشد.[۵] بعد از ساخت این مکتب با ستونهای بسیار محکم آن، که دیگر از بین بردن آن از دست کسی ساخته نیست، میتوان از قواعدی همچون اهم و مهم، درباره ضرورتهای اجتماعی بهره برد. در واقع، اینها همانند استثنائاتی میمانند که بریک اصل زده میشوند تا به هنگام ضرورت از این امکانات برای حل مشکلات بهره برد. اما همچنانکه گفته شد کسی همچون علی(ع) ، نباید از این امکانات استفاده کند، زیرا به عنوان یک مکتبساز به اصل لطمه میزند.
دوم: سازگاری آرمانها و منافع براساس رویکرد عاقبت اندیش:
دومین دلیلی که در اینجا میتوان ذکر کرد که البته اهمیت آن کمتر از مورد اول نیست در خود آرمانگرایی نهفته است. موقعی که از آرمانگرایی صحبت میشود، سریعاً به ذهن ما مفاهیمی ایدهآلی، دستنیافتنی و نشدنی متبادر میشود؛ مفاهیمی همچون: عدالت، وفای به عهد و جوانمردی که فرای واقعیات زندگانی (منافع) ما تلقی میشوند با عقل ما سازگاری ندارند. به عبارت دیگر، منفعتی از ملتزم بودن به اینها، حاصل نمیشود؛ چرا که آرمانگرایی را مقابل واقعگرایی میگیریم، واقعگرایی را همان طرفداری از منافع بر میشماریم. اگر ما بتوانیم ثابت کنیم که مفاهیمی همچون: عدالت، تعهد و وفای به عهد نیز منافعی را در بردارند، در این صورت به واقعگرایی میرسیم. شاید برای اینکه موضوع قریب به ذهن بشود، این طور بتوان گفت که این عقلی که منافع ما در هرکاری لحاظ میکند، خود این عقل دارای سلسله مراتبی است. مثلاً با عقل در مرحله اول، منافعی را از نظر زمانی بسیار نزدیک میباشند، به دست میآوریم. به طور مثال، در یک بار خرید و فروش یک جنس، سودی را به دست میآوریم و منفعت بهدستآمده را احساس میکنیم. در مرحله دوم عقل، به منافعی که کمی دورتر از منافع مورد اول میباشد، میرسد. یعنی، دست به کاری میزنیم که با اندک تأخیری، شاهد سود و منفعت کار خود خواهیم بود. مثلاً، در یک معامله سلفی معاملهای را انجام میدهیم که بعد از ۶ ماه، شاهد به دست آوردن سود و منفعت این معامله خواهیم بود.
در مرحله بعد، دست به معاملهای میزنیم که نتایج آن معامله از نظر زمانی، دیرتر از مورد اولی و دومی است. مثلاً، مقداری پول در بانک میگذاریم به امید اینکه ۵ یا ۶ سال آینده بتوانیم با اضافه پولی که میگیریم، صاحب خانه شویم. در واقع، بعد از ۵ یا ۶ سال آینده، شما به سود منفعت خود خواهید رسید؛ هر چند سود و منفعت را فوری به دست نیاوردهاید. پس، مدت زمانی صرف شد تا توانستید صاحب خانه شوید. اگر این مراتب را همچنان ادامه بدهیم، در نهایت یک عقل دوراندیش میرسیم. با استفاده از این عقل دوراندیش، میتوان معامله کلانتری کرده، که سود آن را کمی دیرتر به دست میآوریم. به طور مثال، اگر شما به مفاهیمی همچون: عدالت، جوانمردی و وفای به عهد، اعتقاد داشتید، پس اگر در مقابل دشمن خود پیمان متارکه جنگ بستید، دیگر این پیمان را نمیشکنید؛ چرا که معتقدید: «المؤمن إذا وعد وفا» یا «أوفوا بالعقود» حال، اگر آمدید و پیمان را برای هدفی کوچکتر و این دنیاییتر شکستید، در واقع مرتکب گناهی شدهاند. البته، ممکن است منفعت مختصری در کوتاه مدت نصیب شما بشود، اما در بلند مدت قطعاً به ضرر شما تمام خواهد شد. هنگامی که بر پیمان خود بودید و برای امروز دنیا پیمان شکنی نکردید، در واقع ممکن است در کوتاه مدت متضرر شوید، ولی در بلند مدت شما به سود کلانی دست خواهید یافت. این مورد با موارد قبلی که گفته شد، هیچ فرقی نخواهد داشت؛ زیرا در همه این موارد، در نهایت سود و منفعت است که حاصل میآید. با استفاده از این عقل دوراندیش است که میتوان به اموری همچون عدالت، اخلاق، وفای به عهد و جوانمردی دست یازید. پس، پایبند بودن به اینها، چیزی از سود و منافع آنها نمیکاهد. در نهایت، میتوان بدین نتیجه رسید که آرمانگرایی و واقعگرایی در عرض یکدیگر نیستند، بلکه در طول یکدیگرند. پس، آرمانگرایی، همان واقعگرایی است؛ بدینگونه که واقعگرایی مراتبی دارد، که آرمانگرایی در این سلسله مراتب در درجات بالا قرار خواهد گرفت. به عبارت دیگر، هر دو منفعت است؛ یکی منفعت مادی، و دیگری منفعت معنوی. پس، اگر هر دو را یکی گرفتیم، دیگر اشکال ما که معتقدیم آرمانگرایی در مقابل واقعگرایی است، منتفی خواهد بود و آرمانگرایی نیز همان عاقبت اندیشی یا دوراندیشی است. پس، وقتی مولا علی(ع) همانند معاویه نیرنگ به کار نمیبردند و پیمان شکنی نمیکنند، در واقع امام(ع) با دوراندیشی خودشان میخواهند سود و منفعت بیشتری به دست آورند.
به عبارت دیگر، معاویه که بیقرارتر و بیصبرتر است، سریعتر میخواهد به هدف خود برسد و منفعت خود را به دست آورد. امام علی(ع) که عاقبتاندیش و صبورند، دست به معاملهای میزنند که سود بیشتری در آن نهفته است.
سوم: کلاننگری
دلیلی دیگر برای اثبات آرمانگرایی علی (ع)، دید کلان داشتن و کلینگری در امور است. این مطلب، مانند در نظر گرفتن یک واقعه در یک ظرف بزرگتری است. پس، نتیجه نهایی که در پایان کار گرفته میشود مهم است، نه نتایج مقطعی و جزئی در یک دوره خاص. به طور مثال، شاید درباره معاویه بگوییم که چون در مدت حکومتش توانست همه چیز را به دست آورد، پس او برنده نهایی است. اصولاً، اینگونه ارزیابی کردن، باطل است، و باید فراتر از این قطعینگری اندیشید. بسیار اتفاق افتاده که گروههای مختلفی در مسابقات بینالمللی شرکت کردهاند و با وجودی که تعداد از اعضای گروه موفق به دریافت بالاترین رتبه در رشته خود شدهاند، اما از نظر گروهی نتایج کمتری به دست آوردهاند.
ما باید دامنه تصمیمگیری خود را، به اندازه ۱۴ قرن فراتر بیاوریم. و در این چهارده قرن به عملکرد هر دو گروه به قضاوت بنشینیم. اگر در مجموع این ۱۴ قرن نتایج حاصله مثبت بود، برنده واقعی معاویه است. و الا نه. در این مورد اگر کسی همچون معاویه را شاهد مثال بیاوریم، شاهد خواهیم بود که معاویه بجز چندین سال حکومت خود، موفقیت چندانی به دست نیاورده اما بعد از آن تا قرن حاضر بر جلال وشکوه او افزوده نگردیده که هیچ، بلکه منفورتر و خوارتر نیزگردیده است چه افرادی که با خواندن سرگذشتشان، آنها را نفرین کردهاند و مظهر حیلهکاری و دغلبازی و عیاشی و شهوترانی میدانند. قصری که داشت در زمان خود در سراسر بلاد معروف بود اکنون جز خرابهای بیش نمانده و به مخروبهای بدل گشته است. اما هر چند ممکن است درباره مولی علی(ع) گفته شود که حضرت علی(ع) نتایج چشمگیری در درون حکومت خود به دست نیاورد، اما در یک کلان هزار و چهارصد ساله شاهد خواهیم بود که سال به سال به ارج و قیمت او افزون گشته است. چه افرادی که با خواندن حکایتها و رویدادهای آن دوران و کارهایی که حضرت علی(ع) کردند، زبان به تحسین آن حضرت گشودهاند، چه مکانها و مقبرههایی که برای آن حضرت ساخته شده است، چه انسانهایی که وقتی به یاد امام (ع) میافتند به او مینازند و او را در همه اسوه و الگوی خود قرار میدهند. حال، آیا باز میتوان در این دید کلان گفت که علی(ع) در مقابل معاویه به سود و منفعت کمتری نائل گردیده است وسود، بیشتر از آن معاویه بوده، حاشا که چنین نتیجهای نمیتوان گرفت.
۲. شاخصهای آرمانگرایی
عدالت، اصل پایندی به عهد و پیمان، صدق و راستی، مساوات و جوانمردی، از جمله شاخصهای آرمانگرایی است.
اول: عدالت
یکی از شاخصهای آرمانگرایی، عدالت و عدالتپیشگی است. عدالت در منظر علی (ع)، جایگاه ویژهای دارد؛ به طوری که ایشان را، کشته عدالت میدانند. امام (ع) به عدالت شهره است. ایشان در اجرای عدالت، حاضر نبودند کمترین نرمش حتی به خویشاوندان و نزدیکانشان از خود نشان بدهند، حضرت علی(ع) در قطعیت برپا داشتن حق و درهم شکستن ظلم میفرمایند: «به خدا، چون کفتار نباشم که با آهنگ به خوابش کنند و فریبش دهند و شکارش کنند. من تا زندهام به یاری جوینده حق، رویگردان از آن را میزنم و با فرمان یکدل، نافرمان به دل را.[۶]
عدالت در منظر علی (ع)، آنقدر پر اهمیت جلوه میکند، که قبول حکومت را فقط برای اجرای حق و عدل بیان میکنند: «به خدایی که دانه را کفید و جان را آفرید، اگر این بیعتکنندگان نبودند و یاران حجت بر من تمام نمینمودند و خدا علما را نفرموده بود تا ستمکار شکمباره را برنتابند و به یاری گرسنگان ستمدیده نشتابند، رشته این کار را از دست میگذاشتم پایانش را چون آغازش میانگاشتم و چون گذشته به کناری میداشتم. و میدیدید که نیای شما را به چیزی نمیشمارم و حکومت را پشیزی ارزش نمیگذارم.»[۷]
امام (ع) در پافشاری بر عدل، در جای دیگری میفرمایند: «به خدا قسم، اگر ببینم که به مهر زنان، یا بهای کنیزان رفته باشد، آن را باز میگردانم که در عدالت گشایش است. آن که عدالت را برنتابد، ستم را سختتر یابد.»[۸]
حضرت علی (ع) درجای دیگری، از عدالت چنین تعبیرهایی دارند: «معیار سیاست، عدالت است»[۹]، «عدالت، نظام بخش حکومت است»[۱۰] و «عدالت، نگهدارنده مردم است.»[۱۱]
دوم: اصل پایبندی به عهد و پیمان
هرگاه حضرت علی (ع) باکسی پیمانی میبستند، به هیچ وجه و یا هیچ عذر و بهانهای آن را نمیشکستند همواره، امام(ع) خود را ملزم به پایبندی به پیمان خود میکردند، ودیگران را نیز به آن سفارش مینمودند. حضرت علی (ع) از وفا، به سپر یاد میکنند: «همانا، وفا همزاد دوستی است. و من هیچ سپری، نگهدارندهتر از وفا سراغ ندارم. آن که میداند او را چگونه بازگشتگاهی است، بیوفایی نکند. در روزگاری به سر میبریم که بیشتر مردم بیوفایی را، زیرکی میدانند و نادان آن مردم را، چارهاندیش خوانند. خدایشان کیفر دهد، چرا چنین میپندارند.»[۱۲]
حضرت علی (ع) تا بدانجا به وفای به عهد اهمیت میدهند که آن را بنیاد دینداری معرفی میکنند:«بنیاد دینداری، امانت را بجا آوردن و پایبندی به عهد و پیمان است.»[۱۳] حضرت علی (ع) در نامه خود به مالک اشتر، وفای به عهد را اینگونه بیان میدارند: «در میان واجبات الهی، هیچ موضوعی همانند وفای به عهد در میان مردم جهان با تمام اختلافاتی که دارند مورد اتفاق نیست، حتی مشرکان زمان جاهلیت علاوه بر مسلمانان آن را رعایت میکردند، زیرا عواقب پیمانشکنی را آزموده بودند.»[۱۴] حضرت در جای دیگری در نامهای به مالک اشتر، وفای به عهد و پیمان و بر پا داشتن آن را به طور مبسوط شرح میدهند و میگویند: «اگر میان تو و دشمنت پیمانی بسته شد، یا تعهد پناه دادن به او را دادی، جامه وفا را به عهد خویشتن بپوشان و تعهدات خود را محترم بشمار. و جان خود را سپر تعهدات خویش قرار ده …. هرگز، پیمان شکنی مکن، و در عهد خود خیانت روامدار و دشمنت را مفریب، زیرا غیر از شخص جاهل و شقی، کسی برخداوند گستاخی روا نمیدارد. خداوند عهد و پیمانی را که با نام او منعقد میشود با رحمت خود، مایه آرامش بندگان و حریم امن برای آنان قرارداده تا به آن پناه برندو برای انجام دادن کارهای خود، به جوار او متمسک شوند. بنابراین، فساد، خیانت و فریب در عهد و پیمان راه ندارد.»[۱۵]
سوم: صدق و راستی
حضرت علی (ع) همانگونه که در رفتار صادق بودند، دیگران را هم به آن توصیه و سفارش میکردند. پس از بیعت مردم با امام (ع) در مدینه، حضرت علی(ع) در خطبهای فرمودند: «پیمان من بدانچه میگویم در گرو است و به درستی گفتارم متعهد و کفیلم. به خدا سوگند، هرگز حقیقتی را کتمان نکردهام و هیچگاه دروغی نگفتهام.»[۱۶]
حضرت علی(ع) معتقدند: «صدق، سید صلاح هر چیز و دروغ، سید تباهی هرکاری است.»[۱۷]
در جای دیگر، امام (ع) خود را مقدم در کارها قبل از امر کردن به دیگران برمیشمردند: «ای مردم به خدا سوگند من شما را به هیچ طاعتی وادار نمیکنم، مگر اینکه پیش از شما خود به عمل میکنم. و شما را از معصیتی نهی نمیکنم، مگر اینکه خودم پیش از شما، از آن کنارهگیری مینمایم.»[۱۸]
چهارم: مساوات
حضرت علی(ع) در همه شرایط برابری و مساوات را رعایت میکردند، و و معتقد بودند که عامل برتری دهنده، فقط تقوای الهی است. حضرت علی (ع) در این باره میفرمایند: «روزی، تقسیم شده است و روزگار میچرخد و مردم تا به آدم همه مساویند.»[۱۹]
حضرت علی(ع) پس از فرستادن محمد بن ابیبکر به فرمانداری مصر، به او چنین خطاب میکند. :«و همه را به یک چشم نگاه کن تا بزرگان در تبعیض تو طمع ستم بر ناتوان نبندند، و ناتوان از عدالتت مأیوس نگردد.»[۲۰]
در جای دیگر، امام (ع) فرمودند: « و برای همه مردم خود آنچه را دوست بدار، که برای خود و خاندانت دوست میداری. و آنچه را که برای خود و خاندانت نمیپسندی، برای آنان مپسند.»[۲۱]
پنجم: جوانمردی
حضرت علی (ع) را، آخر جوانمردی و مردانگی گفتهاند. درباره امام (ع)، این عبارت معروف است: «لا فتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار» این عبارت، بخوبی گویای جوانمردی حضرت علی (ع) است. امام (ع) در مقابل دشمنان خدا، همچون کوهی استوار میمانست. هرگز دیده نشد که حضرت علی (ع) در جنگی به دشمن پشت کند؛ حتی گفته شده، که زره حضرت پشت نداشته است.
از سوی دیگر، همین حضرت در مقابل یتیمان به خاک میافتادند، و حتی به آنان سواری میدادند تا دلشان را به دست آورند. امام (ع) شبها کیسهای از مواد غذایی بردوش میکشیدند تا به نیازمندان بدهند. حضرت علی(ع) در دنیا مالی نیندوختند، و غذایشان از فقیرترین مردم هم پایینتر بود به گفته شهید مطهری، امام علی(ع) شخصیتی دو نیرویی است، که هم جاذبه دارد و هم دافعه. و جاذبه و دافعه امام (ع) نیز سخت نیرومند است.[۲۲]
حضرت علی(ع) صداقت را همبسته جوانمردی برمیشمرند و میفرمایند: «ارزش مرد، به اندازه همت اوست. و صدق او، به مقدار جوانمردیاش. و دلیری او، به میزان ننگی که از بدنامی دارد. و پارسایی او، به مقدار غیرتی که آرد.»[۲۳]
امام علی(ع) ،در جای دیگری میفرمایند: «از شریفترین کردار مرد بزرگوار آن است، که از آنچه میداند غفلت نماید.»[۲۴]
و نیز، حضرت علی(ع) در جای دیگری میفرمایند: «سزوارترین مردم به کرم، کسی است که کریمان بدو شناخته شوند.»[۲۵]
ج واقعبینی در اندیشه و سیره حضرت علی ع
۱. دلایل واقعبینی حضرت علی ع
اول: مصلحت اندیشی
یکی از دلایل مهم برای اثبات واقعبینی، مصلحتاندیشی است. هنگامی از مصلحت اندیشی استفاده میشود، که فرد نسبت به واقعیات و اوضاع و احوال اجتماع خود کاملاً آگاه باشد
حضرت علی (ع) شخصیتی بودند که مصالح جامعه اسلامی را کاملاً تشخیص میدادند، و براساس آن عمل میکردند. ۲۵ سال سکوت حضرت علی (ع) گواه گویایی برای این مدعاست.درآن دوران حضرت علی(ع) صلاح جامعه اسلامی را در آن دیدند که با ابوبکر بیعت کنند و سکوت برگزینند؛ زیرا ماجرای مرتدان و مسائل و مشکلات به وجود آمده پس از درگذشت پیامبر e ، جامعه اسلامی را بشدت تهدید میکرد. حضرت علی(ع) در جای جایِ نهجالبلاغه تأکید میکنند که حکومت حق ایشان است که فقط به خاطر مصالح جامعه اسلامی، از آن چشم پوشیدند. در جریانی که در سقیفه بنیساعده اتفاق افتاد و ابوبکر خلیفه شد، ابوسفیان و عباس عموی پیامبر نزد امام(ع) میروند و از او میخواهند که برای گرفتن حق خود، قیام کنند، اما حضرت علی(ع) نمیپذیرند و میفرمایند: «… هر که با یاوری برخاست، روی رستگاری بیند و گرنه، گردن نهد و آسوده نشیند، که خلافت بدینسان همچون آبی بدمزه و نادلپذیر است و لقمهای گلوگیر. و آن که میوه را نارسیده چیند، همچون کشاورزی است که زمین دیگری را برای کشت گزیند. اگر بگویم، گویند خلافت را آزمندانه خواهان است. و اگر خاموش باشم، گویند از مرگ هراسان است. هرگز، من و از مرگ ترسیدن؟[۲۶]
«در واقع، حضرت علی(ع) مصلحت را در آن دیدند که سکوت کنند. این انتخاب، واقعبینی حضرت را نسبت به اوضاع و احوال جامعه خود نشان میدهد.
دوم: شرایط زمان و مکان
از جمله دلایل دیگری که میتوان برای واقعبینی بیان داشت، بحث شرایط زمان و مکان است. هرکاری، مقتضای زمانی و مکانی خاصی دارد. یعنی، هرکاری را نمیتوان در همه شرایط انجام داد. چه بسا، در بعضی مواقع نتوان با آن وسیله، به هدف رسید. به طور مثال، حکومت هم چنین وضعی دارد. کسی که رهبری یک حکومت را به دست دارد، همیشه و در همه حال، نمیتواند از یک ابزار و وسیله برای رسیدن به هدف خود استفاده کند. حضرت علی(ع) نیز با مقتضیات زمانی و مکانی آشنایی داشتند و در موقع لزوم نیز از آن وسایل بهره میبرند. به طور مثال، درباب زکات آمده است که زکات به ۹ چیز (شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و کشمش) تعلق میگیرد.[۲۷] در حالی که حضرت علی(ع) در زمان خود، بر اسبان نیز زکات بستند؛ زیرا تشخیص دادند که این کار، لازم است.
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.