تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیل ویژگی های حضرت عباس علیه السلام در گفتار معصومین علیهم السلام :

مقدمه

ظهور و گسترش اسلام در قرن اول هجری، ضمن تولید و اشاعه ی گفتمان و نظریه ی بدیع و چرایی و چگونگی اداره ی جوامع بشری و نیز ساخت یک تمدن، بسیاری از نحله های فـکری و بـاورهای دیـرینه ی قبیلگی و گاه قیصری و کسرایی را بـه چـالش کـشید. زودودن غبار آداب و سنن جاهلی در جزیره العرب و عبور فرهنگ و معارف اسلامی از مرزهای عربستان و نیز آگاهی مردم دیگر سرزمین ها تا مرزهای اروپا از این معارف از جـمله دسـتاوردهای مـهم فرهنگی مسلمانان بوده است، اما نکته ی در خور تـأمل ایـن است که مسلمانان پس از رحلت رسول الله برای اداره ی جامعه به روش دو گانه رسیدند، روشی مبتنی بر امامت و روشی مبتنی بـر خـلافت.

در روش امـامت، مرجعیّت دینی و مرجعیّت علمی و نیز هدایت و مدیریّت و سپردن امامت بـه فرد واجد عصمت، عدالت و علم به نصّ الهی، از اصول اساسی بوده و در روش خلافت اداره ی جامعه مقدّم بر مرجعیّت عـلمی و دیـنی و بـدون نیاز به نصّ الهی است. از آنجا که روش خلافت مبنای مدیریت جـامعه قـرار گرفت، امامت به عنوان یک فلسفه و بحث نظری در ذهن بخشی از جامعه ماند و به مثابه ی پشتوانه ی فـکری و عـملی نـقد خلافت ایفای نقش نمود. هر یک از ائمه اطهار به تناسب وضعیت عـصر خـویش بـرای پاسداری از اسلام و سیره ی رسول الله و انجام ماموریت الهی خویش کوشیدند تا سیمای جامعه را از بدعت ها , انـحرافات, اشـرافیت و سـتمگری و تضعیف ارزش های اسلامی بزدایند و مکتب فکری و فقهی محکمی را پایه گذاری نمایند. ائمه به عـنوان بـا صلابت ترین و عزیزترین و جامع ترین انسانها، برای استمرار رسالت الهی اسلام و احیای سنّت و مـیراث تـمدنی پیـامبر خدا با تمام ظرفیت به امر هدایت و روشنگری مردم مشغول بوده و گاه با قـبول مـسئولیت و مدیریت جامعه و گاه با صلح و قیام و تقیه به تکلیف الهی و وظیفه اجتماعی خـود عـمل نـمودند. عده ای از مسلمانان و صحابه ی رسول الله همسو و هم رأی با ائمه، در این حرکت تاریخی در صحنه بوده و بهعنوان مـبلّغ، مـبشّر و مبارز در نبرد نرم و سخت و یا بر منبر ارشاد و هدایت حضور داشتند. در ایـن جـمع ولایـی، افرادی از اقوام عربی ایرانی، آفریقایی حاضر بوده و چنان امام عصر خویش، علم پاسداری از اسلام را تـا سـر حـد ایثار جان بر دوش گرفتند.

غلبه تفکّر قبیلگی بر تصمیمات و سیاست های خـلفا و نـفوذ و تسلط امویان بر نهاد خلافت، بستر انحرافات از اصول قرآن و سیره رسول الله را فزونی بخشید و زمینه ی بازگشت اشـرافیّت جـاهلی را مهیا ساخت. دوره حکومت امام علی فرصت گرانبهایی را برای گروش مردم به مـکتب اهـل بیت و نیز احیای سیره ی تابناک رسول الله بـود. امـا تـفکّر قبیلگی و اشرافیّت عربی مانع از تحقق چنین آرمـانی گـردید و امام را به ناچار در شرایط تقابل با این تفکّر بنیان برافکن و ویرانگر قرار داد کـه نـتیجه ی آن ظهور اسلام ناب محمدی و عـلوی و اسـلام دروغین امـوی بـود؛ تـقابلی که مردم در هاله ای از شک و ترید قـرار گـرفته و با تسلط امویان بر حکومت جرات حمایت از مکتب اهل بیت را از دست داده و شـاهد قـتل آزار و تعقیب و حبس مردان آسمانی و پیروان مـومن آنها شدند. در بین یـاران و پیـروان نظام امامت، حضرت عباس(ع)، فـرزند امـام علی نقشی ممتاز و تاثیرگذاری داشت وی زندگی سه امام را درک نمود و در عاشورای سال ۶۱ قمری در راه دفـاع از مـکتب امامت و حقیقت اسلام به شـهادت رسـید. او نـه به عنوان فـرزند امـام، بلکه به عنوان یـک پیـرو کامل، از سن نوجوانی همراه پدر و برادران به تکلیف الهی خویش عمل نمود و به عینه صـحنه ی تـقابل اسلام انحرافی اموی را با حقیقت اسـلام شـاهد بود و رشـادت ایـشان در صـحنه کربلا ریشه در تربیت عـلوی او دارد و اگر در روایت ائمه هدی، پس از واقعه ی کربلا از مقام و منزلت عباس بن ابی طالب سخن گفته مـی شود، نـاشی از صلابت ایمان و عمق باورهای او در گذشته بـوده اسـت و هـمین طور نـقش بـی بدیل وی در جهاد بـا سـتمگران و منحرفان از اسلام راستین می باشد. در این مقاله تلاش شده است که روایات ماثوره از ائمه هدی درباره حـضرت ابـوالفضل (ع) مـورد تحلیل قرار گیرد با توجه به اهـمیت مـوضوع و شـخصیت قـمر بـنی هـاشم سعی گردید بر اساس منابع معتبر روایات و گزارشهای تاریخی استخراج و با استناد به آنها موضوع مورد بررسی قرار گیرد. شناخت ویژگی های حضرت ابوالفضل(ع) در روایات ائمه هدی، مـهمترین مسئله این مقاله است.

رسالت حضرت عباس (ع)در عصر سه امام

درس آموزی حضرت عباس(ع) از مکتب علوی

تکلیف عباس(ع) در ۳۴ سال زندگی (امینی،۱۴۰۳،ج۷:۴۲۹) در دفاع از حریم امام و امامت و خضوع در برابر ولایت الله و ولایت امام عـصر خـویش منبعث از ایمان باطنی و بصیرت دینی است. قوت ایمان و استواری در راه خدا یکی از بارزترین ویژگی های حضرت عباس (ع) است. آن مرد الهی که در دامان ایمان و مرکز تقوا پرورش یافته بود، چنان تقوا و ایـمان بـا روح و روان و تمام وجود او عجین شده بود که وی را به یکی از بزرگان تقوا و توحید مبدل ساخت. (ابطحی ۹۹:۱۳۹۱)

خداوند در قرآن (یوسف /۱۰۶)می فرماید: “اکثر مومنین ایمان نـمی آورند، مـگرآنکه همراه ایمان شرک هم مـی ورزند یـعنی شرک خفی می ورزند” ولی عباس از همان کودکی این توحید را نمایان ساخت.

چنانکه امام صادق(ع) به ایمان عمویش عباس (ع) اشاره دارد و می گوید: عمویمان عباس بـصیرتی نـافذ و ایمانی استوار داشت.(ابـن عـنبه،۱۳۸۰، چ دوم: ۳۵۶)

تربیت عباس (ع) در دامان پدری معصوم و مادری نیکو خصال از وی عبد صالح و مومن متعهد ساخت. از سجده های طولانی و کثرت نماز عباس(ع) در روایات سخن به میان آمده و آثار سجده بر جبین او ظاهر گشته و مـصداقی از ایـن آیه قران بود (سیماهم فی وجوهم من اثرالسجود) بود (فتح:۲۹) ابوالفرج اصفهانی در باره این نوع رفتار عبادی وفاداری عباس (ع) نقل های درس آموزی بیان نموده است (ابوالفرج اصفهانی ۵۴-۱۵۳) افزون بر قوت ایـمان و عـمق بینش دیـنی عباس(ع) وی در فراگیری علم و دانش سرآمد بود، زیرا در مکتب علم و دین حضرت علی (ع) درس آموخت. تعبیر: “زق العلم زقا” کـه در برخی نقل ها آمده است، اشاره به این حقیت دارد که تغذیه عـلمی او از هـمان دوران کـودکی بوده است. مقام فقهی او بالا بوده و نزد راویان مورد وثوق به شمار می رفت و دارای پارسایی فوق العـاده بـود. نظر برخی از دانشمندان در مورد وی چنین است عباس(ع) از فقیهان و دین شناسان اولاد ائمه بود و عـادل ثـقه بـا تقوا و پاک بود.(رضایی چناری, ۱۳۸۸ ,چ سوم : ۲۹ -۲۸ )

فردی که سیره و سیمای او چنان شبیه مولا علی اسـت، همانند برادرانش در دوره حکومت امیرالمومنین در رکاب ولی جامعه بوده است. عباس (ع) در روزهای سخت صفین، عـلی رغم سن کم، در صحنه بـوده و در گـزارش های روایی و تاریخی آمده که وارد نبرد شده و تنی چند از سربازان معاویه را از پای در آورده و نیز گفته شده که عباس(ع) درکنار برادرش حسین (ع) در صفین برای دور ساختن دشمن از فرات و آوردن آب حضور داشته است (هادی مـنش ۱۳۸۱:۴۷)

او در عصر امامت امام مجتبی(ع) موضعی موافق امام و برادر مظلوم و معصوم خویش داشت و پس از بازگشت امام به مدینه در کنار او به یاری نیازمندان شتافت. او همانند پدر، ایتام گرسنه را سیر می کرد و برهنگان را می پوشانید و پیادگان را سوار مـی کرد و زیـر دستان و ضعیفان را نوازش و دستگیری می نمود.(عماد زاده,۱۳۴۱ چ چهارم:۱۳۴)

هر کس حاجتی به حضرت حسن (ع) یا حسین (ع) داشت به حضرت عباس(ع) عرض می کرد. رفعت و مهربانی و مهرورزی عباس(ع) با مردم به گـونه ای بـود که به او لقب “باب الحوائج” دادند اما عباس(ع) وقتی شاهد جفای ماموران معاویه نسبت به برادرش حسن(ع) و تیرباران نمودن جنازه او گردید، طاقت نیاورده دست بر قبضه شمشیر برده و امـام حـسین (ع) مانع او شد و برادر را به صبر دعوت نمود.(شریف القرشی ۱۴۱۱ق:۱۱۲)

قمر بنی هاشم تا آخرین دور انداز زمان را با چشمهای تیز بین و سبب سوز خود مرور می کرد و می دید. اقدامات پدرش برای فـردای تـاریخ، بـه عنوان یک اصل اصیل حـکومت داری مـطرح بــوده و می بایست به اجرا گذاشته شود و اگر آنهایی که می خواهند زمام امور اداره جامعه اسلامی را به عهده گیرند به آنچه امروز تـصویب مـی شـود توجهی نداشته باشند، بی تردید موفق نخواهند بـود. عـباس بن علی (ع) از نزدیک می بیند پدرش چطور بی محابا، نورچشمی ها را از کارهای کلیدی کنار می گذارد و در کنار پدر فهم می کند نور چشمی ها هستند، کـه بـه اعـتبار نزدیکی می توانند کم کاری زیاد، برداشتن از بیت المال، هر آنچه مـی خواهند بردارند، اینان هستند که به لحاظ نورچشمی بودن از مرز مقررات عبور می کنند.(بدرالدین ۱۳۸۱:۱۸۷)

قمر بنی هاشم در عـصر امـام حـسن (ع) همانند برادر مظلومش حسین بن علی(ع) و پیرو مخلص ولی عمل می نمود. عـباس (ع) بـه عینه شاهد رفتارهای مزورانه و منفعت طلبانه و سطحی گرایانه ی یاران و مردم عصر امامت حسن بن علی بـود و درایـن روزگـار سخت همگام با حسین (ع) همراه با حسن(ع) بود. سکوت و نرمش و صبر او پیـوست نـرمش قـهرمانانه امام عصر بوده است. مکتب علوی به او آموخته بود که تحت هر شرایط مـطیع امـام عـصر خویش باشد و همانند یک پیرو تمام عیار در رکاب امام حرکت نماید و چنان صحابه ی دنـیاگرا در عـرض امامت قرار نگیرد. او به عینه نظاره گر تحمیل صلح بر امام بود و جامعه شـناسی و مـردم شـناسی و شناخت عمیق او از تفکر قبیلگی و جاهلی امویان بیش از پیش فزونی یافت. او تربیت سیاسی اجتماعی خـود را در عـرصه عمل آموخت. سیاست ورزی او در رکاب سه امام شکل می گیرد؛ او همگام با حسین(ع) و هـمدل بـا حـسن(ع) در دوران صلح در مدینه به حیات علوی خویش ادامه داد و در روز شهادت امام حسن (ع) و تشیع جنازه او نقشی متفاوت از خـود نـشان داد، او وقتی توهین و جسارت و بی حرمتی امویان را بر جنازه برادر و امام جامعه دیـد، دسـت بـر قبضه شمشیر برد تا توهین آنها را پاسخ دهد، اما امام حسین (ع) بنا به وصیت بـرادرشان کـه خـونریزی را روا ندانسته بودند، ایشان را از حمله به بنی امیه باز داشتند. (ابطحی، ۱۳۹۱: ۱۰۸۱)

در مرام عـباس(ع) ازاطـاعت محض از امام عصر خویش وجود دارد، کما اینکه در هنگامه امامت امام حسن(ع) او مانند یک پیرو کامل، فـرموده ی امـام را در خصوص پرهیز از مبارزه و ماندن در خانه تا زمان معاویه زنده است (جعفریان، ۱۳۷۴: – ج دوم ۳۷۸) بـر چـشم نهاد و سکوت عالمانه و امام گونه را بر مبارزه شـجاعانه تـرجیح داد.

وفـاداری عباس به تصمیم امام حسن(ع) همانند وفـا داری او در قـیام عاشورا ، نسبت به امام حسین(ع) است و راز این نوع وفاداری برگرفته از مکتب علوی و سـیره نـبوی است. شیعه معتقد است کـه کـردار و گفتار ائمـه اطـهار هـمانند نور واحد است و هریک به اقـتضای شـرایط، برای حفظ اسلام و حفاظت از جان، مال، ناموس و دین مردم بوده است و هـرگز مـردم را به انجام کاری و یا حضور در صـحنه ای اجبار نکرده اند و ایـن نـوع نگرش ائمه نسبت به خـویشان و اهـل بیت خود نیز صادق است در منابع حدیثی و تاریخی، روایتی دال بر تحمیل رای امام بـر نـزیکانش وجود ندارد، در نتیجه امام حـسن(ع) بـزرگترین قـدم اصلاحی را برداشت و در هـنگامه ای کـه فتنه و فساد حاکم بـود درهـای مکتب اخلاق محبت و اصلاح را گشود.(پیشوایی ,۱۳۷۸ چ نهم:۱۳۸ )

رفتار حضرت عباس(ع) در نهضت کربلا

با فـوت مـعاویه و آغاز سلطنت یزید در سال ۶۰ قمری، شـرایط تـاریخی جدیدی بـه وجـود آمـد. این شرایط مولود تـفکّر قبیلگی و تلاش چند دهه ی امویان برای برقراری ملوکیّت بوده است. یزید اولین ملک این تـفکر اسـت و امام حسین (ع) نیز اولین امام در تـقابل بـا ایـن تـفکر، تـفکری که بالذات ریـشه دیـنی ندارد و از نوع و جنس قیصری و کسرایی است. گفتمان امامت در تقابل با گفتمان خود ساخته اموی فصل نـوینی را در تـاریخ اسـلام رقم زد و عاشورای سال ۶۱ نشانگر عمق راهبردی امـام حـسین(ع) در از مـیان بـرداشتن تـفکر طـاغوتی اموی از روح و روان و اندیشه مسلمانان است و مبیّن خلق گفتمان نو برای فردای تمدن اسلامی است. در این گفتمان که مبانی آن بر آمده از قران و سیره ی نبوی و علوی و مولود غدیر است، فـردی چون حسین بن علی(ع) مدیریت راهبردی آن را به عنوان امام عصر به عهده دارد. او برای تحکیم مبانی این گفتمان و تجمیع پیروان خود و فتح قلوب آیندگان و نیز ساختن راهی به سوی خلق ایـده های انـقلابی علیه ستمگران و مستبدان به صحنه آمد؛ صحنه ای که جز اندک انسانهای مومن و مخلص وی را یاری نکردند.

امام برای رهانیدن امت پیامبر از ظلمات اموی و وارد نمودن آن ها در مسیر نور و هدایت، علم مـبارزه عـلیه یزید و یزیدیان را بر دوش گرفت. امام با عمق وجود انواع انحرافات و بدعت ها و بی عدالتیها را با چشم سر دید و از مردم عصر خویش شناخت کافی و وافـی داشـت. او نه تنها کوفیان، بلکه مـردم حـجاز و شام و نیز دنیاگرایان را که صبح در کنار امام و عصر در پشت سر معاویه و یزید رفتند، را دید و می شناخت. امام شاهد خروج شبانه عبید الله عباس با هشت هـزار نـفر از اردوگاه امام حسن(ع) بـه پایـگاه نظامی معاویه را نظاره کرد. (جعفری،۱۳۶۴: ۱۷۷) او جنس، ماهیت و طرز اندیشه مردم زمان خویش را درک کرد و رنگ زمانه را رنگ غیر اسلامی، به دنیا گرایی و یهودی گری یافت. او در حدیثی بس ارزنده و ماندگار زمان و زمانه خـود را ایـن گونه توصیف نمود:

“ان الناس عبید الدنیا و الدین لعق علی السنتهم یحوطونه مادرت معایشهم فاذا محصو بالبلا قل الدیانون. (حرانی , ۲۴۵)

به راستی که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنـهاست، تـا جایی کـه دین وسیله زندگی آنهاست دین دارند و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دین داران کم شوند. “

به راستی در سـال ۶۱ قمری، چه کسانی از صحابه و تابعین می توانستند معنای سخن امام را درک و بـرای روشـنگری و رهـایی مردم از ظلمات عصر به تبیین سیره و اندیشه امام بپردازند؟ قدر مسلّم در آن عصر، تعداد مردمی که این حدیث را شـنیده زیـاد بودند، اما تعداد عالمان برای تبیین نظام امامت و تبلیغ پیام امام زیاد نـبودند.

عـافیت طـلبی، دنیاگرایی و ترس از استبداد اموی مانع از جنبش تبیین و تبلیغ عالمان و پیروان بوده است. راهبرد امتناع امـام از بیعت با فردی چون یزید، راهبردی سخت و خطرآفرین بود و مردم عصر امام بـا توجه به اوصاف یـاد شـده، هرگز خود را فدای آن نمی کردند. امام در این دوره، نه تنها طراح و معمار بوده، بلکه قوی ترین مبلّغ و مبیّن پیام ها نیز بوده است و در مواقف مختلف به صورت عمومی و خصوصی اهداف نهضت را تشریح می کرد. نـکته درخور تامل و تدبّر این است که امام اهداف نهضت را با اهل بیت و خویشان خود در میان گذاشت و ابتدا از آنان آغاز نمود و این روشی بود که رسول خدا در تبلیغ رسالت از او بهره گرفت.

هـمسو نـمودن اهل خانه و عشیره می تواند بستر عمومی شدن نهضت را با ضریب اطمینان بیشتر مهیا سازد. امام در بُعد تبیین نهضت توانست انسان های مومن و قوی بنیانی را با خود همراه سازد و هریک از آنان در طـول نـهضت نقش بر جسته ای را ایفا نمودند .

مسلم بن عقیل، قیس بن مسهر، زهیر بن قین، حبیب بن مظاهر و حضرت ابوالفضل(ع) با برادرانش از جمله راست قامتانی بودند که قلباً، زبـاناً و قـدما در خدمت امام و نهضت عاشورا بودند . در جمع یاران امام، قمر بنی هاشم نقش کم نظیر و به عبارت صحیح بی نظیری را ایفا نمود. او نه تنها ایمان و وفاداری خویش را در راه امام مـحکم نـمود، بـلکه توانست ایمان و اراده برادرانش را در وفاداری بـه امـام اسـتوار سازد و تا فرجام شهادت برای لحظه ای از این وفاداری عدول نکردند و این رفتار یاران است که امام حسین(ع) فرمود: من اصحابی بـا وفـاتر و نـیکوتر از یاران خود و خانواده ای بهتر از خانواده خود نمی شـناسم.

راز ایـن جمله امام چیست؟ در جواب باید گفت: حفظ سلامت امام یکی از دلایل مهم اصحاب بوده است و آن را یک تکلیف می دانستند. نـکته ی دیـگر ایـن که اصحاب امام علی رغم داشتن فرصت نجات خود، هرگز ایـن راه را انتخاب نکردند و تا دم آخر در کنار امام ماندند . عامل دیگر در این باره بصیرت آنان در تشخیص تکلیف و نیز زمـان ادای تـکلیف بـود و دلیل دیگر ادب و معرفت آنان نسبت به جایگاه ملکوتی امام بود. (قـادری , ۱۳۹۰ , چ پنـجم: ۹۰ -۲۸۸)

افزون بر این، عاشورا تجلی گاه ادب و اخلاق بود و امام که سنبل اخلاق انسانی بود و یارانش نـیز در عـالیترین درجـات اخلاقی تا جایی که امام برادرش را با عبارت “جانم فدای تو بـاد” صـدا مـی کرد. (منتظر قائم , ۱۳۸۷ , چ چهارم: ۱۴۵)

در این باره مطالب ارزشمندی در گزارش های روایی هست. در روایتی آمده، وقتی کـه ابـوالفضل(ع) از امـام اجازه رفتن به میدان خواست، امام به سختی گریست به گونه ای که محاسنش از اشـک تـر شد و فرمود: ” یا اخی کنت العلامه من عسکری و مجمع عددنا فاذا انت غـدوت یـول جـمنا الی الشتات و عمارتنا تنبعث الی الخراب. برادر جان، تو نشانه و برپایی سپاه من و محور پیـوستگی نـفرات ما هستی اگر تو بروی جمعیت ما پراکنده و ویران می شود. (بحار الانـوار , ج ۴۵ : ۴۱ )”.

و هـمین طـور نقل است هنگامی که عباس بن علی(ع) شهید شد امام فرمود ” الان انکسر ظهری و قلت حـیلتی، ایـنک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد. “(ابن شهر اشوب , ج ۱۴ : ۱۱۷)

عشق و ارادت و رابـطه مـریدی و مـرادی امام و عباس(ع) به گونه ای است که هریک سودای فدا شدن برای دیگری در سر دارند و نـقش عـباس در نـهضت کربلا آن قدر بر جسته و تاثیر گذار است که امام حسین(ع) رفتن او را بـه مـعنی بهم ریختگی لشکر می داند و عاشورا برای عباس(ع) ایام بازشناسی خدا و قرآن است و نیز زمان باز شـناسی پیـامبر(ص) و علی(ع) است. (گواهی ,۱۳۸۶ : ۱۳۰ )

به تحقیق ثابت شده کسانی که معرفت به حـیات بـاطنی و معرفت ملکوتی نسبت به نظام هستی یـافتند تـوانستند راه بـه سوی حقیقت وجود عالم را به دست آورنـد و سـیره انبیا و ائمه هدی به خوبی نمایانگر طریق وصول به حقیقت و قرب الهی اسـت.

قـمر بنی هاشم با درک این مـعرفت دل در گـرو امام نـهاد و اکـنون چـون خورشید تابان در آسمان زندگی برای رهـایی انـسانها از ظلمات می تابد. اگر به ابعاد ملکی و ملکوتی نهضت عاشورا توجه گردد، بـه وضـوح مشاهده می شود که نقش و جایگاه ابـوالفضل(ع) در این فضا بسیار اسـاسی و مـاندگار است. عشق مردم به حـضرت و قـسم خوردن به او و باب الحوائج دانستن وی نشان از جایگاه حضرت در قیام عاشوراست و به عبارتی تـفسیر روشـن و اطمینان بخش از نهضت کربلا، عـباس بـن عـلی(ع) است و حرم امـام بـدون حرم عباس (ع) تعریف و تـفسیر نـمی گردد.

شریف القرشی درباره ویژگی های حضرت عباس(ع) می نویسد: ابوالفضل(ع) همه فضیلت ها و صفات پدر را بـه ارث بـرد، تا آن که نزد مسلمانان سنبل هـر فـضیلت و نماد هـر ارزشـی والا گـشت. صفاتی مانند شجاعت، ایـمان به خدا، خویشتن داری، صبر و قوت اراده، مهربانی و وفاداری (شریف القرشی , ۱۳۹۳ , چ نهم: ۶۴ – ۵۵)

صفتی که عام و خاص دربـاره حـضرت عباس(ع) بیان می کنند، صفت وفـاداری اسـت. ایـن صـفت بـدون پشتوانه ی اعتقادی و فـکری مـمکن نیست. وفا و وفاداری در زمره فضائل و ملکات اخلاقی است و اوج این وفاداری در ایثار جان برای بقای یک مـکتب و نـظام، خـود نمایی می کند. هریک از شهدای راه اسلام و انـقلاب اسـلامی بـه تـأسی از ایـن صـفت و مصداقی چون عباس(ع) برای حیات اسلام ایثار جان نمودند. آنچه که از وفاداری حضرت عباس (ع) در عاشورا قابل درک است وفاداری در تمامی ابعاد آن است. وفاداری حضرت در محور های زیر مـعنا یافته و تاریخ وفاداری را در سیر تمدن بشر روایت ویژه و ممتاز نموده است.

  • وفاداری به دین.

  • وفاداری به امت.

  • وفاداری به وطن.

  • وفاداری به برادر و امام

در سیره حضرت عباس(ع) موارد یاد شـده بـه وضوح دیده و تفسیر می گردد. معمولاً انسانها در لحظه خطر در پی وسیله یا فرصت نجات خود از معرکه می گردند. اما عباس(ع) با تمام وجود و عشق شورانگیز پای در معرکه می گذارد. برای او حفظ و اسـتمرار اسـلام برپایه ی سیره ی نبوی و علوی الویّت اول بوده است.

برای او اقامه نماز و اجرای حدود الهی به سبک رسول الله و ائمه هدی مبنا و اساس بوده است. بـرای او تـحقق اهداف نهضت کربلا و رهایی مـردم از ظـلمات و ستم و استبداد امویان و نابودی انحرافات و ابداعات دینی مهم بوده است. برای او زندگی با استقرار نظام امامت و پیوست امت به امام معنا داشته است. بـرای او زنـدگی در پرتو تجلی نور امـامت بـه امامت حسین بن علی(ع) برای رستگاری جامعه و وارد نمودن مردم به صراط مستقیم هویت بخش بود. برای او رساندن آب به مردم و بر عهده گرفتن سقایت امت اهمیت ویژه داشته است. برای او پالودن جـامعه از مـظاهر و شرک و دوئیت و تظاهر و ریا، مکر و حیله، مردم فریبی و دنیا گرایی در ظلّ استقرار نظام امامت یک تکلیف الهی بوده است. برای او انجام دقیق تکلیف الهی و نشان دادن وفاداری به نظام امامت و امـام عـصر حسین بـن علی(ع) یک شاخص ماندگار بوده است. برای او با بستن آب به روی انسان و محروم نمودن انسانها از نعمت های خدادادی و حـفظ حیات طیبه آنها، به عنوان عزیزترین و شریفترین کار در قیام بوده اسـت و او بـه امـر امام برای رساندن آب به کودکان و زنان و مردان حاضر در قیام شربت شهادت نوشید. آب را دید بر کف گـرفت ولی هرگز قبل از رساندن آن به خیمه ننوشید. او در هنگام نبرد با دشمن و در حین مبارزه بـا زیـد بـن ورقا در حالی که مشک آب بر گردنش بود این رجز را خواند:

والله ان قطعتوا یمینی انی احامی ابـدا عن دینی

و عن امام صادق یقینی نجل النبی الطاهر الامینی

به خدا سـوگند اگر دست راستم را قـطع کـردید،من همیشه حامی دین خود هستم و از امامی که دارای یقین است و درست بود و نوه ی پیامبر پاک و امین است، حمایت می کنم. این کلمه که فرمود “احامی ابدا عن دینی” یعنی همیشه حامی دیـن خود هستم، این وظیفه هر متدینی است که دائما طرفدار دین باشد و از جان و مال و دست و قدم خود در راه دین مضائقه نکند. (کلباسی , ۱۳۸۹ , چ ۶: ۸۸ – ۱۸۷)

در منابع تاریخی درباره مشق وفادرای و عرصه جان نثاری او گزارشهایی وجـود دارد. دیـنوری می گوید: آنگاه که همه یاران امام و شماری از بنی هاشم به شهادت رسیدند حضرت ابوالفضل(ع) به برادران خود عثمان و عبدالله و جعفر فرمود جانم فدایتان پیش تازید و از سرورتان حمایت کنید تا ایـن کـه در برابرش به کام مرگ فرو روید، آنان همگی به میدان نبرد رفتند و کشته شدند. (دینوری, ۱۹۶۰: ۲۵۷ ) گزارش دینوری در الکامل فی التاریخ آمده و این نشان می دهد که عباس(ع) در راهی کـه انـتخاب کرده بود، چقدر استوار و مومن است. (ابن اثیر،۱۳۷۶،ج پنجم،چ دوم:۲۲۵۳)

انسان وفادار به دین و امام در لحظه نیاز نه تنها به خود، بلکه به افراد دیگری که وفادار به نهضت و مـکتب اند را یـادآوری مـی کند و درس می دهد. عباس(ع) که تـجسم وفـادرای بـه مکتب امام است تا فرجام شهادت پیش می رود و به فرمان امام عصر و رهبر نهضت برای نجات اسلام رهسپار کربلا می گردد (جـوادی آمـلی، ۱۳۸۶ ج پنـجم : ۱۴۷)

مورّخان درباره نحوه شهادت عباس(ع) می گویند او بـه مـیدان شتافت در حالی که این رجز را می خواند ((سوگند راستین به خدای بزرگ و ارجمند و به حجون و زمزم و به حطیم و آستانه ی آنـکه مـورد احـترام است، هر آینه تن را به خون خود رنگی می سازم در راه دفـاع از حسین که پیوسته با افتخار بوده و پیشوا فضل و کرم (ابن اعثم کوفی , ۱۳۹۲ , ج ۵: ۲۰۷)

حضرت عباس(ع) در گفتار اهل بیت

شـهادت عـباس بـن علی در کنار امام حسین(ع) واقعیتی است که امیر مومنان در هنگامی کـه دسـتان عباس(ع) را بوسه می زد، با چشم دل و بینش غیبی می دید. «روایت است که در دوران طفولیت حضرت عباس(ع) یـک روز عـلی بـن ابی طالب وی را در دامان خود گذاشت و آستین هایش را بالا زد و درحالی که به شدت اشـک مـی ریخت، بـه بوسیدن بازوهای عباس(ع) پرداخت. ام البنین حیرت زده از این صحنه از امام پرسید چرا گریه می کنید؟ حضرت بـا صـدای آرام پاسـخ داد به این دو دست نگریستم و آنچه را که بر سرشان خواهد آمد به یاد آوردم. ام البنین هـراسان پرسـید چه بر سر آنها خواهد آمد؟ امام با تأثر گفت آنها از بازو قطع خـواهد شـد. چـرا دست های او قطع می شود؟ امام به او خبر داد که دستان فرزندش در راه یاری اسلام و دفاع از برادرش قطع خـواهد شـد.» (ربانی خلخالی , ۱۳۸۶ , چ ۷: ۱۴۰)

افزون بر روایت مذکور بعضی روایت هایی هم وجود دارد که دلالت بـر پیـشگویی حضرت علی(ع) نسبت به آینده عباس(ع) دارد. البته پذیرش قطعی این گونه روایات نیاز به بـررسی عـمیق اسناد و صحت محتوای آن دارد. قضاوت درباره ی شخصیت های دینی و ملی و تاریخی بدون حـصول اطـمینان از داده هـا روشی است غیر علمی و گاه موجب تشویش اذهان عمومی نسبت به بزرگان می گردد. شبستری بـه اسـتناد سـخن عبدالحسین حلی می گوید: « امیرالمومنین حضرت عباس(ع) را فرا خواند و به سینه چسباند و چـشمانش را بـوسید و از او عهد گرفت که چون در کربلا بر آب دست یافت تا برادرش تشنه است، قطره ای از آن ننوشد و این کـه اربـاب مقاتل گویند حضرت عباس(ع) در شریعه فرات آب از دست بریخت به سبب اطاعت از سـفارش پدرش عـلی مرتضی بوده است.» (شبگاهی , ۱۳۸۹: ۶۴)

مقام و منزلت عـباس(ع) نـزد خـاندان عصمت و طهارت بالا و والاست و قبل از این کـه عـباس(ع) حماسه بلند تاریخی و انسانی خود را در کربلا به منصه ظهور رساند درباره او و آینده ای کـه رقـم خواهد خورد سخن گفته اند. نـقل اسـت که رسـول الله از دخـترش حـضرت زهرا (س) پرسید برای شفاعت امّت مـن چـه آورده ای؟ گفت دو دست ابوالفضل(ع). (کلباسی , ۱۳۸۴: ۲۰۹ )

این نکته نشانگر عظمت روحی و معنوی ابوالفضل نـزد بـانوی دو عالم حضرت زهرا(س) است که در مـقام شفاعت دهی قرار دارد. اکـنون کـتب متعددی در باب کرامت حضرت ابـوالفضل بـر اساس دریافت گزارشهایی از افرادی که توفیق دریافت کرامت شدند، تدوین شده است و لقـب بـاب الحوائج قمر بنی هاشم بـه دلیـل هـمین شفاعت بخشی و کـراماتی اسـت که حضرت دارد. (سید بـن طـاووس , ۱۳۸۹ , چ ۱۲: ۷۰ – ۳۵۵ )

آنچه درخور تامل است واقعه ای است که برای عباس(ع) در قیام کربلا رخ دارد و آنچه رخ دادهـ بـا پیشگویی حضرت علی(ع) تطابق دارد. رزم حماسه سـاز عـباس(ع) و نوع ایـثارگری بـی نـظیر او توانست واقعه کربلا را در نـزد اهل بیت و تنی چند از ائمه اطهار بسیار ارزشمند و ماندگار جلوه دهد و درباره شخصیت و خدمات عـباس(ع) سـخنانی مهم و تاثیرگذاری را بیان نمایند. امام سـجاد (ع) دربـاره حـضرت عـباس (ع) مـی فرماید:

رحم الله عـمی العـباس فلقد اثرو ابلی و فدی اخاه بنفسه حتی قطعت یداه فابدله الله عزوجل منهما جناحین یطیر بهما مـع المـلائکه فـی الجنه کما حبل لجعفر بن ابی طـالب و ان العـباس عـند الله تـبارک ئ تـعالی مـنزله یغبطه بها جمیع الشهدا یوم القیامه.

(صدوق , ۱۴۱۶ ق , ج اول: ۳۵ )

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *