تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱)، محتوای خود را در قالب 46 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بطلان قول به تبعیت از سَلَفی ها (۱) :

قرآن کریم می فرماید: مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَی الْکفَّارِ رُحَماءُ بَینَهُمْ تَراهُمْ رُکعاً سُجَّداً یبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سیماهُمْ فی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ بحث در ریشه های سلفیت در سه قرن اول اسلام است. یکی از مطالبی که سَلَفی ها مطرح می کنند این است که خود را تابع صحابه ی رسول خدا (ص) می دانند. آنها در واقع می خواهند برای صحابه مقام خاصی قائل شوند و حتی می گویند: تابعین به مقام صحابه نمی رسند. اگر روایتی به صحابه رسید در مورد آن تحقیق نمی کنند و همه را انسان هایی عادل و درستکار می دانند بر خلاف اینکه روایتی به تابعین و یا تابعین تابعین برسد که راوی را مورد بررسی قرار می دهند. بنا بر این ایشان در سند روایت در مورد صحابه اعتماد کامل دارند ولی بقیه ی سند رجال را بررسی می کنند. می گوییم: در اینکه صحابه دارای مقام خاصی هستند جای شک نیست زیرا آنها به محضر رسول خدا (ص) رسیده اند که این خود شرفی است که دیگران ندارند. اما قبول نداریم که همه ی آنها عادل هستند و نباید در مورد آنها بحث کرد برای ما قابل قبول نیست. آیه ی فوق از سوره ی فتح در مدح صحابه است. خداوند در این آیه می فرماید: کسانی که با رسول خدا (ص) هستند و نسبت به کافران شدید و با خودشان مهربانند. سؤالی که مطرح می شود این است که عبارت فوق خبر از واقعیت است یا انشاء است یعنی باید چنین باشند؟ جواب این است که آیه به منزله ی انشاء است نه خبر. زیرا آنها اگر اشداء علی الکفار بودند ولی رحماء بینهم نبودند. زیرا در جنگ یمامه بسیاری از آنها به دست مسلمانان کشته شدند هکذا در جنگ جمل و صفین بسیاری از آنها به دست خودشان که مسلمان بودند کشته شدند. اگر قرار بود جمله ی فوق خبری باشد دیگر با واقع منطبق نبود. بعد خداوند می فرماید: در سیمای ایشان اثر سجود مشاهده می شود. این در صورتی حاصل می شود که انسان بر خاک یا سنگ سجده کنند. این جمله دلیل بر آن است که نباید بر فرش و چیزهای نرم سجده کرد و الا اثر سجود بر پیشانی حاصل نمی شود. بر این اساس شیعیانی که سنی از آنها می گذرد بر پیشانی آنها اثر سجود حاصل می شود. بر این اساس در زمان رسول خدا (ص) مردم بر سنگریزه ها سجده می کردند. حتی در روایات آمده است که در بعضی مواقع چون سنگریزه داغ بود آن را در دست می گرفتند تا خنک شود و بتوانند بر آن سجده کنند. بعد خداوند در آخر آیه از (من) تبعیضه استفاده کرده می فرماید: وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَ أَجْراً عَظیما[۱] این نشان می دهد که آنها یک دست نبودند. این همان چیزی است که شیعه بر آن عقیده دارد که همه ی آنها عادل و اهل بهشت نبودند. اهل سنت گاه می گویند که (من) بیانیه است. این تفسیر اشتباه است زیرا (من) بیانیه بر ضمیر وارد نمی شود بلکه بر اسم ظاهر وارد می شود کما اینکه خداوند می فرماید: فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ[۲]نکته ی دیگر این است که امروزه ما را مساوی با سب صحابه می دانند. این کلام اشتباه است و آنها برای ضربه زدن به شیعیان این شعار را مطرح کرده اند.

در صحیفه ی سجادیه که از افتخار شیعه است و مملو از لطائف عرفانی، فلسفی، عرفانی و خداشناسی است در مورد صحابه می خوانیم: اللَّهُمَّ وَ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ خَاصَّهً الَّذِینَ أَحْسَنُوا الصَّحَابَهَ وَ الَّذِینَ أَبْلَوُا الْبَلَاءَ الْحَسَنَ فِی نَصْرِهِ، وَ کانَفُوهُ، وَ أَسْرَعُوا إِلَی وِفَادَتِهِ، وَ سَابَقُوا إِلَی دَعْوَتِهِ، وَ اسْتَجَابُوا لَهُ حَیثُ أَسْمَعَهُمْ حُجَّهَ رِسَالَاتِهِ.[۳] این نشان می دهد که ایشان همه ی صحابه را تصحیح نمی کند هرچند ایشان در ابتدا تمام اصحاب رسول خدا (ص) را با احترام نام می برد ولی در عبارت بعد فقط از خوبان ایشان سخن می گوید و خدا را به حق آنها قسم می دهد. ما هم برای همه احترام قائلیم ولی صرفا بعضی از آنها را عادل می دانیم. در جلسه ای که در اردن با یکی از اهل سنت داشتیم او به ما گفت که شما صحابه را سب و لعن می کنید. ما در جواب گفتیم که رسول خدا (ص) بیش از صد هزار صحابه داشت که اسم حدود پانزده هزار نفر از آنها ثبت و ضبط شده است. ما اکثر ایشان را نمی شناسیم آیا انسان عاقل کسی را نمی شناسد سبّ می کند؟

به هر حال معنای وحدت این نیست که باب بحث را به روی خود ببندیم. این حق برای همه هست که روی موازین علمی بحث کنند. وحدت به این معنا است که بر اصول مشترک تکیه کنیم و در مورد اصول غیر مشترک بر اساس موازین علمی بحث کنیم. اما روایت مشهوری که اهل سنت از رسول خدا (ص) نقل می کنند که فرمود: أصحابی کالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم[۴] این حدیث هم از نظر سند ضعیف است و هم از نظر دلالت باطل می باشد. اینکه سند حدیث ضعیف است چیزی است که اهل سنت خودشان بیان کرده اند. از جمله ذهبی کسی است که استاد حدیث می باشد و در زمان ابن تیمیه می زیسته است و کسی در امامت او در حدیث شک و تردید نکرده است. او در کتاب خود به نام میزان الاعتدال که رجال اهل سنت را مورد بررسی قرار می دهد به این حدیث می رسد و می گوید: در سند این حدیث جعفر بن عبد الواحد الهاشمی القاضی قرار دارد و سپس می گوید: ومن بلایاه عن وهب بن جریر، عن أبیه، عن الأعمش، عن أبی صالح، عن أبی هریره، عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: أصحابی کالنجوم من اقتدی بشی ء منها اهتدی.[۵] یعنی این حدیث از چیزهایی است که باید آن را بلا و مصیبت شمرد و جعفر بن عبد الواحد آن را نقل کرده است. بعد در جای دیگر به راوی دیگر این حدیث که زید بن الحواری العَمِّی می پردازد (این نشان می دهد که این روایت از طرق مختلف نقل شده است) و در مورد آن می گوید: روی نعیم بن حماد، حدّثنا عبد الرحیم بن زید العَمِّی، عن أبیه، عن سعید بن المسیب، عن عمر مرفوعاً: سألت ربی بین ما اختلف فیه أصحابی من بعدی، فأوحی اللَّه إلی: یا محمد إنّ أصحابک عندنا بمنزله النجوم بعضهم أضوأ من بعض، فمن أخذ بشی ء ممّا هم علیه من اختلافهم فهو عندی علی هدی.بعد می گوید: فهذا باطل، عبد الرحیم ترکوه، (علماء به حرف او گوش نکرده اند) ونعیم صاحب مناکیر. (احادیثی منکر و غیر قابل قبول را نقل می کند.)[۶] مرفوع در اصطلاح اهل سنت به این معنا است که سند را به معصوم که رسول خدا (ص) نسبت ندهند. مسند در مقابل آن است یعنی حدیث به معصوم نسبت داده شده است. ابن عبد البر نیز در کتاب خود به نام جامع العلم این کتاب را نقل می کند و می گوید: من طریقه سلام بن سلیم، قال: حدثنا الحارث بن غصین، عن الأعمش، عن أبی سفیان، عن جابر مرفوعاً به بعد اضافه می کند: هذا إسناد لا تقوم به حجّه، لأنّ الحارث بن غصین مجهول.[۷] با این حال آنها این حدیث را که از نظر سند ضعیف می دانند، از نظر دلالت آن را بحث نمی کنند. این بحث در کتاب بحوث فی الملل و النحل جلد اول مطرح شده است.[۸] به هر حال در دلالت این حدیث این نکات وجود دارد:

اولا: همه ی نجوم قدرت راهنمایی کردن ندارند بلکه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *