تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم شامل 65 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انقلاب و «نقطه‌ صفرِ فرهنگی» در بیانیه‌ گامِ دوّم :

در فرازی از بیانیه‌ی گامِ دوّم، رهبرِ انقلاب چنین نگاشته‌اند: «انقلابِ اسلامی و نظامِ برخاسته از آن، از نقطه‌ی صفر آغاز شد؛ اوّلاً، همه‌چیز علیهِ ما بود، [… از جمله] عقب‌افتادگیِ شرم‌آور در […] معنویّت و هر فضیلتِ دیگر. ثانیاً، هیچ تجربه‌ی پیشینی و راهِ طی‌شده‌ای در برابرِ ما وجود نداشت.» دراین‌باره، گفته‌ها و نکته‌های مهمی وجود دارد که درخورِ تدقیق و تأمّل است، و در اینجا، به قدرِ بضاعت و وسعتِ مجال، به پاره‌ای از آنها اشاراتی گذرا می‌کنیم که شاید شرح و حاشیه‌ای بر این سخن به‌شمار آید.

موجِ خشن و ویران‌گرِ تجدُّدزدگیِ دولتیِ و ستیز با بنیان‌های دینیِ جامعه

انقلابِ اسلامی در همه‌ی زمینه‌ها، از «نقطه‌ی صفر» آغاز کرد، و ازجمله در قلمروِ فرهنگ. جامعه‌ی ما از اواسطِ دوره‌ی قاجار به‌این‌سو، دستخوشِ تحوّلاتِ تجدُّدمدارانه‌ای شده بود که به اساس و کیانِ هویّتیِ آن‌، گزندها و آسیب‌های فراوان رسانده بود. اگر در دوره‌ی قاجار، تنها چند روشنفکر و حلقه‌ی وابسته‌ی روشنفکری، تجدُّدِ غربی را در آغوش کشیده بودند و می‌خواستند جامعه‌ی ایران را به معیارها و اصولِ غربی نزدیک سازند، امّا با استقرارِ رضا‌خان پهلوی، «تجدُّدزدگیِ آمرانه و از بالا»، در دستورکار قرار گرفت و ساختارها و بنیان‌های فرهنگی و معنویِ جامعه‌ی ایران، گرفتارِ مصائب و چالش‌های عمیق گردید.

در حقیقت، رضاشاه با کسبِ قدرتِ بلامنازع، اصلاحاتی اجتماعی را آغاز کرد که هدفِ بلندمدّتِ او از آنها، «بازسازیِ ایران براساسِ غرب» بود. او برای دستیابی به این هدف، بر «سکولاریسم»، «ناسیونالیسم»، «استقرارِ نظامِ آموزشیِ غربی» تکیه کرد(یرواند آبراهامیان؛ ایران بینِ دو انقلاب: از مشروطه تا انقلابِ اسلامی؛ ص ۱۲۷-۱۲۸). تمامِ تلاشِ پهلوی این بود که «فرهنگِ ملّی‌گرایانه‌ی ایرانی» و «فرهنگِ متجدِّدِ غربی» را در جامعه رواج دهد تا به‌این‌واسطه، برتریِ فرهنگیِ اسلام در ایران از میان بردارد. این برنامه، متّکی بر ساختارِ نیرومندِ سرکوبِ رضاشاهی بود(حامد الگار؛ «نیروهای مذهبی در ایرانِ سده‌ی بیستم»؛ ص ۳۱۷؛ در تاریخِ کمبریج: تاریخِ ایران از رضاشاه تا انقلابِ اسلامی). رضاشاه، امتحان‌های دولتی را برای این‌که کسی روحانی بشود را مقرر کرده بود؛ ساختارِ قضاییِ بومی را که آمیخته به دین بود، غیردینی کرد؛ از زنان، کشفِ حجاب کرد؛ نظامِ آموزشیِ غربی را برپا کرد که هم مشتمل بر دروسِ غربی بود و هم به‌صورتِ مختلط بود؛ و قدم‌های دیگری نیز در همین ‌راستا برداشت. (نیکی کدی؛ ریشه‌های انقلابِ ایران؛ ترجمه‌ی عبدالرحیم گواهی؛ ص ۴۰۹). رضاخان، آشکارا و بی‌پروا در مقابلِ شعائرِ اسلامی- شیعی، صف‌آرایی کرد و به مردم اجازه نداد که پاره‌ای از آداب و مناسک را به‌جا آورند. جامعه نیز، اگرچه در برابرِ سیاست‌ها و اقداماتِ ضدّدینیِ رضاخان، متحیّر شده بود، امّا استبداد و بی‌رحمیِ رضاخان و تکیه‌ی او بر قوای نظامی‌اش، مانع از آن می‌شد که در مقابلِ وی برآشوبند و عصیان کنند. به‌این‌ترتیب، هرچه زمان می‌گذشت، عرصه‌ی عمومی در مسیرِ «عبور از ارزش‌های دینی» و «سکولارشدن»، پیش می‌رفت و از بنیان‌های تاریخی و هویّتی‌اش، بیشتر و بیشتر دور می‌گشت.

تداومِ دین‌ستیزیِ تجدُّدمدارانه‌ی دولتی در هندسه‌های نرم و نامحسوس

هنگامی‌که در شهریورِ سالِ بیست، دولتِ انگلیس به پادشاهیِ محمدرضا رضایت داد، وضعِ ایران، به‌شدّت دستخوشِ بحران بود. در این شرایط، علمای دینی از وی خواستند که ممنوعیّتِ برگزاریِ مراسمِ عزاداری‌های شیعی و همچنین حجابِ اسلامیِ زنان را ملغی اعلام کند. محمدرضا که تازه بر کرسیِ سلطنت تکیه زده بود و اقتدار و اعتماد‌به‌نفسِ کافی نداشت، به این خواسته‌ها تن داد(حامد الگار؛ «نیروهای مذهبی در ایرانِ سده‌ی بیستم»؛ ص ۳۲۱)، امّا این رویّه، هرگز ادامه نیافت، به‌طوری‌که در تحلیلِ نهاییِ رویکردِ شاه نسبت به دین، گفته می‌شود که «بی‌اعتناییِ تحقیرآمیزِ شاه به فرهنگِ دینی»(گاوین همبلی؛ یکه‌سالاریِ محمدرضاشاه؛ ص ۱۰۶؛ در تاریخِ کمبریج: تاریخِ ایران از رضاشاه تا انقلابِ اسلامی)، از عللِ سقوطش بود. او هرچند همانندِ پدرش، دل در گروِ غرب داشت و دین و ارزش‌های و دینی و طبقاتِ اجتماعیِ دینی را مانعی در مقابلِ تغییراتِ فرهنگی‌اش مطلوبِ خویش می‌انگاشت، امّا می‌دانست که ادامه‌دادنِ راهِ پدر، مقدور نیست و واکنش‌های مخالفت‌آمیز و اعتراضیِ جامعه را برخواهد انگیخت، درحالی‌که او از توانِ کافی برای رویارویی با جامعه برخوردار نبود. ازاین‌رو، همان راه را در قالبِ سیاست‌های پنهان و نیمه‌پنهان ادامه داد و کوشید موقعیّت و منزلتِ دین را در جامعه‌ی ایران تضعیف کند.

محمدرضاشاه، از طریقِ ایجادِ دانشکده‌های علومِ دینی و سپاهِ دین، تلاش کرد تا هم موقعیّتِ اجتماعیِ روحانیان را تضعیف کند و هم دین را در اختیارِ خویش بگیرد؛ با وجودِ این‌که احترامی برای زنان قائل نبود، برخی همسانی‌های حقوقی میانِ زن و مرد را رسمیّت داد؛ از انتشارِ فیلم‌های جنسی، فعالیّتِ مراکزِ رقص و موسیقی، شراب‌خوای، قماربازی، برهنگیِ زنان در خیابان‌ها جلوگیری نکرد؛ و … . ازاین‌رو، غرب‌گراییِ رسمی و شاهانه، به‌طورکامل موجبِ زوالِ سنّت‌های اسلامی می‌شد(نیکی کدی؛ ریشه‌های انقلابِ ایران؛ ص ۴۰۹). ازطرف‌دیگر، او که فهمیده بود نمی‌تواند ریشه‌های دین را در جامعه‌ی ایران بخشکاند و دین را به‌طورکلّی از زندگیِ مردم خارج سازد، به‌دنبالِ «استفاده‌ی ابزاری از دین» برآمد؛ چنان‌که در پاره‌ای موارد، «تظاهر به دیانت» کرد تا به جامعه نشان دهد که با ارزش‌های اسلامی- شیعی، سرناسازگاری ندارد و به‌هرحال، معتقد و متدیّن است. این شگردِ تبلیغاتی و ظاهری، البتّه بعضی از مردم را برای مدّتی فریفت و این تصوّر را در آنها ایجاد کرد که شاه، هرچه که باشد و هر عیبی که بتوان در وی یافت، امّا دست‌کم، مسلمان و شیعه است و به ارزش‌های دینی، احترام می‌گذارد. همین نفاق و تظاهر، کار را بر نیروهای انقلابی دشوار کرد و آنها مجبور شدند با انجامِ فعالیّت‌های فکری فشرده و متعدّد، به جامعه تفهیم کنند که اسلامِ محمدرضا پهلوی، اسلامِ حقیقی نیست و او قصدی جز فریفتنِ مردم و سوءاستفاده از مقدساتِ دینی‌شان را ندارد.

شاه در عین‌حال، دو جریانِ فرهنگیِ موازی را در پیش گرفته بود؛ یکی «ملّیّت‌اندیشیِ معطوف به ایرانِ ‌پیش‌ازاسلام» که به‌واسطه‌ی آن، در پیِ به‌حاشیه‌راندن و متزلزل‌ساختنِ منزلت و اعتبارِ کانونیِ اسلام در ذهن و دلِ مردم بود؛ و دیگری، «غرب‌زدگی» و حرکت در راستای «غربی‌سازیِ جامعه‌ی ایران» که در بهترین حالت، موجبِ فروکاهیدنِ اسلام به امرِ شخصی و فردی می‌شد. ازیک‌سو، کوششِ رضاشاه درباره‌ی برابر نشان‌دادنِ خود با شاهانِ ایرانِ پیش از اسلام را پسرش نیز دنبال کرد، به‌گونه‌ای‌که شاه در مراسمِ پُرخرج و مسرفانه‌ای که در سالِ پنجاه در تخت‌جمشید برگزار کرد، سعی نمود این فکر را تثبیت کند که ایران در طولِ دوهزاروپانصدسالِ گذشته، بدون‌انقطاع، از نظامِ شاهنشاهی برخوردار بوده است. افزون‌براین، تحمیلِ یک تاریخِ جدید که در آن، پادشاهیِ کوروش به‌جای هجرتِ رسولِ اکرم، مبدأ تاریخِ ایران معرفی شده بود، بسیاری از مردم را قانع کرد که شاه در گیِ ریشه‌کن‌کردنِ اسلام است(نیکی کدی؛ ریشه‌های انقلابِ ایران؛ ص ۴۱۱-۴۱۲). ازسوی‌دیگر، همراهی و پیوستگیِ شاه با فرهنگِ غربی، موجب پدید آمدنِ واکنش‌های مخالفت‌آمیز در مردم شده بود، به‌طوری‌که در برابرِ این سیاستِ رسمی، مردم نیز به سنّت‌های اصیلِ اسلامی گرایش یافته بودند(نیکی کدی؛ ریشه‌های انقلابِ ایران؛ ص ۳۱۳). این دو سیاستِ فرهنگی، به‌طورجدّی در دوره‌ی شاه دنبال شدند و او با تمامِ توان، کوشید تا دگرگونی‌های فرهنگیِ عمیق و ماندگاری را در این‌جهت، در جامعه‌ی ایران ایجاد کند. شاه کوشید یک ایدئولوژیِ افسانه‌ای شاهنشاهی را ببافد و به مردم، القاء کند، امّا این سیاستش نیز با واکنشِ منفیِ مردم روبرو گردید. درنهایت نیز، او توانست تجدُّدِ غربی را در جامعه‌ی ایران، به یک طبقه‌ی اجتماعیِ به‌هم‌پیوسته و خودآگاه تبدیل کند و تجدُّدخواهی را از امرِ حکومتی یا نخبگانیِ محض، در لایه‌ی اجتماعی مستقر گرداند. روشن است که از این وضع، نمی‌توان به قرار داشتن در نقطه‌ی صفرِ فرهنگی و معنوی تعبیر کرد، بلکه باید گفت این پاره از جامعه‌ی ایران، دچارِ انحطاط و تباهی شد و حتّی نسبت به گذشته‌ی خود نیز، مبتلا به پسرفتِ فرهنگی شد.

وضعِ اخلاقی و معنوی به‌صورتی بود که حتّی زندگیِ شخصیِ محمدرضا و اطرافیانش، غرق در منجلابِ فساد و گناه بود و او از تجاهربه‌فسق، پروایی نداشت. گذشته از میلِ فراوانِ او به شراب‌خواری و قماربازی، ارتباطاتِ غیراخلاقیِ او با زنان و دخترانِ متعدّد، بسیار مفتضح و تحقیرآمیز بود و این واقعیّتی غیرقابل‌انکار است. ازجمله، عَلَم در یکی از یادداشت‌های روزانه‌اش، این‌طور نقل می‌کند که: «[شاه]فرمودند: چیزِ عجیبی است که این مسأله‌ی دختربازیِ ما، هر ساله در تنزّل است و هر سال از سالِ قبل، دخترهای بدتری داریم! عرض کردم: […] شاهنشاه هر ساله پیرتر و بالنتیجه، مشکل‌پسندتر می‌شوید! به‌علاوه، تعداد هم زیاد شده […]. فرمودند: خوب! چه باید کرد؟! من اگر همین یک تفریح را نداشته باشم که سکته می‌کنم!»(امیراسدالله علم؛ یادداشت‌های عَلَم: سالِ ۱۳۵۴؛ ص ۱۶۶-۱۶۷).

وقوعِ تحوّلِ باطنی و معنوی در ایرانیان به‌واسطه‌ی تذکّرِ رسولانه‌ی امام خمینی

دراین‌میان، مقاومت و بازدارندگیِ نیروهای فکری و فرهنگیِ انقلاب، اثرگذار بود و آنها توانستند در طولِ دهه‌های چهل و پنجاه، بخش‌های از جامعه را در ذیلِ ارزش‌های اسلامی نگاه دارند و اجازه ندهد میانِ آن و هویّتِ دینی‌شان، فاصله و جدایی پدید آید. بااین‌حال، وضعِ رسمی و سیاست‌های پهن‌دامنه‌ی حاکمیّتی، جهتِ دیگری داشت و شاه با تکیه بر قوای فراوانِ خود، می‌کوشید با برجسته‌ساختنِ «فرهنگِ ایرانِ باستان» و «فرهنگِ غربِ متجدِّد»، فضا را بر حضور و تداومِ «فرهنگِ اسلامی»، تنگ نماید.

اگر نبود

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *