تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی شامل 79 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأثیر مسأله اصالت وجود بر سایر مسائل فلسفی :

چکیده

افرادی برای اصالت وجود اهمیت چندانی قائل نیستند، اما محقّقانی هم به حمایت از آن پرداخته وبه نقش فوق العاده آن تأکید کرده اند. ملاصدرا که مبتکر این نظریه است سرسختانه از آن دفاع کرده و با ادلّه متعدد به اثبات آن پرداخته و آن را از مهمترین مقاصد فلسفی می شمارد. تشخص، مقولات، صور نوعیه، ترکیب ماده و صورت، تشخیص امور حقیقی از امور اعتباری، معقول ثانی و مسأله شناخت، کلیات، و کلی طبیعی از مسائلی ست که به نحو متحول کننده ای تحت تأثیر اصالت وجودند.

کلید واژه ها:اصالت وجود، اعتباری بودن ماهیت، ملاصدرا، مسأله تشخّص، مقولات، صور نوعیه، ترکیب ماده و صورت، معقول ثانی، کلیات.

طرح مسأله

تأثیر یک مسأله بر دیگر مسائل یک علم می تواند موضوع بررسی های فراوانی باشد. این مطلب در مورد فلسفه از آن رو که بیش از هر علمی مقید و وامدار منطق و برهان است از اهمیت بیشتری برخوردار است. منظور از تأثیر در اینجا لوازمی ست که پایبندی به اندیشه ای آن را ایجاد می کند. عدم تناقض اجزای یک نظام یعنی از مهمترین شرایط اثبات آن متفکر را به تأمل افزون تر در این نوع اثرگذاری وا می دارد. صدرالمتألهین مبتکر نظریه اصالت وجود و اعتباریت ماهیّت، سرسختانه از نظریه خود دفاع کرده و با ادله متعدّد به اثبات آن پرداخته است. وی در حاشیه بر حکمه الاشراق، پرداختن به بحث اصالت وجود را از مهمترین و اولیترین مقاصد فلسفی می شمارد که شایسته است بذل سعی در تحصیل آن شود (قطب الدین شیرازی، ۱۹۲).

مطهری از پیروان مکتب متعالیه، اصالت وجود را به «اصل اصیل و عمیق و زیر و روکن فلسفه»، «اصل فوق العاده با اهمیت از نظر دخالت در سرنوشت فلسفه»، «اصل حل کننده مسائل وجود و سایر مهمات فلسفه»، «اساسی ترین مسأله شناخت واقعیت»، «مسأله محوری در افکار اختصاصی ملاصدرا»، و «زیاد نبودن هر اندازه کوشش پیرامون این مسأله» تعبیر کرده است (اصول فلسفه، ۵/۸۸، ۳/۳۱۴۲۵۵، شرح مبسوط، ۱/۵۸۵۹). بسیاری از این مسائل فلسفی بر مسأله اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت مبتنی است و نحوه حلّ آن بر حلّ سایر مسائل اثر می گذارد و اگر در اینجا نظر صحیحی اتخاذ نکنیم در بسیاری از موارد دچار اختلال یا مغالطه می شویم (مصباح یزدی، ۱۰۷). اگر کسی بخواهد فلسفه را بر اساس اصالت وجود مطرح کند چهره بسیاری از مسائل عوض می شود (همان، ۱۰۲). آشتیانی نیز برای مسأله اصالت وجود ملاصدرا اهمیت خاصی قائل است. «این مسأله اصالت وجود از مسائل مهمّه فلسفه است، و روی مبنای اصالت وجود عویصات زیادی از فلسفه حل می شود و بنا بر اصالت ماهیت محذوراتی پیش می آید» (آشتیانی، تعلیقه بر المشاعر، ۲۸، شرح حال و آراء فلسفی ملاصدرا، ۱۱).

بررسی تأثیرات مسأله اصالت وجود در برخی از مسائل فلسفی دیگر، مورد بررسی در این مقاله قرار می گیرد.

۱ مسأله تشخّص

از روشن ترین و ابتدائی ترین نتایجی که بر مسأله اصالت وجود مترتب می شود بحث تشخص موجودات است. کلی طبیعی که ذاتا از کثرت ابائی ندارد و امری است مشترک میان افرادش چگونه تشخص پیدا می کند، و در خارج معروض جزئیت واقع می شود؟ سابقا معتقد بودند که کلی طبیعی به وسیله عوارض مشخصه تشخص پیدا می کند مثلاً ماهیت انسان خودش اقتضاء ندارد که مرد باشد یا زن، در این زمان باشد یا آن زمان، در این مکان باشد یا آن مکان. همین طور نسبت به سایر اعراض که داخل ذات ماهیت نیستند ولی وقتی عوارض به آن ضمیمه و مثلاً گفته شود: «انسانی که مرد باشد در این زمان یا در این مکان» جزئی می شود و به این لحاظ به اینها«عوارض مشخّص» می گویند.

اولین کسی که به نقص این جواب پی برد فارابی بود (حتی بوعلی سینا و امثال او به آن اشاره ای نکرده اند و شاید حرف فارابی را هم قبول نداشتند. مطهری، همان، ۱/۱۶۰۱۶۳). به نظر فارابی (حسن زاده آملی، ۱،۴،۵،۱۹) این عوارض مشخصه هم کلیات طبیعیند، وقتی به ماهیت انسان یک سلسله ماهیات دیگر یعنی قیودی اضافه کردیم دایره کلی انسان از نظر مفهوم محدود می شود ولی این مفهوم انسان مقید از کلی بودن خارج نمی شود، و حتی اگر آنقدر قید ضمیمه شود که منحصر در یک فرد و مصداق شود باز هم مفهوم کلی «لیس له فرد فی الخارج الا فرد واحد»، و قابل صدق بر کثیرین است. چون شرط کلیت این نیست که مصداق کثیر داشته باشد.

به نظر فارابی تشخص از آن وجود است، ماهیت تا وجود پیدا نکند اگر هزار ماهیت دیگر هم به آن اضافه شود تشخص حقیقی نمی یابد. ولی به محض اینکه وجود پیدا کرد قابل صدق بر وجود دیگری نیست و حیثیت وجود، حیثیت صدق نیست. ماهیت است که صدق بر این فرد یا فرد دیگری می کند ولی وجود عین تشخص و مساوی با آنست. وجود و تشخص مساوقند (مصباح یزدی، ۱۰۷؛ حسن زاده آملی، ۳۹).

۲ مقولات

بحث از مقولات و جوهر و عرض قبل از صدرالمتألهین، عمدتا بر اساس اصالت ماهیت بود. بحث از مقولات، مشکلات و اختلافاتی هم در نحوه تقسیم مقولات و هم در احصای تعداد آنها داشته است.

۲۱ مناقشه در تقسیم مقولات

معمولاً ماهیت را به اقسام دهگانه معروف (جوهر و اعراض نه گانه) تقسیم می کنند، بنابراین واجب الوجود خود به خود از این مقولات خارج است. فلاسفه نیز تصریح دارند که واجب الوجود نه جوهر است نه عرض، چون ماهیت ندارد آیا همه ماهیات مندرج در این مقولاتند یا ماهیتی خارج از اینها هم داریم؟ شیخ الرئیس و صدرالمتألهین تصریح کرده اند که گویی مقسم مقولات، ماهیت است ولی شامل ماهیاتی از جمله معقولات ثانیه فلسفی نمی شود. مثلاً فصل، ماهیت بسیطی است و به جنس و فصل تحلیل نمی شود، ولی این مقولات نسبت به ماهیات اجناسند. یعنی چیزی تحت اینها داخل می شود که جنس داشته باشد. همینطور مفاهیمی از قبیل نقطه، وحدت و… که مفاهیمی بسیطند، ازحوزه مقولات خارجند.

۲۲ اختلاف در احصای تعداد مقولات

معروف است که تعداد مقولات ده تاست، ولی بین فلاسفه اختلافی در تعداد آنها واقع شده است. ۱ بعضی گفته اند که چهارتاست: جوهر، کمیت، کیفیت و نسبت (آیتی، ۵۳) و آن هفت مقوله نسبی (اضافه، وضع، جده، متی، أین، ان یفعل، ان ینفعل) از اقسام نسبت اند و خودشان جنس عالی دارند.

۲ شیخ اشراق معتقد است مقولات پنج تاست (ابراهیمی دینانی، ۱۸۹؛ شیخ اشراق، التلویحات، ۱۱) یعنی همان چهارتا به اضافه حرکت و در مطارحات می گوید: کافی است ماهیت را به دو قسم تقسیم کنیم: جوهر، هیأت (عرض).

۳ می گویند مفهوم عرض که حمل بر نه قسم عرض می شود، حمل ذاتی نیست، یعنی عرض جنس آنها نیست بلکه حمل عرضی است، مثل اینکه بر همه اینها ماهیت را حمل می کنیم، در صورتی که مقولات باید بر اشیاء به طور حمل ذاتی حمل شود. پس مفهوم عرض را مقوله نمی دانند. قسیم جوهر، عرض است یا انواع عرضی، به عبارت دیگر مقولات عرضی جنس عالی اند؟ آیا این ده مقوله هم جنس حقیقی ماهیاتند یا بعضی جنس نیستند بلکه مفهوم عامی اند که بر تعدادی ماهیات صدق می کند، و شاید بعضی از آنها از قبیل معقولات ثانیه فلسفی باشند.

۴ ابن سینا در مورد «جده» تشکیک می کند (الشفاء، المنطق،۱/۲۳۵) و نیز می گوید: «ما برهانی نداریم که عدد مقولات ده تا باشد، بلکه این یک امر استقرائی است» (همان، ۸۶؛ بخاری، ۲۵۹).

۵ ابوالبرکات بغدادی از ارسطو نقل می کند که مقولات ده تاست (۲/۱۷) که منقسم می شود به مقولات وجود مثل جوهر، و کمیت، کیفیت، و مقولات ذهنی مثل مقولات نسبی. شاید مقولات ذهنی، که عروضشان در ذهن است از معقولات ثانیه اند نه ماهیات. بنابراین ارسطو خواسته عام ترین مفاهیمی را که بر ماهیات حمل می شود دسته بندی کند، خواه ماهیت حقیقی باشد و خواه مفاهیم عام ذهنی، یعنی از مقولات ثانیه فلسفه.

(نک : آیتی، ۵۲۵۴).

این بحثها در صورتی است که اجناس و به خصوص اجناس عالیه را جزء ماهیت بدانیم، یعنی مفاهیم ماهوی، بما هی هی، قابل تحلیل به دو ماهیت جنسی و فصلی باشند و درکی که راجع به جنس داریم چیزی خارج از ماهیات و با ملاحظه ای عقلی نباشد. آیا مقولات دهگانه از تحلیل ماهیت به دست می آید یا احتمال دارد از معقولات ثانیه فلسفی و عنوان عام و جامعی باشد که عقل با ملاحظاتی آنها را انتزاع می کند نه اینکه با تجرید ادراکات جزئی به دست آمده باشد؟

اگر ثابت شود که همه اجناس از تحلیل ماهیات به دست می آیند و اجناس عالیه هم از تحلیل انواع یا اجناس متوسط به دست آمده اند، این سبک بحث، متناسب با اصالت ماهیت است. اما براساس اصالت وجود می توان بحث را به صورت دیگری مطرح کرد. بنابر اصالت وجود، موجود قابل تقسیم به دو قسم است: یک وجودی که به یک موجود دیگری احتیاج دارد تا در او تحقق یابد، ولی شی ء دوم خود به این یکی نیاز ندارد. دو موجودی که احتیاج به شی ء ثانی ندارد که در او تحقق یابد (البته این تقسیم وجود به علت و معلول نیست) مثلاً در خود احساس ترس می کنیم ترس خود را با نفس خود مقایسه می کنیم و می دانیم که نفس، علت پیدایش ترس نیست. ولی چیزی است که بدون نفس تحقق نمی یابد. وقتی این دو را مقایسه کنیم مفهوم جوهر و عرض را انتزاع می کنیم.

تقسیم وجود به جوهر و عرض، یک تقسیم فلسفی است و عناوین جوهر و عرض از قبیل معقولات ثانیه فلسفی خواهد بود. یعنی به تلاش و اعتبار ذهن احتیاج دارد.

تقسیم در اینجا در مطلق وجود است، ولی می شود مقسم را تنگ تر و مقید در نظر بگیریم تا واجب الوجود از تقسیم خارج شود، یعنی وجود فقیر، یا وجود معلول، بر دو قسم است، جوهر و عرض. می شود با نظری وسیعتر مطلق وجود را تقسیم کنیم، که بعد واجب الوجود با برهانی از تقسیم خارج شود (مصباح یزدی، ۲۱۰۲۱۵).

آشتیانی در تعلیقه بر المشاعر ملاصدرا می نویسد: «بنابر اصالت وجود نه تنها وجود مفهومی، از مقولات خارج است بلکه حقیقت خارجیه، در وجود از مقولات دهگانه خارج و باعث ظهور همه مقولات جوهری و عرضی می باشد. در احکام سلبیه وجود بیان شده است که وجود با آنکه بالذات نه جوهر و نه عرض است معذلک با جوهر،جوهر و با عرض، عرض است» (ص ۱۴).

۳ مسأله صور نوعیه

[i]

بنابر اصالت وجود، نظر و تلقی صدرالمتألهین

[ii]

از صور نوعیه با نظر و عقیده پیشینیان فرق می کند و می گوید: «صورت نوعیه نزد معلم اول و اتباع او جوهر، و نزد رواقیان و پیروانش عرض است و نزد ما عین وجودات خاصه جسمانیه است. و وجود به ما هو وجود نه جوهر است و نه عرض» (سجادی، ۱۳۶). براساس این سخنان، «بنابر اصالت وجود، بحث صور نوعیه علی القاعده باید از ریشه عوض شود» (مطهری، اصول فلسفه، ۴/۲۵۹).

۴ ترکیب ماده و صورت

گروهی ترکیب ماده و صورت را، سازگار با اصالت ماهیت، ترکیب انضمامی می دانستند. بعضی ابن سینا و امثال او را قائل به این ترکیب می دانند که اشکالاتی بر آن وارد است. مطهری می گوید: «چگونه ممکن است کسی مرکّب انضمامی از ماده و صورت را دارای ماهیت نوعیه واحده بداند؟ و آیا امثال ابن سینا که ترکیب ماده و صورت را انضمامی می دانستند چگونه این مطلب را توجیه می کردند؟ به هر حال بر قائلان به ترکیب انضمامی سه اشکال وارد است: ۱ چون اینها ترکیب اتحادی را منکرند، همیشه ورود صورتی را ملازم با زوال صورت قبلی می دانند و در این صورت، تصور این آقایان از اجناس بعیده و فصول بعیده چیست؟ ۲ صورت نوعیه چگونه با صورت جسمیه جمع شده و موجب زوال آن نشده است، ۳ چگونه ممکن است دو شی ء انضمام یافته ماهیت نوعی واحد را تشکیل دهند؟ حقیقت اینست که بیشتر این اشکالات از فکر اصالت ماهیت برمی خیزد و با فکر اصالت وجود، بیشتر این اشکالات حل می شود» (همان، ۴/۲۰۲).

۵ تشخیص امور حقیقی از امور اعتباری

قبل از کشف اصالت وجود تشخیص امور حقیقی از امور اعتباری به این نحو بود که گفته می شد امور حقیقی مصداق کلمه موجودند و امور اعتباری مصداق کلمه موجود واقع نمی شوند ولی به صورت صفتی بر اشیاء حمل می شوند و جهت بازشناسی امور اعتباری از امور حقیقی نیز گفته می شد اگر فرض کنیم امور اعتباری موجودند تکرر و تسلسل لازم می آید (کل مایلزم من تحققه تکرّره فهو اعتباری) و نیز معقولات اولیه به اصطلاح فلسفی که همان ماهیاتند، امور حقیقی اند، اما معقولات ثانیه فلسفی همه اعتباری اند مفهوم وجود از معقولات ثانیه است و به همین جهت اعتباری است. چنانکه شیخ اشراق مفهوم وجود را با مفاهیمی اعتباری مانند جزئیت و شیئیت و نوعیت که از معقولات ثانیه فلسفی و منطقی اند، یکسان تلقی کرده و آن را (وجود را) نیز اعتباری و از معقولات ثانیه می شمارد و حتی بین معقول ثانی فلسفی و منطقی نیز فرقی نمی گذارد («المشارع»، ۳۴۶).

پس از طرح اصالت وجود، در عین اینکه تفاوت این دو نوع مفهوم یعنی معقولات اولیه و معقولات ثانیه محرز است و نوع دوم منتزع از نوع اول است و هیچ گونه استحقاق حمل «موجود» را ندارند و نیز استحقاق حمل «موجود» بر یک مفهوم برای حقیقی بودن آن کافی نیست. بنابر اصالت وجود حتی مفاهیم و معانی که چنان استحقاقی دارند نیز امور اعتباری و انتزاعی اند و استحقاق آنها به تبع حقیقت وجود است. آنچه اصالت دارد

و به حق باید «حقیقی» خوانده شود حقیقت وجود است که عین خارجیت و واقعیت است و قابل انتقال به ذهن نیست، یعنی هرگز صورت مفهومیت و معقولیت به خود نمی گیرد. در عین حال بنابر اصالت وجود تفاوت دو نوع مفهومی که سابقا «یکی از آنها حقیقی و دیگری اعتباری شناخته می شد نیز محرز و مسلم است» (مطهری، شرح مختصر منظومه، ۱/۲۳۸).

۶ معقول ثانی و مسأله شناخت

اصالت وجود در نحوه شناخت طرز تلقی ما از معقول ثانی، دارای تأثیر است. مطهری می گوید: «اینکه در تعبیرات خود درباره معقول ثانی می گوئیم: معقول ثانی آنست که از خود، وجود خاص و تعیّن خاصی ندارد ولی نمی گوئیم که اصلاً وجود ندارد، این البته روی نظریه اصالت وجود ماست که مثلاً می گوئیم: وجود و وجوب و وحدت، وجود خاص و تعیّن خاصی در مقابل سایر موجودات ندارد، ولی البته یک فیلسوف اصالت ماهوی می تواند بگوید که معقول ثانی آنست که صرفا از احکام موجودات (ماهیات) است. و خودش به هیچ وجه واقعیت و مابه ازایی ندارد.» (شرح مختصر منظومه، ۱/۱۳۸). «بنابر فرض اصالت ماهیت، شناخت ماهیات و احکام ماهوی، همان شناخت واقعیتهای عینی است. ولی بنا بر فرض اصالت وجود، شناخت ماهیات به معنای شناخت قالبهای موجودات و حدودی است که در ذهن ما منعکس می شود نه شناخت عینی آنها» (مصباح یزدی، آموزش فلسفه، ۱/۲۹۹).


 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *